12.1 * کلیات
12.2 هماهنگکننده نقص
12.3 سیستم برچسب نقص
12.4 برنامههای نقص پیشبینیشده
12.5 نقصهای اضطراری
12.6 بازگرداندن سیستمها به سرویس
12.1 * کلیات
12.2 هماهنگکننده نقص
12.3 سیستم برچسب نقص
12.4 برنامههای نقص پیشبینیشده
12.5 نقصهای اضطراری
12.6 بازگرداندن سیستمها به سرویس
تشخیص نوری بیم راهکاری اقتصادی برای شناسایی دود در فضاهای باز بزرگ مانند مراکز خرید، انبارها و فرودگاهها ارائه میدهد.
ابتدا بیایید به دیگر روشهای تشخیص که معمولاً استفاده میشوند نگاه کنیم و دلیل انتخاب بیم دتکتور دودی اعلام حریق به جای آنها را بررسی کنیم.
دتکتور نقطهای اغلب استفاده میشود اما میتواند منجر به شبکهای پیچیده از چندین دتکتور همپوشان گردد که نصب آنها بسیار زمانبر، سیمکشی آنها پرهزینه و دسترسی به آنها هنگام تعمیر و نگهداری دشوار خواهد بود. یک بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری به طور کلی میتواند جایگزین حدود ۱۶ دتکتور نقطهای منفرد گردد و ۱۵۰۰ متر مربع را پوشش دهد.
سیستمهای نمونهبرداری مکشی معمولاً روی سقف نصب میشوند اما پیچیده و زمانبر برای نصب هستند. این سیستمها شامل شبکهای از لولههای نمونهبرداری، درپوشها و زانوها میباشند. همه اینها نیاز به نصب و نگهداری دارند. خود لولهکشی میتواند مزاحم باشد و نیاز به پنهان کردن در ساختار ساختمان داشته باشد.


برخی کدهای اجرایی نصب همچنین ارتفاعی را که دتکتور نقطهای و مکشی میتوانند استفاده شوند محدود میکنند زیرا هرچه سقف بالاتر باشد، چگالی ذرات کمتر خواهد شد و ممکن است زیر آستانه هشدار مورد نیاز این نوع دتکتورها قرار گیرد. بیم دتکتور دودی اعلام حریق در ارتفاع کارآمدتر است زیرا وقتی دود بالا میرود پخش میشود و ناحیه بزرگتری را تحت تأثیر قرار میدهد و به این ترتیب مسیر بیم بیشتری تحت تأثیر قرار میگیرد. این مسیر تشخیص گسترده کارآمدتر از محفظه کوچک یک دتکتور نقطهای است.

سیستمهای تشخیص نقطهای و مکشی به بالارفتن دود تا سقف وابسته هستند. مشکلاتی نیز میتواند به دلیل لایهای موسوم به لایه استراتیفیکیشن ایجاد شود. ذرات دود سنگینتر از هوا هستند و توسط هوای گرم اطرافشان از میان هوای خنکتر بالا برده میشوند. این هوای خنک اطراف، ستون دود را سرد کرده و هوای گرم محبوس شده در زیر سقف یک لایه حرارتی تشکیل میدهد که مانع رسیدن دود به سقف میشود.

دتکتور نقطهای و مکشی ممکن است به دلیل این پدیده قادر به تشخیص دود نباشند. با این حال، بیم دتکتور دودی اعلام حریق معمولاً ۶۰۰ میلیمتر پایینتر از سقف نصب میشود (مطابق BS5839) که به این معناست کمتر احتمال دارد بالای خط استراتیفیکیشن قرار گیرد.
تشخیص شعله و ویدئویی: نوعی بسیار تخصصی و پرهزینه از تشخیص که اغلب به عنوان یک روش ثانویه با حساسیت بالا و سریع در محیطهای با ارزش بالا مانند تولید هواپیما استفاده میشود.
انتخاب نوع دتکتور در نهایت با ارزیابی وضعیت، ویژگیهای ساختمان، محیط، سرعت تشخیص، ارزیابی ریسکهای بالقوه و مواد موجود تعیین میگردد.
بیم دتکتور دودی اعلام حریق راهکاری همهکاره و مقرونبهصرفه برای حفاظت از نواحی وسیع، بهویژه با سقفهای بلند ارائه میدهد.
انواع بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری: سه نوع اصلی بیم وجود دارد که باید در نظر گرفت.
بیم دتکتور دودی اعلام حریق غیر موتوری «رفلکتیو»: این نوع به سادگی با ارسال یک پرتو نامرئی مادون قرمز که به یک رفلکتور در انتهای مقابل برخورد میکند کار میکند و سپس مسیر دید را برای انسداد مانیتور میکند. هر دو فرستنده و گیرنده در یک واحد قرار دارند. این نوع معمولاً استفاده میشود اما تنها باید در محیط مناسب استفاده گردد. فقط در فضاهایی باید استفاده شود که ساختار آنها صلب بوده و فاقد هرگونه حرکت باشند. ساختمانها میتوانند به دلایل متعددی حرکت کنند، ساختمانهای جدید میتوانند نشست کنند، انبارهای فلزی بزرگ میتوانند در شرایط گرم و سرد تاب بردارند و شرایط آبوهوایی نامساعد مانند برف میتواند ساختمانها را تغییر شکل دهد. باید توجه داشت که یک درجه حرکت ساختمان میتواند باعث انحراف بیم حدود ۱.۴ متر در ۱۰۰ متر شود که منجر به آلارم کاذب در یک بیم ثابت خواهد شد. راهاندازی، تنظیم و نگهداری بیم فقط در ارتفاع قابل انجام است و نیاز به تجهیزات دسترسی در ارتفاع خواهد داشت.
بیم دتکتور دودی اعلام حریق انتها به انتها: این نوع معمولاً یک کاربرد تخصصی و پرهزینه است که نیاز به شلیک پرتو از میان فضاهای کوچک دارد که ممکن است برای بیمهای رفلکتوری مشکلساز باشند زیرا احتمال بازگشت ناخواسته سیگنال از سازههای نزدیک وجود دارد. آنها با یک فرستنده در یک انتها و یک گیرنده در انتهای مقابل کار میکنند که انسداد را بررسی میکند. این نوع تشخیص نیاز به سیمکشی در هر دو انتها دارد که میتواند به معنای اجرای پرهزینه کابلهای ۱۰۰ متر یا بیشتر و دسترسی در ارتفاع برای راهاندازی، تنظیم و نگهداری باشد.
بیم دتکتور دودی اعلام حریق موتوری: پیشرفتی که به دلیل محدودیتهای بیم ثابت و انتها به انتها ایجاد شده است. موتوری بودن و هوشمندی بیم به این معناست که میتوان آنها را به طور خودکار همتراز و راهاندازی کرد و این کار در سطح زمین از طریق یک کنترلر از راه دور چندزبانه با کاربری ساده انجام میشود. تنظیم پارامترهای بیم مانند زمان واکنش نیز میتواند از طریق این کنترلر انجام گیرد. هنگامی که بیم هوشمند موتوری همتراز شد، در سرویس به طور مداوم همترازی خود را حفظ میکند، به این معنا که حرکت ساختمان دیگر مشکلی ایجاد نمیکند و در نتیجه صرفهجویی در زمان، هزینه، اعتبار و به طور مهم کاهش آلارمهای کاذب حاصل خواهد شد.
چه مواردی باید هنگام استفاده از بیم دتکتور دودی اعلام حریق در نظر گرفته شود؟
بیم دتکتور دودی اعلام حریق با اندازهگیری انسداد سیگنال دریافتی خود کار میکند. ساختمانهایی با دیوارههای باز یا فضاهای باز به بیرون میتوانند نسبت به ابر و مه حساس باشند. تغییرات شدید دمای ساختمان میتواند باعث ایجاد میعان روی رفلکتور یا سر بیم شود که موجب قرائتهای کاذب خواهد شد. باید مراقب سناریوهای مختلف جوی بهویژه در ماههای زمستان بود. برخی بیمها دارای راهحلهای ضد میعان هستند. محیطهایی که دود و بخار تولید میکنند مانند سالنهای جوشکاری و پایانههای اتوبوس میتوانند مشکلساز باشند.
بیمهای موتوری اکنون به گزینه اصلی صنعت تبدیل شدهاند و در سراسر جهان فروخته میشوند و با فراهم کردن ایمنی کار از سطح زمین موجب صرفهجویی در زمان و هزینه میشوند.
نصب دتکتور حرارتی خطی روی سینی کابل
یک الگوی موج سینوسی، باید هنگام نصب دتکتور حرارتی خطیدر کاربرد سینی کابل استفاده شود. حداکثر فاصله بین هر قله یا دره نباید از ۶ فوت (۱٫۸ متر) بیشتر باشد. سیم دتکتور در کنارههای سینی کابل با استفاده از مناسبترین گیره نصب، بر اساس ساختار سینی، در جای خود محکم میشود.
دتکتور بر روی تمامی کابلهای برق و کنترل موجود در سینی نصب میشود و فاصلهگذاری آن مطابق شکل انجام میگیرد. در آینده هنگامی که کابلهای اضافی به داخل سینی کشیده میشوند، باید در زیر دتکتور حرارتی خطی قرار گیرند.
برآورد طول دتکتور حرارتی خطی برای سینی کابل
نیاز است که دتکتور حرارتی خطی بهصورت الگوی موج سینوسی اجرا شود، بنابراین ممکن است برآورد طول کلی مورد نیاز دتکتور حرارتی خطی برای یک مسیر مشخص دشوار باشد. محاسبه زیر به تعیین مقدار تقریبی دتکتور حرارتی خطی مورد نیاز برای نصب در سینی کابل کمک میکند.
برای تعیین تعداد کلیپ یا گیره نصب در طول سینی کابل، طول سینی کابل را بر ۳ تقسیم کرده و عدد ۱ را به آن اضافه کنید.
۶.۱ مشخصات، نقشهها و تأییدیهها
۶.۱.۱ مشخصات
۶.۱.۱.۱ مشخصات سیستمهای اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی، باید تحت نظارت فردی تهیه شود که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی اینگونه سیستمها بوده و با مشورت مرجع ذیصلاح انجام گیرد.
۶.۱.۱.۲ مشخصات باید شامل تمام موارد مربوط و لازم برای طراحی صحیح سیستم باشد، از جمله تعیین مرجع ذیصلاح، تفاوتهای مجاز نسبت به استاندارد بهتأیید مرجع ذیصلاح، معیارهای طراحی، توالی عملکرد سیستم، نوع و گستره آزمونهای تأییدی که پس از نصب سیستم باید انجام شود، و الزامات آموزش مالک.
۶.۱.۲ نقشههای اجرایی
۶.۱.۲.۱ نقشههای اجرایی و محاسبات باید پیش از شروع نصب یا بازسازی سیستم برای تأیید به مرجع ذیصلاح ارائه شوند.
۶.۱.۲.۲ نقشههای اجرایی و محاسبات باید فقط توسط افرادی تهیه شوند که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی سیستمهای اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی هستند.
۶.۱.۲.۳ هرگونه انحراف از نقشههای اجرایی نیاز به کسب اجازه از مرجع ذیصلاح دارد.
۶.۱.۲.۴ نقشههای اجرایی باید با مقیاس مشخص رسم شوند.
۶.۱.۲.۵ نقشههای اجرایی باید موارد زیر را که مرتبط با طراحی سیستم هستند نشان دهند:
(۱) نام مالک و ساکن
طراحی سیستم ۲۰۰۱-۱۹
(۲) مکان، شامل آدرس خیابانی
(۳) نقطه قطبنما و نمادهای توضیحی
(۴) مکان و ساختار دیوارها و تقسیمات حفاظتی
(۵) مکان دیوارهای آتشبر
(۶) برش مقطع enclosure، به صورت دیاگرام کامل یا شماتیک، شامل مکان و ساختار مجموعههای کف-سقف ساختمان در بالا و پایین، کفهای با دسترسی بلند، و سقفهای معلق
(۷) نوع عامل مورد استفاده
(۸) غلظت عامل در کمترین و بالاترین دمایی که enclosure محافظت میشود
(۹) شرح اشغالها و خطراتی که محافظت میشوند، مشخص کردن اینکه آیاenclosure معمولاً اشغال شده است یا خیر
(۱۰) برای enclosure محافظت شده با سیستم اطفاء حریق با گاز پاک، تخمین فشار مثبت حداکثر و فشار منفی حداکثر، نسبت به فشار محیطی، که انتظار میرود پس از تخلیه عامل توسعه یابد
(۱۱) شرح مواجهات اطراف enclosure
(۱۲) شرح ظروف ذخیرهسازی عامل مورد استفاده، شامل حجم داخلی، فشار ذخیرهسازی، و ظرفیت اسمی بیان شده بر اساس واحدهای جرم یا حجم عامل در شرایط استاندارد دما و فشار
(۱۳) شرح نازلها، شامل اندازه، پورتهای روزنهای، و مساحت معادل روزنه
(۱۴) شرح لولهها و اتصالات مورد استفاده، شامل مشخصات مواد، درجه، و رتبه فشار
(۱۵) شرح سیم یا کابل مورد استفاده، شامل طبقهبندی، اندازه [آمریکاییAWG]، شیلدینگ، تعداد رشتهها در هادی، ماده هادی، و برنامه کدگذاری رنگ؛ الزامات جداسازی هادیهای مختلف سیستم؛ و روش مورد نیاز برای ایجاد اتصالهای سیم
(۱۶) شرح روش نصب دتکتورها
(۱۷) برنامه تجهیزات یا فهرست مواد برای هر دستگاه یا وسیله نشاندهنده نام دستگاه، سازنده، مدل یا شماره قطعه، تعداد و شرح
(۱۸) نمای نقشهای از منطقه محافظتشده نشاندهنده تقسیماتenclosure (تمام و جزئی ارتفاع)، سیستم توزیع عامل، شامل ظروف ذخیرهسازی عامل، لولهها و نازلها؛ نوع آویز لولهها و نگهدارندههای لولههای سخت؛ سیستمهای شناسایی، هشدار و کنترل، شامل تمام دستگاهها و شماتیک اتصالات سیمی بین آنها؛ مکانهای دستگاههای پایان خط؛ مکان دستگاههای کنترلشده مانند دمپرها و پردهها؛ و مکان علائم آموزشی
(۱۹) نمای ایزومتریک از سیستم توزیع عامل نشاندهنده طول و قطر هر بخش لوله؛ شمارههای مرجع گرهها مربوط به محاسبات جریان؛ اتصالات، شامل کاهندهها، تغییرات، و جهتگیری تکیهگاهها؛ و نازلها، شامل اندازه، پورتهای روزنهای، نرخ جریان، و مساحت معادل روزنه
(۲۰) نقشه مقیاسدار از طرح گرافیکی پنل اعلان در صورتی که از سوی مرجع ذیصلاح درخواست شده باشد
(۲۱) جزئیات هر پیکربندی منحصر به فرد از نگهدارنده لولههای سخت، نشاندهنده روش اتصال به لوله و ساختار ساختمان
(۲۲) جزئیات روش اتصال ظروف، نشاندهنده روش اتصال به ظرف و ساختار ساختمان
(۲۳) شرح کامل گام به گام توالی عملیات سیستم، شامل عملکرد سوئیچهای هشدار و نگهداری، تایمرهای تأخیر، و خاموشی اضطراری برق
(۲۴) دیاگرامهای شماتیک سیمکشی نقطه به نقطه نشاندهنده تمامی اتصالات مدار به پنل کنترل سیستم و پنل گرافیکی اعلان
(۲۵) دیاگرامهای شماتیک سیمکشی نقطه به نقطه نشاندهنده تمامی اتصالات مدار به رلههای خارجی یا اضافی
(۲۶) محاسبات کامل برای تعیین حجم enclosure، مقدار عامل پاک، و اندازه باتریهای پشتیبان؛ روش استفادهشده برای تعیین تعداد و مکان دستگاههای شناسایی صوتی و بصری؛ و تعداد و مکان دتکتورها
(۲۷) جزئیات ویژگیهای خاص
(۲۸) منطقه شیر فشار اطمینان یا مساحت معادل نشت برای enclosure محافظتشده جهت جلوگیری از توسعه اختلاف فشار در مرزهای enclosure که بیش از حد مجاز فشار enclosure مشخصشده در هنگام تخلیه سیستم باشد
۶.۱.۲.۶ جزئیات سیستم باید شامل اطلاعات و محاسبات در مورد مقدار عامل؛ فشار ذخیرهسازی ظرف؛ حجم داخلی ظرف؛ مکان، نوع، و نرخ جریان هر نازل، شامل مساحت معادل روزنه؛ مکان، اندازه و طول معادل لولهها، اتصالات و شیلنگها؛ و مکان و اندازه تأسیسات ذخیرهسازی باشد.
۶.۱.۲.۶.۱ کاهش اندازه لوله و جهتگیری تکیهگاهها باید مشخص شود.
۶.۱.۲.۶.۲ اطلاعات مربوط به مکان و عملکرد دستگاههای شناسایی، دستگاههای عملیاتی، تجهیزات کمکی، و مدارهای الکتریکی، در صورت استفاده، باید ارائه شود.
۶.۱.۲.۶.۳ دستگاهها و وسایل استفادهشده باید شناسایی شوند.
۶.۱.۲.۶.۴ هر ویژگی خاص باید توضیح داده شود.
۶.۱.۲.۶.۵ سیستمهای پیشمهندسی شده نیازی به مشخص کردن حجم داخلی ظرف، نرخهای جریان نازل، طول معادل لولهها، اتصالات و شیلنگها، یا محاسبات جریان ندارند، زمانی که در محدودههای فهرستشده خود استفاده میشوند.
۶.۱.۲.۶.۶ برای سیستمهای پیشمهندسی شده، اطلاعات مورد نیاز توسط دفترچه طراحی سیستم فهرستشده باید برای تأیید سیستم بر اساس محدودیتهای فهرستشده به مرجع ذیصلاح ارائه شود.
۶.۱.۲.۷ یک دفترچه راهنمای “طبق ساخت” و نگهداری که شامل توالی کامل عملیات و مجموعه کاملی از نقشهها و محاسبات باشد باید در سایت نگهداری شود.
۶.۱.۲.۸ محاسبات جریان
۶.۱.۲.۸.۱ محاسبات جریان همراه با نقشههای اجرایی باید برای تأیید به مرجع ذیصلاح ارائه شوند.
۶.۱.۲.۸.۲ نسخه برنامه محاسبات جریان باید در چاپ خروجی محاسبات کامپیوتری مشخص شود.
۶.۱.۲.۸.۳ زمانی که شرایط میدانی نیاز به تغییرات مادی از نقشههای تأیید شده داشته باشد، تغییر باید برای تأیید ارائه شود.
۶.۱.۲.۸.۴ زمانی که تغییرات مادی از نقشههای تأیید شده انجام میشود، نقشههای اصلاحشده “طبق ساخت” باید ارائه شوند.
۶.۱.۳ تأیید نقشهها
۶.۱.۳.۱ نقشهها و محاسبات باید قبل از نصب تأیید شوند.
۶.۱.۳.۲ در صورتی که شرایط میدانی نیاز به هرگونه تغییر اساسی از نقشههای تأیید شده داشته باشد، تغییر باید قبل از اجرایی شدن برای تأیید ارسال شود.
۶.۱.۳.۳ زمانی که چنین تغییرات اساسی از نقشههای تأیید شده انجام میشود، نقشههای اجرایی باید بهروزرسانی شوند تا سیستم نصبشده را بهطور دقیق نشان دهند.
۶.۲ محاسبات جریان سیستم
۶.۲.۱ محاسبات جریان سیستم باید با استفاده از روش محاسباتی فهرستشده یا تأیید شده توسط مرجع ذیصلاح انجام شود.
۶.۲.۱.۱ طراحی سیستم باید در محدوده محدودیتهای فهرستشده سازنده باشد.
۶.۲.۱.۲ طراحیهایی که شامل سیستمهای پیشمهندسی شده هستند، نیازی به ارائه محاسبات جریان مطابق با بند ۶.۱.۲.۸ ندارند، زمانی که در محدودههای فهرستشده خود استفاده شوند.
۶.۲.۲ شیرها و اتصالات باید برای طول معادل بر اساس اندازه لوله یا لولهکشی که با آنها استفاده خواهند شد، ارزیابی شوند.
۶.۲.۲.۱ طول معادل شیر ظرف باید فهرست شده باشد.
۶.۲.۲.۲ طول معادل شیر ظرف باید شامل لوله سیفون، شیر، سر تخلیه و اتصال انعطافپذیر باشد.
۶.۲.۳ طولهای لولهکشی و جهتگیری اتصالات و نازلها باید مطابق با محدودیتهای فهرستشده سازنده باشد.
۶.۲.۴ اگر نصب نهایی از نقشهها و محاسبات تهیهشده متفاوت باشد، نقشهها و محاسبات جدید که نصب “طبق ساخت” را نشان دهند باید تهیه شوند
1 مقدمه: مواد ضمیمه زیر برای نشان دادن مثالهای معمول از نحوه حفاظت در برابر انواع خطرات آتشسوزی با استفاده از سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن ثابت ارائه شده است. لازم به ذکر است که روشهای توضیح دادهشده بهعنوان تنها روشهای قابل استفاده در نظر گرفته نمیشوند. این روشها فقط به منظور کمک به تفسیر و توضیح اهداف استاندارد در مواردی که ممکن است کاربرد صحیح آنها مورد سوال باشد، بهکار میروند.
B.2 پخت غذا در صنایع/تجاری (سرخکنهای روغن داغ): سرخکنهای بزرگ روغن داغ که برای پخت مداوم غذاهایی مانند گوشت، ماهی و تنقلات استفاده میشوند، خطرات آتشسوزی دارند که نیاز به توجه ویژه هنگام طراحی سیستم اطفاء حریق دیاکسید کربن برای حفاظت از آنها دارد.
اگر روغن پخت بیش از حد گرم شود، پیش از آنکه به جوش بیاید، به دمای خودآتشزنی میرسد. بنابراین، آتشسوزی که شامل بخارات روغن پخت است، ممکن است پس از تخلیه اولیه دیاکسید کربن با دمای بالای روغن داغ در مخزن پخت دوباره شعلهور شود، مگر اینکه روغن تا زیر دمای آتشزنی خنک شود. طراحی بهینه و انرژیساز مخازن پخت مدرن باعث میشود که فرایند خنکسازی کند باشد.
چیدمان تجهیزات برای محافظت از آنها برای طراحی صحیح سیستم از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اولاً، استفاده از سرخکن ممکن است شامل گرمکردن خارجی روغن با چرخش مجدد روغن از طریق مخزن پخت باشد. این مورد را میتوان بهعنوان “قرار گرفتن در معرض متقابل” در نظر گرفت. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
ثانیاً، برخی از سرخکنها بهگونهای طراحی شدهاند که هود بخار و نقاله توسط یک سیستم هیدرولیکی بالا و پایین میروند. مایعات هیدرولیکی قابل اشتعال و سازگار با غذا که برای این کار استفاده میشوند، ناحیه دیگری از حفاظت را بهوجود میآورند و میتوان آنها را بهعنوان “قرار گرفتن در معرض متقابل” در نظر گرفت. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
ثالثاً، نگرانیهایی وجود دارد که یک عملیات با تولید بالا ممکن است سیستم تهویهای داشته باشد که شامل سیستم حذف بخار باشد. این نگرانی باید بهعنوان بخشی از خطر در نظر گرفته شود. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
صفحه تخلیه، زمانی که در معرض چکه روغن در انتهای خروجی نقاله قرار دارد، باید پوشانده شود. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
در نهایت، مخزن بزرگترین مساحت برای محافظت و بیشترین نیاز به خنکسازی کافی را بهوجود میآورد.
B.2.1 خلاصهای از حفاظت: موارد زیر یک مرجع سریع برای معیارهای حفاظت در طراحی سیستم است.
B.2.1.1 مخزن: زمانی که مخزن دارای هود متحرک باشد، حفاظت از طریق سیلکردن کامل زیر هود طبق 5.1.2 مجاز نیست، مگر اینکه شرایط زیر رعایت شود: (1) هود نباید در حین عملیات پخت بالا برده شود که این بهمعنای موارد زیر است: (a) منبع انرژی یا سوخت به المنتهای حرارتی بهطور خودکار قطع میشود هنگامی که هود بالا میرود (مثلاً برای نگهداری یا تمیزکاری). (b) یک سوئیچ حد دمایی مکانیکی باید استفاده شود که هر زمان که دمای روغن بیشتر از حد دمای تنظیمشده به میزان بیش از 20 درصد (درجه فارنهایت یا درجه سلسیوس) از دمای حداکثر معمولی روغن افزایش یابد، عمل کند. این عمل باید موجب موارد زیر شود: i. قطع برق به سیستم گرمکننده روغن ii. جلوگیری از بالا بردن هودهای الکتریکی iii. فعالسازی آلارمهای شنیداری و دیداری برای هشدار به عدم بالا بردن هود بهصورت دستی (c) سوئیچ باید دارای یک دمای بازنشانی خودکار باشد که از 60°F (33.3°C) کمتر از دمای خودآتشزنی روغن پخت باشد.
(2) قبل از اینکه هود بالا برده شود (برای نگهداری و تمیزکاری)،باید یک شیر قطع کن نظارتی بسته شود تا از تخلیه سیستم دیاکسید کربن جلوگیری شود. بسته شدن شیر قطع کن باید باعث فعال شدن آلارم دوگانه نظارتی در واحد کنترل شود. (3) منبع انرژی یا سوخت به المنتهای حرارتی بهطور خودکار قبل از تخلیه سیستم یا همزمان با آن قطع میشود. (4) مقدار دیاکسید کربن و مدت زمان تخلیه باید کافی باشد تا یک جو بیاکسیژن در مخزن حفظ شود تا دمای روغن پخت کاهش یابد و از شعلهور شدن مجدد جلوگیری شود طبق 5.3.5.6. توصیه میشود که دما حداقل 60°F (33.3°C) پایینتر از دمای خودآتشزنی روغن باشد. (5) طراحی سیستم باید بر اساس آزمایشهای تخلیه برای مدل خاص سرخکن انجام شود تا نشان دهد که با بند B.2.1.1 (4) تطابق دارد. مستندات آزمایش باید در صورت درخواست مقامات ذیصلاح یا کاربر نهایی در دسترس باشد. (6) شناسایی حرارتی باید سیستم دیاکسید کربن را زمانی که دما برابر یا پایینتر از دمای خودآتشزنی روغن پخت باشد، فعال کند.
B.2.1.2 محفظه دائمی: سیستم کاربرد محلی باید بهگونهای طراحی شود که هود در موقعیت کامل بالا باشد.
B.2.1.3 تخته تخلیه: استفاده از سیستم کاربرد محلی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت طبق بخش 6.4 مناسب است.
B.2.1.4 سیستم تهویه بخار و حذف بخار: سیل کردن کامل با استفاده از غلظت 65 درصد طبق 5.4.2.1 مناسب است.
B.2.1.5 گرمکن روغن خارجی: سیستم کاربرد محلی برای تجهیزات و فیلترهای چرخشی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت (به بخش 6.4 مراجعه کنید) یا روش نرخ بر اساس حجم (به بخش 6.5 مراجعه کنید)، بسته به پیکربندی تجهیزات، مناسب است.
B.2.1.6 سیستم روغن هیدرولیک: سیستم کاربرد محلی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت (به بخش 6.4 مراجعه کنید) یا روش نرخ بر اساس حجم (به بخش 6.5 مراجعه کنید)،بسته به پیکربندی تجهیزات، مناسب است.
زیرا مخزن به حداقل 3 دقیقه تخلیه مایع نیاز دارد (به 6.3.3.5.1 مراجعه کنید)، طراحی سیستم دیاکسید کربن میتواند شامل دو سیستم لولهکشی تخلیه باشد، یکی برای مخزن و دیگری برای خطرات متقابل دیگر.
B.2.1.7 خاموش کردن تجهیزات: (به بند 4.5.4.9 مراجعه کنید.) همچنین باید به ایمنی شخصی (به بخش 4.3 مراجعه کنید) در هنگام طراحی سیستم توجه شود.
B.3 هودهای اجاق رستوران، کانالهای متصل و خطرات مرتبط: حفاظت از هودهای اجاق در آشپزخانه و کانالها با ترکیبی از سیستمهای سیل کردن کامل و سیستمهای کاربرد محلی انجام میشود. کانال یا دودکش و منطقه پلومن بالای فیلترها میتوانند با سیل کردن کامل محافظت شوند. سطح زیرین فیلترها و هرگونه خطر خاص مانند سرخکنهای روغن داغ میتوانند با کاربرد محلی محافظت شوند. ممکن است لازم باشد که حفاظت کاربرد محلی به سطوح زیر هود و سطوح اجاق گسترش یابد اگر خطر تجمع چربی یا چکه کردن از هود یا کانال در شرایط آتشسوزی وجود داشته باشد.
در حفاظت از کانال با استفاده از ضریب سیل کردن توصیهشده 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) حجم کانال، در نظر گرفتن یک دمپر در بالای یا پایین کانال ضروری است، با فراهم آوردن شرایط برای بسته شدن خودکار دمپر در ابتدای تخلیه دیاکسید کربن. برای کانالهایی که ارتفاع آنها بیشتر از 20 فوت (6.1 متر) یا مسیر افقی آنها بیشتر از 50 فوت (15.3 متر) است، گاز در نقاط میانه معرفی میشود تا توزیع مناسب آن تضمین شود. با یک دمپر در بالای دودکش، باید یک نازل درست زیر آن نصب شود و نازلهای اضافی در بالای آن نصب شوند اگر مسیر کانال از دمپر عبور کند. معمولاً یک نازل در منطقه پلومن مورد نیاز است.
نازلها باید برای پوشش سطح زیرین فیلترها و تخلیه به مدت 30 ثانیه با نرخ سطح پوشش مشخصشده در 6.4.3.5 فراهم شوند. در غیر این صورت، مقدار دیاکسید کربن مورد نیاز و نرخهای کاربردی میتوانند با استفاده از نازلها یا روشهای ویژهای که برای این منظور تأیید یا فهرست شدهاند، تعیین شوند. اگر سطح زیرین هود عمدتاً با یک جداکننده یا سینی چکهای بسته شده باشد، حفاظت میتواند با سیل کردن کامل بهوسیله ضریب 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) انجام شود و مساحت محیط باز جبران گردد. (به 5.3.5 مراجعه کنید.)
مقادیر مورد نیاز برای حفاظت از سرخکنهای روغن داغ یا سایر خطرات آتشسوزی خاص، یا هر دو، زیر هود باید علاوه بر الزامات قبلی باشد. تمام خطرات در حال تهویه از طریق یک کانال مشترک باید بهطور همزمان محافظت شوند.
شناسایی آتشسوزی بهطور خودکار و فعالسازی سیستم برای فضاهای پنهان بالای فیلتر و در سیستم کانال الزامی است. همچنین باید در زیر فیلترها بر روی هر سرخکن روغن داغ، تشخیصدهندههایی قرار داده شوند.
شناسایی آتشسوزی قابل مشاهده و فعالسازی دستی (به بند 4.5.4.5 مراجعه کنید) میتواند برای بخشهای نمایان خطر قابل قبول باشد؛ با این حال، فعالسازی از طریق هر یک از روشهای خودکار یا دستی باید موجب تخلیه کامل سیستم شود. توجه ویژه باید به انتخاب حسگرهای حرارتی صورت گیرد، با در نظر گرفتن سطح دمای عملیاتی عادی و شرایط افزایش دما در تجهیزات اجاق.
فعالسازی سیستم باید بهطور خودکار دمپرها را ببندد، فنهای تهویه اجباری را خاموش کند، و شیر اصلی سوخت یا کلید برق را برای تمام تجهیزات پخت مرتبط با هود قطع کند. این دستگاهها باید از نوعی باشند که نیاز به بازنشانی دستی دارند. (به بند 4.5.4.9 مراجعه کنید.)
علاوه بر نگهداری معمول سیستم، باید مراقبت ویژهای برای تمیز نگه داشتن حسگرهای حرارتی و نازلهای تخلیه از تجمع چربی صورت گیرد. بهطور کلی، مهر و مومها یا درپوشهای نازل برای جلوگیری از انسداد روزنههای نازل مورد نیاز هستند.
برای اطلاعات بیشتر، به NFPA 96 مراجعه کنید.
B.4 دستگاههای چاپ روزنامه و دستگاههای چاپ روتوگراور: دستگاههای چاپ روزنامه، روتوگراور و مشابه آنها خطرات زیادی ایجاد میکنند بهدلیل استفاده از حلالهای بسیار قابل اشتعال در جوهرها، حضور کاغذ خردشده یا غبار اشباعشده با جوهر، روانکنندهها و غیره. علاوه بر واحدهای چاپ، ممکن است کانالهای تخلیه، تجهیزات ترکیب جوهر و خطرات الکتریکی مرتبط نیز وجود داشته باشند که نیاز به حفاظت دارند. دستگاههای چاپ روتوگراور جوهرهای قابل اشتعالتری نسبت به دستگاههای چاپ روزنامه استفاده میکنند و به همراه درامهای خشککن حرارتی یا دیگر وسایل خشککن طراحی شدهاند و خطر بیشتری ایجاد میکنند. با این حال، روش حفاظت اصلی برای هر دو دستگاه چاپ روتوگراور و روزنامه مشابه است.
دستگاههای چاپ معمولاً بهصورت ردیفی (خطی) با پوشههایی که بهطور متناوب قرار میگیرند، مرتب شدهاند. کاغذ میتواند از هر دو طرف پوشهها از واحدهای چاپ عبور کند. جرقههای الکتریسیته ساکن یک منبع رایج برای ایجاد آتشسوزی هستند. گسترش شعله میتواند از واحدهای چاپ به سمت پوشهها یا از پوشهها به سمت واحدهای چاپ باشد.
دستگاههای چاپ “باز” یا “بسته” هستند، بسته به اینکه آیا از محافظتکنندههای مه یا پوششها استفاده میشود. در دستگاههای چاپ باز، معمولاً یک سیستم تهویه برای حذف مه جوهر از دستگاه مورد نیاز است و این سیستم تهویه نیاز به حفاظت همزمان دارد.
اتاقهای چاپ میتوانند توسط سیستمهای سیل کامل محافظت شوند؛ با این حال، سیستمهای نوع کاربرد محلی معمولاً استفاده میشوند. اگرچه خطهای چاپ و واحدهای چاپ فردی یک سری خطرات در معرض هم هستند، تقسیمبندی بهصورت خطها یا گروهبندی مناسب درون خطوط برای دلایل اقتصادی معمول است. کانالهای تهویه، اتاقهای ذخیرهسازی جوهر و اتاقهای کنترل معمولاً با روشهای سیل کامل مدیریت میشوند.
تمام خطوط چاپ میتوانند با روشهای کاربرد محلی محافظت شوند. یک خط چاپ میتواند به گروهها تقسیم شود. در همه موارد، سیستمها باید قادر باشند حفاظت خودکار همزمان و مستقل را برای گروههای مجاور از خطوط دیگر و همچنین گروههای درونخطی که ممکن است آتش به آنها گسترش یابد، ارائه دهند. حفاظت باید بهگونهای طراحی شود که در صورت وقوع آتش نزدیک به محل اتصال گروههای مجاور، سیستمهای محافظتکننده هر دو گروه بهطور همزمان تخلیه شوند.
در گروههای چاپ فردی، نرخ کاربرد دیاکسید کربن میتواند بر اساس روش نرخ بر مساحت یا نرخ بر حجم باشد. (به بخشهای 6.4 و 6.5 مراجعه کنید.)
اگر از روش نرخ بر مساحت برای دستگاههای چاپ استفاده شود، مساحت بر اساس طول کامل رولها، شامل فریمهای انتهایی، و ارتفاع کامل انبار رولها، شامل مخزن جوهر، محاسبه میشود. هر دو طرف انبار رولها باید در نظر گرفته شود. دستههای رنگی باید بهطور مشابه محاسبه شوند. در صورتی که از مخازن جوهر خارجی استفاده شود، حفاظت بر اساس مساحت افقی مخزن است. مساحت کف زیر دستگاه چاپ نیز باید محافظت شود.
در دستگاههای چاپ روتوگراور، خشککنها و کانالهای اتصال با سیل کردن به میزان 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) که در 30 ثانیه تخلیه میشوند، محافظت میشوند. هنگامی که از روش نرخ بر مساحت برای تعیین مقدار دیاکسید کربن مورد نیاز برای پوشهها استفاده میشود، دیاکسید کربن باید از هر دو طرف درایو و طرف عملیاتی در دو سطح اعمال شود. هر نازل باید مساحتی به عرض 4 فوت (1.2 متر) و ارتفاع 4 فوت (1.2 متر) را پوشش دهد.
هنگامی که از روش نرخ بر حجم استفاده میشود، کل گروه دستگاههای چاپی که باید بهعنوان یک بخش محافظت شوند، میتواند بهعنوان یک حجم در نظر گرفته شود. نیازی به افزودن 2 فوت (0.6 متر) به طرفین هر دستگاه چاپ نیست زمانی که فریم بهعنوان مانع طبیعی عمل میکند. یک پوشه منفرد میتواند در این حجم گنجانده شود؛ اما یک پوشه دوطبقه نیاز به یک بلوک حجم اضافی برای گنجاندن طبقه بالایی دارد.
نازلها باید بهگونهای قرار داده شوند که سطوح پوشش داده شده را پوشش دهند؛ با این حال، ممکن است قرار دادن دقیق آنها مطابق با فهرستها یا تأییدها امکانپذیر نباشد. نازلها باید بهگونهای قرار داده شوند که از هر دو انتهای رولهای چاپ تخلیه شوند تا دیاکسید کربن را در داخل حجم دستگاه چاپ حفظ کنند. این موضوع در مورد پوشهها نیز صدق میکند.
حفاظت باید بهگونهای تنظیم شود که زمانی که محافظتکنندههای مه در محل یا خارج از محل قرار دارند، مؤثر باشد.
مقدار دیاکسید کربن مورد نیاز برای یک گروه واحد بر اساس تخلیه با نرخ محاسبهشده به مدت 30 ثانیه است. ذخیرهسازی اضافی باید حداقل به اندازه کافی باشد تا از تمام گروههای مجاور که ممکن است درگیر شوند محافظت کند، شامل ذخیرهای برای گروهی که آتش در آن شروع میشود. در سیستمهای فشار بالا، یک بانک ذخیره واحد میتواند بهعنوان ذخیره برای چندین بانک اصلی استفاده شود؛ با این حال، بانک اصلی برای یک گروه نمیتواند بهعنوان ذخیره برای گروه دیگر استفاده شود، مگر اینکه بهطور خاص توسط مرجع صلاحیت تأیید شده باشد.
تمام سیستمها باید بهگونهای تنظیم شوند که قابلیت فعالسازی خودکار را داشته باشند و وسیلهای برای فعالسازی دستی کمکی فراهم باشد. حداقل یک حسگر حرارتی باید در هر واحد چاپ و پوشه قرار گیرد، بسته به طراحی واحد خاص.
بهدلیل ارتعاشات ذاتی مرتبط با دستگاههای چاپ، توجه ویژهای باید به وسایل نصب داده شود تا از آسیبهای ارتعاشی به لولهکشی یا سیمکشی سیستم شناسایی جلوگیری شود.
تشخیص فوری بهویژه در حفاظت گروهی اهمیت دارد تا از گسترش آتش به سایر گروهها جلوگیری شود. بهدلیل نیاز به تشخیص سریع برای جلوگیری از گسترش آتش به گروههای مجاور یا فعالسازی حسگرهای مجاور، یا هر دو، سیستم تشخیص باید از حسگرهای سریعالعمل با نرخ افزایش، نرخ جبرانشده یا معادل آنها استفاده کند. خاموشی کامل دستگاههای چاپ، تهویه، پمپها و منابع حرارتی باید همزمان با عملکرد سیستم انجام شود.
آلارمهای صوتی در اتاق چاپ و در هر زیرزمین، چاه یا سطوح پایینتری که دیاکسید کربن ممکن است در آنها جریان پیدا کند، باید همزمان با عملکرد سیستم به صدا درآید. (به بخش A.4.3 مراجعه کنید.)
علاوه بر نگهداری معمول سیستم، توجه ویژهای باید به اطمینان از ادامه موقعیت و همراستایی صحیح اسپرینکلرها در طول فرآیندهای نگهداری معمول دستگاههای چاپ داشته باشیم. توجه ویژهای نیز باید به تأثیرات ارتعاش دستگاههای چاپ بر روی فعالکنندههای حرارتی و لولهکشی یا سیمکشیهای متصل به آنها داشت.
B.5 چاههای باز:
چاههای باز با عمق تا 4 فوت (1.2 متر) یا عمق برابر با یکچهارم عرض چاه، هرکدام که بیشتر باشد، باید بر اساس کاربرد محلی محافظت شوند. مساحت مورد نظر برای تعیین مقدار دیاکسید کربن، مساحت کل کف چاه است بهجز هر مساحتی که توسط تانک یا تجهیزات دیگری که بهطور همزمان محافظت میشوند و برای آنها مقدار جداگانه محاسبه شده، پوشش داده شده است. اسپرینکلرها باید بهگونهای قرار داده شوند که پوشش مناسب برای منطقه محافظتشده فراهم کنند، طبق دادههای فهرست یا تأییدیهها. بنابراین، ممکن است لازم باشد اسپرینکلرهای اضافی در مرکز چاه قرار داده شوند.
چاههای باز که عمق آنها از 4 فوت (1.2 متر) بیشتر است یا عمقی برابر با یکچهارم عرض چاه، هرکدام که بیشتر باشد، میتوانند بر اساس مساحت با استفاده از نرخ تخلیه 4 پوند/دقیقه-فوت مربع (19.5 کیلوگرم/دقیقه-متر مربع) از مساحت کف و زمان تخلیه 30 ثانیه محافظت شوند. اسپرینکلرها باید در اطراف چاه قرار داده شوند تا دیاکسید کربن بهطور یکنواخت از تمام طرفها اعمال شود. باید دقت شود که تعداد مناسبی از اسپرینکلرها با پرتاب کافی برای رسیدن به نواحی مرکزی چاههای بزرگ استفاده شود. بهطور جایگزین، ممکن است بهتر باشد برخی از اسپرینکلرها بهگونهای قرار داده شوند که مستقیماً در داخل چاه روی تجهیزات نیازمند حفاظت، مانند پمپها، موتورها یا سایر تجهیزات حیاتی تخلیه شوند.
تانکهای غوطهوری با دهانه باز باید بهطور جداگانه توسط کاربرد محلی محافظت شوند، بهویژه زمانی که سطح مایع کمتر از 4 فوت (1.2 متر) یا یکچهارم عرض چاه از دهانه باز چاه باشد. نواحی چنین تانکهایی که بهطور جداگانه در داخل چاه محافظت میشوند، میتوانند از مساحت چاه کسر شوند. اشیاءی که از دهانه چاه بالا میروند باید با استفاده از مساحت سطح یا روشهای محصورسازی فرضی محافظت شوند.
اگر دهانه چاه بهطور جزئی پوشانده شود بهطوری که مساحت باز کمتر از 3 درصد حجم مکعبی بهصورت فوت مربع باشد، مقدار دیاکسید کربن مورد نیاز میتواند بر اساس روش سیل کامل تعیین شود، با استفاده از مقدار اضافی گاز برای جبران نشت برابر با 1 پوند/فوت مربع (5 کیلوگرم/متر مربع) از مساحت باز.
برای چاههای عمیقتر از حداقل عمق مشخصشده، اسپرینکلرها باید در سطح دوسوم از کف قرار داده شوند، مشروط بر اینکه عامل نرخ تخلیه در برابر فاصله از حد مجاز تجاوز نکند، بهطوری که خطر پاشش مایعاتی که ممکن است موجود باشند، وجود نداشته باشد. در هر صورت، بهتر است اسپرینکلرها زیر دهانه باز قرار گیرند تا از ورود هوای اضافی به داخل چاه جلوگیری شود. اگر عمق چاه از 20 فوت (6.1 متر) بیشتر باشد، مطلوب است که اسپرینکلرها کمی بالاتر از سطح دوسوم از کف قرار گیرند تا از اختلاط مناسب در چاه اطمینان حاصل شود.
زمانی که مقدار دیاکسید کربن بر اساس روشهای سیل کامل معمول محاسبه میشود، اسپرینکلر باید سرعت و اثرات آشفتگی کافی تولید کند تا حجم چاه بهطور کامل با جو دیاکسید کربن و هوا بهطور کامل پر شود.
B.6 زیر کفهای بلند
استفاده از سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن به روش سیل کامل برای حفاظت از فضاهای زیرکف که معمولاً در اتاقهای کامپیوتر و مراکز مشابه الکترونیکی یافت میشود، سالهاست که بهطور رایج مورد استفاده قرار میگیرد. تجربیات نشان داده است که یک مشکل احتمالی در این نوع حفاظت، نشت بیشازحد مرتبط با فضای زیرکف وجود دارد که میتواند بهدلیل ترکیب کاشیهای کف سوراخدار و آشفتگی ناشی از تخلیه گاز باشد. بنابراین، مهم است که سیستم بهگونهای طراحی شود که نشت را جبران کند و تخلیهای نرم برای کاهش آشفتگی فراهم آورد. برای راهنمایی دقیق، باید از تولیدکننده سیستم مشاوره گرفته شود.
دیاکسید کربن، بهدلیل سنگینتر بودن از هوا، تمایل دارد که در فضا باقی بماند و میتواند خطراتی برای پرسنلی که برای انجام تعمیرات پس از آتشسوزی وارد فضای زیرکف میشوند، ایجاد کند. پس از تخلیه سیستم، لازم است که دیاکسید کربن بهطور کامل از فضای زیرکف تخلیه شود پس از آنکه آتش خاموش شد.
علاوه بر این، اگر هرگونه خدمات یا نگهداری در فضای زیرکف انجام شود، سیستم دیاکسید کربن باید قفل شود تا از تخلیه گاز جلوگیری شود.
هدف این راهنما ارائه اطلاعات در مورد نصب صحیح بیم دتکتورهای دود در کاربردهای حفاظت از جان و مال است. این راهنما به طور خلاصه اصول عملکرد بیم دتکتورها، الزامات طراحی آنها و کاربردهای عملی آنها به عنوان بخشی از سیستم اعلام حریق را شرح میدهد.
بیم دتکتورها میتوانند اجزای مهمی از یک سیستم اعلام حریق با طراحی مناسب باشند. قابلیتهای منحصر به فرد آنها این امکان را فراهم میکند تا بسیاری از مشکلات و محدودیتهای دتکتورهای نقطهای و سیستمهای مکنده در برخی کاربردها را برطرف کنند. این راهنما برای کمک به درک قابلیتها و محدودیتهای بیم دتکتورها و تفاوت آنها با دتکتورهای نقطهای تهیه شده است.
توجه: این سند تنها به عنوان یک راهنمای کلی برای کاربرد بیم دتکتورها در نظر گرفته شده است. همیشه باید به الزامات و دستورالعملهای نصب سازنده دتکتور و استانداردهای محلی مراجعه شود.
**دتکتورهای دود مکنده**
هوا از طریق شبکهای از لولهها مکیده میشود تا دود تشخیص داده شود. دود وارد محفظه نمونهبرداری میشود که با تشخیص نور پراکندهشده توسط ذرات دود معلق در هوا، وجود آنها را شناسایی میکند.
**بیم دتکتور دود نوری (بیم)**
یک دتکتور آتش که از پرتو نور (معمولاً مادون قرمز) استفاده میکند و آن را در یک فضای باز منتشر مینماید تا دود ناشی از آتش اولیه را نظارت کند. دو نوع اصلی بیم دتکتور وجود دارد:
– **انتهایی به انتهایی:** فرستنده و گیرنده در دو انتهای ناحیه تحت حفاظت نصب میشوند.
– **بازتابی:** فرستنده و گیرنده در یک محفظه واحد نصب شدهاند و پرتو به یک بازتابنده ویژه هدایت میشود که در انتهای مقابل ناحیه تحت حفاظت قرار دارد.
**فرستنده (معروف به پرتابکننده، TX)**
این دستگاه در سیستم بیم دتکتور انتهایی به انتهایی با یک گیرنده اختصاصی جفت میشود و سیگنال نوری را در ناحیه تحت حفاظت منتشر میکند. فرستنده میتواند به صورت یکپارچه با گیرنده در یک واحد ترکیب شود.
گیرنده (معروف به حسگر، RX)
این دستگاه در سیستم بیم دتکتور دود نوع انتهایی به انتهایی با یک فرستنده اختصاصی جفت میشود و سطح سیگنال نور دریافتشده پس از عبور از ناحیه تحت حفاظت را نظارت میکند.
کنترلر
این قطعه از سیستم بیم دتکتور دود نوری است که به مهندس اعلام حریق یا فرد صلاحیتدار اجازه میدهد تنظیمات، پیکربندی و عیبیابی بیمها را در سطح زمین انجام دهد و نیاز به استفاده از تجهیزات دسترسی در ارتفاع را برطرف میکند.
محدوده بیم
این فاصله کلی بین فرستنده و گیرنده بیم در دتکتورهای نوع انتهایی به انتهایی و فاصله بین فرستنده/گیرنده تا بازتابنده در دتکتورهای بازتابی است.
این محدوده معمولاً به صورت ‘A تا B’ بیان میشود که در آن:
مثال: محدوده ۵ تا ۱۰۰ متر به این معنی است که بیم میتواند در فاصله حداقل ۵ متر و حداکثر ۱۰۰ متر به درستی عمل کند.
**پوشش دتکتور**
پوشش دتکتور به ناحیهای گفته میشود که در آن دتکتور قادر به تشخیص مؤثر آتشسوزی در حال وقوع است. این ناحیه بر اساس استانداردهای محلی و بینالمللی تعریف میشود و معمولاً به صورت عرضی یا مدور از مرکز دتکتور محاسبه میگردد.
**جبران انحراف (دریفت)**
این قابلیت به دتکتور اجازه میدهد به صورت خودکار موقعیت و/یا سیگنال ارسالی را تنظیم کند تا همترازی بهینه حفظ شود. این ویژگی با محدودیتهایی طراحی شده تا:
– توانایی تشخیص آتشهای با رشد کند (آتشهای کمدود) حفظ شود
– اثرات تجمع آلودگی روی سطوح دتکتور خنثی گردد
– جابجاییهای جزئی ساختمان جبران شود
**منشور (بازتابنده)**
این قطعه در بیمهای بازتابی استفاده میشود. ویژگی بازتاب بالای آن امکان بازگرداندن نور به منبع نور و حسگر مجاور را حتی در مسافتهای طولانی فراهم میکند. با استفاده از آرایهای از منشورها میتوان به بردهای تا ۱۲۰ متر دست یافت.
**تیرگی (ابسکیوریشن)**
تیرگی مقدار کاهش شدت نور در اثر وجود ذرات یا مواد نیمهشفاف در مسیر بیم است. این مقدار معمولاً به صورت درصد یا کاهش دسیبل (dB) بیان میشود و معیاری برای تشخیص دود محسوب میگردد.
**حساسیت**
توانایی دتکتور دود در واکنش به سطح معینی از دود. این ویژگی در بیم دتکتورها معمولاً قابل تنظیم است.
**دتکتور نقطهای**
دستگاهی که آتش اولیه را در یک نقطه مشخص تشخیص میدهد و معمولاً از فناوری تشخیص دود نوری یا یونیزاسیون و یا تشخیص حرارت استفاده میکند. محدوده پوشش دتکتور نقطهای توسط استانداردهای محلی یا ملی تعریف میشود.
**لایهبندی (استراتیفیکیشن)**
پدیدهای که هنگام گرمتر بودن دود از هوای اطراف رخ میدهد، به طوری که دود تا رسیدن به دمای برابر با هوای اطراف بالا میرود و سپس متوقف میشود.
**چه کسانی باید این راهنما را مطالعه کنند؟**
در صورتی که یکی از موارد زیر در مورد شما صدق میکند، این راهنما برای شما مفید خواهد بود:
– شما مسئول طراحی یا مشخص کردن سیستمهای تشخیص حریق هستید
– مسئول سیستم حفاظت از حریق ساختمان هستید
– مسئول ایمنی آتش (مارشال آتش) در محل کار خود هستید
– قصد نصب بیم دتکتور دود یا سایر سیستمهای تشخیص دود را دارید
– در حوزه ارزیابی ریسک حفاظت از حریق فعالیت میکنید
– در پشتیبانی یا فروش سیستمهای تشخیص حریق نقش دارید
– در خدمات آتشنشانی و نجات فعالیت میکنید
**توجه:** این راهنما تنها راهنمای کلی ارائه میدهد. شما باید مقررات محلی و ملی و همچنین مشخصات فنی سازنده را برای دتکتورهای خاص نیز بررسی کنید
**بیم دتکتور دودی اعلام حریق چیست؟**
رایجترین نوع دتکتور دود، **دتکتور نقطهای دودی** است. این دستگاه شامل یک پرتو نور مادون قرمز است که درون محفظهای کوچک در بدنه دستگاه تابیده میشود. هنگام ورود دود به محفظه از طریق منافذ بدنه، پرتو نور تحت تأثیر قرار گرفته و دستگاه را به حالت هشدار میبرد.
**بیم دتکتورهای دودی اعلام حریق** بر همین اصل کار میکنند، با این تفاوت که پرتو نور در فضای باز ساختمان منتشر میشود. این سیستم بهطور مؤثر کل فضای ساختمان را به یک محفظه تشخیص دود تبدیل میکند که امکان شناسایی دود در طول مسیر پرتو را فراهم مینماید.

**نحوه عملکرد بیم دتکتور دودی اعلام حریق**
سیستم تشخیص دود با پرتو نوری به این صورت عمل میکند:
**مزایای کلیدی:**
– پوشش گستردهتر نسبت به دتکتورهای نقطهای
– حساسیت تنظیمپذیر برای تشخیص دود
– مناسب برای فضاهای بزرگ و سقفهای بلند


انواع بیم دتکتورهای موجود چیست؟
دو نوع پیکربندی اصلی برای بیم دتکتورها وجود دارد:
و یا رفلکتوری و انتها به انتها**بازتابشی** و **انتهایی**.
هر دو شامل یک فرستنده (T) (منبع نور) و یک گیرنده (R) (دتکتور) هستند.

**نصب و نگهداری**
بیم دتکتورهای بازتابشی نصب و نگهداری آسانتر و کمهزینهتری نسبت به نوع انتهایی دارند، زیرا تنها به کابلکشی الکتریکی در یک سمت فضای تحت حفاظت نیاز است و تنها یک دستگاه برای تمیزکاری و نگهداری در زمان سرویس وجود دارد.
**ترازکردن**
معمولاً ترازکردن بیم بازتابشی سادهتر است، زیرا تنها یک قطعه تجهیز در یک انتهای بیم نیاز به تنظیم دارد (معمولاً بازتابنده قابل تنظیم نیست)، درحالی که دتکتورهای انتهایی نیاز به تنظیم در هر دو انتهای بیم دارند.
**فضای مورد نیاز بیم**
بیم بازتابشی با عبور از فضای بازگشتی از بازتابنده، واگرا میشود و بنابراین فضای بیشتری اشغال میکند. درحالی که یک بیم انتهایی میتواند از فاصلهای باریکتر عبور کند

تفاوت آنها با سایرین چیست؟
دتکتورهای دود نقطهای، همانطور که از نامشان پیداست، دود را در فاصلههای بسیار کوتاه و با استفاده از یک محفظه درون خود دتکتور شناسایی میکنند. برخی مدلها از اصل پراکندگی نور استفاده میکنند، جایی که وجود دود جهت پرتو نور را تغییر میدهد تا توسط یک فوتودیود تشخیص داده شود. مدلهای دیگر تغییر در ویژگیهای الکتریکی هوای داخل دتکتور را که ناشی از وجود دود است، شناسایی میکنند.
دتکتورهای دود مکنده، هوا را از طریق شبکهای از نقاط نمونهبرداری متصل به سیستم لولهکشی به یک محفظه حسگر میکشند. تشخیص دود در این سیستمها بر اساس اصول مشابه دتکتورهای نقطهای انجام میشود.
مهمترین تفاوت بین این فناوریها، نحوه پایش منطقه تحت حفاظت است.
نحوه نصب صحیح بیم دتکتورهای نوری
رعایت دستورالعملهای زیر عملکرد بهینه دتکتورها را تضمین کرده و از خطاها و هشدارهای کاذب جلوگیری میکند:
نصب بر سطوح سازهای مستحکم:
فرستنده/گیرنده/بازتابنده را بر بخشهای سازهای ثابت ساختمان نصب کنید که حداقل جابجایی ناشی از تغییرات دما، ارتعاش یا نشست را تجربه میکنند. از دتکتورهای دارای قابلیت تنظیم مجدد خودکار برای جبران جابجاییهای طولانیمدت ساختمان استفاده نمایید.
انتخاب نوع مناسب بیم برای نصب:
اگر فضای تحت حفاظت برای یک بیم واحد بیشازحد طولانی است، از آرایشهای پشتبهپشت، روبهپشت یا روبهرو استفاده کنید. یا از دتکتورهای مجهز به فازبندی پویا بیم برای جلوگیری از تداخل بیمها و حذف نیاز به محافظ اضافی بهره ببرید.
تضمین خط دید واضح برای بیم:
از سطوح براق در مسیر بیم اجتناب کنید و در دتکتورهای بازتابشی این سطوح را حداقل یک متر از مرکز بیم دور نگه دارید (این فاصله در دتکتورهای انتهایی میتواند کمتر باشد).
همراستایی صحیح بیم:
از دتکتورهای دارای شاخصهای همترازی مؤثر یا روالهای تراز خودکار استفاده کنید تا از راهاندازی بیمهای ناهمتراز جلوگیری شود.
چیدمان بهینه بیمها برای پوشش فضایی مطلوب:
بیمها میتوانند بدون ایجاد سیگنالهای ناخواسته در گیرندهها، یکدیگر را قطع کنند.
اجتناب از نور مستقیم خورشید:
در صورت اجتنابناپذیری (مثلاً در آتریومهای شیشهای)، از دتکتورهای دارای الگوریتمهای جبران نور برای تنظیم تغییرات سطح نور محیط استفاده کنید.
تعیین وظایف/فواصل نگهداری مناسب:
میزان آلودگی نوری ناشی از گردوغبار یا تعریق را با بررسی سطوح نزدیک به دتکتورها ارزیابی کنید. آستانه هشدار را متناسب با سطح آلودگی احتمالی تنظیم نمایید. از دتکتورهای دارای الگوریتمهای پایش و تنظیم بهره برای جبران تغییرات تدریجی سیگنال استفاده کنید. برنامهای برای تمیزکاری دورهای اجزای نوری تعیین نمایید.
تنظیمات مناسب سیستم:
مشخصه تأخیر تا خطا را متناسب با عملیات ساختمان پیکربندی کنید (مثلاً برای تحمل انسدادهای موقت بیم توسط ماشینآلات). اگر تغییرات عملیاتی مکرر است، یک کنترلر سطح پایین نصب کنید تا تنظیمات بهراحتی بهینه شوند. از دتکتورهای پیشرفتهای که روند شدت بیم را پایش میکنند، برای تفکیک آتش واقعی از اثرات دیگر استفاده نمایید

جلوگیری از نشستن پرندگان:
در صورت لزوم، تمهیداتی برای ممانعت از نشستن پرندگان روی دتکتورها و انسداد احتمالی بیم بیندیشید
ثبت گزارش سیستم:
بیم دتکتورها تجهیزات ایمنی حیاتی هستند. مستندسازی نصب برای نگهداری آینده و اطمینان از ایمنی و صحت نصب ضروری است.
آرایشهای نصب
برای نصب بیم دتکتورهای نوری، آرایشهای مختلفی وجود دارد که بسته به شرایط محیط و نیازهای حفاظتی میتوان از آنها استفاده کرد:
انتخاب آرایش مناسب به عواملی مانند ابعاد فضای تحت پوشش، موانع فیزیکی، سهولت نصب و هزینههای نگهداری بستگی دارد.

**توصیههای استاندارد (BS 5839 بخش 1)**
استاندارد **BS 5839 Part 1** راهنمایی برای **طراحی، نصب، راهاندازی و نگهداری** سیستمهای تشخیص خودکار حریق در ساختمانهای غیرمسکونی ارائه میدهد. برخی از توصیههای کلیدی مربوط به **بیم دتکتورهای نوری** به شرح زیر است:
*(این مطالب صرفاً جهت راهنمایی کلی است. برای اطلاعات دقیقتر به متن استاندارد مراجعه کنید.)*
### **ارتفاع نصب دتکتورها**
– بیم دتکتورها باید **تا حد امکان نزدیک به سقف** نصب شوند تا از تجمع و گسترش دود (Smoke Plume) در زمان آتشسوزی بهرهبرداری کنند.
– **حداکثر ارتفاع قابل پوشش** توسط یک دتکتور به دو عامل بستگی دارد:

– **حساسیت معمولی** (Normal Sensitivity):
– آستانه هشدار دتکتور >35% تضعیف سیگنال
– مناسب برای فضاهای با ارتفاع استاندارد.
– **حساسیت افزایشیافته** (Enhanced Sensitivity):
– آستانه هشدار دتکتور ≤35% تضعیف سیگنال
– در فضاهای بلندتر، **تشخیص مکمل (Supplementary Detection)** در ارتفاع پایینتر نیز توصیه میشود (به بخش *«فاصله افقی دتکتورها»* مراجعه کنید).
—
### **ملاحظات اضافی برای فضاهای بلند:**
– در محیطهای با ارتفاع زیاد، ممکن است نیاز به **نصب دتکتورهای اضافی در سطوح پایینتر** باشد تا از پوشش بهینه اطمینان حاصل شود.
– در سقفهای غیرتخت (مانند سقفهای شیبدار یا قوسی)، محاسبه ارتفاع نصب باید با دقت بیشتری انجام شود.
*(برای جزئیات فنی بیشتر، از جمله جدولهای دقیق ارتفاع و فاصله، به استاندارد BS 5839 Part 1 مراجعه نمایید.)*
بیم دتکتورها را میتوان در ارتفاعی بسیار بیشتر از دتکتورهای نقطهای (حداکثر ۱۰.۵ متر) نصب کرد، زیرا طول بیشتر فضای تحت حفاظت، مشکل تشخیص چگالی کمتر دود را هنگام پراکندگی آن جبران میکند

در برخی مکانها مانند آتریومها یا زیر نورگیرها، نصب بیمها در نزدیکی حداکثر فاصله مجاز زیر سقف ایمنتر است تا بتوانند لایههای دود طبقهبندی شدهای را که به سقف نمیرسند تشخیص دهند.

فاصله از سطوح عمودی

دتکتورها باید حداقل 0.5 متر فاصله از موارد زیر داشته باشند:


استفاده از تشخیص تکمیلی برای ساختمانهایی با سقفهای بسیار بلند توصیه میشود. این کار میتواند تشخیص زودتر حریق را فراهم کند و از اثر لایهبندی جلوگیری نماید.

محدودیتهای فاصله افقی در این حالت کمتر از فاصله در ارتفاع سقف است، زیرا در بالای حجم تحت حفاظت، سطحی وجود ندارد که از پراکندگی ستون دود جلوگیری کند.
چه ابزاری برای نصب آن نیاز دارید؟
دستورالعملهای نصب، تراز کردن و آزمایش بیم دتکتور اعلام حریق بسته به مدل و سازنده متفاوت است، بنابراین باید دستورالعملهای ارائهشده همراه با سیستم خود را دنبال کنید. با این حال، ابزارها و تجهیزات زیر هنگام نصب هر نوع سیستم تشخیص مفید هستند:
ابزارهای لازم برای نصب دتکتورها روی سازه ساختمان:
دریل، پیچگوشتی چهارسو و دوسو و غیره.
کیت راهاندازی و آزمایش: این کیت از تأمینکننده شما قابل تهیه است و شامل تمام ابزارهای لازم برای آزمایش دتکتور در برابر حریق و خطا میباشد.
مولتیمتر و سیمهای آزمایش: برای بررسی منبع تغذیه ورودی هنگام عیبیابی.
بالابر قیچیشو یا سایر تجهیزات دسترسی در ارتفاع: برای نصب دتکتورها استفاده میشود. همچنین میلههای دسترسی برای آزمایش دتکتورها پس از نصب مفید هستند، زیرا در وقت صرفهجویی کرده و از نیاز به کار در ارتفاع جلوگیری میکنند.
الزامات نگهداری برای بیم دتکتور اعلام حریق چیست؟
برای حفظ عملکرد دتکتورها، به صورت دورهای مراحل زیر را انجام دهید (فاصله زمانی این کار بستگی به میزان تمیزی محیط عملکرد دارد):
۱. دتکتورها را از پنل کنترل سیستم اعلام حریق جدا کنید.
۲. اجزای نوری (فرستنده/گیرنده/بازتابدهنده) را با یک پارچه نرم و بدون پرز تمیز کنید.
۳. دتکتورها را مجدداً تراز کنید تا از بهینه بودن سطح سیگنال اطمینان حاصل شود.
۴. دتکتورها را به پنل کنترل سیستم اعلام حریق متصل کنید.
۵. دتکتورها را آزمایش کنید (این معمولاً شامل مسدود کردن بیم در محل گیرنده است).

کجا میتوان آنها را نصب کرد؟
فاصلههای طولانی و بدون مانع:
– انبارها
– آشیانه هواپیما
– ترمینالهای فرودگاه
– مراکز ورزشی
– چاههای آسانسور
ساختمانهای بلند
– تأسیسات تولیدی
– ترمینالهای فرودگاه
– آشیانههای هواپیما
– کلیساها
– آتریومها
دسترسی محدود
– پایانههای حملونقل عمومی
– ترمینالهای فرودگاه
– ساختمانهای دولتی
– سایتهای تولیدی
تعداد محدود دتکتورها قابل قبول است
– ملاحظات معماری (ساختمانهای باستانی، سبکهای مدرن مینیمالیستی)
– نصب روی سقف امکانپذیر نیست (آتریومها، سقفهای شیشهای)
– دفاتر با پلان باز
– تشخیص غیر ملموس و نامحسوس مطلوب است (نگارخانههای هنری، موزهها، کتابخانهها)
فضاهای انفجاری
– تجهیزات الکترونیکی میتوانند در محفظههای ضد انفجار مهر و موم شوند.
– کنترلر سطح پایین در ناحیهای ایمن و دور از محل خطر برای پایش سیستم قرار میگیرد.

آیا میدانستید؟
بیم دتکتورهای اعلام حریق تنها قادر به محافظت از فضاها به صورت افقی نیستند. این دتکتورها با موفقیت برای محافظت از نصبهای عمودی مانند چاههای آسانسور نیز استفاده شدهاند، جایی که تنها یک یا دو دتکتور برای محافظت از چندین طبقه نصب و نگهداری میشود، به جای تعداد بسیار بیشتری از دتکتورهای نقطهای.
1 محدودیتها برای محفظههای معمولاً اشغالشده
4.1.1 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی نباید در محفظههای معمولاً اشغالشده نصب شوند، مگر در مواردی که در بندهای 4.1.1.1، 4.1.1.2، 4.1.1.3، 4.1.1.4 یا 4.1.1.5 مجاز شمرده شده باشد.
4.1.1.1 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی باید مجاز به نصب در محفظههای معمولاً اشغالشده باشند، زمانی که مشخص شود که غلظت بیاثر شدن لازم است و غلظت بیاثر شدن مورد نیاز با استفاده از عوامل گازی جایگزین، غلظتی بالاتر از پایینترین سطح اثرات منفی مشاهدهشده (LOAEL) را ایجاد میکند یا غلظت اکسیژن کمتر از 8 درصد است.
4.1.1.2 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی باید مجاز به نصب در محفظههای معمولاً اشغالشده برای آتشسوزیهای مربوط به تجهیزات الکتریکی فعال با ولتاژ بیشتر از 400 ولت و کابلهای الکتریکی گروهی باشند، جایی که هیچ عامل گازی جایگزین بهطور موفقیتآمیزی آزمایش نشده باشد.
4.1.1.3 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی باید مجاز به نصب در محفظههای معمولاً اشغالشده باشند، زمانی که روشهای طراحی یا سختافزار یا هر دو برای درزگیری بازشوها یا تخلیه طولانیمدت برای دیگر عوامل گازی در دسترس نباشند.
4.1.1.4 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی باید مجاز به نصب در محفظههای بارگیری کشتیهای دریایی باشند.
4.1.1.5 سیستمهای جدید اطفاء حریق با گاز دیاکسید کربن بهصورت سیلابی باید مجاز به نصب در محفظههای معمولاً اشغالشده در اتاقهای موتور کشتیهای دریایی باشند، زمانی که مشخص شود که غلظت بیاثر شدن لازم است و غلظت بیاثر شدن مورد نیاز با استفاده از عوامل گازی جایگزین، غلظتی بالاتر از LOAEL ایجاد میکند یا غلظت اکسیژن کمتر از 8 درصد است.
4.1.2 سیستمهای موجود. سیستمهای دیاکسید کربن بهصورت سیلابی موجود باید مجاز به نصب در محفظههای معمولاً اشغالشده باشند، مشروط بر اینکه بهطور کامل با شیرهای قفلکننده سیستم، آلارمهای پیشتخلیه پنوماتیک و تأخیرهای زمانی پنوماتیک مشخصشده در بند 4.5.6 مجهز شده باشند.
4.2 استفاده و محدودیتهای دیاکسید کربن
4.2.1 سیستمهای اطفاء حریق با دیاکسید کربن که از مناطق در برابر انفجار محافظت میکنند، باید از نازلهای فلزی استفاده کنند و کل سیستم باید بهطور کامل به زمین متصل شود.
4.2.2 علاوه بر این، اشیاء در معرض تخلیه از نازلهای دیاکسید کربن باید بهطور کامل به زمین متصل شوند تا از تجمع بارهای الکترواستاتیکی احتمالی جلوگیری شود.
4.3 ایمنی پرسنل
4.3.1 خطرات برای پرسنل
4.3.1.1 باید به احتمال حرکت و نشستن گاز دیاکسید کربن در مکانهای مجاور خارج از فضای محافظتشده توجه شود. (به بند 4.3.1.3 مراجعه کنید.)
4.3.1.2 همچنین باید به محلهایی توجه شود که گاز دیاکسید کربن ممکن است در صورت تخلیه از یک دستگاه تخلیه ایمنی در یک مخزن ذخیره، مهاجرت یا جمع شود.
4.3.1.3 در هر استفاده از گاز دیاکسید کربن، باید به احتمال گرفتار شدن پرسنل در جو یا ورود به جوی که به دلیل تخلیه دیاکسید کربن خطرناک شده است، توجه شود.
4.3.1.3.1 تدابیری باید فراهم شود تا از تخلیه سریع پرسنل اطمینان حاصل شود، ورود به چنین جوهایی که در بند 4.3.1.3 توضیح داده شده است جلوگیری شود، و روشهایی برای نجات سریع پرسنل گرفتار شده فراهم گردد.
4.3.1.3.2 باید آموزشهای لازم به پرسنل ارائه شود.
4.3.2 علائم
4.3.2.1 علائم هشدار باید در مکانهای قابل مشاهده در هر فضای محافظتشده، در هر ورودی به فضاهای محافظتشده، در فضاهای نزدیک به فضاهای محافظتشده که مشخص شده است گاز دیاکسید کربن ممکن است مهاجرت کرده و خطراتی برای پرسنل ایجاد کند، و در هر ورودی به اتاقهای ذخیرهسازی دیاکسید کربن و جایی که گاز دیاکسید کربن ممکن است در صورت تخلیه از دستگاه ایمنی یک مخزن ذخیره جمع شود، نصب شوند.
4.3.2.2 فرمت، رنگ، سبک حروف کلمات سیگنال، حروفنگاری پیام، اندازه حروف و مقررات ایمنی نمادها باید مطابق با استاندارد ANSI Z535.2 باشد.
4.3.2.3 علائم ایمنی و کلمات پیام باید با استفاده از فرمت سهپنلی که در بندهای 4.3.2.3.1 تا 4.3.2.3.6.2 مشخص شده است، ارائه شوند.
4.3.2.3.1 علائم نشان دادهشده در شکل 4.3.2.3.1 باید در هر فضای محافظتشده استفاده شود.
4.3.2.3.2 علائم نشان دادهشده در شکل 4.3.2.3.2 باید در هر ورودی به فضای محافظتشده استفاده شود.
4.3.2.3.3 علائم نشان دادهشده در شکل 4.3.2.3.3 باید در هر ورودی به فضای محافظتشده برای سیستمهایی که با بوگیر سبز زمستانی تجهیز شدهاند، استفاده شود.
۴.۳.۲.۳.۴ تابلوی نشان داده شده در شکل ۴.۳.۲.۳.۴ باید در هر فضای مجاور که احتمال تجمع گاز دیاکسید کربن تا سطح خطرناک وجود دارد، نصب شود.
۴.۳.۲.۳.۵ تابلوی نشان داده شده در شکل ۴.۳.۲.۳.۵ باید در بیرون از هر ورودی اتاق ذخیرهسازی دیاکسید کربن نصب شود.
۴.۳.۲.۳.۶ تابلوها برای عملکرد دستی:
۴.۳.۲.۳.۶.۱ تابلوهای هشدار باید در تمام مکانهایی که عملکرد دستی سیستم ممکن است انجام شود، نصب شوند.
۴.۳.۲.۳.۶.۲ تابلوی نشان داده شده در شکل ۴.۳.۲.۳.۶.۲ باید در کنار هر ایستگاه فعالسازی دستی نصب شود.
۴.۳.۲.۴ برای نصبهایی که دارای تابلوهای موجودی هستند که با الزامات بند ۴.۳.۲.۳ تفاوت دارند اما با الزامات بند ۴.۳.۲.۱مطابقت دارند، این تابلوهای موجود قابلقبول تلقی میشوند، مشروط بر اینکه مرکز دارای برنامه آموزشی تابلوها باشد که کلیه تابلوهای مرتبط با سیستم اطفاء را پوشش دهد و تمام افرادی که به فضای تحت حفاظت دسترسی دارند یا آموزشهای لازم را دیده باشند یا همیشه با فرد آموزشدیده در آن فضا همراه باشند.
در تأسیسات مشمول این بند، در نصبهای جدید باید از همان نوع تابلوهایی استفاده شود که در تابلوهای موجود مرکز استفاده شده است. تمام تابلوها در یک مرکز باید سبک و قالب یکسانی داشته باشند.
۴.۳.۳ روشهای تخلیه:
۴.۳.۳.۱ تمام افرادی که ممکن است در هر زمان وارد فضای تحت حفاظت با دیاکسید کربن شوند باید نسبت به خطرات موجود هشدار داده شوند و روشهای ایمن تخلیه به آنان آموزش داده شود.
۴.۳.۳.۱.۱ باید تدابیری اتخاذ شود تا از ورود افراد فاقد تجهیزات ایمنی به فضاهایی که در اثر تخلیه دیاکسید کربن ناایمن شدهاند، جلوگیری گردد، تا زمانی که فضا تهویه شود و آزمایشهای مناسب ایمنی محیط را تأیید کرده باشند. افرادی که آموزش ندیدهاند یا مجهز به دستگاه تنفسی مستقل (SCBA) نیستند، نباید در فضاهایی که غلظت گاز از ۴ درصد بیشتر است باقی بمانند.
۴.۳.۳.۲ هشداردهندههای صوتی و نوری باید طبق بند ۴.۵.۶فراهم شوند.
۴.۳.۳.۳* به تمام کارکنان اطلاع داده شود که تخلیه گاز دیاکسید کربن از سیستمهای با فشار بالا یا پایین بهصورت مستقیم روی فرد، میتواند باعث آسیب به چشم، گوش یا حتی زمین خوردن در اثر فشار شدید گاز شود.
۴.۳.۳.۴ در تمام سیستمها بهجز مواردی که محدودیتهای ابعادی وجود دارد و مانع ورود افراد به فضای تحت حفاظت میشود، باید قفل ایمنی (lockout) فراهم شود.
۴.۳.۳.۴.۱ شیر قفل ایمنی باید روی تمام سیستمهایی که امکان مهاجرت دیاکسید کربن و ایجاد خطر برای افراد وجود دارد، نصب شود.
۴.۳.۳.۴.۲ در سیستمهای فشار پایین، شیر قطع مخزن نباید بهعنوان شیر قفل ایمنی در نظر گرفته شود، مگر طبق مجوز بند ۴.۳.۳.۴.۳.
۴.۳.۳.۴.۳ در مواردی که یک مخزن فشار پایین تنها یا چند سیستم را تغذیه میکند که خطرات مرتبط به هم را پوشش میدهند، و هیچکدام از این خطرات در صورت خاموش بودن تجهیزات نیاز به حفاظت ندارند، میتوان از شیر قطع مخزن بهعنوان شیر قفل ایمنی برای کل سیستم استفاده کرد.
۴.۳.۳.۴.۴* کلید قطع سرویس نباید بهجای شیر قفل ایمنی برای جلوگیری از تخلیه عامل مورد استفاده قرار گیرد. (به بند ۴.۵.۴.۱۲ مراجعه شود.)
۴.۳.۳.۴.۵ هنگام انجام تعمیرات یا آزمایش روی سیستم، باید سیستم قفل شود یا فضای حفاظتشده و فضاهای در معرض مهاجرت گاز تخلیه شوند.
۴.۳.۳.۴.۶ زمانی که قرار است در دوره قفل ایمنی حفاظت ادامه یابد، باید فرد یا افرادی بهعنوان “نگهبان حریق” با تجهیزات اطفاء دستی یا نیمهثابت مناسب یا ابزار لازم برای بازیابی حفاظت تعیین شوند.
۴.۳.۳.۴.۶.۱ نگهبان حریق باید به یک محل با پایش دائمی ارتباط داشته باشد.
۴.۳.۳.۴.۶.۲ مقامات مسئول تداوم حفاظت باید از قفل ایمنی و بازگردانی مجدد سیستم مطلع شوند.
۴.۳.۳.۵* هنگام حمل سیلندرهای سیستم، باید دستورالعملهای ایمنی رعایت شود.
۴.۳.۴ فاصلههای الکتریکی:
۴.۳.۴.۱* تمام اجزای سیستم باید بهگونهای قرار گیرند که حداقل فاصله از اجزای برقدار مطابق با جدول ۴.۳.۴.۱ و شکل ۴.۳.۴.۱حفظ شود.
۴.۳.۴.۲* در ارتفاعات بیش از ۳۳۰۰ فوت (۱۰۰۰ متر)، فاصله از اجزای برقدار باید به میزان ۱ درصد برای هر ۳۳۰ فوت (۱۰۰متر) افزایش در ارتفاع، افزایش یابد.
۴.۳.۴.۳* برای هماهنگی فاصله موردنیاز با طراحی الکتریکی، باید سطح عایقکاری پایه طراحی (BIL) تجهیزات تحت حفاظت ملاک قرار گیرد، اگرچه در ولتاژهای نامی ۱۶۱ کیلوولت یا کمتر، این موضوع تأثیرگذار نیست.
۴.۳.۴.۴* فاصله انتخابشده تا زمین باید بر اساس بیشترین مقدار بین پیک سوئیچینگ یا وظیفه BIL تعیین شود، نه صرفاً بر اساس ولتاژ نامی.
۴.۳.۴.۵ فاصله بین اجزای بدون عایق و برقدار سیستم الکتریکی و هر بخش از سیستم دیاکسید کربن نباید کمتر از حداقل فاصلهای باشد که برای ایزولاسیون سیستم الکتریکی در نظر گرفته شده است.
4.3.4.6 زمانی که BIL طراحی در دسترس نباشد و زمانی که ولتاژ نامی برای معیار طراحی استفاده شود، بالاترین حداقل فاصله مشخص شده برای این گروه باید استفاده شود.
4.3.5* مدت زمان حفاظت. برای سیستمهای سیلاب کامل، غلظت مؤثر عامل اطفاء حریق باید به مدت زمانی حفظ شود که اقدامات اضطراری مؤثر توسط پرسنل آموزش دیده امکانپذیر باشد.
4.3.6* آلارمهای قابل مشاهده پیش از تخلیه باید مطابق با موارد زیر باشند: (1) آنها باید در تمام فضای محافظتشده قابل مشاهده باشند. (2) آنها باید از سیگنال آلارم حریق ساختمان و سایر سیگنالهای آلارم متمایز باشند. (3) دستگاههای قابل مشاهده، به جز پوششها، نیازی به همزمانی با یکدیگر یا با آلارمهای حریق ساختمان ندارند.
4.4 مشخصات، نقشهها و تأییدیهها.
4.4.1 مشخصات. 4.4.1.1 مشخصات برای سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن باید تحت نظارت شخصی با تجربه و صلاحیت کامل در طراحی سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن و با مشاوره مقام مسئول تهیه شوند. 4.4.1.2 مشخصات باید شامل تمام موارد ضروری برای طراحی سیستم مانند تعیین مقام مسئول، انحرافات از استاندارد که توسط مقام مسئول مجاز است، و نوع و میزان آزمایشهای تأییدیهای که پس از نصب سیستم انجام خواهد شد، باشد. 4.4.1.3 آزمایشهای سیستم حفاظت آتش و ایمنی زندگی یکپارچه باید مطابق با NFPA 4 انجام شوند.
4.4.2 نقشهها. 4.4.2.1 نقشهها و محاسبات باید قبل از آغاز نصب به تأیید مقام مسئول ارسال شوند. 4.4.2.2 نقشهها و محاسبات باید توسط افراد کاملاً واجد شرایط در طراحی سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن تهیه شوند. 4.4.2.3 این نقشهها باید به مقیاس مشخص یا با ابعاد دقیق ترسیم شوند. 4.4.2.4 نقشهها باید بهگونهای تهیه شوند که به راحتی قابل تکثیر باشند. 4.4.2.5 این نقشهها باید جزئیات کافی برای ارزیابی خطر یا خطرات و ارزیابی اثربخشی سیستم توسط مقام مسئول را فراهم کنند. 4.4.2.6 جزئیات نقشهها باید شامل موارد زیر باشد: (1) مواد موجود در خطرات محافظتشده (2) محل خطرات (3) محصورسازی یا محدودیت و جداسازی خطرات (4) نواحی اطراف که میتوانند بر خطرات محافظتشده تأثیر بگذارند
4.4.2.7 جزئیات سیستم باید شامل موارد زیر باشد: (1) اطلاعات و محاسبات در مورد مقدار دیاکسید کربن (2) محل و نرخ جریان هر نازل، شامل شماره کد دهانه و قطر واقعی دهانه.
(3) محل، اندازه و طول معادل لولهها، اتصالات و شیلنگ
(4) محل و اندازه تأسیسات ذخیرهسازی دیاکسید کربن
4.4.2.8 جزئیات روش کاهش اندازه لوله (کوپلینگ کاهنده یا بوشینگ) و جهتگیری سهراهیها باید بهوضوح مشخص شوند.
4.4.2.9 اطلاعات مربوط به محل و عملکرد دستگاههای آشکارساز، دستگاههای عملیاتی، تجهیزات کمکی و مدارهای الکتریکی (در صورت استفاده) باید ارائه شوند.
4.4.2.10 اطلاعاتی باید ارائه شود که دستگاهها و تجهیزات مورد استفاده را شناسایی کند.
4.4.2.11 هر ویژگی خاص باید بهطور کافی توضیح داده شود.
4.4.2.12 زمانی که شرایط در محل اجرای پروژه نیازمند تغییرات قابل توجه از نقشههای تأییدشده باشد، تغییرات باید برای تأیید به مقام مسئول ارائه شوند.
4.4.2.13 اگر نصب نهایی با نقشهها و محاسبات تهیهشده متفاوت باشد، نقشهها و محاسبات جدیدی که نصب واقعی (as-built) را نشان میدهند باید تهیه شوند.
4.4.2.13.1 نقشههای as-built باید ارتباط بین خاموشسازی تجهیزات موردنیاز و قطع سوخت با سیستم اطفاء حریق را نشان دهند.
4.4.2.14 مالک سیستم باید دفترچه راهنمای دستورالعمل و نگهداری شامل توالی کامل عملکرد را نگهداری کرده و مجموعه کامل نقشهها و محاسبات سیستم را در یک محفظه محافظتشده حفظ کند.
4.4.3* تأیید نصبها
4.4.3.1* سیستم کاملشده باید توسط پرسنل واجد شرایط بازرسی، آزمایش و مستندسازی شده و به تأیید مقام مسئول برسد.
4.4.3.1.1 آزمایش پذیرش مورد نیاز در بند 4.4.3.1 باید در قالب یک گزارش آزمایش مستندسازی شود.
4.4.3.1.2 گزارش آزمایش پذیرش باید تا پایان عمر سیستم توسط مالک سیستم نگهداری شود.
4.4.3.2* فقط تجهیزات و دستگاههای فهرستشده یا تأییدشده باید در سیستم استفاده شوند.
4.4.3.3 برای اطمینان از نصب صحیح سیستم و عملکرد آن مطابق مشخصات، مراحل 4.4.3.3.1 تا 4.4.3.3.4.2 باید انجام شوند.
4.4.3.3.1 بازرسی بصری. یک بازرسی بصری کامل از سیستم نصبشده و ناحیه دارای خطر باید انجام شود.
4.4.3.3.1.1 لولهکشی، تجهیزات عملیاتی و نازلهای تخلیه باید از نظر اندازه و محل مناسب بررسی شوند.
4.4.3.3.1.2 محل آلارمها و مکانیزمهای دستی اضطراری باید تأیید شوند.
4.4.3.3.1.3 پیکربندی ناحیه خطر باید با مشخصات اولیه خطر مقایسه شود.
4.4.3.3.1.4 ناحیه خطر باید از نظر وجود بازشوهای غیرقابل بستهشدن و منابع نشت عامل اطفاء که ممکن است در مشخصات اولیه نادیده گرفته شده باشند، با دقت بررسی شود.
4.4.3.3.2 برچسبگذاری.
4.4.3.3.2.1 بررسی برچسبگذاری تجهیزات برای اطمینان از تطابق با نامگذاری و دستورالعملهای صحیح باید انجام شود.
4.4.3.3.2.2 اطلاعات پلاک شناسایی روی مخازن ذخیرهسازی باید با مشخصات تطبیق داده شود.
4.4.3.3.3 آزمایشهای عملکردی. آزمایشهای عملکردی غیرمخرب بر روی تمام دستگاههای لازم برای عملکرد سیستم، از جمله دستگاههای کشف، فعالسازی و هشداردهنده، باید انجام شود.
4.4.3.3.4* آزمایش تخلیه کامل.
4.4.3.3.4.1 یک آزمایش تخلیه کامل باید بر روی هر سیستم نصبشده انجام شود.
4.4.3.3.4.2 در مواردی که چند خطر از یک منبع مشترک محافظت میشوند، یک آزمایش تخلیه کامل برای هر خطر باید انجام شود.
4.4.3.4 پیش از انجام آزمایش، رویههای ایمنی باید مرور شوند. (رجوع شود به بخش 4.4)
4.4.4 آزمایش سیستمها. سیستمها باید طبق بندهای 4.4.4.1 تا 4.4.4.3 آزمایش شوند.
4.4.4.1 کاربرد موضعی. تخلیه کامل مقدار طراحیشده دیاکسید کربن از طریق لولهکشی سیستم باید انجام شود تا اطمینان حاصل شود که دیاکسید کربن به طور مؤثر خطر را برای مدت زمان مورد نیاز بر اساس مشخصات طراحی پوشش میدهد و تمام تجهیزات فشاری عملکرد صحیح دارند.
4.4.4.2 سیلاب کامل. تخلیه کامل مقدار طراحیشده دیاکسید کربن از طریق لولهکشی سیستم باید انجام شود تا اطمینان حاصل شود که دیاکسید کربن در ناحیه خطر تخلیه میشود، غلظت مورد نظر حاصل شده و به مدت زمان مشخصشده در طراحی حفظ میشود، و تمام تجهیزات فشاری به درستی عمل میکنند.
4.4.4.3 شیلنگهای دستی.
4.4.4.3.1 یک آزمایش تخلیه کامل بر روی سیستمهای شیلنگ دستی باید انجام شود.
4.4.4.3.2 ارائه شواهدی از جریان مایع از هر نازل با الگوی پوششدهی مناسب الزامی است.
4.5 کشف، فعالسازی و کنترل.
4.5.1 طبقهبندی. سیستمها باید بر اساس روشهای فعالسازی شرحدادهشده در بندهای 4.5.1.1 تا 4.5.1.3.2 به صورت خودکار یا دستی طبقهبندی شوند.
4.5.1.1 عملکرد خودکار. عملکردی که به هیچ اقدام انسانی نیاز ندارد به عنوان عملکرد خودکار در نظر گرفته میشود.
4.5.1.2 عملکرد عادی دستی.
4.5.1.2.1 عملکرد سیستم که نیاز به اقدام انسانی دارد و محل دستگاه فعالکننده به گونهای است که در همه زمانها به راحتی در دسترس خطر قرار دارد، عملکرد عادی دستی تلقی میشود. (رجوع شود به 4.5.4.5)
4.5.1.2.2 عملکرد یک کنترل باید تمام موارد لازم برای راهاندازی کامل سیستم را انجام دهد.
4.5.1.3* عملکرد اضطراری دستی.
4.5.1.3.1 عملکرد سیستم توسط انسان که دستگاه فعالکننده کاملاً مکانیکی بوده و در محل یا نزدیک دستگاه کنترلشونده قرار دارد، عملکرد اضطراری دستی تلقی میشود.
4.5.1.3.2 استفاده از فشار سیستم برای تکمیل عملکرد دستگاه کاملاً مکانیکی مجاز است. (رجوع شود به 4.5.4.6)
4.5.2* کشف خودکار و فعالسازی خودکار. کشف خودکار و فعالسازی خودکار باید استفاده شود، مگر در شرایط زیر:
4.5.2.1* کنترلهای فعالسازی خودکار باید به گونهای تنظیم شوند که نیازمند دریافت سیگنال مداوم هشدار حریق پیش از فعالسازی هشدارهای پیش از تخلیه باشند و فعالسازی هرگونه تأخیر زمانی برقی پیش از تخلیه و هشدارهای برقی پیش از تخلیه را پیش از فعالسازی دستگاههای آزادسازی الزامی کنند.
4.5.3* کشف خودکار. کشف خودکار باید با هر روش یا دستگاه فهرستشده یا مورد تأیید که توانایی کشف و اعلام گرما، شعله، دود، بخارات قابل اشتعال یا شرایط غیرعادی در ناحیه خطر مانند مشکلات فرآیندی که احتمال آتشسوزی دارد را داشته باشد، انجام گیرد.
4.5.4 دستگاههای عملکردی. دستگاههای عملکردی باید شامل دستگاهها یا شیرهای آزادسازی دیاکسید کربن، کنترلهای تخلیه، و دستگاههای خاموشی تجهیزات باشند که برای عملکرد موفق سیستم لازم هستند.
4.5.4.1 فهرستشده و مورد تأیید. 4.5.4.1.1 عملکرد باید از طریق روشهای مکانیکی، برقی یا پنوماتیکی فهرستشده یا مورد تأیید انجام شود. 4.5.4.1.2 تجهیزات کنترلی باید بهطور خاص برای تعداد و نوع دستگاههای فعالسازی بهکاررفته فهرستشده یا مورد تأیید باشند، و سازگاری آنها نیز باید فهرستشده یا مورد تأیید باشد.
4.5.4.2 طراحی دستگاه. 4.5.4.2.1 تمامی دستگاهها باید برای شرایط کاری مورد انتظار طراحی شده باشند و نباید به راحتی غیرفعال شوند یا مستعد عملکرد تصادفی باشند. 4.5.4.2.2 دستگاهها باید بهطور معمول برای عملکرد در بازه دمایی °F 20- تا °F 150 (°C 29- تا °C 66) طراحی شده باشند یا محدودیت دمایی آنها بهطور واضح روی آنها درج شده باشد.
4.5.4.3 تمامی دستگاهها باید به گونهای مکانیابی، نصب یا محافظت شوند که در معرض آسیبهای مکانیکی، شیمیایی یا دیگر آسیبهایی که میتوانند باعث از کار افتادن آنها شوند، قرار نگیرند.
4.5.4.4 دستگاههایی که از اتصالات خاص تولیدکننده برای کنترل آزادسازی دیاکسید کربن استفاده میکنند باید دارای اتصالاتی باشند که مشخص یا به وضوح نشانهگذاری شده باشند، در مواردی که احتمال نصب نادرست وجود دارد.
4.5.4.4.1 دستگاههای جدید معرفیشده پس از ۱ ژانویه ۲۰۰۸باید با این الزامات مطابقت داشته باشند.
4.5.4.5* کنترلهای دستی معمول برای فعالسازی باید در تمامی زمانها از جمله هنگام آتشسوزی به راحتی در دسترس باشند.
4.5.4.5.1 کنترل(های) دستی باید ظاهر مشخص و قابل تشخیص برای هدف مورد نظر داشته باشند.
۴.۵.۴.۵.۲ کنترل(های) دستی باید باعث عملکرد کامل سیستم به صورت عادی شود.
۴.۵.۴.۵.۳ عملکرد این کنترل دستی نباید باعث بازتنظیم تأخیر زمانی شود. (رجوع شود به ۴.۵.۶.۲.۲)
۴.۵.۴.۶* همه شیرهایی که کنترل آزادسازی و توزیع دیاکسید کربن را بر عهده دارند باید مجهز به کنترل دستی اضطراری باشند.
۴.۵.۴.۶.۱ کنترل دستی اضطراری برای سیلندرهای تحت فشار تبعی الزامی نیست.
۴.۵.۴.۶.۲ وسیله اضطراری باید به آسانی در دسترس بوده و در نزدیکی شیرهای مربوطه قرار داشته باشد.
۴.۵.۴.۶.۳ این دستگاهها باید با یک پلاک هشدار مشخص نشانهگذاری شوند تا مفهوم بند ۴.۵.۴.۶.۲ را بیان کنند.
۴.۵.۴.۷* سیلندرها
۴.۵.۴.۷.۱ در مواردی که برای آزادسازی سیلندرهای تبعی از فشار گاز سیلندرهای پیلوت استفاده میشود که از طریق منیفولد تخلیه سیستم (یعنی با استفاده از فشار برگشتی به جای خط پیلوت جداگانه) تغذیه میشوند و تعداد کل سیلندرها کمتر از سه عدد است، باید حداقل یک سیلندر برای این عملیات اختصاص یابد.
۴.۵.۴.۷.۲ در مواردی که فشار گاز از سیلندرهای پیلوت از طریق منیفولد تخلیه سیستم برای آزادسازی سیلندرهای تبعی استفاده میشود و تعداد کل سیلندرها سه یا بیشتر است، باید حداقل یک سیلندر پیلوت بیشتر از حداقل مورد نیاز برای فعالسازی سیستم در نظر گرفته شود.
۴.۵.۴.۷.۳ در طول تست پذیرش تخلیه کامل، سیلندر پیلوت اضافی باید بهگونهای تنظیم شود که مانند یک سیلندر تبعی عمل کند.
۴.۵.۴.۷.۴* کنترلهای فعالسازی خودکار باید به صورت زیر تنظیم شوند: ۱) نیاز به یک سیگنال پیوسته هشدار حریق پیش از فعالسازی هشدارهای پیش از تخلیه داشته باشند.
۲) فعالسازی هرگونه تأخیر زمانی یا هشدارهای برقی پیش از تخلیه باید پیش از فعالسازی دستگاههای آزادسازی انجام شود.
۴.۵.۴.۸ کنترلهای دستی
۴.۵.۴.۸.۱ کنترلهای دستی نباید نیاز به نیروی کششی بیش از ۴۰ پوند (۱۷۸ نیوتن) یا حرکتی بیش از ۱۴ اینچ (۳۵۶ میلیمتر) برای عملکرد داشته باشند.
۴.۵.۴.۸.۲ حداقل یک کنترل دستی برای فعالسازی باید در ارتفاعی حداکثر ۴ فوت (۱.۲ متر) از سطح زمین نصب شود.
۴.۵.۴.۹ در مواردی که ادامه عملکرد تجهیزات مرتبط با خطری که در حال اطفاء آن است میتواند به تداوم آتشسوزی کمک کند، منبع برق یا سوخت آن تجهیزات باید به صورت خودکار قطع شود.
۴.۵.۴.۹.۱ همه دستگاههای خاموشکننده باید به عنوان اجزای جداییناپذیر سیستم در نظر گرفته شده و همراه با عملکرد سیستم فعال شوند.
۴.۵.۴.۹.۲ الزامات بند ۴.۵.۴.۹ در مورد سیستمهای روغنکاری مرتبط با تجهیزات دوار بزرگ که در آنها سیستم تخلیه ممتد برای دوره کاهش سرعت یا خنکسازی طراحی شده باشد، اعمال نمیشود.
۴.۵.۴.۱۰ همه دستگاههای دستی باید به گونهای شناسایی شوند که خطر مربوطه، عملکرد مورد انتظار و روش استفاده آنها مشخص باشد.
۴.۵.۴.۱۱ استفاده از کلید قطع اضطراری (Abort switches) در سیستمهای دیاکسید کربن مجاز نیست.
۴.۵.۴.۱۲ در سیستمهایی که بهصورت الکتریکی عمل میکنند، باید یک کلید قطع سرویس تعبیه شود تا امکان آزمایش سیستم بدون فعالسازی سیستم اطفاء حریق فراهم شود. هنگام استفاده از این کلید، مدار آزادسازی سیستم اطفاء حریق قطع شده و سیگنال نظارتی در پنل آزادسازی سیستم اطفاء ایجاد میشود.
۴.۵.۴.۱۳ کلید فشار تخلیه
۴.۵.۴.۱۳.۱ یک کلید فشار تخلیه باید بین منبع دیاکسید کربن و شیر قفلکن نصب شود.
۴.۵.۴.۱۳.۲ در سیستمهای دیاکسید کربن با فشار پایین، در صورتی که شیر قطع اصلی دستی و نظارتشده به عنوان شیر قفلکن در نظر گرفته شود (یعنی الزامات بندهای ۴.۳.۳.۴ تا ۴.۳.۳.۴.۵ را داشته باشد)، کلید فشار باید در پاییندست شیر خودکار (شیر انتخابگر اصلی یا شیر انتخابگر) که به اتاق سرور یا اتاقهای سرور تغذیه میکند، نصب شود.
۴.۵.۴.۱۳.۳ کلید فشار تخلیه باید سیگنالی برای شروع هشدار به پنل آزادسازی ارسال کند تا دستگاههای هشدار برقی/الکترونیکی را فعال نماید.
۴.۵.۵ نظارت و شیرهای قفلکن
۴.۵.۵.۱ نظارت بر سیستمهای خودکار و شیرهای قفلکن دستی باید فراهم باشد مگر اینکه توسط مرجع ذیصلاح بهطور خاص مستثنا شود.
۴.۵.۵.۲* ارتباطات بین اجزای ضروری برای کنترل سیستم و ایمنی جانی باید تحت نظارت باشد.
۴.۵.۵.۳ ارتباطات لوله و لولهکشی که بهطور معمول تحت فشار نیستند، ملزم به رعایت بند ۴.۵.۵.۲ نیستند.
۴.۵.۵.۴ در صورت وجود مدار باز، اتصال زمین ناخواسته یا از دست رفتن یکپارچگی در خطوط کنترل پنوماتیکی که موجب اختلال در عملکرد کامل سیستم میشود، باید سیگنال اشکال (trouble) ارسال گردد.
۴.۵.۵.۵ سیگنالهای هشدار و اشکال باید از طریق یکی از روشهای تعریفشده در استاندارد NFPA 72 ارسال شوند.
۴.۵.۵.۶ اتصالات سیلندرهای تبعی که با پنوماتیک فشار بالا کار میکنند و در مجاورت مستقیم با سیلندرهای پیلوت قرار دارند، الزامی به نظارت ندارند.
۴.۵.۵.۷ در مواردی که بایپس دستی وجود دارد و این بایپس میتواند در حالت باز باقی بماند، این بایپسها باید تحت نظارت باشند.
۴.۵.۶* هشدارها. هشدارهای دیداری و شنیداری باید برای مقاصد زیر فراهم شوند:
۱) هشدار به افراد برای عدم ورود به فضایی که ممکن است به دلیل حضور غلظت بالای دیاکسید کربن، خطرناک باشد.
۲) فراهمکردن فرصت برای خروج افراد از فضاهایی که با تخلیه سیستم دیاکسید کربن ممکن است ناایمن شوند.
۴.۵.۶.۱ هشدارهای شنیداری و دیداری سیستم دیاکسید کربن باید از سایر هشدارها از جمله سیستم اعلام حریق ساختمان متمایز باشند.
۴.۵.۶.۲ هشدار پیش از تخلیه و تأخیر زمانی. یک هشدار پیشتخلیه پنوماتیکی، تأخیر زمانی پنوماتیکی و هشدار دیداری پیشتخلیه باید برای اتاقهای سرور زیر فراهم شوند:
۱) فضاهای معمولاً اشغالشده یا قابل اشغال که تحت پوشش سیستمهای غرقاب کامل هستند، به جز موارد بیانشده در بند ۴.۵.۶.۲.۳
۲) سیستمهای اعمال موضعی که از خطراتی محافظت میکنند و تخلیه آنها باعث قرار گرفتن افراد در معرض غلظتهایی از دیاکسید کربن بیش از ۷.۵ درصد حجمی در هوا به مدت بیش از ۵ دقیقه میشود
۴.۵.۶.۲.۱ هشدارهای پیشتخلیه، در صورت نیاز، باید در داخل فضای محافظتشده نصب شوند.
۴.۵.۶.۲.۲ تأخیر زمانی پیشتخلیه باید مدت زمانی کافی را برای هشدار پیشتخلیه فراهم کند تا امکان تخلیه افراد از دورترین نقاط فضا نسبت به خروجیها فراهم باشد.
۴.۵.۶.۲.۳* حذف تأخیر زمانی برای فضاهای قابل اشغال مجاز است، در صورتی که فراهم کردن تأخیر زمانی باعث ایجاد خطر غیرقابلقبول برای افراد یا آسیب غیرقابلقبول به تجهیزات حیاتی شود.
۴.۵.۶.۲.۴ در مواردی که تأخیر زمانی حذف میشود، باید تدابیری اتخاذ گردد تا در زمانی که افراد در فضای محافظتشده حضور دارند، سیستم دیاکسید کربن در وضعیت قفل باشد و فعال نشود.
۴.۵.۶.۲.۵ آزمایشهای خشک (Dry Runs) باید انجام شود تا حداقل زمان مورد نیاز برای تخلیه افراد از منطقه خطر بهدست آید، با در نظر گرفتن زمان لازم برای تشخیص سیگنال هشدار.
۴.۵.۶.۲.۶ دستگاههای هشدار شنیداری باید یا سطح صدا مطابق با بندهای ۴.۵.۶.۲.۶.۱ و ۴.۵.۶.۲.۶.۲ داشته باشند یا ویژگیهای صوتی مطابق با بند ۱۸.۴.۶ استاندارد NFPA 72 را دارا باشند.
۴.۵.۶.۲.۶.۱ هشدارهای پیشتخلیه شنیداری باید حداقل ۱۵دسیبل بالاتر از سطح نویز محیط یا ۵ دسیبل بالاتر از حداکثر سطح صدا، هرکدام که بیشتر است، باشند؛ این اندازهگیری باید در ارتفاع ۱.۵ متری از کف فضای قابل اشغال انجام شود.
۴.۵.۶.۲.۶.۲ دستگاههای هشدار شنیداری نباید صدایی بیش از ۱۲۰ دسیبل در حداقل فاصله شنوایی از دستگاه هشدار داشته باشند.
۴.۵.۶.۲.۶.۳ هشدار پیشتخلیه باید دارای حداقل قدرت صدای ۹۰ دسیبل در فاصله ۳ متری باشد.
۴.۵.۶.۳ هشدارهای دیداری و شنیداری باید در بیرون از هر ورودی به فضاهای زیر نصب شوند:
۱) فضاهای معمولاً اشغالشده یا قابل اشغال که توسط سیستم غرقاب کامل دیاکسید کربن محافظت میشوند
۲) فضاهای معمولاً اشغالشده یا قابل اشغال که تخلیه از سیستم موضعی ممکن است افراد را در معرض غلظتهای خطرناک دیاکسید کربن قرار دهد
۳) فضاهای معمولاً اشغالشده یا قابل اشغال که دیاکسید کربن ممکن است به آنها نشت کرده و برای افراد خطر ایجاد کند
۴.۵.۶.۳.۱ این هشدارها باید قبل از تخلیه یا همزمان با شروع تخلیه فعال شوند.
۴.۵.۶.۳.۲* این هشدارها باید پس از تخلیه عامل ادامه یابند تا یکی از شرایط زیر حاصل شود:
۱) اقدام مثبت دیگری برای جلوگیری از ورود افراد به فضایی که به دلیل تخلیه دیاکسید کربن ناایمن شده، انجام شود.
۲) فضا تهویه شده و ایمنی جو برای ورود افراد بدون تجهیزات حفاظتی تأیید گردد.
۴.۵.۶.۳.۳ پس از انجام اقدامات مندرج در بند ۴.۵.۶.۳.۲(۱)، قطع هشدار شنیداری در حالی که هشدار دیداری همچنان فعال باقی بماند، مجاز است.
۴.۵.۶.۳.۴ هشدارهای دیداری باید تا زمانی که تهویه فضا مطابق با بند ۴.۵.۶.۳.۲(۲) انجام نشده، فعال باقی بمانند.
۴.۵.۶.۴ باید یک هشدار یا نشانگر وجود داشته باشد که نشان دهد سیستم فعال شده و نیاز به شارژ مجدد دارد.
۴.۵.۶.۵* باید هشداری فراهم شود که فعال شدن سیستمهای خودکار را اعلام کرده و نشان دهد که واکنش فوری کارکنان مورد نیاز است.
۴.۵.۶.۶ هشدارهای مربوط به خرابی تجهیزات یا دستگاههای تحت نظارت باید سریع و قطعی بوده و بهطور واضح از هشدارهای مربوط به فعال شدن سیستم یا شرایط خطرناک متمایز باشند.
۴.۵.۷ منابع تغذیه
۴.۵.۷.۱ منبع اصلی انرژی برای عملکرد و کنترل سیستم باید ظرفیت لازم برای سرویس مورد نظر را داشته و قابل اطمینان باشد.
۴.۵.۷.۱.۱ در مواردی که از دست رفتن منبع اصلی انرژی باعث به خطر افتادن حفاظت از خطر یا ایمنی جان افراد (یا هر دو) میشود، یک منبع تغذیه ثانویه (اضطراری) مستقل باید در صورت قطع کامل یا افت ولتاژ (کمتر از ۸۵ درصد ولتاژ اسمی) منبع اصلی، انرژی مورد نیاز سیستم را تأمین کند.
۴.۵.۷.۱.۲ منبع تغذیه ثانویه (اضطراری) باید بتواند سیستم را تحت حداکثر بار معمولی به مدت ۲۴ ساعت فعال نگه دارد و سپس به مدت کامل دوره تخلیه طراحیشده بهطور مداوم عمل کند.
۴.۵.۷.۱.۳ منبع تغذیه اضطراری باید بهطور خودکار در مدت ۳۰ثانیه پس از از دست رفتن منبع تغذیه اصلی به سیستم متصل شده و آن را فعال کند.
۴.۵.۷.۲ تمامی تجهیزات الکتریکی باید قادر به کارکرد در بازه ۸۵ تا ۱۰۵ درصد ولتاژ نامی باشند.
۴.۶ تأمین دیاکسید کربن
۴.۶.۱* مقدار: مقدار تأمین اصلی دیاکسید کربن در سیستم باید حداقل به اندازه کافی برای بزرگترین خطر منفرد یا گروهی از خطرات که بهصورت همزمان محافظت میشوند، باشد.
۴.۶.۱.۱ در صورتی که شیلنگهای دستی برای استفاده در یک خطر تحت حفاظت سیستم ثابت فراهم شده باشند، باید تأمین جداگانهای برای آنها وجود داشته باشد، مگر اینکه مقدار کافی از دیاکسید کربن موجود باشد تا اطمینان حاصل شود که حفاظت ثابت برای بزرگترین خطر مربوط به شیلنگ دستی به خطر نیفتد. (به بخش ۷.۴ و A.7.1.1 مراجعه شود.)
۴.۶.۱.۲ در صورتی که مرجع صلاحیتدار تشخیص دهد که حفاظت مداوم مورد نیاز است، مقدار ذخیره باید مضربی از مقادیر مورد نیاز در بندهای ۴.۶.۱ و ۴.۶.۱.۱ باشد، بسته به نظر مرجع مربوطه.
۴.۶.۱.۳ تأمین اصلی و ذخیره برای سیستمهای ثابت باید بهصورت دائم به لولهکشی متصل بوده و بهگونهای تنظیم شده باشد که تعویض آنها بهراحتی انجام شود، مگر آنکه مرجع صلاحیتدار اجازه ذخیره جداگانه بدون اتصال را صادر کند.
۴.۶.۲ تأمین مجدد: مدت زمان مورد نیاز برای تهیه دیاکسید کربن جهت شارژ مجدد سیستمها به وضعیت عملیاتی، باید به عنوان یک عامل مهم در تعیین مقدار ذخیره در نظر گرفته شود.
۴.۶.۳* کیفیت: دیاکسید کربن باید دارای ویژگیهای حداقلی زیر باشد:
۱) فاز بخار باید حداقل ۹۹.۵٪ دیاکسید کربن باشد، بدون هرگونه بوی نامطبوع یا طعم قابل تشخیص.
۲) میزان آب در فاز مایع باید مطابق با استاندارد CGA G-6.2 باشد.
۳) میزان روغن نباید بیشتر از ۱۰ پیپیام (قسمت در میلیون) وزنی باشد.
۴.۶.۴ ظروف ذخیرهسازی
۴.۶.۴.۱ ظروف ذخیرهسازی و تجهیزات جانبی باید بهگونهای قرار داده و تنظیم شوند که بازرسی، نگهداری و شارژ مجدد بهراحتی انجام شود.
۴.۶.۴.۲ اختلال در عملکرد حفاظت باید به حداقل برسد.
۴.۶.۴.۳ ظروف ذخیرهسازی باید تا حد امکان به نزدیکترین محل نسبت به خطرات تحت حفاظت نصب شوند، اما نباید در جایی قرار گیرند که در معرض آتشسوزی یا انفجار ناشی از همان خطر قرار بگیرند.
۴.۶.۴.۴ ظروف نباید در محلهایی قرار گیرند که در معرض شرایط آب و هوایی شدید، یا آسیبهای مکانیکی، شیمیایی یا دیگر آسیبها باشند.
۴.۶.۴.۵ در صورت پیشبینی شرایط محیطی یا مکانیکی شدید، محافظ یا محفظههایی باید برای محافظت فراهم شود.
۴.۶.۵ سیلندرهای پرفشار*
مقدار دیاکسید کربن باید در سیلندرهای قابل شارژ نگهداری شود که برای نگهداری دیاکسید کربن بهصورت مایع در دمای محیط طراحی شدهاند.
۴.۶.۵.۱ ظروف مورد استفاده باید مطابق با الزامات وزارت حملونقل ایالات متحده (DOT)، کمیسیون حملونقل کانادا، یا مرجع معادل آن طراحی شده باشند.
۴.۶.۵.۲* سیلندرهای پرفشار استفاده شده در سیستمهای اطفا حریق نباید بدون انجام تست هیدرواستاتیک و برچسبگذاری مجدد، در صورتی که بیش از ۵ سال از تاریخ آخرین تست گذشته باشد، مجدداً شارژ شوند.
۴.۶.۵.۲.۱ سیلندرهایی که بهطور پیوسته در سرویس بودهاند بدون تخلیه، میتوانند حداکثر تا ۱۲ سال پس از آخرین تست هیدرواستاتیک در سرویس باقی بمانند.
۴.۶.۵.۲.۲ در پایان ۱۲ سال، سیلندرهایی که بدون تخلیه در سرویس ماندهاند، باید تخلیه شده، تست مجدد انجام شده و سپس دوباره وارد سرویس شوند.
۴.۶.۵.۳ دستگاه اطمینان فشار (Pressure Relief Device)
۴.۶.۵.۳.۱ هر سیلندر باید دارای یک دستگاه اطمینان فشار از نوع دیسک شکستنی (rupture disk) باشد.
۴.۶.۵.۳.۲ این دستگاه باید مطابق با الزامات بخشهای ۴۹CFR 171 تا ۱۹۰ مقررات DOT، اندازهگذاری و نصب شود.
۴.۶.۵.۴ سیلندرهای منیفولد شده
۴.۶.۵.۴.۱ هنگامی که سیلندرها به صورت منیفولد نصب میشوند، باید در قفسهای که مخصوص این کار طراحی شده نصب و نگهداری شوند و امکان سرویسدهی و وزنکشی جداگانه سیلندرها فراهم باشد.
۴.۶.۵.۴.۲ باید تمهیدات خودکاری در نظر گرفته شود که در صورت راهاندازی سیستم زمانی که یکی از سیلندرها برای نگهداری جدا شده است، از نشت دیاکسید کربن از منیفولد جلوگیری کند.
۴.۶.۵.۴.۳ در سیستمهایی با چند سیلندر، تمامی سیلندرهایی که به یک خروجی منیفولد مشترک برای توزیع عامل متصل هستند، باید قابل تعویض بوده و از یک سایز انتخابشده و مشخص باشند.
۴.۶.۵.۵ دمای نگهداری محیطی
۴.۶.۵.۵. سیستمهای محلی (local application) نباید در دمایی بالاتر از ۱۲۰ درجه فارنهایت (۴۹ درجه سانتیگراد) یا پایینتر از ۳۲ درجه فارنهایت (۰ درجه سانتیگراد) نگهداری شوند.
۴.۶.۵.۵.۱ در سیستمهای غرقابی کلی (total flooding)، دمای نگهداری نباید از ۱۳۰ درجه فارنهایت (۵۴ درجه سانتیگراد) بیشتر و از ۰ درجه فارنهایت (۱۸- درجه سانتیگراد) کمتر باشد، مگر اینکه طراحی سیستم برای کار در دماهای خارج از این محدوده انجام شده باشد.
۴.۶.۵.۵.۲ استفاده از گرمایش یا سرمایش خارجی برای نگهداشتن دما در محدوده مشخصشده در ۴.۶.۵.۵.۱ مجاز است.
۴.۶.۵.۵.۳ در مواردی که از بارگذاریهای خاص سیلندر برای جبران دماهای خارج از محدودههای اعلامشده در ۴.۶.۵.۵ و ۴.۶.۵.۵.۱ استفاده میشود، سیلندرها باید بهصورت دائم و قابلاطمینان علامتگذاری شوند.
۴.۶.۶ ظروف ذخیرهسازی کمفشار*
ظروف ذخیرهسازی کمفشار باید برای نگهداری دیاکسید کربن در فشار اسمی ۳۰۰ psi (2068 kPa)، معادل با دمای تقریبی ۰°F (۱۸-°C) طراحی شده باشند.
۴.۶.۶.۱ الزامات ظروف
۴.۶.۶.۱.۱ ظرف تحت فشار باید مطابق با مشخصات فعلی کدAPI-ASME برای مخازن بدون شعله مخصوص مایعات و گازهای نفتی ساخته، تست، تأیید، تجهیز و علامتگذاری شود. در مورد ظروف تأمین سیار، در صورت لزوم، الزامات 49CFR 171-190 وزارت حملونقل آمریکا (DOT) نیز باید رعایت شود.
۴.۶.۶.۱.۲ فشار طراحی ظرف باید حداقل ۳۲۵ psi (2241 kPa) باشد.
۴.۶.۶.۲ تجهیزات مورد نیاز اضافی*
علاوه بر الزامات کدهای ASME و DOT، هر ظرف تحت فشار باید مجهز به موارد زیر باشد:
۴.۶.۶.۳ عایق و سیستم کنترل دما
ظرف تحت فشار باید عایقبندی شده و در صورت لزوم مجهز به سیستمهای سرمایشی یا گرمایشی کنترلشده خودکار(یا هر دو) باشد.
۴.۶.۶.۴ سیستم سرمایش
سیستم سرمایش باید توانایی حفظ فشار ۳۰۰ psi (2068 kPa) در دمای بالاترین حد پیشبینیشده محیطی را داشته باشد.
۴.۶.۶.۵ سیستم گرمایش
۴.۶.۶.۵.۱ در صورت نیاز، سیستم گرمایش باید توانایی حفظ دمای ۰°F (۱۸-°C) در ظرف تحت فشار را در پایینترین دمای محیطی مورد انتظار داشته باشد.
۴.۶.۶.۵.۲ سیستم گرمایش فقط در صورتی لازم است که دادههای هواشناسی، احتمال وقوع دماهایی را نشان دهند که ممکن است محتویات مخزن را به دمایی برسانند که فشار به کمتر از ۲۵۰ psi (1724 kPa) کاهش یابد (تقریباً برابر با ۱۰-°F یا ۲۳-°C).
۴.۷* سیستمهای توزیع
۴.۷.۱* لولهکشی باید از مواد فلزی غیرقابل احتراق باشد که ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن بهگونهای باشد که تغییرات آن تحت فشار با اطمینان قابل پیشبینی باشد.
۴.۷.۱.۱ در محلهایی که لولهکشی در معرض محیطهای بسیار خورنده نصب میشود، باید از مواد یا پوششهای مقاوم به خوردگی ویژه استفاده گردد.
۴.۷.۱.۲ مواد مورد استفاده در لولهکشی و استانداردهای مربوط به آنها باید مطابق با بندهای ۴.۷.۱.۲.۱ تا ۴.۷.۱.۲.۵ باشند.
۴.۷.۱.۲.۱ لولههای فولادی سیاه یا گالوانیزه باید از نوع بدون درز یا جوش الکتریکی طبق ASTM A53، گرید A یا B، یا طبقASTM A106، گرید A، B یا C باشند.
۴.۷.۱.۲.۱.۱ لولههای ASTM A120 و لولههای چدنی معمولی نباید استفاده شوند.
۴.۷.۱.۲.۱.۲ فولاد ضدزنگ برای اتصالات پیچی باید TP304 یاTP316 و برای اتصالات جوشی باید TP304، TP316، TP304L یا TP316L باشد.
۴.۷.۱.۲.۲ در سیستمهایی با منبع پرفشار، لولههایی به قطر ¾ اینچ (۲۰ میلیمتر) و کمتر مجاز به استفاده از Schedule 40 میباشند.
۴.۷.۱.۲.۲.۱ لولههایی با قطر ۱ تا ۴ اینچ (۲۵ تا ۱۰۰ میلیمتر) باید حداقل Schedule 80 باشند.
۴.۷.۱.۲.۲.۲ استفاده از لولههای جوشی کورهای ASTM A53 مجاز نیست.
۴.۷.۱.۲.۳ در سیستمهایی با منبع کمفشار، لولهها باید حداقلSchedule 40 باشند.
۴.۷.۱.۲.۳.۱ استفاده از لولههای جوشی کورهای ASTM A53 مجاز است.
۴.۷.۱.۲.۴ در انتهای هر شاخه لولهکشی، باید یک تلهگیرنده گرد و خاک که شامل یک سهراهی با یک نیپل درپوشدار به طول حداقل ۲ اینچ (۵۱ میلیمتر) باشد نصب گردد.
۴.۷.۱.۲.۵ مقاطع لولهکشی که معمولاً در معرض اتمسفر قرار ندارند، نیاز به پوشش داخلی مقاوم به خوردگی ندارند.
۴.۷.۱.۳* اجزای انعطافپذیر سیستم لولهکشی که بهطور خاص در این استاندارد پوشش داده نشدهاند، باید حداقل فشار ترکیدگی ۵۰۰۰ psi (۳۴,۴۷۴ kPa) برای سیستمهای پرفشار یا ۱۸۰۰ psi (۱۲,۴۱۱ kPa) برای سیستمهای کمفشار را داشته باشند.
۴.۷.۱.۴ اتصالات Class 150 و اتصالات چدنی نباید استفاده شوند.
۴.۷.۱.۵ اتصالات برای سیستمهای پرفشار و کمفشار باید طبق بندهای ۴.۷.۱.۵.۱ و ۴.۷.۱.۵.۲ باشند.
۴.۷.۱.۵.۱ سیستمهای پرفشار:
۴.۷.۱.۵.۱.۱ برای سایزهای اسمی تا ۲ اینچ، باید از اتصالات چکشخوار Class 300 و برای سایزهای بزرگتر، از اتصالات فولادی فورجشده استفاده شود.
۴.۷.۱.۵.۱.۲ فلنجهایی که قبل از هر شیر قطع نصب میشوند، باید Class 600 باشند.
۴.۷.۱.۵.۱.۳ فلنجهایی که بعد از شیر قطع یا در سیستمهایی بدون شیر قطع نصب میشوند، مجاز به استفاده از Class 300 هستند.
۴.۷.۱.۵.۱.۴ یونیونهای پیچی باید حداقل معادل اتصالات فولاد فورجشده Class 2000 باشند.
۴.۷.۱.۵.۱.۵ اتصالات فولاد ضدزنگ باید از نوع ۳۰۴ یا ۳۱۶، ساختهشده یا فورجشده مطابق با ASTM A182، با اتصال پیچی یا جوشی سوکتی، برای تمامی سایزها از ⅛ اینچ (۳میلیمتر) تا ۴ اینچ (۱۰۰ میلیمتر) باشند.
۴.۷.۱.۵.۲ سیستمهای کمفشار:
۴.۷.۱.۵.۲.۱ اتصالات چکشخوار یا داکتیل آهنی کلاس ۳۰۰باید برای لولههایی تا سایز اسمی ۳ اینچ (۸۰ میلیمتر) و اتصالات فولادی فورجشده برای سایزهای بزرگتر استفاده شوند.
۴.۷.۱.۵.۲.۲ اتصالات فلنجی باید از نوع کلاس ۳۰۰ باشند.
۴.۷.۱.۵.۲.۳ اتصالات فولاد ضدزنگ باید برای اتصالات پیچی از نوع ۳۰۴ یا ۳۱۶ و برای اتصالات جوشی از نوع ۳۰۴، ۳۱۶، ۳۰۴L یا ۳۱۶L، ساختهشده یا فورجشده مطابق با ASTM A182، کلاس ۲۰۰۰، با اتصال پیچی یا جوشی سوکتی، برای تمامی سایزها از ⅛ اینچ (۳ میلیمتر) تا ۴ اینچ (۱۰۰ میلیمتر) باشند.
۴.۷.۱.۶ اتصالات لوله:
۴.۷.۱.۶.۱ اتصالات جوشی، پیچی یا فلنجی (چکشخوار یا داکتیل آهنی) مجاز به استفاده هستند.
۴.۷.۱.۶.۲ استفاده از کوپلینگها و اتصالات مکانیکی شیاردار مجاز است، مشروط بر اینکه مخصوص سرویس دیاکسیدکربن باشند.
۴.۷.۱.۶.۳ استفاده از بوشینگهای همسطح مجاز نیست.
۴.۷.۱.۶.۴ در مواردی که از بوشینگهای ششضلعی برای کاهش یک سایز استفاده میشود، باید از بوشینگ فولادی کلاس ۳۰۰۰جهت حفظ استحکام کافی استفاده گردد.
۴.۷.۱.۶.۵ در مواردی که از بوشینگهای ششضلعی برای کاهش بیش از یک سایز استفاده میشود، باید مطابق بند ۴.۷.۱.۵ عمل شود.
۴.۷.۱.۶.۶ اتصالات فلر، نوع فشاری یا لحیمشده باید با لولههای سازگار استفاده شوند.
۴.۷.۱.۶.۷ در مواردی که از اتصالات لحیمشده استفاده میشود، آلیاژ لحیم باید نقطه ذوبی برابر یا بالاتر از ۱۰۰۰ درجه فارنهایت (۵۳۸ درجه سانتیگراد) داشته باشد.
۴.۷.۱.۷ منبع پرفشار:
۴.۷.۱.۷.۱* در سیستمهایی که از منبع پرفشار استفاده میکنند و از لولهای غیر از آنچه در بند ۴.۷.۱ مشخص شده استفاده شده، ضخامت لوله باید بر اساس ASME B31.1 محاسبه گردد.
۴.۷.۱.۷.۲ فشار داخلی برای این محاسبه باید ۲۸۰۰ psi (۱۹,۳۰۶ kPa) در نظر گرفته شود.
۴.۷.۱.۸ منبع کمفشار:
۴.۷.۱.۸.۱* در سیستمهایی که از منبع کمفشار استفاده میکنند و از لولهای غیر از آنچه در بند ۴.۷.۱ مشخص شده استفاده شده، ضخامت لوله باید بر اساس ASME B31.1 محاسبه گردد.
۴.۷.۱.۸.۲ فشار داخلی برای این محاسبه باید ۴۵۰ psi (۳۱۰۳kPa) در نظر گرفته شود.
۴.۷.۲ سیستم لولهکشی نباید در معرض آسیب قرار گیرد.
۴.۷.۲.۱ لولهها باید قبل از مونتاژ، پخزده و تمیز شوند و پس از مونتاژ، کل سیستم لولهکشی باید پیش از نصب نازلها یا تجهیزات تخلیه، کاملاً پاکسازی گردد.
۴.۷.۲.۲ در سیستمهایی که آرایش شیرآلات باعث ایجاد بخشهایی از لولهکشی بسته میشود، این بخشها باید به تجهیزات تخلیه فشار مجهز شوند یا شیرها باید به گونهای طراحی شده باشند که از محبوس شدن دیاکسیدکربن مایع جلوگیری کنند.
۴.۷.۲.۲.۱ برای سیستمهای پرفشار، تجهیزات تخلیه فشار باید در فشاری نه کمتر از ۲۴۰۰ psi (۱۶٬۵۴۷ kPa) و نه بیشتر از ۳۰۰۰ psi (۲۰٬۶۸۴ kPa) عمل کنند.
۴.۷.۲.۲.۲ برای سیستمهای کمفشار، تجهیزات تخلیه فشار باید در فشاری حداکثر ۴۵۰ psi (۳۱۰۳ kPa) عمل کنند.
۴.۷.۲.۲.۳ در مواردی که از شیر سیلندر با عملکرد فشاری استفاده میشود، باید تمهیدی برای تخلیه نشتی گاز سیلندر از منیفولد در نظر گرفته شود، بهگونهای که همزمان از اتلاف گاز در هنگام عملکرد سیستم جلوگیری شود.
۴.۷.۲.۳ کلیه تجهیزات تخلیه فشار باید بهگونهای طراحی و نصب شوند که تخلیه دیاکسیدکربن از آنها به پرسنل آسیب نرساند.
۴.۷.۳ شیرآلات:
۴.۷.۳.۱ کلیه شیرآلات باید برای کاربرد موردنظر، خصوصاً از نظر ظرفیت جریان و عملکرد، مناسب باشند.
۴.۷.۳.۲ کلیه شیرآلات فقط باید در دماها و شرایطی استفاده شوند که برای آنها فهرستشده یا مورد تأیید قرار گرفتهاند.
۴.۷.۳.۳ شیرهایی که در سیستمهایی با ذخیرهسازی پرفشار و فشار دائمی استفاده میشوند، باید حداقل فشار ترکیدگی ۶۰۰۰psi (۴۱٬۳۶۹ kPa) را تحمل کنند، درحالیکه شیرهایی که تحت فشار دائمی نیستند باید حداقل فشار ترکیدگی ۵۰۰۰ psi (۳۴٬۴۷۴ kPa) را داشته باشند.
۴.۷.۳.۴ شیرهایی که در سیستمهایی با ذخیرهسازی کمفشار استفاده میشوند، باید بدون ایجاد تغییر شکل دائمی، آزمایش هیدرواستاتیکی تا ۱۸۰۰ psi (۱۲٬۴۱۱ kPa) را تحمل کنند.
۴.۷.۳.۵ برای شیرهای فلنجی، باید از کلاس و نوع فلنج متناسب با اتصال فلنجی شیر استفاده شود.
۴.۷.۳.۶ شیرها باید بهگونهای مکانیابی، نصب یا محافظت شوند که در معرض آسیب مکانیکی، شیمیایی یا سایر آسیبهایی که عملکرد آنها را مختل میکند، قرار نگیرند.
۴.۷.۳.۷ شیرها باید برای طول معادل با لوله یا لولهکشیای که قرار است در آن استفاده شوند، رتبهبندی شوند.
۴.۷.۳.۸ طول معادل شیر سیلندر باید شامل لوله سیفون، شیر، سر تخلیه و اتصال انعطافپذیر باشد.
۴.۷.۴* نازلهای تخلیه: نازلهای تخلیه باید برای کاربرد موردنظر طراحی شده و برای ویژگیهای تخلیه، فهرستشده یا تأییدشده باشند.
۴.۷.۴.۱ نازلهای تخلیه باید دارای استحکام کافی برای کار در فشار کاری مورد انتظار بوده، در برابر ضربات مکانیکی معمول مقاوم باشند و بتوانند دماهای مورد انتظار را بدون تغییر شکل تحمل کنند.
۴.۷.۴.۲ دهانههای تخلیه باید از فلز مقاوم در برابر خوردگی ساخته شوند.
۴.۷.۴.۳ نازلهای تخلیه مورد استفاده در سیستمهای کاربرد موضعی باید بهگونهای متصل و نگهداری شوند که بهراحتی از تنظیم خارج نشوند.
۴.۷.۴.۴* نازلهای تخلیه باید بهطور دائم علامتگذاری شوند تا نازل را شناسایی کرده و قطر معادل دهانه تکسوراخی را بدون توجه به شکل و تعداد سوراخها نشان دهند.
۴.۷.۴.۴.۱ این قطر معادل باید به قطر دهانه نازل نوع تکسوراخ استاندارد با همان نرخ جریان اشاره داشته باشد.
۴.۷.۴.۴.۲ این علامتگذاری باید پس از نصب نیز بهراحتی قابل مشاهده باشد.
۴.۷.۴.۴.۳* دهانه استاندارد باید دهانهای با ورودی مخروطی و ضریب تخلیهای نه کمتر از ۰.۹۸ باشد و دارای مشخصات جریان مطابق با جدول ۴.۷.۵.۲.۱ و جدول ۴.۷.۵.۳.۱ باشد.
۴.۷.۴.۴.۴ اندازههای دهانهای غیر از آنچه در جدولA.4.7.4.4.3 نشان داده شدهاند، مجاز به استفاده هستند و میتوانند بهصورت تجهیزاتی با دهانه اعشاری علامتگذاری شوند.
۴.۷.۴.۵ تجهیزات تخلیه:
۴.۷.۴.۵.۱ نازلهای تخلیه باید در مواردی که احتمال انسداد توسط مواد خارجی وجود دارد، به دیسکهای شکننده یا درپوشهای قابلانفجار مجهز شوند.
۴.۷.۴.۵.۲ این تجهیزات باید در زمان عملکرد سیستم، دهانهای بدون مانع را فراهم کنند.
۴.۷.۵ تعیین اندازه لوله و دهانه: اندازه لولهها و مساحت دهانهها باید بر اساس محاسباتی انتخاب شوند که نرخ جریان مورد نیاز در هر نازل را تأمین کند.
۴.۷.۵.۱* معادله زیر یا منحنیهای حاصل از آن باید برای تعیین افت فشار در لولهکشی استفاده شود:
که در آن:
Q = نرخ جریان [پوند/دقیقه (کیلوگرم/دقیقه)]
D = قطر داخلی واقعی لوله [اینچ (میلیمتر)]
L = طول معادل خط لوله [فوت (متر)]
[۴.۷.۵.۱]
Y و Z = ضرایبی وابسته به فشار ذخیرهسازی و فشار خط لوله
۴.۷.۵.۲ در سامانههایی با ذخیرهسازی فشار پایین، محاسبه جریان باید بر اساس فشار متوسط ذخیرهسازی برابر با ۳۰۰ psi (۲۰۶۸ kPa) در طول تخلیه انجام شود.
۴.۷.۵.۲.۱ نرخ تخلیه برای اوریفیسهای معادل باید بر اساس مقادیر ارائهشده در جدول ۴.۷.۵.۲.۱ باشد.
۴.۷.۵.۲.۲ فشار طراحی اسپرینکلر نباید کمتر از ۱۵۰ psi (۱۰۳۴ kPa) باشد.
۴.۷.۵.۳ در سامانههایی با ذخیرهسازی فشار بالا، محاسبه جریان باید بر اساس فشار متوسط ذخیرهسازی برابر با ۷۵۰ psi (۵۱۷۱ kPa) در طول تخلیه در دمای عادی ۷۰ درجه فارنهایت (۲۱ درجه سانتیگراد) انجام شود.
۴.۷.۵.۳.۱ نرخ تخلیه از طریق اوریفیسهای معادل باید بر اساس مقادیر ارائهشده در جدول ۴.۷.۵.۳.۱ باشد.
۴.۷.۵.۳.۲ فشار طراحی اسپرینکلر در دمای ۷۰ درجه فارنهایت (۲۱ درجه سانتیگراد) باید برابر یا بیشتر از ۳۰۰ psi (۲۰۶۸kPa) باشد.
۴.۷.۶* آویزها و تکیهگاههای لوله باید مطابق با استانداردهای شناختهشده صنعتی و دستورالعملهای سازنده طراحی و نصب شوند.
۴.۷.۶.۱ تمام آویزها و تکیهگاههای لوله باید مستقیماً به یک سازه سخت و ثابت متصل شوند.
۴.۷.۶.۲ تمام آویزها و اجزا باید از جنس فولاد باشند.
۴.۷.۶.۳ استفاده از آویزها/تکیهگاههای چدنی معمولی، بستهای کانال یا بستهای “C” مجاز نیست.
۴.۷.۶.۴ تمامی تکیهگاههای لوله باید به گونهای طراحی و نصب شوند که از حرکت جانبی لوله در هنگام تخلیه سیستم جلوگیری کرده و همزمان امکان حرکت طولی برای جبران انبساط و انقباض ناشی از تغییرات دما را فراهم کنند.
۴.۷.۶.۴.۱ آویزهای صلب باید در هر نقطهای که تغییر ارتفاع یا جهت وجود دارد، نصب شوند.
۴.۷.۶.۴.۲ اسپرینکلرها باید به نحوی پشتیبانی شوند که در هنگام تخلیه حرکت نکنند.
۴.۷.۶.۵ در مواردی که مهاربندی لرزهای مورد نیاز باشد، این مهاربندی باید مطابق با کدهای محلی و الزامات مرجع ذیصلاح انجام شود.
۴.۸* بازرسی، نگهداری و دستورالعمل
۴.۸.۱* بازرسی: حداقل هر ۳۰ روز یکبار باید بازرسی برای ارزیابی وضعیت عملکردی سیستم انجام شود.
۴.۸.۲ آزمون شیلنگ
۴.۸.۲.۱ تمام شیلنگهای سیستم، از جمله آنهایی که به عنوان رابط انعطافپذیر استفاده میشوند، باید برای سامانههای فشار بالا در فشار ۲۵۰۰ psi (۱۷٬۲۳۹ kPa) و برای سامانههای فشار پایین در فشار ۹۰۰ psi (۶٬۲۰۵ kPa) آزمایش شوند.
۴.۸.۲.۲ شیلنگ باید به صورت زیر آزمایش شود:
(۱) شیلنگ باید از هرگونه اتصال جدا شود.
(۲) شیلنگهای مورد استفاده در خطوط دستی باید از نظر پیوستگی الکتریکی بین کوپلینگها بررسی شوند.
(۳) مجموعه شیلنگ باید در محفظه محافظی قرار گیرد که امکان مشاهده مستقیم آزمون را فراهم کند.
(۴) شیلنگ باید پیش از آزمایش به طور کامل از آب پر شود.
(۵) فشار باید به گونهای اعمال شود که ظرف یک دقیقه به فشار آزمایش برسد.
(۶) فشار آزمایش باید به مدت یک دقیقه کامل حفظ شود.
(۷) سپس باید هرگونه تغییر شکل یا نشتی مورد مشاهده قرار گیرد.
(۸) در صورتی که فشار کاهش نیافته و کوپلینگها جابهجا نشده باشند، فشار آزاد میشود.
(۹) در صورتی که هیچگونه تغییر شکل دائمی رخ نداده باشد، مجموعه شیلنگ، آزمون هیدرواستاتیک را با موفقیت گذرانده تلقی میشود.
(۱۰) شیلنگی که آزمون را با موفقیت پشت سر گذاشته، باید به طور کامل از داخل خشک شود.
(۱۱) در صورت استفاده از گرما برای خشککردن، دما نباید از ۱۵۰ درجه فارنهایت (۶۶ درجه سانتیگراد) تجاوز کند.
(۱۲) شیلنگهایی که در این آزمون مردود شوند، باید علامتگذاری، نابود و با شیلنگهای جدید جایگزین شوند.
(۱۳) شیلنگهایی که آزمون را با موفقیت پشت سر میگذارند، باید با تاریخ آزمون بر روی خود علامتگذاری شوند.
۴.۸.۲.۳ تمام شیلنگهای سیستم، از جمله آنهایی که به عنوان رابط انعطافپذیر استفاده میشوند، باید هر پنج سال یکبار مطابق با بند ۴.۸.۲ مورد آزمون قرار گیرند.
۴.۸.۳* نگهداری
۴.۸.۳.۱ رویههای آزمون و نگهداری: یک رویه آزمون و نگهداری از طرف سازنده باید به مالک ارائه شود تا آزمون و نگهداری سیستم طبق آن انجام شود. این رویه باید شامل آزمون اولیه تجهیزات و نیز بازرسیهای دورهای و نگهداری سیستم باشد. فعالسازی، اختلال و بازیابی این سامانه اطفاء حریق باید بلافاصله به مرجع ذیصلاح گزارش شود.
۴.۸.۳.۲ موارد زیر باید حداقل سالی یکبار توسط افراد متخصص و با استفاده از مستندات موجود طبق بند ۴.۴.۲.۱۴تأیید شوند:
(۱) بررسی و آزمون عملکرد سیستم دیاکسید کربن
(۲) بررسی اینکه هیچ تغییری در اندازه، نوع یا پیکربندی خطر و سیستم ایجاد نشده باشد
(۳) بررسی و آزمون عملکرد تمام تاخیرهای زمانی
(۴) بررسی و آزمون عملکرد تمام هشدارهای صوتی
(۵) بررسی و آزمون عملکرد تمام سیگنالهای دیداری
(۶) بررسی اینکه تمام تابلوهای هشدار مطابق با الزامات نصب شدهاند
(۷) بررسی شود که رویههای مندرج در بند ۴.۵.۶ مناسب بوده و تجهیزات اشارهشده در بند ۴.۵.۶ قابل بهرهبرداری باشند.
(۸) هر آشکارساز باید طبق روشهای مشخصشده در NFPA 72 بررسی و آزمایش شود.
۴.۸.۳.۲.۱ هدف از انجام عملیات نگهداری و آزمون، تنها اطمینان از عملکرد کامل سیستم نیست، بلکه باید نشان دهد که این وضعیت تا زمان بازرسی بعدی نیز به احتمال زیاد حفظ خواهد شد.
۴.۸.۳.۲.۲ آزمونهای تخلیه باید در صورت لزوم و در مواقعی که نگهداری سیستم آن را ضروری نشان میدهد، انجام شوند.
۴.۸.۳.۲.۳ پیش از انجام آزمونها، رویههای ایمنی باید مورد بازبینی قرار گیرند. (به بند ۴.۳ و پیوست A.4.3 مراجعه شود.)
۴.۸.۳.۳ گزارش نگهداری همراه با پیشنهادات لازم باید به مالک ارائه شود.
۴.۸.۳.۴ هرگونه نفوذ یا سوراخکاری در محفظهای که توسط سیستم غرقهسازی کلی دیاکسید کربن محافظت میشود، باید بلافاصله مهر و موم شود. روش مهر و موم باید مقاومت در برابر حریق اولیه محفظه را بازگرداند.
۴.۸.۳.۵ وزن سیلندرهای پرفشار
۴.۸.۳.۵.۱ حداقل هر شش ماه یکبار، تمامی سیلندرهای پرفشار باید وزن شوند و تاریخ آخرین آزمون هیدرواستاتیک یادداشت شود. (به بند ۴.۶.۵.۲ مراجعه شود.)
۴.۸.۳.۵.۲ اگر در هر زمان، کاهش بیش از ۱۰ درصد در میزان خالص محتویات یک سیلندر مشاهده شود، آن سیلندر باید دوباره پر یا تعویض گردد.
۴.۸.۳.۶ سطح مایع مخازن کمفشار
۴.۸.۳.۶.۱ سطح مایع در مخازن کمفشار باید حداقل بهصورت هفتگی از طریق گیجهای سطح مایع بررسی شود.
۴.۸.۳.۶.۲ اگر در هر زمان کاهش بیش از ۱۰ درصد در محتویات مشاهده شود، مخزن باید پر شود، مگر اینکه هنوز حداقل مقدار گاز موردنیاز فراهم باشد.
۴.۸.۴ آموزش
افرادی که وظیفه بازرسی، آزمون، نگهداری یا بهرهبرداری از سیستمهای اطفاء حریق دیاکسید کربن را بر عهده دارند، باید در عملکردهای مربوطه آموزش کامل دیده باشند.