نحوه حفاظت در برابر انواع خطرات آتش‌سوزی با استفاده از سیستم‌های اطفاء حریق دی‌اکسید کربن

IMG 1596

1 مقدمه: مواد ضمیمه زیر برای نشان دادن مثال‌های معمول از نحوه حفاظت در برابر انواع خطرات آتش‌سوزی با استفاده از سیستم‌های اطفاء حریق دی‌اکسید کربن ثابت ارائه شده است. لازم به ذکر است که روش‌های توضیح داده‌شده به‌عنوان تنها روش‌های قابل استفاده در نظر گرفته نمی‌شوند. این روش‌ها فقط به منظور کمک به تفسیر و توضیح اهداف استاندارد در مواردی که ممکن است کاربرد صحیح آن‌ها مورد سوال باشد، به‌کار می‌روند.

B.2 پخت غذا در صنایع/تجاری (سرخ‌کن‌های روغن داغ): سرخ‌کن‌های بزرگ روغن داغ که برای پخت مداوم غذاهایی مانند گوشت، ماهی و تنقلات استفاده می‌شوند، خطرات آتش‌سوزی دارند که نیاز به توجه ویژه هنگام طراحی سیستم اطفاء حریق دی‌اکسید کربن برای حفاظت از آن‌ها دارد.
اگر روغن پخت بیش از حد گرم شود، پیش از آنکه به جوش بیاید، به دمای خودآتش‌زنی می‌رسد. بنابراین، آتش‌سوزی که شامل بخارات روغن پخت است، ممکن است پس از تخلیه اولیه دی‌اکسید کربن با دمای بالای روغن داغ در مخزن پخت دوباره شعله‌ور شود، مگر اینکه روغن تا زیر دمای آتش‌زنی خنک شود. طراحی بهینه و انرژی‌ساز مخازن پخت مدرن باعث می‌شود که فرایند خنک‌سازی کند باشد.
چیدمان تجهیزات برای محافظت از آن‌ها برای طراحی صحیح سیستم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
اولاً، استفاده از سرخ‌کن ممکن است شامل گرم‌کردن خارجی روغن با چرخش مجدد روغن از طریق مخزن پخت باشد. این مورد را می‌توان به‌عنوان “قرار گرفتن در معرض متقابل” در نظر گرفت. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
ثانیاً، برخی از سرخ‌کن‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هود بخار و نقاله توسط یک سیستم هیدرولیکی بالا و پایین می‌روند. مایعات هیدرولیکی قابل اشتعال و سازگار با غذا که برای این کار استفاده می‌شوند، ناحیه دیگری از حفاظت را به‌وجود می‌آورند و می‌توان آن‌ها را به‌عنوان “قرار گرفتن در معرض متقابل” در نظر گرفت. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
ثالثاً، نگرانی‌هایی وجود دارد که یک عملیات با تولید بالا ممکن است سیستم تهویه‌ای داشته باشد که شامل سیستم حذف بخار باشد. این نگرانی باید به‌عنوان بخشی از خطر در نظر گرفته شود. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
صفحه تخلیه، زمانی که در معرض چکه روغن در انتهای خروجی نقاله قرار دارد، باید پوشانده شود. (به 6.2.1 مراجعه کنید.)
در نهایت، مخزن بزرگ‌ترین مساحت برای محافظت و بیشترین نیاز به خنک‌سازی کافی را به‌وجود می‌آورد.

B.2.1 خلاصه‌ای از حفاظت: موارد زیر یک مرجع سریع برای معیارهای حفاظت در طراحی سیستم است.

B.2.1.1 مخزن: زمانی که مخزن دارای هود متحرک باشد، حفاظت از طریق سیل‌کردن کامل زیر هود طبق 5.1.2 مجاز نیست، مگر اینکه شرایط زیر رعایت شود: (1) هود نباید در حین عملیات پخت بالا برده شود که این به‌معنای موارد زیر است: (a) منبع انرژی یا سوخت به المنت‌های حرارتی به‌طور خودکار قطع می‌شود هنگامی که هود بالا می‌رود (مثلاً برای نگهداری یا تمیزکاری). (b) یک سوئیچ حد دمایی مکانیکی باید استفاده شود که هر زمان که دمای روغن بیشتر از حد دمای تنظیم‌شده به میزان بیش از 20 درصد (درجه فارنهایت یا درجه سلسیوس) از دمای حداکثر معمولی روغن افزایش یابد، عمل کند. این عمل باید موجب موارد زیر شود: i. قطع برق به سیستم گرم‌کننده روغن ii. جلوگیری از بالا بردن هودهای الکتریکی iii. فعال‌سازی آلارم‌های شنیداری و دیداری برای هشدار به عدم بالا بردن هود به‌صورت دستی (c) سوئیچ باید دارای یک دمای بازنشانی خودکار باشد که از 60°F (33.3°C) کمتر از دمای خودآتش‌زنی روغن پخت باشد.

(2) قبل از اینکه هود بالا برده شود (برای نگهداری و تمیزکاری)،باید یک شیر قطع کن نظارتی بسته شود تا از تخلیه سیستم دی‌اکسید کربن جلوگیری شود. بسته شدن شیر قطع کن باید باعث فعال شدن آلارم دوگانه نظارتی در واحد کنترل شود. (3) منبع انرژی یا سوخت به المنت‌های حرارتی به‌طور خودکار قبل از تخلیه سیستم یا همزمان با آن قطع می‌شود. (4) مقدار دی‌اکسید کربن و مدت زمان تخلیه باید کافی باشد تا یک جو بی‌اکسیژن در مخزن حفظ شود تا دمای روغن پخت کاهش یابد و از شعله‌ور شدن مجدد جلوگیری شود طبق 5.3.5.6. توصیه می‌شود که دما حداقل 60°F (33.3°C) پایین‌تر از دمای خودآتش‌زنی روغن باشد. (5) طراحی سیستم باید بر اساس آزمایش‌های تخلیه برای مدل خاص سرخ‌کن انجام شود تا نشان دهد که با بند B.2.1.1 (4) تطابق دارد. مستندات آزمایش باید در صورت درخواست مقامات ذی‌صلاح یا کاربر نهایی در دسترس باشد. (6) شناسایی حرارتی باید سیستم دی‌اکسید کربن را زمانی که دما برابر یا پایین‌تر از دمای خودآتش‌زنی روغن پخت باشد، فعال کند.

B.2.1.2 محفظه دائمی: سیستم کاربرد محلی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که هود در موقعیت کامل بالا باشد.

B.2.1.3 تخته تخلیه: استفاده از سیستم کاربرد محلی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت طبق بخش 6.4 مناسب است.

B.2.1.4 سیستم تهویه بخار و حذف بخار: سیل کردن کامل با استفاده از غلظت 65 درصد طبق 5.4.2.1 مناسب است.

B.2.1.5 گرم‌کن روغن خارجی: سیستم کاربرد محلی برای تجهیزات و فیلترهای چرخشی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت (به بخش 6.4 مراجعه کنید) یا روش نرخ بر اساس حجم (به بخش 6.5 مراجعه کنید)، بسته به پیکربندی تجهیزات، مناسب است.

B.2.1.6 سیستم روغن هیدرولیک: سیستم کاربرد محلی با استفاده از روش نرخ بر اساس مساحت (به بخش 6.4 مراجعه کنید) یا روش نرخ بر اساس حجم (به بخش 6.5 مراجعه کنید)،بسته به پیکربندی تجهیزات، مناسب است.
زیرا مخزن به حداقل 3 دقیقه تخلیه مایع نیاز دارد (به 6.3.3.5.1 مراجعه کنید)، طراحی سیستم دی‌اکسید کربن می‌تواند شامل دو سیستم لوله‌کشی تخلیه باشد، یکی برای مخزن و دیگری برای خطرات متقابل دیگر.

B.2.1.7 خاموش کردن تجهیزات: (به بند 4.5.4.9 مراجعه کنید.) همچنین باید به ایمنی شخصی (به بخش 4.3 مراجعه کنید) در هنگام طراحی سیستم توجه شود.

B.3 هودهای اجاق رستوران، کانال‌های متصل و خطرات مرتبط: حفاظت از هودهای اجاق در آشپزخانه و کانال‌ها با ترکیبی از سیستم‌های سیل کردن کامل و سیستم‌های کاربرد محلی انجام می‌شود. کانال یا دودکش و منطقه پلومن بالای فیلترها می‌توانند با سیل کردن کامل محافظت شوند. سطح زیرین فیلترها و هرگونه خطر خاص مانند سرخ‌کن‌های روغن داغ می‌توانند با کاربرد محلی محافظت شوند. ممکن است لازم باشد که حفاظت کاربرد محلی به سطوح زیر هود و سطوح اجاق گسترش یابد اگر خطر تجمع چربی یا چکه کردن از هود یا کانال در شرایط آتش‌سوزی وجود داشته باشد.
در حفاظت از کانال با استفاده از ضریب سیل کردن توصیه‌شده 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) حجم کانال، در نظر گرفتن یک دمپر در بالای یا پایین کانال ضروری است، با فراهم آوردن شرایط برای بسته شدن خودکار دمپر در ابتدای تخلیه دی‌اکسید کربن. برای کانال‌هایی که ارتفاع آن‌ها بیشتر از 20 فوت (6.1 متر) یا مسیر افقی آن‌ها بیشتر از 50 فوت (15.3 متر) است، گاز در نقاط میانه معرفی می‌شود تا توزیع مناسب آن تضمین شود. با یک دمپر در بالای دودکش، باید یک نازل درست زیر آن نصب شود و نازل‌های اضافی در بالای آن نصب شوند اگر مسیر کانال از دمپر عبور کند. معمولاً یک نازل در منطقه پلومن مورد نیاز است.

نازل‌ها باید برای پوشش سطح زیرین فیلترها و تخلیه به مدت 30 ثانیه با نرخ سطح پوشش مشخص‌شده در 6.4.3.5 فراهم شوند. در غیر این صورت، مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز و نرخ‌های کاربردی می‌توانند با استفاده از نازل‌ها یا روش‌های ویژه‌ای که برای این منظور تأیید یا فهرست شده‌اند، تعیین شوند. اگر سطح زیرین هود عمدتاً با یک جداکننده یا سینی چکه‌ای بسته شده باشد، حفاظت می‌تواند با سیل کردن کامل به‌وسیله ضریب 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) انجام شود و مساحت محیط باز جبران گردد. (به 5.3.5 مراجعه کنید.)

مقادیر مورد نیاز برای حفاظت از سرخ‌کن‌های روغن داغ یا سایر خطرات آتش‌سوزی خاص، یا هر دو، زیر هود باید علاوه بر الزامات قبلی باشد. تمام خطرات در حال تهویه از طریق یک کانال مشترک باید به‌طور همزمان محافظت شوند.

شناسایی آتش‌سوزی به‌طور خودکار و فعال‌سازی سیستم برای فضاهای پنهان بالای فیلتر و در سیستم کانال الزامی است. همچنین باید در زیر فیلترها بر روی هر سرخ‌کن روغن داغ، تشخیص‌دهنده‌هایی قرار داده شوند.

شناسایی آتش‌سوزی قابل مشاهده و فعال‌سازی دستی (به بند 4.5.4.5 مراجعه کنید) می‌تواند برای بخش‌های نمایان خطر قابل قبول باشد؛ با این حال، فعال‌سازی از طریق هر یک از روش‌های خودکار یا دستی باید موجب تخلیه کامل سیستم شود. توجه ویژه باید به انتخاب حسگرهای حرارتی صورت گیرد، با در نظر گرفتن سطح دمای عملیاتی عادی و شرایط افزایش دما در تجهیزات اجاق.

فعال‌سازی سیستم باید به‌طور خودکار دمپرها را ببندد، فن‌های تهویه اجباری را خاموش کند، و شیر اصلی سوخت یا کلید برق را برای تمام تجهیزات پخت مرتبط با هود قطع کند. این دستگاه‌ها باید از نوعی باشند که نیاز به بازنشانی دستی دارند. (به بند 4.5.4.9 مراجعه کنید.)

علاوه بر نگهداری معمول سیستم، باید مراقبت ویژه‌ای برای تمیز نگه داشتن حسگرهای حرارتی و نازل‌های تخلیه از تجمع چربی صورت گیرد. به‌طور کلی، مهر و موم‌ها یا درپوش‌های نازل برای جلوگیری از انسداد روزنه‌های نازل مورد نیاز هستند.

برای اطلاعات بیشتر، به NFPA 96 مراجعه کنید.

B.4 دستگاه‌های چاپ روزنامه و دستگاه‌های چاپ روتوگراور: دستگاه‌های چاپ روزنامه، روتوگراور و مشابه آن‌ها خطرات زیادی ایجاد می‌کنند به‌دلیل استفاده از حلال‌های بسیار قابل اشتعال در جوهرها، حضور کاغذ خردشده یا غبار اشباع‌شده با جوهر، روان‌کننده‌ها و غیره. علاوه بر واحدهای چاپ، ممکن است کانال‌های تخلیه، تجهیزات ترکیب جوهر و خطرات الکتریکی مرتبط نیز وجود داشته باشند که نیاز به حفاظت دارند. دستگاه‌های چاپ روتوگراور جوهرهای قابل اشتعال‌تری نسبت به دستگاه‌های چاپ روزنامه استفاده می‌کنند و به همراه درام‌های خشک‌کن حرارتی یا دیگر وسایل خشک‌کن طراحی شده‌اند و خطر بیشتری ایجاد می‌کنند. با این حال، روش حفاظت اصلی برای هر دو دستگاه چاپ روتوگراور و روزنامه مشابه است.

دستگاه‌های چاپ معمولاً به‌صورت ردیفی (خطی) با پوشه‌هایی که به‌طور متناوب قرار می‌گیرند، مرتب شده‌اند. کاغذ می‌تواند از هر دو طرف پوشه‌ها از واحدهای چاپ عبور کند. جرقه‌های الکتریسیته ساکن یک منبع رایج برای ایجاد آتش‌سوزی هستند. گسترش شعله می‌تواند از واحدهای چاپ به سمت پوشه‌ها یا از پوشه‌ها به سمت واحدهای چاپ باشد.

دستگاه‌های چاپ “باز” یا “بسته” هستند، بسته به اینکه آیا از محافظت‌کننده‌های مه یا پوشش‌ها استفاده می‌شود. در دستگاه‌های چاپ باز، معمولاً یک سیستم تهویه برای حذف مه جوهر از دستگاه مورد نیاز است و این سیستم تهویه نیاز به حفاظت همزمان دارد.

اتاق‌های چاپ می‌توانند توسط سیستم‌های سیل کامل محافظت شوند؛ با این حال، سیستم‌های نوع کاربرد محلی معمولاً استفاده می‌شوند. اگرچه خط‌های چاپ و واحدهای چاپ فردی یک سری خطرات در معرض هم هستند، تقسیم‌بندی به‌صورت خط‌ها یا گروه‌بندی مناسب درون خطوط برای دلایل اقتصادی معمول است. کانال‌های تهویه، اتاق‌های ذخیره‌سازی جوهر و اتاق‌های کنترل معمولاً با روش‌های سیل کامل مدیریت می‌شوند.

تمام خطوط چاپ می‌توانند با روش‌های کاربرد محلی محافظت شوند. یک خط چاپ می‌تواند به گروه‌ها تقسیم شود. در همه موارد، سیستم‌ها باید قادر باشند حفاظت خودکار همزمان و مستقل را برای گروه‌های مجاور از خطوط دیگر و همچنین گروه‌های درون‌خطی که ممکن است آتش به آن‌ها گسترش یابد، ارائه دهند. حفاظت باید به‌گونه‌ای طراحی شود که در صورت وقوع آتش نزدیک به محل اتصال گروه‌های مجاور، سیستم‌های محافظت‌کننده هر دو گروه به‌طور همزمان تخلیه شوند.

در گروه‌های چاپ فردی، نرخ کاربرد دی‌اکسید کربن می‌تواند بر اساس روش نرخ بر مساحت یا نرخ بر حجم باشد. (به بخش‌های 6.4 و 6.5 مراجعه کنید.)

اگر از روش نرخ بر مساحت برای دستگاه‌های چاپ استفاده شود، مساحت بر اساس طول کامل رول‌ها، شامل فریم‌های انتهایی، و ارتفاع کامل انبار رول‌ها، شامل مخزن جوهر، محاسبه می‌شود. هر دو طرف انبار رول‌ها باید در نظر گرفته شود. دسته‌های رنگی باید به‌طور مشابه محاسبه شوند. در صورتی که از مخازن جوهر خارجی استفاده شود، حفاظت بر اساس مساحت افقی مخزن است. مساحت کف زیر دستگاه چاپ نیز باید محافظت شود.

در دستگاه‌های چاپ روتوگراور، خشک‌کن‌ها و کانال‌های اتصال با سیل کردن به میزان 1 پوند/8 فوت مکعب (2 کیلوگرم/متر مکعب) که در 30 ثانیه تخلیه می‌شوند، محافظت می‌شوند. هنگامی که از روش نرخ بر مساحت برای تعیین مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز برای پوشه‌ها استفاده می‌شود، دی‌اکسید کربن باید از هر دو طرف درایو و طرف عملیاتی در دو سطح اعمال شود. هر نازل باید مساحتی به عرض 4 فوت (1.2 متر) و ارتفاع 4 فوت (1.2 متر) را پوشش دهد.

هنگامی که از روش نرخ بر حجم استفاده می‌شود، کل گروه دستگاه‌های چاپی که باید به‌عنوان یک بخش محافظت شوند، می‌تواند به‌عنوان یک حجم در نظر گرفته شود. نیازی به افزودن 2 فوت (0.6 متر) به طرفین هر دستگاه چاپ نیست زمانی که فریم به‌عنوان مانع طبیعی عمل می‌کند. یک پوشه منفرد می‌تواند در این حجم گنجانده شود؛ اما یک پوشه دوطبقه نیاز به یک بلوک حجم اضافی برای گنجاندن طبقه بالایی دارد.

نازل‌ها باید به‌گونه‌ای قرار داده شوند که سطوح پوشش داده شده را پوشش دهند؛ با این حال، ممکن است قرار دادن دقیق آن‌ها مطابق با فهرست‌ها یا تأییدها امکان‌پذیر نباشد. نازل‌ها باید به‌گونه‌ای قرار داده شوند که از هر دو انتهای رول‌های چاپ تخلیه شوند تا دی‌اکسید کربن را در داخل حجم دستگاه چاپ حفظ کنند. این موضوع در مورد پوشه‌ها نیز صدق می‌کند.

حفاظت باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که زمانی که محافظت‌کننده‌های مه در محل یا خارج از محل قرار دارند، مؤثر باشد.

مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز برای یک گروه واحد بر اساس تخلیه با نرخ محاسبه‌شده به مدت 30 ثانیه است. ذخیره‌سازی اضافی باید حداقل به اندازه کافی باشد تا از تمام گروه‌های مجاور که ممکن است درگیر شوند محافظت کند، شامل ذخیره‌ای برای گروهی که آتش در آن شروع می‌شود. در سیستم‌های فشار بالا، یک بانک ذخیره واحد می‌تواند به‌عنوان ذخیره برای چندین بانک اصلی استفاده شود؛ با این حال، بانک اصلی برای یک گروه نمی‌تواند به‌عنوان ذخیره برای گروه دیگر استفاده شود، مگر اینکه به‌طور خاص توسط مرجع صلاحیت تأیید شده باشد.

تمام سیستم‌ها باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که قابلیت فعال‌سازی خودکار را داشته باشند و وسیله‌ای برای فعال‌سازی دستی کمکی فراهم باشد. حداقل یک حسگر حرارتی باید در هر واحد چاپ و پوشه قرار گیرد، بسته به طراحی واحد خاص.

به‌دلیل ارتعاشات ذاتی مرتبط با دستگاه‌های چاپ، توجه ویژه‌ای باید به وسایل نصب داده شود تا از آسیب‌های ارتعاشی به لوله‌کشی یا سیم‌کشی سیستم شناسایی جلوگیری شود.

تشخیص فوری به‌ویژه در حفاظت گروهی اهمیت دارد تا از گسترش آتش به سایر گروه‌ها جلوگیری شود. به‌دلیل نیاز به تشخیص سریع برای جلوگیری از گسترش آتش به گروه‌های مجاور یا فعال‌سازی حسگرهای مجاور، یا هر دو، سیستم تشخیص باید از حسگرهای سریع‌العمل با نرخ افزایش، نرخ جبران‌شده یا معادل آن‌ها استفاده کند. خاموشی کامل دستگاه‌های چاپ، تهویه، پمپ‌ها و منابع حرارتی باید همزمان با عملکرد سیستم انجام شود.

آلارم‌های صوتی در اتاق چاپ و در هر زیرزمین، چاه یا سطوح پایین‌تری که دی‌اکسید کربن ممکن است در آن‌ها جریان پیدا کند، باید همزمان با عملکرد سیستم به صدا درآید. (به بخش A.4.3 مراجعه کنید.)

علاوه بر نگهداری معمول سیستم، توجه ویژه‌ای باید به اطمینان از ادامه موقعیت و هم‌راستایی صحیح اسپرینکلرها در طول فرآیندهای نگهداری معمول دستگاه‌های چاپ داشته باشیم. توجه ویژه‌ای نیز باید به تأثیرات ارتعاش دستگاه‌های چاپ بر روی فعال‌کننده‌های حرارتی و لوله‌کشی یا سیم‌کشی‌های متصل به آن‌ها داشت.

B.5 چاه‌های باز:
چاه‌های باز با عمق تا 4 فوت (1.2 متر) یا عمق برابر با یک‌چهارم عرض چاه، هرکدام که بیشتر باشد، باید بر اساس کاربرد محلی محافظت شوند. مساحت مورد نظر برای تعیین مقدار دی‌اکسید کربن، مساحت کل کف چاه است به‌جز هر مساحتی که توسط تانک یا تجهیزات دیگری که به‌طور همزمان محافظت می‌شوند و برای آن‌ها مقدار جداگانه محاسبه شده، پوشش داده شده است. اسپرینکلرها باید به‌گونه‌ای قرار داده شوند که پوشش مناسب برای منطقه محافظت‌شده فراهم کنند، طبق داده‌های فهرست یا تأییدیه‌ها. بنابراین، ممکن است لازم باشد اسپرینکلرهای اضافی در مرکز چاه قرار داده شوند.

چاه‌های باز که عمق آن‌ها از 4 فوت (1.2 متر) بیشتر است یا عمقی برابر با یک‌چهارم عرض چاه، هرکدام که بیشتر باشد، می‌توانند بر اساس مساحت با استفاده از نرخ تخلیه 4 پوند/دقیقه-فوت مربع (19.5 کیلوگرم/دقیقه-متر مربع) از مساحت کف و زمان تخلیه 30 ثانیه محافظت شوند. اسپرینکلرها باید در اطراف چاه قرار داده شوند تا دی‌اکسید کربن به‌طور یکنواخت از تمام طرف‌ها اعمال شود. باید دقت شود که تعداد مناسبی از اسپرینکلرها با پرتاب کافی برای رسیدن به نواحی مرکزی چاه‌های بزرگ استفاده شود. به‌طور جایگزین، ممکن است بهتر باشد برخی از اسپرینکلرها به‌گونه‌ای قرار داده شوند که مستقیماً در داخل چاه روی تجهیزات نیازمند حفاظت، مانند پمپ‌ها، موتورها یا سایر تجهیزات حیاتی تخلیه شوند.

تانک‌های غوطه‌وری با دهانه باز باید به‌طور جداگانه توسط کاربرد محلی محافظت شوند، به‌ویژه زمانی که سطح مایع کمتر از 4 فوت (1.2 متر) یا یک‌چهارم عرض چاه از دهانه باز چاه باشد. نواحی چنین تانک‌هایی که به‌طور جداگانه در داخل چاه محافظت می‌شوند، می‌توانند از مساحت چاه کسر شوند. اشیاءی که از دهانه چاه بالا می‌روند باید با استفاده از مساحت سطح یا روش‌های محصورسازی فرضی محافظت شوند.

اگر دهانه چاه به‌طور جزئی پوشانده شود به‌طوری که مساحت باز کمتر از 3 درصد حجم مکعبی به‌صورت فوت مربع باشد، مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز می‌تواند بر اساس روش سیل کامل تعیین شود، با استفاده از مقدار اضافی گاز برای جبران نشت برابر با 1 پوند/فوت مربع (5 کیلوگرم/متر مربع) از مساحت باز.

برای چاه‌های عمیق‌تر از حداقل عمق مشخص‌شده، اسپرینکلرها باید در سطح دو‌سوم از کف قرار داده شوند، مشروط بر اینکه عامل نرخ تخلیه در برابر فاصله از حد مجاز تجاوز نکند، به‌طوری که خطر پاشش مایعاتی که ممکن است موجود باشند، وجود نداشته باشد. در هر صورت، بهتر است اسپرینکلرها زیر دهانه باز قرار گیرند تا از ورود هوای اضافی به داخل چاه جلوگیری شود. اگر عمق چاه از 20 فوت (6.1 متر) بیشتر باشد، مطلوب است که اسپرینکلرها کمی بالاتر از سطح دو‌سوم از کف قرار گیرند تا از اختلاط مناسب در چاه اطمینان حاصل شود.

زمانی که مقدار دی‌اکسید کربن بر اساس روش‌های سیل کامل معمول محاسبه می‌شود، اسپرینکلر باید سرعت و اثرات آشفتگی کافی تولید کند تا حجم چاه به‌طور کامل با جو دی‌اکسید کربن و هوا به‌طور کامل پر شود.

B.6 زیر کف‌های بلند
استفاده از سیستم‌های اطفاء حریق دی‌اکسید کربن به روش سیل کامل برای حفاظت از فضاهای زیرکف که معمولاً در اتاق‌های کامپیوتر و مراکز مشابه الکترونیکی یافت می‌شود، سال‌هاست که به‌طور رایج مورد استفاده قرار می‌گیرد. تجربیات نشان داده است که یک مشکل احتمالی در این نوع حفاظت، نشت بیش‌ازحد مرتبط با فضای زیرکف وجود دارد که می‌تواند به‌دلیل ترکیب کاشی‌های کف سوراخ‌دار و آشفتگی ناشی از تخلیه گاز باشد. بنابراین، مهم است که سیستم به‌گونه‌ای طراحی شود که نشت را جبران کند و تخلیه‌ای نرم برای کاهش آشفتگی فراهم آورد. برای راهنمایی دقیق، باید از تولیدکننده سیستم مشاوره گرفته شود.

دی‌اکسید کربن، به‌دلیل سنگین‌تر بودن از هوا، تمایل دارد که در فضا باقی بماند و می‌تواند خطراتی برای پرسنلی که برای انجام تعمیرات پس از آتش‌سوزی وارد فضای زیرکف می‌شوند، ایجاد کند. پس از تخلیه سیستم، لازم است که دی‌اکسید کربن به‌طور کامل از فضای زیرکف تخلیه شود پس از آنکه آتش خاموش شد.

علاوه بر این، اگر هرگونه خدمات یا نگهداری در فضای زیرکف انجام شود، سیستم دی‌اکسید کربن باید قفل شود تا از تخلیه گاز جلوگیری شود.

نوشته‌های مشابه

  • طراحی سیستم های اسپرینکلر

    • ترجمه و تدوین : مرکز اطلاعات کامپیوتری شرکت اسپین الکتریک

      فصل 19 از NFPA-13

      فصل ۱۹: رویکردهای طراحی

      ۱۹.۱ کلیات:
      از فصل ۱۹ برای تعیین رویکردهای طراحی استفاده خواهد شد.

      ۱۹.۲ رویکردهای عمومی طراحی:
      الزامات بخش ۱۹.۲ برای تمامی سیستم‌های اسپرینکلر، مگر در مواردی که توسط بخشی خاص از فصل ۱۹ یا فصل ۲۰ اصلاح شده باشد، اعمال می‌گردد.

      ۱۹.۲.۱
      حفاظت از یک ساختمان یا بخشی از آن مجاز است که طبق هر یک از رویکردهای طراحی قابل‌اعمال، به صلاحدید طراح انجام گیرد.

      ۱۹.۲.۲ خطرات مجاور یا روش‌های طراحی:*
      برای ساختمان‌هایی که دارای دو یا چند خطر یا روش طراحی مجاور به یکدیگر هستند، موارد زیر اعمال می‌گردد:

      1. اگر نواحی مورد نظر به‌صورت فیزیکی توسط پرده دود، مانع یا دیواری جدا نشده باشند که بتواند از انتقال حرارت ناشی از آتش در یک ناحیه به نحوی جلوگیری کند که از فعال شدن اسپرینکلرها در ناحیه مجاور جلوگیری کند، الزامات مربوط به طراحی با شدت بیشتر باید به‌اندازه ۱۵ فوت (۴٫۶ متر) فراتر از مرز آن ناحیه گسترش یابد.
      2. الزامات بند (۱) زمانی اعمال نمی‌شود که نواحی با یکی از موارد زیر از هم جدا شده باشند:
      o پرده دود یا مانعی که در بالای راهرو قرار دارد، مشروط بر اینکه راهرو دارای حداقل ۲ فوت (۶۰۰ میلی‌متر) جداسازی افقی از خطر مجاور در هر طرف باشد.
      o دیواری که قادر به جلوگیری از انتقال حرارت از یک ناحیه به ناحیه مجاور و در نتیجه ممانعت از فعال شدن اسپرینکلرهای آن باشد.
      3. الزامات بند (۱) همچنین در مورد گسترش معیارهای طراحی با شدت بیشتر از یک سطح سقف بالاتر به زیر سقف پایین‌تر، زمانی که اختلاف ارتفاع بین دو سطح سقف حداقل ۲ فوت (۶۰۰ میلی‌متر) باشد و این تفاوت در بالای یک راهرو با حداقل ۲ فوت جداسازی افقی از خطر مجاور در هر طرف قرار گرفته باشد، اعمال نمی‌گردد.

      ۱۹.۲.۳
      برای سیستم‌هایی که به‌صورت هیدرولیکی محاسبه می‌شوند، کل نیازمندی‌های تأمین آب سیستم برای هر پایه طراحی باید مطابق با رویه‌های بخش ۲۷.۲، مگر در مواردی که در فصل ۱۹ یا ۲۰ اصلاح شده باشد، تعیین شود.

      ۱۹.۲.۴ تقاضای آب:

      ۱۹.۲.۴.۱*
      نیازمندی‌های تقاضای آب باید از طریق منابع زیر تعیین شود:

      1. رویکردهای کنترل آتش بر اساس خطر اشغال و طراحی‌های خاص در فصل ۱۹
      2. رویکردهای طراحی ذخیره‌سازی در فصل‌های ۲۰ تا ۲۵
      3. رویکردهای ویژه برای اشغال‌های خاص در فصل ۲۶

      ۱۹.۲.۴.۲*
      حداقل نیازمندی‌های تقاضای آب برای یک سیستم اسپرینکلر باید با افزودن میزان جریان مجاز شیلنگ آتش‌نشانی به تقاضای آب مورد نیاز اسپرینکلرها تعیین گردد.

      ۱۹.۲.۵ منابع تأمین آب:

      ۱۹.۲.۵.۱
      حداقل مقدار تأمین آب باید برای حداقل مدت زمان تعیین‌شده در فصل ۱۹ در دسترس باشد.

      ۱۹.۲.۵.۲*
      مخازن باید به گونه‌ای طراحی شوند که بتوانند تجهیزات تحت پوشش خود را تأمین کنند.

      ۱۹.۲.۵.۳*
      پمپ‌ها نیز باید به گونه‌ای طراحی شوند که بتوانند تجهیزات مرتبط خود را تأمین نمایند.

      19.2.6 جریان مجاز شیلنگ آتش‌نشانی (Hose Allowance)

      19.2.6.1 سیستم‌های دارای طبقه‌بندی خطر متعدد:
      برای سیستم‌هایی که شامل چند نوع طبقه‌بندی خطر هستند، جریان مجاز شیلنگ و مدت‌زمان تأمین آب باید مطابق یکی از روش‌های زیر تعیین شود:

      1. الزامات تأمین آب برای بالاترین طبقه‌بندی خطر در سیستم مورد استفاده قرار گیرد.
      2. الزامات تأمین آب برای هر طبقه‌بندی خطر به‌صورت جداگانه و بر اساس ناحیه طراحی مربوط به همان خطر در محاسبات استفاده شود.
      3. اگر طبقه‌بندی خطر بالاتر تنها در اتاق‌هایی مجزا با مساحت کمتر یا مساوی ۴۰۰ فوت مربع (۳۷ مترمربع) باشد و این اتاق‌ها مجاور هم نباشند، الزامات تأمین آب برای کاربری اصلی (principal occupancy) برای سایر بخش‌های سیستم کفایت می‌کند. (یادآوری: این بند دارای تفسیر فنی می‌باشد)

      19.2.6.2*
      مقدار جریان آب مجاز برای شیلنگ‌های خارجی باید به نیازمندی‌های اسپرینکلر در نقطه اتصال به شبکه آب شهری یا نزدیک‌ترین هیدرانت (شیر آتش‌نشانی خصوصی) افزوده شود، هرکدام که به رایزر سیستم نزدیک‌تر باشند.

      19.2.6.3
      در مواردی که استفاده از اتصالات داخلی شیلنگ پیش‌بینی یا الزامی باشد، موارد زیر اعمال می‌گردد:

      1. برای نصب یک اتصال شیلنگ، میزان ۵۰ گالن بر دقیقه (190 لیتر بر دقیقه) به تقاضای آب سیستم اسپرینکلر افزوده می‌شود.
      2. برای نصب چند اتصال شیلنگ، میزان ۱۰۰ گالن بر دقیقه (380 لیتر بر دقیقه) به تقاضای آب افزوده می‌شود.
      3. این مقدار باید به‌صورت افزایشی از ۵۰ گالن بر دقیقه (190 لیتر بر دقیقه) در نظر گرفته شود، به‌طوری‌که هر مرحله از دورترین نقطه اتصال شیلنگ محاسبه شده و در فشار موردنیاز سیستم در آن نقطه اضافه گردد.

      19.2.6.3.1
      در صورتی که سیستم به‌صورت ترکیبی از اسپرینکلر و رایزر آتش‌نشانی(کلاس I یا III) باشد و ساختمان به‌طور کامل طبق NFPA 13 اسپرینکلر شده باشد، هیچ نیازی به در نظر گرفتن تقاضای داخلی شیلنگ در خروجی‌های رایزر آتش‌نشانی نیست.

      19.2.6.4*
      زمانی‌که شیر شیلنگ برای استفاده واحد آتش‌نشانی به رایزر سیستم اسپرینکلر از نوع تر (wet pipe) متصل شده باشد، مطابق بند 16.15.2، موارد زیر اعمال می‌شود:

      1. نیازی نیست تقاضای اسپرینکلر به تقاضای رایزر آتش‌نشانی مطابقNFPA 14 افزوده شود.
      2. در صورتی که مجموع تقاضای اسپرینکلر و جریان مجاز شیلنگ طبق جدول 19.3.3.1.2 از الزامات NFPA 14 بیشتر باشد، مقدار بیشتر باید ملاک قرار گیرد.
      3. برای ساختمان‌هایی که تنها بخشی از آن‌ها اسپرینکلر شده، تقاضای اسپرینکلر (بدون احتساب جریان مجاز شیلنگ) طبق شکل 19.3.3.1.1 باید به الزامات مندرج در NFPA 14 اضافه گردد.

      19.2.7 فن‌ های حجیم با سرعت پایین (HVLS – High Volume Low Speed Fans)*

      نصب فن‌های HVLS در ساختمان‌هایی که مجهز به سیستم اسپرینکلر (از جمله اسپرینکلرهای پاسخ بسیار سریع برای فضاهای ذخیره‌سازی – ESFR) هستند، باید مطابق با موارد زیر انجام شود:

      1. قطر حداکثری فن نباید بیش از ۲۴ فوت (۷٫۳ متر) باشد.
      2. فن باید تقریباً در مرکز بین چهار اسپرینکلر مجاور قرار گیرد.
      3. فاصله عمودی بین فن HVLS و پخش‌کننده اسپرینکلر (deflector) باید حداقل ۳ فوت (۰٫۹ متر) باشد.

      19.2.7 – فن‌های HVLS

      بند (4):
      تمامی فن‌های HVLS باید به‌گونه‌ای در مدار سیستم قرار گیرند که به‌محض فعال شدن هشدار جریان آب (waterflow alarm) بلافاصله خاموش شوند.
      در مواردی که ساختمان به سیستم اعلام حریق مجهز باشد، این اینترلاک (مدار قطع خودکار) باید مطابق با الزامات استاندارد NFPA 72 اجرا گردد.

      19.3 رویکرد کنترل حریق بر اساس طبقه‌بندی خطر اشغال برای اسپرینکلرهای پاششی

      19.3.1 کلیات

      19.3.1.1*
      نیازمندی‌های تأمین آب برای این نوع سیستم‌ها باید از یکی از دو روش زیر تعیین شود:

      روش جدول لوله‌کشی (Pipe Schedule Method) طبق بند 19.3.2
      روش محاسبات هیدرولیکی (Hydraulic Calculation Method) طبق بند 19.3.3

      19.3.1.2 طبقه‌بندی نوع اشغال:

      19.3.1.2.1
      طبقه‌بندی نوع اشغال در این استاندارد، فقط مربوط به نصب اسپرینکلرها و تأمین آب آن‌ها است و کاربرد عمومی برای تعیین نوع خطرات ساختمانی ندارد.
      19.3.1.2.2
      طبقه‌بندی اشغال نباید به‌عنوان یک طبقه‌بندی کلی خطرات حریق در ساختمان استفاده شود.
      19.3.1.2.3
      کاربری‌ها یا بخش‌هایی از کاربری‌ها باید بر اساس موارد زیرطبقه‌بندی شوند:
      o مقدار و قابلیت اشتعال محتویات
      o نرخ آزادسازی حرارت مورد انتظار
      o کل پتانسیل آزادسازی انرژی
      o ارتفاع پشته‌سازی مواد
      o وجود مایعات قابل اشتعال یا احتراق
      این عوامل باید طبق تعاریف بندهای 4.3.2 تا 4.3.7 در نظر گرفته شوند.
      19.3.1.2.4 طبقه‌بندی‌ها به شرح زیر هستند:
      1. خطر سبک (Light Hazard)
      2. خطر معمولی – گروه ۱ و ۲ (Ordinary Hazard Group 1 and 2)
      3. خطر بالا – گروه ۱ و ۲ (Extra Hazard Group 1 and 2)
      4. خطرات خاص اشغالی (Special Occupancy Hazards)مراجعه شود به فصل ۲۶

      19.3.2 نیازمندی‌های تأمین آب — روش جدول لوله‌کشی (Pipe Schedule Method)

      19.3.2.1
      برای تعیین حداقل نیازمندی تأمین آب در کاربری‌های خطر سبک و خطر معمولی که سیستم آن‌ها طبق جداول اندازه‌گذاری لوله‌های مندرج در بخش 27.5 طراحی شده، باید از جدول 19.3.2.1 استفاده شود.

      19.3.2.2
      برای کاربری‌های خطر بالا (Extra Hazard)، الزامات فشار و جریان باید صرفاً بر اساس روش محاسبات هیدرولیکی بند 19.3.3 تعیین شود.

      19.3.2.3
      استفاده از روش جدول لوله‌کشی مجاز است فقط در موارد زیر:

      1. افزایش یا اصلاح در سیستم‌های موجودی که بر اساس جدول لوله‌کشی بخش 27.5 طراحی شده‌اند.
      2. افزایش یا اصلاح در سیستم‌های موجود با طبقه‌بندی خطر بالا که با جدول لوله‌کشی طراحی شده‌اند.
      3. سیستم‌های جدیدی با مساحت حداکثر ۵۰۰۰ فوت مربع (۴۶۵مترمربع)

      2Q==

      19.3.2 – نیازمندی‌های تأمین آب – روش جدول لوله‌کشی (Pipe Schedule Method)

      19.3.2.3 بند 4
      سیستم‌های جدیدی که مساحت آن‌ها بیش از ۵۰۰۰ فوت مربع (۴۶۵متر مربع) باشد، در صورتی می‌توانند از جدول 19.3.2.1 استفاده کنند که مقادیر جریان مورد نیاز در آن جدول در حداقل فشار باقیمانده‌ی ۵۰psi (معادل ۳.۴ بار) در بالاترین تراز اسپرینکلر فراهم باشند.

      19.3.2.4
      جهت تعیین حداقل نیازمندی‌های تأمین آب، از جدول 19.3.2.1 استفاده می‌شود.

      19.3.2.5
      مقادیر مدت زمان پایین‌تر در جدول 19.3.2.1 تنها در صورتی قابل قبول هستند که:

      تجهیزات هشدار جریان آب (waterflow alarm)
      و تجهیزات نظارتی (supervisory devices)
      به‌صورت برقی (electrically supervised) بوده
      و این نظارت توسط یک مرکز مورد تأیید و به‌طور دائمی تحت پایش انجام شود.

      19.3.2.6 – فشار باقیمانده (Residual Pressure):

      19.3.2.6.1
      فشار باقیمانده مندرج در جدول 19.3.2.1 باید در تراز بالاترین اسپرینکلر فراهم باشد.

      19.3.2.6.2 افت فشار ناشی از شیرهای برگشت‌ناپذیر (Backflow Prevention Valves):

      19.3.2.6.2.1
      چنانچه در سیستم‌های طراحی شده با جدول لوله‌کشی از شیر برگشت‌ناپذیر استفاده شود، افت فشار ناشی از این شیر باید در محاسبات فشار باقیمانده لحاظ گردد.
      19.3.2.6.2.2
      میزان افت فشار ایجادشده توسط این شیر (بر حسب psi یا bar)، باید به افت فشار ناشی از ارتفاع و فشار باقیمانده مورد نیاز در ردیف بالایی اسپرینکلرها اضافه گردد تا فشار کلی مورد نیاز در محل تأمین آب مشخص شود.

      19.3.2.7
      استفاده از مقادیر جریان پایین‌تر در جدول 19.3.2.1 تنها زمانی مجاز است که:

      ساختمان از مصالح غیرقابل احتراق (noncombustible) ساخته شده باشد
      یا
      نواحی بالقوه‌ی آتش‌سوزی، با توجه به اندازه‌ی ساختمان یا تقسیم‌بندی فضاها (compartmentation)، محدود شده باشند به‌گونه‌ای که هیچ ناحیه‌ی باز (open area) از مقادیر زیر تجاوز نکند:
      o ۳۰۰۰ فوت مربع (۲۸۰ متر مربع) برای کاربری با خطر سبک(Light Hazard)
      o ۴۰۰۰ فوت مربع (۳۷۰ متر مربع) برای کاربری با خطر معمولی (Ordinary Hazard)

      19.3.3 نیازمندی‌های تأمین آب – روش محاسبات هیدرولیکی(Hydraulic Calculation Methods)

      19.3.3.1 کلیات

      19.3.3.1.1
      نیازمندی تأمین آب اسپرینکلر باید تنها بر اساس یکی از روش‌های زیرو به صلاحدید طراح تعیین شود:

      1. منحنی چگالی/مساحت (Density/Area Curves) مطابق شکل 19.3.3.1.1 و روش بند 19.3.3.2
      2. اتاق دارای بیشترین بار آبی (Room Design Method) مطابق بند 19.3.3.3
      3. نواحی طراحی خاص (Special Design Areas) مطابق بند 19.3.3.4

      19.3.3.1.2
      حداقل تأمین آب باید برای مدت زمانی فراهم باشد که در جدول 19.3.3.1.2مشخص شده است.

      19.3.3.1.3
      مقادیر مدت زمان پایین‌تر در جدول مذکور فقط در صورت وجود نظارت برقی و پایش دائمی توسط یک مرکز مورد تأیید قابل قبول هستند.

      19.3.3.1.4 محدودیت‌ها در روش‌های چگالی/مساحت و طراحی اتاق:

      در صورتی که از روش چگالی/مساحت یا روش طراحی اتاق استفاده شود، الزامات زیر اعمال می‌گردد:

      (1)*
      برای کاربری‌های خطر سبک و معمولی، اگر ناحیه عملکرد اسپرینکلر کمتر از ۱۵۰۰ فوت مربع (۱۴۰ متر مربع) باشد، باید چگالی متناظر با ۱۵۰۰ فوت مربع استفاده شود.
      (2)
      برای کاربری‌های خطر بالا، اگر ناحیه عملکرد اسپرینکلر کمتر از ۲۵۰۰ فوت مربع (۲۳۰ متر مربع) باشد، باید چگالی متناظر با ۲۵۰۰ فوت مربع استفاده گردد.

      Z

      19.3.3.1.5 فضاهای پنهان قابل‌اشتعال بدون اسپرینکلر
      19.3.3.1.5.1* هنگام استفاده از روش چگالی/مساحت یا طراحی اتاق، مگر اینکه الزامات بند 19.3.3.1.5.2 رعایت شده باشد، برای ساختمان‌هایی که دارای فضاهای پنهان قابل‌اشتعال بدون اسپرینکلر هستند، همان‌طور که در بندهای 9.2.1 و 9.3.18 توصیف شده است، حداقل مساحت عملکرد اسپرینکلر برای آن بخش از ساختمان باید 3000 فوت مربع (280 متر مربع) باشد.
      (A) ناحیه طراحی 3000 فوت مربع (280 متر مربع) فقط باید به سیستم اسپرینکلر یا بخش‌هایی از سیستم اسپرینکلری که در مجاورت فضای پنهان قابل‌اشتعال واجد شرایط هستند، اعمال شود.
      (B) اصطلاح «مجاور» به هر سیستم اسپرینکلری که فضایی در بالا، پایین یا کنار فضای پنهان واجد شرایط را محافظت می‌کند اطلاق می‌شود، مگر در مواردی که مانعی با درجه مقاومت در برابر آتش معادل با مدت زمان تأمین آب، به‌طور کامل فضای پنهان را از ناحیه دارای اسپرینکلر جدا کرده باشد.

      19.3.3.1.5.2 فضاهای پنهان بدون اسپرینکلر زیر، نیاز به حداقل مساحت عملکرد اسپرینکلر برابر با 3000 فوت مربع (280 متر مربع) ندارند:
      (1) فضاهای پنهان غیرقابل‌اشتعال و با قابلیت اشتعال محدود با بار قابل‌اشتعال ناچیز که دسترسی به آن‌ها وجود ندارد. این فضا حتی با وجود بازشوهای کوچک مانند آن‌هایی که برای بازگشت هوا در یک پلنوم استفاده می‌شوند، به‌عنوان فضای پنهان در نظر گرفته می‌شود.
      (2) فضاهای پنهان غیرقابل‌اشتعال و با قابلیت اشتعال محدود با دسترسی محدود که اجازه اشغال یا ذخیره مواد قابل‌اشتعال را نمی‌دهند. این فضا حتی با وجود بازشوهای کوچک مانند آن‌هایی که برای بازگشت هوا در یک پلنوم استفاده می‌شوند، به‌عنوان فضای پنهان در نظر گرفته می‌شود.
      (3) فضاهای پنهان قابل‌اشتعال که به‌طور کامل با عایق غیرقابل‌اشتعال پر شده‌اند.
      (4)* در کاربری‌های خطر سبک یا معمول، جایی که سقف‌های غیرقابل‌اشتعال یا با قابلیت اشتعال محدود مستقیماً به پایین تیرهای چوبی توپر یا ساختارهای توپر با قابلیت اشتعال محدود یا غیرقابل‌اشتعال متصل شده‌اند، به‌گونه‌ای که فضاهای بسته بین تیرها ایجاد شود با حجم حداکثر 160 فوت مکعب (4.5 متر مکعب)، از جمله فضای زیر عایقی که مستقیماً روی تیرهای سقف یا درون آن‌ها قرار گرفته در یک فضای پنهان که در غیر این صورت دارای اسپرینکلر است.

      2Q==

      (5) فضاهای پنهان که در آن‌ها از مصالح سخت استفاده شده و سطوح در معرض دید با یکی از موارد زیر، در همان شکلی که در فضا نصب شده‌اند، مطابقت دارند:
      (a) مصالح سطحی دارای شاخص گسترش شعله برابر یا کمتر از 25 هستند و ثابت شده که این مصالح در آزمون مطابق با استاندارد ASTM E84 «روش آزمون استاندارد برای ویژگی‌های احتراقی سطحی مصالح ساختمانی» یا UL 723 «استاندارد آزمون ویژگی‌های احتراقی سطحی مصالح ساختمانی»، که به‌مدت 20 دقیقه اضافی در همان شکل نصب‌شده در فضا ادامه یافته، آتش را بیش از 10.5 فوت (3.2 متر) گسترش نمی‌دهند، یا
      (b) مصالح سطحی با الزامات ASTM E2768، «روش آزمون استاندارد برای ویژگی‌های احتراقی سطحی مصالح ساختمانی با مدت زمان طولانی (آزمون تونلی 30 دقیقه‌ای)» مطابقت دارند.

      (6) فضاهای پنهان که مصالح در معرض دید آن‌ها به‌طور کامل از چوب تیمارشده با مواد مقاوم در برابر حریق ساخته شده‌اند، مطابق تعریف NFPA 703.

      (7) فضاهای پنهان در بالای اتاق‌های کوچک مجزا که مساحت آن‌ها از 55 فوت مربع (5.1 متر مربع) بیشتر نیست.

      (8) مسیرهای عمودی عبور لوله (pipe chases) با مساحت کمتر از 10 فوت مربع (0.9 متر مربع)، به شرطی که در ساختمان‌های چندطبقه، این مسیرها در هر طبقه با استفاده از مصالح معادل ساختار کف، مسدودکننده حریق(firestopped) شده باشند و در صورتی که این مسیرهای لوله‌کشی فاقد منابع اشتعال باشند، لوله‌کشی از مصالح غیرقابل احتراق باشد و نفوذ لوله در هر طبقه به‌درستی آب‌بندی شده باشد.

      (9) ستون‌های خارجی با مساحت کمتر از 10 فوت مربع (0.9 متر مربع) که با تیرک‌ها یا تیرچه‌های چوبی شکل گرفته‌اند و سایبان‌های بیرونی را نگه می‌دارند، به شرطی که این سایبان‌ها به‌طور کامل با سیستم اسپرینکلر محافظت شده باشند.

      (10) فضاهای با خطر سبک یا معمولی که در آن‌ها سقف‌های غیرقابل احتراق یا با قابلیت احتراق محدود مستقیماً یا بر روی کانال‌های فلزی با عمق بیش از 1 اینچ (25 میلی‌متر) به پایین تیرچه‌های چوبی کامپوزیت متصل شده‌اند، به‌شرطی که کانال‌های تیرچه مجاور با مصالحی معادل تخته گچی ½ اینچ (13 میلی‌متر) به حجم‌هایی بیش از 160 فوت مکعب (4.5 متر مکعب) تقسیم‌بندی شده باشند و حداقل 3½ اینچ (90 میلی‌متر) عایق پتویی (batt insulation) در پایین کانال‌های تیرچه نصب شده باشد زمانی که سقف با استفاده از کانال‌های فلزی متصل شده باشد.

      (11) حفره‌ها درون فضاهای دیواری فاقد اسپرینکلر.

      19.3.3.2 روش چگالی/مساحت

      19.3.3.2.1 منبع آب
      19.3.3.2.1.1 الزامات منبع آب فقط برای اسپرینکلرها باید از نمودارهای چگالی/مساحت در شکل 19.3.3.1.1 یا از فصل 26 در مواردی که معیارهای چگالی/مساحت برای خطرات اشغال خاص مشخص شده‌اند، محاسبه شود.
      19.3.3.2.1.2 هنگام استفاده از شکل 19.3.3.1.1، محاسبات باید هر نقطه‌ای منفرد روی منحنی چگالی/مساحت مناسب را ارضا کند.
      19.3.3.2.1.3 هنگام استفاده از شکل 19.3.3.1.1، ضروری نیست که همه نقاط روی منحنی انتخاب‌شده ارضا شوند.

      19.3.3.2.2 اسپرینکلرها
      19.3.3.2.2.1 چگالی‌ها و مساحت‌های ارائه‌شده در شکل 19.3.3.1.1 فقط باید برای استفاده با اسپرینکلرهای اسپری باشد.
      19.3.3.2.2.2 استفاده از اسپرینکلرهای با واکنش سریع در اشغال‌های خطر زیاد یا دیگر اشغال‌هایی که دارای مقادیر قابل توجهی مایعات قابل اشتعال یا گردوغبارهای قابل احتراق هستند مجاز نیست.
      19.3.3.2.2.3 برای اسپرینکلرهای پوشش گسترده (extended coverage)، حداقل مساحت طراحی باید برابر با مساحت مربوط به خطر در شکل 19.3.3.1.1 یا مساحت محافظت‌شده توسط پنج اسپرینکلر، هرکدام که بیشتر است، باشد.
      19.3.3.2.2.4 اسپرینکلرهای پوشش گسترده باید دارای فهرست‌بندی و طراحی برای حداقل دبی مطابق با چگالی برای خطر مورد نظر طبق شکل 19.3.3.1.1 باشند.

      19.3.3.2.3 اسپرینکلرهای با واکنش سریع
      19.3.3.2.3.1 در مواردی که از اسپرینکلرهای با واکنش سریع فهرست‌شده، از جمله اسپرینکلرهای با پوشش گسترده و واکنش سریع، در سراسر یک سیستم یا بخشی از سیستمی که دارای مبنای طراحی هیدرولیکی یکسان است استفاده شود، مساحت عملکرد سیستم می‌تواند بدون تغییر در چگالی، کاهش یابد طبق آنچه در شکل 19.3.3.2.3.1 آمده است، به‌شرطی که همه شرایط زیر برآورده شوند:
      (1) سیستم لوله‌کشی مرطوب باشد
      (2) اشغال خطر سبک یا خطر معمولی باشد
      (3) ارتفاع سقف حداکثر 20 فوت (6.1 متر) باشد

      (4) هیچ فضای سقفیِ بدون محافظت مطابق با موارد مجاز در بندهای 10.2.9 و 11.2.8 نباید بیش از 32 فوت مربع (3.0 متر مربع) باشد.

      (5) هیچ ناحیه‌ای بدون محافظت در بالای سقف‌های ابری (cloud ceilings) مطابق با موارد مجاز در بند 9.2.7 نباید وجود داشته باشد.

      19.3.3.2.3.2 تعداد اسپرینکلرها در ناحیه طراحی نباید هرگز کمتر از پنج عدد باشد.

      19.3.3.2.3.3 در مواردی که از اسپرینکلرهای با واکنش سریع روی سقف یا بام شیب‌دار استفاده می‌شود، برای تعیین درصد کاهش ناحیه طراحی، حداکثر ارتفاع سقف یا بام باید لحاظ شود.

      19.3.3.2.4 سقف‌های شیب‌دار. در مواردی که از انواع زیر از اسپرینکلرها روی سقف‌های شیب‌دار با شیب بیش از 1 به 6 (افزایش 2 واحد در طول 12 واحد، معادل شیب 16.7 درصد) در کاربردهای غیر انباری استفاده می‌شود، ناحیه عملکرد سیستم باید بدون تغییر چگالی، 30 درصد افزایش یابد:

      (1) اسپرینکلرهای اسپری، شامل اسپرینکلرهای پوشش گسترده که طبق بند 11.2.1(4) فهرست شده‌اند، و اسپرینکلرهای با واکنش سریع
      (2) اسپرینکلرهای CMSA

      19.3.3.2.5 سیستم‌های خشک و سیستم‌های پیش‌فعال دوگانه با قفل مضاعف.* برای سیستم‌های لوله‌کشی خشک و سیستم‌های پیش‌فعال دوگانه با قفل مضاعف، ناحیه عملکرد اسپرینکلر باید بدون تغییر چگالی، 30 درصد افزایش یابد.

      19.3.3.2.6 اسپرینکلرهای دمای بالا. در مواردی که از اسپرینکلرهای دمای بالا برای اشغال‌های با خطر زیاد استفاده می‌شود، ناحیه عملکرد اسپرینکلر می‌تواند بدون تغییر چگالی، تا 25 درصد کاهش یابد، اما نه کمتر از 2000 فوت مربع (185 متر مربع).

      19.3.3.2.7 در مواردی که از اسپرینکلرهایی با ضریب دبی K-11.2 (160) یا بزرگ‌تر همراه با منحنی‌های طراحی مربوط به Extra Hazard Group 1 یا Extra Hazard Group 2 و مطابق با بند 19.3.3.1.1 استفاده می‌شود، ناحیه طراحی می‌تواند تا 25 درصد کاهش یابد، اما نه کمتر از 2000 فوت مربع (185 متر مربع)، بدون توجه به درجه حرارت اسپرینکلر.

      Z

      19.3.3.2.8* تعدیلات چندگانه
      19.3.3.2.8.1 هنگامی که تعدیلات چندگانه در ناحیه عملکرد باید مطابق با بندهای 19.3.3.2.3، 19.3.3.2.4، 19.3.3.2.5 یا 19.3.3.2.6 انجام گیرد، این تعدیلات باید به صورت مرکب بر پایه ناحیه عملکرد انتخاب‌شده اولیه از شکل 19.3.3.1.1 اعمال شوند.
      19.3.3.2.8.2 اگر ساختمان دارای فضاهای پنهان قابل احتراق و بدون اسپرینکلر باشد، قوانین بند 19.3.3.1.4 باید پس از انجام تمام اصلاحات دیگر اعمال شود.

      19.3.3.3 روش طراحی اتاق
      19.3.3.3.1* نیازمندی‌های تأمین آب برای تنها اسپرینکلرها باید بر پایه اتاقی که بیشترین تقاضا را ایجاد می‌کند، بنا شود.
      19.3.3.3.2 چگالی انتخاب‌شده باید از شکل 19.3.3.1.1 مطابق با طبقه‌بندی خطر اشغال و اندازه اتاق باشد.
      19.3.3.3.3 برای استفاده از روش طراحی اتاق، تمام اتاق‌ها باید دارای دیوارهایی با درجه مقاومت در برابر آتش برابر با مدت زمان تأمین آب ذکر شده در جدول 19.3.3.1.2 باشند.
      19.3.3.3.4 اگر اتاق کوچک‌تر از ناحیه مشخص‌شده در شکل 19.3.3.1.1 باشد، مفاد بندهای 19.3.3.1.4(1) و 19.3.3.1.4(2) باید اعمال شوند.
      19.3.3.3.5 حداقل حفاظت از بازشوها باید به صورت زیر باشد:
      (1) خطر سبک — درب‌های خودبسته‌شونده یا خودکار غیر مقاوم در برابر آتش.
      (2) خطر سبک بدون حفاظت از بازشو — در صورتی که بازشوها حفاظت نشده باشند، محاسبات باید شامل اسپرینکلرهای داخل اتاق به‌علاوه دو اسپرینکلر در فضای ارتباطی نزدیک‌ترین به هر بازشوی حفاظت‌نشده باشد، مگر اینکه فضای ارتباطی تنها دارای یک اسپرینکلر باشد که در این صورت محاسبات باید شامل عملکرد همان یک اسپرینکلر باشد. انتخاب اسپرینکلرهای اتاق و فضای ارتباطی که باید محاسبه شود، باید به گونه‌ای باشد که بیشترین تقاضای هیدرولیکی را تولید کند. برای اشغال‌های خطر سبک با بازشوهای بدون حفاظت در دیوارها، حداقل عمق پیشانی (lintel) برای بازشوها 8 اینچ (200 میلی‌متر) الزامی است و عرض بازشو نباید بیش از 8 فوت (2.4 متر) باشد. داشتن تنها یک بازشوی 36 اینچ (900 میلی‌متر) یا کمتر بدون پیشانی مجاز است، مشروط بر اینکه بازشوی دیگری به فضاهای مجاور وجود نداشته باشد.
      (3) خطر معمولی و خطر بالا — درب‌های خودبسته‌شونده یا خودکار با درجه مقاومت آتش مناسب برای محصورسازی.

      19.3.3.3.6 در صورتی که روش طراحی اتاق استفاده شود و ناحیه مورد نظر راهرویی باشد که توسط یک ردیف اسپرینکلر محافظت شده با بازشوهای حفاظت‌شده طبق بند 19.3.3.3.5 محافظت می‌شود، حداکثر تعداد اسپرینکلرهایی که نیاز به محاسبه دارند پنج عدد یا، در صورتی که اسپرینکلرهای پوشش گسترده نصب شده باشند، تمام اسپرینکلرهای موجود در 75 فوت طولی (23 متر طولی) از راهرو خواهد بود.
      19.3.3.3.7 در صورتی که ناحیه مورد نظر راهرویی باشد که توسط یک ردیف اسپرینکلر محافظت شده با بازشوهای بدون حفاظت در یک اشغال خطر سبک محافظت می‌شود، ناحیه طراحی باید شامل تمام اسپرینکلرهای موجود در راهرو تا حداکثر پنج عدد باشد یا، در صورتی که اسپرینکلرهای پوشش گسترده نصب شده باشند، تمام اسپرینکلرهای موجود در 75 فوت طولی (23 متر طولی) از راهرو.

      19.3.3.4 نواحی طراحی ویژه
      19.3.3.4.1 در صورتی که ناحیه طراحی شامل یک شوت خدمات ساختمانی باشد که با رایزر جداگانه‌ای تغذیه می‌شود، حداکثر تعداد اسپرینکلرهایی که باید محاسبه شوند، سه عدد است، که هرکدام باید حداقل ۱۵ گالن در دقیقه (57 لیتر در دقیقه) تخلیه داشته باشند.
      19.3.3.4.2* در صورتی که ناحیه‌ای قرار است تنها توسط یک خط اسپرینکلر محافظت شود، ناحیه طراحی باید شامل تمام اسپرینکلرهای روی خط تا حداکثر هفت عدد باشد.
      19.3.3.4.3 اسپرینکلرهای داخل کانال‌ها که در بخش‌های 8.9 و 9.3.9 توصیف شده‌اند، باید به‌گونه‌ای طراحی هیدرولیکی شوند که فشار تخلیه در هر اسپرینکلر حداقل ۷ psi (0.5 bar) باشد، در حالی که تمام اسپرینکلرهای داخل کانال در حال تخلیه هستند.
      19.3.3.4.4 برج‌های پله: برج‌های پله یا دیگر ساختارهایی با طبقات ناقص، اگر با رایزر مستقل لوله‌کشی شده باشند، از نظر اندازه لوله به‌عنوان یک ناحیه تلقی می‌شوند.

      19.4 رویکردهای طراحی ویژه
      19.4.1 اسپرینکلرهای مسکونی
      19.4.1.1* ناحیه طراحی باید شامل چهار اسپرینکلر مجاور باشد که بیشترین تقاضای هیدرولیکی را ایجاد می‌کنند.
      19.4.1.2* مگر اینکه الزامات بند 19.3.3.1.5.2 برای ساختمان‌هایی که دارای فضاهای پنهان قابل احتراق بدون اسپرینکلر هستند (طبق توصیف در بندهای 9.2.1 و 9.3.18) رعایت شده باشد، حداقل ناحیه طراحی عملکرد اسپرینکلر برای آن بخش از ساختمان باید شامل هشت اسپرینکلر باشد.
      19.4.1.2.1* ناحیه طراحی شامل هشت اسپرینکلر فقط باید برای بخش‌هایی از اسپرینکلرهای مسکونی اعمال شود که در مجاورت فضای پنهان قابل احتراق واجد شرایط قرار دارند.
      19.4.1.2.2 واژه «مجاور» شامل هر سیستم اسپرینکلری می‌شود که فضایی را در بالا، پایین، یا کنار فضای پنهان محافظت می‌کند، مگر آنکه مانعی با درجه مقاومت در برابر آتش معادل حداقل مدت زمان تأمین آب، فضای پنهان را به‌طور کامل از ناحیه دارای اسپرینکلر جدا کرده باشد.
      19.4.1.3 مگر اینکه الزامات بند 19.4.1.4 رعایت شده باشد، حداقل دبی مورد نیاز از هر اسپرینکلر در ناحیه طراحی باید بزرگ‌تر از مقادیر زیر باشد:
      (1) طبق حداقل نرخ جریان ذکر شده در لیستینگ اسپرینکلر
      (2) در اتاق‌ها یا فضاهایی بزرگ‌تر از 800 فوت مربع (74 متر مربع)، به‌صورت تحویل حداقل 0.1 gpm/ft² (4.1 mm/min) بر روی ناحیه طراحی، طبق مفاد بند 9.5.2.1
      (3) در اتاق‌ها یا فضاهایی با 800 فوت مربع (74 متر مربع) یا کمتر، به‌صورت تحویل حداقل 0.1 gpm/ft² (4.1 mm/min) بر روی سطح اتاق یا فضا با استفاده از مساحت اتاق تقسیم بر تعداد اسپرینکلرهای موجود در آن

      19.4.1.4 برای تغییرات یا افزودن به سیستم‌های موجود مجهز به اسپرینکلرهای مسکونی، معیارهای دبی لیست‌شده کمتر از 0.1 gpm/ft² (4.1 mm/min) مجاز است.
      19.4.1.4.1 در مواردی که اسپرینکلرهای مسکونی تولیدشده پیش از سال 2003 که دیگر توسط تولیدکننده عرضه نمی‌شوند تعویض می‌گردند، و این اسپرینکلرها با چگالی طراحی کمتر از 0.05 gpm/ft² (2.04 mm/min) نصب شده‌اند، استفاده از اسپرینکلر مسکونی با ضریب K معادل (±5 درصد) مجاز است، مشروط بر اینکه سطح پوشش فعلی لیست‌شده برای اسپرینکلر جایگزین تجاوز نکند.

      19.4.1.5 در نواحی مانند اتاق زیر شیروانی، زیرزمین‌ها، یا سایر انواع کاربری‌هایی که خارج از واحدهای مسکونی اما درون همان سازه قرار دارند، این نواحی باید به‌عنوان مبنای طراحی جداگانه طبق بخش 19.2 محافظت شوند.
      19.4.1.6 الزامات اختصاصی برای سهمیه جریان شلنگ (hose stream allowance) و مدت زمان تأمین آب باید مطابق الزامات کاربری خطر کم(light hazard) در جدول 19.3.3.1.2 باشد.

      19.4.2 حفاظت در برابر مواجهه   (Exposure Protection)

      19.4.2.1* لوله‌کشی باید طبق بخش 27.2 به‌صورت هیدرولیکی طراحی شود به‌نحوی که حداقل ۷ psi (0.5 bar) فشار در هر اسپرینکلر که به سمت ناحیه مواجهه (exposure) قرار گرفته، با فرض فعال بودن تمام این اسپرینکلرها، فراهم گردد.
      19.4.2.2 اگر منبع آب سایر سامانه‌های حفاظت در برابر آتش را نیز تغذیه می‌کند، باید توانایی تأمین هم‌زمان کل تقاضای این سامانه‌ها و همچنین تقاضای سامانه محافظت از مواجهه را داشته باشد.

      19.4.3 پرده‌های آبی (Water Curtains)

      19.4.3.1 اسپرینکلرهای موجود در یک پرده آبی، همان‌طور که در بندهای 9.3.5 یا 9.3.13.2 توصیف شده‌اند، باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که حداقل تخلیه 3 گالن در دقیقه برای هر فوت طول (37 لیتر در دقیقه برای هر متر طول) از پرده آبی را فراهم کنند، به‌طوری که هیچ اسپرینکلری کمتر از 15 گالن در دقیقه (57 لیتر در دقیقه) تخلیه نداشته باشد.
      19.4.3.2 برای پرده‌های آبی با اسپرینکلر خودکار (automatic sprinklers)، تعداد اسپرینکلرهایی که در طراحی محاسبه می‌شوند باید برابر با تعداد اسپرینکلرهایی باشد که در طولی مطابق با طول موازی با خطوط انشعاب (branch lines) در ناحیه‌ای که در بند 27.2.4.2 مشخص شده است، قرار دارند.
      19.4.3.3 برای پرده آبی سیستم دلوژ (deluge system) که جهت محافظت از دهانه‌ی صحنه تئاتر (proscenium opening) طبق بند 9.3.13.2 استفاده می‌شود، پرده آبی باید به‌گونه‌ای طراحی شود که همه اسپرینکلرهای باز متصل به آن را تأمین کند.

      19.4.3.4 اسپرینکلرهای زیر سقف یا بام در فضاهای پنهان قابل احتراق با سازه‌های چوبی (Wood Joist یا Wood Truss) با فواصل کمتر از 3 فوت (0.9 متر) و شیب 4 در 12 یا بیشتر

      19.4.3.4.1 در صورتی که فاصله‌گذاری اسپرینکلرها از یکدیگر بیش از 8 فوت (2.4 متر) در جهت عمود بر شیب نباشد، حداقل فشار تخلیه اسپرینکلر باید 7 psi (0.5 bar) باشد.

      19.4.3.4.2 چنانچه فاصله‌گذاری اسپرینکلرها از یکدیگر بیش از ۸ فوت (۲.۴ متر) در جهت عمود بر شیب باشد، حداقل فشار تخلیه اسپرینکلر باید ۲۰ psi (1.4 bar) باشد.
      19.4.3.4.3 الزامات سهمیه جریان شلنگ (hose stream allowance) و مدت زمان تأمین آب باید مطابق با الزامات کاربری خطر کم (light hazard) در جدول 19.3.3.1.2 رعایت شود.

      19.4.3.5 اگر احتمال دارد که یک آتش‌سوزی به‌طور هم‌زمان اسپرینکلرهای پرده آبی و ناحیه طراحی یک سیستم محاسبه‌شده به‌صورت هیدرولیکی را فعال کند، تأمین آب پرده آبی باید به تقاضای آب محاسبه‌شده اضافه شده و با تقاضای ناحیه محاسبه‌شده بالانس گردد.

      19.4.4 شیشه محافظت‌شده با اسپرینکلر (Sprinkler-Protected Glazing)

      19.4.4 در مواردی که الزامات شیشه محافظت‌شده با اسپرینکلر باید با بند 9.3.15 مطابقت داشته باشند، مدت زمان تأمین آب برای ناحیه طراحی شامل اسپرینکلرهای پنجره نباید کمتر از درجه‌بندی مورد نیاز مجموعه (assembly) باشد.
      19.4.4.1 برای شیشه محافظت‌شده با اسپرینکلر، تعداد اسپرینکلرهایی که در طراحی هیدرولیکی لحاظ می‌شوند، باید معادل تعداد اسپرینکلرهایی باشند که در طولی برابر با طول موازی با خطوط انشعاب در ناحیه‌ای که توسط بند 27.2.4.2 مشخص شده، قرار دارند.
      19.4.4.2 اگر احتمال دارد که یک آتش‌سوزی به‌طور هم‌زمان اسپرینکلرهای شیشه محافظت‌شده و ناحیه طراحی یک سیستم محاسبه‌شده به‌صورت هیدرولیکی را فعال کند، تأمین آب برای شیشه محافظت‌شده نیز باید به تقاضای آب محاسبه‌شده اضافه شده و با تقاضای ناحیه محاسبه‌شده بالانس گردد.
      19.4.4.3 محاسبات طراحی هیدرولیکی باید شامل ناحیه‌ای از طراحی باشند که اسپرینکلرهای سقفی مجاور شیشه محافظت‌شده با اسپرینکلر را در بر گیرد.

      19.5 سامانه‌های دلوژ (Deluge Systems)

      اسپرینکلرهای باز و سامانه‌های دلوژ باید طبق استانداردهای مربوطه به‌صورت هیدرولیکی طراحی و محاسبه شوند.

  • راهنمای جامع استفاده از بیم دتکتور دودی اعلام حریق

    تشخیص نوری بیم راهکاری اقتصادی برای شناسایی دود در فضاهای باز بزرگ مانند مراکز خرید، انبارها و فرودگاه‌ها ارائه می‌دهد.

    ابتدا بیایید به دیگر روش‌های تشخیص که معمولاً استفاده می‌شوند نگاه کنیم و دلیل انتخاب بیم دتکتور دودی اعلام حریق به جای آن‌ها را بررسی کنیم.

    دتکتور نقطه‌ای اغلب استفاده می‌شود اما می‌تواند منجر به شبکه‌ای پیچیده از چندین دتکتور همپوشان گردد که نصب آن‌ها بسیار زمان‌بر، سیم‌کشی آن‌ها پرهزینه و دسترسی به آن‌ها هنگام تعمیر و نگهداری دشوار خواهد بود. یک بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری به طور کلی می‌تواند جایگزین حدود ۱۶ دتکتور نقطه‌ای منفرد گردد و ۱۵۰۰ متر مربع را پوشش دهد.WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.33 AM

    سیستم‌های نمونه‌برداری مکشی معمولاً روی سقف نصب می‌شوند اما پیچیده و زمان‌بر برای نصب هستند. این سیستم‌ها شامل شبکه‌ای از لوله‌های نمونه‌برداری، درپوش‌ها و زانوها می‌باشند. همه این‌ها نیاز به نصب و نگهداری دارند. خود لوله‌کشی می‌تواند مزاحم باشد و نیاز به پنهان کردن در ساختار ساختمان داشته باشد.

    WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.33 AM1

    WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM

    برخی کدهای اجرایی نصب همچنین ارتفاعی را که دتکتور نقطه‌ای و مکشی می‌توانند استفاده شوند محدود می‌کنند زیرا هرچه سقف بالاتر باشد، چگالی ذرات کمتر خواهد شد و ممکن است زیر آستانه هشدار مورد نیاز این نوع دتکتورها قرار گیرد. بیم دتکتور دودی اعلام حریق در ارتفاع کارآمدتر است زیرا وقتی دود بالا می‌رود پخش می‌شود و ناحیه بزرگ‌تری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به این ترتیب مسیر بیم بیشتری تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این مسیر تشخیص گسترده کارآمدتر از محفظه کوچک یک دتکتور نقطه‌ای است.

    WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM1

    سیستم‌های تشخیص نقطه‌ای و مکشی به بالارفتن دود تا سقف وابسته هستند. مشکلاتی نیز می‌تواند به دلیل لایه‌ای موسوم به لایه استراتیفیکیشن ایجاد شود. ذرات دود سنگین‌تر از هوا هستند و توسط هوای گرم اطرافشان از میان هوای خنک‌تر بالا برده می‌شوند. این هوای خنک اطراف، ستون دود را سرد کرده و هوای گرم محبوس شده در زیر سقف یک لایه حرارتی تشکیل می‌دهد که مانع رسیدن دود به سقف می‌شود.

    WhatsApp Image 2025 09 18 at 2.08.34 AM2

    دتکتور نقطه‌ای و مکشی ممکن است به دلیل این پدیده قادر به تشخیص دود نباشند. با این حال، بیم دتکتور دودی اعلام حریق معمولاً ۶۰۰ میلی‌متر پایین‌تر از سقف نصب می‌شود (مطابق BS5839) که به این معناست کمتر احتمال دارد بالای خط استراتیفیکیشن قرار گیرد.

    تشخیص شعله و ویدئویی: نوعی بسیار تخصصی و پرهزینه از تشخیص که اغلب به عنوان یک روش ثانویه با حساسیت بالا و سریع در محیط‌های با ارزش بالا مانند تولید هواپیما استفاده می‌شود.

    انتخاب نوع دتکتور در نهایت با ارزیابی وضعیت، ویژگی‌های ساختمان، محیط، سرعت تشخیص، ارزیابی ریسک‌های بالقوه و مواد موجود تعیین می‌گردد.

    بیم دتکتور دودی اعلام حریق راهکاری همه‌کاره و مقرون‌به‌صرفه برای حفاظت از نواحی وسیع، به‌ویژه با سقف‌های بلند ارائه می‌دهد.

    انواع بیم دتکتور دودی اعلام حریق نوری: سه نوع اصلی بیم وجود دارد که باید در نظر گرفت.

    بیم دتکتور دودی اعلام حریق غیر موتوری «رفلکتیو»: این نوع به سادگی با ارسال یک پرتو نامرئی مادون قرمز که به یک رفلکتور در انتهای مقابل برخورد می‌کند کار می‌کند و سپس مسیر دید را برای انسداد مانیتور می‌کند. هر دو فرستنده و گیرنده در یک واحد قرار دارند. این نوع معمولاً استفاده می‌شود اما تنها باید در محیط مناسب استفاده گردد. فقط در فضاهایی باید استفاده شود که ساختار آن‌ها صلب بوده و فاقد هرگونه حرکت باشند. ساختمان‌ها می‌توانند به دلایل متعددی حرکت کنند، ساختمان‌های جدید می‌توانند نشست کنند، انبارهای فلزی بزرگ می‌توانند در شرایط گرم و سرد تاب بردارند و شرایط آب‌وهوایی نامساعد مانند برف می‌تواند ساختمان‌ها را تغییر شکل دهد. باید توجه داشت که یک درجه حرکت ساختمان می‌تواند باعث انحراف بیم حدود ۱.۴ متر در ۱۰۰ متر شود که منجر به آلارم کاذب در یک بیم ثابت خواهد شد. راه‌اندازی، تنظیم و نگهداری بیم فقط در ارتفاع قابل انجام است و نیاز به تجهیزات دسترسی در ارتفاع خواهد داشت.

    بیم دتکتور دودی اعلام حریق انتها به انتها: این نوع معمولاً یک کاربرد تخصصی و پرهزینه است که نیاز به شلیک پرتو از میان فضاهای کوچک دارد که ممکن است برای بیم‌های رفلکتوری مشکل‌ساز باشند زیرا احتمال بازگشت ناخواسته سیگنال از سازه‌های نزدیک وجود دارد. آن‌ها با یک فرستنده در یک انتها و یک گیرنده در انتهای مقابل کار می‌کنند که انسداد را بررسی می‌کند. این نوع تشخیص نیاز به سیم‌کشی در هر دو انتها دارد که می‌تواند به معنای اجرای پرهزینه کابل‌های ۱۰۰ متر یا بیشتر و دسترسی در ارتفاع برای راه‌اندازی، تنظیم و نگهداری باشد.

    بیم دتکتور دودی اعلام حریق موتوری: پیشرفتی که به دلیل محدودیت‌های بیم ثابت و انتها به انتها ایجاد شده است. موتوری بودن و هوشمندی بیم به این معناست که می‌توان آن‌ها را به طور خودکار هم‌تراز و راه‌اندازی کرد و این کار در سطح زمین از طریق یک کنترلر از راه دور چندزبانه با کاربری ساده انجام می‌شود. تنظیم پارامترهای بیم مانند زمان واکنش نیز می‌تواند از طریق این کنترلر انجام گیرد. هنگامی که بیم هوشمند موتوری هم‌تراز شد، در سرویس به طور مداوم هم‌ترازی خود را حفظ می‌کند، به این معنا که حرکت ساختمان دیگر مشکلی ایجاد نمی‌کند و در نتیجه صرفه‌جویی در زمان، هزینه، اعتبار و به طور مهم کاهش آلارم‌های کاذب حاصل خواهد شد.

    چه مواردی باید هنگام استفاده از بیم دتکتور دودی اعلام حریق در نظر گرفته شود؟

    بیم دتکتور دودی اعلام حریق با اندازه‌گیری انسداد سیگنال دریافتی خود کار می‌کند. ساختمان‌هایی با دیواره‌های باز یا فضاهای باز به بیرون می‌توانند نسبت به ابر و مه حساس باشند. تغییرات شدید دمای ساختمان می‌تواند باعث ایجاد میعان روی رفلکتور یا سر بیم شود که موجب قرائت‌های کاذب خواهد شد. باید مراقب سناریوهای مختلف جوی به‌ویژه در ماه‌های زمستان بود. برخی بیم‌ها دارای راه‌حل‌های ضد میعان هستند. محیط‌هایی که دود و بخار تولید می‌کنند مانند سالن‌های جوشکاری و پایانه‌های اتوبوس می‌توانند مشکل‌ساز باشند.

    بیم‌های موتوری اکنون به گزینه اصلی صنعت تبدیل شده‌اند و در سراسر جهان فروخته می‌شوند و با فراهم کردن ایمنی کار از سطح زمین موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه می‌شوند.

     

  • آشکارسازهای دودی بیم (Beam Smoke Detectors): چشم‌های نامرئی نگهبان در برابر حریق‌های وسیع

    چکیده: آشکارسازهای دودی بیم، ستون فقرات سیستم‌های پیشرفته اعلام حریق در فضاهای بزرگ و وسیع محسوب می‌شوند. این مقاله به بررسی عمیق اصول فیزیکی و مهندسی نهفته در عملکرد آشکارسازهای دودی بیم می‌پردازد، از مکانیسم تشخیص دود بر پایه پراکندگی و تضعیف نور مادون قرمز گرفته تا پیکربندی‌های مختلف و ملاحظات طراحی در کاربردهای عملی. با تحلیل جزئیات نحوه عملکرد این دتکتورها در حالت عادی و در شرایط حریق، چالش‌های احتمالی و راهکارهای غلبه بر آن‌ها، و همچنین مقایسه با سایر روش‌های تشخیص دود، تصویری جامع از اهمیت و کارایی این فناوری ارائه می‌شود. هدف این مقاله، ارائه یک دیدگاه علمی و کاربردی برای متخصصان، طراحان سیستم‌های ایمنی، و علاقه‌مندان به فناوری‌های اعلام حریق است.

    WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.16 PM

    مقدمه: امنیت در برابر حریق، از دیرباز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری بوده است. با توسعه سازه‌های بزرگ و پیچیده نظیر انبارهای وسیع، سالن‌های کنفرانس، آتریوم‌ها، و مراکز خرید، چالش تشخیص زودهنگام حریق در این فضاهای گسترده به مراتب افزایش یافته است. آشکارسازهای دودی نقطه‌ای سنتی، که برای پوشش مساحت‌های محدودتری طراحی شده‌اند، در چنین محیط‌هایی کارایی لازم را ندارند. اینجاست که آشکارسازهای دودی بیم، با قابلیت پوشش دهی مسافت‌های طولانی، به عنوان یک راه حل بی‌بدیل مطرح می‌شوند. این مقاله به کاوش در اعماق این تکنولوژی پرداخته و پیچیدگی‌های علمی و کاربردی آن را آشکار می‌سازد.

    WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.16 PM1

    1. اساس فیزیکی تشخیص دود: برهم‌کنش نور و ذرات معلق در قلب عملکرد آشکارسازهای دودی بیم، پدیده‌های فیزیکی پراکندگی (Scattering) و تضعیف (Attenuation) نور توسط ذرات دود قرار دارد. نور، به عنوان یک موج الکترومغناطیسی، هنگام عبور از محیطی حاوی ذرات معلق، مانند دود، با این ذرات برهم‌کنش می‌کند. این برهم‌کنش به دو شکل اصلی بروز می‌یابد:
    2. WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.17 PM
    • تضعیف (Absorption & Scattering): بخشی از انرژی نور توسط ذرات دود جذب شده یا در جهات مختلف پراکنده می‌شود. این امر منجر به کاهش شدت نور عبوری از مسیر می‌شود. آشکارسازهای دودی بیم، عمدتاً بر پایه اندازه‌گیری همین کاهش شدت نور عمل می‌کنند.
    • WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.17 PM1
    • پراکندگی (Scattering): ذرات دود، نور را در تمامی جهات پراکنده می‌کنند. میزان و الگوی پراکندگی نور به اندازه ذرات، طول موج نور و زاویه دید بستگی دارد. این پدیده، اساس کار آشکارسازهای دودی از نوع پراکندگی نور (مانند برخی دتکتورهای نقطه‌ای) است، اما در دتکتورهای بیم، تمرکز اصلی بر تضعیف کلی پرتو است.
    • WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.17 PM2

    برای افزایش حساسیت و کاهش تأثیر عوامل محیطی نامطلوب (مانند گرد و غبار)، اکثر آشکارسازهای دودی بیم از نور مادون قرمز (Infrared – IR) استفاده می‌کنند. طول موج‌های مادون قرمز کمتر توسط بخار آب و ذرات بسیار ریز هوا پراکنده می‌شوند، اما به طور مؤثر توسط ذرات بزرگ‌تر دود تضعیف می‌گردند.

    WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.18 PM

    1. اجزای اصلی و پیکربندی‌های آشکارسازهای دودی بیم یک سیستم آشکارساز دودی بیم معمولاً از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
    2. WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.18 PM1
    • فرستنده (Transmitter): این بخش شامل یک منبع نور مادون قرمز (IR LED) است که یک پرتو نوری متمرکز و کنترل‌شده را تولید می‌کند. لنزهای اپتیکی در این بخش وظیفه متمرکز کردن پرتو را بر عهده دارند تا پرتو با حداقل واگرایی به سمت گیرنده حرکت کند. در برخی مدل‌های پیشرفته، از چندین IR LED برای افزایش قدرت پرتو و پوشش دهی مسافت‌های طولانی‌تر استفاده می‌شود.
    • گیرنده (Receiver): این واحد شامل یک فوتودیود (Photodiode) یا یک آرایه از فوتودیودها است که وظیفه دریافت پرتو نور فرستاده شده و تبدیل آن به یک سیگنال الکتریکی را بر عهده دارد. کیفیت و حساسیت فوتودیود در تشخیص تغییرات جزئی در شدت نور حیاتی است. لنزهای گیرنده نیز به جمع‌آوری نور و هدایت آن به سمت فوتودیود کمک می‌کنند.
    • کنترل‌کننده (Controller/Control Unit): این بخش که معمولاً جدا از فرستنده و گیرنده نصب می‌شود، مسئول پردازش سیگنال‌های دریافتی از گیرنده، مقایسه آن‌ها با مقادیر مرجع (آستانه‌های از پیش تعیین شده)، و اعلام وضعیت‌های مختلف (عادی، پیش‌هشدار، حریق، خطا) است. این واحد همچنین قابلیت تنظیم حساسیت، انجام تست‌های خودکار (Auto Alignment و Drift Compensation) و اتصال به پنل مرکزی اعلام حریق را فراهم می‌کند.

    پیکربندی‌ها: آشکارسازهای دودی بیم را می‌توان به دو دسته اصلی از نظر پیکربندی تقسیم کرد:

    • نوع جداگانه (Separate Type – Transmitter/Receiver): در این پیکربندی، فرستنده و گیرنده در دو واحد مجزا و در فواصل معینی (معمولاً 5 تا 120 متر، و در برخی مدل‌ها تا 150-200 متر) روبروی یکدیگر نصب می‌شوند. پرتو نور از فرستنده ساطع شده و مستقیماً به گیرنده می‌رسد. این رایج‌ترین نوع آشکارساز بیم است و برای پوشش دهی مسیرهای طولانی مناسب است.
    • نوع بازتابنده (Reflector Type – Transceiver/Reflector): در این حالت، فرستنده و گیرنده در یک واحد مشترک (Transceiver) قرار دارند و پرتو نور به سمت یک بازتابنده (Reflector) که در فاصله دوری نصب شده، ارسال می‌شود. بازتابنده، پرتو نور را به سمت واحد فرستنده/گیرنده بازتاب می‌دهد. این پیکربندی مزیت سیم‌کشی کمتر (تنها یک واحد به برق و سیم‌کشی نیاز دارد) و سهولت نصب بیشتری دارد، اما معمولاً برای مسافت‌های کمی کوتاه‌تر (معمولاً تا 100 متر) مورد استفاده قرار می‌گیرد و به دلیل عبور نور از مسیر دو بار (رفت و برگشت)، حساسیت کمی متفاوت دارد.
    1. اصل عملکرد در حالت عادی و حریق (بر اساس تصاویر):
    • حالت عادی (Normal State): در شرایط عادی و بدون وجود دود، پرتو نور مادون قرمز که از IR LED ساطع می‌شود، بدون مانع از طریق محفظه شفاف به سمت گیرنده (فوتودیود) حرکت می‌کند. پرتوها با شدت کامل به فوتودیود می‌رسند. فوتودیود این نور را به یک سیگنال الکتریکی تبدیل می‌کند که توسط واحد کنترل به عنوان “حالت عادی” یا “بدون حریق” تفسیر می‌شود. این سیگنال پایه، مرجعی برای مقایسه‌های بعدی است.
    • حالت حریق (Fire Alarm – با حضور دود): هنگامی که دود ناشی از حریق وارد مسیر پرتو نور می‌شود، ذرات دود (که در تصویر به رنگ خاکستری نشان داده شده‌اند) با پرتو نور برهم‌کنش می‌کنند. همانطور که پیشتر توضیح داده شد، این برهم‌کنش باعث تضعیف و پراکندگی پرتو نور می‌شود. در نتیجه، شدت نوری که به فوتودیود می‌رسد، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. فوتودیود این کاهش شدت نور را به یک سیگنال الکتریکی با دامنه کمتر تبدیل می‌کند. واحد کنترل این کاهش سیگنال را تشخیص داده و در صورتی که این کاهش از یک آستانه از پیش تعیین شده (که معمولاً بر حسب درصد انسداد نور در واحد طول بیان می‌شود) فراتر رود، وضعیت “آلارم حریق” را اعلام می‌کند و به پنل مرکزی اعلام حریق سیگنال ارسال می‌نماید.
    1. تکنیک‌های پیشرفته در آشکارسازهای بیم:
    • جبران رانش (Drift Compensation): با گذشت زمان، عوامل محیطی مانند گرد و غبار یا کثیف شدن لنزها می‌توانند باعث کاهش تدریجی شدت نور دریافتی شوند، حتی در غیاب دود. اگر این کاهش به درستی جبران نشود، می‌تواند منجر به آلارم‌های کاذب یا کاهش حساسیت واقعی شود. تکنولوژی جبران رانش به آشکارساز اجازه می‌دهد تا به آرامی و به صورت هوشمندانه تغییرات طولانی مدت در شدت نور را شناسایی و آستانه آلارم را متناسب با آن تنظیم کند، بدون اینکه بر توانایی تشخیص سریع دود واقعی تأثیر بگذارد.
    • هم‌ترازی خودکار (Auto Alignment): نصب دقیق فرستنده و گیرنده برای اطمینان از هم‌راستایی کامل پرتو نور بسیار حیاتی است. سیستم‌های پیشرفته دارای قابلیت هم‌ترازی خودکار هستند که به طور خودکار موقعیت لنزها یا پرتو را تنظیم می‌کنند تا حداکثر شدت نور به گیرنده برسد. این ویژگی نه تنها نصب را آسان‌تر می‌کند، بلکه عملکرد بهینه را در طول زمان تضمین می‌نماید.
    • فیلترهای نوری و محافظ‌ها: برای جلوگیری از ورود حشرات، ذرات بزرگ گرد و غبار و نورهای مزاحم محیطی (مانند نور خورشید) به محفظه اپتیکی، از فیلترهای نوری و محفظه‌های محافظت شده (مانند Insect Screen و Lightproof Chamber Cover در تصاویر) استفاده می‌شود. این اقدامات به حفظ دقت و پایداری عملکرد آشکارساز کمک می‌کنند.
    • تشخیص چندگانه (Multi-criteria Detection): در برخی سیستم‌های پیشرفته‌تر، آشکارسازهای بیم ممکن است با سنسورهای دیگری نظیر سنسورهای حرارتی یا گاز ترکیب شوند تا اطلاعات بیشتری برای تشخیص دقیق‌تر حریق و کاهش آلارم‌های کاذب فراهم آورند.
    1. کاربردها و مزایا: آشکارسازهای دودی بیم به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فردشان، در طیف گسترده‌ای از کاربردها به کار گرفته می‌شوند:
    • انبارها و سوله های صنعتی: فضاهایی با سقف‌های بلند و مساحت‌های وسیع که نصب تعداد زیادی آشکارساز نقطه‌ای غیرعملی و پرهزینه است.
    • سالن‌های ورزشی، تئاترها و سینماها: فضاهای باز با ارتفاع زیاد که نیاز به پوشش دهی گسترده دارند.
    • آتریوم‌ها و لابی‌های بزرگ: سازه‌های معماری با فضاهای باز عمودی.
    • فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های قطار: مکان‌هایی با جریان هوای زیاد و مسافرت دود در مسافت‌های طولانی.
    • مراکز خرید و فروشگاه‌های بزرگ: برای پوشش دهی فضاهای وسیع و راهروها.

    مزایای کلیدی:

    • پوشش دهی وسیع: هر آشکارساز می‌تواند مساحتی به مراتب بزرگتر از آشکارسازهای نقطه‌ای را پوشش دهد، که منجر به کاهش تعداد دتکتورهای مورد نیاز و هزینه‌های نصب می‌شود.
    • مناسب برای سقف‌های بلند: توانایی تشخیص دود در ارتفاعات بالا که دتکتورهای نقطه‌ای ممکن است با تأخیر عمل کنند.
    • مقاومت در برابر آلارم‌های کاذب: با تکنیک‌های جبران رانش و فیلترینگ پیشرفته، این سیستم‌ها در برابر عوامل محیطی مقاوم‌تر هستند.
    • نگهداری آسان: دسترسی برای نگهداری و تمیز کردن معمولاً آسان‌تر از تعداد زیادی دتکتور نقطه‌ای است.
    1. چالش‌ها و ملاحظات طراحی: با وجود مزایای فراوان، نصب و طراحی سیستم‌های آشکارساز دودی بیم نیازمند ملاحظاتی خاص است:
    • هم‌ترازی دقیق: نصب اولیه نیازمند دقت بالا در هم‌ترازی فرستنده و گیرنده است. هرگونه حرکت سازه‌ای کوچک می‌تواند بر عملکرد تأثیر بگذارد.
    • انسداد مسیر: مسیر پرتو نور باید همواره از هرگونه مانع (مانند قفسه‌های بلند، ماشین‌آلات، پرده‌ها یا حتی جرثقیل‌های سقفی) عاری باشد. برنامه‌ریزی دقیق چیدمان فضا ضروری است.
    • تأثیر نور محیط: نور شدید خورشید یا منابع نوری قدرتمند دیگر می‌توانند در عملکرد سیستم اختلال ایجاد کنند. انتخاب مکان مناسب و استفاده از فیلترهای نوری حیاتی است.
    • شرایط محیطی: تغییرات شدید دما، رطوبت، یا وجود ذرات گرد و غبار بسیار زیاد (در محیط‌های بسیار آلوده) می‌تواند بر عملکرد تأثیر بگذارد. برخی مدل‌ها دارای محفظه‌های گرمایشی یا تهویه‌شده برای مقابله با این چالش‌ها هستند.
    • الگوی جریان هوا: در فضاهای بزرگ، الگوی جریان هوا می‌تواند بر نحوه انتشار دود تأثیر بگذارد. طراحی سیستم باید با در نظر گرفتن این الگوها باشد تا اطمینان حاصل شود که دود به موقع وارد مسیر پرتو می‌شود.
    1. مقایسه با سایر آشکارسازها: در مقایسه با آشکارسازهای دودی نقطه‌ای، آشکارسازهای بیم در پوشش دهی مساحت‌های وسیع و ارتفاعات بالا برتری دارند. آشکارسازهای نمونه‌بردار هوا (Aspirating Smoke Detectors – ASD) نیز برای تشخیص بسیار زودهنگام در محیط‌های حساس استفاده می‌شوند، اما پیچیدگی نصب و هزینه بالاتری دارند. آشکارسازهای بیم یک راه حل میانی ارائه می‌دهند که تعادلی بین پوشش دهی، حساسیت و هزینه ایجاد می‌کند.

    نتیجه‌گیری: آشکارسازهای دودی بیم به عنوان یک جزء حیاتی در سیستم‌های مدرن اعلام حریق، نقش بی‌بدیلی در حفاظت از جان و مال در فضاهای بزرگ و پیچیده ایفا می‌کنند. فهم عمیق اصول فیزیکی، مهندسی و ملاحظات طراحی مربوط به این فناوری، برای پیاده‌سازی سیستم‌های ایمنی مؤثر و قابل اعتماد ضروری است. با پیشرفت تکنولوژی، انتظار می‌رود که این دتکتورها هوشمندتر، مقاوم‌تر در برابر عوامل محیطی، و حتی در تشخیص انواع مختلف دود دقیق‌تر شوند، و بدین ترتیب، امنیت ساختمان‌های ما را در برابر بلایای حریق بیش از پیش تضمین کنند. این چشم‌های نامرئی، همواره در کمین کوچکترین نشانه‌ای از خطر، بیدار و هوشیار باقی می‌مانند.

    WhatsApp Image 2025 09 28 at 3.14.16 PM

  • سیستم اعلام حریق با توجه به بودجه

    IMG 1621

    مقدمه

    سیستم اعلام حریق، نخستین خط دفاعی در برابر آتش‌سوزی است. عملکرد سریع و دقیق این سیستم می‌تواند جان افراد و سرمایه‌های کلان را نجات دهد. اما انتخاب سیستم مناسب نیازمند درک درستی از بودجه، نیاز پروژه، و اعتبار برندهاست. بسیاری از پروژه‌ها با محدودیت بودجه روبرو هستند و در چنین شرایطی، مسئله “مقرون‌به‌صرفه بودن در مقابل قابل اطمینان بودن” مطرح می‌شود. در این مقاله به بررسی سیستم‌های اعلام حریق با توجه به این چالش‌ها می‌پردازیم.

    برندهای ایرانی: اقتصادی اما بدون تأییدیه جهانی

    برندهای ایرانی مانند سنس، آریاک، ماویگارد، افق، و زتا ایران بیشتر در پروژه‌های اقتصادی و مسکونی کوچک استفاده می‌شوند. مزیت اصلی این برندها، قیمت پایین، در دسترس بودن، و پشتیبانی نسبی در بازار داخلی است. اما در مقابل، این برندها هیچ‌گونه تأییدیه بین‌المللی نظیر UL، LPCB، VdS یا EN54ندارند و در آزمایشگاه های معتبر تحت تست قرار نگرفته اند و شرکت های بیمه ایرانی سخت گیری ویژه ای بر وجود یا عدم وجود تاییدیه های معتبر بین المللی برای محیط های حفاظت شده نشان داده اند و وجود تایدیه های معتبر مانند LPCB,Vds و UL باعث کمتر شدن هزینه بیمه مکان حفاظت شده خواهد شد.

    متاسفانه یا خوشبختانه مسائل مربوط به “حمایت از تولیدات داخل” باعث شده است تا پای بسیاری از مونتاژ کارهای ایرانی( به زعم خودشان تولید کننده داخلی) به بازار اعلام حریق ایران و در نتیجه به خانه های ایرانیان باز شود.

    از آنجا که درحال حاضر هیچ لابراتوار پیشرفته ای در کشور ما نیست و شرایط تست عملکرد دستگاه های اعلام حریق در داخل ایران وجود ندارد ولی در هنگام حریق، جان انسان ها بستگی به عملکرد درست سیستم اعلام حریق دارد، کارشناسان ما استفاده از این محصولات را به هیچ عنوان توصیه نمیکنند. بهتر است با صرف مبلغی بیشتر از سیستم های اعلام حریق دارای حداقل یکی از تاییدیه های ( آمریکا UL) یا ( انگلستان LPCB) یا ( آلمان Vds) استفاده کنید.

    در پروژه‌هایی که نیازمند رعایت استانداردهای جهانی هستند، مانند بیمارستان‌ها، فرودگاه‌ها، مراکز خرید بزرگ یا پروژه‌های صادراتی، این برندها به‌هیچ‌وجه قابل اعتماد نیستند. حتی برخی از مهندسین مشاور و سازمان‌های بیمه، استفاده از برندهای فاقد گواهی بین‌المللی را رد می‌کنند.

    در عمل، برندهای ایرانی بیشتر برای پروژه‌هایی با بودجه بسیار محدود، و حساسیت پایین به کار می‌روند. اما باید آگاه بود که سطح کیفی این سیستم‌ها به هیچ‌وجه با برندهای معتبر جهانی قابل مقایسه نیست، به‌خصوص در دقت در شناسایی حریق، پایداری در طول زمان، و مدیریت خطاهای سیستم.

    برندهای چینی: تنوع بالا، کیفیت متغیر

    بازار چین پر است از برندهای اعلام حریق، از برندهای بسیار ارزان و بی‌نام‌ونشان گرفته تا برندهایی با کیفیت قابل‌قبول نظیرTanda و TC, برخی از این برندها توانسته‌اند تأییدیه‌هایی مانند CE یا EN54 یا حتی LPCB را دریافت کنند، که اعتبار متوسطی در بازار جهانی دارند. با این حال، اغلب برندهای چینی فاقد گواهی‌های مهمی چون UL یا LPCB هستند و بیشتر برای پروژه‌های کم‌ریسک در کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    برخی برندهای چینی نیز با استفاده از طراحی یا تکنولوژی اروپایی، محصولات نسبتاً بهتری تولید می‌کنند، اما همچنان کیفیت ساخت، دوام بلندمدت و خدمات پس از فروش آن‌ها چالش‌برانگیز است. استفاده از این برندها در پروژه‌های نیمه‌حرفه‌ای که نیاز به دقت بالا ندارند، می‌تواند راه‌حل اقتصادی مناسبی باشد. اما برای پروژه‌های حیاتی، انتخاب برند چینیبدون تاییدیه LPCB با ریسک همراه است. قبل از خرید جنس، آن رااز لحاظ تأییدیه‌ها به‌دقت بررسی شده کنید.

    برندهای اروپایی: تعادل میان کیفیت، قیمت و استاندارد

    برندهای اروپایی مانند Zeta (انگلستان)، Siemens، Bosch وEsser (آلمان)، Global Fire Equipment (پرتغال) از پیشگامان صنعت اعلام حریق هستند. این برندها معمولاً دارای تأییدیه‌های معتبر جهانی نظیر LPCB (انگلستان)، VdS(آلمان)، و EN54 (اتحادیه اروپا) هستند که نشانه انطباق آن‌ها با الزامات ایمنی بین‌المللی است.

    این برندها علاوه‌بر کیفیت بالا، پایداری و خدمات قابل اتکایی نیز ارائه می‌دهند. Zeta به‌عنوان یک برند میان‌رده، قیمت قابل‌قبولی دارد و در بسیاری از پروژه‌های داخل ایران نیز استفاده می‌شود. GFE پرتغالی نیز با وجود قیمت نسبتاً پایین‌تر، تأییدیه‌های معتبر دارد و یکی از گزینه‌های مناسب در پروژه‌های با بودجه متوسط است.

    در سمت دیگر، برندهایی چون Siemens و Bosch، بسیار حرفه‌ای و پیشرفته هستند. آن‌ها معمولاً در پروژه‌های بزرگ مانند بیمارستان‌ها، برج‌های بلند و مراکز صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرند. قیمت این برندها بالاست، اما برای پروژه‌هایی با حساسیت ایمنی بالا، ارزش سرمایه‌گذاری را دارند.

    برندهای آمریکایی: پیشرفته، دقیق و بسیار قابل اعتماد

    در صدر برندهای جهانی، برندهای آمریکایی مانند Notifier، Simplex، Fire-Lite و Edwards قرار دارند. این برندها معمولاً دارای تأییدیه‌های بسیار معتبر مانند UL (Underwriters Laboratories)، FM (Factory Mutual) و ULC (کانادا) هستند که استاندارد طلایی ایمنی در صنعت جهانی محسوب می‌شوند.

    این سیستم‌ها بسیار هوشمند، سریع، و قابل مدیریت هستند و در پروژه‌هایی مانند فرودگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، مراکز داده و پروژه‌های بین‌المللی کاربرد دارند. البته قیمت این برندها بالا است و نصب و راه‌اندازی آن‌ها نیز نیازمند دانش فنی دقیق و تجربه بالاست. با این حال، برای پروژه‌هایی که هزینه حریق می‌تواند میلیاردی باشد، استفاده از برندهای آمریکایی یک الزام واقعی است.

    جمع‌بندی

    اگر پروژه‌ای با بودجه محدود دارید، استفاده از برندهای ایرانی مثل سنس یا آریاک می‌تواند راه‌حلی موقت باشد، ولی باید بدانید این برندها فاقد هرگونه تأییدیه معتبر بین‌المللیهستند و شرایط کارکرد صحیح آنها در آزمایشگاه های معتبر و مجهز جهانی تایید نشده است و فقط برای پروژه‌های کوچک بدون الزام قانونی کاربرد دارند.

    در صورتی‌که بودجه شما در سطح متوسط است و پروژه در کلاس مدارس، مراکز درمانی محلی یا ادارات قرار دارد، برندهای چینی با تأییدیه‌های حداقلی مانند Tandaیا برندهای اروپایی اقتصادی مثل GST، گزینه‌های مناسب‌تری خواهند بود.

    اما اگر پروژه شما حساس، بزرگ یا نیازمند اخذ تأییدیه بیمه، گواهی آتش‌نشانی یا صادراتی است، باید به سراغ برندهای معتبر اروپایی یا آمریکایی بروید. سیستم‌هایی مانندSiemens، Bosch، Notifier و Simplex تضمین امنیت و کیفیت هستند و دارای تأییدیه‌هایی هستند که در سراسر جهان شناخته‌شده و قابل استناد هستند.

  • نصب لوله‌کشی، شیرآلات و ملحقات سیستم اسپرینکلر

    ماخذ:NFPA-13 بخش 16 نصب لوله‌کشی، شیرآلات و ملحقات

    16.1 الزامات پایه
    16.1.1* شیرآلات و گیج‌های سیستم باید قابل دسترسی برای عملیات، بازرسی، آزمایش و نگهداری باشند.
    16.1.2 مواد و اجزا باید مطابق با اطلاعات سازگاری مواد که به عنوان بخشی از فهرست یا اطلاعات منتشر شده توسط سازنده در دسترس است، نصب شوند.
    16.1.3 اجزای بازسازی‌شده.
    16.1.3.1 استفاده از شیرآلات و دستگاه‌های بازسازی‌شده به عنوان تجهیزات جایگزین در سیستم‌های موجود مجاز خواهد بود.
    16.1.3.2 استفاده از اسپرینکلرهای بازسازی‌شده برای استفاده در هیچ سیستم جدید یا موجود مجاز نخواهد بود.

    16.2 نصب اسپرینکلر
    16.2.1 تنها اسپرینکلرهای جدید باید نصب شوند.
    16.2.1.1 هنگامی که یک اسپرینکلر از یک اتصال یا خروجی جوش‌خورده جدا می‌شود، نباید دوباره نصب شود مگر اینکه طبق 16.2.1.1.1 مجاز باشد.
    16.2.1.1.1 اسپرینکلرهای خشک می‌توانند طبق دستورالعمل‌های نصب و نگهداری سازنده دوباره نصب شوند.
    16.2.2* مقاومت در برابر خوردگی.
    16.2.2.1 اسپرینکلرهای مقاوم در برابر خوردگی فهرست‌شده باید در مکان‌هایی که مواد شیمیایی، رطوبت یا سایر بخارات خورنده کافی برای ایجاد خوردگی در این دستگاه‌ها وجود دارد، نصب شوند.
    16.2.2.1.1* مگر اینکه الزامات 16.2.2.1.2 برآورده شود، پوشش‌های مقاوم در برابر خوردگی فقط باید توسط سازنده اسپرینکلر و طبق الزامات 16.2.2.1.2 اعمال شوند.
    16.2.2.1.2 هرگونه آسیب به پوشش محافظ که در زمان نصب رخ دهد، باید فوراً اصلاح شود و تنها با پوشش‌های تولید شده توسط سازنده اسپرینکلر و به روش‌های تأیید شده انجام شود به‌طوری که هیچ بخشی از اسپرینکلر پس از اتمام نصب در معرض نخواهد بود.
    16.2.3 رنگ‌آمیزی.
    16.2.3.1 در صورتی که اسپرینکلرها توسط غیر از سازنده اسپرینکلر رنگ‌آمیزی شده باشند، باید با اسپرینکلرهای جدید فهرست‌شده با ویژگی‌های مشابه، شامل ضریب K، واکنش حرارتی و توزیع آب، تعویض شوند.
    16.2.3.2 در صورتی که صفحه‌های پوشاننده روی اسپرینکلرهای پنهان توسط غیر از سازنده اسپرینکلر رنگ‌آمیزی شده باشند، باید صفحه پوشاننده تعویض شود.
    16.2.4 پوشش‌های محافظتی.
    16.2.4.1 اسپرینکلرهایی که مناطق اسپری و اتاق‌های مخلوط‌کننده در نواحی کاربرد رزین را محافظت می‌کنند، باید در برابر باقی‌مانده‌های اسپری اضافی محافظت شوند تا در صورت وقوع آتش‌سوزی عمل کنند.
    16.2.4.2* در جایی که طبق 16.2.4.1 محافظت شده‌اند، باید از کیسه‌های سلوفانی با ضخامت 0.003 اینچ (0.08 میلی‌متر) یا کمتر یا کیسه‌های کاغذی نازک استفاده شود.
    16.2.4.3 اسپرینکلرهایی که رنگ‌آمیزی یا پوشش داده شده‌اند باید طبق الزامات 16.2.3 تعویض شوند.

    16.2.5 اسکاشن‌ها و صفحه‌های پوشاننده
    16.2.5.1* صفحات، اسکاشن‌ها یا دستگاه‌های دیگری که برای پوشاندن فضای حلقوی اطراف اسپرینکلر استفاده می‌شوند، باید فلزی باشند یا برای استفاده در اطراف اسپرینکلر فهرست شده باشند.
    16.2.5.2* اسکاشن‌هایی که با اسپرینکلرهای فرورفته، نوع توکار یا پنهان استفاده می‌شوند، باید بخشی از مجموعه اسپرینکلر فهرست‌شده باشند.
    16.2.5.3 صفحه‌های پوشاننده‌ای که با اسپرینکلرهای پنهان استفاده می‌شوند، باید بخشی از مجموعه اسپرینکلر فهرست‌شده باشند.
    16.2.5.4 استفاده از درزگیر یا چسب برای مهر و موم کردن نفوذ یا چسباندن اجزای اسکاشن فرورفته یا صفحه پوشاننده پنهان مجاز نخواهد بود.

    16.2.6 اسپرینکلرهایی که در معرض آسیب مکانیکی هستند باید با محافظ‌های فهرست‌شده محافظت شوند.

    16.2.7 موجودی اسپرینکلرهای یدکی
    16.2.7.1* تأمین حداقل شش اسپرینکلر یدکی باید در محل نگهداری شود به طوری که هر اسپرینکلری که عمل کرده یا به هر نحوی آسیب دیده باشد، به سرعت جایگزین شود.
    16.2.7.2 اسپرینکلرها باید با انواع و درجه حرارتی اسپرینکلرهای موجود در ملک مطابقت داشته باشند.
    16.2.7.3 اسپرینکلرها باید در یک کابینت نگهداری شوند که در آن دما هیچ‌گاه از دمای سقفی حداکثر مشخص شده در جدول 7.2.4.1 برای هر یک از اسپرینکلرها در داخل کابینت تجاوز نکند.
    16.2.7.4 در صورتی که اسپرینکلرهای خشک با طول‌های مختلف نصب شده باشند، اسپرینکلرهای خشک یدکی لازم نخواهد بود، به شرطی که وسیله‌ای برای بازگرداندن سیستم به وضعیت عملیاتی فراهم شده باشد.
    16.2.7.5 موجودی اسپرینکلرهای یدکی باید شامل تمام انواع و درجه‌ها نصب شده باشد و به شرح زیر باشد:
    (1) برای تأسیسات محافظت‌شده با کمتر از 300 اسپرینکلر حداقل ششاسپرینکلر
    (2) برای تأسیسات محافظت‌شده با 300 تا 1000 اسپرینکلر حداقل 12 اسپرینکلر
    (3) برای تأسیسات محافظت‌شده با بیش از 1000 اسپرینکلر حداقل 24 اسپرینکلر
    16.2.7.6* یک آچار اسپرینکلر طبق مشخصات سازنده اسپرینکلر باید در کابینت برای هر نوع اسپرینکلر نصب‌شده فراهم شود تا برای برداشتن و نصب اسپرینکلرها در سیستم استفاده شود.
    16.2.7.7 فهرستی از اسپرینکلرهای نصب‌شده در ملک باید در کابینت اسپرینکلر نصب شود.
    16.2.7.7.1* فهرست باید شامل موارد زیر باشد:
    (1) شماره شناسایی اسپرینکلر (SIN) در صورت وجود؛ یا سازنده، مدل، ضریب K، نوع دفیلتور، حساسیت حرارتی و رتبه‌بندی فشار
    (2) شرح کلی
    (3) تعداد هر نوع که باید در کابینت موجود باشد
    (4) تاریخ انتشار یا اصلاح فهرست

    16.3 نصب لوله‌کشی
    16.3.1 عمومی
    16.3.1.1 لوله‌های فولادی باید مطابق با 16.3.2، 16.3.3 یا 16.3.4 باشند.
    16.3.1.2 لوله مسی باید مطابق با 16.3.5 باشد.

    16.3.1.3 لوله غیر فلزی باید مطابق با 16.3.9 باشد.
    16.3.1.4 لوله برنجی باید مطابق با 16.3.6 باشد.
    16.3.1.5 لوله فولاد ضد زنگ باید مطابق با 16.3.7 باشد.

    16.3.2 لوله فولادی جوش‌خورده یا رول‌گروو شده*
    هنگامی که لوله فولادی که در جدول 7.3.1.1 ذکر شده است استفاده می‌شود و با جوش‌کاری مطابق با 7.5.2 یا با لوله و اتصالات رول‌گروو شده مطابق با 7.5.3 به هم متصل می‌شود، حداقل ضخامت دیواره اسمی برای فشارهای تا 300 psi (21 bar) باید طبق جدول 10 برای اندازه لوله‌های تا 5 اینچ (125 میلی‌متر)، 0.134 اینچ (3.4 میلی‌متر) برای لوله‌های 6 اینچ (150 میلی‌متر)، 0.188 اینچ (4.8 میلی‌متر) برای لوله‌های 8 و 10 اینچ (200 و 250 میلی‌متر) و 0.330 اینچ (8.4 میلی‌متر) برای لوله‌های 12 اینچ (300 میلی‌متر) باشد.

    16.3.3 لوله فولادی رزوه‌دار
    هنگامی که لوله فولادی که در جدول 7.3.1.1 ذکر شده است با اتصالات رزوه‌دار مطابق با 7.5.1 یا با اتصالاتی که با لوله‌های دارای شیارهای بریده‌شده استفاده می‌شود، به هم متصل می‌شود، حداقل ضخامت دیواره باید مطابق با لوله‌های جدول 30 برای اندازه‌های 8 اینچ (200 میلی‌متر) و بزرگتر یا لوله‌های جدول 40 برای اندازه‌های کمتر از 8 اینچ (200 میلی‌متر) برای فشارهای تا 300 psi (21 bar) باشد.

    16.3.4 لوله فولادی ویژه فهرست‌شده
    محدودیت‌های فشار و ضخامت دیواره برای لوله فولادی که به‌طور ویژه مطابق با 7.3.3 فهرست شده است، می‌تواند مطابق با الزامات فهرست لوله باشد.

    16.3.5 لوله مسی
    لوله مسی طبق مشخصات استانداردهای ذکر شده در جدول 7.3.1.1 باید دارای ضخامت دیواره نوع K، نوع L یا نوع M باشد که در سیستم‌های اسپرینکلر استفاده می‌شود.

    16.3.6 لوله برنجی
    لوله برنجی طبق جدول 7.3.1.1 باید در وزن استاندارد در اندازه‌های تا 6 اینچ (150 میلی‌متر) برای فشارهای تا 175 psig (12 bar) و در وزن بسیار مقاوم در اندازه‌های تا 8 اینچ (200 میلی‌متر) برای فشارهای تا 300 psig (21 bar) مجاز باشد.

    16.3.7 لوله فولاد ضد زنگ
    لوله فولاد ضد زنگ طبق استانداردهای ذکر شده در جدول 7.3.1.1 باید مطابق با لوله‌های جدول 10S یا 40S باشد.

    16.3.8 خم‌کردن لوله و لوله‌کشی فلزی
    16.3.8.1 خم‌کردن لوله فولادی جدول 10، یا هر لوله فولادی با ضخامت دیواره برابر یا بیشتر از جدول 10 و لوله مسی نوع K و L، مجاز است زمانی که خم‌ها بدون چین‌خوردگی، امواج، تغییر شکل یا کاهش در قطر یا انحرافات قابل توجه از دایره ایجاد شوند.
    16.3.8.2 برای لوله جدول 40 و لوله مسی، حداقل شعاع خم باید شش قطر لوله برای اندازه لوله‌های 2 اینچ (50 میلی‌متر) و کوچکتر و پنج قطر لوله برای اندازه لوله‌های 21/2 اینچ (65 میلی‌متر) و بزرگتر باشد.
    16.3.8.3 برای تمام لوله‌های فولادی دیگر، حداقل شعاع خم باید 12 قطر لوله برای تمام اندازه‌ها باشد.
    16.3.8.4 خم‌کردن لوله و لوله‌های فهرست‌شده باید طبق شرایط فهرست مجاز باشد.

    16.3.9 لوله و لوله‌کشی غیر فلزی
    16.3.9.1 لوله غیر فلزی فهرست‌شده باید مطابق با محدودیت‌های فهرست آن، از جمله دستورالعمل‌های نصب، نصب شود.
    16.3.9.2 زمانی که لوله غیر فلزی در سیستم‌هایی که از لوله فولادی با پوشش ضد خوردگی داخلی استفاده می‌کنند، استفاده می‌شود، پوشش لوله فولادی باید برای سازگاری با مواد لوله غیر فلزی فهرست‌شده باشد.

    16.3.9.3 هنگامی که لوله غیر فلزی در سیستم‌هایی استفاده می‌شود که از لوله فولادی استفاده می‌کنند که به‌طور داخلی با ضد خوردگی پوشش داده نشده است، هیچ ارزیابی اضافی لازم نخواهد بود.

    16.3.9.4* هنگامی که لوله غیر فلزی در سیستم‌هایی که از لوله فولادی استفاده می‌کنند، استفاده می‌شود، روغن‌های برش و روان‌کننده‌های استفاده‌شده برای ساخت لوله فولادی باید با مواد لوله غیر فلزی مطابق با 16.1.2 سازگار باشند.

    16.3.9.5 مواد ضد حریق که برای استفاده در نفوذهای لوله غیر فلزی طراحی شده‌اند باید با مواد لوله غیر فلزی مطابق با 16.1.2 سازگار باشند.

    16.3.9.6 لوله غیر فلزی فهرست‌شده برای اشغال‌های خطر کم باید در اتاق‌های خطر معمولی در اشغال‌های خطر کم که مساحت اتاق بیش از 400 فوت مربع (37 متر مربع) نباشد، نصب شود.

    16.3.9.6.1 لوله غیر فلزی که مطابق با 16.3.9.6 نصب شده است، باید مجاز به نصب به‌صورت نمایان باشد، مطابق با فهرست.

    16.3.9.6.2 زمانی که لوله غیر فلزی که مطابق با 16.3.9.6 نصب شده است، اسپرینکلرها را در یک گاراژ خصوصی در واحد مسکونی که مساحت آن از 1000 فوت مربع (93 متر مربع) بیشتر نباشد تأمین می‌کند، باید مجاز باشد که از محفظه گاراژ با حداقل همان پوشش دیوار یا سقفی که توسط کد ساختمان قابل اجرا لازم است محافظت شود.

    16.3.9.7 خم‌کردن لوله یا لوله‌کشی غیر فلزی فهرست‌شده باید طبق شرایط فهرست مجاز باشد.

    16.3.10 لوله و لوله‌کشی فلزی فهرست‌شده
    16.3.10.1 لوله یا لوله‌ای که فقط برای اشغال‌های خطر کم فهرست شده باشد، باید در اتاق‌های خطر معمولی در اشغال‌های خطر کم که مساحت اتاق بیش از 400 فوت مربع (37 متر مربع) نباشد، نصب شود.

    16.3.10.1.1 لوله یا لوله‌ای که مطابق با 16.3.10.1 نصب شده باشد، باید مجاز به نصب به‌صورت نمایان باشد، مطابق با فهرست.

    16.3.10.2 خم‌کردن لوله و لوله‌کشی فهرست‌شده باید طبق شرایط فهرست مجاز باشد.

    16.3.11 خم‌های برگشتی
    16.3.11.1 مگر اینکه الزامات 16.3.11.3، 16.3.11.4 یا 16.3.11.5 برآورده شود، خم‌های برگشتی باید در جایی استفاده شوند که اسپرینکلرهای آویزان از منبع آب خام، برکه‌های آسیاب یا مخازن باز تأمین می‌شوند.

    16.3.11.2 خم‌های برگشتی باید به بالای خطوط انشعاب متصل شوند تا از تجمع رسوب در نازل‌های قطره‌ای جلوگیری شود، مطابق با شکل 16.3.11.2.

    16.3.11.3 خم‌های برگشتی برای سیستم‌های دلوج لازم نیستند.

    16.3.11.4 خم‌های برگشتی برای سیستم‌هایی که از اسپرینکلرهای خشک آویزان استفاده می‌کنند، لازم نیستند.

    16.3.11.5 خم‌های برگشتی برای سیستم‌های لوله مرطوب که در آن اسپرینکلرها با ضریب K-11.2 (160) یا بزرگتر استفاده می‌شوند، لازم نیستند.

    16.3.12 لوله‌کشی به اسپرینکلرها در زیر سقف‌ها
    16.3.12.1* در نصب‌های جدید که انتظار می‌رود اسپرینکلرها را در زیر سقف تأمین کنند، باید خروجی‌های حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) فراهم شود.

    2Q==

    16.3.12.2* در نصب‌های جدید، مجاز است که خروجی‌های حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) با بوش‌های شش‌ضلعی برای سازگاری با اسپرینکلرهایی که به‌طور مستقیم به اتصالات خط انشعاب متصل شده‌اند، فراهم شود تا امکان اصلاحات سیستم در آینده فراهم شود.

    16.4 حفاظت از لوله‌کشی

    16.4.1 حفاظت لوله‌کشی در برابر یخ‌زدگی

    16.4.1.1* هنگامی که هر قسمتی از سیستم در معرض یخ‌زدگی قرار دارد و دما به‌طور قابل اعتماد نمی‌تواند در 40°F (4°C) یا بالاتر نگه داشته شود، سیستم باید به‌صورت سیستم لوله خشک یا پیش‌عملیاتی نصب شود.

    16.4.1.1.1 الزامات 16.4.1.1 در جایی که روش‌های جایگزین جلوگیری از یخ‌زدگی مطابق با یکی از روش‌های شرح‌داده‌شده در 16.4.1.2 تا 16.4.1.4.1 فراهم شده باشد، اعمال نمی‌شود.

    16.4.1.2 مناطق بدون گرمایش مجاز هستند که توسط سیستم‌های ضدیخ یا سیستم‌های دیگر که به‌طور خاص برای این منظور فهرست شده‌اند، محافظت شوند.

    16.4.1.3 زمانی که لوله‌های تأمین آب پر از آب، لوله‌های ایستاده، لوله‌های ایستاده سیستم، یا لوله‌های اصلی تغذیه از مناطق باز، اتاق‌های سرد، راهروها یا مناطق دیگر که در معرض دماهای زیر 40°F (4°C) هستند، عبور می‌کنند، لوله مجاز است که با پوشش‌های عایق، پوشش‌های ضد یخ یا روش‌های دیگر برای حفظ دمای حداقل بین 40°F و 120°F (4°C و 49°C) در برابر یخ‌زدگی محافظت شود.

    16.4.1.4 سیستم‌های ردیابی حرارت فهرست‌شده مجاز هستند که طبق 16.4.1.4.1 و 16.4.1.4.2 استفاده شوند.

    16.4.1.4.1 زمانی که برای محافظت از خطوط انشعاب استفاده می‌شوند، سیستم ردیابی حرارت باید به‌طور خاص برای استفاده در خطوط انشعاب فهرست شده باشد.

    16.4.1.4.2 نظارت الکتریکی بر سیستم ردیابی حرارت باید تأیید قطعی فراهم کند که مدار انرژی‌دهی شده است.

    16.4.1.5 لوله‌کشی پر از آب مجاز است که در مناطقی که دما کمتر از 40°F (4°C) است نصب شود، زمانی که محاسبات از دست دادن گرما توسط یک مهندس حرفه‌ای تأیید کند که سیستم یخ نمی‌زند.

    16.4.2 حفاظت از لوله‌کشی در برابر خوردگی*

    16.4.2.1* زمانی که شرایط خوردگی به دلیل رطوبت یا بخارات مواد شیمیایی خورنده یا هر دو شناخته شده باشد، باید از اتصالات، لوله‌ها و آویزهای خاصی که در برابر خوردگی مقاوم هستند استفاده شود، یا یک پوشش حفاظتی باید بر روی تمام سطوح نمایان لوله‌کشی سیستم اسپرینکلر اعمال شود.

    16.4.2.2 زمانی که تأمین آب یا شرایط محیطی به‌طور خاص دارای ویژگی‌های خورنده غیرمعمول هستند، لوله‌کشی باید دارای نسبت مقاومت به خوردگی (CRR) معادل 1 یا بیشتر باشد و سیستم باید طبق 5.1.5 درمان شود.

    16.4.2.3 زمانی که شرایط خوردگی وجود داشته باشد یا لوله‌کشی در معرض شرایط جوی قرار گیرد، باید از انواع لوله‌ها، اتصالات و آویزهای مقاوم در برابر خوردگی یا پوشش‌های مقاوم در برابر خوردگی استفاده شود.

    16.4.2.4 زمانی که لوله‌کشی فولادی زیرزمینی استفاده می‌شود، باید لوله‌ها در برابر خوردگی محافظت شوند.

    16.4.3 حفاظت از لوله‌کشی در مناطق خطرناک*

    16.4.3.1 لوله‌کشی لوله‌های اصلی خدمات خصوصی به‌صورت بالای زمین نباید از مناطق خطرناک عبور کند و باید به‌گونه‌ای قرار گیرد که از آسیب‌های مکانیکی و آتش‌سوزی محافظت شود.

    16.4.3.2 لوله‌کشی لوله‌های اصلی خدمات خصوصی به‌صورت بالای زمین مجاز است که در مناطق خطرناک محافظت‌شده توسط سیستم اسپرینکلر خودکار قرار گیرد.

    16.5 حفاظت از لوله‌های ایستاده در برابر آسیب‌های مکانیکی

    لوله‌های ایستاده اسپرینکلر که در معرض آسیب‌های مکانیکی هستند باید توسط ستون‌های فولادی، موانع بتنی یا سایر روش‌های تاییدشده محافظت شوند.

    16.6 فراهم کردن سیستم‌های شستشو

    16.6.1 تمام سیستم‌های اسپرینکلر باید برای شستشو تنظیم شوند.

    16.6.2 اتصالات قابل‌برداشتن به‌راحتی باید در انتهای تمام لوله‌های اصلی عرضی فراهم شود.

    16.6.3 تمام لوله‌های اصلی عرضی باید در لوله‌هایی با قطر حداقل 1 و 1/4 اینچ (32 میلی‌متر) تمام شوند.

    16.6.4 تمام لوله‌های انشعاب در سیستم‌های شبکه‌ای باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که شستشو را تسهیل کنند.

    16.7 تخلیه هوا*

    دریچه‌ای که توسط 8.1.5 نیاز است باید در نزدیکی نقطه بالایی سیستم قرار گیرد تا هوا از آن قسمت از سیستم توسط یکی از روش‌های زیر خارج شود: (1) شیر دستی، حداقل سایز 1/2 اینچ (15 میلی‌متر) (2) دریچه خودکار تخلیه هوا (3) شیر آزمایش بازرسی از راه دور (4) سایر روش‌های تاییدشده

    16.8 نصب اتصالات

    16.8.1 اتصالات فلزی. (رزرو شده)

    16.8.2 اتصالات غیرفلزی

    16.8.2.1* زمانی که از اتصالات غیرفلزی در سیستم‌هایی استفاده می‌شود که از لوله‌های فولادی پوشش‌دار داخلی استفاده می‌کنند، لوله فولادی باید برای سازگاری با اتصالات غیرفلزی فهرست شده باشد.

    16.8.2.2* زمانی که از اتصالات غیرفلزی در سیستم‌هایی استفاده می‌شود که از لوله‌های فولادی که به‌طور داخلی با بازدارنده‌های خوردگی پوشش داده نشده‌اند استفاده می‌شود، ارزیابی‌های اضافی موردنیاز نیست.

    16.8.2.3 زمانی که از اتصالات غیرفلزی در سیستم‌هایی استفاده می‌شود که از لوله‌های فولادی استفاده می‌کنند، روغن‌های برش و روان‌کننده‌هایی که برای ساخت لوله‌های فولادی استفاده می‌شود باید با مواد اتصالات غیرفلزی سازگار باشند.

    16.8.2.3 لوله فولادی باید با اتصالات غیرفلزی سازگار باشد طبق 16.1.2.

    16.8.2.4 مواد ضد آتش برای استفاده در نفوذات اتصالات غیرفلزی باید از نظر سازگاری با مواد اتصالات غیرفلزی طبق 16.1.2 مورد بررسی قرار گیرند.

    16.8.3 محدودیت‌های فشار اتصالات*

    16.8.3.1 اتصالات ریخته‌گری آهن چدنی با الگوی وزن استاندارد با اندازه 2 اینچ (50 میلی‌متر) و کوچکتر مجاز است در صورتی که فشار از 300 psi (21 bar) بیشتر نشود.

    16.8.3.2 اتصالات آهن malleable با الگوی وزن استاندارد با اندازه 6 اینچ (150 میلی‌متر) و کوچکتر مجاز است در صورتی که فشار از 300 psi (21 bar) بیشتر نشود.

    16.8.3.3 اتصالاتی که با الزامات 16.8.3.1 و 16.8.3.2 مطابقت ندارند باید از نوع اضافی سنگین باشند در صورتی که فشار از 175 psi (12 bar) بیشتر باشد.

    16.8.3.4 اتصالات رزوه‌ای برنجی ریخته‌گری طبق استاندارد ASME B16.15، اتصالات رزوه‌ای آلیاژ مسی ریخته‌گری، کلاس‌های 125 و 250، مجاز است در صورتی که فشار از 200 psi (14 bar) برای اتصالات کلاس 125 و 400 psi (28 bar) برای اتصالات کلاس 250 بیشتر نشود.

    16.8.3.5 اتصالات فهرست شده مجاز است برای فشارهای سیستم تا محدودیت‌های مشخص‌شده در فهرست‌های آن‌ها.

    16.8.4 کوپلینگ‌ها و اتحادیه‌ها*

    16.8.4.1 اتحادیه‌های پیچ‌دار نباید برای لوله‌های بزرگتر از 2 اینچ (50 میلی‌متر) استفاده شوند.

    16.8.4.2 کوپلینگ‌ها و اتحادیه‌های غیر از نوع پیچ‌دار باید از انواع فهرست‌شده به‌طور خاص برای استفاده در سیستم‌های اسپرینکلر باشند.

    16.8.5 کاهش‌دهنده‌ها و واشرها

    16.8.5.1 مگر اینکه الزامات 16.8.5.2 یا 16.8.5.3 برآورده شود، باید از اتصالات کاهش‌دهنده یک‌تکه استفاده شود هرگاه تغییری در اندازه لوله صورت گیرد.

    16.8.5.2 واشرهای شش‌ضلعی یا واشرهای صورت‌دار مجاز هستند در کاهش اندازه سوراخ‌های اتصالات زمانی که اتصالات استاندارد از اندازه مورد نیاز موجود نباشند.

    16.8.5.3 واشرهای شش‌ضلعی که در 16.3.12.2 مجاز هستند، می‌توانند استفاده شوند.

    16.8.5.4 الزامات 16.8.5.1 و 16.8.5.2 برای اتصالات CPVC اعمال نمی‌شود.

    16.8.6 اتصالات توسعه

    16.8.6.1 اتصالات توسعه مجاز است برای استفاده با اسپرینکلرهای K-8.0 یا کوچکتر.

    16.8.6.2 اتصالات توسعه مجاز است برای استفاده با اسپرینکلرها فقط در محل‌های خطر کم و خطر عادی.

    16.8.6.3 قطر داخلی اتصالات توسعه باید همان قطر ورودی نامی اسپرینکلر متصل‌شده باشد.

    16.8.6.4 یک اتصال توسعه تنها با طول حداکثر 2 اینچ (50 میلی‌متر) مجاز است که با اسپرینکلر نصب شود.

    16.8.6.4.1 اتصالات توسعه‌ای که طول بیشتری از 2 اینچ (50 میلی‌متر) دارند نباید نصب شوند مگر اینکه به‌طور خاص فهرست‌شده باشند.

    16.8.6.5 اتصالات توسعه باید در محاسبات هیدرولیکی گنجانده شوند.

    16.8.6.5.1 اتصالات توسعه با اندازه 2 اینچ (50 میلی‌متر) و کوچکتر نیازی به گنجاندن در محاسبات هیدرولیکی ندارند.

    16.8.7 لوله و اتصالات رزوه‌ای.

    16.9 شیرها.

    16.9.1 کلیات.

    16.9.1.1 شیرهای تخلیه و شیرهای آزمایش. شیرهای تخلیه و آزمایش باید تأیید شده باشند.

    16.9.1.2 الزامات فشار شیرها. زمانی که فشار آب از 175 psi (12 bar) بیشتر باشد، باید از شیرهایی استفاده شود که مطابق با رتبه‌بندی فشار آن‌ها باشند.

    16.9.2 شیرهای نوع وافر. شیرهای نوع وافر با اجزایی که از بدنه شیر بیرون زده‌اند باید به‌گونه‌ای نصب شوند که مانعی برای عملکرد دیگر اجزای سیستم ایجاد نکنند.

    16.9.3 شیرهای کنترلی.*

    16.9.3.1 کلیات.*

    16.9.3.1.1 هر سیستم اسپرینکلر باید با یک شیر نشان‌دهنده فهرست‌شده در موقعیتی قابل دسترسی تجهیز شود که به‌گونه‌ای قرار گیرد که همه منابع آب خودکار تأمین آب را کنترل کند.

    16.9.3.1.2 حداقل یک شیر نشان‌دهنده فهرست‌شده باید در هر منبع تأمین آب نصب شود.

    16.9.3.1.3 الزامات 16.9.3.1.2 برای اتصال به آتش‌نشانی اعمال نمی‌شود و نباید هیچ شیر قطع‌کننده‌ای در اتصال آتش‌نشانی وجود داشته باشد.

    16.9.3.2 شیرهای نشان‌دهنده فهرست‌شده. مگر اینکه الزامات 16.9.3.2.1، 16.9.3.2.2، یا 16.9.3.2.3 رعایت شده باشد، همه شیرهایی که اتصالات به منابع آب و لوله‌های تأمین آب به اسپرینکلرها را کنترل می‌کنند باید شیرهای نشان‌دهنده فهرست‌شده باشند.

    16.9.3.2.1 یک شیر دروازه زیرزمینی فهرست‌شده که با یک ستون نشان‌دهنده فهرست‌شده مجهز باشد مجاز است.

    16.9.3.2.2 یک مجموعه شیر کنترل آب فهرست‌شده با نشانگر موقعیت قابل اعتماد که به یک ایستگاه نظارتی از راه دور متصل باشد مجاز است.

    16.9.3.2.3 یک شیر غیرنشان‌دهنده، مانند یک شیر دروازه زیرزمینی با جعبه جاده‌ای تأیید شده که با آچار T کامل باشد، و در صورت پذیرش توسط مقامات مسئول، مجاز است.

    16.9.3.3 نظارت.*

    16.9.3.3.1 شیرهای اتصالات به منابع آب، شیرهای کنترل بخش‌ها و انزوا، و سایر شیرها در لوله‌های تأمین آب به اسپرینکلرها و دیگر سیستم‌های اطفای حریق مبتنی بر آب ثابت باید از طریق یکی از روش‌های زیر تحت نظارت قرار گیرند:

    (1) سرویس سیگنال‌دهی ایستگاه مرکزی، اختصاصی، یا ایستگاه از راه دور
    (2) سرویس سیگنال‌دهی محلی که باعث به صدا درآمدن یک سیگنال صوتی در یک نقطه همیشه حاضر می‌شود
    (3) شیرهایی که در موقعیت صحیح قفل شده‌اند
    (4) شیرهایی که در داخل محفظه‌های حصارکشی‌شده تحت کنترل مالک قرار دارند، در وضعیت باز مهر و موم شده و هر هفته به‌عنوان بخشی از یک روش تأیید شده بازبینی می‌شوند

    16.9.3.3.2 شیرهای کنترل طبقات در ساختمان‌های بلند باید با 16.9.3.3.1(1) یا 16.9.3.3.1(2) مطابقت داشته باشند.

    16.9.3.3.3 الزامات 16.9.3.3.1 برای شیرهای دروازه زیرزمینی با جعبه‌های جاده‌ای اعمال نمی‌شود.

    16.9.3.3.4 زمانی که شیرهای کنترل بالای سر نصب شوند، باید به‌گونه‌ای قرار گیرند که ویژگی نشان‌دهنده از طبقه زیرین قابل مشاهده باشد.

    16.9.3.3.5 یک مجموعه دستگاه پیشگیری از برگشت فهرست‌شده می‌تواند به‌عنوان شیر کنترل در نظر گرفته شود، به شرطی که هر دو شیر کنترل برای استفاده در سیستم آتش‌نشانی فهرست‌شده باشند و نیازی به نصب شیر کنترل اضافی نباشد.

    16.9.3.4* دسترسی به شیرهای کنترل. تمام شیرهای کنترل باید در مکان‌هایی نصب شوند که قابل دسترس و بدون انسداد باشند.

    16.9.3.5 شناسایی شیرهای کنترل. علائم شناسایی باید در هر شیر نصب شوند تا عملکرد و کنترل آن را نشان دهند.

    16.9.4 شیرهای خودکار.

    16.9.4.1 یک شیر نشان‌دهنده فهرست‌شده با کنترل‌های خودکار مجاز است.

    16.9.4.2 یک مجموعه شیر کنترل آب خودکار فهرست‌شده با نشانگر موقعیت قابل اعتماد که به یک ایستگاه نظارتی از راه دور متصل باشد مجاز است.

    16.9.4.3 یک شیر کنترل آب خودکار باید بتواند به‌طور دستی و همچنین به‌طور خودکار عمل کند.

    16.9.5* شیرهای یک‌طرفه.

    16.9.5.1 زمانی که بیش از یک منبع تأمین آب وجود داشته باشد، باید یک شیر یک‌طرفه در هر اتصال نصب شود.

    16.9.5.2 یک دستگاه پیشگیری از برگشت فهرست‌شده به‌عنوان شیر یک‌طرفه در نظر گرفته می‌شود، و نیازی به نصب شیر یک‌طرفه اضافی نیست.

    16.9.5.3 زمانی که مخازن ضربه‌ای با پمپ‌های آتش‌نشانی خودکار استفاده می‌شوند، نیازی به نصب شیر یک‌طرفه در اتصال مخزن ضربه‌ای نیست.

    16.9.5.4 شیرهای یک‌طرفه باید در موقعیت عمودی (جریان به بالا) یا افقی مطابق با فهرست‌شان نصب شوند.

    16.9.5.5* زمانی که یک سیستم لوله‌کشی آتش‌نشانی مرطوب تک با اتصال آتش‌نشانی مجهز است، شیر هشدار به‌عنوان شیر یک‌طرفه در نظر گرفته می‌شود و نیازی به شیر یک‌طرفه اضافی نیست.

    16.9.6* شیرهای کنترل با شیرهای یک‌طرفه.

    16.9.6.1 در اتصالی که به‌عنوان یک منبع تأمین آب عمل می‌کند، باید شیرهای نشان‌دهنده فهرست‌شده یا شیرهای نشان‌دهنده پست در هر دو طرف تمام شیرهای یک‌طرفه مورد نیاز در 16.9.5 نصب شوند.

    16.9.6.2 شیر کنترل خدمات شهری (شیر کنترل غیرنشان‌دهنده) مجاز است که به‌عنوان شیر کنترل در سمت تأمین آب عمل کند.

    16.9.6.3 الزامات 16.9.6.1 برای شیر یک‌طرفه موجود در لوله‌های اتصال آتش‌نشانی اعمال نمی‌شود و نباید هیچ شیر کنترلی در لوله‌های اتصال آتش‌نشانی وجود داشته باشد.

    16.9.6.4 الزامات 16.9.6.1 زمانی که اتصال شهری به‌عنوان تنها منبع خودکار تأمین آب به یک سیستم لوله‌کشی آتش‌نشانی مرطوب عمل می‌کند اعمال نمی‌شود؛ نیازی به شیر کنترل در سمت سیستم از شیر یک‌طرفه یا شیر هشدار یک‌طرفه نیست.

    16.9.6.5* شیرهای کنترل برای مخازن گرانشی. مخازن گرانشی باید دارای شیرهای نشان‌دهنده فهرست‌شده در هر دو طرف شیر یک‌طرفه نصب شوند.

    16.9.7* پمپ‌ها. زمانی که پمپ در یک خانه پمپ قابل اشتعال یا در معرض خطر آتش‌سوزی یا سقوط دیوارها قرار دارد، یا زمانی که یک مخزن به یک خط خدمات آتش‌نشانی خصوصی که از منبع دیگری تأمین می‌شود تخلیه می‌کند، یا شیر یک‌طرفه در اتصال باید در یک گودال قرار گیرد یا شیر کنترل باید از نوع نشان‌دهنده پست باشد و در فاصله ایمن خارج از ساختمان‌ها نصب شود.

    16.9.8 شیرهای کاهش فشار.

    16.9.8.1 در قسمت‌هایی از سیستم‌ها که تمام اجزاء آن‌ها برای فشار بیش از 175 psi (12 bar) فهرست نشده‌اند و امکان وجود فشار آب معمولی (غیر از شرایط آتش) بیش از 175 psi (12 bar) وجود دارد، باید یک شیر کاهش فشار فهرست‌شده نصب شود و فشار خروجی آن نباید از 165 psi (11 bar) بیشتر باشد.

    16.9.8.2 گیج‌های فشار باید در هر دو طرف شیر کاهش فشار، یعنی در طرف ورودی و خروجی نصب شوند.

    16.9.8.3* یک شیر تخلیه فهرست‌شده با اندازه حداقل 12 اینچ (15 mm) باید در طرف خروجی شیر کاهش فشار قرار داده شود، به‌طوری که در فشاری که از فشار مجاز اجزاء سیستم بیشتر نباشد عمل کند.

    16.9.8.4 یک شیر نشان‌دهنده فهرست‌شده باید در طرف ورودی هر شیر کاهش فشار نصب شود، مگر اینکه شیر کاهش فشار الزامات فهرست برای استفاده به‌عنوان یک شیر نشان‌دهنده را برآورده کند.

    16.9.8.5 باید امکاناتی برای انجام آزمایش جریان در پایین‌دست تمام شیرهای کاهش فشار برای تقاضای سیستم آتش‌نشانی فراهم شود.

    16.9.9* شیرهای نشان‌دهنده پست.

    16.9.9.1 زمانی که از شیرهای نشان‌دهنده پست استفاده می‌شود، باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که بالای پست بین 32 اینچ (800 میلی‌متر) تا 40 اینچ (1000 میلی‌متر) بالاتر از سطح نهایی زمین قرار گیرد.

    16.9.9.2 شیرهای نشان‌دهنده پست باید در صورت لزوم در برابر آسیب‌های مکانیکی به‌طور صحیح محافظت شوند.

    16.9.9.3 الزامات 16.9.9.1 برای شیرهای نشان‌دهنده پست دیواری اعمال نمی‌شود.

    16.9.10 شیرها در گودال‌ها.

    16.9.10.1 زمانی که نصب شیر نشان‌دهنده پست امکان‌پذیر نباشد، با اجازه مقام صلاحیت‌دار، شیرها می‌توانند در گودال‌ها نصب شوند.

    16.9.10.2* ساخت گودال شیر.

    16.9.10.2.1 زمانی که از گودال‌های شیر استفاده می‌شود، باید از اندازه کافی برای دسترسی به آن‌ها برای بازرسی، عملیات، آزمایش، نگهداری و حذف تجهیزات نصب‌شده برخوردار باشند.

    16.9.10.2.2 گودال‌های شیر باید به‌گونه‌ای ساخته و ترتیب داده شوند که تجهیزات نصب‌شده از حرکت خاک، یخ‌زدگی و تجمع آب محافظت شوند.

    16.9.10.2.3 مواد مناسب برای ساخت گودال‌های شیر می‌تواند بتن ریخته‌شده یا پیش‌ساخته (با یا بدون تقویت) یا آجر باشد (که بسته به شرایط خاک و اندازه گودال انتخاب می‌شود).

    16.9.10.2.4 مواد دیگر تأیید شده مجاز است که برای ساخت گودال شیر استفاده شوند.

    16.9.10.2.5 در صورتی که سطح آب زیرزمینی پایین باشد و خاک متخلخل باشد، استفاده از سنگ خرد شده یا شن برای کف گودال مجاز است.

    16.9.10.2.6 گودال‌های شیر که در نزدیکی یا در پایه برجک مخزن بلند قرار دارند باید مطابق با NFPA 22 طراحی شوند.

    16.9.10.3 علامت‌گذاری گودال شیر. محل شیر باید به‌طور واضح علامت‌گذاری شود و درپوش گودال باید از هر گونه مانع آزاد باشد.

    16.9.11 مجموعه‌های شیر کنترل طبقات.

    16.9.11.1 ساختمان‌های چندطبقه با ارتفاع بیشتر از دو طبقه باید به شیر کنترل طبقه، شیر یک‌طرفه، شیر تخلیه اصلی و سوئیچ جریان برای ایزوله کردن، کنترل و اعلام جریان آب برای هر طبقه به‌طور جداگانه مجهز شوند.

    16.9.11.2 شیر کنترل طبقه، شیر یک‌طرفه، شیر تخلیه اصلی و سوئیچ جریان که در 16.9.11.1 مورد نیاز است، در جایی که آبپاش‌ها در طبقه بالای یک ساختمان چندطبقه از لوله‌کشی طبقه پایین تأمین می‌شوند، مورد نیاز نیست.

    16.9.11.3 شیر کنترل طبقه، شیر یک‌طرفه، شیر تخلیه اصلی و سوئیچ جریان که در 16.9.11.1 مورد نیاز است، در جایی که مساحت کل تمام طبقات با هم از محدودیت‌های مساحت محافظت سیستم 4.5.1 تجاوز نکند، مورد نیاز نیست.

    16.9.11.4 الزامات 16.9.11 به سیستم‌های خشک در پارکینگ‌ها اعمال نمی‌شود.

    16.9.11.5 در جایی که شیرهای کنترل طبقه/زون فردی فراهم نمی‌شوند، باید یک اتصال فلنجی یا کوپلینگ مکانیکی در ریزر در هر طبقه برای اتصال به لوله‌کشی که مناطق طبقه‌ای با مساحت بیش از 5000 فوت مربع (465 متر مربع) را تأمین می‌کند، استفاده شود.

    16.9.12 شناسایی شیرها.

    16.9.12.1 تمام شیرهای کنترل، تخلیه، تهویه و اتصالات آزمایش باید با علائم شناسایی فلزی یا پلاستیکی مقاوم در برابر شرایط جوی که به‌طور دائم علامت‌گذاری شده‌اند، فراهم شوند.

    16.9.12.2 علامت شناسایی باید با سیم مقاوم در برابر خوردگی، زنجیر یا سایر روش‌های تأیید شده محکم شود.

    16.9.12.3 علامت شیر کنترل باید قسمت ساختمان را که تأمین می‌کند، شناسایی نماید.

    16.9.12.3.1 سیستم‌هایی که بیش از یک شیر کنترل دارند که باید برای کار بر روی یک سیستم یا فضا بسته شوند، باید علائمی داشته باشند که وجود و محل سایر شیرها را نشان دهند.

    16.10 تخلیه.

    16.10.1 عمومی. تمام لوله‌های آبپاش و اتصالات باید به‌گونه‌ای نصب شوند که سیستم قابل تخلیه باشد.

    16.10.2 سیستم‌های لوله‌کشی مرطوب.

    16.10.2.1 در سیستم‌های لوله‌کشی مرطوب، لوله‌های آبپاش باید به‌طور افقی نصب شوند.

    16.10.2.2 لوله‌های محصور باید مطابق با 16.10.5 تخلیه شوند.

    16.10.3 سیستم‌های لوله‌کشی خشک و پیش‌عملیاتی. لوله‌کشی باید به‌گونه‌ای شیب‌دار باشد که تخلیه شود همان‌طور که در 16.10.3.1 تا 16.10.3.3 بیان شده است.

    16.10.3.1 سیستم‌های لوله‌کشی خشک در مناطق غیر یخچالی. در سیستم‌های لوله‌کشی خشک، شاخه‌ها باید حداقل با شیب 1/2 اینچ در هر 10 فوت (4 میلی‌متر/متر) و لوله‌های اصلی باید حداقل با شیب 1/4 اینچ در هر 10 فوت (2 میلی‌متر/متر) در مناطق غیر یخچالی شیب‌دار شوند.

    16.10.3.2 سیستم‌های پیش‌عملیاتی. در سیستم‌های پیش‌عملیاتی، شاخه‌ها باید حداقل با شیب 1/2 اینچ در هر 10 فوت (4 میلی‌متر/متر) و لوله‌های اصلی باید حداقل با شیب 1/4 اینچ در هر 10 فوت (2 میلی‌متر/متر) شیب‌دار شوند.

    16.10.3.3 سیستم‌های لوله‌کشی خشک و پیش‌عملیاتی در مناطق یخچالی. شاخه‌ها باید حداقل با شیب 1/2 اینچ در هر 10 فوت (4 میلی‌متر/متر) و لوله‌های اصلی باید حداقل با شیب 1/2 اینچ در هر 10 فوت (4 میلی‌متر/متر) در مناطق یخچالی شیب‌دار شوند.

    16.10.4 اتصالات تخلیه سیستم، تخلیه اصلی یا تخلیه بخش.

    16.10.4.1 تدابیر مناسبی باید برای تخلیه صحیح تمام بخش‌های سیستم فراهم شود.

    16.10.4.2 اتصالات تخلیه برای ریزرهای تأمین سیستم و لوله‌های اصلی باید مطابق با جدول 16.10.4.2 سایز شوند.

    16.10.4.3 در جایی که یک شیر کنترل بخش یا طبقه داخلی فراهم است، باید یک اتصال تخلیه با حداقل اندازه مطابق با جدول 16.10.4.2 برای تخلیه آن بخش از سیستم که توسط شیر کنترل بخش کنترل می‌شود، فراهم شود.

    16.10.4.4 تخلیه‌ها باید به بیرون یا به یک اتصال تخلیه که قادر به مدیریت جریان تخلیه باشد، تخلیه شوند.

    16.10.4.5 برای آن دسته از تخلیه‌ها که برای شیرهای کاهش فشار استفاده می‌شوند، تخلیه، اتصال تخلیه و تمام لوله‌های تخلیه پایین‌دست باید به‌گونه‌ای سایز شوند که حداقل جریان مورد نیاز سیستم تأمین‌شده توسط شیر کاهش فشار را فراهم کنند.

    16.10.4.6 اتصالات آزمایش تخلیه اصلی.

    16.10.4.6.1 اتصالات آزمایش تخلیه اصلی باید در مکان‌هایی فراهم شوند که امکان آزمایش جریان آب و اتصالات تأمین سیستم وجود داشته باشد.

    16.10.4.6.2 اتصالات آزمایش تخلیه اصلی باید به‌گونه‌ای نصب شوند که شیر به‌طور کامل باز شود تا زمان کافی برای آزمایش صحیح بدون ایجاد آسیب آبی فراهم گردد.

    16.10.4.6.3 اتصالات تخلیه اصلی باید مطابق با 16.10.4.2 سایز شوند.

    16.10.4.7 اتصالات آزمایش که توسط 16.10.4.6 الزامی است، می‌توانند به‌عنوان اتصالات تخلیه اصلی استفاده شوند.

    16.10.4.8 در جایی که اتصالات تخلیه برای شیرهای کنترل طبقه به یک لوله تخلیه مشترک متصل می‌شوند، لوله تخلیه باید یک سایز بزرگ‌تر از هر اتصال تخلیه باشد که به آن متصل می‌شود.

    16.10.4.9 در جایی که در معرض یخ‌زدگی قرار دارند، حداقل 4 فوت (1.2 متر) لوله تخلیه باز باید در یک ناحیه گرم بین شیر تخلیه و دیوار خارجی قرار گیرد زمانی که لوله تخلیه از دیوار به بیرون منتقل می‌شود.

    Z

    16.10.5 تخلیه‌های کمکی.

    16.10.5.1 تخلیه‌های کمکی باید در مکان‌هایی فراهم شوند که تغییر در جهت لوله‌کشی مانع از تخلیه لوله‌های سیستم از طریق شیر تخلیه اصلی می‌شود.

    16.10.5.2 تخلیه‌های کمکی برای سیستم‌های لوله‌کشی مرطوب و سیستم‌های پیش‌عملیاتی در مناطقی که در معرض یخ‌زدگی نیستند.

    16.10.5.2.1 در صورتی که ظرفیت بخش‌های محصور شده جداشده لوله‌ها 50 گالن (200 لیتر) یا بیشتر باشد، تخلیه کمکی باید از یک شیر با سایز حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) تشکیل شود که به یک مکان قابل دسترسی لوله‌کشی شده باشد.

    16.10.5.2.2 در صورتی که ظرفیت بخش‌های محصور شده جداشده لوله‌ها بیشتر از 5 گالن (20 لیتر) و کمتر از 50 گالن (200 لیتر) باشد، تخلیه کمکی باید از یک شیر 3/4 اینچ (20 میلی‌متر) یا بزرگ‌تر و یک پلاگ یا یک نیپل و درپوش تشکیل شود.

    16.10.5.2.3 در صورتی که ظرفیت بخش‌های محصور شده لوله‌ها در سیستم‌های مرطوب کمتر از 5 گالن (20 لیتر) باشد، یکی از تنظیمات زیر باید فراهم شود:

    1. تخلیه کمکی باید از یک نیپل و درپوش یا پلاگ حداقل به اندازه 1/2 اینچ (15 میلی‌متر) تشکیل شود.
    2. تخلیه کمکی برای بخش‌های محصور شده کمتر از 5 گالن (20 لیتر) الزامی نیست، در صورتی که لوله‌کشی سیستم بتواند با برداشتن یک آبپاش آویز تخلیه شود.
    3. در صورتی که از کوپلینگ‌های انعطاف‌پذیر یا اتصالات قابل جداسازی دیگر استفاده شود، اجازه داده می‌شود نیپل و درپوش یا پلاگ حذف شوند.

    16.10.5.2.4 اتصالات تخلیه کمکی در سیستم‌های لوله‌کشی مرطوب و سیستم‌های پیش‌عملیاتی که محیط‌های غیر یخ‌زنی را محافظت می‌کنند، الزامی نیست.

    16.10.5.3 تخلیه‌های کمکی برای سیستم‌های لوله‌کشی خشک و سیستم‌های پیش‌عملیاتی.

    16.10.5.3.1 تخلیه‌های کمکی واقع در مناطقی که در معرض یخ‌زدگی هستند باید قابل دسترسی باشند.

    16.10.5.3.2 تخلیه‌های کمکی واقع در مناطقی که دما در آن‌ها به صورت یخ‌زده نگهداری می‌شود باید قابل دسترسی باشند و باید از یک شیر حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) و یک پلاگ یا نیپل و درپوش تشکیل شوند.

    16.10.5.3.3 در صورتی که ظرفیت بخش‌های محصور شده لوله‌ها کمتر از 5 گالن (20 لیتر) باشد، تخلیه کمکی باید از یک شیر حداقل 1/2 اینچ (15 میلی‌متر) و یک پلاگ یا نیپل و درپوش تشکیل شود.

    16.10.5.3.4 تخلیه‌های کمکی برای لوله‌های فرود که آبپاش‌های خشک آویز را تأمین می‌کنند و طبق 8.2.2، 8.3.2.5 و 8.7.3.4 نصب شده‌اند، الزامی نیست.

    16.10.5.3.5 در صورتی که ظرفیت بخش‌های محصور شده جداشده لوله‌های سیستم بیش از 5 گالن (20 لیتر) باشد، تخلیه کمکی باید از دو شیر 1 اینچ (25 میلی‌متر) و یک نیپل کندانس 2 اینچ × 12 اینچ (50 میلی‌متر × 300 میلی‌متر) یا معادل آن، که به‌طور قابل دسترسی در مکان‌هایی که مطابق با شکل 16.10.5.3.5 است، نصب شده باشد یا یک دستگاه لیست‌شده برای این خدمت.

    16.10.5.3.6 اتصالات تخلیه کمکی باید برای چندین لوله‌کشی شاخه‌ای مجاور محصور شده فراهم شود و باید تنها 1 اینچ (25 میلی‌متر) باشد. خطوط تخلیه کمکی باید حداقل 1/2 اینچ در هر 10 فوت (4 میلی‌متر/متر) شیب‌دار شوند.

    16.10.5.3.7 سیستم‌هایی که دارای تخلیه‌های پایین‌دست هستند باید یک علامت در شیر لوله‌کشی خشک یا پیش‌عملیاتی داشته باشند که تعداد تخلیه‌های پایین‌دست و محل هر تخلیه فردی را نشان دهد.

    9k=

    16.10.6 تخلیه شیرهای تخلیه.

    16.10.6.1 ارتباط مستقیم بین شیرهای تخلیه سیستم آبپاش و فاضلاب‌ها نباید برقرار شود.

    16.10.6.2 تخلیه شیر باید با مقررات بهداشتی یا آب و فاضلاب تطابق داشته باشد.

    16.10.6.3 در جایی که لوله‌های تخلیه زیر زمین دفن می‌شوند، باید از لوله‌های مقاوم در برابر خوردگی تایید شده استفاده شود.

    16.10.6.4 لوله‌های تخلیه نباید در فضاهای بسته زیر ساختمان به پایان برسند.

    16.10.6.5 در جایی که لوله‌های تخلیه در معرض جو قرار دارند، باید به لوله‌ها زانویی با خم رو به پایین متصل شود.

    16.10.6.6 لوله‌های تخلیه باید به‌گونه‌ای قرار گیرند که هیچ بخش پر از آب سیستم آبپاش در معرض شرایط انجماد قرار نگیرد.

    16.11 پیوست‌های سیستم.

    16.11.1 پیوست‌ها کلی.

    16.11.1.1 واحد هشدار باید شامل یک هشدار مکانیکی فهرست‌شده، بوق یا آژیر یا یک گنگ الکتریکی فهرست‌شده، زنگ، بلندگو، بوق یا آژیر باشد.

    16.11.1.2 زنگ‌های آب‌موتور-عملکرد یا الکتریکی که در فضای باز نصب می‌شوند باید در برابر شرایط جوی مقاوم و محافظت شده باشند.

    16.11.1.3 تمام لوله‌ها به دستگاه‌های آب‌موتور-عملکرد باید از فولاد گالوانیزه، برنج، مس یا دیگر مواد فلزی مقاوم در برابر خوردگی تایید شده با اندازه لوله حداقل ۳/۴ اینچ (۲۰ میلی‌متر) باشند.

    16.11.1.4 لوله‌های بین سیستم آبپاش و دستگاه‌های شروع هشدار فشار-فعال باید از فولاد گالوانیزه، برنج، مس یا دیگر مواد فلزی مقاوم در برابر خوردگی تایید شده با اندازه لوله حداقل ۳/۸ اینچ (۱۰ میلی‌متر) باشند.

    16.11.2 هشدارهای آبپاش/هشدارهای جریان آب.

    16.11.2.1 هشدار جریان آب محلی. یک هشدار جریان آب محلی باید در هر سیستم آبپاشی که بیش از ۲۰ آبپاش دارد نصب شود.

    16.11.3 دستگاه‌های تشخیص جریان آب.

    16.11.3.1 سیستم‌های لوله مرطوب. دستگاه هشدار برای سیستم لوله مرطوب باید شامل یک شیر هشدار فهرست‌شده یا دستگاه تشخیص جریان آب هشدار فهرست‌شده دیگر همراه با اتصالات لازم برای فعال کردن هشدار باشد.

    16.11.3.2 سیستم‌های لوله خشک.
    16.11.3.2.1 دستگاه هشدار برای سیستم لوله خشک باید شامل اتصالات هشدار فهرست‌شده به شیر لوله خشک باشد.
    16.11.3.2.2 در صورتی که شیر لوله خشک در طرف سیستم یک شیر هشدار قرار داشته باشد، اتصال دستگاه فعال‌سازی هشدارهای شیر لوله خشک به هشدارهای سیستم لوله مرطوب مجاز است.

    16.11.3.3 سیستم‌های پیش‌عملیاتی و سیلابی. دستگاه هشدار برای سیستم‌های سیلابی و پیش‌عملیاتی باید شامل هشدارهایی باشد که به‌طور مستقل توسط سیستم تشخیص و جریان آب فعال می‌شوند.

    16.11.3.3.1 سیستم‌های سیلابی و پیش‌عملیاتی که توسط آبپاش‌های آزمایشی فعال می‌شوند نیازی به هشدار سیستم تشخیص مستقل ندارند.

    16.11.3.4 دستگاه‌های تشخیص جریان آب نوع پدل. نشانگرهای هشدار جریان آب نوع پدل باید تنها در سیستم‌های مرطوب نصب شوند.

    16.11.4 دستگاه‌های تأخیر.
    در هر شیر هشدار استفاده‌شده تحت شرایط فشار آب متغیر، یک دستگاه تأخیر باید نصب شود.

    16.11.5 اتصالات آزمایش دور زدن هشدار.

    16.11.5.1 شیرهای هشدار، لوله خشک، پیش‌عملیاتی و سیلابی باید به یک اتصال آزمایش دور زدن هشدار برای سوئیچ هشدار الکتریکی، زنگ آب‌موتور یا هر دو مجهز باشند.

    16.11.5.2 اتصال آزمایش دور زدن هشدار برای شیرهای هشدار، لوله خشک، پیش‌عملیاتی و سیلابی باید در طرف تأمین آب سیستم قرار گیرد و با یک شیر کنترل و تخلیه برای لوله‌های هشدار تأمین شود.

    16.11.5.3 اتصال آزمایش دور زدن هشدار برای شیرهای هشدار در بالا باید مجاز باشد که در طرف سیستم شیر هشدار قرار گیرد.

    16.11.5.4 یک شیر چک باید بین محفظه میانه شیر لوله خشک و دستگاه هشدار جریان آب نصب شود تا از ورود جریان از اتصال آزمایش دور زدن هشدار به محفظه میانه شیر لوله خشک در هنگام آزمایش هشدار از طریق اتصال آزمایش دور زدن جلوگیری شود.

    16.11.6 شیرهای کنترل نشان‌دهنده.

    16.11.6.1 در صورتی که یک شیر کنترل در اتصال به دستگاه‌های تماس فشار یا دستگاه‌های هشدار آب‌موتور نصب شود، باید از نوع نشان‌دهنده باشد.

    16.11.6.2 چنین شیرهایی باید در موقعیت باز مهر و قفل یا تحت نظارت الکتریکی قرار گیرند.

    16.11.7 پیوست‌ها الکتریکی.

    16.11.7.1 پیوست‌های هشدار الکتریکی که بخشی از یک سیستم هشدار ایستگاه مرکزی، محلی، محافظت‌کننده، اختصاصی یا ایستگاه دورافتاده هستند باید مطابق با NFPA 72 نصب شوند.

    16.11.7.2 سیستم‌های هشدار جریان آبپاش که بخشی از یک سیستم هشدار حفاظتی الزامی نیستند، نیازی به نظارت ندارند و باید مطابق باNFPA 70، ماده 760 نصب شوند.

    16.11.7.3 دستگاه‌های هشدار الکتریکی خارجی باید برای استفاده در فضای باز فهرست‌شده باشند.

    16.11.8 پیوست‌ها عملگر مکانیکی.

    16.11.8.1 برای تمامی انواع سیستم‌های آبپاش که از هشدارهای موتورآبی استفاده می‌کنند، یک فیلتر فهرست‌شده با اندازه 34 اینچ (20 میلی‌متر) بایددر خروجی هشدار دستگاه تشخیص جریان آب نصب شود.

    16.11.8.2 در صورتی که از یک محفظه تأخیر در ارتباط با شیر هشدار استفاده شود، فیلتر باید در خروجی محفظه تأخیر قرار گیرد، مگر اینکه محفظه تأخیر با یک فیلتر یکپارچه تأسیس‌شده و تأییدشده در خروجی خود تجهیز شده باشد.

    16.11.9 تخلیه دستگاه‌های هشدار.
    تخلیه‌های دستگاه‌های هشدار باید به‌گونه‌ای ترتیب داده شوند که در هنگام باز بودن کامل تخلیه‌های سیستم آبپاش و تحت فشار سیستم، از سرریز شدن در دستگاه هشدار، در اتصالات خانگی یا در دیگر نقاط جلوگیری شود. (ببینید 16.10.6.)

    16.11.10 پیوست‌ها ساختمان‌های بلند.
    زمانی که نیاز باشد که یک آتش به دلیل ارتفاع ساختمان به‌طور داخلی مهار شود، دستگاه‌های هشدار اضافی زیر باید فراهم شوند:

    1. هر سیستم آبپاش در هر طبقه باید به یک دستگاه جریان آب جداگانه مجهز باشد. دستگاه جریان آب باید به سیستم هشدار متصل شود به‌گونه‌ای که فعال شدن یک آبپاش سیستم هشدار را فعال کرده و موقعیت دستگاه جریان فعال شده در یک اعلان‌کننده و/یا ثبت‌کننده نشان داده شود. اعلان‌کننده یا ثبت‌کننده باید در سطح زمین در نقطه معمول دسترسی آتش‌نشانی، در مرکز کنترل امنیتی ساختمان که به‌طور دائم نگهداری می‌شود، یا در هر دو محل قرار گیرد.
    2. در صورتی که محل دریافت سیگنال‌های نظارتی یا هشدار در ساختمان‌های محافظت‌شده تحت نظارت دائم کارکنان واجد شرایط از طرف مالک نباشد، باید یک اتصال فراهم شود تا سیگنالی به ایستگاه مرکزی دورافتاده ارسال شود.
    3. یک سیگنال جداگانه برای اعلام مشکلات باید فراهم شود تا شرایطی که باعث کاهش عملکرد مطلوب سیستم آبپاش شوند را نشان دهد.

    16.12 اتصالات آتش‌نشانی.

    16.12.1 مگر اینکه الزامات 16.12.2 رعایت شوند، یک اتصال آتش‌نشانی باید مطابق با شکل 16.12.1 به شرح بخش 16.12 فراهم شود.

    16.12.2 سیستم‌های زیر نیازی به اتصال آتش‌نشانی ندارند:

    1. ساختمان‌هایی که در مناطق دورافتاده واقع شده‌اند و برای پشتیبانی آتش‌نشانی قابل دسترسی نیستند
    2. سیستم‌های سیلابی با ظرفیت بالا که از ظرفیت پمپاژ آتش‌نشانی فراتر می‌روند
    3. ساختمان‌های یک‌طبقه با مساحت کمتر از 2000 فوت مربع (185 متر مربع)

    2Q==

    16.12.3 انواع اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی
    16.12.3.1* مگر اینکه شرایط 16.12.3.1.1، 16.12.3.1.2 یا 16.12.3.1.3 رعایت شود، اتصال(های) ایستگاه آتش‌نشانی باید شامل دو اتصال 2.5 اینچ (65 میلی‌متر) با استفاده از اتصالات چرخشی با رشته داخلی NH با رشته استاندارد 2.57.5 NH” طبق مشخصات NFPA 1963 باشد.
    16.12.3.1.1 در صورتی که اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی محلی با NFPA 1963 مطابقت نداشته باشد، مقامات صلاحیت‌دار مجاز به تعیین نوع اتصال مورد استفاده خواهند بود.
    16.12.3.1.2 استفاده از کوپلینگ‌های بدون رشته در جایی که توسط مقامات صلاحیت‌دار مورد نیاز باشد و در جایی که برای چنین استفاده‌ای لیست شده باشد، مجاز است.
    16.12.3.1.3 اتصال ایستگاه آتش‌نشانی با یک خروجی تک، در صورتی که به یک ریزر 3 اینچ (80 میلی‌متر) یا کوچکتر متصل باشد، قابل قبول خواهد بود.
    16.12.3.2 اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی باید به پلاگین‌ها یا کلاهک‌های تأیید شده مجهز شوند که به‌طور صحیح ایمن شده و به راحتی برای آتش‌نشانی‌ها قابل برداشتن باشد.
    16.12.3.3 اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی باید از نوع تأیید شده باشند.
    16.12.4* اندازه. اندازه لوله برای اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید مطابق یکی از موارد زیر باشد:
    (1) اندازه لوله باید حداقل 4 اینچ (100 میلی‌متر) برای اتصالات دستگاه‌های آتش‌نشانی باشد.
    (2) اندازه لوله باید حداقل 6 اینچ (150 میلی‌متر) برای اتصالات کشتی‌های آتش‌نشانی باشد.
    (3) برای سیستم‌های محاسبه‌شده هیدرولیکی، اندازه لوله می‌تواند کمتر از 4 اینچ (100 میلی‌متر) باشد، اما نباید کمتر از بزرگترین ریزری باشد که توسط آن اتصال تأمین می‌شود.
    چکه‌کردن خودکار
    Header
    در اتاق شیر
    Check
    شیر ایستگاه آتش‌نشانی
    1 اینچ تا 3 اینچ (25 میلی‌متر تا 80 میلی‌متر)
    مواد ضد آب
    شکل 16.12.1 اتصال ایستگاه آتش‌نشانی
    16.12.5* ترتیب. اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید مطابق با شکل 16.12.1 ترتیب داده شود.
    16.12.5.1* اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید در طرف سیستم از شیر کنترل آب نصب شود.
    16.12.5.1.1 اتصال ایستگاه آتش‌نشانی نباید به لوله‌کشی خط فرعی متصل شود.
    16.12.5.1.2 اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید حداقل 18 اینچ (450 میلی‌متر) و حداکثر 4 فوت (1.2 متر) بالاتر از سطح زمین یا سطح دسترسی قرار گیرد.
    16.12.5.2 برای سیستم‌های تک، اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید به شرح زیر نصب شود:
    (1) سیستم مرطوب در طرف سیستم از شیر کنترل، شیر چک و شیر آلارمسیستم (نگاه کنید به شکل A.16.9.3)
    (2) سیستم خشک بین شیر کنترل سیستم و شیر لوله خشک
    (3) سیستم پیش‌عملیاتی بین شیر پیش‌عملیاتی و شیر چک در طرفسیستم شیر پیش‌عملیاتی
    (4) سیستم سیلابی در طرف سیستم از شیر سیلابی
    16.12.5.3 اتصال ایستگاه آتش‌نشانی مجاز است به لوله‌کشی اصلی متصل شود که سیستم لوله‌کشی مرطوب یا سیلابی آن را تأمین می‌کند.
    16.12.5.4 برای سیستم‌های چندگانه، اتصال ایستگاه آتش‌نشانی باید بین شیرهای کنترل تأمین و شیرهای کنترل سیستم متصل شود.
    16.12.5.5* الزامات 16.12.5.2 و 16.12.5.4 در صورتی که اتصال ایستگاه آتش‌نشانی به لوله‌کشی زیرزمینی متصل شده باشد، اعمال نمی‌شود.
    16.12.5.6 در صورتی که اتصال ایستگاه آتش‌نشانی تنها بخشی از یک ساختمان را خدمات‌دهی کند، باید علامتی متصل شود که بخش‌های ساختمان را که خدمات‌دهی می‌کند، نشان دهد.
    16.12.5.7* اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی باید در نزدیک‌ترین نقطه از دسترسی دستگاه‌های آتش‌نشانی یا در محلی که توسط مقامات صلاحیت‌دار تأیید شده باشد، قرار گیرد.
    16.12.5.8 علائم
    16.12.5.8.1 هر اتصال ایستگاه آتش‌نشانی به سیستم‌های sprinkler باید با علامتی که حروف برجسته یا حک‌شده حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) ارتفاع دارد، مشخص شود. این علامت باید خوانا باشد و نشان دهد که برای چه سیستمی است به عنوان مثال، AUTOSPKR. ، OPEN SPKR. وSTANDPIPE.
    16.12.5.8.2 علامتی نیز باید نشان دهد که فشار مورد نیاز در ورودی‌ها برای تأمین بالاترین تقاضای سیستم چه مقدار است.
    16.12.5.8.3 علامت مورد نیاز در 16.12.5.8.2 نیازی به نصب ندارد، اگر فشار تقاضای سیستم کمتر از 150 psi (10.3 بار) باشد.
    16.12.5.9 اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی نباید به طرف مکش پمپ‌های آتش‌نشانی متصل شوند.
    16.12.5.10 اتصالات ایستگاه آتش‌نشانی باید به‌طور صحیح پشتیبانی شوند.
    16.12.6 شیرها
    16.12.6.1 یک شیر چک لیست‌شده باید در هر اتصال ایستگاه آتش‌نشانی نصب شود و در مکانی قابل دسترس قرار گیرد.

    16.12.6.2 نباید هیچ شیر قطع‌کننده‌ای در لوله‌کشی اتصال ایستگاه آتش‌نشانی وجود داشته باشد.
    16.12.7* تخلیه. لوله‌کشی بین شیر چک و اتصال شلنگ خارجی باید در مناطقی که در معرض یخ‌زدگی هستند، به یک شیر تخلیه خودکار تأیید شده مجهز شود.
    16.12.7.1 شیر تخلیه خودکار باید در مکانی نصب شود که اجازه بازرسی و آزمایش را طبق الزامات NFPA 25 فراهم کند.
    16.13 گیج‌ها
    16.13.1 یک گیج فشار با اتصالی به اندازه حداقل 1/4 اینچ (6 میلی‌متر) باید در مجرای اصلی سیستم، در هر مجرای اصلی مرتبط با شیر کنترل طبقه و در طرف ورودی و خروجی هر شیر فشار کاهش دهنده نصب شود.
    16.13.2 هر اتصال گیج باید به یک شیر قطع‌کننده و امکانات تخلیه مجهز باشد.
    16.13.3 گیج‌های فشار مورد نیاز باید تأیید شده باشند و باید حداکثر محدودیت آنها حداقل دو برابر فشار کاری عادی سیستم در نقطه نصب باشد.
    16.13.4 گیج‌ها باید به‌گونه‌ای نصب شوند که امکان برداشت آنها وجود داشته باشد و در مکانی نصب شوند که در معرض یخ‌زدگی نباشند.
    16.14 اتصالات سیستم
    16.14.1* سیستم‌های لوله مرطوب
    16.14.1.1 یک اتصال آزمایش آلارم با قطر حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر)، که به یک سوراخ بدون درز مقاوم در برابر خوردگی ختم می‌شود و جریان آن برابر با یا کمتر از یک آب‌پاش از نوعی که کوچکترین ضریب K را دارد در سیستم خاص، باید برای آزمایش هر دستگاه آلارم جریان آب در هر سیستم فراهم شود.
    16.14.1.2 شیر اتصال آزمایش باید قابل دسترس باشد.
    16.14.1.3 تخلیه باید به بیرون، به یک اتصال تخلیه که قادر به پذیرش جریان کامل تحت فشار سیستم باشد، یا به مکان دیگری که آسیب آبی ایجاد نکند، هدایت شود.
    16.14.1.4 اتصال آزمایش آلارم باید در هر مکانی در سیستم آتش‌نشانی لوله‌کشی، پس از آلارم جریان آب، نصب شود.
    16.14.2* سیستم‌های لوله خشک
    16.14.2.1 یک اتصال آزمایش یا منیفولد تست سفر با قطر حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر)، که به یک سوراخ بدون درز مقاوم در برابر خوردگی ختم می‌شود و جریان آن معادل با یک آب‌پاش از نوع نصب شده در سیستم خاص باشد، باید نصب شود.
    16.14.2.2 اتصال آزمایش سفر یا منیفولد باید در انتهای دورترین لوله آب‌پاش در طبقه بالا نصب شود و باید به یک شیر قطع‌کننده قابل دسترس و یک پلاگین با حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) مجهز باشد که حداقل یکی از آنها از جنس برنج باشد.
    16.14.2.3 به جای پلاگین، یک نیپل و درپوش قابل قبول است.
    16.14.2.4 زمانی که ظرفیت (حجم) سیستم لوله خشک طبق 8.2.3.2، 8.2.3.3، 8.2.3.4 یا 8.2.3.5 تعیین شده باشد، یک اتصال آزمایش سفر مجاز است که جریان معادل با یک آب‌پاش را مطابق با 16.14.2.1 تا 16.14.2.3 فراهم کند.

    16.14.2.5 زمانی که ظرفیت (حجم) سیستم لوله خشک طبق 8.2.3.7 تعیین شده باشد، موارد زیر باید اعمال شود:
    (1) زمانی که جریان از چهار آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش سفر باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در هر دو خط شاخه آب‌پاش شبیه‌سازی کند.
    (2) زمانی که جریان از سه آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در دورترین خط شاخه و یک آب‌پاش را در خط شاخه بعدی شبیه‌سازی کند.
    (3) زمانی که جریان از دو آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در دورترین خط شاخه شبیه‌سازی کند.
    (4) زمانی که جریان از یک آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید طبق الزامات اتصال آزمایش سفر مطابق با 16.14.2.1 تا 16.14.2.3 نصب شود.

    16.14.3 سیستم‌های پیش‌عملیاتی
    16.14.3.1 یک اتصال آزمایش باید در سیستم پیش‌عملیاتی که از هوای نظارتی استفاده می‌کند، فراهم شود.
    16.14.3.2 اتصالی که برای کنترل سطح آب پرکننده استفاده می‌شود، باید به‌عنوان اتصال آزمایش برای بررسی عملکرد آلارم‌های نظارت‌کننده بر فشار هوای نظارتی در نظر گرفته شود.
    16.14.3.3 برای سیستم‌های پیش‌عملیاتی دوگانه قفل، یک اتصال آزمایش سفر یا منیفولد با قطر حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر)، که به یک سوراخ بدون درز مقاوم در برابر خوردگی ختم می‌شود و جریان آن معادل با یک آب‌پاش از نوع نصب شده در سیستم خاص باشد، باید نصب شود.
    16.14.3.4 برای سیستم‌های پیش‌عملیاتی دوگانه قفل، اتصال آزمایش سفر یا منیفولد باید در انتهای دورترین لوله آب‌پاش در طبقه بالا نصب شود و باید به یک شیر قطع‌کننده قابل دسترس و یک پلاگین با حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) مجهز باشد که حداقل یکی از آنها از جنس برنج باشد.
    16.14.3.5 به جای پلاگین، یک نیپل و درپوش قابل قبول است.
    16.14.3.6 زمانی که ظرفیت (حجم) سیستم پیش‌عملیاتی دوگانه قفل طبق 8.3.2.3.1.1، 8.3.2.3.1.2 یا 8.3.2.3.1.3 تعیین شده باشد، یک اتصال آزمایش سفر مجاز است که جریان معادل با یک آب‌پاش را مطابق با 16.14.3.3 تا 16.14.3.5 فراهم کند.
    16.14.3.7 زمانی که ظرفیت (حجم) سیستم پیش‌عملیاتی دوگانه قفل طبق 8.3.2.3.1.4 تعیین شده باشد، موارد زیر باید اعمال شود:
    (1) زمانی که جریان از چهار آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش سفر باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در هر دو خط شاخه آب‌پاش شبیه‌سازی کند.
    (2) زمانی که جریان از سه آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در دورترین خط شاخه و یک آب‌پاش را در خط شاخه بعدی شبیه‌سازی کند.
    (3) زمانی که جریان از دو آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که دو آب‌پاش را در دورترین خط شاخه شبیه‌سازی کند.
    (4) زمانی که جریان از یک آب‌پاش باشد، منیفولد آزمایش باید طبق الزامات اتصال آزمایش سفر مطابق با 16.14.3.3 تا 16.14.3.5 نصب شود.

    16.14.4 سیستم‌های سیلابی. در سیستم سیلابی نیازی به اتصال آزمایش نیست.

    16.14.5* دستگاه‌های پیشگیری از بازگشت جریان
    16.14.5.1* شیرآلات پیشگیری از بازگشت جریان. باید امکان آزمایش جریان به جلو در پایین‌دست تمام شیرآلات پیشگیری از بازگشت جریان فراهم شود که حداقل جریان مورد نیاز سیستم را شامل شود، از جمله اجازه‌ی لوله شلنگ در صورت لزوم.
    16.14.5.1.1 آرایش مورد نیاز در 16.14.5.1 باید به گونه‌ای باشد که بدون نیاز به تغییر سیستم توسط مالک برای انجام آزمایش، قابل سرویس‌دهی باشد.

    16.15 اتصالات شلنگ
    16.15.1 اتصالات شلنگ کوچک [12 اینچ (40 میلی‌متر)]. برای اطلاعاتبیشتر به بخش C.5 مراجعه کنید.
    16.15.1.1* در صورت لزوم، اتصالات شلنگ کوچک [12 اینچ (40 میلی‌متر)] باید نصب شوند.
    16.15.1.1.1 شیرها باید به گونه‌ای در دسترس باشند که تمام بخش‌های منطقه را با شلنگ 100 فوتی (30 متر) به همراه 30 فوت (9.1 متر) فاصله جریان شلنگ پوشش دهند.
    16.15.1.1.2 زمانی که ساختمان در تمام بخش‌ها توسط یک سیستم آب‌پاش خودکار تایید شده حفاظت می‌شود، وجود خطوط شلنگ 12 اینچ (40 میلی‌متر) برای استفاده ساکنان ساختمان الزامی نیست، مشروط به تأییدمقام صلاحیت‌دار.
    16.15.1.1.3 در صورتی که مقام صلاحیت‌دار تایید کند، مکان قرارگیری شیرها ممکن است فاصله‌های مشخص‌شده در 16.15.1.1.1 را تجاوز کند.
    16.15.1.2 اتصالات شلنگ نیازی به رعایت الزامات سیستم‌های شلنگ کلاسII که توسط NFPA 14 تعریف شده است ندارند.
    16.15.1.3 اتصالات شلنگ باید از یکی از موارد زیر تأمین شوند:
    (1) هیدرانت‌های خارجی
    (2) سیستم لوله‌کشی جداگانه برای اتصالات شلنگ کوچک
    (3) اتصالات شلنگ با شیر بر روی ریزرهای سیستم آب‌پاش که این اتصالات در بالادست تمام شیرهای کنترل آب‌پاش قرار دارند
    (4) سیستم‌های آب‌پاش مجاور
    (5) در مناطق ذخیره‌سازی رک، سیستم آب‌پاش سقف در همان منطقه (مشروط به اینکه در همان منطقه آب‌پاش‌های رک وجود داشته باشد و به طور جداگانه کنترل شوند)
    (6) در کاربری‌های غیر ذخیره‌سازی که بخشی از سیستم ایستگاه شلنگ نیستند، لوله‌کشی آب‌پاش سقف در همان منطقه‌ای که اتصال شلنگ قرار دارد
    16.15.1.4* اتصالات شلنگ که تنها برای مقاصد آتش‌نشانی استفاده می‌شوند، باید فقط به سیستم‌های آب‌پاش لوله تر متصل شوند، مشروط به محدودیت‌های زیر:
    (1) لوله‌های تأمین اتصال شلنگ نباید به هیچ لوله‌ای با قطر کمتر از 22 اینچ(65 میلی‌متر) متصل شوند.

    16.15.1.4 ادامه
    (2) الزامات 16.15.1.4(1) برای لوپ‌ها و شبکه‌های طراحی شده هیدرولیکی اعمال نمی‌شود، جایی که حداقل اندازه لوله بین لوله تأمین اتصال شلنگ و منبع، 2 اینچ (50 میلی‌متر) مجاز است.
    (3) برای لوله‌کشی که برای تأمین یک اتصال شلنگ استفاده می‌شود، لوله باید حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) برای مسیرهای افقی تا 20 فوت (6.1 متر)، حداقل 14 اینچ (32 میلی‌متر) برای کل مسیر برای مسیرهای بین 20 فوت و80 فوت (6.1 متر و 24 متر)، و حداقل 12 اینچ (40 میلی‌متر) برای کل مسیربرای مسیرهای بیشتر از 80 فوت (24 متر) باشد. برای لوله‌کشی که برایتأمین اتصالات شلنگ چندگانه استفاده می‌شود، مسیرها باید حداقل 12 اینچ (40 میلی‌متر) در تمام طول باشند.
    (4) لوله‌کشی برای مسیرهای عمودی باید حداقل 1 اینچ (25 میلی‌متر) باشد.
    (5) در صورتی که فشار باقی‌مانده در خروجی 12 اینچ (40 میلی‌متر) دریک اتصال شلنگ از 100 psi (7 بار) بیشتر باشد، یک دستگاه تنظیم فشار تأسیس شده باید برای محدود کردن فشار باقی‌مانده در خروجی به 100 psi (7 بار) فراهم شود.
    (6) در صورتی که فشار استاتیک در یک اتصال شلنگ 12 اینچ (40 میلی‌متر) از 175 psi (12 بار) بیشتر باشد، یک دستگاه تنظیم فشار تأسیس شده باید برای محدود کردن فشار استاتیک و باقی‌مانده در خروجی به 100psi (7 بار) فراهم شود.

    16.15.2 اتصالات شلنگ برای استفاده آتش‌نشانی
    16.15.2.1 در ساختمان‌های با کاربری خطر سبک یا معمولی، شیرهای شلنگ 22 اینچ (65 میلی‌متر) برای استفاده آتش‌نشانی مجاز است که بهریزرهای سیستم آب‌پاش لوله تر متصل شوند.
    16.15.2.2* محدودیت‌های زیر اعمال می‌شود:
    (1) هر اتصال از ایستگاه شلنگ که بخشی از یک سیستم ترکیبی به سیستم آب‌پاش است، باید یک شیر کنترل و یک شیر چک از همان اندازه به عنوان اتصال داشته باشد.
    (2) حداقل اندازه ریزر باید 4 اینچ (100 میلی‌متر) باشد مگر آنکه محاسبات هیدرولیکی نشان دهد که ریزر با اندازه کوچکتر می‌تواند نیازهای آب‌پاش و جریان شلنگ را برآورده کند.
    (3) هر ریزر ترکیبی آب‌پاش و ایستگاه شلنگ باید به یک شیر کنترل ریزر مجهز باشد تا اجازه دهد ریزر بدون قطع تأمین آب به دیگر ریزرها از همان منبع تأمین، جدا شود. (برای اتصالات آتش‌نشانی که سیستم‌های ایستگاه شلنگ و آب‌پاش را تأمین می‌کنند، به بخش 16.12 مراجعه کنید.)

    16.16 اتصال و زمین‌گذاری الکتریکی
    16.16.1 در هیچ حالتی نباید لوله‌کشی سیستم آب‌پاش برای زمین‌گذاری سیستم‌های الکتریکی استفاده شود.
    16.16.2* الزام 16.16.1 مانع اتصال لوله‌کشی سیستم آب‌پاش به سیستم زمین‌گذاری حفاظت در برابر صاعقه نمی‌شود، همانطور که در NFPA 780 مقرر شده است، در مواردی که حفاظت در برابر صاعقه برای سازه فراهم شده باشد.

    16.17* تابلوها. (معلق)

  • فناوری های تشخیص گاز

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.25.53 AM

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.01 AM

    دسته‌بندی‌های پایش گاز:

    1. گازهای قابل احتراق / اشتعال‌پذیر
      • خطر انفجار.
      • برای جلوگیری از انفجار، باید سطح گاز در هوا کمتر از حد پایین انفجار (LEL) برای هر گاز نگه داشته شود یا اکسیژن از محیط حذف شود.
      • معمولاً در بازه ۰ تا ۱۰۰ درصد از حد پایین انفجار یا در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شود.
      • دتکتورهای گاز قابل احتراق به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از وقوع شرایط بالقوه انفجاری هشدار دهند.
    2. گازهای سمی / محرک
      • برای سلامت انسان خطرناک‌اند؛ باید میزان تماس کارکنان با این گازها پایش شود.
      • معمولاً در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شوند.
      • دتکتورهای گاز سمی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از رسیدن سطح گاز به غلظت زیان‌آور به کارکنان هشدار دهند.
      • برخی از دتکتورهای گاز سمی می‌توانند میانگین تماس در طول زمان را محاسبه کرده و مقادیر حد تماس کوتاه‌مدت (STEL) و میانگین وزنی زمان‌دار (TWA) را ارائه دهند.
    3. اکسیژن
      • محیط‌هایی با میزان کم اکسیژن (کمتر از ۱۹.۵ درصد حجمی اکسیژن) «کم‌اکسیژن» تلقی شده و تنفس طبیعی انسان را مختل می‌کنند.
      • محیط‌هایی با میزان زیاد اکسیژن (بیش از ۲۵ درصد حجمی اکسیژن) «غنی از اکسیژن» تلقی شده و خطر انفجار در آن‌ها افزایش می‌یابد.
      • در بازه درصد حجمی اندازه‌گیری می‌شود (درصد طبیعی اکسیژن در هوا در سطح دریا ۲۰.۸ درصد حجمی است).
      • دتکتورهای اکسیژن به‌طور کلی به‌گونه‌ای تنظیم می‌شوند که در صورت کم بودن یا زیاد بودن بیش از حد اکسیژن در محیط، هشدار دهند.

     

    فضاهای قابل احتراق

    برای ایجاد شعله، وجود سه شرط ضروری است:
    • یک منبع سوخت (مانند گاز متان یا بخارات بنزین)
    • مقدار کافی اکسیژن (بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد) برای اکسید شدن یا سوختن سوخت
    • یک منبع گرما (جرقه) برای شروع فرآیند

    نمونه‌هایی از منابع گرما و جرقه:
    • شعله‌های باز مانند شعله‌های فندک، مشعل، کبریت و مشعل‌های جوشکاری، رایج‌ترین منابع جرقه هستند.
    • تابش در قالب نور خورشید یا سطوح داغ
    • جرقه‌های ناشی از منابع مختلف مانند روشن یا خاموش کردن وسایل برقی، بیرون کشیدن دوشاخه‌ها، الکتریسیته ساکن یا کلیدهای الکتریکی

    فضاهای قابل احتراق
    عوامل مؤثر در فضاهای قابل احتراق

    بخار در برابر گاز
    اگرچه اصطلاحات «بخار» و «گاز» اغلب به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما معانی یکسانی ندارند. واژه «بخار» به ماده‌ای اطلاق می‌شود که اگرچه در حالت گازی وجود دارد، اما به‌طور معمول در دمای اتاق به صورت مایع یا جامد است. وقتی می‌گوییم یک ماده مایع یا جامد در حال سوختن است، در واقع بخار آن ماده است که می‌سوزد. «گاز» به ماده‌ای گفته می‌شود که به‌طور طبیعی در دمای اتاق در حالت گازی است.

    فشار بخار و نقطه جوش
    فشار بخار، فشاری است که زمانی ایجاد می‌شود که یک جامد یا مایع با بخار خودش در حالت تعادل قرار دارد. این فشار به‌طور مستقیم با دما مرتبط است. مثالی از فشار بخار، فشاری است که توسط بخار یک مایع در یک ظرف بسته نیمه‌پر ایجاد می‌شود. بسته به دما، فشار بخار تا یک آستانه مشخص افزایش می‌یابد. وقتی این آستانه برسد، فضا «اشباع‌شده» در نظر گرفته می‌شود.

    فشار بخار و نقطه جوش یک ماده شیمیایی تعیین می‌کنند که چه میزان از آن احتمال دارد وارد هوا شود. فشار بخار پایین به معنای مولکول‌های کمتری از آن ماده در هواست که قابل اشتعال باشند، بنابراین به‌طور کلی خطر کمتری وجود دارد. این همچنین به این معناست که مولکول‌های کمتری برای آشکارسازی وجود دارد و ممکن است آشکارسازی دشوارتر شده و نیاز به تجهیزات با حساسیت بیشتر باشد. با افزایش فشار بخار و کاهش نقطه جوش، احتمال تبخیر افزایش می‌یابد. اگر ظروف حاوی این نوع مواد شیمیایی باز بمانند یا بر روی سطوح بزرگ پخش شوند، احتمال خطر بیشتری به‌وجود می‌آید.

    نقطه اشتعال (Flashpoint)
    یک ماده قابل اشتعال تا زمانی که به نقطه اشتعال خود نرسد، بخار یا گاز کافی برای شروع آتش تولید نمی‌کند. نقطه اشتعال، پایین‌ترین دمایی است که در آن یک مایع بخار کافی برای ایجاد شعله تولید می‌کند. اگر دما پایین‌تر از این مقدار باشد، مایع بخار کافی برای اشتعال تولید نمی‌کند. اگر نقطه اشتعال برسد و یک منبع خارجی اشتعال مانند جرقه وجود داشته باشد، ماده آتش خواهد گرفت. سند NFPA-325M از آژانس ملی حفاظت در برابر آتش (NFPA) تحت عنوان ویژگی‌های خطر آتش مواد قابل اشتعال، گازها و حلال‌های فرّار، نقطه اشتعال بسیاری از مواد رایج را فهرست کرده است.

    نقطه اشتعال اهمیت دارد زیرا نشان‌دهنده میزان خطر ناشی از یک مایع قابل اشتعال است. به‌طور کلی، هرچه نقطه اشتعال پایین‌تر باشد، تشکیل مخلوط‌های قابل اشتعال سوخت و هوا آسان‌تر بوده و در نتیجه خطر بیشتر است.

    دمای خوداشتعالی
    اگر ماده‌ای تا دمای مشخصی—یعنی دمای اشتعال خودبه‌خودی (یا «خوداشتعالی»)—گرم شود، بیشتر مواد شیمیایی قابل اشتعال می‌توانند بدون وجود منبع خارجی اشتعال، تنها با انرژی گرمایی خود، به‌طور خودبه‌خودی آتش بگیرند.

    چگالی بخار
    چگالی بخار نسبت وزن یک حجم از بخار قابل اشتعال به حجم مساوی از هوا است. بیشتر بخارهای قابل اشتعال سنگین‌تر از هوا هستند، بنابراین به سمت زمین حرکت کرده و در نواحی پایین‌تر تجمع می‌یابند. گاز یا بخاری که چگالی بخار آن بیشتر از ۱ باشد ممکن است در سطوح پایین حرکت کرده و به دنبال یک منبع اشتعال بگردد (برای مثال: هگزان با چگالی بخار ۳.۰). گاز یا بخاری که چگالی بخار آن کمتر از ۱ باشد تمایل دارد به سمت بالا حرکت کند (برای مثال: متان با چگالی بخار ۰.۶). چگالی بخار در تعیین محل بهینه نصب دتکتور اهمیت دارد، زیرا به پیش‌بینی محل احتمالی تجمع گاز یا بخار در یک اتاق یا فضا کمک می‌کند.

    حدود انفجار
    برای ایجاد شعله، مقدار کافی گاز یا بخار باید وجود داشته باشد؛ اما مقدار بیش‌ازحد گاز می‌تواند اکسیژن موجود در فضا را جابه‌جا کرده و مانع از احتراق شود. به همین دلیل، برای غلظت‌های پایین و بالا، حد مشخصی وجود دارد که در آن احتراق می‌تواند رخ دهد. این حدود به عنوان حد پایین انفجار (LEL) و حد بالای انفجار (UEL) شناخته می‌شوند. این‌ها همچنین به عنوان حد پایین اشتعال‌پذیری (LFL) و حد بالای اشتعال‌پذیری (UFL) نیز شناخته می‌شوند.

    برای حفظ احتراق، محیط باید ترکیب مناسبی از سوخت و اکسیژن (هوا) داشته باشد. LEL حداقل مقدار گاز مورد نیاز برای احتراق و UEL حداکثر مقدار آن را نشان می‌دهد. مقادیر دقیق LEL برای گازهای مختلف متفاوت است و به صورت درصد حجمی در هوا اندازه‌گیری می‌شوند. مقادیر LEL و UEL گازها در سند NFPA 325 درج شده‌اند.

    LEL معمولاً بین ۱.۴٪ تا ۵٪ حجمی است. با افزایش دما، انرژی کمتری برای ایجاد احتراق مورد نیاز است و درصد گاز لازم برای رسیدن به ۱۰۰٪ LEL کاهش یافته و در نتیجه خطر افزایش می‌یابد. محیطی با سطح اکسیژن بالاتر باعث افزایش UEL گاز، همچنین نرخ و شدت گسترش شعله می‌شود. از آنجا که مخلوطی از چندین گاز شرایط را پیچیده می‌کند، LEL دقیق آن‌ها باید از طریق آزمایش مشخص شود.

    بیشتر ابزارهای اندازه‌گیری گازهای قابل احتراق در محدوده LEL کار می‌کنند و قرائت گاز را به صورت درصدی از LEL نمایش می‌دهند. برای مثال: عدد ۵۰٪ LEL به این معناست که مخلوط گاز نمونه‌برداری‌شده شامل نیمی از مقدار گاز مورد نیاز برای حمایت از احتراق است.

    هر غلظتی از گاز یا بخار که بین این دو حد قرار گیرد، در محدوده قابل اشتعال (انفجاری) قرار دارد. مواد مختلف دارای پهنای متفاوتی از محدوده اشتعال‌پذیری هستند — برخی بسیار گسترده و برخی دیگر باریک‌تر هستند. موادی که محدوده اشتعال‌پذیری وسیع‌تری دارند، معمولاً خطرناک‌تر محسوب می‌شوند، زیرا سطوح بیشتری از غلظت آن‌ها می‌تواند دچار اشتعال شود.

    فضاهایی که در آن‌ها سطح غلظت گاز پایین‌تر از LEL است (سوخت کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «لاغر» (lean) و غیرقابل اشتعال نامیده می‌شوند؛ و فضاهایی که سطح گاز بالاتر از UEL است (اکسیژن کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «غلیظ» (rich) و غیرقابل اشتعال تلقی می‌شوند.

    فضاهای سمی

    پایش گازهای سمی
    گاز سمی به گازی گفته می‌شود که توانایی آسیب رساندن به بافت‌های زنده، اختلال در سیستم عصبی مرکزی، ایجاد بیماری‌های شدید یا—در موارد حاد—مرگ را دارد، زمانی که از طریق بلع، تنفس یا جذب از راه پوست یا چشم وارد بدن شود. میزان لازم برای ایجاد این اثرات به‌طور گسترده‌ای با توجه به ماهیت ماده و مدت زمان تماس متفاوت است. «سمیت حاد» به تماس کوتاه‌مدت مانند یک مواجهه‌ی لحظه‌ای اشاره دارد. «سمیت مزمن» به تماس بلندمدت مانند مواجهه‌های مکرر یا طولانی اشاره دارد.

    پایش گازهای سمی اهمیت دارد زیرا برخی از این مواد قابل مشاهده یا بوییدن نیستند و اثرات فوری ندارند. بنابراین شناسایی خطر گاز از طریق حواس فرد معمولاً خیلی دیر و پس از رسیدن غلظت به سطح زیان‌آور انجام می‌شود.

    اثرهای سمی گازها از بی‌ضرر تا بسیار سمی متغیر است. برخی در مواجهه‌های کوتاه و در سطح پایین نیز تهدیدکننده‌ی زندگی هستند، در حالی که برخی دیگر تنها در مواجهه‌های مکرر و با غلظت بالا خطرناک‌اند. میزان خطری که یک ماده برای یک کارگر ایجاد می‌کند، به عوامل مختلفی بستگی دارد که شامل سطح غلظت گاز و مدت زمان تماس است.

    حدود تماس مجاز
    کنفرانس آمریکایی متخصصان بهداشت صنعتی دولتی (ACGIH) فهرستی سالانه و بازبینی‌شده از حدود مجاز تماس با ترکیبات صنعتی رایج منتشر می‌کند که با عنوان «مقادیر حد آستانه (TLV) و شاخص‌های تماس زیستی (BEI) بر اساس مستندات حدود آستانه مواد شیمیایی و عوامل فیزیکی» شناخته می‌شود. (برای سفارش نسخه‌ای از آن به www.acgih.org مراجعه کنید).
    ACGIH مفهوم مقدار حد آستانه (TLV) را تعریف کرده است؛ TLV به غلظت مجاز یک ماده آلاینده در هوا گفته می‌شود که تصور می‌شود تقریباً همه کارگران بتوانند به‌طور مکرر و روزانه در طول عمر کاری خود در معرض آن قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. این مقادیر بر اساس ترکیبی از تجربه صنعتی و مطالعات انسانی و حیوانی تعیین شده‌اند.

    میانگین‌های وزنی زمانی (TWA)
    مقادیر TLV معمولاً به‌صورت میانگین وزنی ۸ ساعته در نظر گرفته می‌شوند. جنبه میانگین‌گیری به این معناست که مواجهه‌هایی بالاتر از حد مجاز قابل‌قبول است، به شرطی که با دوره‌هایی از تماس کمتر از حد مجاز جبران شوند.

    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت (STEL)
    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت غلظت‌هایی هستند که بالاتر از میانگین ۸ ساعته‌اند و کارگران می‌توانند برای مدت زمان کوتاه در معرض آن‌ها قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. (اگر غلظت به اندازه کافی بالا باشد، حتی یک بار تماس نیز می‌تواند اثرات مضر بر سلامت داشته باشد.)
    STEL برای موقعیت‌هایی به‌کار می‌رود که در آن کارگر در معرض غلظت بالای گاز قرار دارد اما فقط برای مدت کوتاهی. این محدودیت‌ها به‌صورت میانگین وزنی ۱۵ دقیقه‌ای تعریف می‌شوند که نباید حتی در صورتی که میانگین ۸ ساعته کمتر از مقدار TLV باشد، از آن فراتر رود.

    غلظت‌های سقفی (Ceiling Concentrations)
    برای برخی از گازهای سمی، حتی یک تماس که از TLV فراتر رود می‌تواند برای سلامت کارگر خطرناک باشد. در این موارد، از غلظت‌های سقفی استفاده می‌شود تا سطوحی را مشخص کند که هرگز نباید از آن‌ها عبور شود.

    حدود مجاز تماس (PELs)
    حدود مجاز تماس (Permissible Exposure Limits) توسط اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده (OSHA) تدوین و اجرا می‌شوند. بخش ۱۹۱۰.۱۰۰۰ از بخش ۲۹ کد مقررات فدرال (CFR) این استانداردها را شامل می‌شود که مشابه مقادیر TLV سازمان ACGIH هستند، با این تفاوت که PEL به‌صورت قانونی الزام‌آور است نه صرفاً توصیه‌شده. با این حال، دقیق‌ترین مقادیر PEL معمولاً در برگه‌های اطلاعات ایمنی مواد (MSDS) درج شده‌اند.

    شرایط فوری خطرناک برای زندگی و سلامت (IDLH)
    مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی (NIOSH) شرایط تماس IDLH را به‌عنوان شرایطی تعریف می‌کند که در آن، قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوابرد می‌تواند منجر به مرگ، اثرات مضر فوری یا تأخیری دائمی بر سلامت شود یا مانع از فرار فرد از آن محیط گردد.
    از آنجا که مقادیر IDLH برای تضمین توانایی کارگر در فرار از محیط خطرناک در صورت از کار افتادن تجهیزات حفاظت تنفسی تعیین شده‌اند، این مقادیر عمدتاً برای تعیین نوع مناسب وسایل حفاظت تنفسی مطابق با استانداردهای OSHA به‌کار می‌روند.

    کاهش یا افزایش سطح اکسیژن

    کمبود اکسیژن (Oxygen Deficiency)
    هوای طبیعی محیط دارای غلظت ۲۰.۸ درصد حجمی اکسیژن است. زمانی که سطح اکسیژن به کمتر از ۱۹.۵ درصد از کل ترکیب هوا کاهش یابد، آن فضا «کم‌اکسیژن» در نظر گرفته می‌شود. در چنین محیط‌هایی، اکسیژن لازم برای ادامه‌ی حیات ممکن است با گازهای دیگری مانند دی‌اکسید کربن جایگزین شود. این امر منجر به ایجاد فضایی می‌شود که در صورت تنفس، می‌تواند خطرناک یا کشنده باشد.

    کمبود اکسیژن همچنین ممکن است بر اثر زنگ‌زدگی، خوردگی، تخمیر یا سایر اشکال اکسایش که اکسیژن مصرف می‌کنند، ایجاد شود. در فرآیند تجزیه مواد، اکسیژن از جو برای تأمین واکنش اکسایش مصرف می‌شود.

    تأثیرات کمبود اکسیژن ممکن است تدریجی یا ناگهانی باشد، که این موضوع به غلظت کلی اکسیژن و همچنین سطوح دیگر گازهای موجود در فضا بستگی دارد. به‌طور کلی، کاهش سطح اکسیژن محیط باعث بروز علائم فیزیولوژیکی زیر می‌شود:

    درصد اکسیژن اثرات فیزیولوژیکی
    ۱۹.۵ تا ۱۶ بدون اثر قابل مشاهده
    ۱۶ تا ۱۲ افزایش سرعت تنفس، افزایش ضربان قلب، اختلال در تمرکز، تفکر و هماهنگی حرکتی
    ۱۴ تا ۱۰ قضاوت نادرست، ضعف در هماهنگی عضلانی، خستگی سریع در اثر فعالیت، تنفس متناوب
    ۱۰ تا ۶ تهوع و استفراغ، ناتوانی در انجام حرکات شدید یا از دست دادن توان حرکتی، بیهوشی و در ادامه مرگ
    کمتر از ۶ دشواری در تنفس، حرکات تشنجی، مرگ

    غنی شدن اکسیژن (Oxygen Enrichment)
    زمانی که غلظت اکسیژن در فضا به بالاتر از ۲۰.۸ درصد حجمی افزایش یابد، آن محیط «غنی از اکسیژن» محسوب می‌شود و مستعد ناپایداری خواهد بود. در نتیجه افزایش سطح اکسیژن، احتمال و شدت آتش‌سوزی ناگهانی یا انفجار به‌شدت افزایش می‌یابد.

     

    فناوری‌های آشکارسازی گاز

    امروزه انواع مختلفی از فناوری‌های آشکارسازی گاز مورد استفاده قرار می‌گیرند. از جمله رایج‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)
      • نیمه‌رسانای اکسید فلز (که با عنوان «حالت جامد» نیز شناخته می‌شود)
      • مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
      • مادون قرمز باز با مسیر بلند (Open (Long Path) Infrared)
      • مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی گازهای سمی
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی اکسیژن
      • رسانایی گرمایی (Thermal Conductivity)
      • یونیزاسیون نوری (Photoionization)
      • مادون قرمز غیرپراکندگی (NDIR)

    جدول‌ها و نمودارهای صفحات بعدی عملکرد هر یک از این فناوری‌ها را به‌صورت خلاصه نمایش می‌دهند.

    فناوری: کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.03 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    اصل عملکرد:
    از یک مهره کاتالیستی برای اکسید کردن گاز قابل احتراق استفاده می‌کند؛ پل ویتستون تغییر مقاومت ایجاد شده را به سیگنال الکتریکی دتکتور تبدیل می‌کند.

    توضیح دقیق:
    یک سیم پیچ با پوشش ماده‌ای شیشه‌ای یا سرامیکی که روی آن کاتالیزور قرار دارد، به صورت الکتریکی تا دمایی گرم می‌شود که بتواند گاز تحت پایش را بسوزاند (اکسید کند). این فرآیند گرما تولید کرده و دمای سیم را افزایش می‌دهد. با افزایش دمای سیم، مقاومت الکتریکی آن نیز افزایش می‌یابد. این مقاومت توسط مدار پل ویتستون اندازه‌گیری شده و این اندازه‌گیری به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌شود که توسط دتکتور گاز استفاده می‌شود. سنسور دوم به نام جبران‌کننده برای جبران تغییرات دما، فشار و رطوبت به کار می‌رود.

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصدی از حد پایین انفجار (% LEL)

    مزایا:
    طول عمر بالا، حساسیت کمتر به تغییرات دما، رطوبت، تراکم و فشار؛ دقت بالا؛ پاسخ سریع؛ توانایی پایش گستره وسیعی از گازها و بخارهای قابل احتراق در هوا.

    معایب:
    مستعد مسمومیت سنسور؛ نیاز به هوا یا اکسیژن؛ طول عمر کاهش‌یافته در مواجهه‌های مکرر یا مداوم با غلظت‌های بالای LEL.

    فناوری: نیمه‌رسانای اکسید فلز (Metal Oxide Semiconductor)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق؛ گازهای سمی

    اصل عملکرد:
    این دتکتور از اکسید فلزی ساخته شده است که در واکنش به حضور گاز، مقاومت آن تغییر می‌کند؛ این تغییر مقاومت اندازه‌گیری شده و به مقدار غلظت گاز تبدیل می‌شود.

    توضیح دقیق:
    یک ماده نیمه‌رسانا (اکسید فلز) روی یک بستر عایق بین دو الکترود قرار می‌گیرد.
    بستر تا دمایی گرم می‌شود که حضور گاز می‌تواند باعث تغییر برگشت‌پذیر در رسانایی ماده نیمه‌رسانا شود. وقتی گازی وجود ندارد، اکسیژن به صورت یون روی سطح جذب شده و سنسور نیمه‌رسانا می‌شود؛ وقتی مولکول‌های گاز مورد نظر حضور دارند، جایگزین یون‌های اکسیژن شده و مقاومت بین الکترودها کاهش می‌یابد. این تغییر به‌صورت الکتریکی اندازه‌گیری شده و متناسب با غلظت گاز است.

    محدوده اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM)

    مزایا:
    حساسیت بالا (قادر به تشخیص غلظت‌های پایین)؛ دامنه دمای عملکرد وسیع؛ عمر طولانی.

    معایب:
    غیر اختصاصی (حساسیت متقاطع به ترکیبات دیگر)؛ خروجی غیرخطی؛ حساس به تغییرات رطوبت؛ مستعد مسمومیت.

     

     

    فناوری: مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
    (همچنین با نام مادون قرمز غیرپخشی یا NDIR شناخته می‌شود)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

     

    اصل عملکرد:
    این فناوری از قابلیت جذب پرتو مادون قرمز توسط گازها استفاده می‌کند. دو نمونه گاز شامل گاز مورد نظر و یک گاز مرجع بی‌اثر در معرض تابش مادون قرمز قرار می‌گیرند. میزان عبور نور از هر نمونه اندازه‌گیری شده و با هم مقایسه می‌شود تا غلظت گاز هدف تعیین گردد.

     

    توضیح دقیق:
    از یک منبع مادون قرمز با مدولاسیون الکتریکی و دو آشکارساز استفاده می‌شود که انرژی مادون قرمز را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. هر آشکارساز به دامنه خاصی از طول موج مادون قرمز حساس است.
    پرتو ساطع‌شده از منبع از طریق یک پنجره وارد حجم باز محفظه می‌شود. ممکن است از یک آینه در انتهای مسیر برای بازتاب انرژی و هدایت آن به سمت آشکارسازها استفاده شود.

    وجود گاز قابل احتراق باعث کاهش شدت پرتو دریافتی توسط آشکارساز تحلیلی می‌شود، اما شدت پرتو دریافت‌شده توسط آشکارساز مرجع تغییر نمی‌کند.
    میکروپروسسور نسبت این دو سیگنال را بررسی کرده و آن را به درصد حد پایین انفجار (%LEL) تبدیل می‌کند.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار (%LEL)

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)
    نسبت به دتکتورهای مسیر باز، اندازه‌گیری دقیق در محل نقطه‌ای

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست.

     

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM1

    اصل عملکرد:
    عملکرد مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای دارد، با این تفاوت که منبع مادون قرمز از آشکارساز جدا شده است.

     

    توضیح دقیق:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، مفهوم تشخیص نقطه‌ای را به مسیرهایی با طول تا ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند نمونه‌های نقطه‌ای، این دتکتورها از دو پرتو استفاده می‌کنند:

    • پرتو “نمونه” در طول موجی از مادون قرمز قرار دارد که توسط هیدروکربن‌ها جذب می‌شود.
    • پرتو “مرجع” در طول موجی خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد.

    نسبت بین این دو پرتو به‌طور پیوسته مقایسه می‌شود:
    در حالت بدون گاز، نسبت سیگنال‌ها ثابت باقی می‌ماند.
    وقتی ابر گاز از مسیر عبور می‌کند، پرتو نمونه به نسبت غلظت گاز جذب یا تضعیف می‌شود، اما پرتو مرجع بدون تغییر باقی می‌ماند.
    سیستم، حاصل‌ضرب غلظت متوسط گاز در عرض ابر گاز را محاسبه کرده و مقدار را به‌صورت درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m) نمایش می‌دهد.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m)

     

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست
    برخلاف فناوری نقطه‌ای، محل نشت گاز را به‌طور دقیق مشخص نمی‌کند
    نیاز به مسیر باز و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM2

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM1

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال (Combustible gases)

     

    اصل عملکرد:
    مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای (Point IR) عمل می‌کند، با این تفاوت که منبع تابش مادون قرمز و آشکارساز از یکدیگر جدا هستند.

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، روش تشخیص نقطه‌ای را به مسیری با طول حداکثر ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند فناوری نقطه‌ای، این سیستم از دو پرتو استفاده می‌کند:

    • پرتو نمونه (Sample Beam): در طول موج مادون قرمز قرار دارد که توسط گازهای هیدروکربنی جذب می‌شود.
    • پرتو مرجع (Reference Beam): خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد و تحت تأثیر حضور گاز نیست.

    نسبت شدت این دو پرتو به‌صورت پیوسته مقایسه می‌شود:
    اگر گازی وجود نداشته باشد، نسبت دو سیگنال ثابت می‌ماند.
    وقتی ابری از گاز از مسیر عبور می‌کند، شدت پرتو نمونه کاهش می‌یابد، ولی پرتو مرجع ثابت باقی می‌ماند.
    سیستم با مقایسه این نسبت، مقدار حاصل‌ضرب میانگین غلظت گاز و عرض ابر گاز را محاسبه می‌کند.

    واحد اندازه‌گیری: درصد حد انفجار پایین در واحد متر (%LEL/m)

     

    مزایا:

    • دقت و گزینش‌پذیری بالا
    • دامنه وسیع اندازه‌گیری
    • نیاز به نگهداری بسیار کم
    • مقاوم در برابر مسمومیت شیمیایی
    • نیاز نداشتن به هوا یا اکسیژن محیط
    • پایداری بسیار خوب در کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون منظم)
    • طراحی Fail-to-safe (ایمن در صورت بروز خطا)

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM 1

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM1

    • نسبت به فناوری نقطه‌ای، توانایی تعیین دقیق محل نشت گاز را ندارد
    • نیاز به مسیر مستقیم و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

     

     

    فناوری: مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی (Combustible gases; Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    از توانایی جذب پرتو مادون قرمز توسط گاز و تغییرات فشار ناشی از آن استفاده می‌شود.

     

    توضیح تفصیلی:
    نمونه گاز در معرض نور مادون قرمز قرار می‌گیرد. زمانی که مولکول‌های گاز نور را جذب می‌کنند، ضربان یا پالس فشاری تولید می‌شود.
    مقدار این پالس فشاری مستقیماً نشان‌دهنده غلظت گاز موجود است.
    این تغییرات فشار توسط میکروفون یا سنسور حساس به فشار تشخیص داده می‌شود و به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌گردد.

    واحدهای اندازه‌گیری:

    • درصد حد انفجار پایین (%LEL)
    • درصد حجمی (% by volume)
    • قسمت در میلیون (PPM)
    • قسمت در میلیارد (PPB)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • استفاده آسان
    • مقاوم در برابر مسمومیت سنسور
    • پایداری بلندمدت

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای گازهای سمی (Electrochemical Toxic Gases)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت گاز است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل یک محفظه با ژل یا الکترولیت و دو الکترود فعال است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود متقابل (کاتد)
      یک الکترود سوم (مرجع) ولتاژ ثابت بین آند و کاتد را حفظ می‌کند.

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.

    در آند واکنش اکسیداسیون و در کاتد واکنش کاهش رخ می‌دهد.
    در نتیجه، یون‌های مثبت به سمت کاتد و یون‌های منفی به سمت آند حرکت می‌کنند.
    این جریان الکتریکی متناسب با غلظت گاز سمی تولید می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM) برای گازهای سمی

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان

     

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش طول عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم

     

     

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گازهای سمی

    Electrochemical Toxic Sensor

     

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای سنجش اکسیژن (Electrochemical Oxygen)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    کمبود یا غنی‌شدگی اکسیژن (O₂)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت اکسیژن است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل محفظه‌ای حاوی ژل یا الکترولیت و دو الکترود است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود مرجع/متقابل (معمولاً از جنس سرب)

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.
    واکنش اکسیداسیون در آند و واکنش کاهش در کاتد رخ می‌دهد.
    جریان یونی ایجادشده، متناسب با غلظت اکسیژن، یک جریان الکتریکی تولید می‌کند که توسط دستگاه اندازه‌گیری می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    درصد حجمی اکسیژن (% Volume)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان
    • مقاوم در برابر سمّی شدن سنسور

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم، یا در شرایط اکسیژن غنی‌شده

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گاز اکسیژن

    Typical Electrochemical Oxygen Sensor

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM1

     

    دتکتور گاز  رسانایی حرارتی معمولی

    Typical Thermal Conductivity Sensor

     

    فناوری: رسانش گرمایی (Thermal Conductivity)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی

     

    اصل عملکرد:
    سنجش توانایی گاز برای انتقال حرارت با مقایسه آن با یک گاز مرجع (معمولاً هوا)

    توضیح تفصیلی:
    در این روش از دو سنسور استفاده می‌شود:

    • سنسور آشکارساز (Detecting Sensor)
    • سنسور جبران‌کننده (Compensating Sensor)

    هر دو سنسور در یک پل ویتستون (Wheatstone Bridge) قرار دارند.
    سنسور آشکارساز در معرض گاز موردنظر قرار دارد، در حالی که سنسور جبران‌کننده در محفظه‌ای با هوای تمیز مهر و موم شده است.
    وقتی گاز وارد سنسور آشکارساز می‌شود، باعث خنک شدن آن می‌گردد که این امر مقاومت الکتریکی را تغییر می‌دهد.
    این تغییر مقاومت متناسب با غلظت گاز است.
    سنسور جبران‌کننده تضمین می‌کند که تغییر دما ناشی از خود گاز است نه دمای محیط یا عوامل دیگر.

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM تا ۱۰۰٪ حجمی

     

    مزایا:

    • دامنه وسیع اندازه‌گیری

     

    معایب:

    • غیر اختصاصی (به سایر ترکیبات نیز واکنش نشان می‌دهد)
    • برای گازهایی با رسانش گرمایی نزدیک به یک (مانند هوا، NH₃، CO، NO، O₂، N₂) مناسب نیست
    • اندازه‌گیری گازهایی با رسانش گرمایی کمتر از یک دشوارتر است
    • خروجی سیگنال همیشه خطی نیست

     

    فناوری: یونیزاسیون نوری (Photoionization – PID)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (ترکیبات آلی)

     

    اصل عملکرد:
    مبنای آشکارسازی بر اساس یونیزه کردن گاز با استفاده از پرتو فرابنفش (UV)

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتور یونیزاسیون نوری (PID) از یک لامپ فرابنفش برای یونیزه کردن ترکیب موردنظر استفاده می‌کند.
    مولکول‌های گاز تحت تابش فرابنفش یونیزه شده و یون‌ها تولید می‌شوند.
    این یون‌ها روی یک الکترود جمع‌آوری می‌گردند و جریان الکتریکی ایجاد می‌کنند.
    مقدار این جریان متناسب با غلظت گاز است و به‌صورت عددی در واحد PPM یا مقادیر زیر PPM (sub-ppm) روی نمایشگر دستگاه نشان داده می‌شود.

     

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM و زیر PPM

     

    مزایا:

    • سرعت پاسخ‌دهی بسیار بالا
    • توانایی تشخیص در سطوح بسیار پایین
    • قابلیت تشخیص طیف گسترده‌ای از ترکیبات

     

    معایب:

    • هزینه بالا
    • نیاز به نگهداری بیشتر
    • نیاز به کالیبراسیون مکرر
    • غیر اختصاصی بودن (عدم تمایز دقیق بین ترکیبات مشابه)
    • حساسیت به رطوبت

     

    دتکتور گاز فوتویونیزاسیون

    Photoionization Sensor Design

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM1

    روش‌های نمونه‌برداری گاز

    سه روش اصلی برای نمونه‌برداری از گاز وجود دارد:

    ۱. نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)
    ۲. نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)
    ۳. نمونه‌برداری با مکش (Aspirated Sampling)

     

    نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)

    در این روش، انتقال گاز به سمت حسگر از طریق حرکت طبیعی مولکول‌ها از ناحیه‌ای با غلظت بالا به ناحیه‌ای با غلظت پایین صورت می‌گیرد.
    واژه «انتشار» به فرایندی اشاره دارد که در آن مولکول‌ها یا ذرات دیگر به دلیل حرکت حرارتی تصادفی خود با یکدیگر مخلوط می‌شوند.
    شرایط محیطی مانند دما، جریان‌های هوا و سایر عوامل محیطی بر میزان و سرعت انتشار تأثیر می‌گذارند.

     

    مزایا:

    • نصب دتکتور دقیقاً در نقطه موردنظر برای نمونه‌گیری انجام می‌شود.
    • پاسخ‌دهی سریع به دلیل عدم نیاز به انتقال نمونه
    • عدم نیاز به پمپ یا فیلتر و در نتیجه نگهداری ساده‌تر

     

    نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)

    در این روش، یک پمپ برای مکش نمونه گاز از یک مکان دوردست به داخل یا از میان حسگر به‌کار گرفته می‌شود.
    با استفاده از نمونه‌برداری پمپی، امکان جمع‌آوری نمونه‌ها به‌صورت همزمان از دو یا چند محل مختلف وجود دارد.

     

    مزایا:

    • قابلیت نمونه‌گیری از فواصل دور
    • امکان پایش هم‌زمان چند نقطه
    • مناسب برای کاربردهایی که در آن حسگر نمی‌تواند مستقیماً در محل نمونه‌برداری نصب شود

     

    توجه:

    • این روش نیاز به تجهیزات مکانیکی (پمپ) دارد که ممکن است نیازمند نگهداری منظم باشند.
    • ممکن است به زمان انتقال نمونه نیاز داشته باشد که باعث تاخیر در پاسخ‌دهی شود.

     

    شرایط مناسب برای نمونه‌برداری پمپی (Pumped Sampling):

    مواردی که این روش توصیه می‌شود:

    • نقطه نمونه‌برداری بسیار گرم یا بسیار سرد است.
    • دسترسی به محل نمونه‌برداری دشوار است.
    • بخارهای سنگین وجود دارد که به‌خوبی با نیروهای طبیعی پخش نمی‌شوند.
    • در برخی کاربردها، استفاده از پمپ می‌تواند سیستم را از کلاس ضدانفجار (XP) به کلاس کاربرد عمومی (GP) تبدیل کند.
      (در این حالت، ممکن است نیاز به نصب مهارکننده شعله (Flashback Arrestor) بین ورودی نمونه و حسگر باشد.)
    • مناسب برای فضاهای بسته و محدود (Confined Spaces)

     

    نمونه‌برداری آسپیره (Aspirated Sampling)

    در این روش، نمونه گاز با استفاده از مکش غیرفعال یا جریان طبیعی به داخل یا از میان حسگر کشیده می‌شود.

     

    مزایای نمونه‌برداری آسپیره نسبت به پمپی:

    • هزینه پایین‌تر
    • نگهداری کمتر به‌دلیل نبود قطعات متحرک
      (در مقایسه با پمپ که نیاز به تعمیرات دوره‌ای دارد)