NFPA12 پیوست G اطلاعات درباره اثرات گاز دی‌اکسید کربن سیستم اطفاء

IMG 1785

پیوست G اطلاعات عمومی درباره دی‌اکسید کربن
این پیوست بخشی از الزامات این سند NFPA نیست، بلکه فقط برای اهداف اطلاعاتی ارائه شده است.
G.1 دی‌اکسید کربن به طور متوسط با غلظت حدود ۰.۰۴ درصد حجمی در جو وجود دارد. این ماده همچنین محصول نهایی طبیعی متابولیسم انسان و حیوانات است. دی‌اکسید کربن به چندین روش مهم بر برخی عملکردهای حیاتی تأثیر می‌گذارد، از جمله کنترل تنفس، گشاد شدن و تنگ شدن رگ‌های خونی – به ویژه در مغز – و تنظیم pH مایعات بدن. غلظت دی‌اکسید کربن در هوا نرخ آزادسازی دی‌اکسید کربن از ریه‌ها را کنترل می‌کند و بنابراین بر غلظت دی‌اکسید کربن در خون و بافت‌ها تأثیر می‌گذارد. افزایش غلظت دی‌اکسید کربن در هوا می‌تواند خطرناک شود، زیرا باعث کاهش نرخ آزادسازی دی‌اکسید کربن از ریه‌ها و کاهش دریافت اکسیژن می‌شود. اطلاعات بیشتر در مورد مواجهه با دی‌اکسید کربن را می‌توان از انتشارات شماره 76-194 اداره بهداشت و خدمات انسانی آمریکا (NIOSH) به دست آورد. ملاحظات ایمنی پرسنل در بخش ۴.۳ پوشش داده شده است.
جدول G.1 اطلاعاتی درباره اثرات حاد سلامتی ناشی از غلظت‌های بالای دی‌اکسید کربن ارائه می‌دهد.

9k=

دی‌اکسید کربن یک محصول تجاری استاندارد با کاربردهای فراوان است. این گاز شاید بیشتر به عنوان گازی که به نوشابه‌ها و سایر نوشیدنی‌های گازدار حالت “فیز” می‌دهد، شناخته شده باشد. در کاربردهای صنعتی، دی‌اکسید کربن به دلیل خواص شیمیایی، خواص مکانیکی به عنوان عامل فشاردهنده، یا خواص سرمایشی به صورت یخ خشک استفاده می‌شود.
در کاربردهای اطفاء حریق، دی‌اکسید کربن دارای چندین ویژگی مطلوب است. این گاز غیرخورنده، بدون آسیب‌رسانی و بدون باقی گذاشتن باقی‌مانده‌ای برای تمیزکاری پس از حریق است. همچنین فشار مورد نیاز برای تخلیه از طریق لوله‌ها و اسپرینکلرها را خود تأمین می‌کند. چون یک گاز است، به راحتی نفوذ کرده و به همه بخش‌های خطر گسترش می‌یابد. دی‌اکسید کربن رسانای الکتریسیته نیست و بنابراین می‌توان از آن در خطرات برقی فعال استفاده کرد. این گاز می‌تواند تقریباً برای تمام مواد قابل احتراق به جز چند فلز فعال، هیدریدهای فلزی و موادی مانند نیترات سلولز که دارای اکسیژن آزاد هستند، به طور مؤثر استفاده شود.
در شرایط معمول، دی‌اکسید کربن گازی بی‌رنگ و بی‌بو با چگالی حدود ۵۰ درصد بیشتر از چگالی هوا است. بسیاری از افراد ادعا می‌کنند که می‌توانند بوی دی‌اکسید کربن را حس کنند، اما این احتمالاً به دلیل وجود ناخالصی‌ها یا تأثیرات شیمیایی در بینی است. دی‌اکسید کربن به راحتی با فشرده‌سازی و سرمایش به مایع تبدیل می‌شود. با سرمایش و انبساط بیشتر، می‌توان آن را به حالت جامد نیز تبدیل کرد.
رابطه بین دما و فشار دی‌اکسید کربن مایع در منحنی شکل G.1 نشان داده شده است. با افزایش دمای مایع، فشار نیز افزایش می‌یابد. با افزایش فشار، چگالی بخار بالای مایع افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، مایع با افزایش دما منبسط شده و چگالی آن کاهش می‌یابد. در دمای ۸۷.۸ درجه فارنهایت (۳۱ درجه سانتی‌گراد)، مایع و بخار چگالی یکسانی دارند و در نتیجه فاز مایع ناپدید می‌شود. این دما به عنوان دمای بحرانی دی‌اکسید کربن شناخته می‌شود. در دمای زیر دمای بحرانی [۸۷.۸ درجه فارنهایت (۳۱ درجه سانتی‌گراد)]، دی‌اکسید کربن در یک مخزن بسته به صورت بخشی مایع و بخشی گاز است. بالاتر از دمای بحرانی، کاملاً به حالت گاز در می‌آید.
یکی از ویژگی‌های غیرمعمول دی‌اکسید کربن این است که نمی‌تواند به صورت مایع در فشارهای کمتر از ۶۰.۴ psi [۷۵ psi مطلق (۵۱۷ کیلوپاسکال)] وجود داشته باشد. این فشار نقطه سه‌گانه است که در آن دی‌اکسید کربن می‌تواند به صورت جامد، مایع یا بخار باشد. زیر این فشار، بسته به دما، دی‌اکسید کربن باید یا به صورت جامد یا گاز باشد.
اگر فشار در یک مخزن ذخیره‌سازی با تخلیه بخار کاهش یابد، بخشی از مایع تبخیر می‌شود و مایع باقی‌مانده سردتر می‌شود. در فشار ۶۰.۴ psi [۷۵ psi مطلق (۵۱۷ کیلوپاسکال)]، مایع باقی‌مانده به یخ خشک در دمای ۶۹.۹- درجه فارنهایت (۵۷- درجه سانتی‌گراد) تبدیل می‌شود. کاهش بیشتر فشار به فشار اتمسفری، دمای یخ خشک را به دمای طبیعی ۱۰۹.۳- درجه فارنهایت (۷۹- درجه سانتی‌گراد) کاهش می‌دهد.
همین فرآیند زمانی اتفاق می‌افتد که دی‌اکسید کربن مایع به اتمسفر تخلیه شود. بخش بزرگی از مایع به بخار تبدیل شده و حجم آن به شدت افزایش می‌یابد. بقیه به ذرات ریز یخ خشک در دمای ۱۰۹.۳- درجه فارنهایت (۷۹- درجه سانتی‌گراد) تبدیل می‌شود. این یخ خشک یا برف باعث می‌شود که تخلیه ظاهری ابری سفیدرنگ داشته باشد. دمای پایین همچنین موجب چگالش بخار آب موجود در هوای مکیده شده می‌شود، به طوری که مه آب معمولی تا مدتی پس از تصعید یخ خشک باقی می‌ماند.
دی‌اکسید کربن گازی بی‌رنگ، بی‌بو، غیررسانای الکتریکی و بی‌اثر است که یک محیط مناسب برای اطفاء حریق محسوب می‌شود. دی‌اکسید کربن مایع هنگام آزادسازی مستقیم به اتمسفر، به یخ خشک (“برف”) تبدیل می‌شود. گاز دی‌اکسید کربن ۱.۵ برابر سنگین‌تر از هوا است. دی‌اکسید کربن با کاهش غلظت اکسیژن، بخار سوخت، یا هر دو در هوا تا جایی که احتراق متوقف شود، آتش را خاموش می‌کند. (به بخش ۴.۳ مراجعه شود.)

سیستم‌های اطفاء حریق دی‌اکسید کربن در محدوده این استاندارد برای خاموش کردن آتش‌های مربوط به خطرات خاص یا تجهیزات در کاربری‌های زیر مفید هستند:
(۱) در جایی که یک محیط بی‌اثر و غیررسانای الکتریکی ضروری یا مطلوب باشد
(۲) در جایی که پاکسازی سایر محیط‌ها مشکل ایجاد کند
(۳) در جایی که نصب چنین سیستم‌هایی نسبت به سیستم‌هایی که از محیط‌های دیگر استفاده می‌کنند، اقتصادی‌تر باشد

برخی از انواع خطرات و تجهیزاتی که سیستم‌های دی‌اکسید کربن می‌توانند به طور رضایت‌بخشی از آن‌ها محافظت کنند شامل موارد زیر است:
(۱) مواد مایع قابل اشتعال (به بخش ۴.۵.۴.۹ مراجعه شود.)
(۲) خطرات الکتریکی مانند ترانسفورماتورها، کلیدها، قطع‌کننده‌های مدار، تجهیزات چرخشی و تجهیزات الکترونیکی
(۳) موتورهایی که از بنزین و سایر سوخت‌های مایع قابل اشتعال استفاده می‌کنند
(۴) مواد قابل احتراق معمولی مانند کاغذ، چوب و منسوجات
(۵) جامدات خطرناک

G.2 اطلاعات بیشتر درباره خواص فیزیکی دی‌اکسید کربن در “راهنمای مهندسی حفاظت از حریق SFPE” قابل دسترسی است.

نوشته‌های مشابه

  • الزامات طراحی سیستم اطفاء حریق به روش غرقه سازی کلی یا TOTAL FLOODING با گاز دی اکسید کربن

    1. فصل ۵ – سیستم‌های غرقه‌سازی کلی

    ۵.۱ اطلاعات عمومی (همچنین به پیوست D مراجعه شود)
    ۵.۱.۱ توصیف: یک سیستم غرقه‌سازی کلی باید شامل منبع ثابت دی‌اکسید کربن باشد که به صورت دائم به لوله‌کشی ثابت متصل شده و دارای نازل‌های ثابت برای تخلیه دی‌اکسید کربن به داخل فضای بسته یا اتاق سرور پیرامون خطر باشد.

    ۵.۱.۲ کاربردها: سیستم غرقه‌سازی کلی باید در مواردی استفاده شود که یک محفظه دائمی اطراف خطر وجود دارد و امکان ایجاد و حفظ غلظت لازم دی‌اکسید کربن برای مدت زمان مورد نیاز را فراهم می‌کند.

    ۵.۱.۳ الزامات کلی: سیستم‌های غرقه‌سازی کلی باید طبق الزامات مربوطه در فصل ۴ و همچنین الزامات اضافی ذکرشده در این فصل طراحی، نصب، آزمون و نگهداری شوند.

    ۵.۱.۴ الزامات ایمنی: به بندهای ۴.۳ و ۴.۵.۶ مراجعه شود.

    ۵.۲ مشخصات خطر

    ۵.۲.۱ محفظه

    ۵.۲.۱.۱ برای آتش‌های سطحی یا شعله‌ای، مانند آتش‌هایی که در مایعات قابل اشتعال رخ می‌دهند، هرگونه بازشدگی غیرقابل‌بسته شدن باید طبق بند ۵.۳.۵.۱ با مقدار بیشتری دی‌اکسید کربن جبران شود.

    ۵.۲.۱.۲ اگر مقدار دی‌اکسید کربن موردنیاز برای جبران بازشدگی‌ها از مقدار پایه موردنیاز برای غرقه‌سازی بدون نشت بیشتر باشد، طراحی سیستم به‌صورت کاربرد موضعی طبق فصل ۶ مجاز است.

    ۵.۲.۱.۳ برای آتش‌های عمیق‌ریشه مانند آنچه در جامدات رخ می‌دهد، بازشدگی‌های غیرقابل‌بسته شدن باید به آن‌هایی محدود شوند که در سقف یا مجاور سقف قرار دارند، در صورتی که اندازه این بازشدگی‌ها از الزامات تهویه فشار تعیین‌شده در بند ۵.۶.۲ بیشتر باشد.

    ۵.۲.۱.۴ برای جلوگیری از گسترش آتش از طریق بازشدگی‌ها به خطرات مجاور یا مناطق کاری که ممکن است منابع دوباره اشتعال باشند، این بازشدگی‌ها باید دارای بسته‌شونده‌های خودکار یا نازل‌های کاربرد موضعی باشند.

    ۵.۲.۱.۴.۱ گاز موردنیاز برای چنین حفاظت‌هایی باید علاوه بر مقدار معمول برای غرقه‌سازی کلی فراهم شود. (به بند ۶.۴.۳.۶مراجعه شود)

    ۵.۲.۱.۴.۲ اگر هیچ‌کدام از روش‌های ذکرشده در بندهای ۵.۲.۱.۴و ۵.۲.۱.۴.۱ عملی نباشد، حفاظت باید به خطرات یا مناطق کاری مجاور نیز گسترش یابد.

    ۵.۲.۱.۵ در مورد مخازن فرآیندی و ذخیره‌سازی که تهویه ایمن بخارات و گازهای قابل اشتعال امکان‌پذیر نیست، استفاده از سیستم‌های کاربرد موضعی بیرونی طبق بند ۶.۴.۳.۶ الزامی است.

    ۵.۲.۲ نشت و تهویه

    از آنجا که کارایی سیستم‌های دی‌اکسید کربن به حفظ غلظت خاموش‌کننده گاز بستگی دارد، نشت گاز از فضای موردنظر باید به حداقل رسیده و با افزودن گاز اضافی جبران شود.

    ۵.۲.۲.۱ در صورت امکان، بازشدگی‌هایی مانند درها، پنجره‌ها و … باید طوری طراحی شوند که پیش از تخلیه دی‌اکسید کربن یا همزمان با آن به‌طور خودکار بسته شوند یا الزامات بندهای ۵.۳.۵.۱ و ۵.۴.۴.۱ رعایت شوند. (برای ایمنی افراد، به بند ۴.۳مراجعه شود)

    ۵.۲.۲.۲ در مواردی که سیستم تهویه با هوای فشرده درگیر باشد، این سیستم‌ها ترجیحاً باید پیش از تخلیه دی‌اکسید کربن یا همزمان با آن خاموش یا بسته شوند، یا گاز جبرانی اضافی فراهم گردد. (به بند ۵.۳.۵.۲ مراجعه شود)

    ۵.۲.۳ انواع آتش

    آتش‌هایی که با روش غرقه‌سازی کلی قابل خاموش‌سازی هستند، به دو دسته زیر تقسیم می‌شوند:

    ۱. آتش‌های سطحی شامل مایعات، گازها و جامدات قابل اشتعال
    ۲. آتش‌های عمیق‌ریشه شامل جامداتی که قابلیت دودزایی و شعله‌ور شدن دارند

    ۵.۲.۳.۱ آتش‌های سطحی

    برای آتش‌های سطحی، دی‌اکسید کربن باید به‌سرعت در محفظه تزریق شود تا نشت جبران شده و غلظت خاموش‌کننده برای مواد خاص ایجاد گردد.

    ۵.۲.۳.۲ آتش‌های عمیق‌ریشه

    برای آتش‌های عمیق‌ریشه، غلظت طراحی‌شده باید برای مدت زمانی حفظ شود تا دودزایی خاموش و مواد تا نقطه‌ای خنک شوند که پس از از بین رفتن جو بی‌اثر، مجدداً مشتعل نشوند.

    ۵.۳ نیازمندی‌های دی‌اکسید کربن برای آتش‌های سطحی

    ۵.۳.۱ کلیات

    ۵.۳.۱.۱ مقدار دی‌اکسید کربن برای آتش‌های سطحی باید بر اساس شرایط متوسط و با فرض خاموش شدن نسبتاً سریع در نظر گرفته شود.

    ۵.۳.۱.۲ اگرچه یک حاشیه ایمن برای نشت معمولی در عوامل حجمی پایه لحاظ شده است، اما باید اصلاحاتی بر اساس نوع ماده درگیر و سایر شرایط خاص صورت گیرد.

    ۵.۳.۲ مواد قابل اشتعال

    ۵.۳.۲.۱ باید مقدار غلظت طراحی‌شده دی‌اکسید کربن متناسب با نوع ماده قابل اشتعال موجود در خطر تعیین گردد.

    ۵.۳.۲.۱.۱ این غلظت باید با افزودن ضریب ۲۰ درصد به حداقل غلظت مؤثر محاسبه شود.

    ۵.۳.۲.۱.۲ در هیچ حالتی نباید از غلظتی کمتر از ۳۴ درصد استفاده شود.

    ۵.۳.۲.۲ جدول ۵.۳.۲.۲ باید برای تعیین حداقل غلظت‌های دی‌اکسید کربن برای مایعات و گازهای مندرج در جدول استفاده شود.

    ۵.۳.۲.۳ برای موادی که در جدول ۵.۳.۲.۲ ذکر نشده‌اند، غلظت تئوریک حداقل دی‌اکسید کربن باید از منبعی معتبر به‌دست آید یا با آزمون مشخص گردد.

    ۵.۳.۲.۴ در صورت وجود اطلاعاتی از مقادیر اکسیژن باقی‌مانده مجاز، غلظت تئوریک دی‌اکسید کربن باید با استفاده از فرمول زیر محاسبه شود:

    ۵.۳.۳ ضریب حجم

    ضریب حجمی که برای تعیین مقدار پایه دی‌اکسید کربن جهت حفاظت از یک محفظه حاوی ماده‌ای با نیاز به غلظت طراحی‌شده ۳۴ درصد استفاده می‌شود، باید مطابق جدول‌های ۵.۳.۳(a) و ۵.۳.۳(b) باشد.

    ۵.۳.۳.۱ در محاسبه ظرفیت خالص مکعبی که باید محافظت شود، اجازه داده می‌شود که برای ساختارهای دائمی، غیرقابل جابجایی و نفوذناپذیر که حجم را به‌طور قابل توجهی کاهش می‌دهند، کسر حجمی در نظر گرفته شود.

    ۵.۳.۳.۲ حجم‌های به‌هم‌پیوسته

    ۵.۳.۳.۲.۱ در دو یا چند حجم به‌هم‌پیوسته که جریان آزاد دی‌اکسید کربن بین آن‌ها ممکن است، مقدار دی‌اکسید کربن باید برابر با مجموع مقادیر محاسبه‌شده برای هر حجم، با استفاده از ضریب حجم متناظر از جدول‌های ۵.۳.۳(a) یا ۵.۳.۳(b) باشد.

    ۵.۳.۳.۲.۲ اگر یکی از حجم‌ها به غلظت بیشتری از مقدار نرمال نیاز داشته باشد (به بند ۵.۳.۴ مراجعه شود)، باید همان غلظت بالاتر برای تمام حجم‌های به‌هم‌پیوسته استفاده شود.

    p

  • سیستم اطفاء حریق ثابت با گاز دی اکسیدکربن از نوع غرقابی کامل و فاقد منبع دی‌اکسید کربن

    8.1 اطلاعات کلی
    8.1.1* شرح: سیستم لوله‌ ای قائم یک سیستم اطفاء حریق ثابت از نوع غرقابی کامل، اعمال موضعی یا شلنگ دستی است که فاقد منبع دی‌اکسید کربن به‌صورت دائمی متصل می‌باشد.
    8.1.2* موارد استفاده: نصب سیستم‌های لوله‌ای قائم تنها با تأیید مرجع ذی‌صلاح مجاز است.
    8.1.3 الزامات عمومی: سیستم‌های لوله‌ای قائم و تأمین سیار باید مطابق الزامات فصل‌های ۴ تا ۷ و همچنین موارد مندرج در بخش‌های 8.2 تا 8.5 نصب و نگهداری شوند.
    8.1.3.1 لوله‌کشی باید مطابق با الزامات مربوط به سامانه‌ای باشد که از منبع دائمی متصل استفاده می‌کند.
    8.1.3.2 طول‌های قابل توجه لوله‌کشی در تأمین سیار باید در طراحی مدنظر قرار گیرند.

    8.2 مشخصات خطر
    استفاده از سیستم‌های لوله‌ ای قائم و تأمین سیار در محافظت از خطراتی که در فصل‌های ۴ تا ۷ توصیف شده‌اند مجاز است، مشروط بر اینکه تأخیر در رسیدن به تخلیه مؤثر دی‌اکسید کربن در زمان انتقال تأمین سیار به محل و اتصال آن به سیستم، تأثیر منفی در خاموش‌سازی نداشته باشد.

    8.3 الزامات لوله قائم
    8.3.1 لوله‌کشی تأمین در سیستم‌های لوله‌ای قائم باید مجهز به اتصالات سریع تعویض بوده و در محل قابل دسترس و به‌وضوح علامت‌گذاری‌شده‌ای برای اتصال به تأمین سیار خاتمه یابد.
    8.3.2 این محل باید با میزان دی‌اکسید کربن مورد نیاز و مدت زمان لازم برای تخلیه مشخص شده باشد.

    8.4 الزامات تأمین سیار
    8.4.1* ظرفیت: تأمین سیار باید دارای ظرفیتی مطابق با الزامات فصل‌های ۴ تا ۷ باشد.
    8.4.2 اتصال
    8.4.2.1 تأمین سیار باید به نحوی تجهیز شده باشد که بتواند دی‌اکسید کربن را به سیستم لوله‌ای قائم منتقل کند.
    8.4.2.2 اتصالات سریع تعویض باید فراهم شوند تا این اتصالات با بیشترین سرعت ممکن برقرار گردند.

    8.4.3 قابلیت جابجایی
    8.4.3.1 مخزن یا مخازن ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن باید بر روی یک وسیله نقلیه قابل حرکت نصب شده باشند که بتوان آن را با دست، با وسیله نقلیه موتوری جداگانه یا با نیروی محرکه خود به محل آتش‌سوزی رساند.
    8.4.3.2 وسیله جابجایی تأمین سیار باید قابل‌اطمینان بوده و قادر باشد با حداقل تأخیر به محل حریق برسد.

    8.4.4 محل استقرار
    تأمین سیار باید نزدیک به خطراتی که برای حفاظت از آن‌ها در نظر گرفته شده، نگهداری شود تا اطفاء حریق در کوتاه‌ترین زمان ممکن پس از بروز حریق آغاز گردد.

    8.4.5 تجهیزات جانبی
    تأمین سیار برای سیستم‌های لوله‌ای قائم می‌تواند به شلنگ‌های دستی به عنوان تجهیزات جانبی برای حفاظت از خطرات پراکنده کوچک یا به‌عنوان مکمل سیستم‌های لوله‌ای قائم یا دیگر سامانه‌های ثابت مجهز باشد.

    8.5* آموزش
    آموزش افراد مسئول این تجهیزات در استفاده و نگهداری از سیستم‌های لوله‌ای قائم و تأمین سیار امری حیاتی است

  • طراحی دتکتور حرارتی خطی – ویژه مهندس طراح

    همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، نصب دتکتور حرارتی خطی باید مطابق با استاندارد NFPA 70 (کد ملی برق آمریکا)، استانداردNFPA 72 (کد اعلام حریق) یا طبق الزامات مرجع محلی ذی‌صلاح انجام شود. این بخش از دفترچه، نمونه‌هایی از طراحی نصب برای کاربردهای خاص دتکتور حرارتی خطی مانند سردخانه‌ها، سینی کابل‌ها، تونل‌ها و غیره را ارائه می‌دهد. سیم دتکتور حرارتی خطی را می‌توان مشابه دتکتورهای حرارتی نقطه‌ای در ارتفاع سقف نصب کرد، که پوشش تشخیص وسیع‌تری را فراهم می‌کند. برخی کاربردها نیز شامل نصب نزدیک به منبع خطر می‌شود که این امر باعث انتقال سریع گرما و اعلام سریع هشدار می‌گردد. این نوع نصب با عنوان کاربرد ویژه یا تشخیص مجاورتی شناخته می‌شود. دتکتور حرارتی خطی توسط شرکت‌های Underwriters Laboratories (UL) و Factory Mutual Research Corporation (FM) مورد آزمون قرار گرفته و تأیید شده است و فواصل نصب استانداردی برای آن تعیین شده است. این الزامات در بخش‌های بعدی به‌طور کامل توضیح داده شده‌اند. هنگام طراحی پوشش تشخیص، توجه به عواملی که ممکن است بر طراحی نهایی تأثیر بگذارند و موجب کاهش فاصله مجاز نصب برای دستیابی به پوشش مؤثر شوند، ضروری است. این عوامل می‌توانند شامل جریان هوا، نوع ساختار، ارتفاع سقف‌ها و موانع موجود باشند. مرجع محلی ذی‌صلاح ممکن است فواصلی متفاوت با مقادیر توصیه‌شده را الزامی بداند، بنابراین باید پیش از نصب با آن مشورت شود.

    تشخیص ناحیه‌ای
    برای تشخیص در سطح وسیع یا گسترده، دتکتور حرارتی خطی باید در سقف یا روی دیوارهای جانبی و در فاصله‌ای حداکثر ۲۰اینچ (۵۱ سانتی‌متر) از سقف نصب شود. نصب‌هایی که شامل ساختارهای تیر یا خرپا هستند، در بخش‌های بعدی توضیح داده خواهند شد. شکل ۳۴ فواصل نصب مورد تأیید نهادهای استاندارد را نشان می‌دهد.

    2Q==

    فاصله‌گذاری در سقف صاف

    حداکثر فاصله برای نصب روی سقف‌های صاف نباید بیشتر از فاصله تأییدشده بین مسیرهای موازی سیم دتکتور حرارتی خطی باشد، و همچنین باید فاصله آن از دیوارها یا جداکننده‌هایی که تا فاصله ۱۸ اینچ (۴۶ سانتی‌متر) از سقف بالا آمده‌اند، کمتر از نصف فاصله تأییدشده باشد. شکل ۳۵ نمونه‌ای از طراحی سقف صاف با استفاده از فاصله‌گذاری ۳۵ فوت (۱۰.۷ متر) را نشان می‌دهد.

    Z

    ساختار تیرآهنی
    طراحی فاصله‌گذاری برای سقف‌هایی با ساختار تیرآهنی بر اساس دو عامل انجام می‌شود: عمق تیر و فاصله بین تیرها. برای اطمینان از نصب صحیح سیستم، حتماً دستورالعمل‌های زیر را رعایت کرده یا برای جزئیات بیشتر به استاندارد NFPA 72 مراجعه کنید.

    تیرهایی با عمق ۴ اینچ (۱۰ سانتی‌متر) یا کمتر

    چیدمان مشابه سقف صاف است.
    حداکثر فاصله بین مسیرهای موازی سیم دتکتور حرارتی خطی، ۳۵ فوت (۱۰.۷ متر) است.
    حداکثر فاصله از هر دیوار یا جداکننده‌ای که تا ۱۸ اینچ (۴۶سانتی‌متر) به سقف نزدیک شده، ۱۷ فوت و ۶ اینچ (۵.۳متر) است.

    تیرهایی با عمق بیش از ۴ اینچ (۱۰ سانتی‌متر)

    حداکثر فاصله بین مسیرهای سیم که به‌صورت عمود بر تیرها نصب شده‌اند، برابر با دو سوم فاصله مجاز در سقف صاف است.
    حداکثر فاصله از دیوارها یا جداکننده‌هایی که تا ۱۸ اینچ (۴۶سانتی‌متر) به سقف نزدیک شده‌اند، ۱۷ فوت و ۶ اینچ (۵.۳متر) است. این مسیرهای سیم به‌صورت عمود بر تیرها نصب می‌شوند، همان‌طور که در شکل ۳۶ نشان داده شده است.
    سیم‌های دتکتور که به‌صورت موازی با تیرها نصب می‌شوند، می‌توانند با همان فاصله استاندارد باقی بمانند.
    اگر عمق تیرها بیشتر از ۱۸ اینچ (۴۶ سانتی‌متر) و فاصله بین آن‌ها بیش از ۸ فوت (۲.۴ متر) باشد، هر بخش ایجادشده بین تیرها (محفظه تیر) به‌عنوان یک ناحیه جداگانه در نظر گرفته شده و نیاز به پوشش مجزا دارد.

    2Q==

    ساختار تیرچه‌ای توپر
    در ساختارهایی با تیرچه‌های توپر، دتکتور حرارتی خطی باید در زیر تیرچه‌ها نصب شود. هنگامی‌که مسیر سیم دتکتور به‌صورت موازی با تیرچه‌ها اجرا می‌شود، حداکثر فاصله مجاز نصف فاصله تعیین‌شده برای سقف صاف خواهد بود. شکل ۳۷ یک نمونه طراحی معمول برای پوشش سقف در ساختار تیرچه‌ای توپر را نشان می‌دهد.

    Z

    سقف‌های شیب‌دار
    شکل ۳۸ نحوه نصب دتکتور حرارتی خطی بر روی سقف‌های شیب‌دار یا نوک‌تیز را نشان می‌دهد. حداقل باید یک مسیر سیم‌کشی در فاصله حداکثر ۳ فوت (۰.۹ متر) به‌صورت افقی از نوک سقف اجرا شود. سایر مسیرهای لازم باید بر اساس فاصله افقی طرح‌ریزی‌شده از سقف به سمت پایین و نوع ساختار به‌کاررفته در سقف طراحی شوند. برای نصب‌هایی که در ارتفاع بیش از ۳۰ فوت (۹.۱ متر) انجام می‌شوند، مطابق بخش ۵.۱.۵باید فاصله‌گذاری کاهش یابد. برای اطلاعات بیشتر در مورد سقف‌های شیب‌دار به بخش ۵.۶.۵.۴ از استاندارد NFPA 72 مراجعه شود.

    Z

    توجه: سقف‌های شیب‌داری که طبق کد به‌عنوان سقف صاف در نظر گرفته می‌شوند
    بر اساس مقررات، برخی از سقف‌های شیب‌دار در صورتی که شرایط خاصی را داشته باشند، به‌عنوان سقف صاف محسوب می‌شوند. برای تعیین اینکه یک سقف شیب‌دار صاف تلقی می‌شود یا خیر، اختلاف ارتفاع (بر حسب اینچ) بین پایین‌ترین و بالاترین نقطه دیوار را اندازه‌گیری کرده و آن را بر عرض دیوار (بر حسب فوت) تقسیم کنید. اگر عدد حاصل کمتر از ۱.۵ باشد، آن سقف به‌عنوان سقف صاف در نظر گرفته می‌شود.

    فاصله‌گذاری در سقف‌های بلند
    برای ارتفاع سقف‌های تا ۳۰ فوت (۹.۱ متر)، دتکتور حرارتی خطی می‌تواند با فاصله ۳۵ فوت (۱۰.۷ متر) نصب شود. برای نصب‌هایی با ارتفاع بیشتر از ۳۰ فوت (۹.۱ متر)، فاصله‌گذاری به نصف فاصله تأییدشده کاهش می‌یابد و به ۱۷ فوت و ۶ اینچ (۵.۳ متر) می‌رسد، همان‌طور که در شکل ۳۹ نشان داده شده است.

    Z

    فضای هوای مرده
    دتکتور حرارتی خطی نباید در گوشه‌ای که در فاصله ۴ اینچ (۱۰سانتی‌متر) از دیوار جانبی یا سقف قرار دارد، نصب شود. همان‌طور که در شکل ۴۰ نشان داده شده است، فضای هوای مرده در جایی ایجاد می‌شود که سقف و دیوار جانبی به هم می‌رسند. زمانی که گازهای داغ از منبع آتش به سمت بالا حرکت می‌کنند، پخش شده، خنک می‌شوند و شروع به پایین آمدن می‌کنند که این امر فضای هوای مرده را ایجاد کرده و می‌تواند بر عملکرد صحیح سیم دتکتور تأثیر بگذارد.

    9k=

    تشخیص مجاورت
    برای اطفاء حریق در نزدیکی یا کاربردهای خاص، کابلSafeCable باید بر روی خطر یا دقیقاً بالای آن نصب شود، به‌گونه‌ای که در معرض افزایش دمای ناشی از وضعیت حریق قرار گیرد.

    موتورها، ژنراتورها، پمپ‌ها، شیرآلات
    دتکتور حرارتی خطی می‌تواند مستقیماً روی سطح تقریباً هر نوع تجهیزات مکانیکی و الکتریکی مطابق شکل ۴۱ نصب شود. این نوع نصب امکان پاسخ سریع به تجهیزات داغ‌شده را فراهم می‌سازد، که می‌تواند زودتر از سیستم‌های تشخیص منطقه‌ای هشدار دهد. معمولاً کابلی که برای اطفاء حریق مستقیم تجهیزات استفاده می‌شود، دارای دمای فعال‌سازی بالاتری است. سیم دتکتور حرارتی خطی با دمای بالاتر می‌تواند به همان سیم دتکتور استفاده‌شده برای تشخیص منطقه‌ای متصل شود، مشروط بر اینکه هر دو بخشی از یک منطقه در نظر گرفته شوند.

    هنگام نصب مستقیم بر روی بدنه موتورها، ژنراتورها و غیره، انتخاب کابل حرارتی خطی باید براساس دمای محیطی سطحی باشد که کابل روی آن نصب می‌شود.

    2Q==

    تشخیص درون کابینت تابلوهای برق، تجهیزات سوییچگیر و سایر کابینت‌های الکتریکی
    دتکتور حرارتی خطی را می‌توان از میان تابلوهای برق، تجهیزات سوییچگیر و سایر کابینت‌های الکتریکی عبور داد به‌طوری‌که در نزدیکی اجزای الکتریکی داخل کابینت قرار گیرد، همان‌طور که در شکل ۴۲ نشان داده شده است. کابل دتکتور باید با استفاده از بست‌های نایلونی غیر رسانا مهار شود.

    در این نوع کاربرد، باید توجه ویژه‌ای به انتخاب دمای مناسب کابل شود، که این انتخاب باید بر اساس دمای محیطی ناحیه حفاظت‌شده و سطحی که کابل دتکتور حرارتی خطی روی آن نصب شده، صورت گیرد.

    9k=

    سیستم‌های اسپرینکلر پیش‌فعال و دلوژ
    هنگام استفاده از دتکتور حرارتی خطی به‌عنوان تجهیز آغازگر در سیستم‌های اسپرینکلر پیش‌فعال، باید به دستورالعمل‌های مربوط به فاصله‌گذاری و موقعیت‌دهی که توسط شرکت Factory Mutual (FM) ارائه شده توجه شود. به‌طور کلی، تأییدیه FM مستلزم آن است که دتکتور حرارتی خطی با فاصله‌ای نصب شود که از حداکثر فاصله مجاز برای سیستم اسپرینکلر سقفی بیشتر نباشد.

    کابل دتکتور باید به‌صورت موازی با هر شاخه لوله اسپرینکلر تا انتهای آن شاخه اجرا شود، سپس به‌صورت زاویه قائمه به سمت شاخه بعدی برگشته و در جهت مخالف ادامه یابد تا انتهای ناحیه تشخیص. اطمینان حاصل شود که هر خم ۹۰ درجه‌ای در کابل دتکتور دارای شعاعی حداقل ۳ اینچ (۷.۶ سانتی‌متر) باشد.

    یک مسیر دتکتور حرارتی خطی (منطقه یا زون) می‌تواند تا ۱۰٬۰۰۰ فوت (۳٬۰۴۸ متر) کابل دتکتور حرارتی خطی را شامل شود. اگر منطقه اسپرینکلر به بیش از ۱۰٬۰۰۰ فوت کابل نیاز داشته باشد، باید یک منطقه تشخیص اضافه تعریف شود.

    تعریف مناطق یا زون ها در سیستم طراحی دتکتور حرارتی خطی
    توجه به این نکته مهم است که تعریف ناحیه تشخیص برای دتکتور حرارتی خطی نباید با تعریف ناحیه برای سیستم اسپرینکلر اشتباه گرفته شود. اگر ناحیه اسپرینکلر فراتر از ظرفیت یک منطقه تشخیص سیگنال باشد، باید یک ناحیه تشخیص اضافی تعریف گردد. در این حالت، هر یک از مناطق تشخیص می‌توانند شیر برقی مشترک سیستم اسپرینکلر را فعال کنند. پوشش منطقه تشخیص نباید فراتر از پوشش ناحیه اسپرینکلر باشد.

    انبارها و سردخانه ها با ذخیره‌سازی قفسه‌ای
    بخش‌های زیر نحوه استفاده از دتکتور حرارتی خطی در انواع سیستم‌های ذخیره‌سازی قفسه‌ای را توضیح می‌دهد، از جمله قفسه‌های باز با یا بدون سیستم اسپرینکلر و ذخیره‌سازی سردخانه‌ای. هنگام نصب دتکتور حرارتی خطی در سیستم قفسه‌ای، چه با سیستم اسپرینکلر و چه بدون آن، باید دستورالعمل‌های FM و همچنین توصیه‌های سازنده رعایت شود.

    ذخیره‌سازی قفسه‌ای باز بدون اسپرینکلر
    در نصب دتکتور حرارتی خطی در سیستم قفسه‌ای باز بدون اسپرینکلر، تعداد مسیرهای کابل دتکتور بر اساس ارتفاع قفسه تعیین می‌شود. به‌طور کلی، برای هر ۱۰ فوت (۳ متر) ارتفاع قفسه، باید یک مسیر کابل دتکتور در نظر گرفته شود. کابل دتکتور باید به تیر بارگذاری متصل شده و در فضای دودکش عرضی عبور داده شود.

    برای مثال، یک قفسه به ارتفاع ۱۸ فوت (۵.۵ متر) باید دارای دو مسیر کابل باشد، در حالی که برای سیستم قفسه‌ای به ارتفاع ۴۰ فوت (۱۲ متر) چهار مسیر کابل مورد نیاز است.

    برای جزئیات بیشتر به استاندارد NFPA 72 در مورد این نوع نصب‌ها مراجعه شود.

    ذخیره‌سازی قفسه‌ای باز با اطفاء حریق اسپرینکلر
    در مورد قفسه‌های تکی یا دو ردیفه، یک مسیر دتکتور حرارتی خطی برای هر تراز اسپرینکلر مورد نیاز است، همان‌طور که در شکل ۴۳ نشان داده شده است. کابل دتکتور باید به تیر بارگذاری در تراز اسپرینکلر متصل شده و در فضای دودکش عرضی عبور داده شود.

    Z

    برای قفسه‌های چند ردیفه، هر خط اسپرینکلر نیاز به یک مسیر کابل دتکتور متناظر خواهد داشت.

    مناطق سردخانه‌ای
    هنگام استفاده از دتکتور حرارتی خطی به ‌عنوان تجهیز آغازگر در سیستم‌های اسپرینکلر پیش‌فعال در مناطق سردخانه‌ای، باید به دستورالعمل‌های ارائه‌شده توسط Factory Mutual (FM) توجه شود. این دستورالعمل‌ها را می‌توان در برگه‌های اطلاعات پیشگیری از خسارت FM مانند 8-29 یافت. به‌طور کلی، تأییدیهFM مستلزم آن است که دتکتور حرارتی خطی با فاصله‌ای نصب شود که از حداکثر فاصله مجاز برای سیستم اسپرینکلر سقفی بیشتر نباشد.

    به همین دلیل، در مواقعی که تشخیص در سقف در مناطق سردخانه‌ای مورد نیاز است، می‌توان کابل دتکتور سقفی را به لوله اسپرینکلر متصل نمود. هنگام برنامه‌ریزی چنین نصبی، حتماً با مرجع ذی‌صلاح (AHJ) هماهنگی شود.

    در نصب دتکتور حرارتی خطی همراه با سیستم اسپرینکلر در یک سیستم قفسه‌ای، باید دستورالعمل‌های FM و همچنین توصیه‌های سازنده رعایت گردد.

    در مورد قفسه‌های تکی یا دو ردیفه، یک مسیر دتکتور حرارتی خطی برای هر تراز اسپرینکلر لازم است. کابل دتکتور باید به تیر بارگذاری در تراز اسپرینکلر متصل شده و در فضای دودکش عرضی یا طولی عبور داده شود. در قفسه‌های چند ردیفه، هر خط اسپرینکلر نیاز به یک مسیر کابل دتکتور حرارتی خطی متناظر دارد.

    نصب:
    کابل رابط از پنل کنترل/رهاسازی اطفاء حریق به یک جعبه اتصال(J-Box) که روی قفسه و برای ناحیه خاصی نصب شده، کشیده می‌شود. سپس دتکتور خرارتی خطی را از جعبه اتصال از میان قفسه‌ها مطابق شکل‌های ۴۴ و ۴۵ عبور داده می‌شود و ممکن است به سیستم قفسه‌ای دوم در آن سوی راهرو ادامه یابد.

    هنگام نصب کابل دتکتور روی تیر افقی بارگذاری، از نبشی یا کانال‌های باز موجود در ساختار قفسه برای محافظت کابل در برابر آسیب احتمالی ناشی از لیفتراک یا محصول استفاده شود. کابل می‌تواند با استفاده از بست‌های ساخته‌شده از نایلون  که مقاومت کافی در برابر اشعه یووی آفتاب و دمای سرد یا زیر صفر را دارد، مهار شود.

    هنگام عبور کابل از راهروها، باید آن را در ارتفاعی نصب کرد که از هرگونه آسیب احتمالی ناشی از لیفتراک، جرثقیل یا کالا در امان باشد. کابل دتکتور را می‌توان یک تراز بالاتر از سطح اسپرینکلر نصب کرد تا از آسیب همزمان به لوله اسپرینکلر و کابل دتکتور که ممکن است منجر به فعال‌سازی سیستم و جاری شدن آب شود، جلوگیری شود.

    2Q==

    9k=

    یک انبار سردخانه‌ای ممکن است به مدار تشخیص کلاس “A” به‌جای کلاس “B” نیاز داشته باشد. برای این نوع نصب، یک سیم مسی از جعبه اتصال (J-Box) در انتهای ناحیه کابل دتکتور حرارتی خطی تا پنل کشیده می‌شود تا مدار کامل شود

    دتکتور حرارتی خطی هنگام کاهش دما در انبار سردخانه‌ای و رسیدن به دمای عملیاتی، دچار جمع‌شدگی می‌شود. در نصب‌هایی که پیش از خنک‌سازی در مناطق سردخانه‌ای انجام می‌شوند، باید میزان مشخصی از افتادگی کابل در حین نصب لحاظ شود تا جمع‌شدگی ناشی از سرما جبران شود.

    شکل ۴۶ نموداری است که در تعیین میزان افتادگی مورد نیاز بین بست‌های نصب، کمک می‌کند.

    9k=

    سینی کابل
    در کاربرد دتکتور حرارتی خطی روی سینی کابل، باید از الگوی موج سینوسی همان‌طور که در شکل‌های ۴۷ و ۴۸ نشان داده شده استفاده شود. حداکثر فاصله بین هر قله یا دره نباید بیش از ۶ فوت (۱.۸ متر) باشد. کابل دتکتور حرارتی خطی باید از کناره‌های سینی کابل، با استفاده از مناسب‌ترین بست نصب متناسب با نوع ساختار سینی، مهار شود.

    برای اطلاعات مربوط به تجهیزات نصب در سینی کابل به بخش های قبلی این دفترچه مراجعه شود. این تجهیزات نصب، باعث تضمین نصب صحیح و تماس مناسب با کابل‌های داخل سینی کابل می‌شود.

    Z

    2Q==

    برآورد طول دتکتور حرارتی خطی برای سینی کابل
    از آنجایی که در نصب توصیه‌شده، دتکتور حرارتی خطی باید به‌صورت موج سینوسی عبور داده شود، ممکن است برآورد دقیق طول مورد نیاز برای یک مسیر خاص دشوار باشد. محاسبه زیر به تعیین تقریبی مقدار کابل مورد نیاز در نصب سینی کابل کمک خواهد کرد (شکل ۴۹).

    برای تعیین تعداد نقاط نصب در طول سینی کابل، طول سینی کابل را بر ۳ تقسیم کرده و عدد ۱ را به حاصل اضافه کنید.

    2Q==

    نقاله‌ها
    در سیستم‌های نقاله، چند ناحیه رایج وجود دارد که نیاز به حفاظت دارند. غلتک‌هایی که به دلیل اصطکاک ناشی از از‌دست‌رفتن روانکاری بیش از حد گرم می‌شوند و بیرینگ‌های غلتک داغ ممکن است موجب آتش‌گرفتن تسمه یا محصول روی آن شوند. مواد موجود روی نقاله نیز ممکن است بر اثر اصطکاک یا جرقه شعله‌ور شوند. خرابی و کارکرد بیش از حد نیز می‌تواند باعث داغ‌شدن بیش از حد موتورهای محرک شده و موجب آتش‌سوزی گردد. این‌ها همه از نواحی رایج برای حفاظت در سیستم‌های نقاله هستند. جزئیات مربوط به کاربرد در نقاله‌ها در شکل‌های ۵۰ و ۵۱نشان داده شده‌اند.

    در برخی موارد ممکن است لازم باشد دتکتور حرارتی خطی با استفاده از سیم راهنما پشتیبانی شود (بخش های قبلی را بخوانید). در این نوع نصب‌ها، سیم باید در هر ۱۵ فوت (۴.۵ متر) مهار شود. این کار از افتادگی سیم جلوگیری می‌کند، که ممکن است در عملکرد نقاله اختلال ایجاد کند یا توسط مواد حمل‌شده آسیب ببیند.

    اطمینان حاصل شود که با اپراتورهای کارخانه در خصوص ارتفاع مواد حمل‌شده و نحوه بارگذاری آن‌ها روی نقاله مشورت شود. برای مثال، اگر نقاله از سمت راست بارگیری می‌شود، احتمالاً ارتفاع مواد در سمت چپ نقاله بیشتر خواهد بود. بنابراین، باید دقت بیشتری در تعیین محل نصب کابل دتکتور حرارتی خطی به خرج داد. در نظر گرفتن این نکات از آسیب غیرضروری به کابل دتکتور جلوگیری می‌کند.

    Z

    2Q==

    بگ‌هاوس‌ها – غبارگیرها
    شکل و طراحی بگ‌هاوس‌ها و غبارگیرها متفاوت است. محیط بیرونی این واحدها باید مطابق شکل ۵۲ محافظت شود. بسته به طراحی دستگاه، دتکتور حرارتی خطی ممکن است در محیط داخلی نیز نصب شود، همان‌طور که در شکل ۵۳ نشان داده شده است. در صورت نیاز، کابل دتکتور حرارتی خطی می‌تواند از طریق لوله به سطح بالاتری در داخل واحد منتقل شود.

    برای نصب کابل دتکتور حرارتی خطی تقریباً در ارتفاع ۳ فوت (۰.۹ متر) بالاتر از کف واحد، می‌توان از سیم راهنما یا براکت‌های L شکل استفاده کرد. هنگام استفاده از براکت‌های L، اطمینان حاصل شود که کابل دتکتور در حداکثر هر ۳ فوت (۰.۹متر) مهار شده باشد.

    9k=

    9k=

    کاربرد در تونل‌ها
    هنگام طراحی سیستم دتکتور حرارتی خطی برای تونل‌ها، باید در نظر داشت که هر ناحیه می‌تواند تا ۱۰٬۰۰۰ فوت (۳٬۰۴۸ متر) طول داشته باشد. همان‌طور که در نمودار زیر نشان داده شده، در بیشتر موارد، کابل دتکتور در سقف بالای مناطق عبور ترافیک نصب می‌شود.

    یک طراحی کامل باید نه‌تنها مناطق ترافیکی، بلکه تجهیزات، اتاق‌های مکانیکی، مسیرهای سینی کابل و سیستم‌های تهویه تونل را نیز پوشش دهد. شکل ۵۴ یک کاربرد ساده در تونل را نشان می‌دهد.

    با حداکثر طول ۱۰٬۰۰۰ فوت (۳٬۰۴۸ متر) برای هر ناحیه، ترکیب‌های متنوعی برای پیکربندی‌های مختلف نصب قابل اجرا است. فواصل استاندارد توضیح داده‌شده در بخش های پیشین را می‌توان برای کاربردهای تونل نیز به‌کار برد.

    2Q==

    مخازن ذخیره‌سازی با سقف شناور
    در طراحی سیستم برای مخازن ذخیره‌سازی با سقف شناور، دتکتور حرارتی خطی باید در اطراف محیط داخلی مخزن نصب شود. برای مهار کابل دتکتور در ناحیه بین آب‌بند اولیه و آب‌بند ثانویه یا روی سد فوم در بالای آب‌بند ثانویه، از براکت‌های L شکل به همراه گیره‌های کابل با پوشش روی  استفاده می‌شود. توضیحات مربوط به این تجهیزات نصب در این دفترچه آمده است.

    یک کابل راهنما از تابلوی اعلام و اطفاء حریق تا یک جعبه تقسیم(J-Box) که درون محفظه مخصوص جمع‌آوری کابل لیدر بر روی سقف شناور نصب شده، کشیده می‌شود. این محفظه کابل لیدر را در هنگام بالا و پایین رفتن سقف شناور جمع‌آوری می‌کند.

    سپس دتکتور حرارتی خطی از جعبه تقسیم در اطراف محیط مخزن به سمت جعبه ELR با مقاومت انتهایی برای مدار تشخیص نوع کلاس “B” کشیده می‌شود. در صورتی که مدار تشخیص نوع کلاس “A” مورد نیاز باشد، دتکتور حرارتی خطی به جعبه تقسیم دوم متصل می‌شود و از آنجا یک سیم مسی به سمت تابلو اعلام حریق برگشت داده می‌شود تا مدار تکمیل گردد.

    9k=

    کاربردهای بیرونی
    هنگام طراحی یک سیستم تشخیص توسط دتکتور حرارتی خطی برای استفاده در فضای باز، باید چند عامل مهم را در نظر گرفت. تأثیر گرمای خورشیدی، به‌ویژه زمانی که سیم تشخیص در معرض مستقیم نور خورشید نصب شده باشد، می‌تواند باعث شود دمای محیط از حد مجاز فراتر رود. باید نصب یک پوشش محافظ بر روی دتکتور حرارتی خطی را در نظر گرفت تا به کاهش اثرات نور خورشید و در نتیجه کاهش دما کمک کند. پوشش محافظ همچنین می‌تواند با محافظت از دتکتور حرارتی خطی در برابر اثرات تابش فرابنفش شدید، عمر مفید آن را افزایش دهد. اگرچه دتکتور حرارتی خطی استاندارد برای استفاده در فضای باز تأیید شده است، نوع پوشش‌دار نایلونی آن ممکن است برای مقاومت بیشتر در برابر تابش فرابنفش استفاده شود. هنگام استفاده از دتکتور حرارتی خطی که در داخل لوله نصب شده برای کاربردهای بیرونی مانند پل‌ها، در انتخاب درجه حرارت مناسب دقت کنید. تابش آفتاب بر روی لوله ممکن است دمای داخلی را به اندازه‌ای افزایش دهد که دتکتور حرارتی خطی فعال شود. تمام اتصالات و اتصال‌دهنده‌های بیرونی باید در جعبه تقسیم با درجه حفاظتیNEMA 4 انجام شوند. جعبه‌های J/ELR-Box وHDJ/HDELR-Box محفظه‌هایی با درجه NEMA 4 هستند که برای استفاده در کاربردهای بیرونی تأیید شده‌اند.

    نصب دتکتور حرارتی خطی
    دتکتور حرارتی خطی به عنوان یک دستگاه فعال‌شونده بر اثر حرارت برای استفاده با پنل کنترل/آزادسازی اعلام حریق تحت نظارت تأیید شده است. دتکتور حرارتی خطی در دماهای مختلف عرضه می‌شود و درجه‌بندی‌های آن مشابه آشکارسازهای حرارتی و اسپرینکلرها است. برای انتخاب دتکتور حرارتی خطی مناسب با محیط خود به نمودار درجه حرارت ما (شکل ۳) مراجعه کنید. دتکتور حرارتی خطی را می‌توان هم برای محافظت ناحیه‌ای و هم برای کاربردهای موضعی (نزدیک به خطر یا منبع احتمالی حرارت) نصب کرد تا واکنش سریع‌تری داشته باشد.
    نصب دتکتور حرارتی خطی باید مطابق با کد ملی برق NFPA 70، کد اعلام حریق NFPA 72 یا طبق دستور مقام محلی ذی‌صلاح انجام شود. استفاده از آن باید همراه با پنل کنترل/آزادسازی اعلام حریق تأییدشده باشد و در مسیرهای پیوسته بدون انشعاب یا خطوط فرعی (T-Taps یا branch lines) نصب گردد.
    دتکتور حرارتی خطی باید همیشه در داخل لوله محافظ نصب شود در موارد زیر: زمانی که در ارتفاع ۶ فوت (۱.۸ متر) یا کمتر از سطح زمین نصب می‌شود، در تمام عبورها از کف زمین، یا در ورود به ایستگاه کششی دستی (manual pull station).

    نصب دتکتور حرارتی خطی
    در طول نصب، مهم است که با احتیاط با دتکتور حرارتی خطی برخورد شود. پوشش خارجی پلیمری آن بسیار مقاوم است، اما سیم‌های داخلی و پوشش حرارتی واکنشی آن در صورت عدم مراقبت صحیح ممکن است آسیب ببینند. دستورالعمل‌های زیر جهت کمک به جلوگیری از آسیب به دتکتور حرارتی خطی و اطمینان از نصب موفق و بدون مشکل ارائه شده‌اند.

    توجه: برای جلوگیری از جمع شدن ناگهانی سیم، هنگام باز کردن آن همواره مقداری کشش روی کابل حفظ شود.
    همواره کابل دتکتور حرارتی را در فواصل ۳ تا ۵ فوت (۱ تا ۱.۵متر) با استفاده از بست‌های مناسب پشتیبانی کنید.
    همواره قبل از نصب، کابل را با یک مولتی‌متر تست کنید تا از عدم وجود اتصال کوتاه در کابل دتکتور حرارتی اطمینان حاصل شود. سلامت دتکتور حرارتی خطی همچنین پیش از ارسال، برای تضمین کیفیت آزمایش می‌شود.
    همواره در طول نصب، کابل دتکتور حرارتی را تحت کشش نگه دارید تا از جمع شدن ناگهانی آن جلوگیری شود.
    همواره هنگام نصب کابل دتکتور حرارتی، مقدار افت مناسب (شُل بودن) را رعایت کنید. برای اطلاعات دقیق‌تر به نمودار افت کابل در زیر (شکل ۵۶) مراجعه نمایید.

    9k=

    همواره اطمینان حاصل کنید که نصب دتکتور حرارتی خطی مطابق با کدها و دستورالعمل‌های نصب محلی انجام شود.
    همواره در هنگام نصب دتکتور حرارتی خطی دقت کنید که کابل را بیش از حد نکشید یا روی اجسام یا گوشه‌های تیز نکشید. با وجود مقاومت بالای پوشش خارجی، در صورت عدم رعایت نکات احتیاطی، این پوشش ممکن است آسیب ببیند.
    همواره قبل از ورود به جعبه تقسیم (J-Box / ELR-Box)، یک حلقه در کابل دتکتور حرارتی خطی ایجاد کنید (شکل ۵۷). این کار کمک می‌کند از کشش بیش از حد ناشی از انبساط و انقباض یا جدا شدن تصادفی از ترمینال جلوگیری شود.

    9k=

    همواره اطمینان حاصل کنید که کانکتور کاهش فشار (Strain Relief Connector) به‌طور مناسب سفت شده باشد تا کابل دتکتور حرارتی خطی به‌درستی مهار شده و یک آب‌بندی مقاوم در برابر رطوبت ایجاد شود.
    هرگز کابل دتکتور حرارتی خطی را به‌گونه‌ای نصب نکنید که کابل از یک ناحیه (زون) به ناحیه دیگر امتداد یابد.
    هرگز کابل دتکتور حرارتی خطی را روی سطوحی مانند لوله‌ها، تیرآهن‌ها یا قفسه‌های فلزی که ممکن است به‌عنوان جذب‌کننده حرارت (Heat Sink) عمل کنند نصب نکنید، زیرا این کار ممکن است باعث تأخیر در زمان فعال‌سازی شود.
    هرگز بست‌های نصب را آن‌قدر سفت نکنید که کابل دتکتور تحت فشار، کشیدگی یا گیر افتادگی قرار گیرد یا نتواند به‌آسانی در داخل وسیله نصب حرکت کند.
    هرگز کابل دتکتور را با زاویه ۹۰ درجه خم نکنید. تمام خم‌ها یا چرخش‌ها باید به‌صورت منحنی با حداقل شعاع ۳ اینچ (۷.۶سانتی‌متر) باشند، همان‌طور که در شکل ۵۸ نشان داده شده، و در فاصله شش اینچی از زاویه، مهار شوند.

    2Q==

    هرگز طبق الزامات UL و FM، سیم دتکتور حرارتی خطی را رنگ نکنید.
    هرگز از کانکتورهای سیم (Wire Nut) یا ابزارهای مشابه استفاده نکنید؛ تمام اتصالات باید با استفاده از تکنیک‌های اتصال تأییدشده و ترمینال‌های پیچی (Screw Terminals) که در بخش های قبل توضیح داده شده‌اند انجام شوند.
    هرگز کابل دتکتور حرارتی خطی را نکشید؛ همواره مقداری شُل بودن (Slack) در مسیر کابل در نظر بگیرید، به‌ویژه در کاربردهای سردخانه‌ای.
    هرگز کابل دتکتور را در محل‌هایی قرار ندهید که ممکن است در اثر رفت‌وآمد افراد، تجهیزات یا وسایل نقلیه آسیب ببیند.
    هرگز کابل دتکتور را در مکان‌هایی نگهداری نکنید که دمای محیط به دمای نصب مجاز کابل نزدیک یا از آن بیشتر باشد.
    هرگز دتکتور حرارتی خطی را با بست‌های غیرمجاز نصب نکنید؛ این کار ممکن است باعث آسیب به کابل، ایجاد آلارم‌های کاذب، و باطل شدن گارانتی شود.

    کانکتورهای ترمینال پیچی و لوازم جانبی اتصال
    هنگام اتصال (Splicing) دتکتور حرارتی خطی، استفاده از کانکتور ترمینال پیچی ضروری است تا اتصال بادوام و صحیح برقرار شود. همچنین از نوار اتصال برای پوشش محل اتصال استفاده می‌شود تا از نفوذ رطوبت و تجمع آلودگی جلوگیری شود. در صورت نیاز، نوار آب‌بندی مخصوص اتصال‌های مقاوم در برابر شرایط جوی نیز در بازار موجود است. شکل ۵۹ لوازم اتصال و اتصال‌دهی در دسترس را نشان می‌دهد.

    Z

    نوار اتصال (Splicing Tape)

    نوار اتصال برای پوشاندن محل اتصال کابل دتکتور حرارتی خطی پس از استفاده از کانکتور ترمینال پیچی به‌کار می‌رود. این نوار باعث محافظت از محل اتصال در برابر رطوبت، گرد و غبار و آلودگی می‌شود و از بروز مشکلاتی مانند اتصال کوتاه یا خرابی عملکرد جلوگیری می‌کند. استفاده از نوار اتصال بخشی ضروری از فرآیند اتصال استاندارد طبق دستورالعمل‌های نصب می‌باشد.

    اتصال در جعبه تقسیم (J-Box) – گزینه ۲
    برای ایجاد یک اتصال بادوام که بیشترین محافظت را در برابر رطوبت، گرد و غبار و جدا شدن تصادفی فراهم کند، باید از اتصال در جعبه تقسیم (J-Box) طبق شکل ۶۱ استفاده شود. علاوه بر این، تمام اتصالات در فضای باز نیز باید درون J-Box انجام شوند.

    در این روش، دتکتور حرارتی خطی از طریق کانکتور کاهش فشار (Strain Relief Connector) وارد جعبه تقسیم (J-Box) یا HDJ-Box می‌شود. کانکتور کاهش فشار از طریق سوراخی به قطر ۷/۸ اینچ که در بدنه جعبه ایجاد می‌شود نصب می‌گردد. برای بهترین نتیجه، از اره گرد (Hole Saw) برای ایجاد سوراخ استفاده کنید، نه مته معمولی.

    اتصال کابل دتکتور حرارتی خطی در داخل جعبه تقسیم با استفاده از ترمینال پیچی انجام می‌شود. حتماً پیچ‌های ترمینال را محکم ببندید تا از جدا شدن تصادفی جلوگیری شود.

    نصب و سیم‌کشی پنل کنترل اعلام حریق

    دتکتور حرارتی خطی می‌تواند با هر پنل کنترل/آزادسازی متعارف اعلام حریق مورد استفاده قرار گیرد. طول کل کابل دتکتور حرارتی خطی برای هر زون بسته به قابلیت‌های پنل متفاوت است. برای تعیین حداکثر طول مجاز برای یک پنل خاص، لطفاً با شرکت سازنده تماس بگیرید یا به دیتاشیت محصول مراجعه کنید.

    نصب پنل

    پنل کنترل/آزادسازی اعلام حریق معمولاً در ارتفاعی نصب می‌شود که دسترسی آسان برای پیکربندی، برنامه‌ریزی و نگهداری را فراهم کند.
    تمام سیم‌های سیگنال باید دارای پوشش (شیلددار) بوده و از نوع مناسب باشند. نوع خاص سیم مورد استفاده ممکن است بسته به مقررات محلی آتش‌نشانی متفاوت باشد. لطفاً در مرحله برنامه‌ریزی با مرجع مسئول (AHJ) مشورت کنید.
    پنل نباید در مکان‌هایی نصب شود که دما یا رطوبت آن خارج از محدوده عملکرد مجاز باشد.
    پنل نباید در نزدیکی تجهیزاتی نصب شود که احتمال تولید سطوح بالای فرکانس رادیویی (مانند آژیرهای رادیویی) یا انرژی الکتریکی زیاد (مانند موتورهای بزرگ یا ژنراتورها) را دارند.
    هرگز روی قسمت بالای پنل سوراخ ایجاد نکنید، زیرا براده‌های فلزی ممکن است باعث آسیب به اجزای الکترونیکی داخل پنل شوند.

    نقشه سیم‌کشی برای مدارهای کلاس “A”

    شکل ۶۳ یک نمونه سیم‌کشی مدار کلاس “A” را نشان می‌دهد که در آن کابل اصلی (Leader Cable) از پنل کنترل به داخل یک جعبه تقسیم (J-Box) وارد شده و به دتکتور حرارتی خطی متصل می‌شود. انتهای مسیر کابل دتکتور حرارتی خطی به یک جعبه تقسیم دوم ختم می‌شود، جایی که به سیم مسی تأییدشده با سایز مناسب متصل شده و به سمت پنل کنترل بازمی‌گردد تا مدار کلاس “A” تکمیل شود.

    مقاومت انتهایی (End of Line Resistor) در داخل پنل کنترل اعلام حریق قرار دارد، یا در صورت استفاده از مدل‌هایاعلام حریق آدرس پذیر ، در داخل ماژول کلاس “A” تعبیه شده است.

    نقشه سیم‌کشی برای مدارهای کلاس “B”

    شکل ۶۴ یک نمونه سیم‌کشی مدار کلاس “B” را نشان می‌دهد که در آن کابل اصلی (Leader Cable) از پنل کنترل وارد یک جعبه تقسیم (J-Box) شده و به دتکتور حرارتی خطی متصل می‌شود.

    انتهای مسیر دتکتور حرارتی خطی در یک جعبه ELR (ELR-Box) خاتمه می‌یابد، که مقاومت انتهایی (End of Line Resistor) در داخل آن قرار دارد و مدار را به‌عنوان یک مدار کلاس “B” تکمیل می‌کند.

  • سامانه‌های شلنگ دستی در سیستم اطفاء حریق با گاز دی اکسید کربن

    1 اطلاعات کلی
    7.1.1* توصیف. سامانه‌های شلنگ دستی شامل قرقره یا رک شلنگ، شلنگ و مجموعه اسپرینکلر تخلیه هستند که از طریق لوله‌کشی ثابت به منبع دی‌اکسید کربن متصل شده‌اند.
    7.1.2 موارد استفاده. سامانه‌های شلنگ دستی می‌توانند برای تکمیل سامانه‌های ثابت اطفاء حریق یا برای پشتیبانی از خاموش‌کننده‌های دستی اولیه جهت اطفاء خطرات خاصی که عامل خاموش‌کننده آن‌ها دی‌اکسید کربن است، مورد استفاده قرار گیرند.
    7.1.2.1 این سامانه‌ها نباید به‌عنوان جایگزینی برای سایر سامانه‌های ثابت اطفاء حریق با دی‌اکسید کربن که به اسپرینکلرهای ثابت مجهز هستند، استفاده شوند، مگر اینکه اطفاء حریق ثابت برای خطر مورد نظر به‌طور مناسب یا مقرون‌به‌صرفه قابل اجرا نباشد.
    7.1.2.2 تصمیم‌گیری درباره مناسب بودن استفاده از شلنگ دستی برای خطر خاص بر عهده مرجع ذی‌صلاح است.
    7.1.3 الزامات عمومی. سامانه‌های شلنگ دستی باید طبق الزامات مربوطه فصل‌های ۴ تا ۶ نصب و نگهداری شوند، مگر در مواردی که در بخش‌های 7.2 تا 7.6 به‌طور خاص بیان شده است.
    7.1.4* الزامات ایمنی.

    7.2 مشخصات خطر. سامانه‌های شلنگ دستی می‌توانند برای مقابله با آتش‌سوزی در تمام خطراتی که در فصل ۱ پوشش داده شده‌اند مورد استفاده قرار گیرند، به‌جز مواردی که غیرقابل دسترسی بوده و فراتر از توان اطفاء دستی هستند.

    7.3 محل قرارگیری و فاصله‌گذاری
    7.3.1 محل قرارگیری
    7.3.1.1 ایستگاه‌های شلنگ دستی باید به‌گونه‌ای نصب شوند که به‌راحتی قابل دسترسی بوده و در محدوده دسترسی به دورترین بخش از اتاق سروری باشند که قرار است توسط آن‌ها اطفاء حریق شود.
    7.3.1.2 به‌طور کلی، ایستگاه‌های شلنگ دستی نباید در معرض خطر مستقیم قرار گیرند و نباید در داخل هرگونه ناحیه خطر که تحت پوشش سیستم غرقابی کامل است، نصب شوند.

    7.3.2 فاصله‌گذاری
    اگر از چندین ایستگاه شلنگ استفاده شود، باید به‌گونه‌ای فاصله‌گذاری شوند که هر ناحیه‌ای از اتاق سرور با یک یا چند شلنگ پوشش داده شود.

    7.4 الزامات دی‌اکسید کربن
    7.4.1 نرخ و مدت زمان تخلیه
    7.4.1.1 نرخ و مدت زمان تخلیه، و در نتیجه مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز، باید بر اساس نوع و اندازه احتمالی خطر تعیین شود.
    7.4.1.2 یک شلنگ دستی باید مقدار کافی دی‌اکسید کربن برای استفاده حداقل به‌مدت ۱ دقیقه داشته باشد.

    7.4.2 پیش‌بینی استفاده توسط افراد ناآشنا
    امکان استفاده از این شلنگ‌ها توسط افراد بدون تجربه باید در نظر گرفته شود و باید تدابیری اندیشیده شود تا تأمین دی‌اکسید کربن کافی برای خاموش‌کردن خطرات احتمالی که این افراد با آن‌ها مواجه می‌شوند، وجود داشته باشد.

    7.4.3 استفاده هم‌زمان
    7.4.3.1 در مواقعی که استفاده هم‌زمان از دو یا چند شلنگ ممکن است، باید مقدار کافی دی‌اکسید کربن فراهم باشد تا از حداکثر تعداد اسپرینکلری که ممکن است هم‌زمان استفاده شوند، به‌مدت حداقل ۱ دقیقه پشتیبانی کند.
    7.4.3.2 تمام لوله‌های تأمین باید برای عملکرد هم‌زمان تعداد اسپرینکلرهایی که احتمال استفاده از آن‌ها وجود دارد، سایزبندی شوند.

    7.5 مشخصات تجهیزات
    7.5.1 شلنگ
    شلنگ‌های سامانه‌هایی با منبع فشار بالا باید حداقل فشار ترکیدگی 5000 psi (34474 کیلوپاسکال) داشته باشند و شلنگ‌های سامانه‌های با منبع فشار پایین باید حداقل فشار ترکیدگی 1800 psi (12411 کیلوپاسکال) داشته باشند. (رجوع شود به بند 4.8.2)

    7.5.2* مجموعه اسپرینکلر تخلیه
    شلنگ‌ها باید به مجموعه‌ای از اسپرینکلر تخلیه مجهز باشند که به‌راحتی توسط یک نفر قابل استفاده باشد و دارای یک شیر قطع‌و‌وصل سریع برای کنترل جریان دی‌اکسید کربن از طریق اسپرینکلر و دسته‌ای برای هدایت تخلیه باشد.

    7.5.3 نگهداری شلنگ
    7.5.3.1 شلنگ باید به‌صورت پیچیده‌شده روی قرقره یا رک نگهداری شود تا بلافاصله قابل استفاده باشد، بدون نیاز به اتصال اضافی، و با کمترین تأخیر قابل باز شدن باشد.
    7.5.3.2 اگر در فضای باز نصب شده باشد، شلنگ باید در برابر شرایط جوی محافظت شود.

    7.5.4* شارژ شلنگ
    7.5.4.1 تمام کنترل‌های فعال‌سازی سامانه باید در مجاورت قرقره شلنگ قرار داشته باشند.

    7.5.4.2* منبع دی‌اکسید کربن باید تا حد امکان نزدیک به قرقره شلنگ قرار گیرد تا مایع دی‌اکسید کربن با حداقل تأخیر پس از فعال‌سازی به شلنگ منتقل شود.
    7.5.4.3 به‌جز در زمان استفاده واقعی، نباید هیچ فشاری در داخل شلنگ باقی بماند.

    7.6 آموزش
    7.6.1 موفقیت در اطفاء حریق با استفاده از شلنگ دستی تا حد زیادی به توانایی فردی و مهارت کاربر بستگی دارد.
    7.6.2 کلیه افرادی که ممکن است در زمان وقوع آتش‌سوزی از این تجهیزات استفاده کنند، باید در نحوه عملکرد آن و در تکنیک‌های اطفاء حریق مربوط به این تجهیزات آموزش ببینند.

     

  • دتکتور شعله در استاندارد NFPA 86

    هدف اصلی استاندارد NFPA 86 کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی، انفجار و سایر حوادث مرتبط با کوره‌ها و اجاق‌های صنعتی است. این استاندارد برای مهندسان، اپراتورها و مدیران ایمنی در صنایعی مانند متالورژی، سرامیک و شیمیایی ضروری است.

    A.8.10.1
    بخش‌های فرعی ۸.۲.۲ و ۸.۲.۵ الزام می‌کنند که دتکتور شعله (Flame Detector) و سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard) مطابق با دستورالعمل‌های سازنده نصب و به کار گرفته شوند. در مواردی که دتکتورهای شعله (اسکنرها) همراه با سیستم‌های ایمنی احتراق به طور مداوم و بدون خاموشی بیش از حداکثر بازه زمانی توصیه شده توسط دستورالعمل‌های سازنده سیستم ایمنی احتراق و دتکتور شعله کار می‌کنند، چنین عملکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی شروع به کار (Safe-Start Check) مطابق با استاندارد نخواهد بود.

    توضیحات:

    دتکتور شعله (Flame Detector): دستگاهی است که شعله آتش را تشخیص می‌دهد.
    سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard): سیستمی است که برای ایمنی در فرآیندهای احتراق استفاده می‌شود.
    Safe-Start Check: بررسی ایمنی قبل از شروع به کار سیستم، که اطمینان حاصل می‌کند سیستم به درستی کار می‌کند.

    این متن تأکید می‌کند که دتکتورهای شعله و سیستم‌های ایمنی احتراق باید طبق دستورالعمل‌های سازنده نصب و استفاده شوند و در صورت کارکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی، ممکن است با استانداردها مطابقت نداشته باشند.

    9k=

    سنسورهای فرابنفش (UV) ممکن است به گونه‌ای خراب شوند که از دست رفتن شعله تشخیص داده نشود. در مواردی که این سنسورها به طور مداوم استفاده می‌شوند، خرابی‌ها می‌توانند توسط یک دتکتور فرابنفش خودبررسی‌کننده (Self-Checking) یا با آزمایش دوره‌ای دتکتور برای اطمینان از عملکرد صحیح، تشخیص داده شوند.

    A.8.10.3
    شکل A.8.10.3 (بدون مقیاس) نموداری است که توالی رویدادهای لازم برای دستیابی به زمان بسته شدن شیر قطع ایمنی (SSOV) در مدت حداکثر ۵ثانیه پس از از دست رفتن شعله را نشان می‌دهد. شیرهای قطع ایمنی معمولی (SSOV) حداکثر زمان بسته شدن ۱ ثانیه دارند؛ با این حال، برخی شیرهای تأیید شده یا لیست‌شده ممکن است زمان‌های طولانی‌تری داشته باشند.

    N A.8.10.5(1)
    در مواردی که از سنسورهای شعله مستقل برای تشخیص شعله پایلوت(Pilot) و شعله اصلی (Main Flame) استفاده می‌شود، اطمینان حاصل کنید که شعله پایلوت و شعله اصلی به طور مستقل تشخیص داده می‌شوند. به دلیل دشواری تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی با دو اسکنر فرابنفش (UV)، تشخیص شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) قابل قبول است.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای فرابنفش (UV Sensors): این سنسورها برای تشخیص شعله استفاده می‌شوند اما ممکن است خراب شوند و از دست رفتن شعله را تشخیص ندهند.
    2. خودبررسی (Self-Checking): برخی دتکتورهای فرابنفش قابلیت خودبررسی دارند تا خرابی‌ها را تشخیص دهند.
    3. شیر قطع ایمنی (SSOV): این شیرها در صورت از دست رفتن شعله، جریان سوخت را قطع می‌کنند و زمان بسته شدن آنها باید کوتاه باشد (معمولاً ۱ ثانیه، اما حداکثر ۵ ثانیه).
    4. تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی: در برخی سیستم‌ها، شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) تشخیص داده می‌شود.

    شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا کمتر گسترش می‌یابند، تنها نیاز به یک سنسور شعله برای تشخیص شعله پایلوت و شعله اصلی دارند. یک مشعل خطی (Line Burner)، مشعل لوله‌ای (Pipe Burner) یا مشعل تابشی (Radiant Burner) با شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا بیشتر گسترش می‌یابند، نیاز به دو سنسور شعله دارند: یکی برای تشخیص شعله پایلوت و دیگری برای تشخیص شعله مشعل اصلی در انتهای مجموعه که دورترین نقطه از منبع اشتعال است. دو مثال از آرایش‌های مشعل که به عنوان یک مشعل واحد با یک سیستم ایمنی شعله نصب‌شده در انتهای مجموعه در نظر گرفته می‌شوند، در شکل‌های A.8.10.6(a) وA.8.10.6(b) نشان داده شده‌اند.

    A.8.12
    در هر جایی که دمای سوخت روغن می‌تواند به زیر سطح ایمن برسد، افزایش ویسکوزیته (گرانروی) از اتمیزه شدن مناسب جلوگیری می‌کند. سوخت‌های روغن شماره ۲ و شماره ۴ می‌توانند در صورت کاهش دما به زیر نقطه ریزش(Pour Point) منجمد شوند، چه از پیش‌گرم‌کننده‌ها استفاده شود و چه نشود. در هر جایی که دمای سوخت روغن به بالاتر از سطح ایمن برسد، تبخیر روغن قبل از اتمیزه شدن اتفاق می‌افتد و باعث کاهش حجم سوخت به اندازه‌ای می‌شود که خاموش‌شدن قابل توجه شعله را ایجاد می‌کند.

    A.8.13.1
    این واقعیت که روغن یا گاز به عنوان سوخت ذخیره (Standby Fuel) در نظر گرفته می‌شود، نباید الزامات ایمنی مربوط به آن سوخت را کاهش دهد.

    A.8.16
    نقطه تنظیم دمای اضافی (Excess Temperature Set Point) باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.16.6
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۶.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند ارزیابی کنند.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای شعله: تعداد سنسورهای شعله مورد نیاز به طول شعله و نوع مشعل بستگی دارد.
    2. سوخت روغن: دمای سوخت روغن باید در محدوده ایمن نگه داشته شود تا از مشکلاتی مانند افزایش ویسکوزیته یا تبخیر جلوگیری شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.2Q==

    A.8.16.7
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    A.8.16.8
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.16.9
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    A.8.17.3
    نمایش بصری امکان تشخیص خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، را فراهم می‌کند که ممکن است منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۷.۲ نشود. اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) را با مشاهده نشانگر دما ارزیابی کنند. همچنین، قابل قبول است که خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) به یک PLC یا ابزار دیگر به صورت موازی با قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) وارد شود، به شرطی که دقت قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) کاهش نیابد. PLC یا ابزار دیگر می‌تواند برای نظارت، روندیابی و هشدار خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) با مقایسه آن با اندازه‌گیری دمای مستقل، مانند قفل ایمنی دمای عملیاتی، استفاده شود.

    A.8.17.4
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    Δ A.8.17.8
    یک کنتاکت کمکی در دستگاه قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند به عنوان قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) استفاده شود، به شرطی که الزامات بخش ۸.۱۷.۲ برآورده شوند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    2. ترموکوپل و سیم‌های گسترش: این اجزا باید برای محیط عملیاتی مناسب باشند تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
    3. PLC (Programmable Logic Controller): یک کنترل‌کننده منطقی قابل برنامه‌ریزی که برای نظارت و کنترل فرآیندها استفاده می‌شود.
    4. قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد): یک سیستم ایمنی که در صورت رسیدن دما به این حد، اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

    Z

    قطع برق خودکار یا دستی مدارهای تحت تأثیر به شرح زیر است:
    (۱خرابی سیستم (اتصال کوتاه) که توسط حفاظت معمول مدار شاخه‌ای برطرف نشده است (به NFPA 70 مراجعه شود).
    (۲دمای اضافی در بخشی از کوره که توسط دستگاه‌های کنترل دمای معمول کاهش نیافته است.
    (۳خرابی هر یک از کنترل‌های عملیاتی معمول که چنین خرابی می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.
    (۴از دست رفتن برق که می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.

    A.8.18.1.5
    الزامات بخش ۸.۱۸.۱.۵ ممکن است نیاز به کاهش ظرفیت (دریفت) برخی از اجزای لیست‌شده توسط سازندگان داشته باشد، مانند استفاده برای انواع دیگر خدمات صنعتی، کنترل موتور و همان‌طور که در جدول A.8.18.1.5 نشان داده شده است.

    A.8.18.2
    نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.18.2.5
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۸.۲.۴ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

    A.8.18.2.6
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قطع برق خودکار یا دستی: این اقدامات برای جلوگیری از شرایط ناایمن در سیستم‌های حرارتی و کوره‌ها انجام می‌شود.
    2. دمای اضافی: افزایش دمای بیش از حد در کوره می‌تواند خطرناک باشد و باید توسط سیستم‌های کنترل دما مدیریت شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
    5. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.

    Z

    A.8.18.2.7
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.18.2.8
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    A.8.19
    نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.19.2
    قطع جریان سیال انتقال حرارت به کوره می‌تواند با خاموش‌کردن سیستم مرکزی گرمایش سیال یا با بستن شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت در خطوط تأمین و بازگشت کوره انجام شود. اگر از شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت استفاده می‌شود، سیستم مرکزی گرمایش سیال ممکن است نیاز به یک حلقه اضطراری خودکار داشته باشد تا یک بار خنک‌کننده مصنوعی فراهم کند و جریان سیال را از طریق گرم‌کن حفظ کند.

    Δ جدول
    این بخش احتمالاً به یک جدول اشاره دارد که در ادامه متن آمده است

    توضیحات کلیدی:

    1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    2. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
    3. شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت (Heat Transfer Fluid Safety Shutoff Valves): این شیرها برای قطع جریان سیال انتقال حرارت در شرایط اضطراری استفاده می‌شوند.
    4. حلقه اضطراری (Emergency Loop): یک سیستم پشتیبان که در صورت قطع جریان سیال، بار خنک‌کننده مصنوعی ایجاد می‌کند تا از آسیب به سیستم جلوگیری شود.

    A.8.19.6
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۹.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

    A.8.19.7
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    A.8.19.8
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.19.9
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    توضیحات کلیدی:

    1. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.
    2. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    3. نظارت توسط ابزارهای دیگر: عنصر حسگر دما می‌تواند توسط ابزارهای جانبی نظارت شود، به شرطی که دقت اندازه‌گیری کاهش نیابد.

    9k=

  • راهنمای طراحی دتکتور دودی مکشی برای مهندسین

    قسمت نخست: مفاهیم و ساختارها

    ابتدا مفهوم برخی کلمات به کار رفته  در مورد سطوح مختلف حفاظت در این مقاله:

    سطوح حفاظت به شرح زیر خواهند بود:

    1. 1. VEWFD (تشخیص حریق بسیار زودهنگام. Very early warning fire detection
      2. EWFD (تشخیص حریق زودهنگام Early Warning Fire Detection
      3. SFD (تشخیص حریق استاندارد Standard Fire Detection

    4) ASD دتکتور دودی مکشی Aspirating Smoke Detector

    الزامات سامانه‌های VEWFD بر اساس استاندارد NFPA 76:

    هنگامی که نیاز به تشخیص حساس‌تری وجود دارد، استاندارد NFPA 76 الزامات نصب این سامانه‌ها را مشخص کرده است. الزامات سامانه‌های VEWFD نوع ASD به شرح زیر است:

    • حداکثر مساحت تحت پوشش هر سوراخ نمونه‌برداری ۱۸.۶ متر مربع (۲۰۰ فوت مربع) است.
    • حداقل حساسیت هشدار برای هر سوراخ نمونه‌برداری باید حداکثر ۰٫۲ درصد کاهش نور بر فوت (obs/ft.) باشد.
    • حداقل حساسیت اعلام حریق برای هر سوراخ نمونه‌برداری باید حداکثر ۱٫۰ درصد کاهش نور بر فوت (obs/ft.) باشد.
    • حداکثر زمان انتقال (Transport Time) ۶۰ ثانیه است.
    • در مواردی که دو سطح تشخیص (بالا و پایین) مورد نیاز است، سوراخ‌های نمونه‌برداری باید در محل‌های زیر قرار گیرند:
      ۱. هر سطح حفاظتی باید حداکثر ۳۷٫۲ متر مربع (۴۰۰ فوت مربع) به ازای هر سوراخ نمونه‌برداری را پوشش دهد.
      ۲. پوشش کلی بین سوراخ‌های نمونه‌برداری بالا و پایین باید حداکثر ۱۸٫۶ متر مربع (۲۰۰ فوت مربع) باشد.
      ۳. حداکثر زمان انتقال ۶۰ ثانیه است.

    بخش ۲
    اصول تشخیص دود به روش مکشی (ASD)
    دینامیک جریان هوا

    یک سامانه‌ی ASD پایه دارای سه بخش اصلی است (مطابق شکل ۱ در پایین):

    • شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری که هوا را از طریق سوراخ‌های نمونه‌برداری جمع‌آوری کرده و آن را از فضای محافظت‌شده به سمت آشکارساز منتقل می‌کند، جایی که هوا برای وجود ذرات دود بررسی می‌شود.
    • آشکارساز دود مکشی که شامل موارد زیر است:
      – یک محفظه‌ی حسگر با سنسور حساس برای شناسایی ذرات دود معلق در هوا
      – یک مکنده یا فن برای کشیدن هوا از ناحیه‌ی محافظت‌شده به داخل محفظه‌ی حسگر
      – یک فیلتر اختیاری برای حذف ذرات درشت که ممکن است به حسگر داخل محفظه آسیب برسانند
    • لوله‌ی خروجی برای خارج کردن هوای نمونه‌برداری‌شده از آشکارساز.

    شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری
    شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری به یک پورت در قسمت بالا یا پایین آشکارساز متصل می‌شود. این لوله‌ها معمولاً از پلاستیک ساخته می‌شوند، اما می‌توانند از مس، برنج یا فلزات غیرآهنی دیگر نیز تولید شوند. هر تولیدکننده الزامات خاص خود را برای لوله‌های نمونه‌برداری دارد. نوع لوله بر اساس کاربرد مشخص انتخاب شده و در نرم‌افزار طراحی تعیین می‌گردد.

    روش‌های مختلفی برای نصب شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری وجود دارد:

    • پیکربندی تک‌لوله‌ای (شکل ۲ در سمت راست)، که شامل یک لوله متصل به آشکارساز است و در تمام فضای تحت پوشش امتداد می‌یابد. انتخاب این پیکربندی ممکن است به طولانی‌تر شدن مسیر لوله و تأخیر در جمع‌آوری هوای نمونه‌برداری‌شده در آشکارساز منجر شود.

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.01 PM

    • پیکربندی چندلوله‌ای (شکل ۳ در پایین سمت راست)، که از چندین لوله یا لوله‌های شاخه‌دار تشکیل شده است.

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.01 PM1

    • لوله نمونه‌برداری می‌تواند به‌صورت افقی در سطح سقف، داخل قفسه‌ها، یا به‌صورت عمودی برای کاربردهای انبار و فضاهای باز مانند آتریوم نصب شود (شکل ۴ در صفحه‌ی بعد).
    • برای مکان‌های پنهان، لوله نمونه‌برداری می‌تواند در فضای خالی (Void) مخفی شده و با استفاده از لوله‌های مویینۀ کوچکتر، نمونه‌برداری از فضا انجام شود (شکل ۵ در صفحه‌ی بعد).
    • شبکه لوله‌کشی شامل سوراخ‌های نمونه‌برداری است که امکان ورود هوا به داخل لوله را فراهم می‌سازند. فاصله‌گذاری بین این سوراخ‌ها بر اساس نوع سیستم تشخیص نصب‌شده تعیین می‌شود، که این موضوع به‌شدت به نوع کاربرد (مانند انبار، مرکز داده، یا ساختمان‌های تاریخی) بستگی دارد.
    • اندازه‌ی هر سوراخ نمونه‌برداری نیز با استفاده از نرم‌افزار طراحی تعیین می‌شود که در آن دینامیک سیالات در سامانه‌های ASD و معیارهای طراحی مرتبط با نوع سیستم تشخیص موردنظر در نظر گرفته می‌شود (این موارد در بخش‌های بعدی این راهنمای کاربردی شرح داده شده‌اند).

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.02 PM2

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.02 PM1