دتکتور شعله در استاندارد NFPA 86

IMG 2076

هدف اصلی استاندارد NFPA 86 کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی، انفجار و سایر حوادث مرتبط با کوره‌ها و اجاق‌های صنعتی است. این استاندارد برای مهندسان، اپراتورها و مدیران ایمنی در صنایعی مانند متالورژی، سرامیک و شیمیایی ضروری است.

A.8.10.1
بخش‌های فرعی ۸.۲.۲ و ۸.۲.۵ الزام می‌کنند که دتکتور شعله (Flame Detector) و سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard) مطابق با دستورالعمل‌های سازنده نصب و به کار گرفته شوند. در مواردی که دتکتورهای شعله (اسکنرها) همراه با سیستم‌های ایمنی احتراق به طور مداوم و بدون خاموشی بیش از حداکثر بازه زمانی توصیه شده توسط دستورالعمل‌های سازنده سیستم ایمنی احتراق و دتکتور شعله کار می‌کنند، چنین عملکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی شروع به کار (Safe-Start Check) مطابق با استاندارد نخواهد بود.

توضیحات:

دتکتور شعله (Flame Detector): دستگاهی است که شعله آتش را تشخیص می‌دهد.
سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard): سیستمی است که برای ایمنی در فرآیندهای احتراق استفاده می‌شود.
Safe-Start Check: بررسی ایمنی قبل از شروع به کار سیستم، که اطمینان حاصل می‌کند سیستم به درستی کار می‌کند.

این متن تأکید می‌کند که دتکتورهای شعله و سیستم‌های ایمنی احتراق باید طبق دستورالعمل‌های سازنده نصب و استفاده شوند و در صورت کارکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی، ممکن است با استانداردها مطابقت نداشته باشند.

9k=

سنسورهای فرابنفش (UV) ممکن است به گونه‌ای خراب شوند که از دست رفتن شعله تشخیص داده نشود. در مواردی که این سنسورها به طور مداوم استفاده می‌شوند، خرابی‌ها می‌توانند توسط یک دتکتور فرابنفش خودبررسی‌کننده (Self-Checking) یا با آزمایش دوره‌ای دتکتور برای اطمینان از عملکرد صحیح، تشخیص داده شوند.

A.8.10.3
شکل A.8.10.3 (بدون مقیاس) نموداری است که توالی رویدادهای لازم برای دستیابی به زمان بسته شدن شیر قطع ایمنی (SSOV) در مدت حداکثر ۵ثانیه پس از از دست رفتن شعله را نشان می‌دهد. شیرهای قطع ایمنی معمولی (SSOV) حداکثر زمان بسته شدن ۱ ثانیه دارند؛ با این حال، برخی شیرهای تأیید شده یا لیست‌شده ممکن است زمان‌های طولانی‌تری داشته باشند.

N A.8.10.5(1)
در مواردی که از سنسورهای شعله مستقل برای تشخیص شعله پایلوت(Pilot) و شعله اصلی (Main Flame) استفاده می‌شود، اطمینان حاصل کنید که شعله پایلوت و شعله اصلی به طور مستقل تشخیص داده می‌شوند. به دلیل دشواری تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی با دو اسکنر فرابنفش (UV)، تشخیص شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) قابل قبول است.

توضیحات کلیدی:

1. سنسورهای فرابنفش (UV Sensors): این سنسورها برای تشخیص شعله استفاده می‌شوند اما ممکن است خراب شوند و از دست رفتن شعله را تشخیص ندهند.
2. خودبررسی (Self-Checking): برخی دتکتورهای فرابنفش قابلیت خودبررسی دارند تا خرابی‌ها را تشخیص دهند.
3. شیر قطع ایمنی (SSOV): این شیرها در صورت از دست رفتن شعله، جریان سوخت را قطع می‌کنند و زمان بسته شدن آنها باید کوتاه باشد (معمولاً ۱ ثانیه، اما حداکثر ۵ ثانیه).
4. تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی: در برخی سیستم‌ها، شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) تشخیص داده می‌شود.

شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا کمتر گسترش می‌یابند، تنها نیاز به یک سنسور شعله برای تشخیص شعله پایلوت و شعله اصلی دارند. یک مشعل خطی (Line Burner)، مشعل لوله‌ای (Pipe Burner) یا مشعل تابشی (Radiant Burner) با شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا بیشتر گسترش می‌یابند، نیاز به دو سنسور شعله دارند: یکی برای تشخیص شعله پایلوت و دیگری برای تشخیص شعله مشعل اصلی در انتهای مجموعه که دورترین نقطه از منبع اشتعال است. دو مثال از آرایش‌های مشعل که به عنوان یک مشعل واحد با یک سیستم ایمنی شعله نصب‌شده در انتهای مجموعه در نظر گرفته می‌شوند، در شکل‌های A.8.10.6(a) وA.8.10.6(b) نشان داده شده‌اند.

A.8.12
در هر جایی که دمای سوخت روغن می‌تواند به زیر سطح ایمن برسد، افزایش ویسکوزیته (گرانروی) از اتمیزه شدن مناسب جلوگیری می‌کند. سوخت‌های روغن شماره ۲ و شماره ۴ می‌توانند در صورت کاهش دما به زیر نقطه ریزش(Pour Point) منجمد شوند، چه از پیش‌گرم‌کننده‌ها استفاده شود و چه نشود. در هر جایی که دمای سوخت روغن به بالاتر از سطح ایمن برسد، تبخیر روغن قبل از اتمیزه شدن اتفاق می‌افتد و باعث کاهش حجم سوخت به اندازه‌ای می‌شود که خاموش‌شدن قابل توجه شعله را ایجاد می‌کند.

A.8.13.1
این واقعیت که روغن یا گاز به عنوان سوخت ذخیره (Standby Fuel) در نظر گرفته می‌شود، نباید الزامات ایمنی مربوط به آن سوخت را کاهش دهد.

A.8.16
نقطه تنظیم دمای اضافی (Excess Temperature Set Point) باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

A.8.16.6
برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۶.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند ارزیابی کنند.

توضیحات کلیدی:

1. سنسورهای شعله: تعداد سنسورهای شعله مورد نیاز به طول شعله و نوع مشعل بستگی دارد.
2. سوخت روغن: دمای سوخت روغن باید در محدوده ایمن نگه داشته شود تا از مشکلاتی مانند افزایش ویسکوزیته یا تبخیر جلوگیری شود.
3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.2Q==

A.8.16.7
اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

A.8.16.8
عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

A.8.16.9
عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

A.8.17.3
نمایش بصری امکان تشخیص خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، را فراهم می‌کند که ممکن است منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۷.۲ نشود. اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) را با مشاهده نشانگر دما ارزیابی کنند. همچنین، قابل قبول است که خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) به یک PLC یا ابزار دیگر به صورت موازی با قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) وارد شود، به شرطی که دقت قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) کاهش نیابد. PLC یا ابزار دیگر می‌تواند برای نظارت، روندیابی و هشدار خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) با مقایسه آن با اندازه‌گیری دمای مستقل، مانند قفل ایمنی دمای عملیاتی، استفاده شود.

A.8.17.4
اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

Δ A.8.17.8
یک کنتاکت کمکی در دستگاه قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند به عنوان قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) استفاده شود، به شرطی که الزامات بخش ۸.۱۷.۲ برآورده شوند.

توضیحات کلیدی:

1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
2. ترموکوپل و سیم‌های گسترش: این اجزا باید برای محیط عملیاتی مناسب باشند تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
3. PLC (Programmable Logic Controller): یک کنترل‌کننده منطقی قابل برنامه‌ریزی که برای نظارت و کنترل فرآیندها استفاده می‌شود.
4. قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد): یک سیستم ایمنی که در صورت رسیدن دما به این حد، اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

Z

قطع برق خودکار یا دستی مدارهای تحت تأثیر به شرح زیر است:
(۱خرابی سیستم (اتصال کوتاه) که توسط حفاظت معمول مدار شاخه‌ای برطرف نشده است (به NFPA 70 مراجعه شود).
(۲دمای اضافی در بخشی از کوره که توسط دستگاه‌های کنترل دمای معمول کاهش نیافته است.
(۳خرابی هر یک از کنترل‌های عملیاتی معمول که چنین خرابی می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.
(۴از دست رفتن برق که می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.

A.8.18.1.5
الزامات بخش ۸.۱۸.۱.۵ ممکن است نیاز به کاهش ظرفیت (دریفت) برخی از اجزای لیست‌شده توسط سازندگان داشته باشد، مانند استفاده برای انواع دیگر خدمات صنعتی، کنترل موتور و همان‌طور که در جدول A.8.18.1.5 نشان داده شده است.

A.8.18.2
نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

A.8.18.2.5
برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۸.۲.۴ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

A.8.18.2.6
اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

توضیحات کلیدی:

1. قطع برق خودکار یا دستی: این اقدامات برای جلوگیری از شرایط ناایمن در سیستم‌های حرارتی و کوره‌ها انجام می‌شود.
2. دمای اضافی: افزایش دمای بیش از حد در کوره می‌تواند خطرناک باشد و باید توسط سیستم‌های کنترل دما مدیریت شود.
3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
5. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.

Z

A.8.18.2.7
عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

A.8.18.2.8
عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

A.8.19
نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

A.8.19.2
قطع جریان سیال انتقال حرارت به کوره می‌تواند با خاموش‌کردن سیستم مرکزی گرمایش سیال یا با بستن شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت در خطوط تأمین و بازگشت کوره انجام شود. اگر از شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت استفاده می‌شود، سیستم مرکزی گرمایش سیال ممکن است نیاز به یک حلقه اضطراری خودکار داشته باشد تا یک بار خنک‌کننده مصنوعی فراهم کند و جریان سیال را از طریق گرم‌کن حفظ کند.

Δ جدول
این بخش احتمالاً به یک جدول اشاره دارد که در ادامه متن آمده است

توضیحات کلیدی:

1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
2. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
3. شیرهای قطع ایمنی سیال انتقال حرارت (Heat Transfer Fluid Safety Shutoff Valves): این شیرها برای قطع جریان سیال انتقال حرارت در شرایط اضطراری استفاده می‌شوند.
4. حلقه اضطراری (Emergency Loop): یک سیستم پشتیبان که در صورت قطع جریان سیال، بار خنک‌کننده مصنوعی ایجاد می‌کند تا از آسیب به سیستم جلوگیری شود.

A.8.19.6
برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۹.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

A.8.19.7
اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

A.8.19.8
عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

A.8.19.9
عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

توضیحات کلیدی:

1. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.
2. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
3. نظارت توسط ابزارهای دیگر: عنصر حسگر دما می‌تواند توسط ابزارهای جانبی نظارت شود، به شرطی که دقت اندازه‌گیری کاهش نیابد.

9k=

نوشته‌های مشابه

  • طراحی سیستم اطفاء حریق گازپایه برای اتاق سرور

    ۶.۱ مشخصات، نقشه‌ها و تأییدیه‌ها

    ۶.۱.۱ مشخصات

    ۶.۱.۱.۱ مشخصات سیستم‌های اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی، باید تحت نظارت فردی تهیه شود که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی این‌گونه سیستم‌ها بوده و با مشورت مرجع ذی‌صلاح انجام گیرد.

    ۶.۱.۱.۲ مشخصات باید شامل تمام موارد مربوط و لازم برای طراحی صحیح سیستم باشد، از جمله تعیین مرجع ذی‌صلاح، تفاوت‌های مجاز نسبت به استاندارد به‌تأیید مرجع ذی‌صلاح، معیارهای طراحی، توالی عملکرد سیستم، نوع و گستره آزمون‌های تأییدی که پس از نصب سیستم باید انجام شود، و الزامات آموزش مالک.

    ۶.۱.۲ نقشه‌های اجرایی

    ۶.۱.۲.۱ نقشه‌های اجرایی و محاسبات باید پیش از شروع نصب یا بازسازی سیستم برای تأیید به مرجع ذی‌صلاح ارائه شوند.

    ۶.۱.۲.۲ نقشه‌های اجرایی و محاسبات باید فقط توسط افرادی تهیه شوند که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی سیستم‌های اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی هستند.

    ۶.۱.۲.۳ هرگونه انحراف از نقشه‌های اجرایی نیاز به کسب اجازه از مرجع ذی‌صلاح دارد.

    ۶.۱.۲.۴ نقشه‌های اجرایی باید با مقیاس مشخص رسم شوند.

    ۶.۱.۲.۵ نقشه‌های اجرایی باید موارد زیر را که مرتبط با طراحی سیستم هستند نشان دهند:
    (۱) نام مالک و ساکن

    طراحی سیستم ۲۰۰۱-۱۹

    (۲) مکان، شامل آدرس خیابانی
    (۳) نقطه قطب‌نما و نمادهای توضیحی
    (۴) مکان و ساختار دیوارها و تقسیمات حفاظتی
    (۵) مکان دیوارهای آتش‌بر
    (۶) برش مقطع enclosure، به صورت دیاگرام کامل یا شماتیک، شامل مکان و ساختار مجموعه‌های کف-سقف ساختمان در بالا و پایین، کف‌های با دسترسی بلند، و سقف‌های معلق
    (۷) نوع عامل مورد استفاده
    (۸) غلظت عامل در کمترین و بالاترین دمایی که enclosure محافظت می‌شود
    (۹) شرح اشغال‌ها و خطراتی که محافظت می‌شوند، مشخص کردن اینکه آیاenclosure معمولاً اشغال شده است یا خیر
    (۱۰) برای enclosure محافظت شده با سیستم اطفاء حریق با گاز پاک، تخمین فشار مثبت حداکثر و فشار منفی حداکثر، نسبت به فشار محیطی، که انتظار می‌رود پس از تخلیه عامل توسعه یابد
    (۱۱) شرح مواجهات اطراف enclosure
    (۱۲) شرح ظروف ذخیره‌سازی عامل مورد استفاده، شامل حجم داخلی، فشار ذخیره‌سازی، و ظرفیت اسمی بیان شده بر اساس واحدهای جرم یا حجم عامل در شرایط استاندارد دما و فشار
    (۱۳) شرح نازل‌ها، شامل اندازه، پورت‌های روزنه‌ای، و مساحت معادل روزنه
    (۱۴) شرح لوله‌ها و اتصالات مورد استفاده، شامل مشخصات مواد، درجه، و رتبه فشار
    (۱۵) شرح سیم یا کابل مورد استفاده، شامل طبقه‌بندی، اندازه [آمریکاییAWG]، شیلدینگ، تعداد رشته‌ها در هادی، ماده هادی، و برنامه کدگذاری رنگ؛ الزامات جداسازی هادی‌های مختلف سیستم؛ و روش مورد نیاز برای ایجاد اتصال‌های سیم
    (۱۶) شرح روش نصب دتکتورها
    (۱۷) برنامه تجهیزات یا فهرست مواد برای هر دستگاه یا وسیله نشان‌دهنده نام دستگاه، سازنده، مدل یا شماره قطعه، تعداد و شرح
    (۱۸) نمای نقشه‌ای از منطقه محافظت‌شده نشان‌دهنده تقسیماتenclosure (تمام و جزئی ارتفاع)، سیستم توزیع عامل، شامل ظروف ذخیره‌سازی عامل، لوله‌ها و نازل‌ها؛ نوع آویز لوله‌ها و نگهدارنده‌های لوله‌های سخت؛ سیستم‌های شناسایی، هشدار و کنترل، شامل تمام دستگاه‌ها و شماتیک اتصالات سیمی بین آن‌ها؛ مکان‌های دستگاه‌های پایان خط؛ مکان دستگاه‌های کنترل‌شده مانند دمپرها و پرده‌ها؛ و مکان علائم آموزشی
    (۱۹) نمای ایزومتریک از سیستم توزیع عامل نشان‌دهنده طول و قطر هر بخش لوله؛ شماره‌های مرجع گره‌ها مربوط به محاسبات جریان؛ اتصالات، شامل کاهنده‌ها، تغییرات، و جهت‌گیری تکیه‌گاه‌ها؛ و نازل‌ها، شامل اندازه، پورت‌های روزنه‌ای، نرخ جریان، و مساحت معادل روزنه
    (۲۰) نقشه مقیاس‌دار از طرح گرافیکی پنل اعلان در صورتی که از سوی مرجع ذی‌صلاح درخواست شده باشد
    (۲۱) جزئیات هر پیکربندی منحصر به فرد از نگهدارنده لوله‌های سخت، نشان‌دهنده روش اتصال به لوله و ساختار ساختمان
    (۲۲) جزئیات روش اتصال ظروف، نشان‌دهنده روش اتصال به ظرف و ساختار ساختمان
    (۲۳) شرح کامل گام به گام توالی عملیات سیستم، شامل عملکرد سوئیچ‌های هشدار و نگهداری، تایمرهای تأخیر، و خاموشی اضطراری برق
    (۲۴) دیاگرام‌های شماتیک سیم‌کشی نقطه به نقطه نشان‌دهنده تمامی اتصالات مدار به پنل کنترل سیستم و پنل گرافیکی اعلان
    (۲۵) دیاگرام‌های شماتیک سیم‌کشی نقطه به نقطه نشان‌دهنده تمامی اتصالات مدار به رله‌های خارجی یا اضافی
    (۲۶) محاسبات کامل برای تعیین حجم enclosure، مقدار عامل پاک، و اندازه باتری‌های پشتیبان؛ روش استفاده‌شده برای تعیین تعداد و مکان دستگاه‌های شناسایی صوتی و بصری؛ و تعداد و مکان دتکتورها
    (۲۷) جزئیات ویژگی‌های خاص
    (۲۸) منطقه شیر فشار اطمینان یا مساحت معادل نشت برای enclosure محافظت‌شده جهت جلوگیری از توسعه اختلاف فشار در مرزهای enclosure که بیش از حد مجاز فشار enclosure مشخص‌شده در هنگام تخلیه سیستم باشد

    ۶.۱.۲.۶ جزئیات سیستم باید شامل اطلاعات و محاسبات در مورد مقدار عامل؛ فشار ذخیره‌سازی ظرف؛ حجم داخلی ظرف؛ مکان، نوع، و نرخ جریان هر نازل، شامل مساحت معادل روزنه؛ مکان، اندازه و طول معادل لوله‌ها، اتصالات و شیلنگ‌ها؛ و مکان و اندازه تأسیسات ذخیره‌سازی باشد.
    ۶.۱.۲.۶.۱ کاهش اندازه لوله و جهت‌گیری تکیه‌گاه‌ها باید مشخص شود.
    ۶.۱.۲.۶.۲ اطلاعات مربوط به مکان و عملکرد دستگاه‌های شناسایی، دستگاه‌های عملیاتی، تجهیزات کمکی، و مدارهای الکتریکی، در صورت استفاده، باید ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۶.۳ دستگاه‌ها و وسایل استفاده‌شده باید شناسایی شوند.
    ۶.۱.۲.۶.۴ هر ویژگی خاص باید توضیح داده شود.
    ۶.۱.۲.۶.۵ سیستم‌های پیش‌مهندسی شده نیازی به مشخص کردن حجم داخلی ظرف، نرخ‌های جریان نازل، طول معادل لوله‌ها، اتصالات و شیلنگ‌ها، یا محاسبات جریان ندارند، زمانی که در محدوده‌های فهرست‌شده خود استفاده می‌شوند.
    ۶.۱.۲.۶.۶ برای سیستم‌های پیش‌مهندسی شده، اطلاعات مورد نیاز توسط دفترچه طراحی سیستم فهرست‌شده باید برای تأیید سیستم بر اساس محدودیت‌های فهرست‌شده به مرجع ذی‌صلاح ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۷ یک دفترچه راهنمای “طبق ساخت” و نگهداری که شامل توالی کامل عملیات و مجموعه کاملی از نقشه‌ها و محاسبات باشد باید در سایت نگهداری شود.
    ۶.۱.۲.۸ محاسبات جریان
    ۶.۱.۲.۸.۱ محاسبات جریان همراه با نقشه‌های اجرایی باید برای تأیید به مرجع ذی‌صلاح ارائه شوند.
    ۶.۱.۲.۸.۲ نسخه برنامه محاسبات جریان باید در چاپ خروجی محاسبات کامپیوتری مشخص شود.
    ۶.۱.۲.۸.۳ زمانی که شرایط میدانی نیاز به تغییرات مادی از نقشه‌های تأیید شده داشته باشد، تغییر باید برای تأیید ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۸.۴ زمانی که تغییرات مادی از نقشه‌های تأیید شده انجام می‌شود، نقشه‌های اصلاح‌شده “طبق ساخت” باید ارائه شوند.

    ۶.۱.۳ تأیید نقشه‌ها

    ۶.۱.۳.۱ نقشه‌ها و محاسبات باید قبل از نصب تأیید شوند.

    ۶.۱.۳.۲ در صورتی که شرایط میدانی نیاز به هرگونه تغییر اساسی از نقشه‌های تأیید شده داشته باشد، تغییر باید قبل از اجرایی شدن برای تأیید ارسال شود.
    ۶.۱.۳.۳ زمانی که چنین تغییرات اساسی از نقشه‌های تأیید شده انجام می‌شود، نقشه‌های اجرایی باید به‌روزرسانی شوند تا سیستم نصب‌شده را به‌طور دقیق نشان دهند.

    ۶.۲ محاسبات جریان سیستم
    ۶.۲.۱ محاسبات جریان سیستم باید با استفاده از روش محاسباتی فهرست‌شده یا تأیید شده توسط مرجع ذی‌صلاح انجام شود.
    ۶.۲.۱.۱ طراحی سیستم باید در محدوده محدودیت‌های فهرست‌شده سازنده باشد.
    ۶.۲.۱.۲ طراحی‌هایی که شامل سیستم‌های پیش‌مهندسی شده هستند، نیازی به ارائه محاسبات جریان مطابق با بند ۶.۱.۲.۸ ندارند، زمانی که در محدوده‌های فهرست‌شده خود استفاده شوند.

    ۶.۲.۲ شیرها و اتصالات باید برای طول معادل بر اساس اندازه لوله یا لوله‌کشی که با آن‌ها استفاده خواهند شد، ارزیابی شوند.
    ۶.۲.۲.۱ طول معادل شیر ظرف باید فهرست شده باشد.
    ۶.۲.۲.۲ طول معادل شیر ظرف باید شامل لوله سیفون، شیر، سر تخلیه و اتصال انعطاف‌پذیر باشد.

    ۶.۲.۳ طول‌های لوله‌کشی و جهت‌گیری اتصالات و نازل‌ها باید مطابق با محدودیت‌های فهرست‌شده سازنده باشد.

    ۶.۲.۴ اگر نصب نهایی از نقشه‌ها و محاسبات تهیه‌شده متفاوت باشد، نقشه‌ها و محاسبات جدید که نصب “طبق ساخت” را نشان دهند باید تهیه شوند

  • الزامات طراحی سیستم اطفاء حریق بصورت کاربرد محلی با گاز دی اکسیدکربن

    1 شرح. سیستم کاربرد محلی باید شامل یک منبع ثابت دی‌اکسید کربن باشد که به‌طور دائم به یک سیستم لوله‌کشی ثابت متصل شده و نازل‌ها به‌گونه‌ای چیده شده باشند که مستقیماً به درون آتش تخلیه شوند.

    6.1.2 کاربردها. سیستم‌های کاربرد محلی باید برای اطفاء حریق‌های سطحی در مایعات قابل اشتعال، گازها و جامدات کم‌عمق استفاده شوند، در شرایطی که خطر محصور نشده باشد یا محفظه با الزامات سیلاب کامل مطابقت نداشته باشد.

    6.1.3 الزامات عمومی. سیستم‌های کاربرد محلی باید مطابق با الزامات مربوطه در فصل‌های قبلی و همچنین الزامات اضافی مشخص‌شده در این فصل، طراحی، نصب، آزمایش و نگهداری شوند.

    6.1.4 الزامات ایمنی.

    6.2 مشخصات خطر.

    6.2.1 گستره خطر. خطر باید به‌گونه‌ای از سایر خطرات یا مواد قابل اشتعال جدا شده باشد که آتش به بیرون از ناحیه محافظت‌شده گسترش نیابد.

    6.2.1.1 کل ناحیه خطر باید تحت حفاظت قرار گیرد.

    6.2.1.2 ناحیه خطر باید شامل تمام مناطقی باشد که با مایعات قابل اشتعال یا پوشش‌های جامد کم‌عمق پوشیده شده‌اند یا ممکن است پوشیده شوند، مانند مناطقی که در معرض نشت، تراوش، چکه کردن، پاشیدن یا میعان هستند.

    6.2.1.3 ناحیه خطر همچنین باید شامل تمام مواد یا تجهیزات مرتبط مانند قطعات تازه پوشش‌داده‌شده، صفحات تخلیه، هودها، کانال‌ها و غیره باشد که می‌توانند باعث گسترش آتش به بیرون یا هدایت آن به داخل ناحیه محافظت‌شده شوند.

    6.2.1.4 مجموعه‌ای از خطرات مرتبط به یکدیگر می‌تواند با تأیید مرجع صلاحیت‌دار به گروه‌ها یا بخش‌های کوچکتری تقسیم شود.

    6.2.1.5 سیستم‌های مربوط به چنین خطراتی باید به گونه‌ای طراحی شوند که در صورت نیاز، حفاظت مستقل و فوری برای گروه‌ها یا بخش‌های مجاور فراهم کنند.

    6.2.2 محل خطر.

    6.2.2.1 خطر می‌تواند در داخل اتاق سرور، به‌صورت نیمه‌پوشیده یا کاملاً در فضای باز قرار داشته باشد.

    6.2.2.2 ضروری است که تخلیه دی‌اکسید کربن به گونه‌ای انجام شود که باد یا جریان‌های شدید هوا موجب کاهش اثربخشی حفاظت نشوند.

    6.3 الزامات مربوط به دی‌اکسید کربن.

    6.3.1 کلیات. مقدار دی‌اکسید کربن مورد نیاز برای سیستم‌های کاربرد محلی باید بر اساس نرخ کلی تخلیه مورد نیاز برای پوشش‌دهی ناحیه یا حجم محافظت‌شده و مدت زمانی که باید تخلیه حفظ شود تا اطفاء کامل انجام گیرد، تعیین شود.

    6.3.1.1 ذخیره‌سازی پرفشار.

    6.3.1.1.1 برای سیستم‌هایی با ذخیره‌سازی پرفشار، مقدار محاسبه‌شده دی‌اکسید کربن باید ۴۰ درصد افزایش یابد تا ظرفیت نامی سیلندرهای ذخیره‌سازی تعیین شود، زیرا تنها بخش مایع در فرآیند تخلیه مؤثر است.

    6.3.1.1.2 این افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی سیلندر برای بخش سیلاب کامل در سیستم‌های ترکیبی کاربرد محلی سیلاب کاملالزامی نیست.

    6.3.1.2 مقدار دی‌اکسید کربن موجود در ذخیره باید به اندازه‌ای افزایش یابد که بخار شدن مایع در حین خنک‌سازی لوله‌ها را جبران کند.

    6.3.2 نرخ تخلیه. نرخ تخلیه نازل‌ها باید با استفاده از روش سطحی طبق بخش 6.4 یا روش حجمی طبق بخش 6.5 تعیین شود.

    6.3.2.1 نرخ کلی تخلیه سیستم باید برابر با مجموع نرخ‌های تخلیه تک‌تک نازل‌ها یا تجهیزات تخلیه استفاده‌شده در سیستم باشد.

    6.3.2.2 برای سیستم‌های کم‌فشار، اگر بخشی از ناحیه خطر قرار است با سیلاب کامل محافظت شود، نرخ تخلیه آن بخش باید به‌گونه‌ای باشد که غلظت مورد نیاز را در مدت‌زمانی برابر یا کمتر از زمان تخلیه بخش کاربرد محلی تأمین کند.

    6.3.2.3 برای سیستم‌های پرفشار، اگر بخشی از ناحیه خطر قرار است با سیلاب کامل محافظت شود، نرخ تخلیه برای آن بخش باید با تقسیم مقدار مورد نیاز برای سیلاب کامل بر ضریب 1.4 و مدت‌زمان تخلیه کاربرد محلی به دقیقه، طبق معادله زیر، محاسبه شود:

    AAAAAElFTkSuQmCC

    جایی که:

    Qₜₒₜ = نرخ جریان برای بخش سیلاب کامل [پوند/دقیقه (کیلوگرم/دقیقه)]
    Wₜₒₜ = مقدار کل دی‌اکسید کربن برای بخش سیلاب کامل [پوند (کیلوگرم)]
    t = زمان تخلیه مایع برای بخش کاربرد محلی (دقیقه)

    6.3.3 مدت‌زمان تخلیه.

    6.3.3.1 حداقل زمان تخلیه مایع از تمام نازل‌ها باید ۳۰ ثانیه باشد.

    6.3.3.2 تمام نازل‌های کاربرد محلی که یک خطر واحد را محافظت می‌کنند باید به‌صورت همزمان برای مدتی که کمتر از حداقل زمان تخلیه مایع نباشد، مایع را تخلیه کنند.

    6.3.3.3 زمان حداقل باید برای جبران شرایط خطری که به دوره خنک‌سازی طولانی‌تری برای اطمینان از اطفاء کامل نیاز دارد، افزایش یابد.

    6.3.3.4 در صورتی که احتمال دارد فلز یا مواد دیگر به دمایی بالاتر از دمای اشتعال سوخت برسند، زمان مؤثر تخلیه باید افزایش یابد تا مدت زمان کافی برای خنک‌سازی فراهم شود.

    6.3.3.5 اگر سوخت دارای نقطه خوداشتغالی پایین‌تر از نقطه جوش باشد، مانند موم پارافین و روغن‌های پخت‌وپز، زمان مؤثر تخلیه باید افزایش یابد تا امکان خنک‌سازی سوخت و جلوگیری از آتش‌گیری مجدد فراهم شود.

    6.3.3.5.1 حداقل زمان تخلیه مایع باید ۳ دقیقه باشد.

    6.4 روش نرخ به‌ازای مساحت.

    6.4.1 کلیات. روش طراحی سیستم بر اساس مساحت باید در مواردی استفاده شود که خطر آتش‌سوزی عمدتاً شامل سطوح صاف یا اشیاء کم‌ارتفاع مرتبط با سطوح افقی باشد.

    6.4.1.1 طراحی سیستم باید بر اساس داده‌های فهرست‌شده یا مورد تأیید برای نازل‌های منفرد باشد.

    6.4.1.2 استفاده از این داده‌ها در مقادیر بالاتر یا پایین‌تر از حدود تعیین‌شده مجاز نیست.

    6.4.2 نرخ تخلیه نازل. نرخ طراحی تخلیه از طریق نازل‌های منفرد باید بر اساس موقعیت یا فاصله پاشش مطابق با تأییدیه‌ها یا فهرست‌های مشخص تعیین شود.

    6.4.2.1 نرخ تخلیه برای نازل‌های نوع سقفی باید صرفاً بر اساس فاصله از سطحی که هر نازل از آن محافظت می‌کند، تعیین شود.

    6.4.2.2 نرخ تخلیه برای نازل‌های کنار مخزن باید صرفاً بر اساس پرتاب یا فاصله مورد نیاز برای پوشش سطح مورد محافظت توسط هر نازل تعیین شود.

    6.4.3 مساحت به‌ازای هر نازل. حداکثر مساحتی که توسط هر نازل محافظت می‌شود باید بر اساس موقعیت یا فاصله پاشش و نرخ طراحی تخلیه، مطابق با تأییدیه‌ها یا فهرست‌های مشخص تعیین شود.

    6.4.3.1 همان عواملی که برای تعیین نرخ طراحی تخلیه استفاده شده‌اند باید برای تعیین حداکثر مساحت محافظت‌شده توسط هر نازل نیز استفاده شوند.

    6.4.3.2 بخش خطر تحت حفاظت نازل‌های نوع سقفی منفرد باید به‌عنوان یک ناحیه مربعی در نظر گرفته شود.

    6.4.3.3 بخش خطر تحت حفاظت نازل‌های کنار مخزن یا خطی منفرد باید مطابق با محدودیت‌های فاصله‌گذاری و تخلیه در تأییدیه‌ها یا فهرست‌های مشخص، به‌صورت ناحیه‌ای مستطیلی یا مربعی در نظر گرفته شود.

    6.4.3.4 هنگامی که غلتک‌های پوشش‌داده‌شده یا اشکال نامنظم مشابه قرار است محافظت شوند، مساحت خیس‌شده پیش‌بینی‌شده باید برای تعیین پوشش نازل استفاده شود.

    6.4.3.5 در مواردی که سطوح پوشش‌داده‌شده باید محافظت شوند، مساحت به‌ازای هر نازل می‌تواند تا حداکثر ۴۰ درصد بیشتر از مقادیر مشخص‌شده در تأییدیه‌ها یا فهرست‌ها افزایش یابد.

    6.4.3.5.1 سطوح پوشش‌داده‌شده به سطوحی اطلاق می‌شود که برای تخلیه طراحی شده‌اند و به‌گونه‌ای ساخته و نگهداری می‌شوند که تجمع مایع در سطحی بیش از ۱۰ درصد از ناحیه محافظت‌شده رخ ندهد.

    6.4.3.5.2 بند 6.4.3.5 در مواردی که باقیمانده مواد به‌صورت سنگین تجمع یافته باشد، اعمال نمی‌شود. (به 6.1.2 مراجعه شود.)

    6.4.3.6 در مواردی که نازل‌های کاربرد محلی برای محافظت از عرض دهانه‌هایی استفاده می‌شوند که در بندهای 5.2.1.4 و 5.2.1.5 تعریف شده‌اند، مساحت به‌ازای هر نازل طبق تأییدیه خاص می‌تواند تا حداکثر ۲۰ درصد افزایش یابد.

    6.4.3.7 در مواردی که آتش‌سوزی‌های مایعات قابل اشتعال با لایه عمیق قرار است محافظت شوند، باید حداقل فضای آزاد(freeboard) به اندازه 6 اینچ (152 میلی‌متر) در نظر گرفته شود، مگر اینکه در تأییدیه یا فهرست نازل به شکل دیگری ذکر شده باشد.

    6.4.4 موقعیت و تعداد نازل‌ها. تعداد کافی از نازل‌ها باید برای پوشش کامل ناحیه خطر بر اساس واحدهای سطحی محافظت‌شده توسط هر نازل استفاده شود.

    6.4.4.1 نازل‌های کنار مخزن یا خطی باید مطابق با محدودیت‌های فاصله‌گذاری و نرخ تخلیه مشخص‌شده در تأییدیه‌ها یا فهرست‌های خاص نصب شوند.

    6.4.4.2 نازل‌های نوع سقفی باید عمود بر ناحیه خطر نصب شده و در مرکز ناحیه تحت حفاظت آن نازل قرار گیرند.

    6.4.4.2.1 نصب نازل‌های نوع سقفی با زاویه‌ای بین ۴۵ درجه تا ۹۰ درجه نسبت به سطح ناحیه خطر، مطابق با بند 6.4.4.3 نیز مجاز است.

    6.4.4.2.2 ارتفاعی که برای تعیین نرخ جریان مورد نیاز و پوشش سطح استفاده می‌شود باید فاصله از نقطه هدف روی سطح محافظت‌شده تا سطح جلویی نازل، در امتداد محور نازل، باشد.

    6.4.4.3 نصب نازل با زاویه.

    6.4.4.3.1 زمانی که نازل‌ها با زاویه نصب می‌شوند، باید به نقطه‌ای هدف‌گیری شوند که از سمت نزدیک ناحیه تحت حفاظت توسط نازل اندازه‌گیری شده باشد.

    6.4.4.3.2 این موقعیت باید با ضرب عامل هدف‌گیری کسری موجود در جدول 6.4.4.3.2 در عرض ناحیه تحت حفاظت توسط نازل، محاسبه شود.

    2Q==

    6.4.4.4 اسپرینکلرها باید به‌گونه‌ای نصب شوند که از هرگونه مانعی که ممکن است باعث اختلال در پاشش دی‌اکسید کربن شود، دور باشند.

    6.4.4.5* اسپرینکلرها باید به‌گونه‌ای نصب شوند که اتمسفر اطفاء حریق را بر روی مواد پوشش‌داده‌شده‌ای که بالاتر از سطح محافظت‌شده قرار دارند، ایجاد کنند.

    6.4.4.6 تأثیرات احتمالی جریان هوا، باد و جریان‌های اجباری باید با محل قرارگیری اسپرینکلرها یا افزودن اسپرینکلرهای اضافی برای محافظت از نواحی بیرونی خطر جبران شود.

    6.5 روش بر اساس حجم

    6.5.1* کلیات. روش طراحی سامانه بر اساس حجم زمانی استفاده می‌شود که خطر آتش‌سوزی شامل اشیای سه‌بعدی و نامنظمی باشد که به‌راحتی قابل تبدیل به سطوح معادل نیستند.

    6.5.2 محفظه فرضی. نرخ کل تخلیه سامانه باید بر اساس حجم یک محفظه فرضی که به‌طور کامل خطر را در بر می‌گیرد، تعیین شود.

    6.5.2.1 این محفظه فرضی باید بر پایه یک کف بسته واقعی باشد، مگر اینکه تمهیدات خاصی برای شرایط کف در نظر گرفته شده باشد.

    6.5.2.2 دیواره‌ها و سقف محفظه فرضی باید حداقل ۲ فوت (۰٫۶متر) از خطر اصلی فاصله داشته باشند، مگر اینکه دیواره‌های واقعی وجود داشته باشند، و این محفظه باید تمام نواحی احتمال نشت، پاشش یا ریختن مواد را پوشش دهد.

    6.5.2.3 هیچ‌گونه کاهشی در محاسبه حجم برای اشیای جامد موجود در داخل این فضا نباید اعمال شود.

    6.5.2.4 حداقل بُعد ۴ فوت (۱٫۲ متر) باید در محاسبه حجم محفظه فرضی لحاظ شود.

    6.5.2.5 اگر خطر در معرض باد یا جریان‌های اجباری قرار دارد، حجم فرضی باید به اندازه‌ای افزایش یابد که زیان‌های سمت بادگیر جبران شود.

    6.5.3 نرخ تخلیه سامانه

    6.5.3.1 نرخ کل تخلیه برای سامانه پایه باید معادل ۱ پوند در دقیقه بر فوت مکعب (۱۶ کیلوگرم در دقیقه بر متر مکعب) از حجم فرضی باشد.

    6.5.3.2* اگر محفظه فرضی دارای کف بسته بوده و بخشی از آن با دیواره‌های دائمی و پیوسته‌ای که حداقل ۲ فوت (۰٫۶ متر) بالاتر از خطر قرار دارند (در شرایطی که دیواره‌ها به‌طور معمول بخشی از خطر نباشند) تعریف شده باشد، نرخ تخلیه می‌تواند به‌صورت متناسب کاهش یابد، به شرطی که این کاهش از ۰٫۲۵پوند در دقیقه بر فوت مکعب (۴ کیلوگرم در دقیقه بر متر مکعب) برای دیواره‌های واقعی که محفظه را کاملاً احاطه کرده‌اند، کمتر نباشد.

    6.5.4 محل و تعداد اسپرینکلرها. تعداد کافی از اسپرینکلرها باید بر اساس نرخ تخلیه سامانه و حجم فرضی برای پوشش کامل حجم خطر استفاده شود.

    6.5.4.1 اسپرینکلرها باید به‌گونه‌ای قرار داده و هدایت شوند که با همکاری بین اسپرینکلرها و اشیای داخل حجم خطر، گاز دی‌اکسید کربن در داخل فضای خطر باقی بماند.

    6.5.4.2 اسپرینکلرها باید به‌گونه‌ای نصب شوند که تأثیرات احتمالی جریان هوا، باد یا جریان‌های اجباری جبران شود.

    6.5.4.3 نرخ طراحی تخلیه از طریق اسپرینکلرهای منفرد باید بر اساس محل نصب یا فاصله پرتاب، مطابق با تأییدیه‌ها یا فهرست‌های خاص مربوط به آتش‌سوزی‌های سطحی تعیین شود.

    6.6 سیستم توزیع
    6.6.1 کلیات. سامانه باید به‌گونه‌ای طراحی شود که تخلیه مؤثر دی‌اکسید کربن را به‌سرعت و پیش از آنکه مقادیر زیادی گرما توسط مواد داخل اتاق سرور جذب شود، فراهم کند.
    6.6.1.1 منبع دی‌اکسید کربن باید تا حد ممکن نزدیک به اتاق سرور قرار گیرد، اما در معرض آتش نباشد، و مسیر لوله‌کشی نیز باید تا حد امکان مستقیم و با حداقل پیچ‌وخم باشد تا دی‌اکسید کربن به‌سرعت به محل آتش برسد.
    6.6.1.2 سامانه باید برای عملکرد خودکار طراحی شود، مگر اینکه مقامات ذی‌صلاح اجازه عملکرد دستی را صادر کرده باشند.

    6.6.2* سامانه‌های لوله‌کشی. لوله‌کشی باید طبق بند 4.7.5 طراحی شود تا نرخ مورد نیاز تخلیه را در هر اسپرینکلر تأمین کند.

    6.6.3 اسپرینکلرهای تخلیه. اسپرینکلرهای مورد استفاده باید برای نرخ تخلیه، برد مؤثر، و الگوی یا محدوده پوشش تأیید شده یا دارای لیست معتبر باشند.
    6.6.3.1 اندازه معادل اوریفیس استفاده شده در هر اسپرینکلر باید مطابق با بند 4.7.5 برای تطابق با نرخ طراحی تخلیه تعیین شود.
    6.6.3.2 اسپرینکلرها باید با دقت و طبق نیازهای طراحی سامانه، مطابق با بخش‌های 6.4 و 6.5، نصب و جهت‌دهی شوند.

  • دتکتور حرارتی خطی آنالوگ یا قابل استفاده مجدد چیست

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.18 AM

    کابل دتکتور حرارتی خطی آنالوگ قابل ریست l که دارای روکش پلی‌اتیلن مقاوم در برابر شعله (FRPE) است، برای تشخیص زودهنگام شرایط حریق و داغ‌شدگی در موقعیت‌هایی طراحی شده است که سایر روش‌های تشخیص به‌دلیل شرایط محیطی یا هزینه‌های بالا قابل استفاده نیستند.

    طول‌های گسترده‌ای از کابل دتکتور حرارتی خطی آنالوگ قابل ریست (LHDC) می‌توانند به‌صورت یک منطقه نصب شوند و قابلیت فعال‌سازی آلارم در صورت وجود نقاط داغ (Hot Spot) در بخش‌های بسیار کوچکی از کابل را داشته باشند.

    دتکتور حرارتی خطی در طیف وسیعی از کاربردها قابل استفاده است، اما به‌ویژه برای شرایط محیطی سخت، محدودیت دسترسی فیزیکی یا خطرناک به منطقه تحت حفاظت، و یا نیاز به نصب مقرون‌به‌صرفه در مجاورت خطرات مناسب است.

    ویژگی‌های اصلی دتکتور حرارتی خطی  عبارت‌اند از:

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.19 AM

    • تشخیص زودهنگام خطرات در دماهایی بسیار کمتر از نقطه شعله‌وری
    • تولید دود کم و بدون هالوژن (LS0H)
    • ساختار مقاوم برای استفاده در محیط‌های سخت
    • نصب آسان با گزینه‌های متنوع برای نصب
    • سازگار با بسیاری از مانیتورهای منطقه‌ای و تجهیزات کنترلی موجود
    • قابلیت بازیابی و ریست‌پذیر (قابل تست) برخلاف دتکتور حرارتی خطی دیجیتال

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.19 AM1

    • قابلیت پیکربندی ایمنی ذاتی برای مناطق خطرناک
    • تطابق با استانداردهای صنعتی (مانند CEGB GDCD-187)
    • طیف گسترده‌ای از کاربردهای اثبات‌شده

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.20 AM

    اصول عملکرد

    دتکتور حرارتی خطی کابلی هم‌محور است که شامل یک رسانای مرکزی از جنس فولاد با روکش مس، یک لایه عایق داخلی (دی‌الکتریک)، یک لایه بافت مسی قلع‌زده، و یک غلاف محافظ بیرونی است.

    مکانیسم اصلی تشخیص حرارت (حریق) بر اساس مقاومت دی‌الکتریک است که بین رسانای مرکزی و لایه بافت مسی مانیتور می‌شود و دارای ضریب دمایی منفی (NTC) است.

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.20 AM1

    این ویژگی NTC تابعی لگاریتمی است، بنابراین مقاومت در دماهای محیطی نرمال بیشتر از دماهای غیرعادی هشداردهنده خواهد بود.

    ویژگی‌های دیگری مانند اثرات خازنی نیز در کابل دیده می‌شود. این کابل باید همراه با ماژول‌های مانیتورینگ مناسب استفاده شود.

    در صورت پیکربندی صحیح، می‌توان طول‌های زیادی از دتکتور را نصب کرد و همچنان قابلیت تشخیص نقاط داغ در بخش‌های کوچکی از کابل حفظ می‌شود.

    رجوع شود به:
    «ویژگی‌ها به عنوان کابل تشخیص آتش»

    کاربردها

    دتکتور حرارتی خطی همراه با یک واحد پایانی عملکردی (EOL Terminator) و یک ماژول رابط LHDC یا پنل کنترلی مجهز به کانال رابط مناسب استفاده می‌شود.

    دتکتور حرارتی خطی می‌تواند از طریق مانع‌های ایمنی ذاتی (Zener Barrier) در مناطق خطرناک نصب شود. همچنین، زمانی‌که منطقه حفاظت‌شده از تجهیزات مانیتورینگ دور باشد، می‌توان از کابل‌های رابط استفاده کرد. (برای نوع توصیه‌شده با شرکت اسپین الکتریک تماس بگیرید.)

    دتکتور حرارتی خطی بسیار انعطاف‌پذیر است، هم می‌تواند جایگزین دتکتورهای نقطه‌ای در حفاظت ناحیه‌ای شود و هم به آسانی در نزدیکی خطرات مورد پایش نصب گردد.

    این دتکتور به‌ویژه در کاربردهایی مناسب است که شرایط محیطی سخت استفاده از سایر روش‌های تشخیص را ناممکن می‌سازد.

    نیاز پایین به تعمیر و نگهداری این دتکتور، آن را به راه‌حلی منحصر‌به‌فرد برای شناسایی حریق در مناطقی با محدودیت دسترسی به‌دلیل موانع فیزیکی یا خطرات بهداشتی برای افراد تبدیل کرده است.

    کاربردهای رایج:

    • تونل‌ها، کانال‌ها و سقف‌های کاذب
    • پله‌های برقی و مسیرهای متحرک
    • مخازن ذخیره‌سازی پتروشیمی
    • سالن‌های رنگ و اتاقک‌های اسپری
    • نقاله‌ها – زغال‌سنگ، چوب، گوگرد و…
    • فضاهای سقفی و زیرشیروانی
    • مسیرهای تونل‌های جاده‌ای و ریلی و حوضچه‌ها
    • مناطق تأسیسات نیروگاه هسته‌ای
    • انبارهای سرد و سردخانه‌ها
    • تابلوهای کنترل و کلیدهای برق
    • قفسه‌های مرتفع انبارها
    • سکوهای نفتی دریایی
    • هودهای آزمایشگاهی و محفظه‌های دستکش‌دار
    • سیلوهای غلات و انبارهای کشاورزی
    • محفظه‌های موتور خودروهای جاده‌ای / ریلی
    • نشت بخار و خطاهای گرمایش ردیابی‌شده
    • خطوط تولید – فلنج‌ها، شیرآلات و پمپ‌ها
    • فضاهای زیرکفی اتاق‌های کامپیوتر

    ویژگی‌ها به عنوان کابل تشخیص آتش

    در استفاده از این نوع دتکتور دو جنبه اصلی برای هر کاربرد خاص باید در نظر گرفته شود:

    • طول کل کابل (منطقه) مورد استفاده و دماهای محیطی نرمالی که کابل بدون فعال شدن هشدار می‌تواند تحمل کند
    • نقطه‌ای که در آن، در صورت افزایش دمای غیرعادی در بخشی (یا تمام) کابل، هشدار فعال می‌شود

    ماژول‌های رابط LHDC دارای تنظیمات حساسیت و آستانه فعال‌سازی هستند. نمودارها سه تنظیم معمول را نشان می‌دهند و بدترین شرایط ممکن و تلرانس تولید LHDC را در نظر می‌گیرند.

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.21 AM

    همچنین به مثال ارائه‌شده رجوع شود.

    مثال

    این مثال نشان می‌دهد که چگونه ۳۰۰ متر کابل دتکتور حرارتی خطی همراه با یک ماژول رابط با نقطه تنظیم ۳ ولت استفاده شده است.

    • نمودار پایین نشان می‌دهد که کل منطقه تا دمای محیطی ۵۳ درجه سانتی‌گراد را بدون فعال شدن هشدار تحمل می‌کند.
    • نمودار بالا نشان می‌دهد که یک بخش ۱۰ متری از منطقه در دمای حدود ۱۱۸ درجه سانتی‌گراد باعث فعال شدن هشدار می‌شود. منطقه ۳۰۰ متری در دمای ۶۵ درجه سانتی‌گراد هشدار می‌دهد.
    • حاشیه ایمنی و تلرانس در منحنی‌ها اعمال شده‌اند. در عمل، تحمل ممکن است بیشتر از ۵۳ درجه باشد. همچنین، نمودار تشخیص فرض می‌کند که باقی کابل منطقه در دمای بسیار پایین‌تری قرار دارد. در شرایط محیطی نرمال، آستانه هشدار کمتر از ۱۱۸ درجه خواهد بود.

    عملکرد دو مرحله‌ای

    اطلاعات صفحه قبل، ویژگی «فعال‌سازی» دتکتور حرارتی خطی را برای یک «نقطه تنظیم» توضیح می‌دهد.

    .  شرکت اسپین الکتریک ماژول‌های رابطی ارائه می‌دهد که دارای دو نقطه تنظیم قابل تنظیم هستند، بنابراین عملکرد دو مرحله‌ای یا پیش‌هشدار را فراهم می‌کنند.

    عملکرد دو مرحله‌ای – تأیید فعال‌سازی – پیش‌هشدار

    یکی از مزایای منحصر‌به‌فرد دتکتور حرارتی خطی آنالوگ قابل ریست .  شرکت اسپین الکتریک این است که می‌توان وضعیت‌های غیرعادی متغیر را به‌صورت پیوسته پایش کرد.  شرکت اسپین الکتریک ماژول‌هایی ارائه می‌دهد که دارای دو سطح فعال‌سازی قابل تنظیم هستند. این ماژول‌ها کلید راه‌اندازی سیستم‌هایی هستند که نیاز به تأیید شرایط آتش‌سوزی قبل از انجام اقدامات خودکار مانند اطفای حریق یا خاموشی دارند. این ویژگی همچنین در سیستم‌های اعلام حریق آدرس‌پذیر هوشمند که دارای اعلان پیش‌هشدار هستند بسیار مفید است.

    مشخصات پایه

    • قطر کلی: ۳.۳ میلی‌متر ±۱۰٪
    • رنگ: قرمز
    • غلاف بیرونی: پلی‌اتیلن مقاوم در برابر شعله (FRPE)
    • بافت: سیم مسی قلع‌زده
    • دی‌الکتریک داخلی: سفید
    • رسانای مرکزی: فولاد با روکش مس
    • استحکام کششی: ۲۰۰ نیوتن

    WhatsApp Image 2025 09 14 at 9.31.21 AM1

    دتکتور حرارتی خطی با حفاظت اضافه – مقاوم‌سازی‌شده

    ساختار اصلی دتکتور حرارتی خطی LS0H بسیار مقاوم است و برای تقریباً تمام کاربردها از جمله تأسیسات پتروشیمی مناسب است.

    با این حال، برخی محیط‌ها و/یا مشخصات پروژه ممکن است به حفاظت تقویت‌شده برای دتکتور حرارتی خطی نیاز داشته باشند.

    انواع خاصی از این دتکتور که در انبار نگهداری می‌شود شامل مدل‌هایی با بافت فولاد ضدزنگ هستند.

    پیکربندی سیستم و سازگاری تجهیزات

    دتکتور حرارتی خطی با بسیاری از تجهیزات و نصب‌های موجود سازگار است.  شرکت اسپین الکتریک آماده ارائه مشاوره در مورد مناسب بودن این دتکتور به‌عنوان جایگزین برای سیستم‌های موجود می‌باشد.

    دتکتور حرارتی خطی را می‌توان در مناطق خطرناک با استفاده از مانع ایمنی ذاتی مناسب نصب کرد.

  • دتکتورهای تشخیص آتش مبتنی بر انرژی تابشی در استاندارد NFPA72

    A.17.8.2 اصول عملکرد دتکتورهای شعله

    (1) حسگرهای شعله. حسگرهای شعله فرابنفش معمولاً از یک لوله گایگر-مولر فوتودیود خلاء برای تشخیص شعله استفاده می‌کنند.

    9k=

    این حسگرها همچنین تابش فرابنفش تولید شده توسط شعله را تشخیص می‌دهند. فوتودیود اجازه می‌دهد تا یک جریان ناگهانی برای هر فوتون فرابنفشی که به ناحیه فعال لوله برخورد می‌کند، جاری شود. هنگامی که تعداد جریان‌های ناگهانی در واحد زمان به سطح از پیش تعیین‌شده‌ای برسد، حسگر هشدار را فعال می‌کند. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با طول‌موج واحد از یکی از چندین نوع فوتوسل برای تشخیص تابش مادون‌قرمز در یک باند طول‌موج واحد که توسط شعله تولید می‌شود، استفاده می‌کند. این حسگرها معمولاً شامل تمهیداتی برای کاهش هشدارهای ناشی از منابع رایج مادون‌قرمز مانند نور لامپ‌های رشته‌ای یا نور خورشید هستند. یک حسگر شعله فرابنفش/مادون‌قرمز (UV/IR) تابش فرابنفش را با استفاده از یک لوله فوتودیود خلاء و یک طول‌موج انتخابی از تابش مادون‌قرمز را با استفاده از یک فوتوسل تشخیص می‌دهد.

    یک سیگنال هشدار می‌تواند فعال شود. یک حسگر شعله مادون‌قرمز با چند طول‌موج (IR/IR) تابش را در دو یا چند باند باریک از طول‌موج‌ها در طیف مادون‌قرمز تشخیص می‌دهد. این حسگرها به صورت الکترونیکی تابش‌ها را بین باندها مقایسه کرده و در صورتی که رابطه بین دو باند نشان‌دهنده آتش باشد، یک سیگنال فعال می‌کنند.

    9k=

    (2) حسگرهای جرقه/ذغال. یک حسگر جرقه/ذغال معمولاً از یک فوتودیود حالت جامد یا فوتوترانزیستور برای تشخیص انرژی تابشی ساطع شده از ذغال‌ها استفاده می‌کند که معمولاً بین ۰.۵میکرون تا ۲.۰ میکرون در محیط‌های معمولاً تاریک است. این حسگرها می‌توانند بسیار حساس (در حد میکرووات) ساخته شوند و زمان پاسخ‌دهی آنها می‌تواند بسیار کوتاه (در حد میکروثانیه) باشد.

    A.17.8.2.1 انرژی تابشی ساطع شده از یک شعله یا جرقه/ذغال شامل تابش‌هایی در باندهای مختلف طیف فرابنفش، مرئی و مادون‌قرمز است. مقدار نسبی تابش ساطع شده در هر بخش از طیف توسط شیمی سوخت، دما و سرعت احتراق تعیین می‌شود. حسگر باید با ویژگی‌های آتش تطبیق داده شود.

    Z

    تقریباً تمام موادی که در احتراق شعله‌ور شرکت می‌کنند، تا حدی در طول احتراق شعله‌ور تابش فرابنفش ساطع می‌کنند، در حالی که فقط سوخت‌های حاوی کربن تابش قابل توجهی در باند ۴.۳۵میکرون (دی‌اکسید کربن) که توسط بسیاری از انواع حسگرها برای تشخیص شعله استفاده می‌شود، ساطع می‌کنند.به شکلA.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    Z

    انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً توسط دمای سوخت (تابش بر اساس قانون پلانک) و گسیل‌پذیری سوخت تعیین می‌شود. انرژی تابشی ساطع شده از یک ذغال عمدتاً در محدوده مادون‌قرمز و به میزان کم‌تری در محدوده مرئی است. به طور کلی، ذغال‌ها تا زمانی که به دمای ۳۲۴۰ درجه فارنهایت (۱۷۲۷ درجه سانتی‌گراد یا ۲۰۰۰ کلوین) برسند، انرژی فرابنفش را به مقدار قابل توجهی (۰.۱ درصد از کل تابش) ساطع نمی‌کنند. در بیشتر موارد، تابش‌ها در محدوده ۰.۸ میکرون تا ۲.۰ میکرون قرار می‌گیرند که مربوط به دماهای تقریبی ۷۵۰ درجه فارنهایت تا ۱۸۳۰ درجه فارنهایت (۳۹۸ درجه سانتی‌گراد تا ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) است.

    بیشتر حسگرهای انرژی تابشی دارای نوعی مدار تأیید درون خود هستند که از زمان برای کمک به تشخیص بین سیگنال‌های گذرا و نادرست و هشدارهای واقعی آتش استفاده می‌کنند. این مدارها در مواردی که سناریوی آتش مورد انتظار و توانایی حسگر برای پاسخ به آن آتش مورد انتظار در نظر گرفته می‌شود، بسیار مهم می‌شوند. به عنوان مثال، یک حسگر که از یک مدار انتگرال‌گیر یا زمان‌بندی برای پاسخ به نور سوسو‌زننده یک آتش استفاده می‌کند، ممکن است به خوبی به یک انفجار ناشی از اشتعال بخارات و گازهای قابل اشتعال تجمع‌یافته یا در مواردی که آتش یک جرقه است که با سرعت تا ۳۲۸ فوت بر ثانیه (۱۰۰ متر بر ثانیه) از مقابل حسگر عبور می‌کند، پاسخ ندهد. در این شرایط، یک حسگر با قابلیت پاسخ‌دهی سریع بسیار مناسب است. از طرف دیگر، در کاربردهایی که توسعه آتش کندتر است، یک حسگر که از زمان برای تأیید سیگنال‌های تکراری استفاده می‌کند، مناسب است. در نتیجه، نرخ رشد آتش باید در انتخاب حسگر در نظر گرفته شود. عملکرد حسگر باید به گونه‌ای انتخاب شود که به آتش مورد انتظار پاسخ دهد.

    تابش‌های انرژی تنها معیار مورد توجه نیستند. محیط بین آتش مورد انتظار و حسگر نیز بسیار مهم است. طول‌موج‌های مختلف انرژی تابشی با درجات مختلفی از کارایی توسط موادی که در هوا معلق هستند یا روی سطوح نوری حسگر تجمع می‌کنند، جذب می‌شوند. به طور کلی، آئروسل‌ها و رسوبات سطحی حساسیت حسگر را کاهش می‌دهند. تشخیص فناوری مورد استفاده باید آئروسل‌ها و رسوبات سطحی که به طور معمول اتفاق می‌افتند را در نظر بگیرد تا کاهش پاسخ سیستم بین فواصل تعمیر و نگهداری به حداقل برسد. لازم به ذکر است که دود ناشی از احتراق تقطیرات نفتی با فراکسیون‌های متوسط و سنگین، به شدت در انتهای طیف فرابنفش جذب‌کننده است. اگر از این نوع تشخیص استفاده می‌شود، سیستم باید به گونه‌ای طراحی شود که اثر تداخلی دود بر پاسخ سیستم تشخیص را به حداقل برساند.

    Z

    محیط و شرایط محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه تحت حفاظت، بر انتخاب حسگر تأثیر می‌گذارد. همه حسگرها محدودیت‌هایی در محدوده دمای محیطی دارند که در آن محدوده، مطابق با حساسیت‌های آزمایش‌شده یا تأیید‌شده خود پاسخ می‌دهند. طراح باید اطمینان حاصل کند که حسگر با محدوده دمای محیطی پیش‌بینی‌شده در منطقه‌ای که نصب می‌شود، سازگار است. علاوه بر این، باران، برف و یخ هر دو تابش فرابنفش و مادون‌قرمز را به درجات مختلف تضعیف می‌کنند. در مواردی که این شرایط پیش‌بینی می‌شود، باید تمهیداتی برای محافظت از حسگر در برابر تجمع این مواد روی سطوح نوری آن در نظر گرفته شود.

    A.17.8.2.2 تابش‌های انرژی طبیعی که از آتش ناشی نمی‌شوند، ممکن است در منطقه خطر وجود داشته باشند. هنگام انتخاب حسگر برای یک منطقه، سایر منابع احتمالی تابش انرژی باید ارزیابی شوند. برای اطلاعات بیشتر به A.17.8.2.1 مراجعه کنید.

    A.17.8.3.1.1 همه حسگرهای نوری بر اساس معادله نظری زیر پاسخ می‌دهند:

    Z

    که در آن:

    S = توان تابشی که به حسگر می‌رسد
    k = ثابت تناسب برای حسگر
    P = توان تابشی ساطع‌شده توسط آتش
    e = پایه لگاریتم نپر (۲.۷۱۸۳)
    ζ = ضریب تضعیف هوا
    d = فاصله بین آتش و حسگر

    2Q==

    حساسیت (S) معمولاً بر حسب نانووات اندازه‌گیری می‌شود. این معادله منحنی‌هایی مشابه منحنی نشان‌داده‌شده در شکلA.17.8.3.1.1 را تولید می‌کند.
    این منحنی حداکثر فاصله‌ای را تعریف می‌کند که در آن حسگر به طور مداوم آتش با اندازه و سوخت مشخصی را تشخیص می‌دهد. حسگرها باید فقط در ناحیه سایه‌دار بالای منحنی استفاده شوند.

    بیشتر بخوانید: رفع خطای سیستم اعلام حریق

    در بهترین شرایط و بدون جذب جوی، توان تابشی که به حسگر می‌رسد، اگر فاصله بین حسگر و آتش دو برابر شود، به میزان یک چهارم کاهش می‌یابد. برای محاسبه تضعیف جوی، عبارت نمایی زتا (ζ) به معادله اضافه می‌شود. زتا معیاری از شفافیت هوا در طول‌موج مورد نظر است. زتا تحت تأثیر رطوبت، گرد و غبار و هرگونه آلاینده دیگر در هوا قرار می‌گیرد که در طول‌موج مورد نظر جذب‌کننده هستند. زتا معمولاً مقادیری بین ۰.۰۰۱- و ۰.۱- برای هوای محیطی معمولی دارد.

  • نصب، دتکتورهای دودی مکشی یا اسپیراتینگ ها

    نصب
    این بخش اصول اولیه نصب شبکه لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ را ارائه می‌دهد. سیستم اسپیراتینگ باید مطابق با استاندارد EN 54-20 و همچنین BS 5839، BS 6266 و/یا «کد عملیاتی FIA برای طراحی، نصب، راه‌اندازی و نگهداری سیستم‌های دتکتور دودی اسپیراتینگ» نصب شود. پیش از آغاز نصب، نصاب باید به خاطر داشته باشد که هر سیستم ویژگی‌ها و تفاوت‌های خاص خود را برای تطبیق با لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ و تضمین عملکرد صحیح سیستم دارد.

    لوله‌های سیستم اسپیراتینگ می‌توانند از جنس پلاستیک یا فلزات غیرآهنی مانند مس باشند. رایج‌ترین لوله در صنعت، لوله‌ای با قطر خارجی ۲۵ میلی‌متر (۰.۷۵ اینچ) از جنس CPVC، PVC، ABS یا UPVC است. با این حال، قطر داخلی لوله می‌تواند بسته به نیاز طراحی سیستم و مقررات و کدهای محلی، بین ۱۵ میلی‌متر تا ۲۱ میلی‌متر (۰.۵۹۱ اینچ تا ۰.۸۲۷ اینچ) متغیر باشد. در اروپا رایج‌ترین لوله، ABS و در ایالات متحده، CPVC است. رایج‌ترین مواد نصب، اتصالات، پایه‌های نگهدارنده، آویزها و روش‌های نصب در بخش‌های بعدی شرح داده شده‌اند.

    الزامات لوله‌کشی
    برای رعایت استاندارد EN 54-20، باید از لوله ABS قرمز مطابق با استاندارد EN 61386 (فشار مکانیکی ۱، ضربه ۱، دما ۳۱) با قطر خارجی اسمی ۲۵ میلی‌متر (قطر داخلی ۲۱ میلی‌متر) استفاده شود. مقاطع لوله باید با چسب مناسب ABS به یکدیگر چسبانده شوند تا از جدا شدن یا نشتی جلوگیری شود. اگر احتمال داده می‌شود که در آینده نیاز به جدا کردن بخشی از لوله باشد، باید از اتصال‌های قابل باز شدن استفاده شود.

    مهم:
    اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم یا اتصال T قرار نداشته باشد.
    هیچ‌گاه لوله‌ها را به خودِ واحد دتکتور دودی اسپیراتینگ نچسبانید.

    اتصالات
    اتصالات برای اتصال بخش‌های مختلف لوله به‌منظور ایجاد شبکه‌های طولانی‌تر استفاده می‌شوند؛ این اتصالات از همان جنس لوله ساخته می‌شوند. انواع مختلفی از اتصالات وجود دارند تا امکان ایجاد خم‌ها، مسیرهای مستقیم، شاخه‌ها و اتصال‌ها فراهم شود. در این صفحه اتصالات رایج توضیح داده شده‌اند.

    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها
    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها برای اتصال دو بخش از لوله در یک خط مستقیم استفاده می‌شوند. کوپلینگ زمانی به کار می‌رود که قرار نیست بخش مربوطه جدا شود. یونیت این امکان را می‌دهد که دو بخش لوله به صورت پیچی به یکدیگر متصل شوند تا در آینده بتوان به آن دسترسی داشت؛ این ویژگی برای بخش‌هایی از شبکه لوله‌کشی که باید به‌طور دوره‌ای برای نگهداری یا تمیزکاری باز شوند، مفید است. از یونیت‌ها همچنین می‌توان برای تراز دقیق سوراخ‌های نمونه‌گیری در بخش خاصی از شبکه لوله‌کشی، مانند بالای دریچه‌های برگشت هوا، استفاده کرد. شکل ۱ در پایین، یک نمونه رایج از یونیت و کوپلینگ پلاستیکی را نشان می‌دهد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.43 AM

    خم‌ها/الگ‌ها
    خم‌ها/الگ‌ها برای تغییر جهت شبکه لوله‌کشی استفاده می‌شوند. خم‌های ۴۵° و ۹۰° هر دو قابل استفاده هستند. یک خم معمولی در شکل ۲ پایین نشان داده شده و اتصالات خم پلاستیکی معمولی در شکل ۳ پایین آمده است.
    خم‌ها می‌توانند ۴۵° یا ۹۰° باشند. برای خم‌های ۹۰°، بسیار مهم است که از شعاع‌های کم‌شیب استفاده شود و از خم‌های تیز خودداری گردد، زیرا خم‌های تیز موجب وارد شدن افت فشار غیرضروری شده و زمان پاسخ‌دهی از سوراخ‌هایی که پس از خم قرار دارند را افزایش می‌دهد. اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم قرار نداشته باشد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM1

    سه‌راهی و درپوش‌ها
    از سه‌راهی می‌توان برای ایجاد شاخه‌های چندگانه در لوله‌ها استفاده کرد. مهم است که طراحی شاخه‌ها متعادل باشد – یعنی تقریباً از نظر طول و تعداد/اندازه سوراخ‌ها برابر باشند. اطمینان حاصل شود که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از سه‌راهی قرار نداشته باشد. از سه‌راهی‌ها برای اتصال لوله‌های عمودی یا لوله‌های نمونه‌برداری در شبکه استفاده می‌شود. از سه‌راهی‌های خاص می‌توان برای اتصال لوله موئین و یک نقطه نمونه‌برداری استفاده کرد، همان‌طور که در شکل ۴ نشان داده شده است.

    انتهای لوله باید با درپوشی که دارای سوراخ مرکزی برای کنترل جریان هوا است، بسته شود. اگر از درپوش استفاده نشود، در عمل هیچ هوایی از طریق سوراخ‌های جانبی کشیده نخواهد شد. بدون وجود سوراخ در درپوش، میزان جریان هوا از سوراخ‌های جانبی به‌شدت نامتعادل خواهد بود. برای لوله‌هایی با تعداد کم سوراخ نمونه‌برداری، سوراخ درپوش معمولاً هم‌اندازه با سوراخ‌های نمونه‌برداری در طول لوله است. هنگامی که تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری بیش از پنج عدد باشد، سوراخ درپوش ممکن است بزرگ‌تر از سوراخ‌های دیگر در طول لوله باشد. در صورت نیاز، می‌توان درپوش را به‌عنوان یک نقطه نمونه‌برداری در نظر گرفت.

    ممکن است درپوش دارای سوراخ نمونه‌برداری باشد: وجود و اندازه این سوراخ توسط نرم‌افزار طراحی سیستم – PipeIQ – تعیین می‌شود. لطفاً به شکل ۴ زیر مراجعه کنید.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.45 AM

     

  • تأسیس تأسیسات سیستم های اطفاء حریق گاز پایه

    10.1 ایمنی

    بایستی در حین نصب، سرویس‌دهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستم‌های عامل پاک و مخازن عامل، از روش‌های ایمن پیروی شود.

    10.2 عمومی

    10.2.1 سیستم تکمیل‌شده باید توسط پرسنلی که دانش و تجربه لازم در زمینه الزامات این استاندارد، تجهیزات نصب‌شده و راهنمای طراحی، نصب و نگهداری سازنده را دارند، بازبینی و آزمایش شود.
    10.2.2 تنها از تجهیزات و دستگاه‌های فهرست‌شده باید در سیستم‌ها استفاده شود.

    10.2.3 آزمایش پذیرش سیستم

    10.2.3.1 سیستم باید مطابق با الزامات این استاندارد و راهنمای طراحی، نصب و نگهداری سازنده آزمایش شود.
    10.2.3.2 تجهیزات باید بررسی شوند تا تأیید شود که مطابق با دستورالعمل‌های سازنده و اسناد طراحی سیستم نصب شده‌اند.
    10.2.3.3 ابعاد واقعی خطر باید با ابعادی که در نقشه‌های سیستم مشخص شده‌اند، بررسی شوند تا مقدار عامل تأیید شود.
    10.2.3.4 در صورتی که آزمایش تخلیه انجام شود، مخازن عامل باید قبل و بعد از آزمایش تخلیه وزن شوند.
    10.2.3.5 وزن عامل در مخازن باید از طریق وزن‌کشی یا روش‌های تأیید شده دیگر تأیید شود.
    10.2.3.6 برای عوامل گاز بی‌اثر، فشار مخزن باید قبل و بعد از آزمایش تخلیه ثبت شود.
    10.2.3.7 در صورتی که برای عملکرد سیستم لازم باشد، زمان کاهش سرعت فن و زمان بسته شدن دمپر باید تأیید شود که مطابق با معیارهای طراحی سیستم است.

    10.2.4 آزمایش سیستم‌های حفاظت از آتش و ایمنی زندگی یکپارچه

    زمانی که توسط مشخصات پروژه الزامی است، آزمایش سیستم‌های حفاظت از آتش و ایمنی زندگی یکپارچه باید مطابق با NFPA 4 انجام شود.

    10.3 گزارش آزمایش پذیرش

    10.3.1 آزمایش پذیرشی که در 10.2.3 الزامی است باید در یک گزارش آزمایش مستند شود.
    10.3.2 گزارش آزمایش پذیرش باید توسط مالک سیستم برای تمام مدت عمر سیستم نگهداری شود.

    10.4 بازبینی اجزای مکانیکی

    10.4.1 سیستم توزیع لوله‌کشی باید بازبینی شود تا تأیید شود که با اسناد طراحی و نصب مطابقت دارد.
    10.4.2 اندازه نازل‌ها و لوله‌ها باید مطابق با نقشه‌های سیستم باشد.
    10.4.3 روش‌های کاهش اندازه لوله و وضعیت اتصالات انشعاب باید برای تطابق با طراحی بررسی شوند.
    10.4.4 مفاصل لوله‌کشی، نازل‌های تخلیه و تکیه‌گاه‌های لوله باید به‌طور ایمن بسته شوند تا از حرکت عمودی یا جانبی ناخواسته در حین تخلیه جلوگیری شود.
    10.4.5 نازل‌های تخلیه باید به‌گونه‌ای نصب شوند که لوله‌کشی نتواند در حین تخلیه از اتصال خارج شود.
    10.4.6 در حین مونتاژ، سیستم توزیع لوله‌کشی باید به‌طور داخلی بازبینی شود تا احتمال هرگونه آلودگی با روغن یا ذرات که ممکن است منطقه خطر را آلوده کرده یا توزیع عامل را تحت تأثیر قرار دهد (به دلیل کاهش در مساحت اوریفیس نازل) شناسایی شود.
    10.4.7 نازل تخلیه باید مطابق با فهرست نازل نصب شود.
    10.4.8 اگر محافظ‌های نازل نصب شده‌اند، باید طبق فهرست تجهیزات نصب شوند.
    10.4.9 نازل‌های تخلیه، لوله‌کشی و براکت‌های نصب باید به‌گونه‌ای نصب شوند که خطر آسیب به پرسنل نداشته باشند.
    10.4.10 عامل نباید مستقیماً به نواحی‌ای که ممکن است پرسنل در آن‌ها حضور داشته باشند در منطقه کاری برخورد کند.
    10.4.11 عامل نباید مستقیماً به هیچ جسم رها شده‌ای یا قفسه‌ها، سطوح بالای کابینت‌ها یا سطوح مشابه که ممکن است اشیاء رها شده در آن‌ها وجود داشته باشد و به ش projectiles تبدیل شوند، برخورد کند.

    10.4.12 تمامی مخازن ذخیره عامل باید مطابق با مجموعه تأسیسات تایید شده از نقشه‌های سیستم نصب شوند.

    10.4.13 تمامی مخازن و براکت‌های نصب باید مطابق با الزامات سازنده به‌طور ایمن نصب شوند.

    10.4.14 سیستم لوله‌کشی باید در یک مدار بسته با استفاده از نیتروژن یا گاز خشک فشار آزمایی شود.

    10.4.14.1 لوله باید به حداقل فشار 40 psi (276 kPa) فشار وارد شود.
    10.4.14.2 پس از برداشتن منبع گاز فشار، فشار در لوله نباید کمتر از 80 درصد فشار آزمایش پس از 10 دقیقه باشد.
    10.4.14.3 آزمایش فشار در صورتی که سیستم لوله‌کشی تنها یک تغییر جهت بین مخزن ذخیره‌سازی و نازل تخلیه داشته باشد و تمامی لوله‌ها از نظر سفت بودن فیزیکی بررسی شده باشند، مجاز است که حذف شود.

    10.4.15* آزمایش جریان با استفاده از نیتروژن یا گاز بی‌اثر باید بر روی شبکه لوله‌کشی انجام شود تا تأیید شود که جریان به‌طور مداوم وجود دارد.

    10.5 بازبینی یکپارچگی محفظه

    10.5.1 باید تأیید شود که محفظه حفاظت‌شده به‌طور کلی با اسناد ساخت مطابقت دارد.
    10.5.2 تمامی سیستم‌های سیلاب‌کامل باید مورد بازبینی و آزمایش قرار گیرند تا درزهای هوایی قابل توجهی که می‌توانند منجر به شکست محفظه در نگه‌داشتن سطح غلظت عامل مشخص شده برای مدت زمان مشخص شده شوند، شناسایی و به‌طور مؤثر مهر و موم شوند.
    10.5.3* نتایج کمی باید به‌دست آید و ثبت شود تا تأیید شود که غلظت عامل مشخص‌شده برای مدت زمان مشخص‌شده حفاظت مطابق با بخش 7.4 است، با استفاده از واحد فن دمنده تایید شده یا روش‌های دیگری که توسط مرجع نظارتی تایید شده باشد. (برای راهنمایی، به پیوست D مراجعه کنید.)

    10.6 بازبینی اجزای الکتریکی

    10.6.1 تمامی سیستم‌های سیم‌کشی باید مطابق با کدهای محلی و نقشه‌های سیستم نصب شوند.
    10.6.2 سیم‌کشی جریان متناوب (ac) و مستقیم (dc) نباید در یک لوله یا مسیر مشترک ترکیب شوند، مگر اینکه از شیلدینگ و زمین‌گذاری استفاده شده باشد.
    10.6.3 تمامی مدارهای میدانی باید از خطاهای زمینی و اتصالات کوتاه آزاد باشند.
    o 10.6.3.1 هنگامی که مدارهای میدانی اندازه‌گیری می‌شوند، تمامی اجزای الکترونیکی مانند تشخیص‌دهنده‌های دود و شعله یا تجهیزات الکترونیکی ویژه برای سایر تشخیص‌دهنده‌ها یا پایه‌های نصب آن‌ها باید حذف شده و پل‌ها نصب شوند تا از احتمال آسیب به این دستگاه‌ها جلوگیری شود.
    o 10.6.3.2 اجزای حذف‌شده مطابق با 10.6.3.1 باید پس از اندازه‌گیری‌ها جایگزین شوند.
    10.6.4 تأمین برق به واحد کنترل باید از یک منبع اختصاصی جداگانه باشد که در هنگام راه‌اندازی سیستم قطع نشود.
    10.6.5 منابع انرژی اصلی و 24 ساعته حداقل باید برای تأمین نیازهای عملکردی تشخیص، سیگنال‌دهی، کنترل و فعال‌سازی سیستم قابل اعتماد و کافی باشند.
    10.6.6* تمامی عملکردهای کمکی مانند دستگاه‌های آلارم، نمایشگرها، اعلان‌کننده‌های از راه دور، خاموشی سیستم تهویه و خاموشی برق باید برای عملکرد مطابق با الزامات سیستم و مشخصات طراحی بررسی شوند.
    10.6.7 خاموش کردن آلارم‌ها، در صورت مجاز بودن، نباید تأثیری بر سایر عملکردهای کمکی داشته باشد.
    10.6.8 دستگاه‌های تشخیص باید برای نوع و مکان مطابق با نقشه‌های سیستم بررسی شوند.
    10.6.9* تشخیص‌دهنده‌ها نباید در نزدیکی موانع یا تجهیزات تهویه و خنک‌کننده هوا نصب شوند که می‌تواند ویژگی‌های واکنش آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.
    10.6.10* طراحی سیستم تشخیص باید حجم تغییرات هوای داخل منطقه حفاظت‌شده را در نظر بگیرد.
    10.6.11 تشخیص‌دهنده‌ها باید مطابق با داده‌های فنی سازنده و الزامات NFPA 72 نصب شوند.
    10.6.12 ایستگاه‌های دستی کشیدن (Manual Pull Stations)
    o 10.6.12.1 ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌طور ایمن نصب شوند.
    o 10.6.12.2 قسمت قابل استفاده ایستگاه دستی کشیدن باید حداقل 42 اینچ (1.07 متر) و حداکثر 48 اینچ (1.22 متر) از کف تمام‌شده باشد.
    o 10.6.12.3 ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌گونه‌ای نصب شوند که برجسته، بدون مانع و قابل دسترس باشند.
    o 10.6.12.4 تمامی ایستگاه‌های دستی کشیدن باید به‌طور واضح شناسایی شوند که به کدام خطر حفاظت می‌کنند، عملکرد آن‌ها چیست و روش عملیات آن‌ها چگونه است.
    o 10.6.12.5 تمامی ایستگاه‌های دستی که برای آزادسازی عامل‌ها استفاده می‌شوند باید نیاز به دو اقدام مجزا و متمایز برای عملکرد داشته باشند.
    10.6.13 سیستم‌های با قابلیت اصلی/رزرو
    o 10.6.13.1 برای سیستم‌هایی با قابلیت اصلی/رزرو، سوئیچ اصلی/رزرو باید مطابق با دستورالعمل‌های طراحی، نصب و نگهداری سازنده سیستم و نقشه‌های سیستم نصب شود.
    o 10.6.13.2 اگر نصب شده باشد، سوئیچ اصلی/رزرو باید شناسایی شود.
    10.6.14 سیستم‌هایی که از سوئیچ‌های انصراف استفاده می‌کنند
    o 10.6.14.1 سوئیچ‌های انصراف باید از نوع “deadman” باشند که نیاز به فشار دستی مداوم دارند.
    o 10.6.14.2 سوئیچ‌هایی که در موقعیت انصراف باقی می‌مانند زمانی که آزاد شوند، نباید برای این منظور استفاده شوند.
    o 10.6.14.3 سوئیچ‌های انصراف باید به‌گونه‌ای نصب شوند که در داخل منطقه خطر به‌راحتی قابل دسترس باشند.
    o 10.6.14.4 سوئیچ‌های انصراف باید به‌طور ایمن نصب شوند.
    o 10.6.14.5 ایستگاه‌های انصراف باید به‌گونه‌ای نصب شوند که برجسته، بدون مانع و قابل دسترس باشند.

    10.6.14.6 قسمت قابل استفاده از سوئیچ انصراف نباید کمتر از 42 اینچ (1.07 متر) و بیشتر از 48 اینچ (1.22 متر) از کف تمام‌شده باشد.

    10.6.14.7 ایستگاه‌های دستی کشیدن همیشه باید سوئیچ‌های انصراف را لغو کنند.

    10.6.15 واحد کنترل آزادسازی باید مطابق با مستندات سیستم نصب شده و به‌راحتی قابل دسترس باشد.

    10.7 آزمایش عملکردی

    10.7.1 آزمایش‌های عملکردی مقدماتی

    10.7.1.1 اگر سیستم به یک دفتر دریافت آلارم متصل باشد، دفتر دریافت آلارم باید اطلاع داده شود که آزمایش سیستم آتش‌نشانی قرار است انجام شود و پاسخ اضطراری از سوی آتش‌نشانی یا پرسنل ایستگاه آلارم ضروری نیست.
    10.7.1.2 تمامی پرسنل در مناطقی که ممکن است تحت تأثیر آزمایش در تأسیسات کاربر نهایی قرار گیرند باید مطلع شوند که آزمایشی قرار است انجام شود.
    10.7.1.3 تمامی پرسنل در مناطقی که ممکن است تحت تأثیر آزمایش در تأسیسات کاربر نهایی قرار گیرند باید دستورالعمل‌هایی دریافت کنند که به آن‌ها توضیح داده شود چه اتفاقاتی ممکن است در حین آزمایش سیستم اطفاء حریق رخ دهد.
    10.7.1.4* مکانیزم آزادسازی هر مخزن ذخیره عامل باید غیرفعال شده یا با یک دستگاه عملیاتی جایگزین شود به‌طوری‌که فعال‌سازی مدار آزادسازی منجر به آزادسازی عامل نشود.
    10.7.1.5 هر تشخیص‌دهنده باید برای عملکرد آزمایش شود.
    10.7.1.6 تمامی دستگاه‌های آلارم قطبی‌شده و رله‌های کمکی باید برای قطبیت مطابق با دستورالعمل‌های سازنده بررسی شوند.
    10.7.1.7 مدارهای شروع و اعلان باید برای دستگاه‌های انتهای خط، در صورت لزوم، بررسی شوند.
    10.7.1.8 تمامی مدارهای تحت نظارت باید برای پاسخ به مشکلات آزمایش شوند.

    10.7.2 آزمایش عملکرد عملیاتی سیستم

    10.7.2.1 هر مدار شروع تشخیص باید اجرا شود تا تأیید شود که تمامی عملکردهای آلارم مطابق با مشخصات طراحی رخ می‌دهند.
    10.7.2.2 هر آزادسازی دستی باید اجرا شود تا تأیید شود که عملکرد آزادسازی دستی مطابق با مشخصات طراحی انجام می‌شود.
    10.7.2.3 هر مدار سوئیچ انصراف باید اجرا شود تا تأیید شود که عملکرد انصراف مطابق با مشخصات طراحی انجام می‌شود و سیگنال‌های نظارتی بصری و صوتی در پنل کنترل اعلام می‌شود.
    10.7.2.4 تمامی شیرهای خودکار باید برای تأیید عملکرد آزمایش شوند، مگر اینکه آزمایش شیر منجر به آزادسازی عامل یا آسیب به شیر (آزمایش تخریبی) شود.
    10.7.2.5 تجهیزات پنوماتیک، در صورت نصب، باید برای یکپارچگی آزمایش شوند تا از عملکرد صحیح آن‌ها اطمینان حاصل شود.

    10.7.3 عملیات نظارت از راه دور

    10.7.3.1 هر نوع دستگاه شروع باید در حالت برق پشتیبان اجرا شود تا تأیید شود که پس از فعال شدن دستگاه، سیگنال آلارم در پنل از راه دور دریافت می‌شود.

    10.7.3.2 یک وضعیت خطا باید به هر مدار شروع یا اعلان اعمال شود تا تأیید شود که وضعیت مشکل در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.

    10.7.3.3 هر دستگاه تحت نظارت باید اجرا شود تا تأیید شود که وضعیت نظارتی در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.

    10.7.4 منبع قدرت اصلی پنل کنترل

    یک قطع برق اصلی باید مطابق با مشخصات سازنده آغاز شود تا تأیید شود که سیستم بر روی برق پشتیبان کار می‌کند.

    10.7.5 بازگرداندن سیستم به وضعیت عملیاتی

    10.7.5.1 هنگامی که آزمایش‌های عملکردی به پایان رسید، سیستم باید به وضعیت عملیاتی کامل بازگردانده شود.
    10.7.5.2 دفتر دریافت آلارم و تمامی پرسنل مربوطه در تأسیسات کاربر نهایی باید مطلع شوند که آزمایش سیستم آتش‌نشانی تکمیل شده است و سیستم به وضعیت کامل خدمات بازگشته است.

    10.8 مستندات مالک

    10.8.1 نسخه‌های کاغذی یا الکترونیکی تمامی گزارش‌های آزمایش و مستندات مربوطه باید به مالک سیستم ارائه شود.
    10.8.2 مالک سیستم باید این گزارش‌ها را برای مدت زمان عمر سیستم نگه‌داری کند.

    10.9 آموزش

    10.9.1 تمامی افرادی که احتمالاً مجبور به استفاده از سیستم‌های اطفاء حریق هستند باید آموزش دیده و آموزش‌های خود را در زمینه عملکردهایی که باید انجام دهند، به‌روز نگه دارند.
    10.9.2* پرسنلی که در یک اتاق سرور که توسط عامل پاک‌کننده محافظت می‌شود کار می‌کنند باید آموزش‌هایی در خصوص مسائل ایمنی عامل دریافت کنند.