راهنمای جامع استفاده از بیم دتکتور دودی اعلام حریق

smoke detector wood ceiling closeup

تشخیص نوری بیم راهکاری اقتصادی برای شناسایی دود در فضاهای باز بزرگ مانند مراکز خرید، انبارها و فرودگاه‌ها ارائه می‌دهد.

ابتدا بیایید به دیگر روش‌های تشخیص که معمولاً استفاده می‌شوند نگاه کنیم و دلیل انتخاب بیم دتکتور دودی اعلام حریق به جای آن‌ها را بررسی کنیم.

دتکتور نقطه‌ای اغلب استفاده می‌شود اما می‌تواند منجر به شبکه‌ای پیچیده از چندین دتکتور همپوشان گردد که نصب آن‌ها بسیار زمان‌بر، سیم‌کشی آن‌ها پرهزینه و دسترسی به آن‌ها هنگام تعمیر و نگهداری دشوار خواهد بود. یک بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری به طور کلی می‌تواند جایگزین حدود ۱۶ دتکتور نقطه‌ای منفرد گردد و ۱۵۰۰ متر مربع را پوشش دهد.WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.33 AM

سیستم‌های نمونه‌برداری مکشی معمولاً روی سقف نصب می‌شوند اما پیچیده و زمان‌بر برای نصب هستند. این سیستم‌ها شامل شبکه‌ای از لوله‌های نمونه‌برداری، درپوش‌ها و زانوها می‌باشند. همه این‌ها نیاز به نصب و نگهداری دارند. خود لوله‌کشی می‌تواند مزاحم باشد و نیاز به پنهان کردن در ساختار ساختمان داشته باشد.

WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.33 AM1

WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM

برخی کدهای اجرایی نصب همچنین ارتفاعی را که دتکتور نقطه‌ای و مکشی می‌توانند استفاده شوند محدود می‌کنند زیرا هرچه سقف بالاتر باشد، چگالی ذرات کمتر خواهد شد و ممکن است زیر آستانه هشدار مورد نیاز این نوع دتکتورها قرار گیرد. بیم دتکتور دودی اعلام حریق در ارتفاع کارآمدتر است زیرا وقتی دود بالا می‌رود پخش می‌شود و ناحیه بزرگ‌تری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به این ترتیب مسیر بیم بیشتری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این مسیر تشخیص گسترده کارآمدتر از محفظه کوچک یک دتکتور نقطه‌ای است.

WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM1

سیستم‌های تشخیص نقطه‌ای و مکشی به بالارفتن دود تا سقف وابسته هستند. مشکلاتی نیز می‌تواند به دلیل لایه‌ای موسوم به لایه استراتیفیکیشن ایجاد شود. ذرات دود سنگین‌تر از هوا هستند و توسط هوای گرم اطرافشان از میان هوای خنک‌تر بالا برده می‌شوند. این هوای خنک اطراف، ستون دود را سرد کرده و هوای گرم محبوس شده در زیر سقف یک لایه حرارتی تشکیل می‌دهد که مانع رسیدن دود به سقف می‌شود.

WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM2

دتکتور نقطه‌ای و مکشی ممکن است به دلیل این پدیده قادر به تشخیص دود نباشند. با این حال، بیم دتکتور دودی اعلام حریق معمولاً ۶۰۰ میلی‌متر پایین‌تر از سقف نصب می‌شود (مطابق BS5839) که به این معناست کمتر احتمال دارد بالای خط استراتیفیکیشن قرار گیرد.

تشخیص شعله و ویدئویی: نوعی بسیار تخصصی و پرهزینه از تشخیص که اغلب به عنوان یک روش ثانویه با حساسیت بالا و سریع در محیط‌های با ارزش بالا مانند تولید هواپیما استفاده می‌شود.

انتخاب نوع دتکتور در نهایت با ارزیابی وضعیت، ویژگی‌های ساختمان، محیط، سرعت تشخیص، ارزیابی ریسک‌های بالقوه و مواد موجود تعیین می‌گردد.

بیم دتکتور دودی اعلام حریق راهکاری همه‌کاره و مقرون‌به‌صرفه برای حفاظت از نواحی وسیع، به‌ویژه با سقف‌های بلند ارائه می‌دهد.

انواع بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری: سه نوع اصلی بیم وجود دارد که باید در نظر گرفت.

بیم دتکتور دودی اعلام حریق غیر موتوری «رفلکتیو»: این نوع به سادگی با ارسال یک پرتو نامرئی مادون قرمز که به یک رفلکتور در انتهای مقابل برخورد می‌کند کار می‌کند و سپس مسیر دید را برای انسداد مانیتور می‌کند. هر دو فرستنده و گیرنده در یک واحد قرار دارند. این نوع معمولاً استفاده می‌شود اما تنها باید در محیط مناسب استفاده گردد. فقط در فضاهایی باید استفاده شود که ساختار آن‌ها صلب بوده و فاقد هرگونه حرکت باشند. ساختمان‌ها می‌توانند به دلایل متعددی حرکت کنند، ساختمان‌های جدید می‌توانند نشست کنند، انبارهای فلزی بزرگ می‌توانند در شرایط گرم و سرد تاب بردارند و شرایط آب‌وهوایی نامساعد مانند برف می‌تواند ساختمان‌ها را تغییر شکل دهد. باید توجه داشت که یک درجه حرکت ساختمان می‌تواند باعث انحراف بیم حدود ۱.۴ متر در ۱۰۰ متر شود که منجر به آلارم کاذب در یک بیم ثابت خواهد شد. راه‌اندازی، تنظیم و نگهداری بیم فقط در ارتفاع قابل انجام است و نیاز به تجهیزات دسترسی در ارتفاع خواهد داشت.

بیم دتکتور دودی اعلام حریق انتها به انتها: این نوع معمولاً یک کاربرد تخصصی و پرهزینه است که نیاز به شلیک پرتو از میان فضاهای کوچک دارد که ممکن است برای بیم‌های رفلکتوری مشکل‌ساز باشند زیرا احتمال بازگشت ناخواسته سیگنال از سازه‌های نزدیک وجود دارد. آن‌ها با یک فرستنده در یک انتها و یک گیرنده در انتهای مقابل کار می‌کنند که انسداد را بررسی می‌کند. این نوع تشخیص نیاز به سیم‌کشی در هر دو انتها دارد که می‌تواند به معنای اجرای پرهزینه کابل‌های ۱۰۰ متر یا بیشتر و دسترسی در ارتفاع برای راه‌اندازی، تنظیم و نگهداری باشد.

بیم دتکتور دودی اعلام حریق موتوری: پیشرفتی که به دلیل محدودیت‌های بیم ثابت و انتها به انتها ایجاد شده است. موتوری بودن و هوشمندی بیم به این معناست که می‌توان آن‌ها را به طور خودکار هم‌تراز و راه‌اندازی کرد و این کار در سطح زمین از طریق یک کنترلر از راه دور چندزبانه با کاربری ساده انجام می‌شود. تنظیم پارامترهای بیم مانند زمان واکنش نیز می‌تواند از طریق این کنترلر انجام گیرد. هنگامی که بیم هوشمند موتوری هم‌تراز شد، در سرویس به طور مداوم هم‌ترازی خود را حفظ می‌کند، به این معنا که حرکت ساختمان دیگر مشکلی ایجاد نمی‌کند و در نتیجه صرفه‌جویی در زمان، هزینه، اعتبار و به طور مهم کاهش آلارم‌های کاذب حاصل خواهد شد.

چه مواردی باید هنگام استفاده از بیم دتکتور دودی اعلام حریق در نظر گرفته شود؟

بیم دتکتور دودی اعلام حریق با اندازه‌گیری انسداد سیگنال دریافتی خود کار می‌کند. ساختمان‌هایی با دیواره‌های باز یا فضاهای باز به بیرون می‌توانند نسبت به ابر و مه حساس باشند. تغییرات شدید دمای ساختمان می‌تواند باعث ایجاد میعان روی رفلکتور یا سر بیم شود که موجب قرائت‌های کاذب خواهد شد. باید مراقب سناریوهای مختلف جوی به‌ویژه در ماه‌های زمستان بود. برخی بیم‌ها دارای راه‌حل‌های ضد میعان هستند. محیط‌هایی که دود و بخار تولید می‌کنند مانند سالن‌های جوشکاری و پایانه‌های اتوبوس می‌توانند مشکل‌ساز باشند.

بیم‌های موتوری اکنون به گزینه اصلی صنعت تبدیل شده‌اند و در سراسر جهان فروخته می‌شوند و با فراهم کردن ایمنی کار از سطح زمین موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه می‌شوند.

 

نوشته‌های مشابه

  • الزامات سیستم اطفاء حریق با دی اکسید کربن برای کاربرد دریایی ( کشتی ها و وسایل نقلیه دریایی، مناطق ساحلی، اسکله ها و غیره)


    فصل ۹ سیستم‌های دریایی
    9.1 تعاریف ویژه

    9.2 کلیات
    9.2.1* شرح کلی
    این فصل، اصلاحات لازم برای سیستم‌های دریایی را بیان می‌کند.
    9.2.2 کلیه الزامات دیگر این استاندارد، مگر آنکه در این فصل به‌صورت خاص تغییر یافته باشند، برای سیستم‌های دریایی نیز اعمال می‌شوند.

    9.3 الزامات سیستم
    9.3.1 اجزاء
    اجزای سیستم باید به‌طور خاص برای کاربرد دریایی سیستم‌های دی‌اکسید کربن لیست یا تأیید شده باشند.

    9.3.2 دستورالعمل‌های بهره‌برداری
    9.3.2.1 دستورالعمل‌های بهره‌برداری از سیستم باید در مکان واضحی در نزدیکی تمامی کنترل‌های دستی و در اتاق ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن قرار داده شوند.
    9.3.2.2 برای سیستم‌هایی که ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن در داخل فضای حفاظت‌شده قرار ندارد، دستورالعمل‌ها باید شامل نموداری باشند که محل کنترل اضطراری را در صورت عدم عملکرد کنترل‌های عادی نشان دهد.

    9.3.3 فعال‌سازی
    9.3.3.1* در فضاهایی با حجم بیش از ۶۰۰۰ فوت مکعب (۱۷۰متر مکعب)، فعال‌سازی خودکار سیستم دی‌اکسید کربن مجاز نمی‌باشد.
    9.3.3.2* فعال‌سازی خودکار برای فضاهایی با حجم ۶۰۰۰ فوت مکعب (۱۷۰ متر مکعب) یا کمتر، در صورتی مجاز است که الزامات بندهای 9.3.3.2.1 تا 9.3.3.2.4 رعایت شوند.

    9.3.3.2.1 مسیر خروج افقی از محفظه ماشین‌آلات به عرشه باز باید فراهم شود.
    9.3.3.2.2 محفظه باید در زمان عملکرد تجهیزات بدون حضور نفر باشد.
    9.3.3.2.3 زمانی که افراد در داخل محفظه حضور دارند، سیستم باید در وضعیت قفل قرار گیرد.
    9.3.3.2.4 فعال‌سازی خودکار سیستم نباید با ناوبری ایمن کشتی تداخل داشته باشد.

    9.3.3.3 برای عملکرد دستی، باید دو شیر جداگانه برای تخلیه دی‌اکسید کربن در هر فضای محافظت‌شده فراهم شود.
    9.3.3.3.1 یکی از شیرها باید تخلیه از مخزن دی‌اکسید کربن را کنترل کند.
    9.3.3.3.2 شیر دوم باید تخلیه دی‌اکسید کربن به فضای محافظت‌شده را کنترل کند.
    9.3.3.3.3 برای سیستم‌هایی که حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن ذخیره دارند، تنها یک شیر برای آزادسازی سیستم کافی است، به شرطی که فضای محافظت‌شده معمولاً بدون نفر بوده و دارای مسیر خروج افقی باشد.

    9.3.3.4 کنترل‌ها
    9.3.3.4.1 برای هر یک از شیرهای مورد نیاز در بند 9.3.3.3 باید یک کنترل دستی جداگانه فراهم گردد.
    9.3.3.4.2 یک مجموعه کنترل باید در خارج از حداقل یکی از مسیرهای اصلی خروج از هر فضای محافظت‌شده قرار گیرد.

    9.3.3.5 علاوه بر کنترل‌های دستی مورد نیاز در 9.3.3.4، هر یک از شیرهای ذکر شده در 9.3.3.3 باید دارای کنترل اضطراری دستی مخصوص به خود باشند.

    9.3.3.6 جعبه آزادسازی
    9.3.3.6.1 کنترل‌های مربوط به شیرهای مورد نیاز در 9.3.3.4 باید درون یک جعبه آزادسازی قرار گیرند که به‌وضوح برای فضای محافظت‌شده شناسایی شده باشد.
    9.3.3.6.2 اگر جعبه حاوی کنترل‌ها قفل‌شده باشد، کلید آن باید در یک محفظه از نوع شیشه‌شکن در کنار جعبه و در مکانی مشخص قرار گیرد.

    9.3.3.7 منبع نیرو
    9.3.3.7.1 علاوه بر الزامات بند 4.3.3.2، آژیرهای هشدار قبل از تخلیه باید به‌گونه‌ای باشند که فقط به فشار دی‌اکسید کربن وابسته بوده و به منبع نیروی دیگری نیاز نداشته باشند.
    9.3.3.7.2 تأخیر زمانی مورد نیاز طبق بند 4.5.6.2.2 باید حداقل ۲۰ ثانیه بوده و تنها به فشار دی‌اکسید کربن وابسته باشد.

    9.3.4 ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن
    9.3.4.1 ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن در فضاهای محافظت‌شده‌ای که معمولاً بدون نفر هستند، برای سیستم‌هایی با حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن و دارای عملکرد خودکار مجاز می‌باشد.
    9.3.4.2 سیستم‌های با فشار پایین باید مجهز به دو واحد تبرید بوده و مطابق با مقررات 46 CFR 58.20 ساخته شوند.
    9.3.4.3 زمانی که مخازن دی‌اکسید کربن خارج از فضای محافظت‌شده قرار دارند، باید در اتاقی نگهداری شوند که در مکانی ایمن و به‌راحتی قابل دسترس بوده و به‌طور مؤثر تهویه شود تا مخازن ماده اطفاء حریق در معرض دماهای محیطی تعیین‌شده در بند 4.6.5.5 قرار نگیرند.

    9.3.4.3.1 دیوارها و عرشه‌های مشترک میان اتاق‌های نگهداری مخازن ماده اطفاء حریق و فضاهای محافظت‌شده باید با عایق ساختاری کلاس A-60 مطابق با استاندارد 46 CFR 72 محافظت شوند.
    9.3.4.3.2 درها و سایر روش‌های بسته شدن هرگونه بازشو در این مرزها باید گازبند باشند.
    9.3.4.3.3 اتاق‌های نگهداری مخازن ماده اطفاء حریق باید بدون نیاز به عبور از فضای محافظت‌شده قابل دسترسی باشند.
    9.3.4.3.4 درب‌های ورودی باید به سمت بیرون باز شوند.
    9.3.4.3.5 برای سیستم‌هایی که حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن ذخیره دارند، تنها یک شیر برای تخلیه سیستم کافی است، به شرطی که فضای محافظت‌شده معمولاً بدون نفر بوده و دارای مسیر خروج افقی باشد.

    9.3.5 لوله‌کشی سیستم
    9.3.5.1 در صورت نیاز، باید زهکش‌هایی برای تخلیه رطوبت جمع‌شده تعبیه شود.
    9.3.5.2 لوله‌کشی دی‌اکسید کربن نباید دارای زهکش یا بازشویی در داخل بخش‌های مسکونی باشد.
    9.3.5.3 لوله‌کشی دی‌اکسید کربن نباید برای هیچ منظور دیگری استفاده شود، مگر اینکه در سیستم‌های تشخیص دود از نوع نمونه‌برداری از هوا مورد استفاده قرار گیرد.

    9.3.6 طراحی سیستم
    طراحی سیستم باید با فصل‌های ۵ تا ۷ مطابقت داشته باشد، مگر در موارد مشخص‌شده در بندهای 9.3.6.1 تا 9.3.6.4.2.

    9.3.6.1 فضاهای ماشین‌آلات
    فضاهای ماشین‌آلات باید برای رسیدن به غلظت ۳۴ درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
    9.3.6.1.1 ۸۵ درصد از غلظت مورد نیاز طبق بند 9.3.6.1 باید طی ۲ دقیقه از آغاز تخلیه حاصل شود.
    9.3.6.1.2 حجم ناخالص باید شامل بدنه پوششی نیز باشد.

    9.3.6.2 فضاهای بار
    فضاهای بار (غیر از فضاهای وسایل نقلیه) باید بر اساس نسبت ۱ پوند دی‌اکسید کربن به ازای هر ۳۰ فوت مکعب حجم ناخالص مجهز شوند.
    9.3.6.2.1 مقدار اولیه دی‌اکسید کربن تخلیه‌شده باید بر اساس حجم خالص فضا و میزان بار موجود تعیین شود.
    9.3.6.2.2 در صورت نیاز، دی‌اکسید کربن اضافی باید برای کنترل آتش آزاد شود.
    9.3.6.2.3 دستورالعمل‌های شفاف در خصوص فرآیند تخلیه دی‌اکسید کربن باید در داخل اتاق نگهداری مخازن دی‌اکسید کربن نصب شود.

    9.3.6.3 فضاهای وسایل نقلیه
    9.3.6.3.1 فضاهای وسایل نقلیه که در آن‌ها سوخت وسایل نقلیه بیش از ۱۹ لیتر (۵ گالن) است، باید برای رسیدن به غلظت ۳۴درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
    9.3.6.3.2 ۸۵ درصد از این غلظت باید طی ۲ دقیقه از آغاز تخلیه به دست آید.

    9.3.6.4 فضاهای وسایل نقلیه
    9.3.6.4.1 فضاهای وسایل نقلیه که میزان سوخت (بنزین یا گازوئیل) موجود در آن‌ها ۱۹ لیتر (۵ گالن) یا کمتر است، باید برای رسیدن به غلظت ۳۴ درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
    9.3.6.4.2 دو سوم این غلظت باید طی ۱۰ دقیقه از آغاز تخلیه حاصل شود.

    9.3.7 فضاهای تجهیزات الکتریکی
    فضاهای تجهیزات الکتریکی باید به عنوان خطر خشک الکتریکی طبق فصل ۵ در نظر گرفته شوند.

    9.4 بازرسی و نگهداری
    بازرسی و نگهداری باید مطابق با بند 4.8.3 و بخش 9.4 انجام گیرد.

    9.4.1 کلیات
    پیش از انجام آزمایش یا عملیات نگهداری سیستم ثابت اطفاء حریق با دی‌اکسید کربن، تمام افراد باید از فضای محافظت‌شده تخلیه شوند. (رجوع شود به بخش 4.3)

    9.4.2 تأیید نصب
    9.4.2.1 آزمایش تأییدی که در بندهای 9.4.2.1.1 تا 9.4.2.1.4 شرح داده شده، باید پیش از آزمایش‌های الزامی بند 4.4.3 انجام شود.
    9.4.2.1.1 تست فشار لوله‌کشی باید مطابق با الزامات بندهای 9.4.2.1.2 تا 9.4.2.1.4 انجام شود.
    9.4.2.1.2 سیال آزمایشی باید یک گاز خشک و غیرخورنده نظیر نیتروژن یا دی‌اکسید کربن باشد.
    9.4.2.1.3 هنگام وارد کردن فشار به لوله‌ها، فشار باید به صورت افزایشی در گام‌های ۵۰ psi (۳.۵ بار) اعمال شود.
    9.4.2.1.4 پس از رسیدن به فشار تست موردنظر، منبع فشار باید قطع و از لوله جدا شود.

    ⚠️ هشدار
    تست فشار پنوماتیکی ممکن است در صورت ترکیدگی سیستم لوله‌کشی، خطر پرتاب اشیاء و آسیب به افراد را ایجاد کند. پیش از انجام این تست، ناحیه‌ای که لوله در آن قرار دارد باید تخلیه شده و اقدامات ایمنی لازم برای حفاظت از افراد انجام شود.

    9.4.2.2 سیستم‌های پرفشار
    9.4.2.2.1 سیستم‌هایی با شیر توقف
    9.4.2.2.1.1 تمام لوله‌کشی از منبع دی‌اکسید کربن تا شیرهای توقف باید تحت فشار حداقل ۱۰۰۰ psi (۶۸۹۵ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
    9.4.2.2.1.2 افت فشار در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.
    9.4.2.2.1.3 تمام لوله‌کشی بین شیرهای توقف و اسپرینکلرها باید تحت فشار حداقل ۶۰۰ psi (۴۱۳۷ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
    9.4.2.2.1.4 افت فشار در این بخش نیز در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

    9.4.2.2.2 سیستم‌های بدون شیر توقف
    9.4.2.2.2.1 تمام لوله‌کشی از منبع دی‌اکسید کربن تا اسپرینکلرها باید تحت فشار حداقل ۶۰۰ psi (۴۱۳۷کیلوپاسکال) قرار گیرد.
    9.4.2.2.2.2 افت فشار در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

    9.4.2.3 سیستم‌های کم‌فشار
    9.4.2.3.1 لوله‌کشی‌هایی که به‌طور معمول تحت فشار هستند
    9.4.2.3.1.1 تمام لوله‌کشی‌هایی که به طور معمول تحت فشار قرار دارند باید تحت تست فشار حداقل ۳۰۰ psi (۲۰۶۸کیلوپاسکال) قرار گیرند.
    9.4.2.3.1.2 در طول آزمایش ۲ دقیقه‌ای، هیچ‌گونه نشتی از لوله‌کشی نباید وجود داشته باشد.

    9.4.2.3.2 لوله‌کشی بین شیر قطع مخزن و اسپرینکلرها
    9.4.2.3.2.1 تمام لوله‌کشی بین شیر قطع مخزن و اسپرینکلرها باید تحت تست فشار حداقل ۳۰۰ psi (۲۰۶۸ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
    9.4.2.3.2.2 افت فشار در طول ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

    9.4.3 تأخیرهای پیش‌تخلیه، آژیرها و خاموشی‌های سیستم تهویه
    9.4.3.1 تأخیرهای پیش‌تخلیه، آژیرها و خاموشی سیستم تهویه باید با عبور جریان دی‌اکسید کربن در سیستم آزمایش شوند.
    9.4.3.2 تأخیرهای پیش‌تخلیه‌ای که در دمای ۷۰ درجه فارنهایت (۲۱ درجه سانتی‌گراد) دقت ±۲۰ درصد از مقدار نامی را ندارند، باید تعویض شوند.

    9.4.4 تأیید
    رعایت الزامات بند 9.3.2 باید مورد تأیید قرار گیرد

  • سیستم‌های اسپرینکلر

    5.1 کلیات
    5.1.1 الزامات حداقل
    5.1.1.1 این فصل الزامات حداقل برای بازرسی، آزمایش و نگهداری روتین سیستم‌های اسپرینکلر آب را ارائه می‌دهد.
    5.1.1.2 جدول 5.1.1.2 برای تعیین فرکانس‌های حداقل مورد نیاز برای بازرسی، آزمایش و نگهداری باید استفاده شود.
    5.1.2 اجزای مشترک و شیرها
    اجزای مشترک و شیرها باید طبق فصل 13 بازرسی، آزمایش و نگهداری شوند.
    5.1.3 بررسی موانع
    در صورتی که نیاز به انجام بررسی موانع باشد، باید از روش‌های ذکر شده در فصل 14 پیروی شود.

    5.1.4 نقص‌ها. رویه‌های ذکر شده در فصل 15 باید زمانی که نقصی در سیستم حفاظت پیش می‌آید، دنبال شوند.
    5.1.5 اتصالات شیلنگ. اتصالات شیلنگ باید طبق فصل‌های 6 و 13 بررسی، آزمایش و نگهداری شوند.
    5.2* بازرسی.
    5.2.1 آبپاش‌ها.
    5.2.1.1* آبپاش‌ها باید از سطح زمین به طور سالانه بازرسی شوند.
    5.2.1.1.1* هر آبپاشی که علائم یکی از موارد زیر را نشان دهد باید تعویض شود:
    (1) نشتی
    (2) خوردگی که به عملکرد آبپاش آسیب می‌زند
    (3) آسیب فیزیکی
    (4) از دست دادن مایع در عنصر حساس به حرارت حباب شیشه‌ای
    (5) بارگذاری که به عملکرد آبپاش آسیب می‌زند
    (6) رنگی غیر از رنگ اعمال‌شده توسط سازنده آبپاش
    5.2.1.1.2 هر آبپاشی که به اشتباه در جهت نادرست نصب شده باشد باید با جابجایی خط انشعاب، آویز یا شاخه اصلاح شود یا تعویض گردد.
    5.2.1.1.3* آبپاش‌های نصب‌شده در فضاهای پنهان مانند بالای سقف‌های معلق نیاز به بازرسی ندارند.
    5.2.1.1.4 آبپاش‌های نصب‌شده در مناطقی که به دلیل عملیات‌های فرآیندی به دلایل ایمنی غیرقابل دسترسی هستند باید در هر زمان تعطیلی برنامه‌ریزی‌شده بازرسی شوند.
    5.2.1.1.5 اسکاشون‌ها و پوشش‌های آبپاش‌های فرورفته، توکار و پنهان باید با اسکاشون یا پوشش فهرست‌شده خود جایگزین شوند اگر در حین بازرسی مفقود شده باشند.
    5.2.1.1.5.1 زمانی که اسکاشون یا پوشش فهرست‌شده از یک مجموعه فهرست‌شده مفقود شده و دیگر در دسترس تجاری نیست، باید آبپاش تعویض شود.
    5.2.1.1.6 اسکاشون‌ها برای آبپاش‌های معلق که نه فرورفته، نه توکار و نه پنهان هستند نیازی به تعویض ندارند اگر در حین بازرسی مفقود شده باشند.
    5.2.1.2* حداقل فاصله از انبار مطابق با موارد 5.2.1.2.1 تا 5.2.1.2.6 باید در زیر تمام دستگاه‌های معیوب آبپاش حفظ شود.
    5.2.1.2.1* مگر اینکه فاصله‌های بیشتری توسط 5.2.1.2.2، 5.2.1.2.3 یا 5.2.1.2.4 لازم باشد یا فاصله‌های کمتری توسط 5.2.1.2.6 مجاز باشد، فاصله بین دستگاه معیوب و بالای انبار باید 18 اینچ (457 میلی‌متر) یا بیشتر باشد.
    5.2.1.2.2 در صورتی که استانداردهایی غیر از NFPA 13 حداقل فاصله بیشتری از انبار مشخص کنند، باید از آنها پیروی شود.
    5.2.1.2.3* فاصله بین دستگاه معیوب و بالای انبار باید 36 اینچ (914 میلی‌متر) یا بیشتر برای آبپاش‌های ویژه باشد.
    5.2.1.2.4 فاصله از بالای انبار تا دستگاه معیوب باید 36 اینچ (914 میلی‌متر) یا بیشتر باشد زمانی که لاستیک‌های رابر ذخیره شده باشند.
    5.2.1.2.5 آبپاش‌های درون قفسه نیازی به رعایت معیارهای انسداد و الزامات فاصله از انبار ندارند.

    5.2.1.2.6* فاصله بین دستگاه معیوب و بالای انبار می‌تواند کمتر از 18 اینچ (457 میلی‌متر) باشد در صورتی که توسط استاندارد نصب مجاز شناخته شده باشد.
    5.2.1.3* انباری که نزدیک‌تر از حد مجاز به دستگاه معیوب اسپرینکلر قرار دارد طبق قوانین فاصله از انبار استاندارد نصب، که در 5.2.1.2.1 تا 5.2.1.2.4 توضیح داده شده است، باید اصلاح شود.
    5.2.1.4 تأمین اسپرینکلرهای یدکی باید سالانه برای موارد زیر بازرسی شود:
    (1) تعداد و نوع صحیح اسپرینکلرها طبق الزامات 5.4.1.5
    (2) آچار اسپرینکلر برای هر نوع اسپرینکلر طبق الزامات 5.4.1.5.5
    (3) فهرست اسپرینکلرهای یدکی طبق الزامات 5.4.1.5.6
    5.2.2* لوله و اتصالات. لوله‌ها و اتصالات اسپرینکلر باید سالانه از سطح زمین بازرسی شوند.
    5.2.2.1* لوله‌ها و اتصالات باید از هرگونه آسیب مکانیکی، نشتی و خوردگی پاک باشند.
    5.2.2.2 لوله‌های اسپرینکلر نباید تحت بارهای خارجی توسط مواد قرار گیرند که روی لوله استراحت کنند یا از لوله آویزان شوند.
    5.2.2.3* لوله‌ها و اتصالات نصب‌شده در فضاهای پنهان مانند بالای سقف‌های معلق نیازی به بازرسی ندارند.
    5.2.2.4 لوله‌ها و اتصالات نصب‌شده در مناطقی که به دلیل عملیات‌های فرآیندی به دلایل ایمنی غیرقابل دسترسی هستند باید در هر زمان تعطیلی برنامه‌ریزی‌شده بازرسی شوند.
    5.2.3* آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌ها. آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌های لوله‌های اسپرینکلر باید سالانه از سطح زمین بازرسی شوند.
    5.2.3.1 آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌ها نباید آسیب دیده، شل یا جدا شده باشند.
    5.2.3.2 آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌هایی که آسیب دیده، شل یا جدا شده‌اند باید تعویض یا دوباره محکم شوند.
    5.2.3.3* آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌های نصب‌شده در فضاهای پنهان مانند بالای سقف‌های معلق نیازی به بازرسی ندارند.
    5.2.3.4 آویزها، میله‌ها و پشتیبانی‌های نصب‌شده در مناطقی که به دلیل عملیات‌های فرآیندی به دلایل ایمنی غیرقابل دسترسی هستند باید در هر زمان تعطیلی برنامه‌ریزی‌شده بازرسی شوند.
    5.2.4 دستگاه‌های راه‌اندازی هشدار آب و سیگنال نظارت. دستگاه‌های راه‌اندازی هشدار آب و سیگنال نظارت باید هر سه ماه یکبار بازرسی شوند تا اطمینان حاصل شود که از آسیب فیزیکی آزاد هستند.
    5.2.5* تابلو اطلاعات طراحی هیدرولیکی. تابلو اطلاعات طراحی هیدرولیکی باید سالانه بازرسی شود تا اطمینان حاصل شود که موجود است، به‌طور محکم به لوله‌کش نصب شده و قابل خواندن است.
    5.2.5.1 تابلو اطلاعات طراحی هیدرولیکی که مفقود یا غیرقابل خواندن باشد باید تعویض شود.
    5.2.5.2 سیستم جدول لوله‌ای باید تابلو اطلاعات طراحی هیدرولیکی داشته باشد که روی آن نوشته شده باشد “سیستم جدول لوله‌ای.”
    5.2.6 ردیابی حرارتی. ردیابی حرارتی باید طبق الزامات سازنده بازرسی و نگهداری شود.

    5.2.7 تابلو اطلاعات. تابلو اطلاعات مورد نیاز در 4.1.9 باید سالانه بازرسی شود تا اطمینان حاصل شود که موجود است، به‌طور محکم متصل شده و قابل خواندن است.
    5.2.8* تابلو اطلاعات عمومی. تابلو اطلاعات عمومی مورد نیاز در NFPA 13 باید سالانه بازرسی شود تا اطمینان حاصل شود که موجود است، به‌طور محکم متصل شده و قابل خواندن است.
    5.2.9 تابلو اطلاعات ضدیخ. تابلو اطلاعات ضدیخ مورد نیاز در 4.1.10 باید سالانه بازرسی شود تا اطمینان حاصل شود که موجود است، به‌طور محکم متصل شده و قابل خواندن است.
    5.3 آزمایش.
    5.3.1* اسپرینکلرها.
    5.3.1.1* در جایی که طبق این بخش نیاز باشد، نمونه اسپرینکلرها باید به یک آزمایشگاه معتبر که توسط مقام مسئول تایید شده است برای آزمایش میدانی ارسال شوند.
    5.3.1.1.1 هرگاه اسپرینکلرها به مدت 50 سال نصب شده باشند، باید تعویض شوند یا نمونه‌های نمایندگی از یک یا چند ناحیه نمونه باید آزمایش شوند.
    5.3.1.1.1.1 روش‌های آزمایش باید در فواصل 10 ساله تکرار شوند.
    5.3.1.1.1.2 اسپرینکلرهایی که پیش از سال 1920 ساخته شده‌اند باید تعویض شوند.
    5.3.1.1.1.3* اسپرینکلرهایی که با استفاده از عناصر واکنش سریع ساخته شده‌اند و به مدت 20 سال نصب شده‌اند باید تعویض شوند یا نمونه‌های نمایندگی آزمایش شوند و سپس در فواصل 10 ساله دوباره آزمایش شوند.
    5.3.1.1.1.4* نمونه‌های نمایندگی از اسپرینکلرهای نوع لحیم با کلاس دمایی فوق‌العاده بالا [325°F (163°C)] یا بیشتر که در شرایط دمای محیطی حداکثر مجاز نیمه‌پی‌در‌پی تا پیوسته قرار دارند باید در فواصل 5 ساله آزمایش شوند.
    5.3.1.1.1.5 هرگاه اسپرینکلرها به مدت 75 سال نصب شده باشند، باید تعویض شوند یا نمونه‌های نمایندگی از یک یا چند ناحیه نمونه باید به یک آزمایشگاه معتبر که توسط مقام مسئول تایید شده است برای آزمایش میدانی ارسال شوند و آزمایش‌ها در فواصل 5 ساله تکرار شوند.
    5.3.1.1.1.6* اسپرینکلرهای خشک که به مدت 15 سال نصب شده‌اند باید تعویض شوند یا نمونه‌های نمایندگی آزمایش شوند و سپس در فواصل 10 ساله دوباره آزمایش شوند.
    5.3.1.1.2* اسپرینکلرهایی که در محیط‌های سخت قرار دارند، از جمله جو‌های خورنده، باید یکی از موارد زیر باشند:
    (1) تعویض شوند
    (2) آزمایش شوند از طریق نمونه‌های نمایندگی اسپرینکلر در فواصل 5 ساله
    5.3.1.1.3 اسپرینکلرهای مقاوم در برابر خوردگی فهرست‌شده که در محیط‌های سخت نصب شده‌اند باید مجاز باشند که در فواصل 10 ساله آزمایش شوند.
    5.3.1.1.4 در جایی که داده‌های تاریخی نشان دهند، فواصل طولانی‌تری بین آزمایش‌ها مجاز خواهد بود.
    5.3.1.2* نمونه نمایندگی از اسپرینکلرها برای آزمایش طبق 5.3.1.1 باید حداقل از چهار اسپرینکلر یا 1 درصد از تعداد اسپرینکلرها در هر نمونه فردی اسپرینکلر، هرکدام که بیشتر است، تشکیل شده باشد.

    5.3.1.3 هرگاه یکی از اسپرینکلرها در یک نمونه نمایندگی نتواند شرایط آزمایش را برآورده کند، تمام اسپرینکلرهای موجود در ناحیه‌ای که توسط آن نمونه نمایندگی می‌شود باید تعویض شوند.
    5.3.1.3.1 به تولیدکنندگان مجاز است که تغییراتی در اسپرینکلرهای خود در میدان با استفاده از دستگاه‌های فهرست‌شده انجام دهند که عملکرد اصلی را مطابق با لیست بازمی‌گرداند، در صورتی که برای مقام مسئول قابل قبول باشد.
    5.3.2 اسپرینکلرهای برقی.
    5.3.2.1 اسپرینکلرهای برقی باید طبق الزامات سازنده آزمایش شوند.
    5.3.2.2 آزمایش فعال‌سازی الکترونیکی و نظارت باید مطابق با الزامات سازنده و NFPA 72 یا کد هشدار آتش محلی باشد.
    5.3.3 دستگاه‌های هشدار آب.
    5.3.3.1 دستگاه‌های هشدار آب مکانیکی، از جمله اما نه محدود به زنگ‌های موتور آب، باید هر سه ماه یکبار آزمایش شوند.
    5.3.3.2* دستگاه‌های هشدار آب نوع وانی و نوع سوئیچ فشار باید هر شش ماه یکبار آزمایش شوند.
    5.3.3.3 آزمایش دستگاه‌های هشدار آب نوع سوئیچ فشار در سیستم‌های لوله‌های تر باید از طریق باز کردن اتصال آزمایش بازرسان انجام شود.
    5.3.3.3.1 در صورتی که شرایط یخبندان یا سایر شرایط استفاده از اتصال آزمایش بازرسان را منع کند، استفاده از اتصال بای‌پس مجاز خواهد بود.
    5.3.3.4 به جز در موارد مجاز در 5.3.3.4.1، آزمایش دستگاه‌های هشدار آب نوع وانی در سیستم‌های لوله‌های تر باید از طریق جریان آبی معادل جریان خارج از کوچکترین اسپرینکلر با عامل k (یا کوچک‌تر) از سوئیچ جریان انجام شود.
    5.3.3.4.1 یک دستگاه هشدار آب نوع وانی که با ویژگی تست خودکار یکپارچه فهرست‌شده باشد و قادر به تأیید وجود آب در محل دستگاه هشدار آب و عملکرد دستگاه هشدار آب و زنگ باشد، مجاز است که استفاده شود.
    5.3.3.4.2 دستگاه‌های هشدار آب نوع وانی که هر شش ماه یکبار با استفاده از آب گردش‌دهی یا طبق توضیحات 5.3.3.4.1 آزمایش می‌شوند، باید با باز کردن اتصال آزمایش بازرسان در حداقل یک بار هر 3 سال آزمایش شوند.
    5.3.3.5 پمپ‌های آتش‌نشانی نباید در طول آزمایش از سرویس خارج شوند، مگر اینکه دائماً توسط پرسنل واجد شرایط نظارت شوند یا تمام روش‌های اصلاحات در فصل 15 دنبال شوند.
    5.3.4* سیستم‌های ضدیخ. سالانه، قبل از آغاز شرایط یخبندان، محلول ضدیخ باید با استفاده از روش زیر آزمایش شود:
    (1) با استفاده از تابلو اطلاعات ضدیخ مورد نیاز در 4.1.10، سوابق نصب، سوابق نگهداری، اطلاعات مالک، آزمایش‌های شیمیایی، یا سایر منابع معتبر اطلاعات، نوع ضدیخ در سیستم باید تعیین شود و در صورت لزوم یکی از موارد (الف) یا (ب) انجام شود:
    (الف) اگر مشخص شود که ضدیخ از نوعی است که دیگر مجاز نیست، سیستم باید کاملاً تخلیه شود و ضدیخ با محلول قابل قبول جایگزین شود.

    (ب) اگر نوع ضدیخ نتواند به‌طور قابل اعتمادی تعیین شود، سیستم باید کاملاً تخلیه شده و ضدیخ با محلول قابل قبول طبق 5.3.4.4 جایگزین شود.
    (2) اگر ضدیخ طبق 5.3.4(1)(الف) و 5.3.4(1)(ب) تعویض نشود، نمونه‌های آزمایش باید از بالای هر سیستم و از پایین هر سیستم به شرح زیر گرفته شوند:
    (الف) اگر دورترین بخش سیستم نزدیک به بالای سیستم یا پایین سیستم نباشد، یک نمونه اضافی باید از دورترین بخش گرفته شود.
    (ب) اگر اتصال به لوله‌های تأمین آب نزدیک به بالای سیستم یا پایین سیستم نباشد، یک نمونه اضافی باید از اتصال به لوله‌های تأمین آب گرفته شود.
    (3) گرانروی خاص هر محلول باید با استفاده از هیدرومتر با مقیاس مناسب یا رفراکتومتر با مقیاس کالیبره‌شده برای محلول ضدیخ بررسی شود.
    (4) اگر هر یک از نمونه‌ها غلظتی بیش از مقدار مجاز در 5.3.4.4 نشان دهد، سیستم باید تخلیه شده و دوباره با محلول جدید قابل قبول پر شود.
    (5) اگر غلظتی بیشتر از آنچه که در حال حاضر طبق 5.3.4.4 مجاز است برای جلوگیری از یخ‌زدگی مایع ضروری بوده باشد، روش‌های جایگزین برای جلوگیری از یخ‌زدگی لوله باید استفاده شود.
    5.3.4.1 محلول ضدیخ باید در دورترین نقطه خود و جایی که با سیستم لوله‌های تر ارتباط دارد آزمایش شود.
    5.3.4.2 در جایی که ظرفیت سیستم‌های ضدیخ بیشتر از 150 گالن (568 لیتر) باشد، آزمایش‌ها باید در یک نقطه اضافی برای هر 100 گالن (379 لیتر) انجام شود.
    5.3.4.2.1 اگر نتایج نشان‌دهنده نقطه انجماد اشتباه در هر نقطه از سیستم باشد، سیستم باید تخلیه شده و دوباره با ضدیخ جدید مخلوط‌شده پر شود.
    5.3.4.2.2 برای محلول‌های مخلوط‌شده، دستورالعمل‌های سازنده باید برای تعداد نقاط آزمایش و فرآیند پرکردن مجدد مجاز باشد.
    5.3.4.3 استفاده از محلول‌های ضدیخ باید مطابق با مقررات بهداشتی ایالتی و محلی باشد.
    5.3.4.3.1* لوله‌ها و اتصالات اسپرینکلر CPVC فهرست‌شده باید فقط با گلیسرین از یخ‌زدگی محافظت شوند.
    5.3.4.3.1.1 استفاده از دی‌اتیلن، اتیلن یا پروپیلن گلیکول‌ها به‌طور خاص ممنوع است.
    5.3.4.4 به جز در موارد مجاز در 5.3.4.4.1 و 5.3.4.4.3، تمامی سیستم‌های ضدیخ باید از محلول‌های ضدیخ فهرست‌شده استفاده کنند.
    5.3.4.4.1* برای سیستم‌های نصب‌شده قبل از 30 سپتامبر 2012، محلول‌های ضدیخ فهرست‌شده تا 30 سپتامبر 2022 مورد نیاز نخواهند بود، مشروط بر اینکه یکی از شرایط زیر برقرار باشد:
    (1) * غلظت محلول ضدیخ باید محدود به 30 درصد پروپیلن گلیکول به‌صورت حجمی یا 38 درصد گلیسرین به‌صورت حجمی باشد.
    (2) * سیستم‌های ضدیخ با غلظت‌های بیش از 30 درصد اما نه بیشتر از 40 درصد پروپیلن گلیکول به‌صورت حجمی و 38 درصد اما نه بیشتر از 50 درصد گلیسرین به‌صورت حجمی مجاز خواهند بود، بر اساس ارزیابی ریسک قطعی تایید‌شده که توسط یک شخص واجد شرایط تایید‌شده توسط مقام مسئول تهیه شده است.

    5.3.4.4.2 محلول‌های جدیدی که معرفی می‌شوند باید محلول‌های ضدیخ از نوع مخلوط‌شده در کارخانه (شیمیایی خالص یا 96.5 درصد مطابق با داروشناسی ایالات متحده) باشند.
    5.3.4.4.3 محلول‌های ضدیخ مخلوط‌شده از پروپیلن گلیکول که غلظتی بیش از 30 درصد به‌صورت حجمی دارند، برای استفاده با اسپرینکلرهای ESFR مجاز هستند، مشروط بر اینکه اسپرینکلرهای ESFR برای چنین استفاده‌ای در یک کاربرد خاص فهرست‌شده باشند.
    5.4 نگهداری.
    5.4.1 اسپرینکلرها.
    5.4.1.1 در صورتی که یک اسپرینکلر به هر دلیلی برداشته شود، نباید دوباره نصب شود.
    5.4.1.2* اسپرینکلرهای تعویضی باید ویژگی‌های مناسب برای کاربرد مورد نظر را داشته باشند که شامل موارد زیر است:
    (1) نوع
    (2) اندازه سوراخ و ضریب K
    (3) درجه حرارت
    (4) پوشش، در صورت وجود
    (5) نوع دفییکتور (مثلاً ایستاده، آویز، دیواری)
    (6) الزامات طراحی
    5.4.1.2.1* اسپرینکلرهای پاششی مجاز هستند تا اسپرینکلرهای قدیمی را تعویض کنند.
    5.4.1.2.2* در صورتی که اسپرینکلرهای مسکونی که قبل از سال 2003 تولید شده و دیگر از سوی سازنده در دسترس نیستند، و طراحی چگالی آنها کمتر از 0.05 گالن در دقیقه در هر فوت مربع (204 میلی‌متر در دقیقه) باشد، می‌توان از اسپرینکلر مسکونی با ضریب K معادل (± 5 درصد) استفاده کرد، مشروط بر اینکه ناحیه پوششفعلی برای اسپرینکلر تعویضی تجاوز نشود.
    5.4.1.2.3 اسپرینکلرهای تعویضی برای اسکله‌ها و دکل‌ها باید با استاندارد NFPA 307 مطابقت داشته باشند.
    5.4.1.3 فقط از اسپرینکلرهای جدید و فهرست‌شده برای تعویض اسپرینکلرهای موجود استفاده شود.
    5.4.1.4* اسپرینکلرهای ویژه و سریع‌العمل تعریف‌شده توسط NFPA 13 باید با اسپرینکلرهایی با همان اندازه سوراخ، دامنه دما، ویژگی‌های واکنش حرارتی و ضریبK تعویض شوند.
    5.4.1.5* حداقل شش اسپرینکلر یدکی باید در محل نگهداری شود تا هر اسپرینکلری که عمل کرده یا به‌گونه‌ای آسیب دیده باشد، به‌سرعت تعویض شود.
    5.4.1.5.1 اسپرینکلرها باید با انواع و درجه حرارت‌های اسپرینکلرهای موجود در ملک همخوانی داشته باشند.
    5.4.1.5.2 موجودی اسپرینکلرهای یدکی باید در کابینتی نگهداری شود که دمای آن در هیچ زمانی از حداکثر دمای سقف‌های مشخص‌شده در جدول 5.4.1.5.2 برای هر یک از اسپرینکلرهای داخل کابینت تجاوز نکند.
    5.4.1.5.3 در صورتی که اسپرینکلرهای خشک با طول‌های مختلف نصب شده باشند، نیازی به نگهداری اسپرینکلرهای خشک یدکی نیست، مشروط بر اینکه راهی برای بازگشت سیستم به حالت عملیاتی فراهم شود.

    5.4.1.5.4 موجودی اسپرینکلرهای یدکی باید شامل تمام انواع و درجه‌های اسپرینکلر نصب‌شده باشد و به شرح زیر باشد:
    (1) برای تاسیسات محافظت‌شده با کمتر از 300 اسپرینکلر حداقل 6 اسپرینکلر
    (2) برای تاسیسات محافظت‌شده با 300 تا 1000 اسپرینکلر حداقل 12 اسپرینکلر
    (3) برای تاسیسات محافظت‌شده با بیش از 1000 اسپرینکلر حداقل 24 اسپرینکلر
    5.4.1.5.5* یک آچار اسپرینکلر مطابق با مشخصات سازنده اسپرینکلر باید برای هر نوع اسپرینکلر نصب‌شده در کابینت قرار داده شود تا برای برداشتن و نصب اسپرینکلرها در سیستم استفاده شود.
    5.4.1.5.6 فهرستی از اسپرینکلرهای نصب‌شده در ملک باید در کابینت اسپرینکلر نصب شود.
    5.4.1.5.6.1* این فهرست باید شامل موارد زیر باشد:
    (1) شماره شناسایی اسپرینکلر (SIN) در صورت وجود؛ یا سازنده، مدل، سوراخ، نوع دفییکتور، حساسیت حرارتی و درجه فشار
    (2) شرح کلی
    (3) تعداد هر نوع که باید در کابینت نگهداری شود
    (4) تاریخ انتشار یا اصلاح فهرست
    5.4.1.6* اسپرینکلرها نباید به هیچ‌وجه تغییر داده شوند یا هیچ‌گونه زینت، رنگ یا پوشش پس از ارسال از کارخانه تولید اعمال شود.
    5.4.1.7 اسپرینکلرها و نازل‌های اسپری خودکار مورد استفاده برای حفاظت از تجهیزات آشپزی تجاری و سیستم‌های تهویه باید سالانه تعویض شوند.
    5.4.1.7.1 در صورتی که اسپرینکلرهای نوع لامپ خودکار یا نازل‌های اسپری استفاده شوند و در بررسی سالانه هیچ تجمع چربی یا مواد دیگر روی اسپرینکلرها یا نازل‌ها مشاهده نشود، این اسپرینکلرها و نازل‌ها نیازی به تعویض نخواهند داشت.
    N 5.4.1.8 اسپرینکلرهای الکتریکی باید مطابق با الزامات سازنده نگهداری شوند.
    5.4.1.9 پوشش‌های حفاظتی.
    5.4.1.9.1* اسپرینکلرهایی که مناطق اسپری و اتاق‌های میکس را در نواحی کاربرد رزین محافظت می‌کنند و با پوشش‌های حفاظتی نصب شده‌اند، باید همچنان از باقی‌مانده‌های پاشش محافظت شوند تا در صورت بروز آتش‌سوزی، به درستی عمل کنند.

    5.4.1.9.2 اسپرینکلرهایی که همانطور که در 5.4.1.9.1 توضیح داده شده نصب شده‌اند، باید با کیسه‌های سلوفانی با ضخامت 0.003 اینچ (0.076 میلی‌متر) یا کمتر یا کیسه‌های کاغذی نازک محافظت شوند.
    5.4.1.9.3 پوشش‌ها باید به صورت دوره‌ای تعویض شوند تا از تجمع رسوبات سنگین جلوگیری شود.
    5.4.2* سیستم‌های لوله خشک. سیستم‌های لوله خشک باید در تمام اوقات خشک نگه داشته شوند.
    5.4.2.1 در طول هوای غیر یخ‌زدگی، سیستم لوله خشک می‌تواند مرطوب بماند، در صورتی که تنها گزینه دیگر خارج کردن سیستم از سرویس باشد تا زمانی که قطعات مورد نیاز یا در حین فعالیت‌های تعمیراتی برسد.
    5.4.2.2 فضاهای یخچالی یا سایر نواحی داخل ساختمان که دما در آن‌ها در 40°F (4°C) یا کمتر نگه داشته می‌شود، نباید اجازه داده شود که مرطوب بمانند.
    5.4.2.3 خشک‌کن‌های هوا باید مطابق با دستورالعمل‌های سازنده نگهداری شوند.
    5.4.2.4 کمپرسورهایی که در ارتباط با سیستم‌های آبیاری لوله خشک استفاده می‌شوند، باید با توجه به دستورالعمل‌های سازنده و همچنین فصل 13 بازرسی، تست و نگهداری شوند.
    5.4.3* سیستم‌های دریایی. سیستم‌های آبیاری که معمولاً با استفاده از آب شیرین به عنوان منبع نگهداری می‌شوند، باید پس از ورود آب خام به سیستم، تخلیه و دوباره با آب شیرین پر شوند، سپس دوباره تخلیه و با آب شیرین پر شوند.
    5.5 الزامات عملکرد اجزا.
    5.5.1 هرگاه یک جزء از سیستم آبیاری تنظیم، تعمیر، بازسازی یا تعویض شود، اقدامات لازم طبق جدول 5.5.1 باید انجام شود.
    5.5.2 در صورتی که استاندارد نصب اصلی با استاندارد ذکر شده متفاوت باشد، استفاده از استاندارد نصب مناسب مجاز است.
    5.5.3 این اقدامات نیازی به بررسی طراحی ندارند که خارج از محدوده این استاندارد است.

  • ملاحظات برای جانمایی مؤثر دتکتور گاز

    دتکتورهای گاز هشدارهایی را به کارکنان تأسیسات درباره نشت گاز قابل اشتعال ارائه می‌دهند تا اقدامات لازم، چه به‌صورت خودکار و چه دستی، برای کنترل نشت قبل از بروز خسارت جدی انجام گیرد. این اقدامات می‌توانند شامل خاموش کردن سیستم فرآیند، فعال‌سازی سامانه‌های سرکوب یا کاهش اثرات باشند. یک دتکتور گاز که به‌درستی طراحی و نصب شده باشد، سطح ایمنی تأسیسات را افزایش می‌دهد.

    تعیین هدف از نصب دتکتور گاز در آغاز طراحی و استفاده از مدل‌سازی انتشار و پراکندگی گاز برای ایجاد یک طرح مؤثر ضروری است. مگر آن‌که بودجه‌ای نامحدود داشته باشید و بتوانید در هر نقطه‌ی ممکن از نشت، یک دتکتور نصب کنید، استفاده از مدل‌سازی‌های رایانه‌ای می‌تواند در تعیین محل دتکتورها به‌صورت مقرون‌به‌صرفه کمک کند. دامنه و هدف دتکتور گاز باید از ابتدا مشخص شود تا در طول طراحی، سازگاری در انتخاب تجهیزات و نحوه نصب حفظ گردد.

    WhatsApp Image 2025 09 22 at 12.57.03 AM

    هدف دتکتور گاز
    هدف اصلی از استفاده از دتکتور گاز باید کاهش احتمال آتش‌سوزی و/یا انفجار و پیشگیری از خسارات گسترده به تجهیزات، توقف تولید، آسیب به افراد و تلفات جانی باشد. عامل مهم دیگر، خطر سمیت ناشی از نشت گازهایی است که هم خاصیت سمی و هم خاصیت قابل اشتعال دارند.

    هدف از نصب دتکتور گاز باید در ابتدای پروژه به‌صورت شفاف تعریف شود تا تحلیل خطرات، انتخاب نوع دتکتور و محل نصب آن‌ها متناسب با هدف نصب باشد. این پارامترها بسته به منطقه مورد نظر در تأسیسات متفاوت هستند. برای مثال، در ناحیه ذخیره‌سازی گاز مایع، دتکتورها ممکن است فقط جهت ایجاد هشدار به‌کار روند، زیرا منابع احتراق وجود ندارد و آن ناحیه از سایر فرآیندها جدا است. در مقابل، در بخش‌های دیگر کارخانه ممکن است هدف از نصب دتکتور، خاموش‌سازی فرآیند یا فعال‌سازی سامانه‌های پاشش آب برای رقیق‌سازی نشت گاز باشد.

    WhatsApp Image 2025 09 22 at 12.57.04 AM

    بخشی از طراحی کامل سیستم باید شامل رویه‌هایی باشد که اقدامات کارکنان تأسیسات را هنگام فعال شدن هشدار دتکتور گاز مشخص می‌کند. این رویه‌ها باید شامل اقداماتی باشند که در هر سطح هشدار انجام می‌شوند، واکنش‌های لازم در بخش‌های مختلف کارخانه، و تأثیر شرایط کاری کارخانه (حالت عادی، توقف، یا ناپایداری) بر تصمیمات عملیاتی را نیز در بر گیرند.

    ویژگی‌های شیمیایی و شرایط فرآیندی

    پس از تعیین هدف از نصب دتکتور گاز، مرحله بعدی جمع‌آوری داده‌هاست. موادی که قرار است توسط دتکتور شناسایی شوند باید مشخص گردند. شناسایی نشت شامل ارزیابی ویژگی‌های شیمیایی و فیزیکی مواد مورد نظر و همچنین شرایط فرآیندی حاکم است. این ویژگی‌ها و شرایط در محاسبات مدل‌سازی برای تعیین خصوصیات مختلف نشت مانند نرخ نشت ماده و شکل و اندازه‌ی ابر نشت مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    دامنه‌ی اشتعال‌پذیری مواد بررسی می‌شود. این ویژگی اطلاعاتی درباره‌ی احتمال اشتعال نشت قبل از پراکنده شدن آن فراهم می‌کند. نقطه‌ی جوش و گرمای نهان تبخیر هر ماده در سناریوهای مشخص‌شده بررسی می‌شود. این ویژگی‌های فیزیکی برای ارزیابی میزان فرّاری بودن مواد در شرایط استفاده شده، مفید هستند.

    موادی که در شرایط محیطی به صورت گازهای قابل اشتعال وجود دارند، در صورت نشت به عنوان گاز در نظر گرفته می‌شوند. موادی که در دمای محیط به صورت مایع هستند، بسته به شرایط فرآیندی، ممکن است به‌صورت مایع یا بخار ارزیابی شوند.

    پارامترهای فرآیندی شامل دما، فشار و نرخ جریان همراه با ویژگی‌های ماده برای ارزیابی احتمال آتش‌سوزی و انفجار بررسی می‌شوند. برای مثال، یک مایع قابل اشتعال که دمای آن پایین‌تر از نقطه اشتعال باشد، ممکن است در صورت نشت مشکلی ایجاد نکند؛ اما اگر از بخشی از فرآیند با دمایی ۱۰۰ درجه فارنهایت بالاتر از نقطه اشتعال نشت کند، مشکل‌ساز خواهد بود. این پارامترها به همراه مقدار ماده‌ای که ممکن است نشت کند، برای ارزیابی اندازه احتمالی نشت در نظر گرفته می‌شوند. همچنین این اطلاعات برای تعیین ماهیت نشت‌ها در سناریوهای مشخص کاربرد دارند.

    WhatsApp Image 2025 09 22 at 12.57.04 AM1

    در ادامه نمونه‌ای از معیارهای انتخاب سناریوی نشت در یکی از پروژه‌های اخیر آورده شده است. بخش‌هایی از فرآیند که باید از نظر جانمایی دتکتور گاز بررسی شوند، شامل تجهیزاتی هستند که یکی از شرایط زیر در آن‌ها وجود دارد:

    • گازهای قابل اشتعال به‌صورت مایع‌شده در فرآیند درگیر هستند
    • مواد قابل اشتعال/احتراق در دمایی بالاتر از نقطه اشتعال خود قرار دارند
    • گازهای قابل اشتعال/احتراق در فشاری بیش از ۵۰۰ psig قرار دارند

    این معیارها صرفاً یک نمونه هستند. باید محدوده‌ی تحلیلی مورد نظر مشخص شود. اگر این محدوده بیش از حد گسترده باشد، تحلیل پیچیده و دشوار می‌شود؛ و اگر بیش از حد محدود باشد، احتمال نادیده گرفتن سناریوهای نشت مهم وجود دارد.

    اکثر ویژگی‌های مواد و شرایط فرآیندی در تحلیل خطر فرآیند (PHA) قابل دسترسی هستند. اگر تحلیل PHA انجام نشده یا اطلاعات کافی نداشته باشد، داده‌ها می‌توانند از نقشه‌های فرآیند (P&ID) و نمودارهای جریان فرآیند استخراج شوند. مهندسان فرآیند و اپراتورهای واحد، مطلع‌ترین افراد نسبت به فرآیند خاص هستند و می‌توانند اطلاعات ارزشمندی در این زمینه ارائه دهند.

    WhatsApp Image 2025 09 22 at 12.57.05 AM

    انتخاب حالت‌های خرابی

    باید نوع نقاط احتمالی نشت که قرار است تحلیل شوند مشخص گردد. فرض بر این است که خرابی‌های معقول می‌توانند رخ دهند. تحلیل سناریویی مانند پارگی آنی یک مخزن بزرگ یا شکست کامل لوله‌ی فولادی جوش‌خورده برای تعیین محل نصب دتکتور گاز منطقی نیست. اگرچه این رخدادهای فاجعه‌آمیز ممکن‌اند اتفاق بیفتند، اما تشخیص مؤثر باید بر رویدادهای محتمل‌تر تمرکز داشته باشد؛ یعنی همان نشت‌های کوچک‌تری که اگر به‌موقع شناسایی شوند و اقدام مناسب انجام شود، می‌توان آن‌ها را کنترل کرد.

    نمونه‌هایی از خرابی‌هایی که باید در نظر گرفته شوند عبارت‌اند از:

    • خرابی آب‌بند پمپ یا کمپرسور
    • خرابی فلنج‌ها
    • خرابی اتصالات لوله‌کشی
    • خرابی اتصالات ابزار دقیق
    • خرابی شیلنگ‌ها و اتصالات انعطاف‌پذیر

    WhatsApp Image 2025 09 22 at 12.57.05 AM1

    مکان‌های نشت

    گام بعدی تعیین مکان‌های احتمالی نشت است. این مکان‌ها جایی هستند که نوع ماده، شرایط ماده و نوع خرابی معمول در آن نقطه با یکدیگر تطابق دارند. هر مکان نشت باید به‌صورت جداگانه تحلیل شود تا داده‌های مورد نیاز برای مدل‌سازی نشت و پراکندگی جمع‌آوری شود. این اطلاعات شامل اندازه دهانه، ارتفاع و جهت‌گیری آن و همچنین پارامترهای فرآیندی در محل نشت خواهد بود.

    سناریوهای نشت و موقعیت آن‌ها باید پیش از آغاز مدل‌سازی اولیه توسط افرادی که مستقیماً با واحد یا کارخانه درگیر هستند، بررسی و تأیید شوند. مهندس فرآیند و اپراتور واحد اطلاعات دقیقی درباره منطقه مورد نظر دارند و می‌توانند اطلاعاتی ارائه دهند که اعتبار سناریوهای نشت انتخاب‌شده را افزایش دهد. در صورت امکان، بهتر است از ابتدا این افراد در تیم پروژه حضور داشته باشند.

    ملاحظات هواشناسی

    پیش از شروع مدل‌سازی پراکندگی، شرایط هواشناسی محل باید بررسی شود. پارامترهای هواشناسی شامل سرعت باد غالب، جهت باد، آشفتگی جو و شرایط حرارتی باید مدنظر قرار گیرد. پارامترهایی انتخاب می‌شوند که بدترین شرایط ممکن برای معیارهای نصب دتکتور را نشان دهند. ممکن است بدترین شرایط هواشناسی برای تشخیص، همان شرایط غالب در محل نباشند، اما باید در محدوده شرایط قابل وقوع در آن محل باشند.

    مدل‌سازی نشت و پراکندگی

    پس از گردآوری تمام اطلاعات مربوط به سناریوهای نشت و ترکیب آن با اطلاعات فیزیکی خاص هر محل نشت، مرحله مدل‌سازی آغاز می‌شود. مدل پراکندگی اطلاعاتی در خصوص اندازه و غلظت گاز پراکنده‌شده در زمان‌های مختلف نشت ارائه می‌دهد.

    مدل کامپیوتری می‌تواند نرخ نشت ماده و شرایط آن در نقطه نشت را مشخص کند. ماده ممکن است به‌صورت بخار، مایع یا مایع فوران‌کننده (flashing liquid) آزاد شود. سرمایش ناشی از انبساط ممکن است دمای ماده را تغییر داده باشد که می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر نحوه پراکندگی داشته باشد. این مدل اطلاعات لازم برای تعیین میزان خطر ناشی از نشت را فراهم می‌کند.

    گروه‌بندی نشت‌های مشابه

    نشت‌های مشابه باید در یک گروه قرار گیرند تا از انجام مدل‌سازی‌های غیرضروری جلوگیری شود. برای مثال، اگر هفت نشت احتمالی از یک ماده وجود دارد که فقط در دمای آن‌ها ۲۰ درجه فارنهایت اختلاف است، اجرای مدل پراکندگی برای هر هفت مورد سود چندانی نخواهد داشت. باید بررسی حساسیت نتایج مدل پراکندگی انجام شود تا تأثیر پارامترهای ورودی متغیر مانند شرایط آب‌وهوایی و جهت‌گیری نشت بر نتایج پراکندگی مشخص شود.

    بسیاری از مدل‌ها در تخمین غلظت گاز در نزدیکی محل نشت (منبع نشت) دقت بالایی ندارند، اما می‌توانند اطلاعاتی درباره وسعت خطر ارائه دهند. این اطلاعات می‌توانند برای ارزیابی و مقایسه میزان خطر نشت‌ها به تأسیسات و/یا جوامع اطراف مورد استفاده قرار گیرند. برای مثال، یک نشت ممکن است فقط در همان محل تأثیر داشته باشد، در حالی که نشت دیگری ممکن است ابری از گاز قابل اشتعال ایجاد کند که تا بخاری‌های شعله‌دار مجاور گسترش می‌یابد. حالت دوم خطر بیشتری دارد، زیرا احتمال رسیدن مخلوط قابل احتراق به منبع جرقه وجود دارد. مدل‌سازی می‌تواند در اولویت‌بندی محل نصب دتکتور گاز کمک کند.

    نرم‌افزارهای مدل‌سازی نشت و پراکندگی

    نرم‌افزارهای متعددی برای مدل‌سازی پراکندگی گاز وجود دارند. هدف این متن بررسی این نرم‌افزارها نیست، بلکه اشاره به این است که چگونه می‌توان از آن‌ها برای تعیین محل نصب دتکتور گاز استفاده کرد. برخی از این نرم‌افزارها عبارت‌اند از:

    • SuperChems® از شرکت A. D. Little
    • CHARM® از شرکت Radian
    • نرم‌افزارهای متن‌باز مانند ARCHIE، DEGADIS، CAMEO و SLAB

    هر برنامه مزایا و معایب خاص خود را از نظر سهولت استفاده، گزینه‌های خروجی و توانمندی مدل‌سازی دارد. برخی مدل‌ها می‌توانند نشت و پراکندگی را در یک مرحله مدل‌سازی کنند، در حالی که برخی دیگر نیاز دارند که مدل نشت و مدل پراکندگی به‌صورت جداگانه اجرا شوند و خروجی مدل نشت به مدل پراکندگی وارد شود. باید بررسی شود که مدل انتخاب‌شده برای شرایط خاص پروژه مناسب است یا خیر.

    تعیین محل نصب دتکتور

    معیارهای نصب دتکتور گاز بر اساس شناسایی نشت قبل از تشکیل ابری از بخار قابل احتراق است که می‌تواند منجر به انفجار شود. اگرچه برای یک انفجار، حداقل پنج تن ماده نیاز است، اما حتی مقادیر بسیار کمتر نیز می‌توانند باعث آتش‌سوزی‌های شدید شوند. بنابراین، شناسایی نشت باید در سریع‌ترین زمان ممکن انجام شود تا پیش از تشکیل ابر بخار، فرصت انجام اقدامات اصلاحی فراهم باشد.

    برای نواحی مختلف یک تأسیسات معمولاً معیارهای متفاوتی جهت مکان‌یابی دتکتورها تدوین می‌شود. به‌عنوان مثال، در نواحی فرآیندی نیاز به تشخیص سریع‌تر حتی مقادیر کم گاز وجود دارد، اما در نواحی ذخیره‌سازی این الزام کمتر است. در نواحی فرآیندی، منابع احتراق متعددی وجود دارند. اگر بخار قابل احتراق به منبع احتراقی با انرژی کافی برخورد کند، آتش‌سوزی سریع رخ خواهد داد. همچنین ازدحام تجهیزات در این مناطق می‌تواند منجر به تسریع گسترش آتش شود. بنابراین، در نواحی فرآیندی تشخیص سریع مقادیر کم گاز مناسب و ضروری است.

     

    نشت‌های بزرگ‌تر معمولاً در نواحی ذخیره‌سازی قابل‌تحمل‌تر هستند، زیرا در این نواحی منابع احتراق محدودتری وجود دارد، تجهیزات و سازه‌ها کمتر متراکم هستند و جرم بیشتر تجهیزات و سازه‌ها، زمان بیشتری برای جذب اثرات حرارتی در هنگام آتش‌سوزی فراهم می‌کند. در نتیجه، در این مناطق می‌توان نشت‌های بزرگ‌تری را مدنظر قرار داد.

    مثال

    یک نمونه از شناسایی سناریوی نشت، مدل‌سازی پراکندگی گاز و معیارهای تعیین محل نصب دتکتور گاز که در یک پروژه اخیر به‌کار گرفته شده، بر پایه تشخیص در سطح غلظت ۲۰ درصد حد انفجار پایین (LEL) از یک ماده است که از فرآیند از طریق یک روزنه به قطر یک‌چهارم اینچ در مدت یک دقیقه یا قبل از آزاد شدن ۱۰۰۰ پوند ماده نشت می‌کند. این معیار به‌منظور ایجاد زمان کافی برای اقدام اصلاحی توسط کارکنان بهره‌بردار جهت کاهش میزان ماده نشت‌شده در نظر گرفته شده است. همچنین این معیار از نصب دتکتورهایی که بیش از حد حساس بوده و منجر به هشدارهای مزاحم می‌شوند جلوگیری می‌کند.

    مکان‌یابی دتکتورها در این پروژه وابسته به جهت باد نیست. در این حالت، جهت غالب باد متغیر است. معیار تعیین محل دتکتور گاز در این پروژه، نصب دتکتورها در ناحیه‌ای است که توسط پهنای ایزوپلت غلظت پراکندگی در نقطه نشت تعریف می‌شود. پهنای ایزوپلت در نقطه نشت یک ناحیه دایره‌ای را تعریف می‌کند که فاصله احتمالی گسترش نشت در خلاف جهت باد را مشخص می‌سازد. این رویکرد منجر به نصب دتکتورها با احتمال بالاتر شناسایی نشت در شرایط مختلف جهت باد می‌شود و اتکا به جهت غالب باد را کاهش می‌دهد. قانون مورفی بیان می‌کند که اگر نشت رخ دهد و مکان دتکتور بر اساس جهت غالب باد تعیین شده باشد، احتمال زیادی وجود دارد که باد از جهت مخالف (۱۸۰ درجه) بوزد.

    استفاده از روش‌های مدرن جمع‌آوری داده، مدل‌سازی رایانه‌ای و تجهیزات دتکتور گاز جایگزین قضاوت منطقی نمی‌شود. هنگام نصب دتکتورها، باید دقت شود که در مکان‌هایی قرار نگیرند که از منبع نشت گاز پنهان باشند.

    اجزای سیستم دتکتور گاز و عملکرد آن‌ها

    یک سیستم دتکتور گاز قابل اشتعال از چند جزء تشکیل شده است، از جمله دتکتور، مانیتورهای نمایش‌دهنده، آلارم‌های صوتی و آلارم‌های نوری. این سیستم ممکن است قابلیت اتصال به سایر سیستم‌های کنترل و پایش تأسیسات را نیز داشته باشد.

    سیستم‌های دتکتور گاز قابل اشتعال معمولاً به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که در دو سطح متفاوت از غلظت گاز هشدار دهند. این سیستم می‌تواند دستگاه‌های هشداردهنده خروجی را فعال کرده و همچنین نشان دهد که سطح خاصی از گاز قابل اشتعال وجود دارد. دو نقطه هشدار رایج ۲۰ درصد LEL و ۴۰ درصد LEL هستند. در سطح ۲۰ درصد LEL، سیستم چراغ هشدار را روی پنل روشن کرده و آلارم محلی را در ناحیه‌ای که دتکتور فعال شده ایجاد می‌کند. این کار می‌تواند منجر به تخلیه منطقه، افزایش نرخ تهویه و/یا بررسی فوری منطقه توسط پرسنل مجرب شود.

    در سطح ۴۰ درصد LEL، سیستم هشدار دیگری را فعال کرده، آلارم‌های صوتی و نوری را به فراتر از منطقه محلی گسترش می‌دهد، تجهیزات فرآیندی را به‌صورت خودکار خاموش یا تخلیه می‌کند، سامانه‌های پراکندگی بخار را فعال کرده و پرسنل اضطراری را مطلع می‌سازد تا اقدامات لازم را انجام دهند.

    فارغ از چیدمان خاص سیستم، اجزای ضروری آن شامل قابلیت تشخیص دتکتوری است که آلارم را فعال کرده (و در نتیجه موقعیت آن)، گازی که شناسایی شده، و غلظت گاز. بدون این اطلاعات، اقدامات مؤثر محدود خواهند بود. روش‌های متعددی برای سازمان‌دهی این اطلاعات و بازیابی آن در مواقع نیاز وجود دارد. برچسب‌گذاری ساده می‌تواند برای سامانه‌های کوچک کافی باشد. برای برخی دیگر، استفاده از برگه‌های داده جمع‌آوری‌شده کاربرد دارد. با این حال، در اغلب نصب‌های امروزی از سامانه‌های منطقی قابل برنامه‌ریزی استفاده می‌شود که قابلیت اتصال به تجهیزات دتکتور گاز را دارند. بدین ترتیب، قابلیت‌های مناسبی برای بازیابی اطلاعات فراهم می‌شود. بنابراین، پس از شناسایی گاز قابل اشتعال توسط یک دتکتور، کلیه اطلاعات مربوط به حادثه می‌تواند به‌صورت فوری بر روی صفحه‌نمایش رایانه نشان داده شود.

    انواع دتکتور گاز

    امروزه دو نوع دتکتور گاز برای گازهای قابل اشتعال استفاده می‌شود: نوع نقطه‌ای و نوع بیم. هر دو نوع کاربردها، مزایا و معایب خاص خود را دارند.

    در نوع نقطه‌ای از یک مهره کاتالیستی به‌عنوان دتکتور استفاده می‌شود. این مهره گرم می‌شود تا زمانی‌که گاز قابل اشتعال در مجاورت آن قرار گیرد، بسوزد و دمای مهره افزایش یابد. این افزایش دما باعث تغییر مقاومت الکتریکی در مهره می‌شود. این تغییر مقاومت با مهره مرجع در داخل دتکتور مقایسه می‌شود تا شرایط محیطی در نظر گرفته شود. سیستم این تغییر مقاومت را به‌صورت درصدی از حد انفجار پایین (LEL) تفسیر می‌کند.

    دتکتورهای نوع بیم بر اساس این اصل عمل می‌کنند که هیدروکربن‌ها تابش مادون قرمز را در طول موج‌های مشخصی جذب می‌کنند. دتکتور نوع بیم، یک پرتو آشکارساز و یک پرتو مرجع را در فضا منتشر می‌کند. این پرتو یا به یک گیرنده جداگانه می‌رسد یا در صورت ترکیب فرستنده/گیرنده، از آینه بازتاب داده می‌شود. این پرتو می‌تواند تا فاصله ۱۰۰ متر (۳۲۸ فوت) ارسال شود.

    مشخصات معمول هر دو نوع دتکتور در ادامه آمده است. این ویژگی‌ها بسته به سازنده خاص دتکتور ممکن است متفاوت باشد. هر یک از این عوامل باید هنگام انتخاب دستگاه مناسب مورد توجه قرار گیرد.

    دتکتورهای نوع نقطه‌ای:
    − مناسب برای پایش در محل‌های خاص یا اجزای تجهیزات، مانند ورودی هوای اتاق‌های کنترل یا تجهیزات مجزا
    − اندازه‌گیری کمی غلظت گاز در یک مکان معین
    − قیمت نسبتاً پایین
    − تعویض دتکتور ساده است
    − مستعد مسمومیت توسط برخی مواد مانند ترکیبات سیلیکونی
    − گاز باید به دتکتور برسد (در صورت قرارگیری نادرست یا کم‌بودن تعداد دتکتورها، دقت کاهش می‌یابد)
    − احتمال قرائت نادرست به دلیل تداخل‌ها وجود دارد
    − نیاز به نگهداری مکرر جهت بررسی کالیبراسیون
    − طول عمر عملکردی ممکن است در حضور گازهای پس‌زمینه دائمی کاهش یابد

     

    دتکتورهای نوع بیم:
    − ممکن است در صورتی‌که محل‌های بالقوه نشت در یک خط قرار داشته باشند (مانند ردیفی از پمپ‌ها در امتداد یک مسیر لوله‌کشی)، از نظر هزینه نسبت به دتکتورهای نقطه‌ای مقرون‌به‌صرفه‌تر باشند
    − نیاز به نگهداری کم، زیرا تجهیزات در معرض مسمومیت قرار نمی‌گیرند
    − پایش نشت گاز در یک منطقه وسیع را فراهم می‌کند
    − تحت تأثیر سطوح بالای گاز پس‌زمینه قرار نمی‌گیرد
    − میانگین غلظت در یک فاصله کوتاه را ارائه می‌دهد (غلظت دقیق در یک نقطه خاص را نشان نمی‌دهد)
    − فرستنده پرتو باید دید مستقیم با گیرنده یا بازتاب‌دهنده داشته باشد (فعالیت در یک ناحیه ممکن است پرتو را مختل کرده و باعث شود آن منطقه بدون پایش باقی بماند)
    − سرویس‌دهی پرهزینه و زمان‌بر است، زیرا تعویض دتکتورهای معیوب نیاز به تکنسین‌های ماهر دارد

    استفاده از دتکتورهای نقطه‌ای در مقایسه با دتکتورهای نوع بیم ممکن است برای مناطقی مناسب‌تر باشد که در آن، همپوشانی دایره‌های پراکنش، امکان شناسایی نشت از بیش از یک منبع را با یک دتکتور فراهم می‌کند. دتکتور نوع بیم زمانی مناسب‌تر است که یک سری نقاط نشت احتمالی در یک خط مستقیم قرار دارند یا زمانی که هدف، شناسایی نشت گاز پیش از عبور از مرز یک واحد فرایندی باشد. یک سیستم کامل ممکن است شامل استفاده از هر دو نوع دتکتور به‌صورت متناسب با شرایط باشد.

    خلاصه
    در ابتدای تحلیل باید هدف مشخصی برای سیستم دتکتور گاز تعیین شود. آنچه که انتظار دارید به آن دست یابید باید مشخص شود تا بتوان برنامه‌ای برای رسیدن به این هدف تدوین کرد.

    استفاده از مدل‌های نشت و پراکنش می‌تواند در مکان‌یابی مؤثر دتکتور گاز مفید باشد، زیرا اطلاعاتی در مورد اندازه نشت بر اساس نوع خرابی‌های فرض‌شده ارائه می‌دهد. ممکن است مدل نشان دهد که برخی از خرابی‌های احتمالی در یک منطقه، مقدار گاز کافی برای ایجاد نگرانی فوری را آزاد نمی‌کنند. به این ترتیب می‌توان تلاش‌ها را بر روی نشت‌های مهم‌تر متمرکز کرد و بودجه را به‌صورت مؤثرتری خرج نمود.

    نصب دتکتور گاز در ناحیه‌ای که با چند ایزوپلت غلظت پراکنش همزمان باشد می‌تواند تعداد نقاط مورد نیاز برای شناسایی را کاهش دهد. یک دستگاه در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌تواند نشت را از چند محل نزدیک شناسایی کند. به‌عنوان مثال، دتکتوری که بین دو پمپ مجاور قرار دارد، بسته به فاصله بین آن‌ها، می‌تواند نشت از هر دو پمپ را شناسایی کند.

    استفاده از روش‌های پیشرفته جمع‌آوری داده، مدل‌سازی رایانه‌ای، و تجهیزات دتکتور گاز، جایگزینی برای قضاوت فنی نیست. مدل‌سازی فقط تقریب شرایطی است که ممکن است رخ دهد. حتماً نظر افرادی که با کارخانه آشنایی دارند را جویا شوید، زیرا ممکن است اطلاعاتی داشته باشند که با فرض‌های اشتباه، نتایج پیشرفته‌ترین مدل‌ها را بی‌اثر کند.

    دتکتورهای نوع بیم و نقطه‌ای هر دو کاربردهای مناسب خود را دارند که بسته به موقعیت، متفاوت خواهد بود. یک راه‌حل مقرون‌به‌صرفه نیازمند بررسی همه گزینه‌های موجود برای شناسایی است. آنچه که در یک بخش از کارخانه مؤثر است، ممکن است در بخشی دیگر کاملاً ناکارآمد باشد.

  • دتکتورهای تشخیص آتش مبتنی بر انرژی تابشی در استاندارد NFPA72

    A.17.8.2 اصول عملکرد دتکتورهای شعله

    (1) حسگرهای شعله. حسگرهای شعله فرابنفش معمولاً از یک لوله گایگر-مولر فوتودیود خلاء برای تشخیص شعله استفاده می‌کنند.

    9k=

    این حسگرها همچنین تابش فرابنفش تولید شده توسط شعله را تشخیص می‌دهند. فوتودیود اجازه می‌دهد تا یک جریان ناگهانی برای هر فوتون فرابنفشی که به ناحیه فعال لوله برخورد می‌کند، جاری شود. هنگامی که تعداد جریان‌های ناگهانی در واحد زمان به سطح از پیش تعیین‌شده‌ای برسد، حسگر هشدار را فعال می‌کند. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با طول‌موج واحد از یکی از چندین نوع فوتوسل برای تشخیص تابش مادون‌قرمز در یک باند طول‌موج واحد که توسط شعله تولید می‌شود، استفاده می‌کند. این حسگرها معمولاً شامل تمهیداتی برای کاهش هشدارهای ناشی از منابع رایج مادون‌قرمز مانند نور لامپ‌های رشته‌ای یا نور خورشید هستند. یک حسگر شعله فرابنفش/مادون‌قرمز (UV/IR) تابش فرابنفش را با استفاده از یک لوله فوتودیود خلاء و یک طول‌موج انتخابی از تابش مادون‌قرمز را با استفاده از یک فوتوسل تشخیص می‌دهد.

    یک سیگنال هشدار می‌تواند فعال شود. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با چند طول‌موج (IR/IR) تابش را در دو یا چند باند باریک از طول‌موج‌ها در طیف مادون‌قرمز تشخیص می‌دهد. این حسگرها به صورت الکترونیکی تابش‌ها را بین باندها مقایسه کرده و در صورتی که رابطه بین دو باند نشان‌دهنده آتش باشد، یک سیگنال فعال می‌کنند.

    9k=

    (2) حسگرهای جرقه/ذغال. یک حسگر جرقه/ذغال معمولاً از یک فوتودیود حالت جامد یا فوتوترانزیستور برای تشخیص انرژی تابشی ساطع شده از ذغال‌ها استفاده می‌کند که معمولاً بین ۰.۵میکرون تا ۲.۰ میکرون در محیط‌های معمولاً تاریک است. این حسگرها می‌توانند بسیار حساس (در حد میکرووات) ساخته شوند و زمان پاسخ‌دهی آنها می‌تواند بسیار کوتاه (در حد میکروثانیه) باشد.

    A.17.8.2.1 انرژی تابشی ساطع شده از یک شعله یا جرقه/ذغال شامل تابش‌هایی در باندهای مختلف طیف فرابنفش، مرئی و مادون‌قرمز است. مقدار نسبی تابش ساطع شده در هر بخش از طیف توسط شیمی سوخت، دما و سرعت احتراق تعیین می‌شود. حسگر باید با ویژگی‌های آتش تطبیق داده شود.

    Z

    تقریباً تمام موادی که در احتراق شعله‌ور شرکت می‌کنند، تا حدی در طول احتراق شعله‌ور تابش فرابنفش ساطع می‌کنند، در حالی که فقط سوخت‌های حاوی کربن تابش قابل توجهی در باند ۴.۳۵میکرون (دی‌اکسید کربن) که توسط بسیاری از انواع حسگرها برای تشخیص شعله استفاده می‌شود، ساطع می‌کنند.به شکلA.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    Z

    انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً توسط دمای سوخت (تابش بر اساس قانون پلانک) و گسیل‌پذیری سوخت تعیین می‌شود. انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً در محدوده مادون‌قرمز و به میزان کم‌تری در محدوده مرئی است. به طور کلی، ذغال‌ها تا زمانی که به دمای ۳۲۴۰ درجه فارنهایت (۱۷۲۷ درجه سانتی‌گراد یا ۲۰۰۰ کلوین) برسند، انرژی فرابنفش را به مقدار قابل توجهی (۰.۱ درصد از کل تابش) ساطع نمی‌کنند. در بیشتر موارد، تابش‌ها در محدوده ۰.۸ میکرون تا ۲.۰ میکرون قرار می‌گیرند که مربوط به دماهای تقریبی ۷۵۰ درجه فارنهایت تا ۱۸۳۰ درجه فارنهایت (۳۹۸ درجه سانتی‌گراد تا ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) است.

    بیشتر حسگرهای انرژی تابشی دارای نوعی مدار تأیید درون خود هستند که از زمان برای کمک به تشخیص بین سیگنال‌های گذرا و نادرست و هشدارهای واقعی آتش استفاده می‌کنند. این مدارها در مواردی که سناریوی آتش مورد انتظار و توانایی حسگر برای پاسخ به آن آتش مورد انتظار در نظر گرفته می‌شود، بسیار مهم می‌شوند. به عنوان مثال، یک حسگر که از یک مدار انتگرال‌گیر یا زمان‌بندی برای پاسخ به نور سوسو‌زننده یک آتش استفاده می‌کند، ممکن است به خوبی به یک انفجار ناشی از اشتعال بخارات و گازهای قابل اشتعال تجمع‌یافته یا در مواردی که آتش یک جرقه است که با سرعت تا ۳۲۸ فوت بر ثانیه (۱۰۰ متر بر ثانیه) از مقابل حسگر عبور می‌کند، پاسخ ندهد. در این شرایط، یک حسگر با قابلیت پاسخ‌دهی سریع بسیار مناسب است. از طرف دیگر، در کاربردهایی که توسعه آتش کندتر است، یک حسگر که از زمان برای تأیید سیگنال‌های تکراری استفاده می‌کند، مناسب است. در نتیجه، نرخ رشد آتش باید در انتخاب حسگر در نظر گرفته شود. عملکرد حسگر باید به گونه‌ای انتخاب شود که به آتش مورد انتظار پاسخ دهد.

    تابش‌های انرژی تنها معیار مورد توجه نیستند. محیط بین آتش مورد انتظار و حسگر نیز بسیار مهم است. طول‌موج‌های مختلف انرژی تابشی با درجات مختلفی از کارایی توسط موادی که در هوا معلق هستند یا روی سطوح نوری حسگر تجمع می‌کنند، جذب می‌شوند. به طور کلی، آئروسل‌ها و رسوبات سطحی حساسیت حسگر را کاهش می‌دهند. تشخیص فناوری مورد استفاده باید آئروسل‌ها و رسوبات سطحی که به طور معمول اتفاق می‌افتند را در نظر بگیرد تا کاهش پاسخ سیستم بین فواصل تعمیر و نگهداری به حداقل برسد. لازم به ذکر است که دود ناشی از احتراق تقطیرات نفتی با فراکسیون‌های متوسط و سنگین، به شدت در انتهای طیف فرابنفش جذب‌کننده است. اگر از این نوع تشخیص استفاده می‌شود، سیستم باید به گونه‌ای طراحی شود که اثر تداخلی دود بر پاسخ سیستم تشخیص را به حداقل برساند.

    Z

    محیط و شرایط محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه تحت حفاظت، بر انتخاب حسگر تأثیر می‌گذارد. همه حسگرها محدودیت‌هایی در محدوده دمای محیطی دارند که در آن محدوده، مطابق با حساسیت‌های آزمایش‌شده یا تأیید‌شده خود پاسخ می‌دهند. طراح باید اطمینان حاصل کند که حسگر با محدوده دمای محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه‌ای که نصب می‌شود، سازگار است. علاوه بر این، باران، برف و یخ هر دو تابش فرابنفش و مادون‌قرمز را به درجات مختلف تضعیف می‌کنند. در مواردی که این شرایط پیش‌بینی می‌شود، باید تمهیداتی برای محافظت از حسگر در برابر تجمع این مواد روی سطوح نوری آن در نظر گرفته شود.

    A.17.8.2.2 تابش‌های انرژی طبیعی که از آتش ناشی نمی‌شوند، ممکن است در منطقه خطر وجود داشته باشند. هنگام انتخاب حسگر برای یک منطقه، سایر منابع احتمالی تابش انرژی باید ارزیابی شوند. برای اطلاعات بیشتر به A.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    A.17.8.3.1.1 همه حسگرهای نوری بر اساس معادله نظری زیر پاسخ می‌دهند:

    Z

    که در آن:

    S = توان تابشی که به حسگر می‌رسد
    k = ثابت تناسب برای حسگر
    P = توان تابشی ساطع‌شده توسط آتش
    e = پایه لگاریتم نپر (۲.۷۱۸۳)
    ζ = ضریب تضعیف هوا
    d = فاصله بین آتش و حسگر

    2Q==

    حساسیت (S) معمولاً بر حسب نانووات اندازه‌گیری می‌شود. این معادله منحنی‌هایی مشابه منحنی نشان‌داده‌شده در شکلA.17.8.3.1.1 را تولید می‌کند.
    این منحنی حداکثر فاصله‌ای را تعریف می‌کند که در آن حسگر به طور مداوم آتش با اندازه و سوخت مشخصی را تشخیص می‌دهد. حسگرها باید فقط در ناحیه سایه‌دار بالای منحنی استفاده شوند.

    بیشتر بخوانید: رفع خطای سیستم اعلام حریق

    در بهترین شرایط و بدون جذب جوی، توان تابشی که به حسگر می‌رسد، اگر فاصله بین حسگر و آتش دو برابر شود، به میزان یک چهارم کاهش می‌یابد. برای محاسبه تضعیف جوی، عبارت نمایی زتا (ζ) به معادله اضافه می‌شود. زتا معیاری از شفافیت هوا در طول‌موج مورد نظر است. زتا تحت تأثیر رطوبت، گرد و غبار و هرگونه آلاینده دیگر در هوا قرار می‌گیرد که در طول‌موج مورد نظر جذب‌کننده هستند. زتا معمولاً مقادیری بین ۰.۰۰۱- و ۰.۱- برای هوای محیطی معمولی دارد.

  • بازرسی، آزمایش، نگهداری و شارژ مجدد سیستم‌های حفاظت در برابر حریق

    11.1 کلیات

    مسئولیت بازرسی، آزمایش، نگهداری و شارژ مجدد سیستم‌های حفاظت در برابر حریق در نهایت بر عهده مالک(ان) سیستم خواهد بود، مگر اینکه این مسئولیت به صورت کتبی به شرکت مدیریت، مستاجر یا طرف دیگر منتقل شده باشد.

    11.1.1 ایمنی

    در طول بازرسی، سرویس‌دهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستم‌های عامل پاک‌کننده و مخازن عامل، باید از روش‌های ایمن پیروی شود. (به بخش A.10.1 مراجعه شود.)

    11.1.2 تکنسین سرویس‌دهی حفاظت در برابر حریق

    پرسنلی که سیستم‌های اطفاء حریق با عامل پاک‌کننده را بازرسی، سرویس‌دهی، آزمایش و نگهداری می‌کنند باید دارای دانش و تجربه کافی در خصوص نیازمندی‌های نگهداری و سرویس‌دهی مندرج در این استاندارد، تجهیزات سرویس‌دهی یا نگهداری شده و روش‌ها و نیازمندی‌های نگهداری یا سرویس‌دهی مندرج در دستورالعمل‌های طراحی، نصب و نگهداری سازنده و هرگونه بولتن‌های مربوطه باشند.

    11.2 بازرسی ماهانه

    11.2.1

    حداقل به صورت ماهانه، باید یک بازرسی بصری مطابق با دستورالعمل‌های نگهداری فهرست‌شده سازنده یا دستورالعمل مالک انجام شود.

    11.2.2

    حداقل، این بازرسی باید شامل تایید موارد زیر باشد، در صورت نیاز:

    (1) پنل آزادسازی تحت برق است و از هیچ وضعیت نظارتی، مشکل یا هشدار خالی است. (2) کنترل‌های دستی مسدود نشده‌اند. (3) سیستم هیچ گونه آسیب فیزیکی یا شرایطی ندارد که بتواند از عملکرد آن جلوگیری کند. (4) فشارسنج‌ها در محدوده قابل‌عمل هستند. (5) تجهیزات یا خطر محافظت‌شده تغییر یا اصلاح نشده است. (6) هر گونه نقص قبلی اصلاح شده است.

    11.2.3

    اگر هرگونه نقصی پیدا شود، باید بلافاصله اقدامات اصلاحی مناسب انجام شود.

    11.2.4

    اگر اقدامات اصلاحی شامل نگهداری یا تعمیرات باشد، باید توسط یک تکنسین سرویس‌دهی حفاظت در برابر حریق انجام شود، طبق بند 11.1.2.

    11.2.5

    هنگامی که بازرسی‌ها انجام می‌شود، باید یک رکورد برای تأیید تکمیل بازرسی نگهداری شود.

    11.2.5.1

    رکورد باید شامل تاریخ انجام بازرسی و حروف اولیه شخص انجام‌دهنده بازرسی باشد.

    11.2.5.2

    رکورد باید شامل هرگونه نقص شناسایی‌شده باشد.

    11.2.5.3

    رکوردها باید تا بازرسی و سرویس نیم‌سالی بعدی نگهداری شوند.

    11.3* سرویس و بازرسی نیم‌سالانه

    حداقل به صورت نیم‌سالی، مقدار عامل و فشار مخازن باید بررسی شوند.

    11.3.1

    برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی که دارای وسیله‌ای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل یا کاهش فشار (تنظیم شده برای دما) بیش از 10 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.2

    برای مخازن عامل هالوکربنی که فاقد وسیله‌ای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.3*

    عوامل پاک‌کننده هالوکربنی که در حین سرویس یا نگهداری از مخازن خارج می‌شوند، باید بازیابی شده و مجدداً استفاده شوند یا مطابق با قوانین و مقررات مربوطه دفع شوند.

    11.3.4*

    برای عوامل پاک‌کننده گازهای بی‌اثر، اگر مخزن نشان‌دهنده کاهش فشار (تنظیم‌شده برای دما) بیش از 5 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.

    11.3.5

    هنگامی که از فشارسنج‌های مخزن برای مطابقت با بند 11.3.4 استفاده می‌شود، باید حداقل سالی یک‌بار با یک دستگاه کالیبره جداگانه مقایسه شوند.

    11.3.6

    هنگامی که مقدار عامل در مخزن با دستگاه‌های اندازه‌گیری خاص تعیین می‌شود، این دستگاه‌ها باید فهرست شده باشند.

    11.3.7

    اطلاعات زیر باید روی برچسبی که به مخزن متصل است ثبت شود:

    1. تاریخ بازرسی
    2. شخص انجام‌دهنده بازرسی
    3. نوع عامل
    4. وزن ناخالص مخزن و وزن خالص عامل (فقط برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی)
    5. فشار مخزن و دما (برای عوامل پاک‌کننده هالوکربنی با فشارسنج و عوامل پاک‌کننده گازهای بی‌اثر)

    11.4 بازرسی و سرویس سالانه

    11.4.1

    حداقل سالیانه، تمام سیستم‌ها باید توسط پرسنل واجد شرایط، مطابق با بند 11.1.2 بازرسی، سرویس و برای عملکرد آزمایش شوند.

    11.4.2

    آزمایش‌های تخلیه الزامی نمی‌باشد.

    11.4.3

    گزارش سرویس با توصیه‌ها باید به مالک سیستم ارائه شود.

    11.4.4

    گزارش سرویس باید به‌صورت کاغذی یا الکترونیکی ذخیره و قابل دسترسی باشد.

    11.4.5 شیلنگ‌های سیستم

    11.4.5.1 تمام شیلنگ‌های سیستم باید سالانه از نظر آسیب‌دیدگی مورد بازرسی قرار گیرند.
    11.4.5.2 اگر بازرسی بصری هرگونه نقصی را نشان دهد، شیلنگ باید فوراً تعویض شود یا طبق آنچه در بخش 11.7 مشخص شده آزمایش شود.

    11.4.6 بازرسی محفظه

    11.4.6.1 محفظه محافظت‌شده باید سالانه بازرسی شود یا توسط یک برنامه مدیریتی مستند برای تغییرات در یکپارچگی موانع یا ابعاد محفظه مورد نظارت قرار گیرد.
    11.4.6.2 اگر تغییرات باعث شود که محفظه نتواند غلظت ماده پاک‌کننده را حفظ کند، شرایط باید اصلاح شود.

    11.5 نگهداری

    11.5.1

    این سیستم‌ها باید همیشه در شرایط عملیاتی کامل نگهداری شوند.

    11.5.2

    فعال‌سازی سیستم ماده پاک‌کننده باید فوراً به مقام مسئول گزارش شود.

    11.5.3

    نقص‌ها باید مطابق با فصل 12 رسیدگی شوند.

    11.5.4 نگهداری محفظه

    11.5.4.1 هرگونه نفوذی که از طریق محفظه محافظت‌شده توسط ماده پاک‌کننده ایجاد شود باید فوراً مسدود شود.
    11.5.4.2 روش مسدود کردن باید رتبه مقاومتی آتش اولیه محفظه را بازسازی کند.

    11.6 آزمایش مخزن

    11.6.1

    مخازن ماده پاک‌کننده با طراحی وزارت حمل‌ونقل ایالات متحده (DOT)، کمیسیون حمل‌ونقل کانادا (CTC) یا مشابه نباید بدون آزمایش مجدد شارژ شوند، اگر دوره مجدد ارزیابی که توسط مقام مسئول برای مخزن مشخص شده است از زمان آخرین آزمایش و بازرسی گذشته باشد.

    11.6.1.1 برای مخازن ذخیره‌سازی مواد هالوکربن، آزمایش باید مجاز باشد که شامل یک بازرسی کامل بصری طبق 49 CFR باشد.
    11.6.1.2 یک سیلندر باید مجاز باشد که هر زمان قبل از ماه و سال موعد مجدد ارزیابی، مجدداً ارزیابی شود.
    11.6.1.3 سیلندری که قبل از موعد مجدد ارزیابی پر شده باشد باید هر دو مورد زیر را داشته باشد:
    1. مجاز به باقی ماندن در خدمت
    2. به‌طور دوره‌ای مطابق با بند 11.6.2 بازرسی شود

    11.6.1.4

    یک سیلندر با عمر سرویس مشخص نباید پس از پایان عمر مجاز سرویس آن، دوباره شارژ شده و برای حمل و نقل ارائه شود.

    11.6.2

    مخازن که به طور مداوم در خدمت هستند و نیازی به شارژ مجدد یا تعمیر ندارند، باید هر 5 سال یک‌بار یا بیشتر از آن بر اساس نیاز، یک بازرسی کامل بصری خارجی انجام دهند.

    11.6.2.1

    بازرسی بصری باید مطابق با بخش 3 از استاندارد CGA C-6، استاندارد بازرسی بصری سیلندرهای فولادی گازهای فشرده، باشد، با این تفاوت که مخازن نیازی به مهر و موم شدن در هنگام تحت فشار بودن ندارند.

    11.6.2.2

    نتایج بازرسی باید در هر دو مورد زیر ثبت شوند:

    1. یک برچسب ثبت که به‌طور دائمی به هر مخزن متصل شده است.
    2. یک گزارش بازرسی مناسب.

    11.6.2.3

    یک نسخه تکمیل شده از گزارش بازرسی مخزن باید به مالک سیستم یا نماینده مجاز او تحویل داده شود.

    11.6.2.4

    این سوابق باید توسط مالک برای مدت عمر سیستم نگهداری شوند.

    11.6.2.5

    در صورتی که بازرسی بصری خارجی نشان دهد که مخزن آسیب دیده است، آزمایش‌های اضافی قدرت باید طبق مقررات حمل‌ونقل قابل اجرا انجام شوند.

    11.7 آزمایش شیلنگ

    11.7.1

    تمام شیلنگ‌ها باید هر 5 سال یک‌بار آزمایش یا تعویض شوند.

    11.7.2

    فشاری برابر با 1.5 برابر فشار حداکثر مخزن در دمای 1300 درجه فارنهایت (54.4 درجه سلسیوس) باید در مدت 1 دقیقه اعمال شده و برای 1 دقیقه نگه داشته شود.

    11.7.3

    روش آزمایش باید به شرح زیر باشد:

    1. شیلنگ از هر گونه اتصال جدا می‌شود.
    2. سپس مجموعه شیلنگ در یک محفظه حفاظتی قرار می‌گیرد که به‌طور مناسب اجازه مشاهده بصری آزمایش را می‌دهد.
    3. شیلنگ باید قبل از آزمایش کاملاً با آب پر شود.
    4. سپس فشار به گونه‌ای اعمال می‌شود که در مدت 1 دقیقه به فشار آزمایش برسد. فشار آزمایش به مدت یک دقیقه کامل نگه داشته می‌شود. مشاهداتی برای بررسی هر گونه انحراف یا نشت انجام می‌شود.
    5. پس از مشاهده شیلنگ برای نشت، حرکت اتصالات و انحراف، فشار آزاد می‌شود.

    11.7.4

    مجموعه شیلنگ زمانی که تمام شرایط زیر رعایت شود، قبول می‌شود:

    1. هیچ گونه افت فشاری در طول آزمایش وجود نداشته باشد.
    2. هیچ حرکتی از اتصالات در حین فشار وجود نداشته باشد.
    3. هیچ انحراف دائمی در شیلنگ ایجاد نشده باشد.

    11.7.5

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را قبول کند باید با تاریخ آزمایش علامت‌گذاری شود.

    11.7.6

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش را گذرانده باشد باید قبل از نصب مجدد، به‌طور داخلی خشک شود.

    11.7.7

    هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را رد کند باید علامت‌گذاری و از بین برود.

    11.8 آموزش

    تمام افرادی که ممکن است انتظار داشته باشند سیستم‌های اطفاء حریق را بازرسی، سرویس، آزمایش یا نگهداری کنند، باید آموزش دیده و در عملکردهایی که انتظار می‌رود انجام دهند، به‌طور مستمر آموزش دیده بمانند.

  • انتخاب دتکتورهای گاز

    ۸-۱. انتخاب دتکتور گاز

    تشخیص گاز می‌تواند بر اساس چند اصل مختلف انجام شود. انتخاب اصل تشخیص صحیح برای نوع گاز هدف، محیط و هدف مورد نظر ضروری است.

     

    ۱. چه گازی باید اندازه‌گیری شود؟

    گاز قابل اشتعال (برای جلوگیری از انفجار)

    پنج روش تشخیص اصلی به شرح زیر استفاده می‌شوند: روش احتراق کاتالیستی، روش سرامیک کاتالیستی جدید، روش نیمه‌رسانا، روش مادون قرمز غیرپاشنده و روش تداخلسنج.

    دتکتورهای احتراق کاتالیستی معمولاً در محدوده %LEL استفاده می‌شوند. دتکتورهای سرامیک کاتالیستی جدید معمولاً برای تشخیص در محدوده ۱۰۰۰۰ تا چند هزار ppm استفاده می‌شوند. دتکتورهای نیمه‌رسانا برای اندازه‌گیری در محدوده چند هزار تا چند ده ppm استفاده می‌شوند.

    دتکتورهای گاز قابل اشتعال مادون قرمز غیرپاشنده و تداخلسنج معمولاً گاز را در غلظت‌های %LEL و %vol اندازه‌گیری می‌کنند. دتکتورهای مادون قرمز غیرپاشنده و تداخلسنج، دتکتورهای فیزیکی هستند که واکنش شیمیایی ندارند. آن‌ها امکان تشخیص گاز را حتی در حضور موادی (مانند هالیدها، سولفیدها و سیلیکون) که دتکتورهای احتراق کاتالیستی و نیمه‌رسانا را مسموم می‌کنند، فراهم می‌سازند.

     

    گاز سمی (برای جلوگیری از مسمومیت)

    گازهای سمی معمولاً به دتکتورهای با حساسیت بالا نیاز دارند که قادر به تشخیص غلظت‌های در محدوده چند صد ppm تا چند ppb باشند.

    روش‌های تشخیص شامل روش نیمه‌رسانا، روش الکترولیز پتانسیواستاتیک، روش تشخیص ذرات پیرولیز، روش نوار شیمیایی و روش PID است. اصل تشخیص معمولاً بر اساس محدوده‌ای انتخاب می‌شود که امکان تشخیص در نقاط تنظیم هشدار یا مقادیر حد آستانه را فراهم کند.

    دتکتورهای نیمه‌رسانا گاز را در غلظت‌های حدود چند ده ppm تا چند هزار ppm تشخیص می‌دهند. دتکتورهای الکترولیز پتانسیواستاتیک گاز را در غلظت‌های حدود چند ده ppm تا چند ده ppb تشخیص می‌دهند. دتکتورهای تشخیص ذرات پیرولیز بر اساس اصل حسگری طراحی شده‌اند که به‌طور خاص برای تشخیص ترکیبات فلزی آلی در گازهای مواد نیمه‌رسانا مانند TEOS استفاده می‌شود.

    (تترااتوکسی سیلان). دتکتورهای گاز با نوار شیمیایی مزیت تشخیص گاز در غلظت‌های فوق‌العاده پایین در حد چند ppb را ارائه می‌دهند. این دتکتورها حداقل تأثیرپذیری را از گازهای مزاحم دارند و بنابراین برای استفاده در محیط‌هایی که سایر انواع دتکتورها دچار اختلال می‌شوند، ایده‌آل هستند.

     

    اکسیژن (برای جلوگیری از کم‌اکسیژنی و اکسیژن اضافی)

    دو اصل برای تشخیص اکسیژن استفاده می‌شود: روش سلول گالوانیکی غشایی و روش الکترولیز پتانسیواستاتیک. دتکتورهای سلول گالوانیکی غشایی پرکاربردترین نوع هستند که به دلیل پایداری بلندمدت و مقاومت در برابر تداخل مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، این دتکتورها به دلیل استفاده از سرب (Pb) احتمالاً در آینده تحت مقررات RoHS قرار خواهند گرفت. (در حال حاضر معاف هستند.) مجموعه‌ای از دتکتورهای الکترولیز پتانسیواستاتیک بدون سرب با توجه به روندهای قانونی در حال ظهور هستند.

     

    ۲. نوع ثابت یا قابل حمل؟

    اگر دتکتورها توسط کارگران حمل یا پوشیده می‌شوند، دتکتورهای گاز قابل حمل را انتخاب کنید. برای نظارت بر نشت گاز در یک مکان ثابت، دتکتورهای گاز ثابت را انتخاب نمایید.

     

    ۳. نوع انتشار یا مکشی؟

    دتکتورهای گاز عموماً بر اساس روش تشخیص به دو نوع تقسیم می‌شوند: نوع انتشار و نوع مکشی. دتکتورهای گاز نوع مکشی دارای یک پمپ داخلی هستند که گاز را از نقاط احتمالی نشت (مثلاً روی خطوط یا داخل محفظه‌ها) به سمت دتکتور می‌کشند. دتکتورهای گاز نوع انتشار، دتکتورهای غیرفعالی هستند که گازهای شناور در محیط را هنگام رسیدن به دتکتور تشخیص می‌دهند.

     

    ۴. تشخیص چندگانه یا تک‌گاز؟

    علاوه بر دتکتورهای گاز قابل حمل که یک جزء گازی را تشخیص می‌دهند، دتکتورهایی وجود دارند که می‌توانند چندین گاز را به طور همزمان تشخیص دهند. ترکیب پایه‌ای گازها در دتکتورهای چندگانه معمولاً شامل چهار جزء است: گاز قابل اشتعال، گاز سمی (H2S یا CO) و اکسیژن. بسته به محصول خاص، دتکتورهای