NFPA12 پیوست G اطلاعات درباره اثرات گاز دی‌اکسید کربن سیستم اطفاء

IMG 1785

پیوست G اطلاعات عمومی درباره دی‌اکسید کربن
این پیوست بخشی از الزامات این سند NFPA نیست، بلکه فقط برای اهداف اطلاعاتی ارائه شده است.
G.1 دی‌اکسید کربن به طور متوسط با غلظت حدود ۰.۰۴ درصد حجمی در جو وجود دارد. این ماده همچنین محصول نهایی طبیعی متابولیسم انسان و حیوانات است. دی‌اکسید کربن به چندین روش مهم بر برخی عملکردهای حیاتی تأثیر می‌گذارد، از جمله کنترل تنفس، گشاد شدن و تنگ شدن رگ‌های خونی – به ویژه در مغز – و تنظیم pH مایعات بدن. غلظت دی‌اکسید کربن در هوا نرخ آزادسازی دی‌اکسید کربن از ریه‌ها را کنترل می‌کند و بنابراین بر غلظت دی‌اکسید کربن در خون و بافت‌ها تأثیر می‌گذارد. افزایش غلظت دی‌اکسید کربن در هوا می‌تواند خطرناک شود، زیرا باعث کاهش نرخ آزادسازی دی‌اکسید کربن از ریه‌ها و کاهش دریافت اکسیژن می‌شود. اطلاعات بیشتر در مورد مواجهه با دی‌اکسید کربن را می‌توان از انتشارات شماره 76-194 اداره بهداشت و خدمات انسانی آمریکا (NIOSH) به دست آورد. ملاحظات ایمنی پرسنل در بخش ۴.۳ پوشش داده شده است.
جدول G.1 اطلاعاتی درباره اثرات حاد سلامتی ناشی از غلظت‌های بالای دی‌اکسید کربن ارائه می‌دهد.

9k=

دی‌اکسید کربن یک محصول تجاری استاندارد با کاربردهای فراوان است. این گاز شاید بیشتر به عنوان گازی که به نوشابه‌ها و سایر نوشیدنی‌های گازدار حالت “فیز” می‌دهد، شناخته شده باشد. در کاربردهای صنعتی، دی‌اکسید کربن به دلیل خواص شیمیایی، خواص مکانیکی به عنوان عامل فشاردهنده، یا خواص سرمایشی به صورت یخ خشک استفاده می‌شود.
در کاربردهای اطفاء حریق، دی‌اکسید کربن دارای چندین ویژگی مطلوب است. این گاز غیرخورنده، بدون آسیب‌رسانی و بدون باقی گذاشتن باقی‌مانده‌ای برای تمیزکاری پس از حریق است. همچنین فشار مورد نیاز برای تخلیه از طریق لوله‌ها و اسپرینکلرها را خود تأمین می‌کند. چون یک گاز است، به راحتی نفوذ کرده و به همه بخش‌های خطر گسترش می‌یابد. دی‌اکسید کربن رسانای الکتریسیته نیست و بنابراین می‌توان از آن در خطرات برقی فعال استفاده کرد. این گاز می‌تواند تقریباً برای تمام مواد قابل احتراق به جز چند فلز فعال، هیدریدهای فلزی و موادی مانند نیترات سلولز که دارای اکسیژن آزاد هستند، به طور مؤثر استفاده شود.
در شرایط معمول، دی‌اکسید کربن گازی بی‌رنگ و بی‌بو با چگالی حدود ۵۰ درصد بیشتر از چگالی هوا است. بسیاری از افراد ادعا می‌کنند که می‌توانند بوی دی‌اکسید کربن را حس کنند، اما این احتمالاً به دلیل وجود ناخالصی‌ها یا تأثیرات شیمیایی در بینی است. دی‌اکسید کربن به راحتی با فشرده‌سازی و سرمایش به مایع تبدیل می‌شود. با سرمایش و انبساط بیشتر، می‌توان آن را به حالت جامد نیز تبدیل کرد.
رابطه بین دما و فشار دی‌اکسید کربن مایع در منحنی شکل G.1 نشان داده شده است. با افزایش دمای مایع، فشار نیز افزایش می‌یابد. با افزایش فشار، چگالی بخار بالای مایع افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، مایع با افزایش دما منبسط شده و چگالی آن کاهش می‌یابد. در دمای ۸۷.۸ درجه فارنهایت (۳۱ درجه سانتی‌گراد)، مایع و بخار چگالی یکسانی دارند و در نتیجه فاز مایع ناپدید می‌شود. این دما به عنوان دمای بحرانی دی‌اکسید کربن شناخته می‌شود. در دمای زیر دمای بحرانی [۸۷.۸ درجه فارنهایت (۳۱ درجه سانتی‌گراد)]، دی‌اکسید کربن در یک مخزن بسته به صورت بخشی مایع و بخشی گاز است. بالاتر از دمای بحرانی، کاملاً به حالت گاز در می‌آید.
یکی از ویژگی‌های غیرمعمول دی‌اکسید کربن این است که نمی‌تواند به صورت مایع در فشارهای کمتر از ۶۰.۴ psi [۷۵ psi مطلق (۵۱۷ کیلوپاسکال)] وجود داشته باشد. این فشار نقطه سه‌گانه است که در آن دی‌اکسید کربن می‌تواند به صورت جامد، مایع یا بخار باشد. زیر این فشار، بسته به دما، دی‌اکسید کربن باید یا به صورت جامد یا گاز باشد.
اگر فشار در یک مخزن ذخیره‌سازی با تخلیه بخار کاهش یابد، بخشی از مایع تبخیر می‌شود و مایع باقی‌مانده سردتر می‌شود. در فشار ۶۰.۴ psi [۷۵ psi مطلق (۵۱۷ کیلوپاسکال)]، مایع باقی‌مانده به یخ خشک در دمای ۶۹.۹- درجه فارنهایت (۵۷- درجه سانتی‌گراد) تبدیل می‌شود. کاهش بیشتر فشار به فشار اتمسفری، دمای یخ خشک را به دمای طبیعی ۱۰۹.۳- درجه فارنهایت (۷۹- درجه سانتی‌گراد) کاهش می‌دهد.
همین فرآیند زمانی اتفاق می‌افتد که دی‌اکسید کربن مایع به اتمسفر تخلیه شود. بخش بزرگی از مایع به بخار تبدیل شده و حجم آن به شدت افزایش می‌یابد. بقیه به ذرات ریز یخ خشک در دمای ۱۰۹.۳- درجه فارنهایت (۷۹- درجه سانتی‌گراد) تبدیل می‌شود. این یخ خشک یا برف باعث می‌شود که تخلیه ظاهری ابری سفیدرنگ داشته باشد. دمای پایین همچنین موجب چگالش بخار آب موجود در هوای مکیده شده می‌شود، به طوری که مه آب معمولی تا مدتی پس از تصعید یخ خشک باقی می‌ماند.
دی‌اکسید کربن گازی بی‌رنگ، بی‌بو، غیررسانای الکتریکی و بی‌اثر است که یک محیط مناسب برای اطفاء حریق محسوب می‌شود. دی‌اکسید کربن مایع هنگام آزادسازی مستقیم به اتمسفر، به یخ خشک (“برف”) تبدیل می‌شود. گاز دی‌اکسید کربن ۱.۵ برابر سنگین‌تر از هوا است. دی‌اکسید کربن با کاهش غلظت اکسیژن، بخار سوخت، یا هر دو در هوا تا جایی که احتراق متوقف شود، آتش را خاموش می‌کند. (به بخش ۴.۳ مراجعه شود.)

سیستم‌های اطفاء حریق دی‌اکسید کربن در محدوده این استاندارد برای خاموش کردن آتش‌های مربوط به خطرات خاص یا تجهیزات در کاربری‌های زیر مفید هستند:
(۱) در جایی که یک محیط بی‌اثر و غیررسانای الکتریکی ضروری یا مطلوب باشد
(۲) در جایی که پاکسازی سایر محیط‌ها مشکل ایجاد کند
(۳) در جایی که نصب چنین سیستم‌هایی نسبت به سیستم‌هایی که از محیط‌های دیگر استفاده می‌کنند، اقتصادی‌تر باشد

برخی از انواع خطرات و تجهیزاتی که سیستم‌های دی‌اکسید کربن می‌توانند به طور رضایت‌بخشی از آن‌ها محافظت کنند شامل موارد زیر است:
(۱) مواد مایع قابل اشتعال (به بخش ۴.۵.۴.۹ مراجعه شود.)
(۲) خطرات الکتریکی مانند ترانسفورماتورها، کلیدها، قطع‌کننده‌های مدار، تجهیزات چرخشی و تجهیزات الکترونیکی
(۳) موتورهایی که از بنزین و سایر سوخت‌های مایع قابل اشتعال استفاده می‌کنند
(۴) مواد قابل احتراق معمولی مانند کاغذ، چوب و منسوجات
(۵) جامدات خطرناک

G.2 اطلاعات بیشتر درباره خواص فیزیکی دی‌اکسید کربن در “راهنمای مهندسی حفاظت از حریق SFPE” قابل دسترسی است.

نوشته‌های مشابه

  • فناوری های تشخیص گاز

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.25.53 AM

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.01 AM

    دسته‌بندی‌های پایش گاز:

    1. گازهای قابل احتراق / اشتعال‌پذیر
      • خطر انفجار.
      • برای جلوگیری از انفجار، باید سطح گاز در هوا کمتر از حد پایین انفجار (LEL) برای هر گاز نگه داشته شود یا اکسیژن از محیط حذف شود.
      • معمولاً در بازه ۰ تا ۱۰۰ درصد از حد پایین انفجار یا در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شود.
      • دتکتورهای گاز قابل احتراق به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از وقوع شرایط بالقوه انفجاری هشدار دهند.
    2. گازهای سمی / محرک
      • برای سلامت انسان خطرناک‌اند؛ باید میزان تماس کارکنان با این گازها پایش شود.
      • معمولاً در محدوده قسمت در میلیون (ppm) اندازه‌گیری می‌شوند.
      • دتکتورهای گاز سمی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که پیش از رسیدن سطح گاز به غلظت زیان‌آور به کارکنان هشدار دهند.
      • برخی از دتکتورهای گاز سمی می‌توانند میانگین تماس در طول زمان را محاسبه کرده و مقادیر حد تماس کوتاه‌مدت (STEL) و میانگین وزنی زمان‌دار (TWA) را ارائه دهند.
    3. اکسیژن
      • محیط‌هایی با میزان کم اکسیژن (کمتر از ۱۹.۵ درصد حجمی اکسیژن) «کم‌اکسیژن» تلقی شده و تنفس طبیعی انسان را مختل می‌کنند.
      • محیط‌هایی با میزان زیاد اکسیژن (بیش از ۲۵ درصد حجمی اکسیژن) «غنی از اکسیژن» تلقی شده و خطر انفجار در آن‌ها افزایش می‌یابد.
      • در بازه درصد حجمی اندازه‌گیری می‌شود (درصد طبیعی اکسیژن در هوا در سطح دریا ۲۰.۸ درصد حجمی است).
      • دتکتورهای اکسیژن به‌طور کلی به‌گونه‌ای تنظیم می‌شوند که در صورت کم بودن یا زیاد بودن بیش از حد اکسیژن در محیط، هشدار دهند.

     

    فضاهای قابل احتراق

    برای ایجاد شعله، وجود سه شرط ضروری است:
    • یک منبع سوخت (مانند گاز متان یا بخارات بنزین)
    • مقدار کافی اکسیژن (بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد) برای اکسید شدن یا سوختن سوخت
    • یک منبع گرما (جرقه) برای شروع فرآیند

    نمونه‌هایی از منابع گرما و جرقه:
    • شعله‌های باز مانند شعله‌های فندک، مشعل، کبریت و مشعل‌های جوشکاری، رایج‌ترین منابع جرقه هستند.
    • تابش در قالب نور خورشید یا سطوح داغ
    • جرقه‌های ناشی از منابع مختلف مانند روشن یا خاموش کردن وسایل برقی، بیرون کشیدن دوشاخه‌ها، الکتریسیته ساکن یا کلیدهای الکتریکی

    فضاهای قابل احتراق
    عوامل مؤثر در فضاهای قابل احتراق

    بخار در برابر گاز
    اگرچه اصطلاحات «بخار» و «گاز» اغلب به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما معانی یکسانی ندارند. واژه «بخار» به ماده‌ای اطلاق می‌شود که اگرچه در حالت گازی وجود دارد، اما به‌طور معمول در دمای اتاق به صورت مایع یا جامد است. وقتی می‌گوییم یک ماده مایع یا جامد در حال سوختن است، در واقع بخار آن ماده است که می‌سوزد. «گاز» به ماده‌ای گفته می‌شود که به‌طور طبیعی در دمای اتاق در حالت گازی است.

    فشار بخار و نقطه جوش
    فشار بخار، فشاری است که زمانی ایجاد می‌شود که یک جامد یا مایع با بخار خودش در حالت تعادل قرار دارد. این فشار به‌طور مستقیم با دما مرتبط است. مثالی از فشار بخار، فشاری است که توسط بخار یک مایع در یک ظرف بسته نیمه‌پر ایجاد می‌شود. بسته به دما، فشار بخار تا یک آستانه مشخص افزایش می‌یابد. وقتی این آستانه برسد، فضا «اشباع‌شده» در نظر گرفته می‌شود.

    فشار بخار و نقطه جوش یک ماده شیمیایی تعیین می‌کنند که چه میزان از آن احتمال دارد وارد هوا شود. فشار بخار پایین به معنای مولکول‌های کمتری از آن ماده در هواست که قابل اشتعال باشند، بنابراین به‌طور کلی خطر کمتری وجود دارد. این همچنین به این معناست که مولکول‌های کمتری برای آشکارسازی وجود دارد و ممکن است آشکارسازی دشوارتر شده و نیاز به تجهیزات با حساسیت بیشتر باشد. با افزایش فشار بخار و کاهش نقطه جوش، احتمال تبخیر افزایش می‌یابد. اگر ظروف حاوی این نوع مواد شیمیایی باز بمانند یا بر روی سطوح بزرگ پخش شوند، احتمال خطر بیشتری به‌وجود می‌آید.

    نقطه اشتعال (Flashpoint)
    یک ماده قابل اشتعال تا زمانی که به نقطه اشتعال خود نرسد، بخار یا گاز کافی برای شروع آتش تولید نمی‌کند. نقطه اشتعال، پایین‌ترین دمایی است که در آن یک مایع بخار کافی برای ایجاد شعله تولید می‌کند. اگر دما پایین‌تر از این مقدار باشد، مایع بخار کافی برای اشتعال تولید نمی‌کند. اگر نقطه اشتعال برسد و یک منبع خارجی اشتعال مانند جرقه وجود داشته باشد، ماده آتش خواهد گرفت. سند NFPA-325M از آژانس ملی حفاظت در برابر آتش (NFPA) تحت عنوان ویژگی‌های خطر آتش مواد قابل اشتعال، گازها و حلال‌های فرّار، نقطه اشتعال بسیاری از مواد رایج را فهرست کرده است.

    نقطه اشتعال اهمیت دارد زیرا نشان‌دهنده میزان خطر ناشی از یک مایع قابل اشتعال است. به‌طور کلی، هرچه نقطه اشتعال پایین‌تر باشد، تشکیل مخلوط‌های قابل اشتعال سوخت و هوا آسان‌تر بوده و در نتیجه خطر بیشتر است.

    دمای خوداشتعالی
    اگر ماده‌ای تا دمای مشخصی—یعنی دمای اشتعال خودبه‌خودی (یا «خوداشتعالی»)—گرم شود، بیشتر مواد شیمیایی قابل اشتعال می‌توانند بدون وجود منبع خارجی اشتعال، تنها با انرژی گرمایی خود، به‌طور خودبه‌خودی آتش بگیرند.

    چگالی بخار
    چگالی بخار نسبت وزن یک حجم از بخار قابل اشتعال به حجم مساوی از هوا است. بیشتر بخارهای قابل اشتعال سنگین‌تر از هوا هستند، بنابراین به سمت زمین حرکت کرده و در نواحی پایین‌تر تجمع می‌یابند. گاز یا بخاری که چگالی بخار آن بیشتر از ۱ باشد ممکن است در سطوح پایین حرکت کرده و به دنبال یک منبع اشتعال بگردد (برای مثال: هگزان با چگالی بخار ۳.۰). گاز یا بخاری که چگالی بخار آن کمتر از ۱ باشد تمایل دارد به سمت بالا حرکت کند (برای مثال: متان با چگالی بخار ۰.۶). چگالی بخار در تعیین محل بهینه نصب دتکتور اهمیت دارد، زیرا به پیش‌بینی محل احتمالی تجمع گاز یا بخار در یک اتاق یا فضا کمک می‌کند.

    حدود انفجار
    برای ایجاد شعله، مقدار کافی گاز یا بخار باید وجود داشته باشد؛ اما مقدار بیش‌ازحد گاز می‌تواند اکسیژن موجود در فضا را جابه‌جا کرده و مانع از احتراق شود. به همین دلیل، برای غلظت‌های پایین و بالا، حد مشخصی وجود دارد که در آن احتراق می‌تواند رخ دهد. این حدود به عنوان حد پایین انفجار (LEL) و حد بالای انفجار (UEL) شناخته می‌شوند. این‌ها همچنین به عنوان حد پایین اشتعال‌پذیری (LFL) و حد بالای اشتعال‌پذیری (UFL) نیز شناخته می‌شوند.

    برای حفظ احتراق، محیط باید ترکیب مناسبی از سوخت و اکسیژن (هوا) داشته باشد. LEL حداقل مقدار گاز مورد نیاز برای احتراق و UEL حداکثر مقدار آن را نشان می‌دهد. مقادیر دقیق LEL برای گازهای مختلف متفاوت است و به صورت درصد حجمی در هوا اندازه‌گیری می‌شوند. مقادیر LEL و UEL گازها در سند NFPA 325 درج شده‌اند.

    LEL معمولاً بین ۱.۴٪ تا ۵٪ حجمی است. با افزایش دما، انرژی کمتری برای ایجاد احتراق مورد نیاز است و درصد گاز لازم برای رسیدن به ۱۰۰٪ LEL کاهش یافته و در نتیجه خطر افزایش می‌یابد. محیطی با سطح اکسیژن بالاتر باعث افزایش UEL گاز، همچنین نرخ و شدت گسترش شعله می‌شود. از آنجا که مخلوطی از چندین گاز شرایط را پیچیده می‌کند، LEL دقیق آن‌ها باید از طریق آزمایش مشخص شود.

    بیشتر ابزارهای اندازه‌گیری گازهای قابل احتراق در محدوده LEL کار می‌کنند و قرائت گاز را به صورت درصدی از LEL نمایش می‌دهند. برای مثال: عدد ۵۰٪ LEL به این معناست که مخلوط گاز نمونه‌برداری‌شده شامل نیمی از مقدار گاز مورد نیاز برای حمایت از احتراق است.

    هر غلظتی از گاز یا بخار که بین این دو حد قرار گیرد، در محدوده قابل اشتعال (انفجاری) قرار دارد. مواد مختلف دارای پهنای متفاوتی از محدوده اشتعال‌پذیری هستند — برخی بسیار گسترده و برخی دیگر باریک‌تر هستند. موادی که محدوده اشتعال‌پذیری وسیع‌تری دارند، معمولاً خطرناک‌تر محسوب می‌شوند، زیرا سطوح بیشتری از غلظت آن‌ها می‌تواند دچار اشتعال شود.

    فضاهایی که در آن‌ها سطح غلظت گاز پایین‌تر از LEL است (سوخت کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «لاغر» (lean) و غیرقابل اشتعال نامیده می‌شوند؛ و فضاهایی که سطح گاز بالاتر از UEL است (اکسیژن کافی برای اشتعال وجود ندارد)، «غلیظ» (rich) و غیرقابل اشتعال تلقی می‌شوند.

    فضاهای سمی

    پایش گازهای سمی
    گاز سمی به گازی گفته می‌شود که توانایی آسیب رساندن به بافت‌های زنده، اختلال در سیستم عصبی مرکزی، ایجاد بیماری‌های شدید یا—در موارد حاد—مرگ را دارد، زمانی که از طریق بلع، تنفس یا جذب از راه پوست یا چشم وارد بدن شود. میزان لازم برای ایجاد این اثرات به‌طور گسترده‌ای با توجه به ماهیت ماده و مدت زمان تماس متفاوت است. «سمیت حاد» به تماس کوتاه‌مدت مانند یک مواجهه‌ی لحظه‌ای اشاره دارد. «سمیت مزمن» به تماس بلندمدت مانند مواجهه‌های مکرر یا طولانی اشاره دارد.

    پایش گازهای سمی اهمیت دارد زیرا برخی از این مواد قابل مشاهده یا بوییدن نیستند و اثرات فوری ندارند. بنابراین شناسایی خطر گاز از طریق حواس فرد معمولاً خیلی دیر و پس از رسیدن غلظت به سطح زیان‌آور انجام می‌شود.

    اثرهای سمی گازها از بی‌ضرر تا بسیار سمی متغیر است. برخی در مواجهه‌های کوتاه و در سطح پایین نیز تهدیدکننده‌ی زندگی هستند، در حالی که برخی دیگر تنها در مواجهه‌های مکرر و با غلظت بالا خطرناک‌اند. میزان خطری که یک ماده برای یک کارگر ایجاد می‌کند، به عوامل مختلفی بستگی دارد که شامل سطح غلظت گاز و مدت زمان تماس است.

    حدود تماس مجاز
    کنفرانس آمریکایی متخصصان بهداشت صنعتی دولتی (ACGIH) فهرستی سالانه و بازبینی‌شده از حدود مجاز تماس با ترکیبات صنعتی رایج منتشر می‌کند که با عنوان «مقادیر حد آستانه (TLV) و شاخص‌های تماس زیستی (BEI) بر اساس مستندات حدود آستانه مواد شیمیایی و عوامل فیزیکی» شناخته می‌شود. (برای سفارش نسخه‌ای از آن به www.acgih.org مراجعه کنید).
    ACGIH مفهوم مقدار حد آستانه (TLV) را تعریف کرده است؛ TLV به غلظت مجاز یک ماده آلاینده در هوا گفته می‌شود که تصور می‌شود تقریباً همه کارگران بتوانند به‌طور مکرر و روزانه در طول عمر کاری خود در معرض آن قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. این مقادیر بر اساس ترکیبی از تجربه صنعتی و مطالعات انسانی و حیوانی تعیین شده‌اند.

    میانگین‌های وزنی زمانی (TWA)
    مقادیر TLV معمولاً به‌صورت میانگین وزنی ۸ ساعته در نظر گرفته می‌شوند. جنبه میانگین‌گیری به این معناست که مواجهه‌هایی بالاتر از حد مجاز قابل‌قبول است، به شرطی که با دوره‌هایی از تماس کمتر از حد مجاز جبران شوند.

    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت (STEL)
    محدودیت‌های تماس کوتاه‌مدت غلظت‌هایی هستند که بالاتر از میانگین ۸ ساعته‌اند و کارگران می‌توانند برای مدت زمان کوتاه در معرض آن‌ها قرار گیرند بدون اینکه دچار اثرات زیان‌آور شوند. (اگر غلظت به اندازه کافی بالا باشد، حتی یک بار تماس نیز می‌تواند اثرات مضر بر سلامت داشته باشد.)
    STEL برای موقعیت‌هایی به‌کار می‌رود که در آن کارگر در معرض غلظت بالای گاز قرار دارد اما فقط برای مدت کوتاهی. این محدودیت‌ها به‌صورت میانگین وزنی ۱۵ دقیقه‌ای تعریف می‌شوند که نباید حتی در صورتی که میانگین ۸ ساعته کمتر از مقدار TLV باشد، از آن فراتر رود.

    غلظت‌های سقفی (Ceiling Concentrations)
    برای برخی از گازهای سمی، حتی یک تماس که از TLV فراتر رود می‌تواند برای سلامت کارگر خطرناک باشد. در این موارد، از غلظت‌های سقفی استفاده می‌شود تا سطوحی را مشخص کند که هرگز نباید از آن‌ها عبور شود.

    حدود مجاز تماس (PELs)
    حدود مجاز تماس (Permissible Exposure Limits) توسط اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده (OSHA) تدوین و اجرا می‌شوند. بخش ۱۹۱۰.۱۰۰۰ از بخش ۲۹ کد مقررات فدرال (CFR) این استانداردها را شامل می‌شود که مشابه مقادیر TLV سازمان ACGIH هستند، با این تفاوت که PEL به‌صورت قانونی الزام‌آور است نه صرفاً توصیه‌شده. با این حال، دقیق‌ترین مقادیر PEL معمولاً در برگه‌های اطلاعات ایمنی مواد (MSDS) درج شده‌اند.

    شرایط فوری خطرناک برای زندگی و سلامت (IDLH)
    مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی (NIOSH) شرایط تماس IDLH را به‌عنوان شرایطی تعریف می‌کند که در آن، قرار گرفتن در معرض آلاینده‌های هوابرد می‌تواند منجر به مرگ، اثرات مضر فوری یا تأخیری دائمی بر سلامت شود یا مانع از فرار فرد از آن محیط گردد.
    از آنجا که مقادیر IDLH برای تضمین توانایی کارگر در فرار از محیط خطرناک در صورت از کار افتادن تجهیزات حفاظت تنفسی تعیین شده‌اند، این مقادیر عمدتاً برای تعیین نوع مناسب وسایل حفاظت تنفسی مطابق با استانداردهای OSHA به‌کار می‌روند.

    کاهش یا افزایش سطح اکسیژن

    کمبود اکسیژن (Oxygen Deficiency)
    هوای طبیعی محیط دارای غلظت ۲۰.۸ درصد حجمی اکسیژن است. زمانی که سطح اکسیژن به کمتر از ۱۹.۵ درصد از کل ترکیب هوا کاهش یابد، آن فضا «کم‌اکسیژن» در نظر گرفته می‌شود. در چنین محیط‌هایی، اکسیژن لازم برای ادامه‌ی حیات ممکن است با گازهای دیگری مانند دی‌اکسید کربن جایگزین شود. این امر منجر به ایجاد فضایی می‌شود که در صورت تنفس، می‌تواند خطرناک یا کشنده باشد.

    کمبود اکسیژن همچنین ممکن است بر اثر زنگ‌زدگی، خوردگی، تخمیر یا سایر اشکال اکسایش که اکسیژن مصرف می‌کنند، ایجاد شود. در فرآیند تجزیه مواد، اکسیژن از جو برای تأمین واکنش اکسایش مصرف می‌شود.

    تأثیرات کمبود اکسیژن ممکن است تدریجی یا ناگهانی باشد، که این موضوع به غلظت کلی اکسیژن و همچنین سطوح دیگر گازهای موجود در فضا بستگی دارد. به‌طور کلی، کاهش سطح اکسیژن محیط باعث بروز علائم فیزیولوژیکی زیر می‌شود:

    درصد اکسیژن اثرات فیزیولوژیکی
    ۱۹.۵ تا ۱۶ بدون اثر قابل مشاهده
    ۱۶ تا ۱۲ افزایش سرعت تنفس، افزایش ضربان قلب، اختلال در تمرکز، تفکر و هماهنگی حرکتی
    ۱۴ تا ۱۰ قضاوت نادرست، ضعف در هماهنگی عضلانی، خستگی سریع در اثر فعالیت، تنفس متناوب
    ۱۰ تا ۶ تهوع و استفراغ، ناتوانی در انجام حرکات شدید یا از دست دادن توان حرکتی، بیهوشی و در ادامه مرگ
    کمتر از ۶ دشواری در تنفس، حرکات تشنجی، مرگ

    غنی شدن اکسیژن (Oxygen Enrichment)
    زمانی که غلظت اکسیژن در فضا به بالاتر از ۲۰.۸ درصد حجمی افزایش یابد، آن محیط «غنی از اکسیژن» محسوب می‌شود و مستعد ناپایداری خواهد بود. در نتیجه افزایش سطح اکسیژن، احتمال و شدت آتش‌سوزی ناگهانی یا انفجار به‌شدت افزایش می‌یابد.

     

    فناوری‌های آشکارسازی گاز

    امروزه انواع مختلفی از فناوری‌های آشکارسازی گاز مورد استفاده قرار می‌گیرند. از جمله رایج‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)
      • نیمه‌رسانای اکسید فلز (که با عنوان «حالت جامد» نیز شناخته می‌شود)
      • مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
      • مادون قرمز باز با مسیر بلند (Open (Long Path) Infrared)
      • مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی گازهای سمی
      • الکتروشیمیایی برای آشکارسازی اکسیژن
      • رسانایی گرمایی (Thermal Conductivity)
      • یونیزاسیون نوری (Photoionization)
      • مادون قرمز غیرپراکندگی (NDIR)

    جدول‌ها و نمودارهای صفحات بعدی عملکرد هر یک از این فناوری‌ها را به‌صورت خلاصه نمایش می‌دهند.

    فناوری: کاتالیستی مهره‌ای (Catalytic Bead)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.03 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    اصل عملکرد:
    از یک مهره کاتالیستی برای اکسید کردن گاز قابل احتراق استفاده می‌کند؛ پل ویتستون تغییر مقاومت ایجاد شده را به سیگنال الکتریکی دتکتور تبدیل می‌کند.

    توضیح دقیق:
    یک سیم پیچ با پوشش ماده‌ای شیشه‌ای یا سرامیکی که روی آن کاتالیزور قرار دارد، به صورت الکتریکی تا دمایی گرم می‌شود که بتواند گاز تحت پایش را بسوزاند (اکسید کند). این فرآیند گرما تولید کرده و دمای سیم را افزایش می‌دهد. با افزایش دمای سیم، مقاومت الکتریکی آن نیز افزایش می‌یابد. این مقاومت توسط مدار پل ویتستون اندازه‌گیری شده و این اندازه‌گیری به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌شود که توسط دتکتور گاز استفاده می‌شود. سنسور دوم به نام جبران‌کننده برای جبران تغییرات دما، فشار و رطوبت به کار می‌رود.

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصدی از حد پایین انفجار (% LEL)

    مزایا:
    طول عمر بالا، حساسیت کمتر به تغییرات دما، رطوبت، تراکم و فشار؛ دقت بالا؛ پاسخ سریع؛ توانایی پایش گستره وسیعی از گازها و بخارهای قابل احتراق در هوا.

    معایب:
    مستعد مسمومیت سنسور؛ نیاز به هوا یا اکسیژن؛ طول عمر کاهش‌یافته در مواجهه‌های مکرر یا مداوم با غلظت‌های بالای LEL.

    فناوری: نیمه‌رسانای اکسید فلز (Metal Oxide Semiconductor)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق؛ گازهای سمی

    اصل عملکرد:
    این دتکتور از اکسید فلزی ساخته شده است که در واکنش به حضور گاز، مقاومت آن تغییر می‌کند؛ این تغییر مقاومت اندازه‌گیری شده و به مقدار غلظت گاز تبدیل می‌شود.

    توضیح دقیق:
    یک ماده نیمه‌رسانا (اکسید فلز) روی یک بستر عایق بین دو الکترود قرار می‌گیرد.
    بستر تا دمایی گرم می‌شود که حضور گاز می‌تواند باعث تغییر برگشت‌پذیر در رسانایی ماده نیمه‌رسانا شود. وقتی گازی وجود ندارد، اکسیژن به صورت یون روی سطح جذب شده و سنسور نیمه‌رسانا می‌شود؛ وقتی مولکول‌های گاز مورد نظر حضور دارند، جایگزین یون‌های اکسیژن شده و مقاومت بین الکترودها کاهش می‌یابد. این تغییر به‌صورت الکتریکی اندازه‌گیری شده و متناسب با غلظت گاز است.

    محدوده اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM)

    مزایا:
    حساسیت بالا (قادر به تشخیص غلظت‌های پایین)؛ دامنه دمای عملکرد وسیع؛ عمر طولانی.

    معایب:
    غیر اختصاصی (حساسیت متقاطع به ترکیبات دیگر)؛ خروجی غیرخطی؛ حساس به تغییرات رطوبت؛ مستعد مسمومیت.

     

     

    فناوری: مادون قرمز نقطه‌ای با مسیر کوتاه (Point Infrared Short Path)
    (همچنین با نام مادون قرمز غیرپخشی یا NDIR شناخته می‌شود)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

     

    اصل عملکرد:
    این فناوری از قابلیت جذب پرتو مادون قرمز توسط گازها استفاده می‌کند. دو نمونه گاز شامل گاز مورد نظر و یک گاز مرجع بی‌اثر در معرض تابش مادون قرمز قرار می‌گیرند. میزان عبور نور از هر نمونه اندازه‌گیری شده و با هم مقایسه می‌شود تا غلظت گاز هدف تعیین گردد.

     

    توضیح دقیق:
    از یک منبع مادون قرمز با مدولاسیون الکتریکی و دو آشکارساز استفاده می‌شود که انرژی مادون قرمز را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند. هر آشکارساز به دامنه خاصی از طول موج مادون قرمز حساس است.
    پرتو ساطع‌شده از منبع از طریق یک پنجره وارد حجم باز محفظه می‌شود. ممکن است از یک آینه در انتهای مسیر برای بازتاب انرژی و هدایت آن به سمت آشکارسازها استفاده شود.

    وجود گاز قابل احتراق باعث کاهش شدت پرتو دریافتی توسط آشکارساز تحلیلی می‌شود، اما شدت پرتو دریافت‌شده توسط آشکارساز مرجع تغییر نمی‌کند.
    میکروپروسسور نسبت این دو سیگنال را بررسی کرده و آن را به درصد حد پایین انفجار (%LEL) تبدیل می‌کند.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار (%LEL)

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)
    نسبت به دتکتورهای مسیر باز، اندازه‌گیری دقیق در محل نقطه‌ای

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست.

     

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل احتراق

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.09 AM1

    اصل عملکرد:
    عملکرد مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای دارد، با این تفاوت که منبع مادون قرمز از آشکارساز جدا شده است.

     

    توضیح دقیق:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، مفهوم تشخیص نقطه‌ای را به مسیرهایی با طول تا ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند نمونه‌های نقطه‌ای، این دتکتورها از دو پرتو استفاده می‌کنند:

    • پرتو “نمونه” در طول موجی از مادون قرمز قرار دارد که توسط هیدروکربن‌ها جذب می‌شود.
    • پرتو “مرجع” در طول موجی خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد.

    نسبت بین این دو پرتو به‌طور پیوسته مقایسه می‌شود:
    در حالت بدون گاز، نسبت سیگنال‌ها ثابت باقی می‌ماند.
    وقتی ابر گاز از مسیر عبور می‌کند، پرتو نمونه به نسبت غلظت گاز جذب یا تضعیف می‌شود، اما پرتو مرجع بدون تغییر باقی می‌ماند.
    سیستم، حاصل‌ضرب غلظت متوسط گاز در عرض ابر گاز را محاسبه کرده و مقدار را به‌صورت درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m) نمایش می‌دهد.

     

    محدوده اندازه‌گیری:
    درصد حد پایین انفجار بر متر (%LEL/m)

     

    مزایا:
    دقت و گزینش‌پذیری بالا
    دامنه اندازه‌گیری وسیع
    نیاز به نگهداری پایین
    مقاومت بالا در برابر مواد شیمیایی مسموم‌کننده
    عدم نیاز به اکسیژن یا هوا
    پایداری کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون دوره‌ای)
    عملکرد ایمن در خطا (Fail-to-safe)

     

    معایب:
    مناسب برای تشخیص گاز هیدروژن نیست
    برخلاف فناوری نقطه‌ای، محل نشت گاز را به‌طور دقیق مشخص نمی‌کند
    نیاز به مسیر باز و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM2

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.10 AM1

    فناوری: مادون قرمز مسیر باز (Open Path Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال (Combustible gases)

     

    اصل عملکرد:
    مشابه دتکتورهای مادون قرمز نقطه‌ای (Point IR) عمل می‌کند، با این تفاوت که منبع تابش مادون قرمز و آشکارساز از یکدیگر جدا هستند.

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتورهای مسیر باز مادون قرمز، روش تشخیص نقطه‌ای را به مسیری با طول حداکثر ۱۰۰ متر گسترش می‌دهند. مانند فناوری نقطه‌ای، این سیستم از دو پرتو استفاده می‌کند:

    • پرتو نمونه (Sample Beam): در طول موج مادون قرمز قرار دارد که توسط گازهای هیدروکربنی جذب می‌شود.
    • پرتو مرجع (Reference Beam): خارج از محدوده جذب گاز قرار دارد و تحت تأثیر حضور گاز نیست.

    نسبت شدت این دو پرتو به‌صورت پیوسته مقایسه می‌شود:
    اگر گازی وجود نداشته باشد، نسبت دو سیگنال ثابت می‌ماند.
    وقتی ابری از گاز از مسیر عبور می‌کند، شدت پرتو نمونه کاهش می‌یابد، ولی پرتو مرجع ثابت باقی می‌ماند.
    سیستم با مقایسه این نسبت، مقدار حاصل‌ضرب میانگین غلظت گاز و عرض ابر گاز را محاسبه می‌کند.

    واحد اندازه‌گیری: درصد حد انفجار پایین در واحد متر (%LEL/m)

     

    مزایا:

    • دقت و گزینش‌پذیری بالا
    • دامنه وسیع اندازه‌گیری
    • نیاز به نگهداری بسیار کم
    • مقاوم در برابر مسمومیت شیمیایی
    • نیاز نداشتن به هوا یا اکسیژن محیط
    • پایداری بسیار خوب در کالیبراسیون (عدم نیاز به کالیبراسیون منظم)
    • طراحی Fail-to-safe (ایمن در صورت بروز خطا)

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM 1

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.11 AM1

    • نسبت به فناوری نقطه‌ای، توانایی تعیین دقیق محل نشت گاز را ندارد
    • نیاز به مسیر مستقیم و بدون مانع بین منبع و آشکارساز دارد

     

     

    فناوری: مادون قرمز فوتواکوستیک (Photoacoustic Infrared)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی (Combustible gases; Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    از توانایی جذب پرتو مادون قرمز توسط گاز و تغییرات فشار ناشی از آن استفاده می‌شود.

     

    توضیح تفصیلی:
    نمونه گاز در معرض نور مادون قرمز قرار می‌گیرد. زمانی که مولکول‌های گاز نور را جذب می‌کنند، ضربان یا پالس فشاری تولید می‌شود.
    مقدار این پالس فشاری مستقیماً نشان‌دهنده غلظت گاز موجود است.
    این تغییرات فشار توسط میکروفون یا سنسور حساس به فشار تشخیص داده می‌شود و به سیگنال الکتریکی تبدیل می‌گردد.

    واحدهای اندازه‌گیری:

    • درصد حد انفجار پایین (%LEL)
    • درصد حجمی (% by volume)
    • قسمت در میلیون (PPM)
    • قسمت در میلیارد (PPB)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • استفاده آسان
    • مقاوم در برابر مسمومیت سنسور
    • پایداری بلندمدت

     

    معایب:

    • برای تشخیص گاز هیدروژن مناسب نیست

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای گازهای سمی (Electrochemical Toxic Gases)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (Toxic gases)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت گاز است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل یک محفظه با ژل یا الکترولیت و دو الکترود فعال است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود متقابل (کاتد)
      یک الکترود سوم (مرجع) ولتاژ ثابت بین آند و کاتد را حفظ می‌کند.

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.

    در آند واکنش اکسیداسیون و در کاتد واکنش کاهش رخ می‌دهد.
    در نتیجه، یون‌های مثبت به سمت کاتد و یون‌های منفی به سمت آند حرکت می‌کنند.
    این جریان الکتریکی متناسب با غلظت گاز سمی تولید می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    قسمت در میلیون (PPM) برای گازهای سمی

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان

     

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش طول عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم

     

     

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گازهای سمی

    Electrochemical Toxic Sensor

     

     

    فناوری: الکتروشیمیایی برای سنجش اکسیژن (Electrochemical Oxygen)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    کمبود یا غنی‌شدگی اکسیژن (O₂)

     

    اصل عملکرد:
    واکنش الکتروشیمیایی برای تولید جریانی که متناسب با غلظت اکسیژن است.

     

    توضیح تفصیلی:
    سنسور شامل محفظه‌ای حاوی ژل یا الکترولیت و دو الکترود است:

    • الکترود اندازه‌گیری (آند)
    • الکترود مرجع/متقابل (معمولاً از جنس سرب)

    نمونه گاز از طریق غشاء وارد محفظه می‌شود.
    واکنش اکسیداسیون در آند و واکنش کاهش در کاتد رخ می‌دهد.
    جریان یونی ایجادشده، متناسب با غلظت اکسیژن، یک جریان الکتریکی تولید می‌کند که توسط دستگاه اندازه‌گیری می‌شود.

    واحد اندازه‌گیری:
    درصد حجمی اکسیژن (% Volume)

     

    مزایا:

    • حساسیت بالا
    • خروجی خطی
    • کاربری آسان
    • مقاوم در برابر سمّی شدن سنسور

    معایب:

    • عمر مفید محدود
    • تأثیرپذیر از گازهای مزاحم (interferents)
    • کاهش عمر در محیط‌های بسیار خشک یا بسیار گرم، یا در شرایط اکسیژن غنی‌شده

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM

     

     

    دتکتور گاز الکتروشیمیائی گاز اکسیژن

    Typical Electrochemical Oxygen Sensor

     

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.12 AM1

     

    دتکتور گاز  رسانایی حرارتی معمولی

    Typical Thermal Conductivity Sensor

     

    فناوری: رسانش گرمایی (Thermal Conductivity)

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای قابل اشتعال و گازهای سمی

     

    اصل عملکرد:
    سنجش توانایی گاز برای انتقال حرارت با مقایسه آن با یک گاز مرجع (معمولاً هوا)

    توضیح تفصیلی:
    در این روش از دو سنسور استفاده می‌شود:

    • سنسور آشکارساز (Detecting Sensor)
    • سنسور جبران‌کننده (Compensating Sensor)

    هر دو سنسور در یک پل ویتستون (Wheatstone Bridge) قرار دارند.
    سنسور آشکارساز در معرض گاز موردنظر قرار دارد، در حالی که سنسور جبران‌کننده در محفظه‌ای با هوای تمیز مهر و موم شده است.
    وقتی گاز وارد سنسور آشکارساز می‌شود، باعث خنک شدن آن می‌گردد که این امر مقاومت الکتریکی را تغییر می‌دهد.
    این تغییر مقاومت متناسب با غلظت گاز است.
    سنسور جبران‌کننده تضمین می‌کند که تغییر دما ناشی از خود گاز است نه دمای محیط یا عوامل دیگر.

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM تا ۱۰۰٪ حجمی

     

    مزایا:

    • دامنه وسیع اندازه‌گیری

     

    معایب:

    • غیر اختصاصی (به سایر ترکیبات نیز واکنش نشان می‌دهد)
    • برای گازهایی با رسانش گرمایی نزدیک به یک (مانند هوا، NH₃، CO، NO، O₂، N₂) مناسب نیست
    • اندازه‌گیری گازهایی با رسانش گرمایی کمتر از یک دشوارتر است
    • خروجی سیگنال همیشه خطی نیست

     

    فناوری: یونیزاسیون نوری (Photoionization – PID)

     

    نوع گاز قابل تشخیص:
    گازهای سمی (ترکیبات آلی)

     

    اصل عملکرد:
    مبنای آشکارسازی بر اساس یونیزه کردن گاز با استفاده از پرتو فرابنفش (UV)

     

    توضیح تفصیلی:
    دتکتور یونیزاسیون نوری (PID) از یک لامپ فرابنفش برای یونیزه کردن ترکیب موردنظر استفاده می‌کند.
    مولکول‌های گاز تحت تابش فرابنفش یونیزه شده و یون‌ها تولید می‌شوند.
    این یون‌ها روی یک الکترود جمع‌آوری می‌گردند و جریان الکتریکی ایجاد می‌کنند.
    مقدار این جریان متناسب با غلظت گاز است و به‌صورت عددی در واحد PPM یا مقادیر زیر PPM (sub-ppm) روی نمایشگر دستگاه نشان داده می‌شود.

     

    واحد اندازه‌گیری:
    PPM و زیر PPM

     

    مزایا:

    • سرعت پاسخ‌دهی بسیار بالا
    • توانایی تشخیص در سطوح بسیار پایین
    • قابلیت تشخیص طیف گسترده‌ای از ترکیبات

     

    معایب:

    • هزینه بالا
    • نیاز به نگهداری بیشتر
    • نیاز به کالیبراسیون مکرر
    • غیر اختصاصی بودن (عدم تمایز دقیق بین ترکیبات مشابه)
    • حساسیت به رطوبت

     

    دتکتور گاز فوتویونیزاسیون

    Photoionization Sensor Design

    WhatsApp Image 2025 09 25 at 2.26.13 AM1

    روش‌های نمونه‌برداری گاز

    سه روش اصلی برای نمونه‌برداری از گاز وجود دارد:

    ۱. نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)
    ۲. نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)
    ۳. نمونه‌برداری با مکش (Aspirated Sampling)

     

    نمونه‌برداری به روش انتشار (Diffusion Sampling)

    در این روش، انتقال گاز به سمت حسگر از طریق حرکت طبیعی مولکول‌ها از ناحیه‌ای با غلظت بالا به ناحیه‌ای با غلظت پایین صورت می‌گیرد.
    واژه «انتشار» به فرایندی اشاره دارد که در آن مولکول‌ها یا ذرات دیگر به دلیل حرکت حرارتی تصادفی خود با یکدیگر مخلوط می‌شوند.
    شرایط محیطی مانند دما، جریان‌های هوا و سایر عوامل محیطی بر میزان و سرعت انتشار تأثیر می‌گذارند.

     

    مزایا:

    • نصب دتکتور دقیقاً در نقطه موردنظر برای نمونه‌گیری انجام می‌شود.
    • پاسخ‌دهی سریع به دلیل عدم نیاز به انتقال نمونه
    • عدم نیاز به پمپ یا فیلتر و در نتیجه نگهداری ساده‌تر

     

    نمونه‌برداری با پمپ (Pumped Sampling)

    در این روش، یک پمپ برای مکش نمونه گاز از یک مکان دوردست به داخل یا از میان حسگر به‌کار گرفته می‌شود.
    با استفاده از نمونه‌برداری پمپی، امکان جمع‌آوری نمونه‌ها به‌صورت همزمان از دو یا چند محل مختلف وجود دارد.

     

    مزایا:

    • قابلیت نمونه‌گیری از فواصل دور
    • امکان پایش هم‌زمان چند نقطه
    • مناسب برای کاربردهایی که در آن حسگر نمی‌تواند مستقیماً در محل نمونه‌برداری نصب شود

     

    توجه:

    • این روش نیاز به تجهیزات مکانیکی (پمپ) دارد که ممکن است نیازمند نگهداری منظم باشند.
    • ممکن است به زمان انتقال نمونه نیاز داشته باشد که باعث تاخیر در پاسخ‌دهی شود.

     

    شرایط مناسب برای نمونه‌برداری پمپی (Pumped Sampling):

    مواردی که این روش توصیه می‌شود:

    • نقطه نمونه‌برداری بسیار گرم یا بسیار سرد است.
    • دسترسی به محل نمونه‌برداری دشوار است.
    • بخارهای سنگین وجود دارد که به‌خوبی با نیروهای طبیعی پخش نمی‌شوند.
    • در برخی کاربردها، استفاده از پمپ می‌تواند سیستم را از کلاس ضدانفجار (XP) به کلاس کاربرد عمومی (GP) تبدیل کند.
      (در این حالت، ممکن است نیاز به نصب مهارکننده شعله (Flashback Arrestor) بین ورودی نمونه و حسگر باشد.)
    • مناسب برای فضاهای بسته و محدود (Confined Spaces)

     

    نمونه‌برداری آسپیره (Aspirated Sampling)

    در این روش، نمونه گاز با استفاده از مکش غیرفعال یا جریان طبیعی به داخل یا از میان حسگر کشیده می‌شود.

     

    مزایای نمونه‌برداری آسپیره نسبت به پمپی:

    • هزینه پایین‌تر
    • نگهداری کمتر به‌دلیل نبود قطعات متحرک
      (در مقایسه با پمپ که نیاز به تعمیرات دوره‌ای دارد)

     

  • طراحی لوله ها برای سیستم اطفاء حریق با گاز دی اکسیدکربن

    تعیین اندازه لوله‌ها و سوراخ‌ها برای سیستم اطفاء حریق با گاز دی اکسیدکربن
    NFPA12-ANNEX-C

    ین ضمیمه جزو الزامات این سند NFPA نیست، بلکه تنها برای مقاصد اطلاعاتی گنجانده شده است.

    C.1 محاسبه اندازه لوله‌ها برای سیستم‌های دی‌اکسید کربن
    محاسبه اندازه لوله‌ها برای سیستم‌های دی‌اکسید کربن پیچیده است زیرا افت فشار به‌طور غیرخطی با طول لوله ارتباط دارد. دی‌اکسید کربن به‌صورت مایع در فشار اشباع از مخزن ذخیره خارج می‌شود. با کاهش فشار به‌دلیل اصطکاک در لوله، مایع به بخار تبدیل می‌شود و مخلوطی از مایع و بخار تولید می‌کند. بنابراین، حجم مخلوط جاری افزایش می‌یابد و سرعت جریان نیز باید افزایش یابد. به این ترتیب، افت فشار در واحد طول لوله در انتهای لوله بیشتر از ابتدای آن خواهد بود.

    اطلاعات مربوط به افت فشار برای طراحی سیستم‌های لوله‌کشی می‌تواند بهترین‌طور از منحنی‌های فشار در برابر طول معادل برای نرخ‌های جریان و اندازه‌های مختلف لوله به‌دست آید. این منحنی‌ها می‌توانند با استفاده از معادله نظری که در بخش 4.7.5.1 آمده است ترسیم شوند. عوامل Y و Z در معادله آن پاراگراف وابسته به فشار ذخیره‌سازی و فشار خط هستند. در معادلات زیر، Z یک نسبت بدون بعد است و عامل Y واحدهای فشار ضربدر چگالی دارد و بنابراین سیستم واحدها را تغییر می‌دهد. عوامل Y و Z می‌توانند به‌صورت زیر ارزیابی شوند:

    جایی که:

    P = فشار در انتهای خط لوله [psi (kPa)]
    PI = فشار ذخیره‌سازی [psi (kPa)]
    p = چگالی در فشار P [lb/ft³ (kg/m³)]
    P1 = چگالی در فشار P1 [lb/ft³ (kg/m³)]
    Ln = لگاریتم طبیعی

    فشار ذخیره‌سازی یک عامل مهم در جریان دی‌اکسیدکربن است. در ذخیره‌سازی با فشار پایین، فشار شروع در مخزن ذخیره‌سازی به سطح پایین‌تری کاهش می‌یابد، بسته به اینکه آیا تمام یا بخشی از تامین پخش می‌شود. به همین دلیل، فشار متوسط در طول تخلیه حدود 285 psi (1965 kPa) خواهد بود. معادله جریان بر اساس فشار مطلق است؛ بنابراین، 300 psi (2068 kPa) برای محاسبات مربوط به سیستم‌های فشار پایین استفاده می‌شود.
    در سیستم‌های فشار بالا، فشار ذخیره‌سازی به دمای محیط بستگی دارد. دمای محیط معمولی 70°F (21°C) فرض می‌شود. برای این شرایط، فشار متوسط در سیلندر در هنگام تخلیه بخش مایع حدود 750 psi (5171 kPa) خواهد بود. بنابراین، این فشار برای محاسبات مربوط به سیستم‌های فشار بالا انتخاب شده است.
    با استفاده از فشارهای پایه 300 psi (2068 kPa) و 750 psi (5171 kPa)، مقادیر عوامل Y و Z در معادله جریان تعیین شده‌اند. این مقادیر در جدول C.1 (a) و جدول C.1 (b) ذکر شده‌اند.
    برای کاربرد عملی، مطلوب است که منحنی‌هایی برای هر اندازه لوله‌ای که می‌تواند استفاده شود رسم شود. با این حال، معادله جریان می‌تواند به صورت زیر بازترتیب شود:

    QAAAABJRU5ErkJggg==

    جایی که:

    از شکل C.1 (a)، فشار شروع 228 psi (1572 kPa) (فشار پایانی خط اصلی) با خط نرخ جریان [193 lb/min (87.6 kg/min)] در طول معادل حدود 300 فوت (91.4 متر) تقاطع می‌کند. به عبارت دیگر، اگر خط انشعاب از مخزن ذخیره‌سازی شروع شود، دی‌اکسید کربن مایع باید از 300 فوت (91.4 متر) لوله‌کشی عبور کند تا فشار به 228 psi (1572 kPa) کاهش یابد. بنابراین، این طول به عنوان نقطه شروع برای طول معادل خط انشعاب در نظر گرفته می‌شود. فشار پایانی خط انشعاب سپس به 165 psi (1138 kPa) می‌رسد، جایی که خط نرخ جریان 193lb/min (87.6 kg/min) با خط طول معادل کلی 410 فوت (125 متر) تقاطع می‌کند، یا 300 فوت + 110 فوت (91 متر + 34 متر). با این فشار پایانی جدید [165 psi (1138 kPa)] و نرخ جریان[500 lb/min (227 kg/min)]، مساحت معادل مورد نیاز برای اسپرینکلر در انتهای هر خط انشعاب تقریباً 0.567 اینچ مربع (366 میلی‌متر مربع) خواهد بود.
    این تقریباً همان مثال اسپرینکلر بزرگ تک است، به جز اینکه نرخ تخلیه به دلیل کاهش فشار نصف شده است.
    طراحی سیستم توزیع لوله‌کشی بر اساس نرخ جریان مورد نظر در هر اسپرینکلر است. این به نوبه خود نرخ جریان مورد نیاز در خطوط انشعاب و لوله‌کشی اصلی را تعیین می‌کند. از تجربه عملی، می‌توان اندازه‌های تقریبی لوله‌های مورد نیاز را تخمین زد. فشار در هر اسپرینکلر می‌تواند از منحنی‌های جریان مناسب تعیین شود. اندازه‌های دهانه اسپرینکلر سپس بر اساس فشار اسپرینکلر از داده‌های ارائه شده در بخش 4.7.5.2 انتخاب می‌شود.
    در سیستم‌های فشار بالا، هدر اصلی از چندین سیلندر جداگانه تأمین می‌شود. بنابراین جریان کل تقسیم بر تعداد سیلندرها می‌شود تا نرخ جریان از هر سیلندر بدست آید. ظرفیت جریان شیر سیلندر و اتصالات به هدر با هر سازنده متفاوت است، بسته به طراحی و اندازه. برای هر شیر خاص، لوله انشعاب و مجموعه اتصالات، طول معادل می‌تواند به صورت فوت از اندازه لوله استاندارد تعیین شود. با این اطلاعات، معادله جریان می‌تواند برای تهیه یک منحنی جریان در مقابل افت فشار استفاده شود. این منحنی یک روش مناسب برای تعیین فشار هدر برای ترکیب شیر و اتصالات خاص فراهم می‌کند.
    جدول C.1(d) و جدول C.1(e) طول‌های معادل اتصالات لوله را برای تعیین طول معادل سیستم‌های لوله‌کشی فهرست می‌کنند. جدول C.1(d) برای اتصالات رزوه‌ای است و جدول C.1(e) برای اتصالات جوشی است. هر دو جدول برای اندازه‌های لولهSchedule 40 محاسبه شده‌اند؛ با این حال، برای تمام مقاصد عملی، همان ارقام می‌توانند برای اندازه‌های لوله Schedule 80 نیز استفاده شوند. این جداول باید برای تعیین طول معادل لوله برای اتصالات استفاده شوند مگر اینکه داده‌های آزمایش سازنده نشان دهند که عوامل دیگری مناسب هستند. برای اتصالات مکانیکی شیار دار که برای استفاده در سیستم‌های دی‌اکسید کربن فهرست شده‌اند، داده‌های طول معادل باید از سازنده دریافت شود.
    برای تغییرات جزئی در ارتفاع لوله‌کشی، تغییر در فشار سر قابل توجه نیست. با این حال، اگر تغییر قابل توجهی در ارتفاع وجود داشته باشد، این عامل باید در نظر گرفته شود. اصلاح فشار سر برای هر فوت از ارتفاع بستگی به فشار متوسط خط دارد، زیرا چگالی با فشار تغییر می‌کند. عوامل اصلاحی در جدول C.1(f) و جدول C.1(g) برای سیستم‌های فشار پایین و فشار بالا به ترتیب داده شده‌اند. اصلاحی که هنگام جریان به سمت بالا اعمال می‌شود، از فشار پایانی کم می‌شود و زمانی که جریان به سمت پایین است، به فشار پایانی افزوده می‌شود.

  • نصب، دتکتورهای دودی مکشی یا اسپیراتینگ ها

    نصب
    این بخش اصول اولیه نصب شبکه لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ را ارائه می‌دهد. سیستم اسپیراتینگ باید مطابق با استاندارد EN 54-20 و همچنین BS 5839، BS 6266 و/یا «کد عملیاتی FIA برای طراحی، نصب، راه‌اندازی و نگهداری سیستم‌های دتکتور دودی اسپیراتینگ» نصب شود. پیش از آغاز نصب، نصاب باید به خاطر داشته باشد که هر سیستم ویژگی‌ها و تفاوت‌های خاص خود را برای تطبیق با لوله‌کشی سیستم اسپیراتینگ و تضمین عملکرد صحیح سیستم دارد.

    لوله‌های سیستم اسپیراتینگ می‌توانند از جنس پلاستیک یا فلزات غیرآهنی مانند مس باشند. رایج‌ترین لوله در صنعت، لوله‌ای با قطر خارجی ۲۵ میلی‌متر (۰.۷۵ اینچ) از جنس CPVC، PVC، ABS یا UPVC است. با این حال، قطر داخلی لوله می‌تواند بسته به نیاز طراحی سیستم و مقررات و کدهای محلی، بین ۱۵ میلی‌متر تا ۲۱ میلی‌متر (۰.۵۹۱ اینچ تا ۰.۸۲۷ اینچ) متغیر باشد. در اروپا رایج‌ترین لوله، ABS و در ایالات متحده، CPVC است. رایج‌ترین مواد نصب، اتصالات، پایه‌های نگهدارنده، آویزها و روش‌های نصب در بخش‌های بعدی شرح داده شده‌اند.

    الزامات لوله‌کشی
    برای رعایت استاندارد EN 54-20، باید از لوله ABS قرمز مطابق با استاندارد EN 61386 (فشار مکانیکی ۱، ضربه ۱، دما ۳۱) با قطر خارجی اسمی ۲۵ میلی‌متر (قطر داخلی ۲۱ میلی‌متر) استفاده شود. مقاطع لوله باید با چسب مناسب ABS به یکدیگر چسبانده شوند تا از جدا شدن یا نشتی جلوگیری شود. اگر احتمال داده می‌شود که در آینده نیاز به جدا کردن بخشی از لوله باشد، باید از اتصال‌های قابل باز شدن استفاده شود.

    مهم:
    اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم یا اتصال T قرار نداشته باشد.
    هیچ‌گاه لوله‌ها را به خودِ واحد دتکتور دودی اسپیراتینگ نچسبانید.

    اتصالات
    اتصالات برای اتصال بخش‌های مختلف لوله به‌منظور ایجاد شبکه‌های طولانی‌تر استفاده می‌شوند؛ این اتصالات از همان جنس لوله ساخته می‌شوند. انواع مختلفی از اتصالات وجود دارند تا امکان ایجاد خم‌ها، مسیرهای مستقیم، شاخه‌ها و اتصال‌ها فراهم شود. در این صفحه اتصالات رایج توضیح داده شده‌اند.

    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها
    کوپلینگ‌ها و یونیت‌ها برای اتصال دو بخش از لوله در یک خط مستقیم استفاده می‌شوند. کوپلینگ زمانی به کار می‌رود که قرار نیست بخش مربوطه جدا شود. یونیت این امکان را می‌دهد که دو بخش لوله به صورت پیچی به یکدیگر متصل شوند تا در آینده بتوان به آن دسترسی داشت؛ این ویژگی برای بخش‌هایی از شبکه لوله‌کشی که باید به‌طور دوره‌ای برای نگهداری یا تمیزکاری باز شوند، مفید است. از یونیت‌ها همچنین می‌توان برای تراز دقیق سوراخ‌های نمونه‌گیری در بخش خاصی از شبکه لوله‌کشی، مانند بالای دریچه‌های برگشت هوا، استفاده کرد. شکل ۱ در پایین، یک نمونه رایج از یونیت و کوپلینگ پلاستیکی را نشان می‌دهد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.43 AM

    خم‌ها/الگ‌ها
    خم‌ها/الگ‌ها برای تغییر جهت شبکه لوله‌کشی استفاده می‌شوند. خم‌های ۴۵° و ۹۰° هر دو قابل استفاده هستند. یک خم معمولی در شکل ۲ پایین نشان داده شده و اتصالات خم پلاستیکی معمولی در شکل ۳ پایین آمده است.
    خم‌ها می‌توانند ۴۵° یا ۹۰° باشند. برای خم‌های ۹۰°، بسیار مهم است که از شعاع‌های کم‌شیب استفاده شود و از خم‌های تیز خودداری گردد، زیرا خم‌های تیز موجب وارد شدن افت فشار غیرضروری شده و زمان پاسخ‌دهی از سوراخ‌هایی که پس از خم قرار دارند را افزایش می‌دهد. اطمینان حاصل کنید که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از یک خم قرار نداشته باشد.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.44 AM1

    سه‌راهی و درپوش‌ها
    از سه‌راهی می‌توان برای ایجاد شاخه‌های چندگانه در لوله‌ها استفاده کرد. مهم است که طراحی شاخه‌ها متعادل باشد – یعنی تقریباً از نظر طول و تعداد/اندازه سوراخ‌ها برابر باشند. اطمینان حاصل شود که هیچ سوراخی در فاصله کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر از سه‌راهی قرار نداشته باشد. از سه‌راهی‌ها برای اتصال لوله‌های عمودی یا لوله‌های نمونه‌برداری در شبکه استفاده می‌شود. از سه‌راهی‌های خاص می‌توان برای اتصال لوله موئین و یک نقطه نمونه‌برداری استفاده کرد، همان‌طور که در شکل ۴ نشان داده شده است.

    انتهای لوله باید با درپوشی که دارای سوراخ مرکزی برای کنترل جریان هوا است، بسته شود. اگر از درپوش استفاده نشود، در عمل هیچ هوایی از طریق سوراخ‌های جانبی کشیده نخواهد شد. بدون وجود سوراخ در درپوش، میزان جریان هوا از سوراخ‌های جانبی به‌شدت نامتعادل خواهد بود. برای لوله‌هایی با تعداد کم سوراخ نمونه‌برداری، سوراخ درپوش معمولاً هم‌اندازه با سوراخ‌های نمونه‌برداری در طول لوله است. هنگامی که تعداد سوراخ‌های نمونه‌برداری بیش از پنج عدد باشد، سوراخ درپوش ممکن است بزرگ‌تر از سوراخ‌های دیگر در طول لوله باشد. در صورت نیاز، می‌توان درپوش را به‌عنوان یک نقطه نمونه‌برداری در نظر گرفت.

    ممکن است درپوش دارای سوراخ نمونه‌برداری باشد: وجود و اندازه این سوراخ توسط نرم‌افزار طراحی سیستم – PipeIQ – تعیین می‌شود. لطفاً به شکل ۴ زیر مراجعه کنید.

    WhatsApp Image 2025 10 04 at 1.23.45 AM

     

  • تشخیص گاز در سردخانه ها

    مقدمه
    تشخیص گاز و نشت‌یابی دو فعالیت مجزا هستند که به موضوعی یکسان می‌پردازند، اما روش‌های آن‌ها بسیار متفاوت است.
    تشخیص گاز شامل آنالیز نمونه‌های هوا برای تعیین وجود گاز مبرد است.
    نشت‌یابی، بازرسی نظام‌مند یک سیستم تبرید به‌منظور مشخص کردن وجود نشتی است.
    اصطلاحات تشخیص گاز و نشت‌یابی قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند.

    دتکتورهای نشت معمولاً تجهیزات دستی هستند که توسط افراد حمل می‌شوند و برای شناسایی نشتی‌ها در سیستم‌های تبرید مورد استفاده قرار می‌گیرند.
    انواع مختلفی از دتکتورهای نشت در دسترس است، از روش‌های ساده‌ای مانند آب صابون گرفته تا ابزارهای الکتریکی پیشرفته.

    دتکتورهای گاز معمولاً در نصب‌های ثابت به کار می‌روند و شامل تعدادی دتکتور هستند که در مکان‌هایی قرار می‌گیرند که در صورت نشت از تأسیسات، احتمال تجمع گاز مبرد وجود دارد.
    این مکان‌ها به چیدمان اتاق ماشین‌آلات و فضاهای مجاور، پیکربندی سیستم و نوع مبرد بستگی دارند.

    پیش از انتخاب دتکتور مناسب تشخیص گاز، باید به چند پرسش پاسخ داده شود:

    • کدام گازها باید اندازه‌گیری شوند و در چه مقادیری؟
      – کدام اصل عملکرد دتکتور برای این کار مناسب‌تر است؟
      – چه تعداد دتکتور مورد نیاز است؟
      – دتکتورها در کجا و چگونه باید نصب و کالیبره شوند؟
    • حدود هشدار مناسب کدام است؟
      – چند سطح هشدار لازم است؟
      – اطلاعات هشدار چگونه باید پردازش شود؟

    این راهنمای کاربردی به این پرسش‌ها پاسخ خواهد داد.

     

    فناوری دتکتور

    انتخاب فناوری دتکتور برای تشخیص گاز مبرد به نوع گاز هدف و محدوده ppm مورد نیاز بستگی دارد.
    دتکتورهای مختلفی وجود دارند که با گازهای رایج، محدوده‌های ppm مناسب و الزامات ایمنی برای سیستم‌های تبرید سازگارند.

    EC – دتکتور الکتروشیمیایی
    دتکتورهای الکتروشیمیایی عمدتاً برای گازهای سمی استفاده می‌شوند و برای آمونیاک مناسب هستند.
    این دتکتورها شامل دو الکترود هستند که در یک محیط الکترولیت غوطه‌ور شده‌اند.
    واکنش اکسایش/کاهش جریان الکتریکی تولید می‌کند که با غلظت گاز متناسب است.
    این دتکتورها بسیار دقیق هستند (±۲٪) و عمدتاً برای گازهای سمی که به روش دیگری قابل شناسایی نیستند یا در مواردی که دقت بالا نیاز است، استفاده می‌شوند.
    دتکتورهای EC مخصوص آمونیاک با محدوده تا ۰ تا ۵۰۰۰ ppm عرضه می‌شوند و طول عمر مورد انتظار آن‌ها حدود ۲ سال است که بستگی به میزان تماس با گاز هدف دارد.
    تماس با نشت‌های بزرگ آمونیاک یا وجود دائمی آمونیاک در پس‌زمینه، طول عمر دتکتور را کاهش می‌دهد.
    دتکتورهای EC تا زمانی که حساسیت آن‌ها بالای ۳۰٪ باشد، قابل کالیبراسیون مجدد هستند.
    این دتکتورها بسیار انتخاب‌پذیر هستند و به ندرت دچار تداخل متقابل می‌شوند. ممکن است به تغییرات ناگهانی رطوبت واکنش نشان دهند اما به سرعت پایدار می‌شوند.

    SC – دتکتور نیمه‌رسانا (حالت جامد)
    عملکرد دتکتور نیمه‌رسانا بر پایه اندازه‌گیری تغییر مقاومت است (متناسب با غلظت)، زمانی که گاز روی سطح یک نیمه‌رسانا که معمولاً از اکسیدهای فلز ساخته شده، جذب می‌شود.
    این دتکتورها برای طیف گسترده‌ای از گازها از جمله گازهای قابل اشتعال، سمی و گازهای مبرد قابل استفاده هستند.

    ادعا می‌شود که این نوع دتکتورها در تشخیص گازهای قابل احتراق در غلظت‌های پایین تا ۱۰۰۰ ppm عملکرد بهتری نسبت به نوع کاتالیستی دارند. این دتکتورها کم‌هزینه، با طول عمر بالا، حساس هستند و می‌توان از آن‌ها برای تشخیص طیف گسترده‌ای از گازها از جمله تمامی مبردهای HCFC، HFC، آمونیاک و هیدروکربن‌ها استفاده کرد.

    با این حال، این دتکتورها انتخاب‌پذیر نیستند و برای تشخیص یک گاز خاص در مخلوط یا در مواردی که احتمال وجود غلظت بالایی از گازهای تداخل‌زا وجود دارد، مناسب نیستند.

    تداخل ناشی از منابع کوتاه‌مدت (مانند گاز اگزوز کامیون) که منجر به هشدارهای اشتباه می‌شود، را می‌توان با فعال کردن تأخیر در آلارم برطرف کرد.

    دتکتورهای نیمه‌رسانا برای هالوکربن‌ها می‌توانند بیش از یک گاز یا یک مخلوط را به طور هم‌زمان تشخیص دهند. این ویژگی به‌ویژه در نظارت بر اتاق ماشین‌آلات با چندین مبرد مختلف مفید است.

    P – دتکتور پلستور
    پلستورها (که گاهی مهره یا کاتالیتیکی نیز نامیده می‌شوند) عمدتاً برای گازهای قابل احتراق از جمله آمونیاک استفاده می‌شوند و در سطوح بالای تشخیص، محبوب‌ترین دتکتورها برای این کاربرد هستند. عملکرد این دتکتور بر اساس سوزاندن گاز در سطح مهره و اندازه‌گیری تغییر مقاومت حاصل‌شده در مهره (که متناسب با غلظت است) می‌باشد.

    این دتکتورها نسبتاً کم‌هزینه، جاافتاده و قابل‌فهم هستند و طول عمر خوبی دارند (عمر مورد انتظار ۳ تا ۵ سال). زمان پاسخ‌دهی معمولاً کمتر از ۱۰ ثانیه است.

    در برخی کاربردها ممکن است دچار مسمومیت شوند.
    مسمومیت به کاهش واکنش دتکتور نسبت به گاز هدف در اثر وجود (آلودگی) یک ماده دیگر در سطح کاتالیست گفته می‌شود که یا با آن واکنش می‌دهد یا لایه‌ای روی آن تشکیل می‌دهد که ظرفیت واکنش با گاز هدف را کاهش می‌دهد. رایج‌ترین مواد مسموم‌کننده ترکیبات سیلیکونی هستند.

    پلستورها عمدتاً برای گازهای قابل احتراق استفاده می‌شوند و بنابراین برای آمونیاک و مبردهای هیدروکربنی در غلظت‌های بالا مناسب هستند. این دتکتورها تمامی گازهای قابل احتراق را تشخیص می‌دهند اما با نرخ‌های مختلف، و بنابراین می‌توان آن‌ها را برای گازهای خاص کالیبره کرد. نسخه‌های خاصی برای آمونیاک وجود دارد.

    IR – مادون قرمز
    فناوری مادون قرمز از این واقعیت بهره می‌برد که بیشتر گازها دارای باند جذب مشخصی در ناحیه مادون قرمز طیف هستند و از این ویژگی برای تشخیص آن‌ها استفاده می‌شود. مقایسه با پرتو مرجع امکان تعیین غلظت را فراهم می‌سازد.

    اگرچه نسبت به دتکتورهای دیگر نسبتاً گران‌قیمت هستند، اما طول عمر بالایی تا ۱۵ سال، دقت زیاد و حساسیت متقابل پایین دارند.

    به دلیل اصل اندازه‌گیری، دتکتورهای مادون قرمز ممکن است در محیط‌های دارای گرد و غبار دچار مشکل شوند، زیرا حضور ذرات زیاد در هوا ممکن است خوانش را مختل کند.

    این دتکتورها برای تشخیص دی‌اکسید کربن توصیه می‌شوند و رایج هستند. اگرچه فناوری آن برای گازهای دیگر نیز وجود دارد، اما معمولاً در راه‌حل‌های تجاری مشاهده نمی‌شود.

    کدام دتکتور برای مبرد خاص مناسب است؟
    بر اساس گاز مبرد هدف و محدوده ppm مورد نظر، جدول زیر نمای کلی از مناسب‌بودن فناوری‌های مختلف دتکتورهای ارائه‌شده توسط دانفوس را ارائه می‌دهد.

    زمان پاسخ‌دهی دتکتور
    زمان پاسخ‌دهی، مدت‌زمان لازم برای خواندن درصد مشخصی از مقدار واقعی در اثر تغییر ناگهانی غلظت گاز هدف توسط دتکتور است.
    زمان پاسخ‌دهی برای اغلب دتکتورها به صورت t90 بیان می‌شود، به این معنا که مدت‌زمانی که طول می‌کشد دتکتور ۹۰ درصد از غلظت واقعی را بخواند. شکل ۴ نمونه‌ای از دتکتوری با زمان پاسخ‌دهی t90 برابر با ۹۰ ثانیه را نشان می‌دهد.

    همان‌طور که در نمودار مشخص است، واکنش دتکتور پس از عبور از ۹۰ درصد کندتر شده و مدت‌زمان بیشتری برای رسیدن به ۱۰۰ درصد نیاز دارد.

    نیاز به تشخیص گاز
    دلایل متعددی برای نیاز به تشخیص گاز وجود دارد. دو دلیل آشکار، محافظت از افراد، تولید و تجهیزات در برابر تأثیر نشت احتمالی گاز و رعایت مقررات است. دلایل مهم دیگر عبارتند از:

    • کاهش هزینه خدمات (هزینه گاز جایگزین و مراجعه تعمیرکار)
      • کاهش هزینه مصرف انرژی به دلیل فقدان مبرد
      • خطر آسیب به محصولات ذخیره‌شده در اثر نشت گسترده
    • امکان کاهش هزینه‌های بیمه
      • مالیات یا سهمیه مربوط به مبردهای ناسازگار با محیط زیست
      کاربردهای مختلف سامانه‌های تبرید به دلایل متفاوتی نیازمند تشخیص گاز هستند.

    آمونیاک به عنوان ماده‌ای سمی با بوی بسیار خاص طبقه‌بندی می‌شود، بنابراین به‌طور طبیعی «هشداردهنده» است. با این حال، استفاده از دتکتورهای گاز برای صدور هشدار اولیه و پایش نواحی‌ای که همواره افراد حضور ندارند (مانند اتاق‌های ماشین‌آلات) الزامی است. باید توجه داشت که آمونیاک تنها مبرد رایج است که از هوا سبک‌تر می‌باشد. در بسیاری از موارد، این ویژگی باعث می‌شود آمونیاک به بالای ناحیه تنفسی صعود کرده و شناسایی نشتی برای افراد دشوار شود. استفاده از دتکتور گاز در نواحی مناسب، هشدارهای اولیه در صورت نشتی آمونیاک را تضمین می‌کند.

    هیدروکربن‌ها به‌عنوان مواد قابل اشتعال طبقه‌بندی می‌شوند. بنابراین، ضروری است که غلظت آن‌ها در اطراف سامانه تبرید از حد اشتعال فراتر نرود.

    مبردهای فلوئوردار همگی دارای اثرات منفی خاصی بر محیط زیست هستند و به همین دلیل باید از هرگونه نشتی آن‌ها جلوگیری کرد.

    دی‌اکسید کربن (CO₂) مستقیماً در فرآیند تنفس دخیل است و باید متناسب با آن با آن برخورد شود. حدود ۰٫۰۴٪ دی‌اکسید کربن به‌طور طبیعی در هوا وجود دارد. در غلظت‌های بالاتر، برخی واکنش‌های منفی مشاهده شده است که با افزایش نرخ تنفس (حدود ۱۰۰٪ در غلظت ۳٪) آغاز شده و به از دست دادن هوشیاری و مرگ در غلظت‌های بالاتر از ۱۰٪ منجر می‌شود.

    مقررات و استانداردها
    الزامات مربوط به تشخیص گاز در کشورهای مختلف جهان متفاوت است. در صفحات بعد نمایی کلی از قوانین و مقررات رایج ارائه شده است.

    اروپا
    استاندارد ایمنی فعلی برای سامانه‌های تبرید در اروپا، EN 378:2016 است.

    سطوح هشدار مشخص‌شده در EN 378:2016 به‌گونه‌ای تعیین شده‌اند که امکان تخلیه ایمن ناحیه را فراهم کنند. این سطوح بازتابی از اثرات ناشی از مواجهه بلندمدت با مبردهای نشت‌یافته نیستند. به‌عبارت‌دیگر، در EN 378 وظیفه دتکتور گاز، هشدار در هنگام وقوع نشتی ناگهانی و زیاد است، در حالی که تهویه اتاق ماشین و اقدامات کیفی سامانه باید اطمینان حاصل کنند که نشتی‌های کوچک تأثیرات منفی برای سلامتی ایجاد نکنند.

    توجه
    الزامات مربوط به دتکتور گاز در اروپا تحت پوشش قوانین ملی کشورهای مختلف قرار دارد و ممکن است با الزامات مندرج در EN 378 تفاوت داشته باشد.

    با چند استثناء، دتکتور گاز مطابق با استانداردهای EN 378:2016 و ISO 5149:2014 برای تمام نصب‌هایی که احتمال دارد غلظت گاز در اتاق از حد عملی فراتر رود، الزامی است.

    در مورد مبردهای سمی و قابل اشتعال، این موضوع تقریباً شامل تمام سامانه‌های صنعتی و تجاری می‌شود. در مورد مبردهای گروه A1، امکان طراحی سامانه‌های کوچکی وجود دارد که نیازی به دتکتور گاز ندارند. اما در بیشتر تأسیسات بزرگ، در صورت بروز نشتی عمده، احتمالاً غلظت مبرد از حد عملی فراتر خواهد رفت و در نتیجه استفاده از دتکتور گاز الزامی می‌گردد.

    راهنمایی‌هایی در بخش ۳ استاندارد EN 378:2016 یا بخش ۳ استاندارد ISO 5149:2014 ارائه شده‌اند. الزامات این دو استاندارد بسیار مشابه بوده و در شکل ۵ خلاصه شده‌اند.

    در صورتی که با انجام محاسبات مشخص شود غلظت مبرد در یک اتاق هرگز به حد عملی نمی‌رسد، دیگر نیازی به استفاده از دتکتور گاز ثابت نیست، به‌جز در مورد خاصی در استاندارد EN 378 که سیستم در زیرزمین نصب شده و بار مبرد آن از مقدار m2 فراتر رود (تقریباً معادل ۱ کیلوگرم پروپان). ISO 5149 چنین استثنایی را ندارد.

    مقدار m2 برابر است با ۲۶ مترمکعب ضرب در LFL (حد پایین اشتعال‌پذیری). برای پروپان، این مقدار برابر است با:
    ۲۶ m³ × ۰٫۰۳۸ kg/m³ = ۰٫۹۸۸ kg
    یا اگر LFL برحسب گرم اندازه‌گیری شود:
    ۲۶ m³ × ۳۸ g/m³ = ۹۸۸ g
    در نتیجه، m2 دارای واحد نیست، چرا که واحد نهایی آن به واحد انتخاب‌شده برای LFL بستگی دارد.

    بیشتر هیدروکربن‌ها دارای مقدار LFL مشابه هستند، بنابراین مقدار m2 معمولاً در حدود ۱ کیلوگرم است.

    با این حال، اگر غلظت بتواند به حد عملی برسد، حتی برای مبردهای گروه A1، نصب دتکتور ثابت الزامی است – البته با چند استثناء جزئی.
    حدود عملی برای مبردهای مختلف در پیوست II که از بخش ۱ استاندارد EN 378-2016 استخراج شده، ارائه شده است. در این جداول، حد عملی آمونیاک بر اساس سمیت آن تعیین شده است. حدود عملی هیدروکربن‌ها بر اساس قابلیت اشتعال آن‌ها و معادل ۲۰ درصد از حد پایین اشتعال‌پذیری تعیین شده‌اند. حدود عملی برای تمامی مبردهای گروه A1 بر اساس حد مواجهه با سمیت حاد (ATEL) تعیین شده است.
    اگر کل بار مبرد در یک اتاق تقسیم بر حجم خالص اتاق بیشتر از «حد عملی» (مطابق پیوست II) باشد، به‌طور منطقی می‌توان نتیجه گرفت که باید سامانه دتکتور گاز ثابت نصب شود.
    هر دو استاندارد EN378:2016 و ISO 5149:2014 الزام می‌کنند که دستگاه نمایشگری برای نشان دادن فعال شدن شیر اطمینان در سامانه‌هایی با مبرد ۳۰۰ کیلوگرم یا بیشتر نصب شود. یکی از روش‌ها، نصب دتکتور گاز در خط تخلیه است.

    مقررات F-Gas
    مقررات F-Gas (EC) شماره ۵۱۷/۲۰۱۴
    یکی از اهداف مقررات F-Gas محدود کردن، جلوگیری و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای فلوئوردار تحت پوشش پروتکل کیوتو است. این دستورالعمل برای همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همچنین سه کشور منطقه اقتصادی اروپا (EEA) شامل ایسلند، لیختن‌اشتاین و نروژ اجباری است.
    این مقررات موضوعات متعددی از جمله واردات، صادرات و استفاده از گازهای سنتی HFC و PFC در تمام کاربردهایشان را پوشش می‌دهد. این مقررات از اول ژانویه ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است.

    الزامات بازرسی نشتی به منظور پیشگیری از نشت و تعمیر هرگونه نشتی کشف‌شده، بر اساس معادل‌های دی‌اکسید کربن مبرد در هر مدار محاسبه می‌شود. معادل دی‌اکسید کربن برابر است با مقدار شارژ (کیلوگرم) ضرب در پتانسیل گرمایش جهانی (GWP) مبرد.

    بازرسی دوره‌ای نشتی توسط افراد مجاز با فرکانس زیر لازم است که بستگی به مقدار مبرد مصرفی دارد:
    • معادل ۵ تن CO2 یا بیشتر: حداقل یک‌بار در هر ۱۲ ماه – به استثناء سیستم‌های کاملاً بسته که کمتر از ۱۰ تن معادل CO2 دارند
    • معادل ۵۰ تن CO2 یا بیشتر: حداقل یک‌بار در هر ۶ ماه (۱۲ ماه در صورت وجود سامانه مناسب تشخیص نشتی)
    • معادل ۵۰۰ تن CO2 یا بیشتر: حداقل یک‌بار در هر ۶ ماه. سامانه مناسب تشخیص نشتی الزامی است. سامانه تشخیص نشتی باید حداقل هر ۱۲ ماه یک‌بار بررسی شود.

     

  • طراحی سیستم اطفاء حریق گازپایه برای اتاق سرور

    ۶.۱ مشخصات، نقشه‌ها و تأییدیه‌ها

    ۶.۱.۱ مشخصات

    ۶.۱.۱.۱ مشخصات سیستم‌های اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی، باید تحت نظارت فردی تهیه شود که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی این‌گونه سیستم‌ها بوده و با مشورت مرجع ذی‌صلاح انجام گیرد.

    ۶.۱.۱.۲ مشخصات باید شامل تمام موارد مربوط و لازم برای طراحی صحیح سیستم باشد، از جمله تعیین مرجع ذی‌صلاح، تفاوت‌های مجاز نسبت به استاندارد به‌تأیید مرجع ذی‌صلاح، معیارهای طراحی، توالی عملکرد سیستم، نوع و گستره آزمون‌های تأییدی که پس از نصب سیستم باید انجام شود، و الزامات آموزش مالک.

    ۶.۱.۲ نقشه‌های اجرایی

    ۶.۱.۲.۱ نقشه‌های اجرایی و محاسبات باید پیش از شروع نصب یا بازسازی سیستم برای تأیید به مرجع ذی‌صلاح ارائه شوند.

    ۶.۱.۲.۲ نقشه‌های اجرایی و محاسبات باید فقط توسط افرادی تهیه شوند که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی سیستم‌های اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی هستند.

    ۶.۱.۲.۳ هرگونه انحراف از نقشه‌های اجرایی نیاز به کسب اجازه از مرجع ذی‌صلاح دارد.

    ۶.۱.۲.۴ نقشه‌های اجرایی باید با مقیاس مشخص رسم شوند.

    ۶.۱.۲.۵ نقشه‌های اجرایی باید موارد زیر را که مرتبط با طراحی سیستم هستند نشان دهند:
    (۱) نام مالک و ساکن

    طراحی سیستم ۲۰۰۱-۱۹

    (۲) مکان، شامل آدرس خیابانی
    (۳) نقطه قطب‌نما و نمادهای توضیحی
    (۴) مکان و ساختار دیوارها و تقسیمات حفاظتی
    (۵) مکان دیوارهای آتش‌بر
    (۶) برش مقطع enclosure، به صورت دیاگرام کامل یا شماتیک، شامل مکان و ساختار مجموعه‌های کف-سقف ساختمان در بالا و پایین، کف‌های با دسترسی بلند، و سقف‌های معلق
    (۷) نوع عامل مورد استفاده
    (۸) غلظت عامل در کمترین و بالاترین دمایی که enclosure محافظت می‌شود
    (۹) شرح اشغال‌ها و خطراتی که محافظت می‌شوند، مشخص کردن اینکه آیاenclosure معمولاً اشغال شده است یا خیر
    (۱۰) برای enclosure محافظت شده با سیستم اطفاء حریق با گاز پاک، تخمین فشار مثبت حداکثر و فشار منفی حداکثر، نسبت به فشار محیطی، که انتظار می‌رود پس از تخلیه عامل توسعه یابد
    (۱۱) شرح مواجهات اطراف enclosure
    (۱۲) شرح ظروف ذخیره‌سازی عامل مورد استفاده، شامل حجم داخلی، فشار ذخیره‌سازی، و ظرفیت اسمی بیان شده بر اساس واحدهای جرم یا حجم عامل در شرایط استاندارد دما و فشار
    (۱۳) شرح نازل‌ها، شامل اندازه، پورت‌های روزنه‌ای، و مساحت معادل روزنه
    (۱۴) شرح لوله‌ها و اتصالات مورد استفاده، شامل مشخصات مواد، درجه، و رتبه فشار
    (۱۵) شرح سیم یا کابل مورد استفاده، شامل طبقه‌بندی، اندازه [آمریکاییAWG]، شیلدینگ، تعداد رشته‌ها در هادی، ماده هادی، و برنامه کدگذاری رنگ؛ الزامات جداسازی هادی‌های مختلف سیستم؛ و روش مورد نیاز برای ایجاد اتصال‌های سیم
    (۱۶) شرح روش نصب دتکتورها
    (۱۷) برنامه تجهیزات یا فهرست مواد برای هر دستگاه یا وسیله نشان‌دهنده نام دستگاه، سازنده، مدل یا شماره قطعه، تعداد و شرح
    (۱۸) نمای نقشه‌ای از منطقه محافظت‌شده نشان‌دهنده تقسیماتenclosure (تمام و جزئی ارتفاع)، سیستم توزیع عامل، شامل ظروف ذخیره‌سازی عامل، لوله‌ها و نازل‌ها؛ نوع آویز لوله‌ها و نگهدارنده‌های لوله‌های سخت؛ سیستم‌های شناسایی، هشدار و کنترل، شامل تمام دستگاه‌ها و شماتیک اتصالات سیمی بین آن‌ها؛ مکان‌های دستگاه‌های پایان خط؛ مکان دستگاه‌های کنترل‌شده مانند دمپرها و پرده‌ها؛ و مکان علائم آموزشی
    (۱۹) نمای ایزومتریک از سیستم توزیع عامل نشان‌دهنده طول و قطر هر بخش لوله؛ شماره‌های مرجع گره‌ها مربوط به محاسبات جریان؛ اتصالات، شامل کاهنده‌ها، تغییرات، و جهت‌گیری تکیه‌گاه‌ها؛ و نازل‌ها، شامل اندازه، پورت‌های روزنه‌ای، نرخ جریان، و مساحت معادل روزنه
    (۲۰) نقشه مقیاس‌دار از طرح گرافیکی پنل اعلان در صورتی که از سوی مرجع ذی‌صلاح درخواست شده باشد
    (۲۱) جزئیات هر پیکربندی منحصر به فرد از نگهدارنده لوله‌های سخت، نشان‌دهنده روش اتصال به لوله و ساختار ساختمان
    (۲۲) جزئیات روش اتصال ظروف، نشان‌دهنده روش اتصال به ظرف و ساختار ساختمان
    (۲۳) شرح کامل گام به گام توالی عملیات سیستم، شامل عملکرد سوئیچ‌های هشدار و نگهداری، تایمرهای تأخیر، و خاموشی اضطراری برق
    (۲۴) دیاگرام‌های شماتیک سیم‌کشی نقطه به نقطه نشان‌دهنده تمامی اتصالات مدار به پنل کنترل سیستم و پنل گرافیکی اعلان
    (۲۵) دیاگرام‌های شماتیک سیم‌کشی نقطه به نقطه نشان‌دهنده تمامی اتصالات مدار به رله‌های خارجی یا اضافی
    (۲۶) محاسبات کامل برای تعیین حجم enclosure، مقدار عامل پاک، و اندازه باتری‌های پشتیبان؛ روش استفاده‌شده برای تعیین تعداد و مکان دستگاه‌های شناسایی صوتی و بصری؛ و تعداد و مکان دتکتورها
    (۲۷) جزئیات ویژگی‌های خاص
    (۲۸) منطقه شیر فشار اطمینان یا مساحت معادل نشت برای enclosure محافظت‌شده جهت جلوگیری از توسعه اختلاف فشار در مرزهای enclosure که بیش از حد مجاز فشار enclosure مشخص‌شده در هنگام تخلیه سیستم باشد

    ۶.۱.۲.۶ جزئیات سیستم باید شامل اطلاعات و محاسبات در مورد مقدار عامل؛ فشار ذخیره‌سازی ظرف؛ حجم داخلی ظرف؛ مکان، نوع، و نرخ جریان هر نازل، شامل مساحت معادل روزنه؛ مکان، اندازه و طول معادل لوله‌ها، اتصالات و شیلنگ‌ها؛ و مکان و اندازه تأسیسات ذخیره‌سازی باشد.
    ۶.۱.۲.۶.۱ کاهش اندازه لوله و جهت‌گیری تکیه‌گاه‌ها باید مشخص شود.
    ۶.۱.۲.۶.۲ اطلاعات مربوط به مکان و عملکرد دستگاه‌های شناسایی، دستگاه‌های عملیاتی، تجهیزات کمکی، و مدارهای الکتریکی، در صورت استفاده، باید ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۶.۳ دستگاه‌ها و وسایل استفاده‌شده باید شناسایی شوند.
    ۶.۱.۲.۶.۴ هر ویژگی خاص باید توضیح داده شود.
    ۶.۱.۲.۶.۵ سیستم‌های پیش‌مهندسی شده نیازی به مشخص کردن حجم داخلی ظرف، نرخ‌های جریان نازل، طول معادل لوله‌ها، اتصالات و شیلنگ‌ها، یا محاسبات جریان ندارند، زمانی که در محدوده‌های فهرست‌شده خود استفاده می‌شوند.
    ۶.۱.۲.۶.۶ برای سیستم‌های پیش‌مهندسی شده، اطلاعات مورد نیاز توسط دفترچه طراحی سیستم فهرست‌شده باید برای تأیید سیستم بر اساس محدودیت‌های فهرست‌شده به مرجع ذی‌صلاح ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۷ یک دفترچه راهنمای “طبق ساخت” و نگهداری که شامل توالی کامل عملیات و مجموعه کاملی از نقشه‌ها و محاسبات باشد باید در سایت نگهداری شود.
    ۶.۱.۲.۸ محاسبات جریان
    ۶.۱.۲.۸.۱ محاسبات جریان همراه با نقشه‌های اجرایی باید برای تأیید به مرجع ذی‌صلاح ارائه شوند.
    ۶.۱.۲.۸.۲ نسخه برنامه محاسبات جریان باید در چاپ خروجی محاسبات کامپیوتری مشخص شود.
    ۶.۱.۲.۸.۳ زمانی که شرایط میدانی نیاز به تغییرات مادی از نقشه‌های تأیید شده داشته باشد، تغییر باید برای تأیید ارائه شود.
    ۶.۱.۲.۸.۴ زمانی که تغییرات مادی از نقشه‌های تأیید شده انجام می‌شود، نقشه‌های اصلاح‌شده “طبق ساخت” باید ارائه شوند.

    ۶.۱.۳ تأیید نقشه‌ها

    ۶.۱.۳.۱ نقشه‌ها و محاسبات باید قبل از نصب تأیید شوند.

    ۶.۱.۳.۲ در صورتی که شرایط میدانی نیاز به هرگونه تغییر اساسی از نقشه‌های تأیید شده داشته باشد، تغییر باید قبل از اجرایی شدن برای تأیید ارسال شود.
    ۶.۱.۳.۳ زمانی که چنین تغییرات اساسی از نقشه‌های تأیید شده انجام می‌شود، نقشه‌های اجرایی باید به‌روزرسانی شوند تا سیستم نصب‌شده را به‌طور دقیق نشان دهند.

    ۶.۲ محاسبات جریان سیستم
    ۶.۲.۱ محاسبات جریان سیستم باید با استفاده از روش محاسباتی فهرست‌شده یا تأیید شده توسط مرجع ذی‌صلاح انجام شود.
    ۶.۲.۱.۱ طراحی سیستم باید در محدوده محدودیت‌های فهرست‌شده سازنده باشد.
    ۶.۲.۱.۲ طراحی‌هایی که شامل سیستم‌های پیش‌مهندسی شده هستند، نیازی به ارائه محاسبات جریان مطابق با بند ۶.۱.۲.۸ ندارند، زمانی که در محدوده‌های فهرست‌شده خود استفاده شوند.

    ۶.۲.۲ شیرها و اتصالات باید برای طول معادل بر اساس اندازه لوله یا لوله‌کشی که با آن‌ها استفاده خواهند شد، ارزیابی شوند.
    ۶.۲.۲.۱ طول معادل شیر ظرف باید فهرست شده باشد.
    ۶.۲.۲.۲ طول معادل شیر ظرف باید شامل لوله سیفون، شیر، سر تخلیه و اتصال انعطاف‌پذیر باشد.

    ۶.۲.۳ طول‌های لوله‌کشی و جهت‌گیری اتصالات و نازل‌ها باید مطابق با محدودیت‌های فهرست‌شده سازنده باشد.

    ۶.۲.۴ اگر نصب نهایی از نقشه‌ها و محاسبات تهیه‌شده متفاوت باشد، نقشه‌ها و محاسبات جدید که نصب “طبق ساخت” را نشان دهند باید تهیه شوند

  • دتکتور شعله در استاندارد NFPA 86

    هدف اصلی استاندارد NFPA 86 کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی، انفجار و سایر حوادث مرتبط با کوره‌ها و اجاق‌های صنعتی است. این استاندارد برای مهندسان، اپراتورها و مدیران ایمنی در صنایعی مانند متالورژی، سرامیک و شیمیایی ضروری است.

    A.8.10.1
    بخش‌های فرعی ۸.۲.۲ و ۸.۲.۵ الزام می‌کنند که دتکتور شعله (Flame Detector) و سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard) مطابق با دستورالعمل‌های سازنده نصب و به کار گرفته شوند. در مواردی که دتکتورهای شعله (اسکنرها) همراه با سیستم‌های ایمنی احتراق به طور مداوم و بدون خاموشی بیش از حداکثر بازه زمانی توصیه شده توسط دستورالعمل‌های سازنده سیستم ایمنی احتراق و دتکتور شعله کار می‌کنند، چنین عملکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی شروع به کار (Safe-Start Check) مطابق با استاندارد نخواهد بود.

    توضیحات:

    دتکتور شعله (Flame Detector): دستگاهی است که شعله آتش را تشخیص می‌دهد.
    سیستم ایمنی احتراق (Combustion Safeguard): سیستمی است که برای ایمنی در فرآیندهای احتراق استفاده می‌شود.
    Safe-Start Check: بررسی ایمنی قبل از شروع به کار سیستم، که اطمینان حاصل می‌کند سیستم به درستی کار می‌کند.

    این متن تأکید می‌کند که دتکتورهای شعله و سیستم‌های ایمنی احتراق باید طبق دستورالعمل‌های سازنده نصب و استفاده شوند و در صورت کارکرد مداوم بدون خاموشی و بررسی ایمنی، ممکن است با استانداردها مطابقت نداشته باشند.

    9k=

    سنسورهای فرابنفش (UV) ممکن است به گونه‌ای خراب شوند که از دست رفتن شعله تشخیص داده نشود. در مواردی که این سنسورها به طور مداوم استفاده می‌شوند، خرابی‌ها می‌توانند توسط یک دتکتور فرابنفش خودبررسی‌کننده (Self-Checking) یا با آزمایش دوره‌ای دتکتور برای اطمینان از عملکرد صحیح، تشخیص داده شوند.

    A.8.10.3
    شکل A.8.10.3 (بدون مقیاس) نموداری است که توالی رویدادهای لازم برای دستیابی به زمان بسته شدن شیر قطع ایمنی (SSOV) در مدت حداکثر ۵ثانیه پس از از دست رفتن شعله را نشان می‌دهد. شیرهای قطع ایمنی معمولی (SSOV) حداکثر زمان بسته شدن ۱ ثانیه دارند؛ با این حال، برخی شیرهای تأیید شده یا لیست‌شده ممکن است زمان‌های طولانی‌تری داشته باشند.

    N A.8.10.5(1)
    در مواردی که از سنسورهای شعله مستقل برای تشخیص شعله پایلوت(Pilot) و شعله اصلی (Main Flame) استفاده می‌شود، اطمینان حاصل کنید که شعله پایلوت و شعله اصلی به طور مستقل تشخیص داده می‌شوند. به دلیل دشواری تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی با دو اسکنر فرابنفش (UV)، تشخیص شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) قابل قبول است.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای فرابنفش (UV Sensors): این سنسورها برای تشخیص شعله استفاده می‌شوند اما ممکن است خراب شوند و از دست رفتن شعله را تشخیص ندهند.
    2. خودبررسی (Self-Checking): برخی دتکتورهای فرابنفش قابلیت خودبررسی دارند تا خرابی‌ها را تشخیص دهند.
    3. شیر قطع ایمنی (SSOV): این شیرها در صورت از دست رفتن شعله، جریان سوخت را قطع می‌کنند و زمان بسته شدن آنها باید کوتاه باشد (معمولاً ۱ ثانیه، اما حداکثر ۵ ثانیه).
    4. تشخیص مستقل شعله پایلوت و شعله اصلی: در برخی سیستم‌ها، شعله پایلوت توسط میله شعله (Flame Rod) و شعله اصلی توسط اسکنر فرابنفش (UV Scanner) تشخیص داده می‌شود.

    شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا کمتر گسترش می‌یابند، تنها نیاز به یک سنسور شعله برای تشخیص شعله پایلوت و شعله اصلی دارند. یک مشعل خطی (Line Burner)، مشعل لوله‌ای (Pipe Burner) یا مشعل تابشی (Radiant Burner) با شعله‌هایی که تا ۳ فوت (۱ متر) یا بیشتر گسترش می‌یابند، نیاز به دو سنسور شعله دارند: یکی برای تشخیص شعله پایلوت و دیگری برای تشخیص شعله مشعل اصلی در انتهای مجموعه که دورترین نقطه از منبع اشتعال است. دو مثال از آرایش‌های مشعل که به عنوان یک مشعل واحد با یک سیستم ایمنی شعله نصب‌شده در انتهای مجموعه در نظر گرفته می‌شوند، در شکل‌های A.8.10.6(a) وA.8.10.6(b) نشان داده شده‌اند.

    A.8.12
    در هر جایی که دمای سوخت روغن می‌تواند به زیر سطح ایمن برسد، افزایش ویسکوزیته (گرانروی) از اتمیزه شدن مناسب جلوگیری می‌کند. سوخت‌های روغن شماره ۲ و شماره ۴ می‌توانند در صورت کاهش دما به زیر نقطه ریزش(Pour Point) منجمد شوند، چه از پیش‌گرم‌کننده‌ها استفاده شود و چه نشود. در هر جایی که دمای سوخت روغن به بالاتر از سطح ایمن برسد، تبخیر روغن قبل از اتمیزه شدن اتفاق می‌افتد و باعث کاهش حجم سوخت به اندازه‌ای می‌شود که خاموش‌شدن قابل توجه شعله را ایجاد می‌کند.

    A.8.13.1
    این واقعیت که روغن یا گاز به عنوان سوخت ذخیره (Standby Fuel) در نظر گرفته می‌شود، نباید الزامات ایمنی مربوط به آن سوخت را کاهش دهد.

    A.8.16
    نقطه تنظیم دمای اضافی (Excess Temperature Set Point) باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.16.6
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۶.۵ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند ارزیابی کنند.

    توضیحات کلیدی:

    1. سنسورهای شعله: تعداد سنسورهای شعله مورد نیاز به طول شعله و نوع مشعل بستگی دارد.
    2. سوخت روغن: دمای سوخت روغن باید در محدوده ایمن نگه داشته شود تا از مشکلاتی مانند افزایش ویسکوزیته یا تبخیر جلوگیری شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.2Q==

    A.8.16.7
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    A.8.16.8
    عنصر حسگر باید در جایی قرار گیرد که تفاوت بین سنسور کنترل دما و سنسور محدودیت دمای اضافی به حداقل برسد. عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی باید در جایی قرار گیرد که بتواند شرایط دمای اضافی را تشخیص دهد، شرایطی که باعث اولین آسیب به کوره یا کار می‌شود، زمانی که دما در کوره از حداکثر نقطه تنظیم عملیاتی فراتر می‌رود و برای ایمنی عملیات بسیار حیاتی است.

    A.8.16.9
    عنصر حسگر دما در قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند توسط سایر ابزارهای اندازه‌گیری نظارت شود، به شرطی که دقت خوانش دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی کاهش نیابد.

    A.8.17.3
    نمایش بصری امکان تشخیص خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، را فراهم می‌کند که ممکن است منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۷.۲ نشود. اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) را با مشاهده نشانگر دما ارزیابی کنند. همچنین، قابل قبول است که خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) به یک PLC یا ابزار دیگر به صورت موازی با قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) وارد شود، به شرطی که دقت قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) کاهش نیابد. PLC یا ابزار دیگر می‌تواند برای نظارت، روندیابی و هشدار خروجی ترموکوپل قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) با مقایسه آن با اندازه‌گیری دمای مستقل، مانند قفل ایمنی دمای عملیاتی، استفاده شود.

    A.8.17.4
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    Δ A.8.17.8
    یک کنتاکت کمکی در دستگاه قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی می‌تواند به عنوان قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد) استفاده شود، به شرطی که الزامات بخش ۸.۱۷.۲ برآورده شوند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی (Excess Temperature Limit Interlock): این سیستم برای جلوگیری از افزایش دمای بیش از حد در کوره یا تجهیزات استفاده می‌شود.
    2. ترموکوپل و سیم‌های گسترش: این اجزا باید برای محیط عملیاتی مناسب باشند تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
    3. PLC (Programmable Logic Controller): یک کنترل‌کننده منطقی قابل برنامه‌ریزی که برای نظارت و کنترل فرآیندها استفاده می‌شود.
    4. قفل ایمنی بای‌پس ۱۴۰۰ درجه فارنهایت (۷۶۰ درجه سانتی‌گراد): یک سیستم ایمنی که در صورت رسیدن دما به این حد، اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

    Z

    قطع برق خودکار یا دستی مدارهای تحت تأثیر به شرح زیر است:
    (۱خرابی سیستم (اتصال کوتاه) که توسط حفاظت معمول مدار شاخه‌ای برطرف نشده است (به NFPA 70 مراجعه شود).
    (۲دمای اضافی در بخشی از کوره که توسط دستگاه‌های کنترل دمای معمول کاهش نیافته است.
    (۳خرابی هر یک از کنترل‌های عملیاتی معمول که چنین خرابی می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.
    (۴از دست رفتن برق که می‌تواند به شرایط ناایمن منجر شود.

    A.8.18.1.5
    الزامات بخش ۸.۱۸.۱.۵ ممکن است نیاز به کاهش ظرفیت (دریفت) برخی از اجزای لیست‌شده توسط سازندگان داشته باشد، مانند استفاده برای انواع دیگر خدمات صنعتی، کنترل موتور و همان‌طور که در جدول A.8.18.1.5 نشان داده شده است.

    A.8.18.2
    نقطه تنظیم دمای اضافی باید حداکثر در دمایی تنظیم شود که توسط سازنده مشخص شده است. اگر مواد قابل اشتعال یا سوختنی در یک کوره یا خشک‌کن پردازش می‌شوند، نقطه تنظیم باید دمایی باشد که اجازه ندهد مواد به دمای خوداشتعالی (Auto-Ignition Temperature) برسند. محدودیت‌های نقطه تنظیم بر اساس دمای خوداشتعالی برای کوره‌های با اتمسفر خاص و سوزاننده‌های بخار اعمال نمی‌شود. اگر به دلایل فرآیندی، کار باید از رسیدن به دمای بالا که کمتر از نقطه تنظیم دمای اضافی کوره است محافظت شود، می‌توان از یک قفل ایمنی اضافی محدودیت دما استفاده کرد، یا کنترل‌کننده دمای عملیاتی می‌تواند به‌طور مناسب قفل یا هشدار داده شود.

    برای یک فن تخلیه با سرعت ثابت، با افزایش دمای کوره، جریان تخلیه کوره بر حسب فوت مکعب استاندارد در دقیقه کاهش می‌یابد. افزایش بیش از حد دما، تهویه ایمنی را کاهش می‌دهد و می‌تواند باعث انفجار بخار قابل اشتعال در کوره‌ها و خشک‌کن‌های مجهز به تهویه ایمنی شود.

    A.8.18.2.5
    برای تشخیص سایر خرابی‌های سنسور، مانند اتصال کوتاه ترموکوپل، که منجر به اقدامات مورد نیاز در بخش ۸.۱۸.۲.۴ نمی‌شود، اپراتور یا پرسنل نگهداری می‌توانند نشانگر دمای قفل ایمنی محدودیت دمای اضافی را ارزیابی کنند.

    A.8.18.2.6
    اجزای حسگر دما، مانند ترموکوپل و سیم‌های گسترش، که برای محیط مورد نظر رتبه‌بندی نشده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای اتصال کوتاه هستند.

    توضیحات کلیدی:

    1. قطع برق خودکار یا دستی: این اقدامات برای جلوگیری از شرایط ناایمن در سیستم‌های حرارتی و کوره‌ها انجام می‌شود.
    2. دمای اضافی: افزایش دمای بیش از حد در کوره می‌تواند خطرناک باشد و باید توسط سیستم‌های کنترل دما مدیریت شود.
    3. نقطه تنظیم دمای اضافی: این نقطه باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که از رسیدن مواد به دمای خوداشتعالی جلوگیری کند.
    4. تهویه ایمنی: افزایش دمای کوره می‌تواند تهویه ایمنی را کاهش داده و خطر انفجار ایجاد کند.
    5. اتصال کوتاه ترموکوپل: این مشکل می‌تواند باعث خرابی سنسورهای دما شود و باید توسط پرسنل نگهداری بررسی شود.