الزامات سیستم اطفاء حریق با دی اکسید کربن برای کاربرد دریایی ( کشتی ها و وسایل نقلیه دریایی، مناطق ساحلی، اسکله ها و غیره)

IMG 1613

فصل ۹ سیستم‌های دریایی
9.1 تعاریف ویژه

9.2 کلیات
9.2.1* شرح کلی
این فصل، اصلاحات لازم برای سیستم‌های دریایی را بیان می‌کند.
9.2.2 کلیه الزامات دیگر این استاندارد، مگر آنکه در این فصل به‌صورت خاص تغییر یافته باشند، برای سیستم‌های دریایی نیز اعمال می‌شوند.

9.3 الزامات سیستم
9.3.1 اجزاء
اجزای سیستم باید به‌طور خاص برای کاربرد دریایی سیستم‌های دی‌اکسید کربن لیست یا تأیید شده باشند.

9.3.2 دستورالعمل‌های بهره‌برداری
9.3.2.1 دستورالعمل‌های بهره‌برداری از سیستم باید در مکان واضحی در نزدیکی تمامی کنترل‌های دستی و در اتاق ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن قرار داده شوند.
9.3.2.2 برای سیستم‌هایی که ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن در داخل فضای حفاظت‌شده قرار ندارد، دستورالعمل‌ها باید شامل نموداری باشند که محل کنترل اضطراری را در صورت عدم عملکرد کنترل‌های عادی نشان دهد.

9.3.3 فعال‌سازی
9.3.3.1* در فضاهایی با حجم بیش از ۶۰۰۰ فوت مکعب (۱۷۰متر مکعب)، فعال‌سازی خودکار سیستم دی‌اکسید کربن مجاز نمی‌باشد.
9.3.3.2* فعال‌سازی خودکار برای فضاهایی با حجم ۶۰۰۰ فوت مکعب (۱۷۰ متر مکعب) یا کمتر، در صورتی مجاز است که الزامات بندهای 9.3.3.2.1 تا 9.3.3.2.4 رعایت شوند.

9.3.3.2.1 مسیر خروج افقی از محفظه ماشین‌آلات به عرشه باز باید فراهم شود.
9.3.3.2.2 محفظه باید در زمان عملکرد تجهیزات بدون حضور نفر باشد.
9.3.3.2.3 زمانی که افراد در داخل محفظه حضور دارند، سیستم باید در وضعیت قفل قرار گیرد.
9.3.3.2.4 فعال‌سازی خودکار سیستم نباید با ناوبری ایمن کشتی تداخل داشته باشد.

9.3.3.3 برای عملکرد دستی، باید دو شیر جداگانه برای تخلیه دی‌اکسید کربن در هر فضای محافظت‌شده فراهم شود.
9.3.3.3.1 یکی از شیرها باید تخلیه از مخزن دی‌اکسید کربن را کنترل کند.
9.3.3.3.2 شیر دوم باید تخلیه دی‌اکسید کربن به فضای محافظت‌شده را کنترل کند.
9.3.3.3.3 برای سیستم‌هایی که حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن ذخیره دارند، تنها یک شیر برای آزادسازی سیستم کافی است، به شرطی که فضای محافظت‌شده معمولاً بدون نفر بوده و دارای مسیر خروج افقی باشد.

9.3.3.4 کنترل‌ها
9.3.3.4.1 برای هر یک از شیرهای مورد نیاز در بند 9.3.3.3 باید یک کنترل دستی جداگانه فراهم گردد.
9.3.3.4.2 یک مجموعه کنترل باید در خارج از حداقل یکی از مسیرهای اصلی خروج از هر فضای محافظت‌شده قرار گیرد.

9.3.3.5 علاوه بر کنترل‌های دستی مورد نیاز در 9.3.3.4، هر یک از شیرهای ذکر شده در 9.3.3.3 باید دارای کنترل اضطراری دستی مخصوص به خود باشند.

9.3.3.6 جعبه آزادسازی
9.3.3.6.1 کنترل‌های مربوط به شیرهای مورد نیاز در 9.3.3.4 باید درون یک جعبه آزادسازی قرار گیرند که به‌وضوح برای فضای محافظت‌شده شناسایی شده باشد.
9.3.3.6.2 اگر جعبه حاوی کنترل‌ها قفل‌شده باشد، کلید آن باید در یک محفظه از نوع شیشه‌شکن در کنار جعبه و در مکانی مشخص قرار گیرد.

9.3.3.7 منبع نیرو
9.3.3.7.1 علاوه بر الزامات بند 4.3.3.2، آژیرهای هشدار قبل از تخلیه باید به‌گونه‌ای باشند که فقط به فشار دی‌اکسید کربن وابسته بوده و به منبع نیروی دیگری نیاز نداشته باشند.
9.3.3.7.2 تأخیر زمانی مورد نیاز طبق بند 4.5.6.2.2 باید حداقل ۲۰ ثانیه بوده و تنها به فشار دی‌اکسید کربن وابسته باشد.

9.3.4 ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن
9.3.4.1 ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن در فضاهای محافظت‌شده‌ای که معمولاً بدون نفر هستند، برای سیستم‌هایی با حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن و دارای عملکرد خودکار مجاز می‌باشد.
9.3.4.2 سیستم‌های با فشار پایین باید مجهز به دو واحد تبرید بوده و مطابق با مقررات 46 CFR 58.20 ساخته شوند.
9.3.4.3 زمانی که مخازن دی‌اکسید کربن خارج از فضای محافظت‌شده قرار دارند، باید در اتاقی نگهداری شوند که در مکانی ایمن و به‌راحتی قابل دسترس بوده و به‌طور مؤثر تهویه شود تا مخازن ماده اطفاء حریق در معرض دماهای محیطی تعیین‌شده در بند 4.6.5.5 قرار نگیرند.

9.3.4.3.1 دیوارها و عرشه‌های مشترک میان اتاق‌های نگهداری مخازن ماده اطفاء حریق و فضاهای محافظت‌شده باید با عایق ساختاری کلاس A-60 مطابق با استاندارد 46 CFR 72 محافظت شوند.
9.3.4.3.2 درها و سایر روش‌های بسته شدن هرگونه بازشو در این مرزها باید گازبند باشند.
9.3.4.3.3 اتاق‌های نگهداری مخازن ماده اطفاء حریق باید بدون نیاز به عبور از فضای محافظت‌شده قابل دسترسی باشند.
9.3.4.3.4 درب‌های ورودی باید به سمت بیرون باز شوند.
9.3.4.3.5 برای سیستم‌هایی که حداکثر ۱۳۶ کیلوگرم دی‌اکسید کربن ذخیره دارند، تنها یک شیر برای تخلیه سیستم کافی است، به شرطی که فضای محافظت‌شده معمولاً بدون نفر بوده و دارای مسیر خروج افقی باشد.

9.3.5 لوله‌کشی سیستم
9.3.5.1 در صورت نیاز، باید زهکش‌هایی برای تخلیه رطوبت جمع‌شده تعبیه شود.
9.3.5.2 لوله‌کشی دی‌اکسید کربن نباید دارای زهکش یا بازشویی در داخل بخش‌های مسکونی باشد.
9.3.5.3 لوله‌کشی دی‌اکسید کربن نباید برای هیچ منظور دیگری استفاده شود، مگر اینکه در سیستم‌های تشخیص دود از نوع نمونه‌برداری از هوا مورد استفاده قرار گیرد.

9.3.6 طراحی سیستم
طراحی سیستم باید با فصل‌های ۵ تا ۷ مطابقت داشته باشد، مگر در موارد مشخص‌شده در بندهای 9.3.6.1 تا 9.3.6.4.2.

9.3.6.1 فضاهای ماشین‌آلات
فضاهای ماشین‌آلات باید برای رسیدن به غلظت ۳۴ درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
9.3.6.1.1 ۸۵ درصد از غلظت مورد نیاز طبق بند 9.3.6.1 باید طی ۲ دقیقه از آغاز تخلیه حاصل شود.
9.3.6.1.2 حجم ناخالص باید شامل بدنه پوششی نیز باشد.

9.3.6.2 فضاهای بار
فضاهای بار (غیر از فضاهای وسایل نقلیه) باید بر اساس نسبت ۱ پوند دی‌اکسید کربن به ازای هر ۳۰ فوت مکعب حجم ناخالص مجهز شوند.
9.3.6.2.1 مقدار اولیه دی‌اکسید کربن تخلیه‌شده باید بر اساس حجم خالص فضا و میزان بار موجود تعیین شود.
9.3.6.2.2 در صورت نیاز، دی‌اکسید کربن اضافی باید برای کنترل آتش آزاد شود.
9.3.6.2.3 دستورالعمل‌های شفاف در خصوص فرآیند تخلیه دی‌اکسید کربن باید در داخل اتاق نگهداری مخازن دی‌اکسید کربن نصب شود.

9.3.6.3 فضاهای وسایل نقلیه
9.3.6.3.1 فضاهای وسایل نقلیه که در آن‌ها سوخت وسایل نقلیه بیش از ۱۹ لیتر (۵ گالن) است، باید برای رسیدن به غلظت ۳۴درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
9.3.6.3.2 ۸۵ درصد از این غلظت باید طی ۲ دقیقه از آغاز تخلیه به دست آید.

9.3.6.4 فضاهای وسایل نقلیه
9.3.6.4.1 فضاهای وسایل نقلیه که میزان سوخت (بنزین یا گازوئیل) موجود در آن‌ها ۱۹ لیتر (۵ گالن) یا کمتر است، باید برای رسیدن به غلظت ۳۴ درصد بر اساس حجم ناخالص طراحی شوند.
9.3.6.4.2 دو سوم این غلظت باید طی ۱۰ دقیقه از آغاز تخلیه حاصل شود.

9.3.7 فضاهای تجهیزات الکتریکی
فضاهای تجهیزات الکتریکی باید به عنوان خطر خشک الکتریکی طبق فصل ۵ در نظر گرفته شوند.

9.4 بازرسی و نگهداری
بازرسی و نگهداری باید مطابق با بند 4.8.3 و بخش 9.4 انجام گیرد.

9.4.1 کلیات
پیش از انجام آزمایش یا عملیات نگهداری سیستم ثابت اطفاء حریق با دی‌اکسید کربن، تمام افراد باید از فضای محافظت‌شده تخلیه شوند. (رجوع شود به بخش 4.3)

9.4.2 تأیید نصب
9.4.2.1 آزمایش تأییدی که در بندهای 9.4.2.1.1 تا 9.4.2.1.4 شرح داده شده، باید پیش از آزمایش‌های الزامی بند 4.4.3 انجام شود.
9.4.2.1.1 تست فشار لوله‌کشی باید مطابق با الزامات بندهای 9.4.2.1.2 تا 9.4.2.1.4 انجام شود.
9.4.2.1.2 سیال آزمایشی باید یک گاز خشک و غیرخورنده نظیر نیتروژن یا دی‌اکسید کربن باشد.
9.4.2.1.3 هنگام وارد کردن فشار به لوله‌ها، فشار باید به صورت افزایشی در گام‌های ۵۰ psi (۳.۵ بار) اعمال شود.
9.4.2.1.4 پس از رسیدن به فشار تست موردنظر، منبع فشار باید قطع و از لوله جدا شود.

⚠️ هشدار
تست فشار پنوماتیکی ممکن است در صورت ترکیدگی سیستم لوله‌کشی، خطر پرتاب اشیاء و آسیب به افراد را ایجاد کند. پیش از انجام این تست، ناحیه‌ای که لوله در آن قرار دارد باید تخلیه شده و اقدامات ایمنی لازم برای حفاظت از افراد انجام شود.

9.4.2.2 سیستم‌های پرفشار
9.4.2.2.1 سیستم‌هایی با شیر توقف
9.4.2.2.1.1 تمام لوله‌کشی از منبع دی‌اکسید کربن تا شیرهای توقف باید تحت فشار حداقل ۱۰۰۰ psi (۶۸۹۵ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
9.4.2.2.1.2 افت فشار در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.
9.4.2.2.1.3 تمام لوله‌کشی بین شیرهای توقف و اسپرینکلرها باید تحت فشار حداقل ۶۰۰ psi (۴۱۳۷ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
9.4.2.2.1.4 افت فشار در این بخش نیز در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

9.4.2.2.2 سیستم‌های بدون شیر توقف
9.4.2.2.2.1 تمام لوله‌کشی از منبع دی‌اکسید کربن تا اسپرینکلرها باید تحت فشار حداقل ۶۰۰ psi (۴۱۳۷کیلوپاسکال) قرار گیرد.
9.4.2.2.2.2 افت فشار در مدت ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

9.4.2.3 سیستم‌های کم‌فشار
9.4.2.3.1 لوله‌کشی‌هایی که به‌طور معمول تحت فشار هستند
9.4.2.3.1.1 تمام لوله‌کشی‌هایی که به طور معمول تحت فشار قرار دارند باید تحت تست فشار حداقل ۳۰۰ psi (۲۰۶۸کیلوپاسکال) قرار گیرند.
9.4.2.3.1.2 در طول آزمایش ۲ دقیقه‌ای، هیچ‌گونه نشتی از لوله‌کشی نباید وجود داشته باشد.

9.4.2.3.2 لوله‌کشی بین شیر قطع مخزن و اسپرینکلرها
9.4.2.3.2.1 تمام لوله‌کشی بین شیر قطع مخزن و اسپرینکلرها باید تحت تست فشار حداقل ۳۰۰ psi (۲۰۶۸ کیلوپاسکال) قرار گیرد.
9.4.2.3.2.2 افت فشار در طول ۲ دقیقه نباید بیش از ۱۰ درصد باشد.

9.4.3 تأخیرهای پیش‌تخلیه، آژیرها و خاموشی‌های سیستم تهویه
9.4.3.1 تأخیرهای پیش‌تخلیه، آژیرها و خاموشی سیستم تهویه باید با عبور جریان دی‌اکسید کربن در سیستم آزمایش شوند.
9.4.3.2 تأخیرهای پیش‌تخلیه‌ای که در دمای ۷۰ درجه فارنهایت (۲۱ درجه سانتی‌گراد) دقت ±۲۰ درصد از مقدار نامی را ندارند، باید تعویض شوند.

9.4.4 تأیید
رعایت الزامات بند 9.3.2 باید مورد تأیید قرار گیرد

نوشته‌های مشابه

  • ملاحظات مربوط به اسپیراتینگ ها یا دتکتورهای دودی مکشی بر اساس اصول عملکرد آن‌ها

    اثر رقیق‌سازی
    حساسیت یک سامانه تشخیص مکشی به دو عامل اصلی بستگی دارد: تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری در شبکه لوله‌کشی و آستانه‌های قابل برنامه‌ریزی تشخیص دود. تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری می‌تواند بر میزان رقیق‌سازی هوای بازگشتی به محفظه حسگر تأثیر بگذارد.
    برای مثال، زمانی که دود از یک سوراخ نمونه‌برداری وارد می‌شود، غلظت دود به‌دلیل عبور از سایر سوراخ‌هایی که هوای پاک (بدون دود) را جذب می‌کنند، کاهش می‌یابد. زمانی که این هوای تمیز با هوای آلوده به دود ترکیب می‌شود و به محفظه تشخیص وارد می‌گردد، هوای آلوده به دود رقیق می‌شود. به این پدیده «اثر رقیق‌سازی» گفته می‌شود (شکل ۷ در پایین).

    در شکل ۷، رنگ خاکستری نشان‌دهنده دودی است که از دورترین سوراخ نمونه‌برداری در لوله وارد می‌شود. این دود در حین عبور از لوله با هوای پاک ترکیب شده و غلظت آن کاهش می‌یابد. اثر رقیق‌سازی به‌طور مستقیم با تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری در شبکه لوله‌کشی مرتبط است. هرچه تعداد سوراخ‌ها بیشتر باشد، حجم هوایی که به سمت ASD منتقل می‌شود نیز بیشتر شده و در نتیجه دود معلق در هوا بیشتر رقیق می‌شود.
    برای مثال، اگر لوله نمونه‌برداری ۵۰ متر (۱۶۴ فوت) طول داشته باشد و در هر ۵ متر (۱۶ فوت) یک سوراخ تعبیه شده باشد، در مجموع ۱۰ سوراخ از جمله درپوش انتهایی خواهیم داشت.

    در این مثال ساده، فرض می‌شود که هر سوراخ مقدار تقریباً برابری از هوا را وارد می‌کند. اگر یک منبع دود با غلظت ۲٪ انسداد بر متر (obs/m) در انتهای لوله قرار گیرد و از سایر سوراخ‌ها دود وارد نشود، دود در مسیر حرکت خود با هوای پاک ترکیب می‌شود. زمانی که نمونه به آشکارساز می‌رسد، غلظت آن به ۰.۲٪ obs/m، یا یک‌دهم مقدار اولیه کاهش یافته است. بنابراین، اگر آستانه هشدار اولیه روی ۰.۲٪ obs/m تنظیم شده باشد، غلظت دود در خارج از سوراخ باید بیش از ۲٪ obs/m باشد تا هشدار به صدا درآید.

    در نتیجه، هرچه طول لوله و تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری بیشتر باشد، سامانه بیشتر در معرض اثر رقیق‌سازی قرار می‌گیرد. در این شرایط، بهتر است بر اساس بدترین حالت ممکن طراحی صورت گیرد.
    در واقعیت، محاسبه رقیق‌سازی به سادگی مثال بالا نیست و عوامل بیشتری دخیل‌اند. هر سامانه ویژگی‌های متفاوتی دارد، بنابراین محاسبه دقیق آن بسیار پیچیده است. عواملی که بر نرخ رقیق‌سازی تأثیر می‌گذارند شامل اندازه و تعداد سوراخ‌ها، سه‌راهی‌ها و زانویی‌ها در شبکه لوله‌کشی، قطر لوله، و عوامل محیطی مانند دما، فشار و رطوبت هوا می‌شوند.

     

    زمان انتقال

    زمان انتقال، مدت‌زمانی است که ذرات دود برای رسیدن به محفظه حسگر در دتکتور دودی مکشی نیاز دارند. این زمان (بر حسب ثانیه) از لحظه ورود ذرات به نقطه نمونه‌برداری تا رسیدن آن‌ها به محفظه تشخیص اندازه‌گیری می‌شود. این زمان‌ها با استفاده از نرم‌افزار طراحی دتکتور دودی مکشی محاسبه شده و در فرآیند راه‌اندازی و تأیید نهایی در میدان، به‌صورت عملی ارزیابی و تأیید می‌گردند.

    WhatsApp Image 2025 09 30 at 3.50.36 PM

    چندین پارامتر در تعیین زمان انتقال تأثیرگذار هستند، از جمله:

    • اندازه و تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری
    • تنظیم سرعت مکنده (دور بر دقیقه)
    • تنظیم حساسیت آشکارساز
    • مقدار کل و چیدمان لوله‌های نمونه‌برداری

    استانداردها و آیین‌نامه‌های مدرن، زمان‌های انتقال مشخصی را برای کلاس‌های مختلف دتکتورهای دودی مکشی الزام می‌کنند. حداکثر زمان انتقال ممکن است بسته به نوع کاربرد، از ۶۰ ثانیه برای دتکتورهای بسیار زودهنگام، ۹۰ ثانیه برای دتکتورهای زودهنگام، یا ۱۲۰ ثانیه برای دتکتورهای استاندارد متغیر باشد.

    برای تعیین زمان‌های مجاز انتقال، به استانداردهای EN 54-20، NFPA 72، NFPA 76 و آیین‌نامه‌های محلی مربوطه مراجعه شود.

     

  • دتکتور شعله در استاندارد NFPA 86

    هدف اصلی استاندارد NFPA 86 کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی، انفجار و سایر حوادث مرتبط با کوره‌ها و اجاق‌های صنعتی است. این استاندارد برای مهندسان، اپراتورها و مدیران ایمنی در صنایعی مانند متالورژی، سرامیک و شیمیایی ضروری است.

    A.8.10.1
    بخش‌های فرعی ۸.۲.۲ و ۸.۲.۵ الزام می‌کنند که دتکتور شعله (Flame Detector) و سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard) مطابق با دستورالعمل‌های سازنده نصب و به کار گرفته شوند. در مواردی که دتکتورهای شعله (اسکنرها) همراه با سیستم‌های ایمنی احتراق به طور مداوم و بدون خاموشی بیش از حداکثر بازه زمانی توصیه شده توسط دستورالعمل‌های سازنده سیستم ایمنی احتراق و دتکتور شعله کار می‌کنند، چنین عملکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی شروع به کار (Safe-Start Check) مطابق با استاندارد نخواهد بود.

    توضیحات:

    دتکتور شعله (Flame Detector): دستگاهی است که شعله آتش را تشخیص می‌دهد.
    سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard): سیستمی است که برای ایمنی در فرآیندهای احتراق استفاده می‌شود.
    Safe-Start Check: بررسی ایمنی قبل از شروع به کار سیستم، که اطمینان حاصل می‌کند سیستم به درستی کار می‌کند.

    این متن تأکید می‌کند که دتکتورهای شعله و سیستم‌های ایمنی احتراق باید طبق دستورالعمل‌های سازنده نصب و استفاده شوند و در صورت کارکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی، ممکن است با استانداردها مطابقت نداشته باشند.

    9k=

    سنسورهای فرابنفش (UV) ممکن است به گونه‌ای خراب شوند که از دست رفتن شعله تشخیص داده نشود. در مواردی که این سنسورها به طور مداوم استفاده می‌شوند، خرابی‌ها می‌توانند توسط یک دتکتور فرابنفش خودبررسی‌کننده (Self-Checking) یا با آزمایش دوره‌ای دتکتور برای اطمینان از عملکرد صحیح، تشخیص داده شوند.

    A.8.10.3
    شکل A.8.10.3 (بدون مقیاس) نموداری است که توالی رویدادهای لازم برای دستیابی به زمان بسته شدن شیر قطع ایمنی (SSOV) در مدت حداکثر ۵ثانیه پس از از دست رفتن شعله را نشان می‌دهد. شیرهای قطع ایمنی معمولی (SSOV) حداکثر زمان بسته شدن ۱ ثانیه دارند؛ با این حال، برخی شیرهای تأیید شده یا لیست‌شده ممکن است زمان‌های طولانی‌تری داشته باشند.

    N A.8.10.5(1)
    در مواردی که از سنسورهای شعله مستقل برای تشخیص شعله پایلوت(Pilot) و شعله اصلی (Main Flame) استفاده می‌شود، اطمینان حاصل کنید که شعله پایلوت و شعله اصلی به طور مستقل تشخیص داده می‌شوند. به دلیل دشواری تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی با دو اسکنر فرابنفش (UV)، تشخیص شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) قابل قبول است.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای فرابنفش (UV Sensors): این سنسورها برای تشخیص شعله استفاده می‌شوند اما ممکن است خراب شوند و از دست رفتن شعله را تشخیص ندهند.
    2. خودبررسی (Self-Checking): برخی دتکتورهای فرابنفش قابلیت خودبررسی دارند تا خرابی‌ها را تشخیص دهند.
    3. شیر قطع ایمنی (SSOV): این شیرها در صورت از دست رفتن شعله، جریان سوخت را قطع می‌کنند و زمان بسته شدن آنها باید کوتاه باشد (معمولاً ۱ ثانیه، اما حداکثر ۵ ثانیه).
    4. تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی: در برخی سیستم‌ها، شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) تشخیص داده می‌شود.

    شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا کمتر گسترش می‌یابند، تنها نیاز به یک سنسور شعله برای تشخیص شعله پایلوت و شعله اصلی دارند. یک مشعل خطی (Line Burner)، مشعل لوله‌ای (Pipe Burner) یا مشعل تابشی (Radiant Burner) با شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا بیشتر گسترش می‌یابند، نیاز به دو سنسور شعله دارند: یکی برای تشخیص شعله پایلوت و دیگری برای تشخیص شعله مشعل اصلی در انتهای مجموعه که دورترین نقطه از منبع اشتعال است. دو مثال از آرایش‌های مشعل که به عنوان یک مشعل واحد با یک سیستم ایمنی شعله نصب‌شده در انتهای مجموعه در نظر گرفته می‌شوند، در شکل‌های A.8.10.6(a) وA.8.10.6(b) نشان داده شده‌اند.

    A.8.12
    در هر جایی که دمای سوخت روغن می‌تواند به زیر سطح ایمن برسد، افزایش ویسکوزیته (گرانروی) از اتمیزه شدن مناسب جلوگیری می‌کند. سوخت‌های روغن شماره ۲ و شماره ۴ می‌توانند در صورت کاهش دما به زیر نقطه ریزش(Pour Point) منجمد شوند، چه از پیش‌گرم‌کننده‌ها استفاده شود و چه نشود. در هر جایی که دمای سوخت روغن به بالاتر از سطح ایمن برسد، تبخیر روغن قبل از اتمیزه شدن اتفاق می‌افتد و باعث کاهش حجم سوخت به اندازه‌ای می‌شود که خاموش‌شدن قابل توجه شعله را ایجاد می‌کند.

    A.8.13.1
    این واقعیت که روغن یا گاز به عنوان سوخت ذخیره (Standby Fuel) در نظر گرفته می‌شود، نباید الزامات ایمنی مربوط به آن سوخت را کاهش دهد.

    A.8.16
    نقطه تنظیم دمای اضافی (Excess Temperature Set Point) باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.16.6
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۶.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند ارزیابی کنند.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای شعله: تعداد سنسورهای شعله مورد نیاز به طول شعله و نوع مشعل بستگی دارد.
    2. سوخت روغن: دمای سوخت روغن باید در محدوده ایمن نگه داشته شود تا از مشکلاتی مانند افزایش ویسکوزیته یا تبخیر جلوگیری شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.2Q==

    A.8.16.7
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    A.8.16.8
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.16.9
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    A.8.17.3
    نمایش بصری امکان تشخیص خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، را فراهم می‌کند که ممکن است منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۷.۲ نشود. اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) را با مشاهده نشانگر دما ارزیابی کنند. همچنین، قابل قبول است که خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) به یک PLC یا ابزار دیگر به صورت موازی با قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) وارد شود، به شرطی که دقت قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) کاهش نیابد. PLC یا ابزار دیگر می‌تواند برای نظارت، روندیابی و هشدار خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) با مقایسه آن با اندازه‌گیری دمای مستقل، مانند قفل ایمنی دمای عملیاتی، استفاده شود.

    A.8.17.4
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    Δ A.8.17.8
    یک کنتاکت کمکی در دستگاه قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند به عنوان قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) استفاده شود، به شرطی که الزامات بخش ۸.۱۷.۲ برآورده شوند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    2. ترموکوپل و سیم‌های گسترش: این اجزا باید برای محیط عملیاتی مناسب باشند تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
    3. PLC (Programmable Logic Controller): یک کنترل‌کننده منطقی قابل برنامه‌ریزی که برای نظارت و کنترل فرآیندها استفاده می‌شود.
    4. قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد): یک سیستم ایمنی که در صورت رسیدن دما به این حد، اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

    Z

    قطع برق خودکار یا دستی مدارهای تحت تأثیر به شرح زیر است:
    (۱خرابی سیستم (اتصال کوتاه) که توسط حفاظت معمول مدار شاخه‌ای برطرف نشده است (به NFPA 70 مراجعه شود).
    (۲دمای اضافی در بخشی از کوره که توسط دستگاه‌های کنترل دمای معمول کاهش نیافته است.
    (۳خرابی هر یک از کنترل‌های عملیاتی معمول که چنین خرابی می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.
    (۴از دست رفتن برق که می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.

    A.8.18.1.5
    الزامات بخش ۸.۱۸.۱.۵ ممکن است نیاز به کاهش ظرفیت (دریفت) برخی از اجزای لیست‌شده توسط سازندگان داشته باشد، مانند استفاده برای انواع دیگر خدمات صنعتی، کنترل موتور و همان‌طور که در جدول A.8.18.1.5 نشان داده شده است.

    A.8.18.2
    نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.18.2.5
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۸.۲.۴ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

    A.8.18.2.6
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قطع برق خودکار یا دستی: این اقدامات برای جلوگیری از شرایط ناایمن در سیستم‌های حرارتی و کوره‌ها انجام می‌شود.
    2. دمای اضافی: افزایش دمای بیش از حد در کوره می‌تواند خطرناک باشد و باید توسط سیستم‌های کنترل دما مدیریت شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
    5. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.

    Z

    A.8.18.2.7
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.18.2.8
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    A.8.19
    نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.19.2
    قطع جریان سیال انتقال حرارت به کوره می‌تواند با خاموش‌کردن سیستم مرکزی گرمایش سیال یا با بستن شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت در خطوط تأمین و بازگشت کوره انجام شود. اگر از شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت استفاده می‌شود، سیستم مرکزی گرمایش سیال ممکن است نیاز به یک حلقه اضطراری خودکار داشته باشد تا یک بار خنک‌کننده مصنوعی فراهم کند و جریان سیال را از طریق گرم‌کن حفظ کند.

    Δ جدول
    این بخش احتمالاً به یک جدول اشاره دارد که در ادامه متن آمده است

    توضیحات کلیدی:

    1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    2. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
    3. شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت (Heat Transfer Fluid Safety Shutoff Valves): این شیرها برای قطع جریان سیال انتقال حرارت در شرایط اضطراری استفاده می‌شوند.
    4. حلقه اضطراری (Emergency Loop): یک سیستم پشتیبان که در صورت قطع جریان سیال، بار خنک‌کننده مصنوعی ایجاد می‌کند تا از آسیب به سیستم جلوگیری شود.

    A.8.19.6
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۹.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

    A.8.19.7
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    A.8.19.8
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.19.9
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    توضیحات کلیدی:

    1. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.
    2. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    3. نظارت توسط ابزارهای دیگر: عنصر حسگر دما می‌تواند توسط ابزارهای جانبی نظارت شود، به شرطی که دقت اندازه‌گیری کاهش نیابد.

    9k=

  • دستورالعمل NFPA در مورد بیم دتکتور استاندارد

    یکی از معتبرترین و جامع‌ترین مراجع جهانی در زمینه ایمنی و حفاظت از حریق است. این استاندارد مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها و الزامات را برای طراحی، نصب، اجرا، و نگهداری سیستم‌های اعلام و اطفای حریقدر ایالات متحده آمریکا را تعیین می‌کند. در این میان، NFPA 72 به‌عنوان استاندارد سیستم‌های اعلام حریق و ارتباطات اضطراری، الزامات مربوط به بیم دتکتورها را نیز پوشش می‌دهد. این مقاله به بررسی تخصصی بیم دتکتورها و الزامات آن‌ها بر اساس NFPA 72 می‌پردازد.

    تعریف و عملکرد بیم دتکتورها

    بیم دتکتورها (Beam Smoke Detectors) تجهیزاتی هستند که از یک پرتو نوری برای تشخیص کاهش شفافیت هوا ناشی از وجود دود استفاده می‌کنند. این دتکتورها در فضاهای بزرگ و مرتفع که استفاده از دتکتورهای نقطه‌ای دشوار است، کاربرد دارند. به‌طور کلی، بیم دتکتورها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

    1. بیم دتکتور فرستنده-گیرنده جدا

    (Projected Beam Smoke Detector)

    9k=

    شامل یک فرستنده و یک گیرنده مجزا است که در دو نقطه متفاوت نصب می‌شوند. پرتو نوری از فرستنده به گیرنده ارسال شده و در صورت کاهش شدت نور دریافتی، هشدار فعال می‌شود.

    2Q==

    2. بیم دتکتور انعکاسی

    (Reflective Beam Smoke Detector)

    9k=

    فرستنده و گیرنده در یک واحد قرار دارند و پرتو نوری پس از برخورد به یک بازتابنده، مجدداً به گیرنده بازمی‌گردد. در این نوع نیز کاهش شدت نور نشان‌دهنده وجود دود است.

    2Q==

    الزامات بیم دتکتورها در استاندارد NFPA 72

    استاندارد NFPA 72 الزامات دقیق و مشخصی را برای بیم دتکتورها ارائه می‌دهد که شامل موارد زیر است:

    1. معیارهای عملکردی

    بیم دتکتورها باید قابلیت تشخیص تغییرات شفافیت هوا را با دقت بالا داشته باشند.
    محدوده تشخیص باید متناسب با محیط مورد نظر باشد. معمولاً برد تشخیص این تجهیزات بین 10 تا 100 متر است.
    قابلیت تنظیم حساسیت بر اساس شرایط محیطی باید وجود داشته باشد.

    2. ملاحظات محیطی و محدودیت‌ها

    عملکرد بیم دتکتور نباید تحت تأثیر نور مستقیم خورشید، گرد و غبار یا سایر عوامل محیطی قرار گیرد.
    در شرایطی که دود به‌صورت لایه‌ای در سقف تجمع پیدا نمی‌کند، استفاده از بیم دتکتورها توصیه نمی‌شود.
    نباید در محیط‌هایی که دارای لرزش زیاد یا تغییرات ساختاری هستند، بدون اقدامات تثبیت‌کننده نصب شوند.

    3. الزامات نصب

    بیم دتکتورها باید در فضاهای مرتفع و بزرگ مانند انبارها، سوله‌ها، سالن‌های تولید، فرودگاه‌ها و سالن‌های نمایشگاهی نصب شوند.
    فاصله بین فرستنده و گیرنده یا بازتابنده باید به‌گونه‌ای باشد که کل فضای مورد نظر را پوشش دهد.
    ارتفاع نصب معمولاً در محدوده 4 تا 25 متر توصیه می‌شود.
    در فضاهایی که جریان هوا شدید است، ممکن است دقت عملکرد بیم دتکتورها کاهش یابد و نیاز به تنظیمات خاص داشته باشند.

    4. الزامات نگهداری و تست دوره‌ای

    بیم دتکتورها باید به‌صورت دوره‌ای مورد آزمایش قرار گیرند تا عملکرد صحیح آن‌ها تضمین شود.
    فرستنده و گیرنده باید به‌طور منظم تمیز شوند تا از انباشت گرد و غبار جلوگیری شود.
    بررسی وضعیت هم‌ترازی بیم دتکتورها و تنظیم مجدد در صورت نیاز ضروری است.
    سیستم باید دارای امکان انجام تست خودکار یا تست دستی توسط اپراتور باشد.

    روش‌های تست و تأییدیه بر اساس NFPA

    NFPA 72 روش‌های تست بیم دتکتورها را برای اطمینان از عملکرد صحیح آن‌ها مشخص می‌کند. برخی از این آزمایش‌ها شامل:

    تست حساسیت: بررسی میزان کاهش نور لازم برای فعال شدن هشدار.
    تست‌های محیطی: شامل عملکرد در شرایط مختلف دمایی، رطوبتی و نور محیطی.
    تست تأخیر زمانی: بررسی مدت‌زمان لازم برای فعال‌سازی هشدار جهت کاهش هشدارهای کاذب.
    تست کارایی در شرایط گرد و غبار و آلودگی محیطی: بررسی میزان تحمل بیم دتکتور در برابر ذرات معلق.

    مقاومت در برابر عوامل تداخلی

    NFPA مشخص می‌کند که بیم دتکتورها باید در برابر موارد زیر مقاوم باشند:

    تداخل نوری: از جمله نور خورشید، نورهای مصنوعی و انعکاس‌های ناخواسته.
    گرد و غبار و آلاینده‌های محیطی: که ممکن است منجر به کاهش دقت تشخیص شود.
    ارتعاشات و جابه‌جایی‌های سازه‌ای: که می‌تواند باعث عدم هم‌ترازی فرستنده و گیرنده شود.

    نتیجه‌گیری

    استاندارد NFPA 72 مجموعه‌ای از الزامات فنی و عملکردی برای بیم دتکتورها ارائه می‌دهد که رعایت آن‌ها منجر به افزایش ایمنی و کاهش هشدارهای کاذب می‌شود. انتخاب مناسب، نصب اصولی و نگهداری منظم این تجهیزات مطابق با استانداردNFPA نقش مهمی در بهبود عملکرد سیستم‌های اعلام حریق دارد. رعایت دستورالعمل‌های ارائه‌شده در این استاندارد باعث افزایش دقت تشخیص حریق و کاهش نرخ هشدارهای کاذب شده و درنهایت منجر به ارتقای ایمنی ساختمان‌ها و اماکن صنعتی، تجاری و عمومی می‌شود.

  • دتکتور حرارتی خطی در حفاظت از انبارها و آشیانه ها

    انبارها و آشیانه‌ها – تشخیص حرارت خطی با استفاده از فناوری فیبر نوری

    فناوری تشخیص حرارت خطی (LHD) مبتنی بر سنجش دمای توزیعی (DTS)، سابقه موفقی در ارائه راهکارهای ایمنی حریق و تشخیص آتش به‌ویژه در فضاهای صنعتی و بزرگ دارد. این فناوری به دلیل نیاز به نگهداری پایین، هزینه مالکیت کم، قابلیت اطمینان بالا و تشخیص مؤثر حریق، گزینه‌ای بسیار مناسب برای پایش فضاهای وسیعی مانند انبارها و آشیانه‌ها محسوب می‌شود.

    مقدمه

    انبارها و آشیانه‌ها در زمینه ایمنی حریق با چالش‌های منحصربه‌فردی روبرو هستند. این فضاها می‌توانند مناطق پرتردد با اقلام قابل اشتعال و بار حرارتی بالا باشند. چالش‌های رایج شامل موارد زیر است:
    • سقف‌های بلند، سازه‌های نامنظم، قفسه‌بندی‌ها، آتریوم‌ها و نواحی سخت‌دسترس
    • دتکتورهای نقطه‌ای دود و حرارت هزینه نصب و نگهداری بالایی دارند و ممکن است فاصله زیادی با منبع دود/حرارت داشته باشند
    • وجود گردوغبار و آلودگی محیط که می‌تواند هم‌زمان عامل افزایش خطر آتش‌سوزی و بروز هشدارهای کاذب برای دتکتورهای بیم و مکشی باشد
    • سیستم تهویه و تهویه مطبوع می‌تواند حرکت دود را مختل کرده و باعث تأخیر در شناسایی حریق توسط دتکتورهای دود شود
    • نگهداری و آزمون‌های دوره‌ای دتکتورها به دلیل دسترسی دشوار مشکل است

    نصب سیستم در انبارها

    در انبارهای پرچگالی، حتی آتش‌سوزی‌های کوچک می‌توانند به سرعت در طول قفسه‌ها و به صورت عمودی گسترش یابند. این امر می‌تواند منجر به نرم شدن سازه‌های فلزی و فروپاشی قفسه‌ها شود و کار را برای سیستم‌های اطفای حریق و نیروهای آتش‌نشانی دشوارتر کند.
    در سیستم‌های دتکتور حرارتی خطی فیبر نوری، کابل دتکتور می‌تواند مستقیماً در داخل قفسه‌ها نصب شود و همیشه به منبع آتش نزدیک باشد.

    به این ترتیب، افزایش دم

    ا به‌سرعت شناسایی شده و احتمال کنترل و مهار آتش به‌مراتب افزایش می‌یابد.

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.30 PM

    کنترلرها معمولاً در نزدیکی تابلوی کنترل حریق نصب می‌شوند و دارای نمایشگر LCD برای نمایش مستقل هشدارها و همچنین انتقال اطلاعات به پنل اعلام حریق هستند.

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.30 PM1

    کابل دتکتور

    کابل دتکتور یک عنصر کاملاً غیرفعال است و بر اساس فیبر نوری استاندارد مخابراتی طراحی شده است. در صنعت حریق، پیکربندی رایج فیبر، فیبر نوری 62.5/125 است که عملکرد برتری تا فاصله 10 کیلومتر ارائه می‌دهد.

    مزایای کابل فیبر نوری غیرفعال شامل:
    • پوشش پیوسته بدون دتکتورهای مجزا؛ سیستم  نقاط اندازه‌گیری را هر ۵۰ سانتی‌متر ثبت می‌کند

    • WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.30 PM2
      ایمن در برابر تداخلات الکترومغناطیسی؛ مناسب برای مناطق دارای نویز الکترومغناطیسی بالا
      • مقاوم در برابر خوردگی و ارتعاش؛ با طول عمر بیش از ۳۰ سال

    کابل‌های سری FireFiber به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که ضمن حفظ انتقال حرارتی سریع برای واکنش سریع سیستم، بسیار سبک، انعطاف‌پذیر و نصب آسان هستند.

    نصب و جانمایی کابل

    کابل دتکتور معمولاً یا از سقف آویزان می‌شود یا روی قفسه‌ها با روش‌های مختلف نصب می‌شود. حداقل سطح حفاظت با نصب کابل در ارتفاع سقف حاصل می‌شود. روش نصب باید با رعایت فاصله‌های استاندارد نصب (معمولاً ۱٫۵ متر) انجام شود.

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.31 PM

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.31 PM1

    هشدارهای هوشمند و پوشش کامل

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.31 PM2

    دو مزیت اصلی سیستم‌های دتکتور حرارتی خطی فیبر نوری بر پایه DTS عبارتند از هشدارهای هوشمند و اندازه‌گیری توزیعی.
    در این سیستم‌ها، سه نوع هشدار قابل پیکربندی است که منجر به تشخیص سریع‌تر حریق و کاهش قابل توجه ریسک می‌شود.

    در مقایسه با سیستم‌های سنتی تشخیص حریق، دتکتورهای دود به هشدارهای کاذب ناشی از آلودگی حساس‌اند و دتکتورهای حرارتی نقطه‌ای تنها زمانی مؤثرند که آتش مستقیماً زیر آن‌ها رخ دهد. سیستم  در هر ۰٫۵ متر یک نقطه اندازه‌گیری دارد و به‌همین دلیل هیچ «نقطه‌ کور» در پوشش وجود ندارد.

    مزایای نسبت به فناوری‌های دیگر

    سیستم‌های دتکتور حرارتی خطی فیبر نوری به‌واسطه هشدارهای هوشمند و پوشش پیوسته، مزایای متعددی نسبت به سایر فناوری‌ها دارند.

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.32 PMWhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.32 PM1

    گردوغبار و ذرات موجود در محیط می‌توانند باعث هشدار کاذب یا انسداد در سایر دتکتورها شوند، در حالی که سیستم‌های فیبر نوری از این آسیب‌ها مصون‌اند.

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.33 PM

    WhatsApp Image 2025 09 15 at 4.32.33 PM1

    یکپارچه‌سازی با سایر سیستم‌ها

    سیستم تشخیص حریقی که شامل فناوری DTS باشد، به‌محض شناسایی آتش، اقدامات حفاظتی از پیش‌برنامه‌ریزی‌شده (سیگنال هشدار، کنترل تهویه، اطفا حریق و…) را فعال می‌کند.

    این سیستم باید محل دقیق حریق و داده‌های کلیدی درباره گسترش آن را ارائه دهد تا اقدامات نجات یا اطفا به‌طور مؤثر انجام شود. واحد مرکزی کنترل، دمای هر نقطه را در طول کابل دتکتور اندازه‌گیری می‌کند. این کابل در نرم‌افزار به نواحی مختلف تشخیص حریق تقسیم می‌شود و هر ناحیه می‌تواند آستانه هشدار اختصاصی خود را داشته باشد.

    پیکربندی هوشمند زون ها

    سیستم دتکتور حرارتی خطی فیبر نوری امکان پیکربندی هشدارهای هوشمند همراه با نواحی هوشمند را فراهم می‌کند. هر ناحیه می‌تواند با توجه به شرایط محیطی خاص یا هماهنگی با سایر اجزای سیستم، تنظیمات ویژه‌ای داشته باشد؛ مانند: خروجی‌های اضطراری، نواحی تهویه، یا نواحی اطفای حریق.

    با توجه به اینکه سیستم مکان و دمای دقیق هر رویداد را مشخص می‌کند، می‌توان نحوه واکنش سیستم را به‌دقت برنامه‌ریزی کرد:
    • یک ناحیه می‌تواند با رله به تابلو اعلام حریق متصل شده و سیستم اطفای آن ناحیه را فعال کند
    • یا داده‌ها از طریق پروتکل‌هایی مانند Modbus به سیستم مرکزی ارسال شوند تا اقدامات مناسب تعیین گردد

    پایداری سیستم (Redundancy)

    بسته به نیاز مشتری، سطوح مختلفی از پایداری سیستم تعریف می‌شود:
    پایداری کابل: در صورت قطع کابل، سیستم به کار خود ادامه می‌دهد (در عین هشدار برای اقدام تعمیراتی)
    پایداری کنترلر: در صورت خرابی یکی از کنترلرها، عملکرد سیستم حفظ می‌شود

    در کاربردهای سقفی، معمولاً فقط یک کنترلر استفاده می‌شود و پایداری از طریق کابل فراهم می‌شود.

    نرم‌افزار پیشرفته نمایش تصویری

    نرم‌افزار MaxView از شرکت Bandweaver قابلیت نمایش گرافیکی پیشرفته‌ای ارائه می‌دهد. در نصب‌های پیچیده با چندین ناحیه، اپراتور می‌تواند محل حادثه را به‌صورت بصری، سریع و دقیق شناسایی کند. این موضوع به‌ویژه در هشدارهای اولیه قبل از فعال شدن سیستم اطفای حریق اهمیت دارد.

    در مثال ارائه‌شده، از ۱۱ سیستم دتکتور حرارتی خطی در ۴۶ ردیف قفسه (در دو ناحیه، هر ناحیه ۲۳ ردیف) استفاده شده است. هر قفسه دارای ۸ طبقه است و نرم‌افزار MaxView موقعیت را با دقت تا نزدیک‌ترین ۱ متر در هر طبقه نمایش می‌دهد.

  • دتکتورهای تشخیص آتش مبتنی بر انرژی تابشی در استاندارد NFPA72

    1) حسگرهای شعله. حسگرهای شعله فرابنفش معمولاً از یک لوله گایگر-مولر فوتودیود خلاء برای تشخیص شعله استفاده می‌کنند.

    9k=

    این حسگرها همچنین تابش فرابنفش تولید شده توسط شعله را تشخیص می‌دهند. فوتودیود اجازه می‌دهد تا یک جریان ناگهانی برای هر فوتون فرابنفشی که به ناحیه فعال لوله برخورد می‌کند، جاری شود. هنگامی که تعداد جریان‌های ناگهانی در واحد زمان به سطح از پیش تعیین‌شده‌ای برسد، حسگر هشدار را فعال می‌کند. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با طول‌موج واحد از یکی از چندین نوع فوتوسل برای تشخیص تابش مادون‌قرمز در یک باند طول‌موج واحد که توسط شعله تولید می‌شود، استفاده می‌کند. این حسگرها معمولاً شامل تمهیداتی برای کاهش هشدارهای ناشی از منابع رایج مادون‌قرمز مانند نور لامپ‌های رشته‌ای یا نور خورشید هستند. یک حسگر شعله فرابنفش/مادون‌قرمز (UV/IR) تابش فرابنفش را با استفاده از یک لوله فوتودیود خلاء و یک طول‌موج انتخابی از تابش مادون‌قرمز را با استفاده از یک فوتوسل تشخیص می‌دهد.

    یک سیگنال هشدار می‌تواند فعال شود. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با چند طول‌موج (IR/IR) تابش را در دو یا چند باند باریک از طول‌موج‌ها در طیف مادون‌قرمز تشخیص می‌دهد. این حسگرها به صورت الکترونیکی تابش‌ها را بین باندها مقایسه کرده و در صورتی که رابطه بین دو باند نشان‌دهنده آتش باشد، یک سیگنال فعال می‌کنند.

    9k=

    (2) حسگرهای جرقه/ذغال. یک حسگر جرقه/ذغال معمولاً از یک فوتودیود حالت جامد یا فوتوترانزیستور برای تشخیص انرژی تابشی ساطع شده از ذغال‌ها استفاده می‌کند که معمولاً بین ۰.۵میکرون تا ۲.۰ میکرون در محیط‌های معمولاً تاریک است. این حسگرها می‌توانند بسیار حساس (در حد میکرووات) ساخته شوند و زمان پاسخ‌دهی آنها می‌تواند بسیار کوتاه (در حد میکروثانیه) باشد.

    A.17.8.2.1 انرژی تابشی ساطع شده از یک شعله یا جرقه/ذغال شامل تابش‌هایی در باندهای مختلف طیف فرابنفش، مرئی و مادون‌قرمز است. مقدار نسبی تابش ساطع شده در هر بخش از طیف توسط شیمی سوخت، دما و سرعت احتراق تعیین می‌شود. حسگر باید با ویژگی‌های آتش تطبیق داده شود.

    Z

    تقریباً تمام موادی که در احتراق شعله‌ور شرکت می‌کنند، تا حدی در طول احتراق شعله‌ور تابش فرابنفش ساطع می‌کنند، در حالی که فقط سوخت‌های حاوی کربن تابش قابل توجهی در باند ۴.۳۵میکرون (دی‌اکسید کربن) که توسط بسیاری از انواع حسگرها برای تشخیص شعله استفاده می‌شود، ساطع می‌کنند.به شکلA.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    Z

    انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً توسط دمای سوخت (تابش بر اساس قانون پلانک) و گسیل‌پذیری سوخت تعیین می‌شود. انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً در محدوده مادون‌قرمز و به میزان کم‌تری در محدوده مرئی است. به طور کلی، ذغال‌ها تا زمانی که به دمای ۳۲۴۰ درجه فارنهایت (۱۷۲۷ درجه سانتی‌گراد یا ۲۰۰۰ کلوین) برسند، انرژی فرابنفش را به مقدار قابل توجهی (۰.۱ درصد از کل تابش) ساطع نمی‌کنند. در بیشتر موارد، تابش‌ها در محدوده ۰.۸ میکرون تا ۲.۰ میکرون قرار می‌گیرند که مربوط به دماهای تقریبی ۷۵۰ درجه فارنهایت تا ۱۸۳۰ درجه فارنهایت (۳۹۸ درجه سانتی‌گراد تا ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) است.

    بیشتر حسگرهای انرژی تابشی دارای نوعی مدار تأیید درون خود هستند که از زمان برای کمک به تشخیص بین سیگنال‌های گذرا و نادرست و هشدارهای واقعی آتش استفاده می‌کنند. این مدارها در مواردی که سناریوی آتش مورد انتظار و توانایی حسگر برای پاسخ به آن آتش مورد انتظار در نظر گرفته می‌شود، بسیار مهم می‌شوند. به عنوان مثال، یک حسگر که از یک مدار انتگرال‌گیر یا زمان‌بندی برای پاسخ به نور سوسو‌زننده یک آتش استفاده می‌کند، ممکن است به خوبی به یک انفجار ناشی از اشتعال بخارات و گازهای قابل اشتعال تجمع‌یافته یا در مواردی که آتش یک جرقه است که با سرعت تا ۳۲۸ فوت بر ثانیه (۱۰۰ متر بر ثانیه) از مقابل حسگر عبور می‌کند، پاسخ ندهد. در این شرایط، یک حسگر با قابلیت پاسخ‌دهی سریع بسیار مناسب است. از طرف دیگر، در کاربردهایی که توسعه آتش کندتر است، یک حسگر که از زمان برای تأیید سیگنال‌های تکراری استفاده می‌کند، مناسب است. در نتیجه، نرخ رشد آتش باید در انتخاب حسگر در نظر گرفته شود. عملکرد حسگر باید به گونه‌ای انتخاب شود که به آتش مورد انتظار پاسخ دهد.

    تابش‌های انرژی تنها معیار مورد توجه نیستند. محیط بین آتش مورد انتظار و حسگر نیز بسیار مهم است. طول‌موج‌های مختلف انرژی تابشی با درجات مختلفی از کارایی توسط موادی که در هوا معلق هستند یا روی سطوح نوری حسگر تجمع می‌کنند، جذب می‌شوند. به طور کلی، آئروسل‌ها و رسوبات سطحی حساسیت حسگر را کاهش می‌دهند. تشخیص فناوری مورد استفاده باید آئروسل‌ها و رسوبات سطحی که به طور معمول اتفاق می‌افتند را در نظر بگیرد تا کاهش پاسخ سیستم بین فواصل تعمیر و نگهداری به حداقل برسد. لازم به ذکر است که دود ناشی از احتراق تقطیرات نفتی با فراکسیون‌های متوسط و سنگین، به شدت در انتهای طیف فرابنفش جذب‌کننده است. اگر از این نوع تشخیص استفاده می‌شود، سیستم باید به گونه‌ای طراحی شود که اثر تداخلی دود بر پاسخ سیستم تشخیص را به حداقل برساند.

    Z

    محیط و شرایط محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه تحت حفاظت، بر انتخاب حسگر تأثیر می‌گذارد. همه حسگرها محدودیت‌هایی در محدوده دمای محیطی دارند که در آن محدوده، مطابق با حساسیت‌های آزمایش‌شده یا تأیید‌شده خود پاسخ می‌دهند. طراح باید اطمینان حاصل کند که حسگر با محدوده دمای محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه‌ای که نصب می‌شود، سازگار است. علاوه بر این، باران، برف و یخ هر دو تابش فرابنفش و مادون‌قرمز را به درجات مختلف تضعیف می‌کنند. در مواردی که این شرایط پیش‌بینی می‌شود، باید تمهیداتی برای محافظت از حسگر در برابر تجمع این مواد روی سطوح نوری آن در نظر گرفته شود.

    A.17.8.2.2 تابش‌های انرژی طبیعی که از آتش ناشی نمی‌شوند، ممکن است در منطقه خطر وجود داشته باشند. هنگام انتخاب حسگر برای یک منطقه، سایر منابع احتمالی تابش انرژی باید ارزیابی شوند. برای اطلاعات بیشتر به A.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    A.17.8.3.1.1 همه حسگرهای نوری بر اساس معادله نظری زیر پاسخ می‌دهند:

    Z

    که در آن:

    S = توان تابشی که به حسگر می‌رسد
    k = ثابت تناسب برای حسگر
    P = توان تابشی ساطع‌شده توسط آتش
    e = پایه لگاریتم نپر (۲.۷۱۸۳)
    ζ = ضریب تضعیف هوا
    d = فاصله بین آتش و حسگر

    2Q==

    حساسیت (S) معمولاً بر حسب نانووات اندازه‌گیری می‌شود. این معادله منحنی‌هایی مشابه منحنی نشان‌داده‌شده در شکلA.17.8.3.1.1 را تولید می‌کند.
    این منحنی حداکثر فاصله‌ای را تعریف می‌کند که در آن حسگر به طور مداوم آتش با اندازه و سوخت مشخصی را تشخیص می‌دهد. حسگرها باید فقط در ناحیه سایه‌دار بالای منحنی استفاده شوند.

    بیشتر بخوانید: رفع خطای سیستم اعلام حریق

    در بهترین شرایط و بدون جذب جوی، توان تابشی که به حسگر می‌رسد، اگر فاصله بین حسگر و آتش دو برابر شود، به میزان یک چهارم کاهش می‌یابد. برای محاسبه تضعیف جوی، عبارت نمایی زتا (ζ) به معادله اضافه می‌شود. زتا معیاری از شفافیت هوا در طول‌موج مورد نظر است. زتا تحت تأثیر رطوبت، گرد و غبار و هرگونه آلاینده دیگر در هوا قرار می‌گیرد که در طول‌موج مورد نظر جذب‌کننده هستند. زتا معمولاً مقادیری بین ۰.۰۰۱- و ۰.۱- برای هوای محیطی معمولی دارد.

  • استفاده از موئین یا کاپیلاری در دتکتورهای دودی مکشی یا اسپیراتینگ ها

    لوله موئین، یک قطعه لوله انعطاف‌پذیر است که به لوله اصلی نمونه‌برداری متصل می‌شود و در انتهای آن یک سوراخ نمونه‌برداری قرار دارد. هدف از استفاده از این لوله‌ها، گسترش ناحیه نمونه‌برداری به دور از شبکه اصلی لوله‌ها است.

    از لوله‌های موئین زمانی استفاده می‌شود که نمونه‌برداری از یک فضای بسته مانند یک کابینت یا سقف کاذب انجام می‌شود، یا در مواردی که به دلایل ظاهری یا امنیتی ضروری است. این روش، شبکه اصلی لوله‌کشی را پنهان می‌کند و تنها یک نقطه کوچک نمونه‌برداری در فضا باقی می‌گذارد. شکل ۵در زیر، لوله موئینی را نشان می‌دهد که از لوله اصلی نمونه‌برداری به پایین امتداد یافته و سوراخ نمونه‌برداری در محل مورد نظر قرار دارد.

    نرم‌افزار طراحی، افزودن لوله‌های موئین و نقاط نمونه‌برداری به طراحی شبکه لوله را پشتیبانی می‌کند و جریان هوای مناسب در سیستم را محاسبه می‌نماید. حداکثر طول معمول برای لوله‌های انعطاف‌پذیر موئین ۸ متر (۲۶فوت) است، اما این مقدار می‌تواند بسته به محاسبات نرم‌افزار طراحی متغیر باشد. زمانی که چندین لوله موئین در یک شبکه استفاده می‌شود، طول هر یک از آن‌ها باید تقریباً برابر باشد تا تعادل سیستم حفظ شود.

    توجه ۱: توصیه می‌شود از اجرای طولانی لوله‌هایی که هم دارای سوراخ‌های نمونه‌برداری استاندارد و هم نقاط نمونه‌برداری موئین هستند، خودداری شود، زیرا این امر می‌تواند جریان هوا را نامتعادل کرده و زمان پاسخ‌دهی نقاط موئین را کاهش دهد.

    IMG 1300 IMG 1301 IMG 1302

    سوراخ‌های نمونه‌برداری
    سوراخ‌های نمونه‌برداری می‌توانند مستقیماً روی لوله، روی یک درپوش انتهایی، یا در یک نقطه نمونه‌برداری در انتهای لوله موئین قرار گیرند. مهم‌ترین عامل، سوراخ‌کاری صحیح با قطری مطابق با مشخصات تعیین‌شده توسط نرم‌افزار طراحی است.

    سوراخ‌های نمونه‌برداری باید پس از نصب شبکه لوله‌کشی ایجاد شوند. برای جلوگیری از مسدود شدن سوراخ‌ها توسط گرد و غبار و آلودگی، سوراخ‌ها باید در قسمت زیرین لوله‌های نمونه‌برداری و نه در بالای آن‌ها ایجاد شوند. این کار از ورود ذرات افتاده به درون سوراخ‌ها جلوگیری می‌کند. دستورالعمل‌های زیر هنگام سوراخ‌کاری لوله‌ها باید رعایت شود:

    سوراخ‌ها باید به صورت عمود (۹۰ درجه) بر لوله ایجاد شوند. اگر مته به صورت عمود نگه داشته نشود، سوراخ به شکل دایره‌ای کامل نخواهد بود و ممکن است بر جریان هوا تأثیر بگذارد.
    سوراخ‌ها باید دقیقاً در مکان‌هایی که نرم‌افزار طراحی مشخص کرده است، ایجاد شوند.
    سوراخ‌ها باید دقیقاً با اندازه تعیین‌شده توسط نرم‌افزار طراحی ایجاد شوند.
    سوراخ‌ها نباید به صورت دوطرفه (از هر دو سمت لوله) سوراخ شوند.
    سوراخ‌کاری باید با مته‌ای تیز و با سرعت کم انجام شود. این کار خطر ایجاد پلیسه و همچنین احتمال ورود گرد و غبار و براده به داخل لوله را کاهش می‌دهد.
    پس از سوراخ‌کاری تمام سوراخ‌ها، بهتر است با دمیدن هوای فشرده داخل لوله، هرگونه گرد و غبار یا آلودگی را از لوله پاکسازی کرد. همچنین می‌توان با باز کردن درپوش انتهایی و استفاده از جاروبرقی صنعتی، ذرات را از سمت اتصال لوله به آشکارساز بیرون کشید.
    نکته بسیار مهم: پیش از دمیدن هوای فشرده یا اتصال جاروبرقی صنعتی به شبکه لوله، باید لوله نمونه‌برداری را از آشکارساز جدا کرد، چراکه ورود ذرات ریز به محفظه سنجش ممکن است به قطعات داخلی آسیب برساند.

    IMG 1303