دتکتورهای شعله: کلید یک سیستم مؤثر اطفای حریق

ImageForArticle 3016 17099101780485634

اولین گام در مقابله با آتش‌سوزی، شناسایی به موقع وقوع آن است که بهترین راه برای این کار، انتخاب و به‌کارگیری دتکتورهای مناسب برای تشخیص شعله و در عین حال نادیده گرفتن شرایط هشدار کاذب می‌باشد.

مقدمه
بسیاری از کارخانه‌ها و تاسیسات فرآیندی مقادیر زیادی مایعات و گازهای قابل اشتعال و حتی انفجاری به عنوان محصولات، مواد اولیه یا سوخت‌ها دارند. حتی وقتی بهترین روش‌ها به دقت رعایت شوند، گاهی خطاهای تجهیزات یا اپراتورها باعث می‌شود این مواد از محفظه خود خارج شده و با هوا مخلوط شوند که منجر به آتش‌سوزی می‌شود.

در حالی که اکثر مردم درباره فجایع انفجار و آتش‌سوزی‌های بزرگ شنیده‌اند، بسیاری از حوادث بالقوه در همان مراحل اولیه با فعال شدن دتکتور شعله و آغاز سیستم خودکار اطفای حریق مهار می‌شوند. این سیستم منبع سوخت را قطع کرده و آتش را خاموش می‌کند، معمولاً با استفاده از فومی خاص، تا حداقل آسیب به تجهیزات، صدمات جانی و اثرات زیست‌محیطی را فراهم کند. دتکتور شعله همچنین پرسنل پاسخ‌دهنده اولیه را مطلع می‌کند تا سریعاً به محل حادثه برسند.

دستیابی به چنین نتیجه مثبتی مستلزم سیستم‌های ایمنی مؤثر و آموزش پرسنل است. در اولویت قرار دادن این موضوع، این سیستم‌ها باید بتوانند به سرعت شروع حریق را تشخیص دهند و به‌موقع مراحل اصلاحی صحیح را فعال کنند تا حادثه فرصت تشدید نیابد

 

تشخیص شعله‌ها
انسان‌ها آتش را با دیدن نور مرئی آن و احساس حرارت تابیده شده تشخیص می‌دهند. اما هر کسی که ماهیت آتش را مطالعه کرده باشد می‌داند که سوخت‌های مختلف می‌توانند انواع بسیار متفاوتی از آتش ایجاد کنند. الکل در حال سوختن نسبت به نفت در حال سوختن تقریباً نامرئی است. خوشبختانه، ابزارهایی که برای تشخیص شعله طراحی شده‌اند محدودیت چشم انسان را ندارند. دتکتورشعله‌ها می‌توانند تابش‌های داغ حاصل از محصولات احتراق، رادیکال‌ها و گونه‌های دیگر را در بخش‌های مختلف طیف الکترومغناطیسی جستجو کنند و در صورت قرارگیری مؤثر، ظرف چند ثانیه واکنش نشان دهند.

اکثر محصولاتی که به عنوان قابل اشتعال شناخته می‌شوند حاوی کربن هستند و بنابراین دی‌اکسید کربن را به عنوان محصول اصلی تولید می‌کنند. با این حال، کربن لازم نیست که سوخت باشد، همانطور که در محصولاتی غیرآلی مانند هیدروژن، آمونیاک، اکسیدهای فلزی، سیلان و غیره دیده می‌شود. بسیاری از اینها حاوی هیدروژن بوده و بنابراین بخار آب تولید می‌کنند. الکل‌ها، هیدروکربن‌ها و بسیاری از سوخت‌های دیگر هم هیدروژن و هم کربن دارند و بنابراین هر دو محصول را تولید می‌کنند.

صرف‌نظر از منبع سوخت، شعله‌ها و گازهای داغ حاصل تابش الکترومغناطیسی در طول‌موج‌های مختلف (شکل ۲) از فرابنفش (UV)، طیف مرئی تا مادون قرمز (IR) ایجاد می‌کنند. مقدار و طول‌موج این تابش بستگی به منبع سوخت دارد. دی‌اکسید کربن داغ دارای قله شدید در ۴.۲ تا ۴.۵ میکرومتر و بخار آب داغ در ۲.۷ میکرومتر است. دتکتورشعله‌ها معمولاً برای تشخیص تابش نوری در این طول‌موج‌ها طراحی می‌شوند که الگوهای شدت آنها در شعله‌های باز رایج است.

 

کارخانه‌های قدیمی بیشتر به اپراتورهای انسانی برای اعلام هشدار و شروع عملیات اطفای حریق وابسته بودند، اغلب به دلیل کمبود دتکتورهای شعله مؤثر. اما با کاهش تعداد کارکنان در اکثر کارخانه‌ها و بهبود چشمگیر دتکتورهای شعله، سیستم‌های خودکار به بهترین روش برای آغاز عملیات تبدیل شده‌اند.

فناوری‌های تشخیص حریق اشکال مختلفی دارند. در فضاهای مسکونی و تجاری، دتکتورهای دود وجود دارند که به دنبال محصولات خاص احتراق یا تیرگی هوا می‌گردند، اما این دتکتورها به فضاهای بسته نیاز دارند تا میزان کافی از دود یا ذرات به حد قابل تشخیص برسد که زمان‌بر است. دتکتورهای حرارتی نیز همین مشکل را دارند. از آنجایی که کارخانه‌های فرآیندی اغلب باز به فضای بیرون هستند، دتکتورهای دود ممکن است برای هشدار زودهنگام مناسب نباشند.

سریع‌ترین روش برای تشخیص حریق، شناسایی شعله است. شعله‌ها بلافاصله هنگام سوختن گازها یا مایعات شکل می‌گیرند و نیازی به انتظار برای تجمع محصولات احتراق یا افزایش حرارت نیست. اگرچه این مفهوم ساده است، اما توانایی شناسایی دقیق شعله با سرعت پاسخ‌دهی بالا چالش‌برانگیز است.

WhatsApp Image 2025 09 24 at 3.21.18 AM

اجتناب از هشدارهای کاذب
شرایطی که دتکتورشعله به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد همیشه محدود به نوع آتش‌سوزی‌هایی نیست که تأسیسات نگران آن هستند. دی‌اکسید کربن و بخار آب داغ ممکن است توسط اگزوز کامیون یا موتور ثابت ایجاد شوند. نور فرابنفش می‌تواند توسط جوشکار یا بازتاب نور خورشید تولید شود. اگر دتکتورشعله این موارد را به اشتباه به عنوان آتش واقعی تشخیص دهد و منجر به صدور هشدار و فعال‌سازی خودکار سیستم‌های کنترل برای خاموش کردن آتش شود، این واکنش می‌تواند بسیار پرهزینه و مزاحم باشد و احتمالاً منجر به ثبت یک حادثه شود.

علاوه بر پاکسازی، تولید متوقف می‌شود و در بسیاری از موارد برای مدت طولانی پس از آماده شدن تمام سیستم‌ها، به دلیل دوره انتظار برای تحقیقات علت ریشه‌ای، گزارش‌های نظارتی و سایر مجوزهای لازم برای راه‌اندازی مجدد، توقف ادامه می‌یابد. به دلیل این موارد و الزامات دیگر، هشدار کاذب می‌تواند تقریباً به اندازه یک آتش واقعی مزاحمت ایجاد کند.

این واقعیت باعث توسعه دتکتورشعله‌هایی شده که قادر به تشخیص و رد هشدارهای کاذب هستند و نیاز به تنظیمات نادرست و نامناسب توسط پرسنل را کاهش می‌دهند. یکی از رایج‌ترین، اگرچه نامناسب‌ترین روش‌ها، کاهش حساسیت دتکتورشعله است که به منظور کاهش احتمال هشدار کاذب انجام می‌شود. این کار پوشش تشخیص را کاهش می‌دهد و در یک حادثه در حال پیشرفت، آتش باید به حدی برسد که دتکتور تنظیم‌شده پایین‌تر فعال شود، که مبارزه و خاموش کردن آن را سخت‌تر می‌کند.

راه‌حل بهتر اما پرهزینه‌تر، استفاده از روش اثبات شده به کارگیری چندین دتکتورشعله در قالب یک سیستم رأی‌گیری است. این روش در سایر سیستم‌های حیاتی ایمنی متداول است اما هزینه پیاده‌سازی و یکپارچه‌سازی آن بالا است. با این وجود، به کارگیری چند دتکتور و سیستم‌های پشتیبان معمولاً هزینه کمتری نسبت به مدیریت یک هشدار کاذب واحد دارد.

نیاز به استفاده از این روش‌ها با پیشرفت سیستم‌های پردازش سیگنال دتکتورشعله و توانایی آن‌ها در تمایز بین آتش واقعی و منابع احتمالی دیگر کاهش یافته است

WhatsApp Image 2025 09 24 at 3.21.16 AM

برای مثال، آیا منبع تابش فرابنفش تشخیص داده شده از یک شعله است یا یک جوشکار؟ اگرچه هر دو ممکن است در طول‌موج‌های مشابه تابش داشته باشند، ماهیت خروجی از نظر شدت و نوسان بسیار متفاوت است و یک دتکتور هوشمند می‌تواند تفاوت آن‌ها را تشخیص دهد.

زمان پاسخ سریع که با دتکتورشعله حساس و پیشرفته امکان‌پذیر است می‌تواند تفاوت بین یک حادثه فاجعه‌بار و یک آتش خاموش شده با حداقل تأثیر باشد. این نوع دتکتورها همچنین می‌توانند از توقف تولید ناشی از هشدارهای کاذب جلوگیری کنند.

دتکتورشعله‌ها براساس مقاومتشان در برابر منابع خاص هشدار کاذب ارزیابی می‌شوند، بنابراین در ارزیابی هر محصول باید این موارد به دقت بررسی شود. این دسته‌بندی‌ها شامل مواردی مانند چراغ‌های فلورسنت، چراغ‌های هالوژنی، کویل‌های داغ درخشان، جوشکاری قوسی، نور خورشید و غیره است. اکثر آن‌ها فاصله‌ای برای مقاومت در برابر این منابع را مشخص می‌کنند.

 

نوشته‌های مشابه

  • بررسی عملکرد دتکتور دود نوری تصویری OSID در محیط‌های چالش‌برانگیز

    چکیده

    دتکتور دود نوری تصویری (OSID) یکی از نوآورانه‌ترین فناوری‌های کشف دود در فضاهای باز و شرایط محیطی دشوار به شمار می‌رود. این سیستم با استفاده از طول‌موج‌های دوگانه (UV و IR) و فناوری تصویر‌برداری، قادر است به دقت بین دود واقعی و ذرات مزاحم تمایز قائل شود. در این مقاله، عملکرد OSID در محیط‌های پر گرد‌و‌غبار، مرطوب، دارای میعان، مه، نور خورشید مستقیم، و نوسانات دمایی بررسی شده و راهکارهای فنی جهت بهبود عملکرد در این شرایط ارائه می‌شود.

     

    ۱. مقدمه

    دتکتورهای دود در فضاهای باز و صنعتی اغلب با چالش‌هایی مانند گرد و غبار، رطوبت بالا، تابش نور مستقیم خورشید و نوسانات دمایی مواجه هستند. فناوری OSID به عنوان یک گزینه مناسب برای چنین محیط‌هایی، با بهره‌گیری از امواج مادون قرمز و فرابنفش و استفاده از تصویربرداری نوری، راهکاری نوین برای کاهش آلارم‌های کاذب ارائه می‌دهد.

     

    ۲. اصول عملکرد طول‌موج دوگانه

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.20 PM

    OSID با ارسال و دریافت هم‌زمان امواج نوری با دو طول‌موج متفاوت (UV و IR)، قادر است به‌طور مؤثر اندازه ذرات را تشخیص دهد.

    • UV: تأثیرگذار بر ذرات ریز و درشت
    • IR: عمدتاً حساس به ذرات بزرگ‌تر

    این روش باعث می‌شود سیگنال‌های ناشی از ذرات مزاحم مانند گرد و غبار موقتی حذف شده و تنها دود واقعی تشخیص داده شود.

     

    ۳. اصطلاحات کلیدی

    • راه‌اندازی کامل (Full Commissioning): ثبت موقعیت‌ها و سطوح مرجع اولیه
    • راه‌اندازی جزئی: استفاده مجدد از اطلاعات ذخیره‌شده بدون بازتنظیم مرجع
    • خطای ورود جسم: انسداد ناگهانی شدید
    • خطای تضعیف: کاهش سیگنال به‌دلیل ذرات محیطی
    • تصویر ناپایدار: ناشی از لرزش یا انسداد مکرر

     

    ۴. خطاهای رایج در سیستم OSID

    • انسداد کامل: ناشی از اشیای بزرگ مانند لیفتراک، بنر، نردبان
    • تضعیف متوسط: ناشی از گرد و غبار، بخار آب، مه
    • نابسامانی تصویر: اغلب به دلیل ارتعاش شدید، تغییرات شدید دما یا جریان هوای گرم

     

    ۵. استقرار ایمن در محیط‌های دشوار

    ۵.۱ محیط‌های پرگرد‌و‌غبار

    • در محیط‌هایی با غبار موقت: استفاده از حالت صنعتی و فعال‌سازی فیلتر غبار توصیه می‌شود.
    • در محیط‌های با غبار دائم: استفاده از سیستم OSID توصیه نمی‌شود؛ چون خطای مداوم در سطح مرجع منجر به نارضایتی کاربران می‌شود.

    ۵.۲ محیط‌های مرطوب

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.21 PM

    • مه پاش (Water Mist): اگر به‌صورت مقطعی باشد، مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ اما اگر دائمی و متراکم باشد، باعث تضعیف سیگنال می‌شود.
    • WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.21 PM1
    • میعان (Condensation): در صورت وقوع، لنزها باید با گرم‌کن محافظت شوند.
    • WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.21 PM2
    • مه (Fog): مه شدید و یکنواخت باعث آلارم‌های کاذب می‌شود، به‌ویژه در فضاهای نیمه‌باز.

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.22 PM

    ۶. تجهیزات محافظتی

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.22 PM1

    • پوشش IP66: برای محافظت در برابر رطوبت و گرد‌و‌غبار
    • قفس محافظ فلزی: برای جلوگیری از آسیب فیزیکی در محیط‌های ورزشی یا عمومی
    • WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.23 PM
    • سایبان نوری: کاهش اشباع ناشی از نور مستقیم خورشید
    • WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.23 PM1
    • میخ ضد پرنده: جلوگیری از نشستن پرندگان و آلودگی لنزها

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.24 PM

     

    ۷. آلارم‌های کاذب استثنایی

    با وجود سیستم فیلترینگ دوگانه، در برخی شرایط خاص مانند دود اگزوز یا ذرات معلق مشابه دود ممکن است آلارم کاذب ایجاد شود. با این حال، ناحیه اطمینان در فناوری OSID بسیار گسترده‌تر از بیم‌دتکتورهای سنتی است.

    WhatsApp Image 2025 09 27 at 11.52.24 PM1

    ۸. جمع‌بندی و توصیه‌ها

    • در محیط‌هایی با آلودگی مستمر بالای ۲۰٪، استفاده از سیستم OSID توصیه نمی‌شود.
    • نصب در شرایط تمیز و بدون غبار، کلیدی برای عملکرد دقیق سیستم است.
    • برای محیط‌های بسیار دشوار، دتکتورهای مکشی (ASD) گزینه مناسب‌تری هستند.
    • تست‌های مقدماتی و استفاده از نرم‌افزار پایش‌گر داخلی برای ارزیابی عملکرد توصیه می‌شود.

     

  • تأسیس تأسیسات سیستم های اطفاء حریق گاز پایه

    10.1 ایمنی

    بایستی در حین نصب، سرویس‌دهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستم‌های عامل پاک و مخازن عامل، از روش‌های ایمن پیروی شود.

    10.2 عمومی

    10.2.1 سیستم تکمیل‌شده باید توسط پرسنلی که دانش و تجربه لازم در زمینه الزامات این استاندارد، تجهیزات نصب‌شده و راهنمای طراحی، نصب و نگهداری سازنده را دارند، بازبینی و آزمایش شود.
    10.2.2 تنها از تجهیزات و دستگاه‌های فهرست‌شده باید در سیستم‌ها استفاده شود.

    10.2.3 آزمایش پذیرش سیستم

    10.2.3.1 سیستم باید مطابق با الزامات این استاندارد و راهنمای طراحی، نصب و نگهداری سازنده آزمایش شود.
    10.2.3.2 تجهیزات باید بررسی شوند تا تأیید شود که مطابق با دستورالعمل‌های سازنده و اسناد طراحی سیستم نصب شده‌اند.
    10.2.3.3 ابعاد واقعی خطر باید با ابعادی که در نقشه‌های سیستم مشخص شده‌اند، بررسی شوند تا مقدار عامل تأیید شود.
    10.2.3.4 در صورتی که آزمایش تخلیه انجام شود، مخازن عامل باید قبل و بعد از آزمایش تخلیه وزن شوند.
    10.2.3.5 وزن عامل در مخازن باید از طریق وزن‌کشی یا روش‌های تأیید شده دیگر تأیید شود.
    10.2.3.6 برای عوامل گاز بی‌اثر، فشار مخزن باید قبل و بعد از آزمایش تخلیه ثبت شود.
    10.2.3.7 در صورتی که برای عملکرد سیستم لازم باشد، زمان کاهش سرعت فن و زمان بسته شدن دمپر باید تأیید شود که مطابق با معیارهای طراحی سیستم است.

    10.2.4 آزمایش سیستم‌های حفاظت از آتش و ایمنی زندگی یکپارچه

    زمانی که توسط مشخصات پروژه الزامی است، آزمایش سیستم‌های حفاظت از آتش و ایمنی زندگی یکپارچه باید مطابق با NFPA 4 انجام شود.

    10.3 گزارش آزمایش پذیرش

    10.3.1 آزمایش پذیرشی که در 10.2.3 الزامی است باید در یک گزارش آزمایش مستند شود.
    10.3.2 گزارش آزمایش پذیرش باید توسط مالک سیستم برای تمام مدت عمر سیستم نگهداری شود.

    10.4 بازبینی اجزای مکانیکی

    10.4.1 سیستم توزیع لوله‌کشی باید بازبینی شود تا تأیید شود که با اسناد طراحی و نصب مطابقت دارد.
    10.4.2 اندازه نازل‌ها و لوله‌ها باید مطابق با نقشه‌های سیستم باشد.
    10.4.3 روش‌های کاهش اندازه لوله و وضعیت اتصالات انشعاب باید برای تطابق با طراحی بررسی شوند.
    10.4.4 مفاصل لوله‌کشی، نازل‌های تخلیه و تکیه‌گاه‌های لوله باید به‌طور ایمن بسته شوند تا از حرکت عمودی یا جانبی ناخواسته در حین تخلیه جلوگیری شود.
    10.4.5 نازل‌های تخلیه باید به‌گونه‌ای نصب شوند که لوله‌کشی نتواند در حین تخلیه از اتصال خارج شود.
    10.4.6 در حین مونتاژ، سیستم توزیع لوله‌کشی باید به‌طور داخلی بازبینی شود تا احتمال هرگونه آلودگی با روغن یا ذرات که ممکن است منطقه خطر را آلوده کرده یا توزیع عامل را تحت تأثیر قرار دهد (به دلیل کاهش در مساحت اوریفیس نازل) شناسایی شود.
    10.4.7 نازل تخلیه باید مطابق با فهرست نازل نصب شود.
    10.4.8 اگر محافظ‌های نازل نصب شده‌اند، باید طبق فهرست تجهیزات نصب شوند.
    10.4.9 نازل‌های تخلیه، لوله‌کشی و براکت‌های نصب باید به‌گونه‌ای نصب شوند که خطر آسیب به پرسنل نداشته باشند.
    10.4.10 عامل نباید مستقیماً به نواحی‌ای که ممکن است پرسنل در آن‌ها حضور داشته باشند در منطقه کاری برخورد کند.
    10.4.11 عامل نباید مستقیماً به هیچ جسم رها شده‌ای یا قفسه‌ها، سطوح بالای کابینت‌ها یا سطوح مشابه که ممکن است اشیاء رها شده در آن‌ها وجود داشته باشد و به ش projectiles تبدیل شوند، برخورد کند.

    10.4.12 تمامی مخازن ذخیره عامل باید مطابق با مجموعه تأسیسات تایید شده از نقشه‌های سیستم نصب شوند.

    10.4.13 تمامی مخازن و براکت‌های نصب باید مطابق با الزامات سازنده به‌طور ایمن نصب شوند.

    10.4.14 سیستم لوله‌کشی باید در یک مدار بسته با استفاده از نیتروژن یا گاز خشک فشار آزمایی شود.

    10.4.14.1 لوله باید به حداقل فشار 40 psi (276 kPa) فشار وارد شود.
    10.4.14.2 پس از برداشتن منبع گاز فشار، فشار در لوله نباید کمتر از 80 درصد فشار آزمایش پس از 10 دقیقه باشد.
    10.4.14.3 آزمایش فشار در صورتی که سیستم لوله‌کشی تنها یک تغییر جهت بین مخزن ذخیره‌سازی و نازل تخلیه داشته باشد و تمامی لوله‌ها از نظر سفت بودن فیزیکی بررسی شده باشند، مجاز است که حذف شود.

    10.4.15* آزمایش جریان با استفاده از نیتروژن یا گاز بی‌اثر باید بر روی شبکه لوله‌کشی انجام شود تا تأیید شود که جریان به‌طور مداوم وجود دارد.

    10.5 بازبینی یکپارچگی محفظه

    10.5.1 باید تأیید شود که محفظه حفاظت‌شده به‌طور کلی با اسناد ساخت مطابقت دارد.
    10.5.2 تمامی سیستم‌های سیلاب‌کامل باید مورد بازبینی و آزمایش قرار گیرند تا درزهای هوایی قابل توجهی که می‌توانند منجر به شکست محفظه در نگه‌داشتن سطح غلظت عامل مشخص شده برای مدت زمان مشخص شده شوند، شناسایی و به‌طور مؤثر مهر و موم شوند.
    10.5.3* نتایج کمی باید به‌دست آید و ثبت شود تا تأیید شود که غلظت عامل مشخص‌شده برای مدت زمان مشخص‌شده حفاظت مطابق با بخش 7.4 است، با استفاده از واحد فن دمنده تایید شده یا روش‌های دیگری که توسط مرجع نظارتی تایید شده باشد. (برای راهنمایی، به پیوست D مراجعه کنید.)

    10.6 بازبینی اجزای الکتریکی

    10.6.1 تمامی سیستم‌های سیم‌کشی باید مطابق با کدهای محلی و نقشه‌های سیستم نصب شوند.
    10.6.2 سیم‌کشی جریان متناوب (ac) و مستقیم (dc) نباید در یک لوله یا مسیر مشترک ترکیب شوند، مگر اینکه از شیلدینگ و زمین‌گذاری استفاده شده باشد.
    10.6.3 تمامی مدارهای میدانی باید از خطاهای زمینی و اتصالات کوتاه آزاد باشند.
    o 10.6.3.1 هنگامی که مدارهای میدانی اندازه‌گیری می‌شوند، تمامی اجزای الکترونیکی مانند تشخیص‌دهنده‌های دود و شعله یا تجهیزات الکترونیکی ویژه برای سایر تشخیص‌دهنده‌ها یا پایه‌های نصب آن‌ها باید حذف شده و پل‌ها نصب شوند تا از احتمال آسیب به این دستگاه‌ها جلوگیری شود.
    o 10.6.3.2 اجزای حذف‌شده مطابق با 10.6.3.1 باید پس از اندازه‌گیری‌ها جایگزین شوند.
    10.6.4 تأمین برق به واحد کنترل باید از یک منبع اختصاصی جداگانه باشد که در هنگام راه‌اندازی سیستم قطع نشود.
    10.6.5 منابع انرژی اصلی و 24 ساعته حداقل باید برای تأمین نیازهای عملکردی تشخیص، سیگنال‌دهی، کنترل و فعال‌سازی سیستم قابل اعتماد و کافی باشند.
    10.6.6* تمامی عملکردهای کمکی مانند دستگاه‌های آلارم، نمایشگرها، اعلان‌کننده‌های از راه دور، خاموشی سیستم تهویه و خاموشی برق باید برای عملکرد مطابق با الزامات سیستم و مشخصات طراحی بررسی شوند.
    10.6.7 خاموش کردن آلارم‌ها، در صورت مجاز بودن، نباید تأثیری بر سایر عملکردهای کمکی داشته باشد.
    10.6.8 دستگاه‌های تشخیص باید برای نوع و مکان مطابق با نقشه‌های سیستم بررسی شوند.
    10.6.9* تشخیص‌دهنده‌ها نباید در نزدیکی موانع یا تجهیزات تهویه و خنک‌کننده هوا نصب شوند که می‌تواند ویژگی‌های واکنش آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.
    10.6.10* طراحی سیستم تشخیص باید حجم تغییرات هوای داخل منطقه حفاظت‌شده را در نظر بگیرد.
    10.6.11 تشخیص‌دهنده‌ها باید مطابق با داده‌های فنی سازنده و الزامات NFPA 72 نصب شوند.
    10.6.12 ایستگاه‌های دستی کشیدن (Manual Pull Stations)
    o 10.6.12.1 ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌طور ایمن نصب شوند.
    o 10.6.12.2 قسمت قابل استفاده ایستگاه دستی کشیدن باید حداقل 42 اینچ (1.07 متر) و حداکثر 48 اینچ (1.22 متر) از کف تمام‌شده باشد.
    o 10.6.12.3 ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌گونه‌ای نصب شوند که برجسته، بدون مانع و قابل دسترس باشند.
    o 10.6.12.4 تمامی ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌طور واضح شناسایی شوند که به کدام خطر حفاظت می‌کنند، عملکرد آن‌ها چیست و روش عملیات آن‌ها چگونه است.
    o 10.6.12.5 تمامی ایستگاه‌های دستی که برای آزادسازی عامل‌ها استفاده می‌شوند باید نیاز به دو اقدام مجزا و متمایز برای عملکرد داشته باشند.
    10.6.13 سیستم‌های با قابلیت اصلی/رزرو
    o 10.6.13.1 برای سیستم‌هایی با قابلیت اصلی/رزرو، سوئیچ اصلی/رزرو باید مطابق با دستورالعمل‌های طراحی، نصب و نگهداری سازنده سیستم و نقشه‌های سیستم نصب شود.
    o 10.6.13.2 اگر نصب شده باشد، سوئیچ اصلی/رزرو باید شناسایی شود.
    10.6.14 سیستم‌هایی که از سوئیچ‌های انصراف استفاده می‌کنند
    o 10.6.14.1 سوئیچ‌های انصراف باید از نوع “deadman” باشند که نیاز به فشار دستی مداوم دارند.
    o 10.6.14.2 سوئیچ‌هایی که در موقعیت انصراف باقی می‌مانند زمانی که آزاد شوند، نباید برای این منظور استفاده شوند.
    o 10.6.14.3 سوئیچ‌های انصراف باید به‌گونه‌ای نصب شوند که در داخل منطقه خطر به‌راحتی قابل دسترس باشند.
    o 10.6.14.4 سوئیچ‌های انصراف باید به‌طور ایمن نصب شوند.
    o 10.6.14.5 ایستگاه‌های انصراف باید به‌گونه‌ای نصب شوند که برجسته، بدون مانع و قابل دسترس باشند.

    10.6.14.6 قسمت قابل استفاده از سوئیچ انصراف نباید کمتر از 42 اینچ (1.07 متر) و بیشتر از 48 اینچ (1.22 متر) از کف تمام‌شده باشد.

    10.6.14.7 ایستگاه‌های دستی کشیدن همیشه باید سوئیچ‌های انصراف را لغو کنند.

    10.6.15 واحد کنترل آزادسازی باید مطابق با مستندات سیستم نصب شده و به‌راحتی قابل دسترس باشد.

    10.7 آزمایش عملکردی

    10.7.1 آزمایش‌های عملکردی مقدماتی

    10.7.1.1 اگر سیستم به یک دفتر دریافت آلارم متصل باشد، دفتر دریافت آلارم باید اطلاع داده شود که آزمایش سیستم آتش‌نشانی قرار است انجام شود و پاسخ اضطراری از سوی آتش‌نشانی یا پرسنل ایستگاه آلارم ضروری نیست.
    10.7.1.2 تمامی پرسنل در مناطقی که ممکن است تحت تأثیر آزمایش در تأسیسات کاربر نهایی قرار گیرند باید مطلع شوند که آزمایشی قرار است انجام شود.
    10.7.1.3 تمامی پرسنل در مناطقی که ممکن است تحت تأثیر آزمایش در تأسیسات کاربر نهایی قرار گیرند باید دستورالعمل‌هایی دریافت کنند که به آن‌ها توضیح داده شود چه اتفاقاتی ممکن است در حین آزمایش سیستم اطفاء حریق رخ دهد.
    10.7.1.4* مکانیزم آزادسازی هر مخزن ذخیره عامل باید غیرفعال شده یا با یک دستگاه عملیاتی جایگزین شود به‌طوری‌که فعال‌سازی مدار آزادسازی منجر به آزادسازی عامل نشود.
    10.7.1.5 هر تشخیص‌دهنده باید برای عملکرد آزمایش شود.
    10.7.1.6 تمامی دستگاه‌های آلارم قطبی‌شده و رله‌های کمکی باید برای قطبیت مطابق با دستورالعمل‌های سازنده بررسی شوند.
    10.7.1.7 مدارهای شروع و اعلان باید برای دستگاه‌های انتهای خط، در صورت لزوم، بررسی شوند.
    10.7.1.8 تمامی مدارهای تحت نظارت باید برای پاسخ به مشکلات آزمایش شوند.

    10.7.2 آزمایش عملکرد عملیاتی سیستم

    10.7.2.1 هر مدار شروع تشخیص باید اجرا شود تا تأیید شود که تمامی عملکردهای آلارم مطابق با مشخصات طراحی رخ می‌دهند.
    10.7.2.2 هر آزادسازی دستی باید اجرا شود تا تأیید شود که عملکرد آزادسازی دستی مطابق با مشخصات طراحی انجام می‌شود.
    10.7.2.3 هر مدار سوئیچ انصراف باید اجرا شود تا تأیید شود که عملکرد انصراف مطابق با مشخصات طراحی انجام می‌شود و سیگنال‌های نظارتی بصری و صوتی در پنل کنترل اعلام می‌شود.
    10.7.2.4 تمامی شیرهای خودکار باید برای تأیید عملکرد آزمایش شوند، مگر اینکه آزمایش شیر منجر به آزادسازی عامل یا آسیب به شیر (آزمایش تخریبی) شود.
    10.7.2.5 تجهیزات پنوماتیک، در صورت نصب، باید برای یکپارچگی آزمایش شوند تا از عملکرد صحیح آن‌ها اطمینان حاصل شود.

    10.7.3 عملیات نظارت از راه دور

    10.7.3.1 هر نوع دستگاه شروع باید در حالت برق پشتیبان اجرا شود تا تأیید شود که پس از فعال شدن دستگاه، سیگنال آلارم در پنل از راه دور دریافت می‌شود.

    10.7.3.2 یک وضعیت خطا باید به هر مدار شروع یا اعلان اعمال شود تا تأیید شود که وضعیت مشکل در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.

    10.7.3.3 هر دستگاه تحت نظارت باید اجرا شود تا تأیید شود که وضعیت نظارتی در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.

    10.7.4 منبع قدرت اصلی پنل کنترل

    یک قطع برق اصلی باید مطابق با مشخصات سازنده آغاز شود تا تأیید شود که سیستم بر روی برق پشتیبان کار می‌کند.

    10.7.5 بازگرداندن سیستم به وضعیت عملیاتی

    10.7.5.1 هنگامی که آزمایش‌های عملکردی به پایان رسید، سیستم باید به وضعیت عملیاتی کامل بازگردانده شود.
    10.7.5.2 دفتر دریافت آلارم و تمامی پرسنل مربوطه در تأسیسات کاربر نهایی باید مطلع شوند که آزمایش سیستم آتش‌نشانی تکمیل شده است و سیستم به وضعیت کامل خدمات بازگشته است.

    10.8 مستندات مالک

    10.8.1 نسخه‌های کاغذی یا الکترونیکی تمامی گزارش‌های آزمایش و مستندات مربوطه باید به مالک سیستم ارائه شود.
    10.8.2 مالک سیستم باید این گزارش‌ها را برای مدت زمان عمر سیستم نگه‌داری کند.

    10.9 آموزش

    10.9.1 تمامی افرادی که احتمالاً مجبور به استفاده از سیستم‌های اطفاء حریق هستند باید آموزش دیده و آموزش‌های خود را در زمینه عملکردهایی که باید انجام دهند، به‌روز نگه دارند.
    10.9.2* پرسنلی که در یک اتاق سرور که توسط عامل پاک‌کننده محافظت می‌شود کار می‌کنند باید آموزش‌هایی در خصوص مسائل ایمنی عامل دریافت کنند.

  • راهنمای طراحی دتکتور دودی مکشی برای مهندسین

    قسمت نخست: مفاهیم و ساختارها

    ابتدا مفهوم برخی کلمات به کار رفته  در مورد سطوح مختلف حفاظت در این مقاله:

    سطوح حفاظت به شرح زیر خواهند بود:

    1. 1. VEWFD (تشخیص حریق بسیار زودهنگام. Very early warning fire detection
      2. EWFD (تشخیص حریق زودهنگام Early Warning Fire Detection
      3. SFD (تشخیص حریق استاندارد Standard Fire Detection

    4) ASD دتکتور دودی مکشی Aspirating Smoke Detector

    الزامات سامانه‌های VEWFD بر اساس استاندارد NFPA 76:

    هنگامی که نیاز به تشخیص حساس‌تری وجود دارد، استاندارد NFPA 76 الزامات نصب این سامانه‌ها را مشخص کرده است. الزامات سامانه‌های VEWFD نوع ASD به شرح زیر است:

    • حداکثر مساحت تحت پوشش هر سوراخ نمونه‌برداری ۱۸.۶ متر مربع (۲۰۰ فوت مربع) است.
    • حداقل حساسیت هشدار برای هر سوراخ نمونه‌برداری باید حداکثر ۰٫۲ درصد کاهش نور بر فوت (obs/ft.) باشد.
    • حداقل حساسیت اعلام حریق برای هر سوراخ نمونه‌برداری باید حداکثر ۱٫۰ درصد کاهش نور بر فوت (obs/ft.) باشد.
    • حداکثر زمان انتقال (Transport Time) ۶۰ ثانیه است.
    • در مواردی که دو سطح تشخیص (بالا و پایین) مورد نیاز است، سوراخ‌های نمونه‌برداری باید در محل‌های زیر قرار گیرند:
      ۱. هر سطح حفاظتی باید حداکثر ۳۷٫۲ متر مربع (۴۰۰ فوت مربع) به ازای هر سوراخ نمونه‌برداری را پوشش دهد.
      ۲. پوشش کلی بین سوراخ‌های نمونه‌برداری بالا و پایین باید حداکثر ۱۸٫۶ متر مربع (۲۰۰ فوت مربع) باشد.
      ۳. حداکثر زمان انتقال ۶۰ ثانیه است.

    بخش ۲
    اصول تشخیص دود به روش مکشی (ASD)
    دینامیک جریان هوا

    یک سامانه‌ی ASD پایه دارای سه بخش اصلی است (مطابق شکل ۱ در پایین):

    • شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری که هوا را از طریق سوراخ‌های نمونه‌برداری جمع‌آوری کرده و آن را از فضای محافظت‌شده به سمت آشکارساز منتقل می‌کند، جایی که هوا برای وجود ذرات دود بررسی می‌شود.
    • آشکارساز دود مکشی که شامل موارد زیر است:
      – یک محفظه‌ی حسگر با سنسور حساس برای شناسایی ذرات دود معلق در هوا
      – یک مکنده یا فن برای کشیدن هوا از ناحیه‌ی محافظت‌شده به داخل محفظه‌ی حسگر
      – یک فیلتر اختیاری برای حذف ذرات درشت که ممکن است به حسگر داخل محفظه آسیب برسانند
    • لوله‌ی خروجی برای خارج کردن هوای نمونه‌برداری‌شده از آشکارساز.

    شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری
    شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری به یک پورت در قسمت بالا یا پایین آشکارساز متصل می‌شود. این لوله‌ها معمولاً از پلاستیک ساخته می‌شوند، اما می‌توانند از مس، برنج یا فلزات غیرآهنی دیگر نیز تولید شوند. هر تولیدکننده الزامات خاص خود را برای لوله‌های نمونه‌برداری دارد. نوع لوله بر اساس کاربرد مشخص انتخاب شده و در نرم‌افزار طراحی تعیین می‌گردد.

    روش‌های مختلفی برای نصب شبکه لوله‌کشی نمونه‌برداری وجود دارد:

    • پیکربندی تک‌لوله‌ای (شکل ۲ در سمت راست)، که شامل یک لوله متصل به آشکارساز است و در تمام فضای تحت پوشش امتداد می‌یابد. انتخاب این پیکربندی ممکن است به طولانی‌تر شدن مسیر لوله و تأخیر در جمع‌آوری هوای نمونه‌برداری‌شده در آشکارساز منجر شود.

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.01 PM

    • پیکربندی چندلوله‌ای (شکل ۳ در پایین سمت راست)، که از چندین لوله یا لوله‌های شاخه‌دار تشکیل شده است.

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.01 PM1

    • لوله نمونه‌برداری می‌تواند به‌صورت افقی در سطح سقف، داخل قفسه‌ها، یا به‌صورت عمودی برای کاربردهای انبار و فضاهای باز مانند آتریوم نصب شود (شکل ۴ در صفحه‌ی بعد).
    • برای مکان‌های پنهان، لوله نمونه‌برداری می‌تواند در فضای خالی (Void) مخفی شده و با استفاده از لوله‌های مویینۀ کوچکتر، نمونه‌برداری از فضا انجام شود (شکل ۵ در صفحه‌ی بعد).
    • شبکه لوله‌کشی شامل سوراخ‌های نمونه‌برداری است که امکان ورود هوا به داخل لوله را فراهم می‌سازند. فاصله‌گذاری بین این سوراخ‌ها بر اساس نوع سیستم تشخیص نصب‌شده تعیین می‌شود، که این موضوع به‌شدت به نوع کاربرد (مانند انبار، مرکز داده، یا ساختمان‌های تاریخی) بستگی دارد.
    • اندازه‌ی هر سوراخ نمونه‌برداری نیز با استفاده از نرم‌افزار طراحی تعیین می‌شود که در آن دینامیک سیالات در سامانه‌های ASD و معیارهای طراحی مرتبط با نوع سیستم تشخیص موردنظر در نظر گرفته می‌شود (این موارد در بخش‌های بعدی این راهنمای کاربردی شرح داده شده‌اند).

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.02 PM2

    WhatsApp Image 2025 09 29 at 11.40.02 PM1

  • نصب، دتکتورهای دودی مکشی یا اسپیراتینگ ها

    نصب
    این بخش اصول اولیه نصب شبکه لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ را ارائه می‌دهد. سیستم اسپیراتینگ باید مطابق با استاندارد EN 54-20 و همچنین BS 5839، BS 6266 و/یا «کد عملیاتی FIA برای طراحی، نصب، راه‌اندازی و نگهداری سیستم‌های دتکتور دودی اسپیراتینگ» نصب شود. پیش از آغاز نصب، نصاب باید به خاطر داشته باشد که هر سیستم ویژگی‌ها و تفاوت‌های خاص خود را برای تطبیق با لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ و تضمین عملکرد صحیح سیستم دارد.

    لوله‌های سیستم اسپیراتینگ می‌توانند از جنس پلاستیک یا فلزات غیرآهنی مانند مس باشند. رایج‌ترین لوله در صنعت، لوله‌ای با قطر خارجی ۲۵ میلی‌متر (۰.۷۵ اینچ) از جنس CPVC، PVC، ABS یا UPVC است. با این حال، قطر داخلی لوله می‌تواند بسته به نیاز طراحی سیستم و مقررات و کدهای محلی، بین ۱۵ میلی‌متر تا ۲۱ میلی‌متر (۰.۵۹۱ اینچ تا ۰.۸۲۷ اینچ) متغیر باشد. در اروپا رایج‌ترین لوله، ABS و در ایالات متحده، CPVC است. رایج‌ترین مواد نصب، اتصالات، پایه‌های نگهدارنده، آویزها و روش‌های نصب در بخش‌های بعدی شرح داده شده‌اند.

    الزامات لوله‌کشی
    برای رعایت استاندارد EN 54-20، باید از لوله ABS قرمز مطابق با استاندارد EN 61386 (فشار مکانیکی ۱، ضربه ۱، دما ۳۱) با قطر خارجی اسمی ۲۵ میلی‌متر (قطر داخلی ۲۱ میلی‌متر) استفاده شود. مقاطع لوله باید با چسب مناسب ABS به یکدیگر چسبانده شوند تا از جدا شدن یا نشتی جلوگیری شود. اگر احتمال داده می‌شود که در آینده نیاز به جدا کردن بخشی از لوله باشد، باید از اتصال‌های قابل باز شدن استفاده شود.

    مهم:
    اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم یا اتصال T قرار نداشته باشد.
    هیچ‌گاه لوله‌ها را به خودِ واحد دتکتور دودی اسپیراتینگ نچسبانید.

    اتصالات
    اتصالات برای اتصال بخش‌های مختلف لوله به‌منظور ایجاد شبکه‌های طولانی‌تر استفاده می‌شوند؛ این اتصالات از همان جنس لوله ساخته می‌شوند. انواع مختلفی از اتصالات وجود دارند تا امکان ایجاد خم‌ها، مسیرهای مستقیم، شاخه‌ها و اتصال‌ها فراهم شود. در این صفحه اتصالات رایج توضیح داده شده‌اند.

    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها
    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها برای اتصال دو بخش از لوله در یک خط مستقیم استفاده می‌شوند. کوپلینگ زمانی به کار می‌رود که قرار نیست بخش مربوطه جدا شود. یونیت این امکان را می‌دهد که دو بخش لوله به صورت پیچی به یکدیگر متصل شوند تا در آینده بتوان به آن دسترسی داشت؛ این ویژگی برای بخش‌هایی از شبکه لوله‌کشی که باید به‌طور دوره‌ای برای نگهداری یا تمیزکاری باز شوند، مفید است. از یونیت‌ها همچنین می‌توان برای تراز دقیق سوراخ‌های نمونه‌گیری در بخش خاصی از شبکه لوله‌کشی، مانند بالای دریچه‌های برگشت هوا، استفاده کرد. شکل ۱ در پایین، یک نمونه رایج از یونیت و کوپلینگ پلاستیکی را نشان می‌دهد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.43 AM

    خم‌ها/الگ‌ها
    خم‌ها/الگ‌ها برای تغییر جهت شبکه لوله‌کشی استفاده می‌شوند. خم‌های ۴۵° و ۹۰° هر دو قابل استفاده هستند. یک خم معمولی در شکل ۲ پایین نشان داده شده و اتصالات خم پلاستیکی معمولی در شکل ۳ پایین آمده است.
    خم‌ها می‌توانند ۴۵° یا ۹۰° باشند. برای خم‌های ۹۰°، بسیار مهم است که از شعاع‌های کم‌شیب استفاده شود و از خم‌های تیز خودداری گردد، زیرا خم‌های تیز موجب وارد شدن افت فشار غیرضروری شده و زمان پاسخ‌دهی از سوراخ‌هایی که پس از خم قرار دارند را افزایش می‌دهد. اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم قرار نداشته باشد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM1

    سه‌راهی و درپوش‌ها
    از سه‌راهی می‌توان برای ایجاد شاخه‌های چندگانه در لوله‌ها استفاده کرد. مهم است که طراحی شاخه‌ها متعادل باشد – یعنی تقریباً از نظر طول و تعداد/اندازه سوراخ‌ها برابر باشند. اطمینان حاصل شود که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از سه‌راهی قرار نداشته باشد. از سه‌راهی‌ها برای اتصال لوله‌های عمودی یا لوله‌های نمونه‌برداری در شبکه استفاده می‌شود. از سه‌راهی‌های خاص می‌توان برای اتصال لوله موئین و یک نقطه نمونه‌برداری استفاده کرد، همان‌طور که در شکل ۴ نشان داده شده است.

    انتهای لوله باید با درپوشی که دارای سوراخ مرکزی برای کنترل جریان هوا است، بسته شود. اگر از درپوش استفاده نشود، در عمل هیچ هوایی از طریق سوراخ‌های جانبی کشیده نخواهد شد. بدون وجود سوراخ در درپوش، میزان جریان هوا از سوراخ‌های جانبی به‌شدت نامتعادل خواهد بود. برای لوله‌هایی با تعداد کم سوراخ نمونه‌برداری، سوراخ درپوش معمولاً هم‌اندازه با سوراخ‌های نمونه‌برداری در طول لوله است. هنگامی که تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری بیش از پنج عدد باشد، سوراخ درپوش ممکن است بزرگ‌تر از سوراخ‌های دیگر در طول لوله باشد. در صورت نیاز، می‌توان درپوش را به‌عنوان یک نقطه نمونه‌برداری در نظر گرفت.

    ممکن است درپوش دارای سوراخ نمونه‌برداری باشد: وجود و اندازه این سوراخ توسط نرم‌افزار طراحی سیستم – PipeIQ – تعیین می‌شود. لطفاً به شکل ۴ زیر مراجعه کنید.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.45 AM

     

  • فناوری های تشخیص گاز

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.25.53 AM

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.01 AM

    دسته‌بندی‌های پایش گاز:

    1. گازهای قابل احتراق / اشتعال‌پذیر
      • خطر انفجار.
      • برای جلوگیری از انفجار، باید سطح گاز در هوا کمتر از حد پایین انفجار (LEL) برای هر گاز نگه داشته شود یا اکسیژن از محیط حذف شود.
      • معمولاً در بازه ۰ تا ۱۰۰ درصد از حد پایین انفجار یا در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شود.
      • دتکتورهای گاز قابل احتراق به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از وقوع شرایط بالقوه انفجاری هشدار دهند.
    2. گازهای سمی / محرک
      • برای سلامت انسان خطرناک‌اند؛ باید میزان تماس کارکنان با این گازها پایش شود.
      • معمولاً در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شوند.
      • دتکتورهای گاز سمی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از رسیدن سطح گاز به غلظت زیان‌آور به کارکنان هشدار دهند.
      • برخی از دتکتورهای گاز سمی می‌توانند میانگین تماس در طول زمان را محاسبه کرده و مقادیر حد تماس کوتاه‌مدت (STEL) و میانگین وزنی زمان‌دار (TWA) را ارائه دهند.
    3. اکسیژن
      • محیط‌هایی با میزان کم اکسیژن (کمتر از ۱۹.۵ درصد حجمی اکسیژن) «کم‌اکسیژن» تلقی شده و تنفس طبیعی انسان را مختل می‌کنند.
      • محیط‌هایی با میزان زیاد اکسیژن (بیش از ۲۵ درصد حجمی اکسیژن) «غنی از اکسیژن» تلقی شده و خطر انفجار در آن‌ها افزایش می‌یابد.
      • در بازه درصد حجمی اندازه‌گیری می‌شود (درصد طبیعی اکسیژن در هوا در سطح دریا ۲۰.۸ درصد حجمی است).
      • دتکتورهای اکسیژن به‌طور کلی به‌گونه‌ای تنظیم می‌شوند که در صورت کم بودن یا زیاد بودن بیش از حد اکسیژن در محیط، هشدار دهند.

     

    فضاهای قابل احتراق

    برای ایجاد شعله، وجود سه شرط ضروری است:
    • یک منبع سوخت (مانند گاز متان یا بخارات بنزین)
    • مقدار کافی اکسیژن (بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد) برای اکسید شدن یا سوختن سوخت
    • یک منبع گرما (جرقه) برای شروع فرآیند

    نمونه‌هایی از منابع گرما و جرقه:
    • شعله‌های باز مانند شعله‌های فندک، مشعل، کبریت و مشعل‌های جوشکاری، رایج‌ترین منابع جرقه هستند.
    • تابش در قالب نور خورشید یا سطوح داغ
    • جرقه‌های ناشی از منابع مختلف مانند روشن یا خاموش کردن وسایل برقی، بیرون کشیدن دوشاخه‌ها، الکتریسیته ساکن یا کلیدهای الکتریکی

    فضاهای قابل احتراق
    عوامل مؤثر در فضاهای قابل احتراق

    بخار در برابر گاز
    اگرچه اصطلاحات «بخار» و «گاز» اغلب به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما معانی یکسانی ندارند. واژه «بخار» به ماده‌ای اطلاق می‌شود که اگرچه در حالت گازی وجود دارد، اما به‌طور معمول در دمای اتاق به صورت مایع یا جامد است. وقتی می‌گوییم یک ماده مایع یا جامد در حال سوختن است، در واقع بخار آن ماده است که می‌سوزد. «گاز» به ماده‌ای گفته می‌شود که به‌طور طبیعی در دمای اتاق در حالت گازی است.

    فشار بخار و نقطه جوش
    فشار بخار، فشاری است که زمانی ایجاد می‌شود که یک جامد یا مایع با بخار خودش در حالت تعادل قرار دارد. این فشار به‌طور مستقیم با دما مرتبط است. مثالی از فشار بخار، فشاری است که توسط بخار یک مایع در یک ظرف بسته نیمه‌پر ایجاد می‌شود. بسته به دما، فشار بخار تا یک آستانه مشخص افزایش می‌یابد. وقتی این آستانه برسد، فضا «اشباع‌شده» در نظر گرفته می‌شود.

    فشار بخار و نقطه جوش یک ماده شیمیایی تعیین می‌کنند که چه میزان از آن احتمال دارد وارد هوا شود. فشار بخار پایین به معنای مولکول‌های کمتری از آن ماده در هواست که قابل اشتعال باشند، بنابراین به‌طور کلی خطر کمتری وجود دارد. این همچنین به این معناست که مولکول‌های کمتری برای آشکارسازی وجود دارد و ممکن است آشکارسازی دشوارتر شده و نیاز به تجهیزات با حساسیت بیشتر باشد. با افزایش فشار بخار و کاهش نقطه جوش، احتمال تبخیر افزایش می‌یابد. اگر ظروف حاوی این نوع مواد شیمیایی باز بمانند یا بر روی سطوح بزرگ پخش شوند، احتمال خطر بیشتری به‌وجود می‌آید.

    نقطه اشتعال (Flashpoint)
    یک ماده قابل اشتعال تا زمانی که به نقطه اشتعال خود نرسد، بخار یا گاز کافی برای شروع آتش تولید نمی‌کند. نقطه اشتعال، پایین‌ترین دمایی است که در آن یک مایع بخار کافی برای ایجاد شعله تولید می‌کند. اگر دما پایین‌تر از این مقدار باشد، مایع بخار کافی برای اشتعال تولید نمی‌کند. اگر نقطه اشتعال برسد و یک منبع خارجی اشتعال مانند جرقه وجود داشته باشد، ماده آتش خواهد گرفت. سند NFPA-325M از آژانس ملی حفاظت در برابر آتش (NFPA) تحت عنوان ویژگی‌های خطر آتش مواد قابل اشتعال، گازها و حلال‌های فرّار، نقطه اشتعال بسیاری از مواد رایج را فهرست کرده است.

    نقطه اشتعال اهمیت دارد زیرا نشان‌دهنده میزان خطر ناشی از یک مایع قابل اشتعال است. به‌طور کلی، هرچه نقطه اشتعال پایین‌تر باشد، تشکیل مخلوط‌های قابل اشتعال سوخت و هوا آسان‌تر بوده و در نتیجه خطر بیشتر است.

    دمای خوداشتعالی
    اگر ماده‌ای تا دمای مشخصی—یعنی دمای اشتعال خودبه‌خودی (یا «خوداشتعالی»)—گرم شود، بیشتر مواد شیمیایی قابل اشتعال می‌توانند بدون وجود منبع خارجی اشتعال، تنها با انرژی گرمایی خود، به‌طور خودبه‌خودی آتش بگیرند.

    چگالی بخار
    چگالی بخار نسبت وزن یک حجم از بخار قابل اشتعال به حجم مساوی از هوا است. بیشتر بخارهای قابل اشتعال سنگین‌تر از هوا هستند، بنابراین به سمت زمین حرکت کرده و در نواحی پایین‌تر تجمع می‌یابند. گاز یا بخاری که چگالی بخار آن بیشتر از ۱ باشد ممکن است در سطوح پایین حرکت کرده و به دنبال یک منبع اشتعال بگردد (برای مثال: هگزان با چگالی بخار ۳.۰). گاز یا بخاری که چگالی بخار آن کمتر از ۱ باشد تمایل دارد به سمت بالا حرکت کند (برای مثال: متان با چگالی بخار ۰.۶). چگالی بخار در تعیین محل بهینه نصب دتکتور اهمیت دارد، زیرا به پیش‌بینی محل احتمالی تجمع گاز یا بخار در یک اتاق یا فضا کمک می‌کند.

    حدود انفجار
    برای ایجاد شعله، مقدار کافی گاز یا بخار باید وجود داشته باشد؛ اما مقدار بیش‌ازحد گاز می‌تواند اکسیژن موجود در فضا را جابه‌جا کرده و مانع از احتراق شود. به همین دلیل، برای غلظت‌های پایین و بالا، حد مشخصی وجود دارد که در آن احتراق می‌تواند رخ دهد. این حدود به عنوان حد پایین انفجار (LEL) و حد بالای انفجار (UEL) شناخته می‌شوند. این‌ها همچنین به عنوان حد پایین اشتعال‌پذیری (LFL) و حد بالای اشتعال‌پذیری (UFL) نیز شناخته می‌شوند.

    برای حفظ احتراق، محیط باید ترکیب مناسبی از سوخت و اکسیژن (هوا) داشته باشد. LEL حداقل مقدار گاز مورد نیاز برای احتراق و UEL حداکثر مقدار آن را نشان می‌دهد. مقادیر دقیق LEL برای گازهای مختلف متفاوت است و به صورت درصد حجمی در هوا اندازه‌گیری می‌شوند. مقادیر LEL و UEL گازها در سند NFPA 325 درج شده‌اند.

    LEL معمولاً بین ۱.۴٪ تا ۵٪ حجمی است. با افزایش دما، انرژی کمتری برای ایجاد احتراق مورد نیاز است و درصد گاز لازم برای رسیدن به ۱۰۰٪ LEL کاهش یافته و در نتیجه خطر افزایش می‌یابد. محیطی با سطح اکسیژن بالاتر باعث افزایش UEL گاز، همچنین نرخ و شدت گسترش شعله می‌شود. از آنجا که مخلوطی از چندین گاز شرایط را پیچیده می‌کند، LEL دقیق آن‌ها باید از طریق آزمایش مشخص شود.

    بیشتر ابزارهای اندازه‌گیری گازهای قابل احتراق در محدوده LEL کار می‌کنند و قرائت گاز را به صورت درصدی از LEL نمایش می‌دهند. برای مثال: عدد ۵۰٪ LEL به این معناست که مخلوط گاز نمونه‌برداری‌شده شامل نیمی از مقدار گاز مورد نیاز برای حمایت از احتراق است.

    هر غلظتی از گاز یا بخار که بین این دو حد قرار گیرد، در محدوده قابل اشتعال (انفجاری) قرار دارد. مواد مختلف دارای پهنای متفاوتی از محدوده اشتعال‌پذیری هستند — برخی بسیار گسترده و برخی دیگر باریک‌تر هستند. موادی که محدوده اشتعال‌پذیری وسیع‌تری دارند، معمولاً خطرناک‌تر محسوب می‌شوند، زیرا سطوح بیشتری از غلظت آن‌ها می‌تواند دچار اشتعال شود.

    فضاهایی که در آن‌ها سطح غلظت گاز پایین‌تر از LEL است (سوخت کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «لاغر» (lean) و غیرقابل اشتعال نامیده می‌شوند؛ و فضاهایی که سطح گاز بالاتر از UEL است (اکسیژن کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «غلیظ» (rich) و غیرقابل اشتعال تلقی می‌شوند.

    فضاهای سمی

    پایش گازهای سمی
    گاز سمی به گازی گفته می‌شود که توانایی آسیب رساندن به بافت‌های زنده، اختلال در سیستم عصبی مرکزی، ایجاد بیماری‌های شدید یا—در موارد حاد—مرگ را دارد، زمانی که از طریق بلع، تنفس یا جذب از راه پوست یا چشم وارد بدن شود. میزان لازم برای ایجاد این اثرات به‌طور گسترده‌ای با توجه به ماهیت ماده و مدت زمان تماس متفاوت است. «سمیت حاد» به تماس کوتاه‌مدت مانند یک مواجهه‌ی لحظه‌ای اشاره دارد. «سمیت مزمن» به تماس بلندمدت مانند مواجهه‌های مکرر یا طولانی اشاره دارد.

    پایش گازهای سمی اهمیت دارد زیرا برخی از این مواد قابل مشاهده یا بوییدن نیستند و اثرات فوری ندارند. بنابراین شناسایی خطر گاز از طریق حواس فرد معمولاً خیلی دیر و پس از رسیدن غلظت به سطح زیان‌آور انجام می‌شود.

    اثرهای سمی گازها از بی‌ضرر تا بسیار سمی متغیر است. برخی در مواجهه‌های کوتاه و در سطح پایین نیز تهدیدکننده‌ی زندگی هستند، در حالی که برخی دیگر تنها در مواجهه‌های مکرر و با غلظت بالا خطرناک‌اند. میزان خطری که یک ماده برای یک کارگر ایجاد می‌کند، به عوامل مختلفی بستگی دارد که شامل سطح غلظت گاز و مدت زمان تماس است.

    حدود تماس مجاز
    کنفرانس آمریکایی متخصصان بهداشت صنعتی دولتی (ACGIH) فهرستی سالانه و بازبینی‌شده از حدود مجاز تماس با ترکیبات صنعتی رایج منتشر می‌کند که با عنوان «مقادیر حد آستانه (TLV) و شاخص‌های تماس زیستی (BEI) بر اساس مستندات حدود آستانه مواد شیمیایی و عوامل فیزیکی» شناخته می‌شود. (برای سفارش نسخه‌ای از آن به www.acgih.org مراجعه کنید).
    ACGIH مفهوم مقدار حد آستانه (TLV) را تعریف کرده است؛ TLV به غلظت مجاز یک ماده آلاینده در هوا گفته می‌شود که تصور می‌شود تقریباً همه کارگران بتوانند به‌طور مکرر و روزانه در طول عمر کاری خود در معرض آن قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. این مقادیر بر اساس ترکیبی از تجربه صنعتی و مطالعات انسانی و حیوانی تعیین شده‌اند.

    میانگین‌های وزنی زمانی (TWA)
    مقادیر TLV معمولاً به‌صورت میانگین وزنی ۸ ساعته در نظر گرفته می‌شوند. جنبه میانگین‌گیری به این معناست که مواجهه‌هایی بالاتر از حد مجاز قابل‌قبول است، به شرطی که با دوره‌هایی از تماس کمتر از حد مجاز جبران شوند.

    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت (STEL)
    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت غلظت‌هایی هستند که بالاتر از میانگین ۸ ساعته‌اند و کارگران می‌توانند برای مدت زمان کوتاه در معرض آن‌ها قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. (اگر غلظت به اندازه کافی بالا باشد، حتی یک بار تماس نیز می‌تواند اثرات مضر بر سلامت داشته باشد.)
    STEL برای موقعیت‌هایی به‌کار می‌رود که در آن کارگر در معرض غلظت بالای گاز قرار دارد اما فقط برای مدت کوتاهی. این محدودیت‌ها به‌صورت میانگین وزنی ۱۵ دقیقه‌ای تعریف می‌شوند که نباید حتی در صورتی که میانگین ۸ ساعته کمتر از مقدار TLV باشد، از آن فراتر رود.

    غلظت‌های سقفی (Ceiling Concentrations)
    برای برخی از گازهای سمی، حتی یک تماس که از TLV فراتر رود می‌تواند برای سلامت کارگر خطرناک باشد. در این موارد، از غلظت‌های سقفی استفاده می‌شود تا سطوحی را مشخص کند که هرگز نباید از آن‌ها عبور شود.

    حدود مجاز تماس (PELs)
    حدود مجاز تماس (Permissible Exposure Limits) توسط اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده (OSHA) تدوین و اجرا می‌شوند. بخش ۱۹۱۰.۱۰۰۰ از بخش ۲۹ کد مقررات فدرال (CFR) این استانداردها را شامل می‌شود که مشابه مقادیر TLV سازمان ACGIH هستند، با این تفاوت که PEL به‌صورت قانونی الزام‌آور است نه صرفاً توصیه‌شده. با این حال، دقیق‌ترین مقادیر PEL معمولاً در برگه‌های اطلاعات ایمنی مواد (MSDS) درج شده‌اند.

    شرایط فوری خطرناک برای زندگی و سلامت (IDLH)
    مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی (NIOSH) شرایط تماس IDLH را به‌عنوان شرایطی تعریف می‌کند که در آن، قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوابرد می‌تواند منجر به مرگ، اثرات مضر فوری یا تأخیری دائمی بر سلامت شود یا مانع از فرار فرد از آن محیط گردد.
    از آنجا که مقادیر IDLH برای تضمین توانایی کارگر در فرار از محیط خطرناک در صورت از کار افتادن تجهیزات حفاظت تنفسی تعیین شده‌اند، این مقادیر عمدتاً برای تعیین نوع مناسب وسایل حفاظت تنفسی مطابق با استانداردهای OSHA به‌کار می‌روند.

    کاهش یا افزایش سطح اکسیژن

    کمبود اکسیژن (Oxygen Deficiency)
    هوای طبیعی محیط دارای غلظت ۲۰.۸ درصد حجمی اکسیژن است. زمانی که سطح اکسیژن به کمتر از ۱۹.۵ درصد از کل ترکیب هوا کاهش یابد، آن فضا «کم‌اکسیژن» در نظر گرفته می‌شود. در چنین محیط‌هایی، اکسیژن لازم برای ادامه‌ی حیات ممکن است با گازهای دیگری مانند دی‌اکسید کربن جایگزین شود. این امر منجر به ایجاد فضایی می‌شود که در صورت تنفس، می‌تواند خطرناک یا کشنده باشد.

    کمبود اکسیژن همچنین ممکن است بر اثر زنگ‌زدگی، خوردگی، تخمیر یا سایر اشکال اکسایش که اکسیژن مصرف می‌کنند، ایجاد شود. در فرآیند تجزیه مواد، اکسیژن از جو برای تأمین واکنش اکسایش مصرف می‌شود.

    تأثیرات کمبود اکسیژن ممکن است تدریجی یا ناگهانی باشد، که این موضوع به غلظت کلی اکسیژن و همچنین سطوح دیگر گازهای موجود در فضا بستگی دارد. به‌طور کلی، کاهش سطح اکسیژن محیط باعث بروز علائم فیزیولوژیکی زیر می‌شود:

    درصد اکسیژن اثرات فیزیولوژیکی
    ۱۹.۵ تا ۱۶ بدون اثر قابل مشاهده
    ۱۶ تا ۱۲ افزایش سرعت تنفس، افزایش ضربان قلب، اختلال در تمرکز، تفکر و هماهنگی حرکتی
    ۱۴ تا ۱۰ قضاوت نادرست، ضعف در هماهنگی عضلانی، خستگی سریع در اثر فعالیت، تنفس متناوب
    ۱۰ تا ۶ تهوع و استفراغ، ناتوانی در انجام حرکات شدید یا از دست دادن توان حرکتی، بیهوشی و در ادامه مرگ
    کمتر از ۶ دشواری در تنفس، حرکات تشنجی، مرگ

    غنی شدن اکسیژن (Oxygen Enrichment)
    زمانی که غلظت اکسیژن در فضا به بالاتر از ۲۰.۸ درصد حجمی افزایش یابد، آن محیط «غنی از اکسیژن» محسوب می‌شود و مستعد ناپایداری خواهد بود. در نتیجه افزایش سطح اکسیژن، احتمال و شدت آتش‌سوزی ناگهانی یا انفجار به‌شدت افزایش می‌یابد.

     

    فناوری‌های آشکارسازی گاز

    امروزه انواع مختلفی از فناوری‌های آشکارسازی گاز مورد استفاده قرار می‌گیرند. از جمله رایج‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)
      • نیمه‌رسانای اکسید فلز (که با عنوان «حالت جامد» نیز شناخته می‌شود)
      • مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
      • مادون قرمز باز با مسیر بلند (Open (Long Path) Infrared)
      • مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی گازهای سمی
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی اکسیژن
      • رسانایی گرمایی (Thermal Conductivity)
      • یونیزاسیون نوری (Photoionization)
      • مادون قرمز غیرپراکندگی (NDIR)

    جدول‌ها و نمودارهای صفحات بعدی عملکرد هر یک از این فناوری‌ها را به‌صورت خلاصه نمایش می‌دهند.

    فناوری: کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.03 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    اصل عملکرد:
    از یک مهره کاتالیستی برای اکسید کردن گاز قابل احتراق استفاده می‌کند؛ پل ویتستون تغییر مقاومت ایجاد شده را به سیگنال الکتریکی دتکتور تبدیل می‌کند.

    توضیح دقیق:
    یک سیم پیچ با پوشش ماده‌ای شیشه‌ای یا سرامیکی که روی آن کاتالیزور قرار دارد، به صورت الکتریکی تا دمایی گرم می‌شود که بتواند گاز تحت پایش را بسوزاند (اکسید کند). این فرآیند گرما تولید کرده و دمای سیم را افزایش می‌دهد. با افزایش دمای سیم، مقاومت الکتریکی آن نیز افزایش می‌یابد. این مقاومت توسط مدار پل ویتستون اندازه‌گیری شده و این اندازه‌گیری به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌شود که توسط دتکتور گاز استفاده می‌شود. سنسور دوم به نام جبران‌کننده برای جبران تغییرات دما، فشار و رطوبت به کار می‌رود.

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصدی از حد پایین انفجار (% LEL)

    مزایا:
    طول عمر بالا، حساسیت کمتر به تغییرات دما، رطوبت، تراکم و فشار؛ دقت بالا؛ پاسخ سریع؛ توانایی پایش گستره وسیعی از گازها و بخارهای قابل احتراق در هوا.

    معایب:
    مستعد مسمومیت سنسور؛ نیاز به هوا یا اکسیژن؛ طول عمر کاهش‌یافته در مواجهه‌های مکرر یا مداوم با غلظت‌های بالای LEL.

    فناوری: نیمه‌رسانای اکسید فلز (Metal Oxide Semiconductor)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق؛ گازهای سمی

    اصل عملکرد:
    این دتکتور از اکسید فلزی ساخته شده است که در واکنش به حضور گاز، مقاومت آن تغییر می‌کند؛ این تغییر مقاومت اندازه‌گیری شده و به مقدار غلظت گاز تبدیل می‌شود.

    توضیح دقیق:
    یک ماده نیمه‌رسانا (اکسید فلز) روی یک بستر عایق بین دو الکترود قرار می‌گیرد.
    بستر تا دمایی گرم می‌شود که حضور گاز می‌تواند باعث تغییر برگشت‌پذیر در رسانایی ماده نیمه‌رسانا شود. وقتی گازی وجود ندارد، اکسیژن به صورت یون روی سطح جذب شده و سنسور نیمه‌رسانا می‌شود؛ وقتی مولکول‌های گاز مورد نظر حضور دارند، جایگزین یون‌های اکسیژن شده و مقاومت بین الکترودها کاهش می‌یابد. این تغییر به‌صورت الکتریکی اندازه‌گیری شده و متناسب با غلظت گاز است.

    محدوده اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM)

    مزایا:
    حساسیت بالا (قادر به تشخیص غلظت‌های پایین)؛ دامنه دمای عملکرد وسیع؛ عمر طولانی.

    معایب:
    غیر اختصاصی (حساسیت متقاطع به ترکیبات دیگر)؛ خروجی غیرخطی؛ حساس به تغییرات رطوبت؛ مستعد مسمومیت.

     

     

    فناوری: مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
    (همچنین با نام مادون قرمز غیرپخشی یا NDIR شناخته می‌شود)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

     

    اصل عملکرد:
    این فناوری از قابلیت جذب پرتو مادون قرمز توسط گازها استفاده می‌کند. دو نمونه گاز شامل گاز مورد نظر و یک گاز مرجع بی‌اثر در معرض تابش مادون قرمز قرار می‌گیرند. میزان عبور نور از هر نمونه اندازه‌گیری شده و با هم مقایسه می‌شود تا غلظت گاز هدف تعیین گردد.

     

    توضیح دقیق:
    از یک منبع مادون قرمز با مدولاسیون الکتریکی و دو آشکارساز استفاده می‌شود که انرژی مادون قرمز را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. هر آشکارساز به دامنه خاصی از طول موج مادون قرمز حساس است.
    پرتو ساطع‌شده از منبع از طریق یک پنجره وارد حجم باز محفظه می‌شود. ممکن است از یک آینه در انتهای مسیر برای بازتاب انرژی و هدایت آن به سمت آشکارسازها استفاده شود.

    وجود گاز قابل احتراق باعث کاهش شدت پرتو دریافتی توسط آشکارساز تحلیلی می‌شود، اما شدت پرتو دریافت‌شده توسط آشکارساز مرجع تغییر نمی‌کند.
    میکروپروسسور نسبت این دو سیگنال را بررسی کرده و آن را به درصد حد پایین انفجار (%LEL) تبدیل می‌کند.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار (%LEL)

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)
    نسبت به دتکتورهای مسیر باز، اندازه‌گیری دقیق در محل نقطه‌ای

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست.

     

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM1

    اصل عملکرد:
    عملکرد مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای دارد، با این تفاوت که منبع مادون قرمز از آشکارساز جدا شده است.

     

    توضیح دقیق:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، مفهوم تشخیص نقطه‌ای را به مسیرهایی با طول تا ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند نمونه‌های نقطه‌ای، این دتکتورها از دو پرتو استفاده می‌کنند:

    • پرتو “نمونه” در طول موجی از مادون قرمز قرار دارد که توسط هیدروکربن‌ها جذب می‌شود.
    • پرتو “مرجع” در طول موجی خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد.

    نسبت بین این دو پرتو به‌طور پیوسته مقایسه می‌شود:
    در حالت بدون گاز، نسبت سیگنال‌ها ثابت باقی می‌ماند.
    وقتی ابر گاز از مسیر عبور می‌کند، پرتو نمونه به نسبت غلظت گاز جذب یا تضعیف می‌شود، اما پرتو مرجع بدون تغییر باقی می‌ماند.
    سیستم، حاصل‌ضرب غلظت متوسط گاز در عرض ابر گاز را محاسبه کرده و مقدار را به‌صورت درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m) نمایش می‌دهد.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m)

     

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست
    برخلاف فناوری نقطه‌ای، محل نشت گاز را به‌طور دقیق مشخص نمی‌کند
    نیاز به مسیر باز و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM2

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM1

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال (Combustible gases)

     

    اصل عملکرد:
    مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای (Point IR) عمل می‌کند، با این تفاوت که منبع تابش مادون قرمز و آشکارساز از یکدیگر جدا هستند.

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، روش تشخیص نقطه‌ای را به مسیری با طول حداکثر ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند فناوری نقطه‌ای، این سیستم از دو پرتو استفاده می‌کند:

    • پرتو نمونه (Sample Beam): در طول موج مادون قرمز قرار دارد که توسط گازهای هیدروکربنی جذب می‌شود.
    • پرتو مرجع (Reference Beam): خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد و تحت تأثیر حضور گاز نیست.

    نسبت شدت این دو پرتو به‌صورت پیوسته مقایسه می‌شود:
    اگر گازی وجود نداشته باشد، نسبت دو سیگنال ثابت می‌ماند.
    وقتی ابری از گاز از مسیر عبور می‌کند، شدت پرتو نمونه کاهش می‌یابد، ولی پرتو مرجع ثابت باقی می‌ماند.
    سیستم با مقایسه این نسبت، مقدار حاصل‌ضرب میانگین غلظت گاز و عرض ابر گاز را محاسبه می‌کند.

    واحد اندازه‌گیری: درصد حد انفجار پایین در واحد متر (%LEL/m)

     

    مزایا:

    • دقت و گزینش‌پذیری بالا
    • دامنه وسیع اندازه‌گیری
    • نیاز به نگهداری بسیار کم
    • مقاوم در برابر مسمومیت شیمیایی
    • نیاز نداشتن به هوا یا اکسیژن محیط
    • پایداری بسیار خوب در کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون منظم)
    • طراحی Fail-to-safe (ایمن در صورت بروز خطا)

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM 1

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM1

    • نسبت به فناوری نقطه‌ای، توانایی تعیین دقیق محل نشت گاز را ندارد
    • نیاز به مسیر مستقیم و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

     

     

    فناوری: مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی (Combustible gases; Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    از توانایی جذب پرتو مادون قرمز توسط گاز و تغییرات فشار ناشی از آن استفاده می‌شود.

     

    توضیح تفصیلی:
    نمونه گاز در معرض نور مادون قرمز قرار می‌گیرد. زمانی که مولکول‌های گاز نور را جذب می‌کنند، ضربان یا پالس فشاری تولید می‌شود.
    مقدار این پالس فشاری مستقیماً نشان‌دهنده غلظت گاز موجود است.
    این تغییرات فشار توسط میکروفون یا سنسور حساس به فشار تشخیص داده می‌شود و به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌گردد.

    واحدهای اندازه‌گیری:

    • درصد حد انفجار پایین (%LEL)
    • درصد حجمی (% by volume)
    • قسمت در میلیون (PPM)
    • قسمت در میلیارد (PPB)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • استفاده آسان
    • مقاوم در برابر مسمومیت سنسور
    • پایداری بلندمدت

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای گازهای سمی (Electrochemical Toxic Gases)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت گاز است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل یک محفظه با ژل یا الکترولیت و دو الکترود فعال است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود متقابل (کاتد)
      یک الکترود سوم (مرجع) ولتاژ ثابت بین آند و کاتد را حفظ می‌کند.

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.

    در آند واکنش اکسیداسیون و در کاتد واکنش کاهش رخ می‌دهد.
    در نتیجه، یون‌های مثبت به سمت کاتد و یون‌های منفی به سمت آند حرکت می‌کنند.
    این جریان الکتریکی متناسب با غلظت گاز سمی تولید می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM) برای گازهای سمی

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان

     

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش طول عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم

     

     

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گازهای سمی

    Electrochemical Toxic Sensor

     

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای سنجش اکسیژن (Electrochemical Oxygen)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    کمبود یا غنی‌شدگی اکسیژن (O₂)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت اکسیژن است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل محفظه‌ای حاوی ژل یا الکترولیت و دو الکترود است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود مرجع/متقابل (معمولاً از جنس سرب)

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.
    واکنش اکسیداسیون در آند و واکنش کاهش در کاتد رخ می‌دهد.
    جریان یونی ایجادشده، متناسب با غلظت اکسیژن، یک جریان الکتریکی تولید می‌کند که توسط دستگاه اندازه‌گیری می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    درصد حجمی اکسیژن (% Volume)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان
    • مقاوم در برابر سمّی شدن سنسور

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم، یا در شرایط اکسیژن غنی‌شده

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گاز اکسیژن

    Typical Electrochemical Oxygen Sensor

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM1

     

    دتکتور گاز  رسانایی حرارتی معمولی

    Typical Thermal Conductivity Sensor

     

    فناوری: رسانش گرمایی (Thermal Conductivity)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی

     

    اصل عملکرد:
    سنجش توانایی گاز برای انتقال حرارت با مقایسه آن با یک گاز مرجع (معمولاً هوا)

    توضیح تفصیلی:
    در این روش از دو سنسور استفاده می‌شود:

    • سنسور آشکارساز (Detecting Sensor)
    • سنسور جبران‌کننده (Compensating Sensor)

    هر دو سنسور در یک پل ویتستون (Wheatstone Bridge) قرار دارند.
    سنسور آشکارساز در معرض گاز موردنظر قرار دارد، در حالی که سنسور جبران‌کننده در محفظه‌ای با هوای تمیز مهر و موم شده است.
    وقتی گاز وارد سنسور آشکارساز می‌شود، باعث خنک شدن آن می‌گردد که این امر مقاومت الکتریکی را تغییر می‌دهد.
    این تغییر مقاومت متناسب با غلظت گاز است.
    سنسور جبران‌کننده تضمین می‌کند که تغییر دما ناشی از خود گاز است نه دمای محیط یا عوامل دیگر.

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM تا ۱۰۰٪ حجمی

     

    مزایا:

    • دامنه وسیع اندازه‌گیری

     

    معایب:

    • غیر اختصاصی (به سایر ترکیبات نیز واکنش نشان می‌دهد)
    • برای گازهایی با رسانش گرمایی نزدیک به یک (مانند هوا، NH₃، CO، NO، O₂، N₂) مناسب نیست
    • اندازه‌گیری گازهایی با رسانش گرمایی کمتر از یک دشوارتر است
    • خروجی سیگنال همیشه خطی نیست

     

    فناوری: یونیزاسیون نوری (Photoionization – PID)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (ترکیبات آلی)

     

    اصل عملکرد:
    مبنای آشکارسازی بر اساس یونیزه کردن گاز با استفاده از پرتو فرابنفش (UV)

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتور یونیزاسیون نوری (PID) از یک لامپ فرابنفش برای یونیزه کردن ترکیب موردنظر استفاده می‌کند.
    مولکول‌های گاز تحت تابش فرابنفش یونیزه شده و یون‌ها تولید می‌شوند.
    این یون‌ها روی یک الکترود جمع‌آوری می‌گردند و جریان الکتریکی ایجاد می‌کنند.
    مقدار این جریان متناسب با غلظت گاز است و به‌صورت عددی در واحد PPM یا مقادیر زیر PPM (sub-ppm) روی نمایشگر دستگاه نشان داده می‌شود.

     

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM و زیر PPM

     

    مزایا:

    • سرعت پاسخ‌دهی بسیار بالا
    • توانایی تشخیص در سطوح بسیار پایین
    • قابلیت تشخیص طیف گسترده‌ای از ترکیبات

     

    معایب:

    • هزینه بالا
    • نیاز به نگهداری بیشتر
    • نیاز به کالیبراسیون مکرر
    • غیر اختصاصی بودن (عدم تمایز دقیق بین ترکیبات مشابه)
    • حساسیت به رطوبت

     

    دتکتور گاز فوتویونیزاسیون

    Photoionization Sensor Design

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM1

    روش‌های نمونه‌برداری گاز

    سه روش اصلی برای نمونه‌برداری از گاز وجود دارد:

    ۱. نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)
    ۲. نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)
    ۳. نمونه‌برداری با مکش (Aspirated Sampling)

     

    نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)

    در این روش، انتقال گاز به سمت حسگر از طریق حرکت طبیعی مولکول‌ها از ناحیه‌ای با غلظت بالا به ناحیه‌ای با غلظت پایین صورت می‌گیرد.
    واژه «انتشار» به فرایندی اشاره دارد که در آن مولکول‌ها یا ذرات دیگر به دلیل حرکت حرارتی تصادفی خود با یکدیگر مخلوط می‌شوند.
    شرایط محیطی مانند دما، جریان‌های هوا و سایر عوامل محیطی بر میزان و سرعت انتشار تأثیر می‌گذارند.

     

    مزایا:

    • نصب دتکتور دقیقاً در نقطه موردنظر برای نمونه‌گیری انجام می‌شود.
    • پاسخ‌دهی سریع به دلیل عدم نیاز به انتقال نمونه
    • عدم نیاز به پمپ یا فیلتر و در نتیجه نگهداری ساده‌تر

     

    نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)

    در این روش، یک پمپ برای مکش نمونه گاز از یک مکان دوردست به داخل یا از میان حسگر به‌کار گرفته می‌شود.
    با استفاده از نمونه‌برداری پمپی، امکان جمع‌آوری نمونه‌ها به‌صورت همزمان از دو یا چند محل مختلف وجود دارد.

     

    مزایا:

    • قابلیت نمونه‌گیری از فواصل دور
    • امکان پایش هم‌زمان چند نقطه
    • مناسب برای کاربردهایی که در آن حسگر نمی‌تواند مستقیماً در محل نمونه‌برداری نصب شود

     

    توجه:

    • این روش نیاز به تجهیزات مکانیکی (پمپ) دارد که ممکن است نیازمند نگهداری منظم باشند.
    • ممکن است به زمان انتقال نمونه نیاز داشته باشد که باعث تاخیر در پاسخ‌دهی شود.

     

    شرایط مناسب برای نمونه‌برداری پمپی (Pumped Sampling):

    مواردی که این روش توصیه می‌شود:

    • نقطه نمونه‌برداری بسیار گرم یا بسیار سرد است.
    • دسترسی به محل نمونه‌برداری دشوار است.
    • بخارهای سنگین وجود دارد که به‌خوبی با نیروهای طبیعی پخش نمی‌شوند.
    • در برخی کاربردها، استفاده از پمپ می‌تواند سیستم را از کلاس ضدانفجار (XP) به کلاس کاربرد عمومی (GP) تبدیل کند.
      (در این حالت، ممکن است نیاز به نصب مهارکننده شعله (Flashback Arrestor) بین ورودی نمونه و حسگر باشد.)
    • مناسب برای فضاهای بسته و محدود (Confined Spaces)

     

    نمونه‌برداری آسپیره (Aspirated Sampling)

    در این روش، نمونه گاز با استفاده از مکش غیرفعال یا جریان طبیعی به داخل یا از میان حسگر کشیده می‌شود.

     

    مزایای نمونه‌برداری آسپیره نسبت به پمپی:

    • هزینه پایین‌تر
    • نگهداری کمتر به‌دلیل نبود قطعات متحرک
      (در مقایسه با پمپ که نیاز به تعمیرات دوره‌ای دارد)

     

  • بازرسی، آزمایش، نگهداری و شارژ مجدد سیستم‌های حفاظت در برابر حریق

    11.1 کلیات

    مسئولیت بازرسی، آزمایش، نگهداری و شارژ مجدد سیستم‌های حفاظت در برابر حریق در نهایت بر عهده مالک(ان) سیستم خواهد بود، مگر اینکه این مسئولیت به صورت کتبی به شرکت مدیریت، مستاجر یا طرف دیگر منتقل شده باشد.

    11.1.1 ایمنی

    در طول بازرسی، سرویس‌دهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستم‌های عامل پاک‌کننده و مخازن عامل، باید از روش‌های ایمن پیروی شود. (به بخش A.10.1 مراجعه شود.)

    11.1.2 تکنسین سرویس‌دهی حفاظت در برابر حریق

    پرسنلی که سیستم‌های اطفاء حریق با عامل پاک‌کننده را بازرسی، سرویس‌دهی، آزمایش و نگهداری می‌کنند باید دارای دانش و تجربه کافی در خصوص نیازمندی‌های نگهداری و سرویس‌دهی مندرج در این استاندارد، تجهیزات سرویس‌دهی یا نگهداری شده و روش‌ها و نیازمندی‌های نگهداری یا سرویس‌دهی مندرج در دستورالعمل‌های طراحی، نصب و نگهداری سازنده و هرگونه بولتن‌های مربوطه باشند.

    11.2 بازرسی ماهانه

    11.2.1

    حداقل به صورت ماهانه، باید یک بازرسی بصری مطابق با دستورالعمل‌های نگهداری فهرست‌شده سازنده یا دستورالعمل مالک انجام شود.

    11.2.2

    حداقل، این بازرسی باید شامل تایید موارد زیر باشد، در صورت نیاز:

    (1) پنل آزادسازی تحت برق است و از هیچ وضعیت نظارتی، مشکل یا هشدار خالی است. (2) کنترل‌های دستی مسدود نشده‌اند. (3) سیستم هیچ گونه آسیب فیزیکی یا شرایطی ندارد که بتواند از عملکرد آن جلوگیری کند. (4) فشارسنج‌ها در محدوده قابل‌عمل هستند. (5) تجهیزات یا خطر محافظت‌شده تغییر یا اصلاح نشده است. (6) هر گونه نقص قبلی اصلاح شده است.

    11.2.3

    اگر هرگونه نقصی پیدا شود، باید بلافاصله اقدامات اصلاحی مناسب انجام شود.

    11.2.4

    اگر اقدامات اصلاحی شامل نگهداری یا تعمیرات باشد، باید توسط یک تکنسین سرویس‌دهی حفاظت در برابر حریق انجام شود، طبق بند 11.1.2.

    11.2.5

    هنگامی که بازرسی‌ها انجام می‌شود، باید یک رکورد برای تأیید تکمیل بازرسی نگهداری شود.

    11.2.5.1

    رکورد باید شامل تاریخ انجام بازرسی و حروف اولیه شخص انجام‌دهنده بازرسی باشد.

    11.2.5.2

    رکورد باید شامل هرگونه نقص شناسایی‌شده باشد.

    11.2.5.3

    رکوردها باید تا بازرسی و سرویس نیم‌سالی بعدی نگهداری شوند.

    11.3* سرویس و بازرسی نیم‌سالانه

    حداقل به صورت نیم‌سالی، مقدار عامل و فشار مخازن باید بررسی شوند.

    11.3.1

    برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی که دارای وسیله‌ای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل یا کاهش فشار (تنظیم شده برای دما) بیش از 10 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.2

    برای مخازن عامل هالوکربنی که فاقد وسیله‌ای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.3*

    عوامل پاک‌کننده هالوکربنی که در حین سرویس یا نگهداری از مخازن خارج می‌شوند، باید بازیابی شده و مجدداً استفاده شوند یا مطابق با قوانین و مقررات مربوطه دفع شوند.

    11.3.4*

    برای عوامل پاک‌کننده گازهای بی‌اثر، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش فشار (تنظیم‌شده برای دما) بیش از 5 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.5

    هنگامی که از فشارسنج‌های مخزن برای مطابقت با بند 11.3.4 استفاده می‌شود، باید حداقل سالی یک‌بار با یک دستگاه کالیبره جداگانه مقایسه شوند.

    11.3.6

    هنگامی که مقدار عامل در مخزن با دستگاه‌های اندازه‌گیری خاص تعیین می‌شود، این دستگاه‌ها باید فهرست شده باشند.

    11.3.7

    اطلاعات زیر باید روی برچسبی که به مخزن متصل است ثبت شود:

    1. تاریخ بازرسی
    2. شخص انجام‌دهنده بازرسی
    3. نوع عامل
    4. وزن ناخالص مخزن و وزن خالص عامل (فقط برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی)
    5. فشار مخزن و دما (برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی با فشارسنج و عوامل پاک‌کننده گازهای بی‌اثر)

    11.4 بازرسی و سرویس سالانه

    11.4.1

    حداقل سالیانه، تمام سیستم‌ها باید توسط پرسنل واجد شرایط، مطابق با بند 11.1.2 بازرسی، سرویس و برای عملکرد آزمایش شوند.

    11.4.2

    آزمایش‌های تخلیه الزامی نمی‌باشد.

    11.4.3

    گزارش سرویس با توصیه‌ها باید به مالک سیستم ارائه شود.

    11.4.4

    گزارش سرویس باید به‌صورت کاغذی یا الکترونیکی ذخیره و قابل دسترسی باشد.

    11.4.5 شیلنگ‌های سیستم

    11.4.5.1 تمام شیلنگ‌های سیستم باید سالانه از نظر آسیب‌دیدگی مورد بازرسی قرار گیرند.
    11.4.5.2 اگر بازرسی بصری هرگونه نقصی را نشان دهد، شیلنگ باید فوراً تعویض شود یا طبق آنچه در بخش 11.7 مشخص شده آزمایش شود.

    11.4.6 بازرسی محفظه

    11.4.6.1 محفظه محافظت‌شده باید سالانه بازرسی شود یا توسط یک برنامه مدیریتی مستند برای تغییرات در یکپارچگی موانع یا ابعاد محفظه مورد نظارت قرار گیرد.
    11.4.6.2 اگر تغییرات باعث شود که محفظه نتواند غلظت ماده پاک‌کننده را حفظ کند، شرایط باید اصلاح شود.

    11.5 نگهداری

    11.5.1

    این سیستم‌ها باید همیشه در شرایط عملیاتی کامل نگهداری شوند.

    11.5.2

    فعال‌سازی سیستم ماده پاک‌کننده باید فوراً به مقام مسئول گزارش شود.

    11.5.3

    نقص‌ها باید مطابق با فصل 12 رسیدگی شوند.

    11.5.4 نگهداری محفظه

    11.5.4.1 هرگونه نفوذی که از طریق محفظه محافظت‌شده توسط ماده پاک‌کننده ایجاد شود باید فوراً مسدود شود.
    11.5.4.2 روش مسدود کردن باید رتبه مقاومتی آتش اولیه محفظه را بازسازی کند.

    11.6 آزمایش مخزن

    11.6.1

    مخازن ماده پاک‌کننده با طراحی وزارت حمل‌ونقل ایالات متحده (DOT)، کمیسیون حمل‌ونقل کانادا (CTC) یا مشابه نباید بدون آزمایش مجدد شارژ شوند، اگر دوره مجدد ارزیابی که توسط مقام مسئول برای مخزن مشخص شده است از زمان آخرین آزمایش و بازرسی گذشته باشد.

    11.6.1.1 برای مخازن ذخیره‌سازی مواد هالوکربن، آزمایش باید مجاز باشد که شامل یک بازرسی کامل بصری طبق 49 CFR باشد.
    11.6.1.2 یک سیلندر باید مجاز باشد که هر زمان قبل از ماه و سال موعد مجدد ارزیابی، مجدداً ارزیابی شود.
    11.6.1.3 سیلندری که قبل از موعد مجدد ارزیابی پر شده باشد باید هر دو مورد زیر را داشته باشد:
    1. مجاز به باقی ماندن در خدمت
    2. به‌طور دوره‌ای مطابق با بند 11.6.2 بازرسی شود

    11.6.1.4

    یک سیلندر با عمر سرویس مشخص نباید پس از پایان عمر مجاز سرویس آن، دوباره شارژ شده و برای حمل و نقل ارائه شود.

    11.6.2

    مخازن که به طور مداوم در خدمت هستند و نیازی به شارژ مجدد یا تعمیر ندارند، باید هر 5 سال یک‌بار یا بیشتر از آن بر اساس نیاز، یک بازرسی کامل بصری خارجی انجام دهند.

    11.6.2.1

    بازرسی بصری باید مطابق با بخش 3 از استاندارد CGA C-6، استاندارد بازرسی بصری سیلندرهای فولادی گازهای فشرده، باشد، با این تفاوت که مخازن نیازی به مهر و موم شدن در هنگام تحت فشار بودن ندارند.

    11.6.2.2

    نتایج بازرسی باید در هر دو مورد زیر ثبت شوند:

    1. یک برچسب ثبت که به‌طور دائمی به هر مخزن متصل شده است.
    2. یک گزارش بازرسی مناسب.

    11.6.2.3

    یک نسخه تکمیل شده از گزارش بازرسی مخزن باید به مالک سیستم یا نماینده مجاز او تحویل داده شود.

    11.6.2.4

    این سوابق باید توسط مالک برای مدت عمر سیستم نگهداری شوند.

    11.6.2.5

    در صورتی که بازرسی بصری خارجی نشان دهد که مخزن آسیب دیده است، آزمایش‌های اضافی قدرت باید طبق مقررات حمل‌ونقل قابل اجرا انجام شوند.

    11.7 آزمایش شیلنگ

    11.7.1

    تمام شیلنگ‌ها باید هر 5 سال یک‌بار آزمایش یا تعویض شوند.

    11.7.2

    فشاری برابر با 1.5 برابر فشار حداکثر مخزن در دمای 1300 درجه فارنهایت (54.4 درجه سلسیوس) باید در مدت 1 دقیقه اعمال شده و برای 1 دقیقه نگه داشته شود.

    11.7.3

    روش آزمایش باید به شرح زیر باشد:

    1. شیلنگ از هر گونه اتصال جدا می‌شود.
    2. سپس مجموعه شیلنگ در یک محفظه حفاظتی قرار می‌گیرد که به‌طور مناسب اجازه مشاهده بصری آزمایش را می‌دهد.
    3. شیلنگ باید قبل از آزمایش کاملاً با آب پر شود.
    4. سپس فشار به گونه‌ای اعمال می‌شود که در مدت 1 دقیقه به فشار آزمایش برسد. فشار آزمایش به مدت یک دقیقه کامل نگه داشته می‌شود. مشاهداتی برای بررسی هر گونه انحراف یا نشت انجام می‌شود.
    5. پس از مشاهده شیلنگ برای نشت، حرکت اتصالات و انحراف، فشار آزاد می‌شود.

    11.7.4

    مجموعه شیلنگ زمانی که تمام شرایط زیر رعایت شود، قبول می‌شود:

    1. هیچ گونه افت فشاری در طول آزمایش وجود نداشته باشد.
    2. هیچ حرکتی از اتصالات در حین فشار وجود نداشته باشد.
    3. هیچ انحراف دائمی در شیلنگ ایجاد نشده باشد.

    11.7.5

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را قبول کند باید با تاریخ آزمایش علامت‌گذاری شود.

    11.7.6

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش را گذرانده باشد باید قبل از نصب مجدد، به‌طور داخلی خشک شود.

    11.7.7

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را رد کند باید علامت‌گذاری و از بین برود.

    11.8 آموزش

    تمام افرادی که ممکن است انتظار داشته باشند سیستم‌های اطفاء حریق را بازرسی، سرویس، آزمایش یا نگهداری کنند، باید آموزش دیده و در عملکردهایی که انتظار می‌رود انجام دهند، به‌طور مستمر آموزش دیده بمانند.