نقص سیستم حفاظت در برابر آتش با عامل گازی
12.1 * کلیات
12.2 هماهنگکننده نقص
12.3 سیستم برچسب نقص
12.4 برنامههای نقص پیشبینیشده
12.5 نقصهای اضطراری
12.6 بازگرداندن سیستمها به سرویس
12.1 * کلیات
12.2 هماهنگکننده نقص
12.3 سیستم برچسب نقص
12.4 برنامههای نقص پیشبینیشده
12.5 نقصهای اضطراری
12.6 بازگرداندن سیستمها به سرویس
1 کلیات
این فصل تغییرات، اصلاحات و اضافات لازم برای کاربردهای دریایی را بیان میکند. تمامی الزامات دیگر NFPA 2001 برای سیستمهای کشتیبردی اعمال میشود، مگر اینکه توسط این فصل اصلاح شده باشد. در صورتی که مفاد فصل 13 با مفاد فصلهای 1 تا 11 تضاد داشته باشد، مفاد فصل 13 اولویت دارد.
13.1.1 دامنه
این فصل محدود به کاربردهای سیستمهای اطفاء حریق با عامل تمیز در کشتیهای تجاری و دولتی است. سیستمهای بیاثرکننده انفجار در توسعه این فصل مد نظر قرار نگرفتهاند.
13.2 استفاده و محدودیتها
13.2.1* سیستمهای اطفاء حریق با عامل تمیز بهطور عمده باید برای حفاظت از خطراتی که در محفظهها یا تجهیزاتی هستند که خود شامل یک محفظه برای نگهداری عامل میباشد، استفاده شوند.
13.2.2* علاوه بر محدودیتهای ذکر شده در 4.2.2، سیستمهای اطفاء حریق با عامل تمیز نباید برای حفاظت از موارد زیر استفاده شوند:
13.2.3 تأثیرات محصولات تجزیه عامل و محصولات احتراق بر مؤثر بودن سیستم اطفاء حریق و تجهیزات باید در هنگام استفاده از عوامل تمیز در محیطهایی با دماهای محیطی بالا (مانند اتاقهای سوزاندن، ماشینآلات داغ و لولهها) در نظر گرفته شود.
13.3 خطرات برای پرسنل
13.3.1 بهجز اتاقهای موتورخانه که در 13.3.1.1 مشخص شدهاند، سایر فضاهای اصلی ماشینآلات باید بهعنوان فضاهای معمولی اشغال شده در نظر گرفته شوند.
13.3.1.1 اتاقهای موتورخانه با حجم 6000 فوتمکعب (170 مترمکعب) یا کمتر که فقط برای نگهداری به آن دسترسی دارند، نیازی به رعایت 13.3.1 ندارند.
13.3.2* برای سیستمهای دریایی، فاصلههای الکتریکی باید مطابق با 46CFR، زیرمجموعه J، “مهندسی الکتریکی” باشد.
13.4 تأمین عامل
13.4.1 این استاندارد از ذخایر اضافی عامل نیاز ندارد.
13.4.2* ترتیب ذخیرهسازی مخازن باید مطابق با 5.1.3.1 و 5.1.3.3 تا 5.1.3.5 باشد. در صورتی که تجهیزات در معرض شرایط آب و هوایی شدید قرار گیرند، سیستم باید مطابق با دستورالعملهای طراحی و نصب تولیدکننده نصب شود.
13.4.2.1 بهجز در مورد سیستمهایی که سیلندرهای ذخیرهسازی در داخل فضای محافظت شده قرار دارند، مخازن فشاری مورد نیاز برای ذخیرهسازی عامل باید مطابق با 13.4.2.2 باشد.
13.4.2.2 در صورتی که مخازن عامل خارج از فضای محافظت شده قرار دارند، باید در اتاقی ذخیره شوند که در یک مکان امن و بهراحتی قابل دسترسی قرار داشته باشد و بهطور مؤثر تهویه شود بهطوریکه مخازن عامل در معرض دماهای محیطی بالاتر از 130°F (55°C) قرار نگیرند. دیوارها و عرشههای مشترک بین اتاقهای ذخیرهسازی مخازن عامل و فضاهای محافظت شده باید با عایقبندی ساختاری کلاس A-60 طبق تعریف 46CFR 72 محافظت شوند. اتاقهای ذخیرهسازی مخازن عامل باید بدون نیاز به عبور از فضای محافظت شده قابل دسترسی باشند. درها باید بهصورت بیرونچرخشی باز شوند و دیوارها و عرشهها، از جمله درها و سایر وسایل بستن هرگونه بازشو در آنها، باید مرزهایی بین این اتاقها و فضاهای مجاور باشند و محکم و غیر قابل نفوذ به گاز باشند.
13.4.3 زمانی که مخازن عامل در فضای اختصاصی ذخیره میشوند، درهای خروجی باید بهصورت بیرونچرخشی باز شوند.
13.4.4 در صورتی که مخازن در معرض رطوبت قرار گیرند، باید بهطوری نصب شوند که فاصلهای حداقل 2 اینچ (51 میلیمتر) بین عرشه و قسمت پایین مخزن فراهم شود.
13.4.5 علاوه بر الزامات 5.1.3.4، مخازن باید با حداقل دو بست محکم شوند تا از حرکت ناشی از حرکات کشتی و لرزش جلوگیری شود.
13.4.6* برای کاربردهای دریایی، تمامی لولهها، شیرها و اتصالات از مواد آهنی باید از داخل و خارج در برابر خوردگی محافظت شوند، مگر اینکه در 13.4.6.1 مجاز باشد.
13.4.6.1
بخشهای بسته لوله و شیرها و اتصالات داخل بخشهای بسته لوله باید تنها از خارج در برابر خوردگی محافظت شوند.
13.4.6.2
جز در مواردی که در 13.4.6.1 مجاز است، قبل از آزمایش پذیرش، داخل لولهها باید تمیز شود بدون اینکه مقاومت آنها در برابر خوردگی تحت تأثیر قرار گیرد.
13.4.7*
لولهها، اتصالات، نازلها و آویزها، از جمله مواد پرکننده جوشکاری، در داخل فضای محافظت شده باید دارای دمای ذوب بالاتر از 1600°F (871°C) باشند. استفاده از قطعات آلومینیومی مجاز نیست.
13.4.8
لولهها باید حداقل 2 اینچ (51 میلیمتر) از نازل آخر در هر خط شاخهای فراتر بروند تا از مسدود شدن جلوگیری شود.
13.5 سیستمهای شناسایی، راهاندازی و کنترل
13.5.1 کلیات
13.5.1.1 سیستمهای شناسایی، راهاندازی، آلارم و کنترل باید مطابق با الزامات مقامات صلاحیتدار نصب، آزمایش و نگهداری شوند.
13.5.1.2* برای فضاهای بزرگتر از 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب)،آزادسازی خودکار عامل اطفاء حریق مجاز نیست، مگر اینکه راهاندازی سیستم در ایمنی حرکت کشتی تداخل نکند. آزادسازی خودکار عامل اطفاء حریق در هر فضایی که راهاندازی سیستم موجب تداخل در ایمنی حرکت کشتی نشود، مجاز است.
13.5.1.2.1 آزادسازی خودکار برای هر فضای 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب) یا کمتر مجاز است.
13.5.2 شناسایی خودکار
13.5.2.1 سیستمهای شناسایی الکتریکی، سیگنالدهی، کنترل و راهاندازی باید حداقل دو منبع انرژی داشته باشند. منبع اصلی باید از باس اضطراری کشتی باشد. برای کشتیهایی که باس اضطراری یا باتری دارند، منبع پشتیبان باید یا باتری هشدار عمومی کشتی یا باتری داخلی سیستم باشد. باتریهای داخلی باید قادر به راهاندازی سیستم برای حداقل 24 ساعت باشند. تمامی منابع انرژی باید تحت نظارت باشند.
13.5.2.1.1 برای کشتیهایی که باس اضطراری یا باتری ندارند، منبع اصلی مجاز است که تأمین انرژی اصلی الکتریکی کشتی باشد.
13.5.2.2 علاوه بر الزامات ذکر شده در بخش 9.3، مدارهای راهاندازی نباید از داخل فضای محافظت شده عبور کنند، مگر در سیستمهای دریایی که راهاندازی الکتریکی دستی استفاده میشود.
13.5.2.2.1 برای سیستمهایی که با 13.5.2.4 مطابقت دارند، عبور مدارهای راهاندازی از داخل فضای محافظت شده مجاز است.
13.5.2.3*
راهاندازی دستی برای سیستمها نباید قادر به اجرا شدن با یک اقدام واحد باشد. جز در مواردی که در 13.5.2.3.1 مشخص شده است، ایستگاههای راهاندازی دستی باید در یک محفظه قرار گیرند.
13.5.2.3.1
راهاندازی دستی باید بهصورت راهاندازی دستی محلی در محل سیلندرها مجاز باشد.
13.5.2.4
سیستمهایی که فضاهای بزرگتر از 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب) را محافظت میکنند، باید یک ایستگاه راهاندازی دستی در مسیر اصلی خروجی خارج از فضای محافظتشده داشته باشند. علاوه بر این، سیستمهایی که فضاهای بزرگتر از 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب) را محافظت میکنند و سیلندرهایی در داخل فضای محافظتشده دارند و همچنین سیستمهایی که فضاهای ماشینآلات اصلی بدون نظارت را محافظت میکنند، باید یک ایستگاه راهاندازی در یک ایستگاه کنترل که بهطور مداوم نظارت میشود، خارج از فضای محافظتشده داشته باشند.
13.5.2.4.1
سیستمهایی که فضاهای 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب) یا کمتر را محافظت میکنند، مجاز هستند که یک ایستگاه راهاندازی واحد در یکی از مکانهای توضیح دادهشده در 13.5.2.4 داشته باشند.
13.5.2.5
نور اضطراری باید برای ایستگاههای راهاندازی از راه دور که سیستمهای محافظتکننده از فضاهای ماشینآلات اصلی را سرویس میدهند، فراهم شود. تمامی دستگاههای عملیات دستی باید برچسبگذاری شوند تا خطرات محافظتشده را شناسایی کنند. علاوه بر این، اطلاعات زیر باید فراهم شود:
13.5.2.5.1
برای سیستمهایی که سیلندرها را در داخل فضای محافظتشده دارند، باید یک وسیله برای نشان دادن تخلیه سیستم در ایستگاه راهاندازی از راه دور فراهم شود.
13.6 الزامات اضافی برای سیستمهای محافظتکننده از خطرات کلاس B بزرگتر از 6000 فوت مکعب (170 مترمکعب) با سیلندرهای ذخیرهشده در داخل فضای محافظتشده.
13.6.1*
یک سیستم شناسایی آتش خودکار باید در فضای محافظتشده نصب شود تا هشدار اولیه برای آتشسوزی ارائه دهد و از خسارات بالقوه به سیستم اطفاء حریق قبل از فعال شدن دستی آن جلوگیری کند. سیستم شناسایی باید در صورت شناسایی آتش، آلارمهای شنیداری و بصری را در فضای محافظتشده و بر روی پل هدایت کشتی فعال کند. تمامی دستگاههای شناسایی و آلارم باید از نظر الکتریکی برای پیوستگی تحت نظارت باشند و هرگونه مشکل باید در پل هدایت کشتی اعلام شود.
13.6.2*
مدارهای برق متصل به مخازن باید برای شرایط خرابی و از دست دادن برق تحت نظارت باشند. باید آلارمهای بصری و شنیداری برای نشان دادن این وضعیت فراهم شود و آلارمها باید در پل هدایت کشتی اعلام شوند.
13.6.3*
در داخل فضای محافظتشده، مدارهای الکتریکی که برای آزادسازی سیستم ضروری هستند باید در برابر حرارت مقاوم باشند، مانند کابلهای معدنی با عایق مطابق با ماده 332 از NFPA 70، یا معادل آن. سیستمهای لولهکشی ضروری برای آزادسازی سیستمهایی که برای عملیات هیدرولیکی یا پنوماتیکی طراحی شدهاند باید از فولاد یا مواد مقاوم در برابر حرارت معادل آن باشند.
13.6.4*
چیدمانهای مخازن و مدارهای الکتریکی و لولهکشی که برای آزادسازی هر سیستم ضروری هستند، باید بهگونهای باشند که در صورت آسیب به هر یک از خطوط آزادسازی برق به دلیل آتشسوزی یا انفجار در فضای محافظتشده (یعنی مفهوم خطای واحد)، تمام بار اطفاء حریق مورد نیاز برای آن فضا هنوز بتواند تخلیه شود.
13.6.5*
مخازن باید برای کاهش فشار ناشی از نشت و تخلیه تحت نظارت باشند. باید سیگنالهای بصری و شنیداری در فضای محافظتشده و یا در پل هدایت کشتی یا در فضایی که تجهیزات کنترل آتش متمرکز است، برای نشان دادن وضعیت فشار پایین فراهم شود.
13.6.6*
در داخل فضای محافظتشده، مدارهای الکتریکی ضروری برای آزادسازی سیستم باید با استانداردهای Class A طبق NFPA 72 طراحی شوند.
13.7 پوشش
13.7.1*
برای جلوگیری از خروج ماده اطفاء حریق از طریق منافذ به خطرات یا مناطق کاری مجاور، منافذ باید یکی از طراحیهای زیر را داشته باشند:
13.7.1.1
در مواردی که حبس ماده اطفاء حریق عملی نباشد یا در صورتی که سوخت بتواند از یک بخش به بخش دیگر جریان یابد (مانند از طریق بیلج)، محافظت باید گسترش یابد تا بخشهای مجاور یا مناطق کاری متصل شده را شامل شود.
13.7.2*
قبل از تخلیه ماده اطفاء حریق، تمامی سیستمهای تهویه باید بسته و ایزوله شوند تا از انتقال ماده به دیگر بخشها یا خارج از کشتی جلوگیری شود. باید از خاموششوندههای خودکار یا خاموششوندههای دستی که توسط یک نفر از مکانی که ایستگاه تخلیه ماده اطفاء حریق در آن قرار دارد، قابل بسته شدن باشد، استفاده شود.
13.8 الزامات غلظت طراحی
13.8.1 ترکیب سوختها
برای ترکیب سوختها، غلظت طراحی باید از مقدار اطفاء شعله برای سوختی که بیشترین غلظت را نیاز دارد، استخراج شود.
13.8.2 غلظت طراحی
برای هر سوخت خاص، غلظت طراحی که در 13.8.3 ذکر شده است باید استفاده شود.
13.8.3 اطفاء شعله
حداقل غلظت طراحی برای مایعات آتشزا و قابل اشتعال کلاس B باید طبق دستورالعملهای ذکر شده در IMO MSC/Circ. 848، “دستورالعملهای اصلاحشده برای تأیید سیستمهای اطفاء حریق ثابت گازی معادل” طبقSOLAS 74 برای فضاهای ماشینآلات و اتاقهای پمپ بارگیری، که بهروزرسانیشده توسط IMO MSC.1/Circ. 1267، “اصلاحات دستورالعملها برای تأیید سیستمهای گاز اطفاء حریق ثابت معادل” است، تعیین شود.
13.8.4* مقدار کل سیلابی
مقدار ماده اطفاء حریق باید بر اساس حجم خالص فضای محافظتشده و مطابق با الزامات بند 5 از IMO MSC/Circular 848 تعیین شود.
13.8.5* مدت زمان محافظت
مهم است که غلظت طراحی ماده اطفاء حریق نه تنها باید تحقق یابد بلکه باید برای مدت زمان کافی برای اقدام اضطراری موثر توسط پرسنل آموزشدیده کشتی حفظ شود. در هیچ موردی مدت زمان نگهداری نباید کمتر از 15 دقیقه باشد.
13.9 سیستم توزیع
13.9.1 نرخ کاربرد
حداکثر نرخ طراحی کاربرد باید بر اساس مقدار ماده اطفاء حریق مورد نیاز برای غلظت دلخواه و زمان لازم برای دستیابی به آن غلظت تعیین شود.
13.9.2 زمان تخلیه
13.9.2.1
زمان تخلیه برای مواد هالوکربنی نباید از 10 ثانیه بیشتر باشد یا طبق نیازمندیهای مقامات ذیصلاح دیگر باشد.
13.9.2.2
برای مواد هالوکربنی، زمان تخلیه باید بهعنوان زمانی تعریف شود که 95 درصد از جرم ماده اطفاء حریق [در دمای 70°F (21°C)] از نازلها تخلیه شده باشد، که برای دستیابی به غلظت طراحی حداقل ضروری است.
13.9.2.3
زمان تخلیه برای مواد گاز بیاثر نباید از 120 ثانیه برای 85 درصد غلظت طراحی بیشتر باشد یا طبق نیازمندیهای مقامات ذیصلاح دیگر باشد.
13.10 انتخاب و موقعیت نازل
برای فضاهایی که در 13.10.1 شناسایی نشدهاند، نازلها باید از نوع فهرستشده برای هدف مورد نظر باشند. محدودیتها باید بر اساس آزمایشهای انجامشده طبق IMO MSC/Circular 848، “دستورالعملهای اصلاحشده برای تأیید سیستمهای اطفاء حریق ثابت گازی معادل” مطابقSOLAS 74 برای فضاهای ماشینآلات و اتاقهای پمپ بارگیری تعیین شوند. فاصله نازلها، پوشش منطقهای، ارتفاع و همراستایی نباید از محدودیتها تجاوز کند.
13.10.1
برای فضاهایی که فقط سوختهای کلاس A وجود دارند، محل قرارگیری نازلها باید مطابق با محدودیتهای فهرستشده برای نازلها باشد.
13.11 بازرسی و آزمایش
حداقل سالیانه، تمامی سیستمها باید توسط پرسنل متخصص بازرسی و آزمایش شوند تا عملکرد صحیح آنها تضمین شود. آزمایشهای تخلیه الزامی نیستند.
13.11.1
گزارش بازرسی همراه با توصیهها باید به فرمانده کشتی و نماینده مالک ارائه شود. این گزارش باید برای بازرسی توسط مقامات ذیصلاح در دسترس باشد.
13.11.2
حداقل سالیانه، مقدار ماده اطفاء حریق در مخازن قابل بازسازی باید توسط پرسنل متخصص بررسی شود. فشار مخزن باید حداقل ماهی یک بار توسط خدمه کشتی تأیید و ثبت شود.
13.11.3*
برای مواد هالوکربنی تمیز، اگر یک مخزن بیش از 5 درصد از ماده اطفاء حریق را از دست دهد یا فشار آن بیش از 10 درصد کاهش یابد، باید دوباره پر شود یا تعویض شود.
13.11.3.1*
اگر یک مخزن ماده گاز بیاثر فشار خود را بیشتر از 5 درصد از دست دهد، باید دوباره پر شود یا تعویض شود. زمانی که از گیجهای فشار برای این منظور استفاده میشود، آنها باید حداقل سالیانه با یک دستگاه کالیبره مقایسه شوند.
13.11.4
پیمانکار نصب باید دستورالعملهایی برای ویژگیهای عملیاتی و روشهای بازرسی خاص برای سیستم ماده تمیز نصبشده روی کشتی فراهم کند.
13.12 تأیید نصبها
قبل از پذیرش سیستم، مستندات فنی مانند راهنمای طراحی سیستم، گزارشهای آزمایش یا گزارش فهرستشده باید به مقامات ذیصلاح ارائه شود. این مستندات باید نشان دهند که سیستم و اجزای آن با یکدیگر سازگار بوده، در محدودههای آزمایششده مورد استفاده قرار میگیرند و برای استفاده دریایی مناسب هستند.
13.12.1 وظایف سازمان فهرستبندی
سازمان فهرستبندی باید عملکردهای زیر را انجام دهد:
13.13 آزمایش فشار دورهای
آزمایشی طبق بند 10.4.15 باید در فواصل زمانی 24 ماهه انجام شود. برنامه آزمایش دورهای باید شامل آزمایش عملیاتی تمامی آلارمها، کنترلها و تأخیرهای زمانی باشد.
13.14 انطباق
سیستمهای الکتریکی باید مطابق با زیرشاخه 46 CFR بخش 1 باشند. برای کشتیهای کانادایی، نصبهای الکتریکی باید مطابق با TP 127 E، استانداردهای الکتریکی ایمنی کشتیها انجام شوند.
11.1 کلیات
مسئولیت بازرسی، آزمایش، نگهداری و شارژ مجدد سیستمهای حفاظت در برابر حریق در نهایت بر عهده مالک(ان) سیستم خواهد بود، مگر اینکه این مسئولیت به صورت کتبی به شرکت مدیریت، مستاجر یا طرف دیگر منتقل شده باشد.
11.1.1 ایمنی
در طول بازرسی، سرویسدهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستمهای عامل پاککننده و مخازن عامل، باید از روشهای ایمن پیروی شود. (به بخش A.10.1 مراجعه شود.)
11.1.2 تکنسین سرویسدهی حفاظت در برابر حریق
پرسنلی که سیستمهای اطفاء حریق با عامل پاککننده را بازرسی، سرویسدهی، آزمایش و نگهداری میکنند باید دارای دانش و تجربه کافی در خصوص نیازمندیهای نگهداری و سرویسدهی مندرج در این استاندارد، تجهیزات سرویسدهی یا نگهداری شده و روشها و نیازمندیهای نگهداری یا سرویسدهی مندرج در دستورالعملهای طراحی، نصب و نگهداری سازنده و هرگونه بولتنهای مربوطه باشند.
11.2 بازرسی ماهانه
11.2.1
حداقل به صورت ماهانه، باید یک بازرسی بصری مطابق با دستورالعملهای نگهداری فهرستشده سازنده یا دستورالعمل مالک انجام شود.
11.2.2
حداقل، این بازرسی باید شامل تایید موارد زیر باشد، در صورت نیاز:
(1) پنل آزادسازی تحت برق است و از هیچ وضعیت نظارتی، مشکل یا هشدار خالی است. (2) کنترلهای دستی مسدود نشدهاند. (3) سیستم هیچ گونه آسیب فیزیکی یا شرایطی ندارد که بتواند از عملکرد آن جلوگیری کند. (4) فشارسنجها در محدوده قابلعمل هستند. (5) تجهیزات یا خطر محافظتشده تغییر یا اصلاح نشده است. (6) هر گونه نقص قبلی اصلاح شده است.
11.2.3
اگر هرگونه نقصی پیدا شود، باید بلافاصله اقدامات اصلاحی مناسب انجام شود.
11.2.4
اگر اقدامات اصلاحی شامل نگهداری یا تعمیرات باشد، باید توسط یک تکنسین سرویسدهی حفاظت در برابر حریق انجام شود، طبق بند 11.1.2.
11.2.5
هنگامی که بازرسیها انجام میشود، باید یک رکورد برای تأیید تکمیل بازرسی نگهداری شود.
11.2.5.1
رکورد باید شامل تاریخ انجام بازرسی و حروف اولیه شخص انجامدهنده بازرسی باشد.
11.2.5.2
رکورد باید شامل هرگونه نقص شناساییشده باشد.
11.2.5.3
رکوردها باید تا بازرسی و سرویس نیمسالی بعدی نگهداری شوند.
11.3* سرویس و بازرسی نیمسالانه
حداقل به صورت نیمسالی، مقدار عامل و فشار مخازن باید بررسی شوند.
11.3.1
برای عوامل پاککننده هالوکربنی که دارای وسیلهای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشاندهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل یا کاهش فشار (تنظیم شده برای دما) بیش از 10 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.
11.3.2
برای مخازن عامل هالوکربنی که فاقد وسیلهای برای نمایش فشار هستند، اگر مخزن نشاندهنده کاهش بیش از 5 درصد از مقدار عامل باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.
11.3.3*
عوامل پاککننده هالوکربنی که در حین سرویس یا نگهداری از مخازن خارج میشوند، باید بازیابی شده و مجدداً استفاده شوند یا مطابق با قوانین و مقررات مربوطه دفع شوند.
11.3.4*
برای عوامل پاککننده گازهای بیاثر، اگر مخزن نشاندهنده کاهش فشار (تنظیمشده برای دما) بیش از 5 درصد باشد، باید دوباره پر شده یا تعویض شود.
11.3.5
هنگامی که از فشارسنجهای مخزن برای مطابقت با بند 11.3.4 استفاده میشود، باید حداقل سالی یکبار با یک دستگاه کالیبره جداگانه مقایسه شوند.
11.3.6
هنگامی که مقدار عامل در مخزن با دستگاههای اندازهگیری خاص تعیین میشود، این دستگاهها باید فهرست شده باشند.
11.3.7
اطلاعات زیر باید روی برچسبی که به مخزن متصل است ثبت شود:
11.4 بازرسی و سرویس سالانه
11.4.1
حداقل سالیانه، تمام سیستمها باید توسط پرسنل واجد شرایط، مطابق با بند 11.1.2 بازرسی، سرویس و برای عملکرد آزمایش شوند.
11.4.2
آزمایشهای تخلیه الزامی نمیباشد.
11.4.3
گزارش سرویس با توصیهها باید به مالک سیستم ارائه شود.
11.4.4
گزارش سرویس باید بهصورت کاغذی یا الکترونیکی ذخیره و قابل دسترسی باشد.
11.4.5 شیلنگهای سیستم
11.4.6 بازرسی محفظه
11.5 نگهداری
11.5.1
این سیستمها باید همیشه در شرایط عملیاتی کامل نگهداری شوند.
11.5.2
فعالسازی سیستم ماده پاککننده باید فوراً به مقام مسئول گزارش شود.
11.5.3
نقصها باید مطابق با فصل 12 رسیدگی شوند.
11.5.4 نگهداری محفظه
11.6 آزمایش مخزن
11.6.1
مخازن ماده پاککننده با طراحی وزارت حملونقل ایالات متحده (DOT)، کمیسیون حملونقل کانادا (CTC) یا مشابه نباید بدون آزمایش مجدد شارژ شوند، اگر دوره مجدد ارزیابی که توسط مقام مسئول برای مخزن مشخص شده است از زمان آخرین آزمایش و بازرسی گذشته باشد.
11.6.1.4
یک سیلندر با عمر سرویس مشخص نباید پس از پایان عمر مجاز سرویس آن، دوباره شارژ شده و برای حمل و نقل ارائه شود.
11.6.2
مخازن که به طور مداوم در خدمت هستند و نیازی به شارژ مجدد یا تعمیر ندارند، باید هر 5 سال یکبار یا بیشتر از آن بر اساس نیاز، یک بازرسی کامل بصری خارجی انجام دهند.
11.6.2.1
بازرسی بصری باید مطابق با بخش 3 از استاندارد CGA C-6، استاندارد بازرسی بصری سیلندرهای فولادی گازهای فشرده، باشد، با این تفاوت که مخازن نیازی به مهر و موم شدن در هنگام تحت فشار بودن ندارند.
11.6.2.2
نتایج بازرسی باید در هر دو مورد زیر ثبت شوند:
11.6.2.3
یک نسخه تکمیل شده از گزارش بازرسی مخزن باید به مالک سیستم یا نماینده مجاز او تحویل داده شود.
11.6.2.4
این سوابق باید توسط مالک برای مدت عمر سیستم نگهداری شوند.
11.6.2.5
در صورتی که بازرسی بصری خارجی نشان دهد که مخزن آسیب دیده است، آزمایشهای اضافی قدرت باید طبق مقررات حملونقل قابل اجرا انجام شوند.
11.7 آزمایش شیلنگ
11.7.1
تمام شیلنگها باید هر 5 سال یکبار آزمایش یا تعویض شوند.
11.7.2
فشاری برابر با 1.5 برابر فشار حداکثر مخزن در دمای 1300 درجه فارنهایت (54.4 درجه سلسیوس) باید در مدت 1 دقیقه اعمال شده و برای 1 دقیقه نگه داشته شود.
11.7.3
روش آزمایش باید به شرح زیر باشد:
11.7.4
مجموعه شیلنگ زمانی که تمام شرایط زیر رعایت شود، قبول میشود:
11.7.5
هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را قبول کند باید با تاریخ آزمایش علامتگذاری شود.
11.7.6
هر مجموعه شیلنگ که آزمایش را گذرانده باشد باید قبل از نصب مجدد، بهطور داخلی خشک شود.
11.7.7
هر مجموعه شیلنگ که آزمایش هیدرواستاتیک را رد کند باید علامتگذاری و از بین برود.
11.8 آموزش
تمام افرادی که ممکن است انتظار داشته باشند سیستمهای اطفاء حریق را بازرسی، سرویس، آزمایش یا نگهداری کنند، باید آموزش دیده و در عملکردهایی که انتظار میرود انجام دهند، بهطور مستمر آموزش دیده بمانند.
پوشش ضد حریق چیست و چرا امروزه به یکی از اجزای حیاتی در طراحی و حفاظت سازهها تبدیل شده است؟ این نوع پوششها مواد تخصصی هستند که با ایجاد لایهای مقاوم در برابر حرارت و شعله، از تخریب مصالح و گسترش آتش جلوگیری میکنند. استفاده از پوشش ضد حریق نه تنها ایمنی افراد حاضر در ساختمان و تاسیسات صنعتی را افزایش میدهد، بلکه با کاهش خسارات مالی، افزایش طول عمر سازه و حفظ پایداری سازه در برابر دماهای بسیار بالا، نقش مهمی در حفاظت از داراییها ایفا میکند. انواع مختلف این پوششها، هر یک با ویژگیها و کاربردهای منحصر به فرد، امکان انتخاب مناسب بر اساس نوع سازه و شرایط محیطی را فراهم میکنند. در این مقاله قصد داریم به بررسی این موضوع بپردازیم که پوشش ضد حریق چیست؟ با ما همراه باشید.
در پاسخ به این که پوشش ضد حریق چیست باید بگوییم که پوشش ضد حریق مادهای است که با هدف افزایش مقاومت سازهها، تجهیزات و مصالح در برابر حرارت و آتش سوزی طراحی میشود. این پوشش با ایجاد یک لایه محافظ روی سطوح فلزی، بتنی یا چوبی، از گسترش سریع آتش و افزایش دما جلوگیری کرده و زمان لازم برای تخلیه، کنترل و اطفای حریق را فراهم میکند. در واقع، پوشش ضد حریق با عملکردی عایق گونه، از تغییر شکل و تخریب سازه در اثر دمای بالا پیشگیری میکند و نقش مهمی در حفظ ایمنی ساختمانها، تاسیسات صنعتی، پتروشیمیها و حتی فضاهای عمومی دارد.
این نوع پوششها در انواع منبسط شونده، پایه معدنی، اپوکسی و غیره تولید میشوند و انتخاب آنها بر اساس نوع سازه، شرایط محیطی و استانداردهای ایمنی انجام میگیرد. به طور کلی، استفاده از پوشش ضد حریق نه تنها الزامی ایمنی به شمار میرود، بلکه عاملی موثر در افزایش دوام، کاهش خسارات مالی و جانی و بهبود سطح ایمنی کلی ساختمان است.
بیشتر بخوانید: تاثیر هوش مصنوعی در آتش نشانی – بررسی 10 تاثیر کلیدی

امروزه انواع مختلفی از پوشش ضد حریق وجود دارد که هر کدام از آنها دارای ویژگیهای منحصر به فردی میباشند که آن را برای استفاده خاصی، قابل اجرا میکند. در این قسمت زا مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم که انواع پوشش ضد حریق چیست. با ما همراه باشید:
پوشش ضد حریق منبسط شونده یکی از پیشرفتهترین و پر کاربردترین انواع پوششهای ضد آتش است که عملکرد آن مبتنی بر واکنش شیمیایی در دمای بالا است. هنگامیکه حرارت محیط به حدود 200 تا 250 درجه سانتی گراد میرسد، این پوشش شروع به انبساط کرده و لایهای فومی و عایق تشکیل میدهد. این لایه عایق، سطح زیرین را از تماس مستقیم با حرارت و شعله محافظت کرده و از انتقال گرما به سازه جلوگیری میکند. از آنجا که این نوع پوشش ظاهر زیبایی دارد و وزن بسیار کمی به سازه اضافه میکند، در پروژههای ساختمانی مدرن بسیار محبوب است. همچنین، قابلیت اجرای سریع، رنگ پذیری و نگهداری آسان از دیگر ویژگیهای مهم آن به شمار میرود.
اما پوشش ضد حریق پایه معدنی از ترکیب سیمان، پرلیت، میکروسیلیس، الیاف معدنی و افزودنیهای مقاوم در برابر حرارت ساخته میشود و یکی از اقتصادیترین گزینهها برای حفاظت در برابر آتش به شمار میرود. این پوشش با دستگاههای اسپری صنعتی روی تیرها، ستونها و سقفهای فلزی یا بتنی اجرا میشود و پس از خشک شدن، لایهای سخت و ضخیم ایجاد میکند که در برابر حرارت مستقیم تا چند ساعت مقاومت دارد. از مزایای مهم آن میتوان به دوام بالا، مقاومت در برابر رطوبت، ضربه و تغییرات دمایی اشاره کرد. پوشش پایه معدنی بیشتر در صنایع سنگین و صنعتی کاربرد دارد و به دلیل ضخامت زیاد، برای محیطهای در معرض شعله مستقیم بسیار مناسب است.
یکی دیگر از انواع پوشش ضد حریق قابل استفاده در پروژههای سنگین، پوشش ضد حریق اپوکسی است. اما ویژگیهای این پوشش ضد حریق چیست؟ این پوشش از رزینهای اپوکسی با افزودنیهای مقاوم در برابر حرارت ساخته شده و پس از اجرا، سطحی بسیار چسبنده و نفوذ ناپذیر ایجاد میکند. در زمان آتش سوزی، این ماده ساختار مولکولی خود را تغییر داده و به لایهای فشرده و مقاوم تبدیل میشود که مانند سپری محافظ، از فلز زیرین در برابر دماهای بالای 1000 درجه سانتی گراد محافظت میکند. از مهمترین ویژگیهای آن میتوان به چسبندگی بالا به سطح، مقاومت عالی در برابر خوردگی و شرایط محیطی سخت اشاره کرد. پوشش اپوکسی ضد حریق به دلیل دوام طولانی و پایدار، یکی از بهترین گزینهها برای تأسیسات حیاتی و زیرساختی میباشد.
پوشش ضد حریق بر پایه گچ یکی از قدیمیترین و اقتصادیترین روشهای مقاوم سازی در برابر حریق است که از ترکیب گچ طبیعی، الیاف معدنی و افزودنیهای ضد آتش ساخته میشود. این نوع پوشش بیشتر برای فضاهای داخلی ساختمان مانند دیوارها، سقفها، ستونها و مسیرهای خروج اضطراری به کار میرود. ویژگی اصلی آن، رها سازی بخار آب هنگام مواجهه با حرارت است، به طوریکه بخار آزاد شده باعث کاهش دما و جلوگیری از گسترش آتش میشود. علاوه بر خاصیت ضد حریق، پوشش گچی ضد آتش سطحی صاف و زیبا دارد و به راحتی قابل رنگ آمیزی و ترمیم میباشد. شایان ذکر است که استفاده از این پوشش در ساختمانهای مسکونی و اداری رایج است زیرا علاوه بر ایمنی، به بهبود عایق صوتی و حرارتی محیط نیز کمک میکند.
اما پوشش ضد حریق سرامیکی یکی دیگر از مقاومترین و تخصصیترین انواع پوششهای مقاوم در برابر حرارت است که از ذرات سرامیکی ریزدانه، آلومینا، سیلیکا و رزینهای خاص تشکیل میشود. اما توانایی پوشش ضد حریق چیست؟ این پوشش قادر است دماهای بسیار بالا تا حدود 1500 درجه سانتی گراد را تحمل کند و به همین دلیل در صنایع هوافضا، خودرو سازی، نیروگاهها، کورههای صنعتی و تجهیزات حرارتی کاربرد دارد. پوشش سرامیکی ضد حریق با ایجاد یک لایه فوق العاده سخت و مقاوم، از اکسیداسیون، خوردگی و انبساط حرارتی فلزات جلوگیری میکند. همچنین از دیگر مزایای آن میتوان به دوام طولانی، مقاومت در برابر شوک حرارتی و سازگاری با شرایط محیطی شدید اشاره کرد.
اما در نهایت، تخته ضد حریق نوعی پوشش پیش ساخته است که از ترکیب مواد معدنی نسوز، الیاف سیلیکاتی، گچ تقویت شده و گاهی سیمان سبک تولید میگردد. این تختهها به صورت پانلهای آماده بر روی دیوارها، سقفها، ستونها یا سازههای فلزی نصب میشوند و به دلیل ساختار چند لایه خود، مانع انتقال حرارت به اجزای اصلی ساختمان میگردند. از ویژگیهای بارز این نوع پوشش میتوان به نصب سریع، وزن سبک، دوام بالا و قابلیت ترکیب با عایقهای صوتی و حرارتی اشاره کرد. فایر بردها معمولا در مسیرهای فرار اضطراری، دیوارهای جدا کننده، اتاقهای برق و فضاهای حساس به حریق استفاده میشوند.
بیشتر بخوانید: محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر – بررسی 7 روش کلیدی

استفاده از پوشش ضد حریق، علاوه بر جلوگیری از گسترش آتش، میتواند مزایای متعدد دیگری را نیز به همراه داشته باشد. در این بخش از مقاله بررسی خواهیم کرد که مزایای استفاده از پوشش ضد حریق چیست:
اصلیترین مزیت پوشش ضد حریق، افزایش مقاومت سازهها در برابر دماهای بسیار بالا و شعله مستقیم است. در هنگام آتش سوزی، دمای فلز یا بتن میتواند ظرف چند دقیقه به بیش از 600 درجه سانتی گراد برسد و این امر باعث تضعیف ساختاری و در نهایت فروپاشی سازه میشود. پوشش ضد حریق با ایجاد یک لایه عایق و مقاوم، از انتقال حرارت به مصالح زیرین جلوگیری کرده و پایداری سازه را برای چندین ساعت حفظ میکند. این ویژگی باعث میشود تیمهای امدادی و آتش نشانی فرصت کافی برای کنترل حریق و نجات افراد داشته باشند. به همین دلیل، استفاده از پوشش ضد حریق در پروژههای ساختمانی و صنعتی، یکی از الزامات اصلی ایمنی محسوب میشود.
یکی دیگر از مهمترین نقشهای پوشش ضد حریق، جلوگیری از گسترش سریع آتش در فضاهای مختلف ساختمان است. این پوششها با کاهش سرعت انتقال حرارت و شعله، مانع از سرایت آتش به بخشهای مجاور میشوند و در نتیجه، خسارات مالی و جانی ناشی از حریق را به میزان چشمگیری کاهش میدهند. در واقع، پوشش ضد حریق نقش یک سد محافظ را ایفا میکند که از گسترش شعله در مسیرهای عمودی و افقی جلوگیری مینماید. این ویژگی برای ساختمانهای چند طبقه، کارخانهها و تاسیسات نفت و گاز که احتمال گسترش آتش در آنها بالاست، اهمیت ویژهای دارد. علاوه بر مواردی که گفته شد، کاهش آسیب به تجهیزات و مصالح موجب صرفه جویی در هزینههای بازسازی پس از حادثه میشود.
یکی از مزایای حیاتی پوشش ضد حریق، افزایش سطح ایمنی افراد حاضر در ساختمان و فراهم کردن زمان کافی برای تخلیه اضطراری است. در صورت وقوع آتش سوزی، این پوشش با کنترل حرارت و جلوگیری از فروپاشی سریع سازه، شرایط پایدارتری را در محیط ایجاد میکند. به این ترتیب، کارکنان، ساکنان یا مراجعه کنندگان میتوانند با آرامش بیشتری ساختمان را ترک کنند و نیروهای امدادی نیز فرصت بیشتری برای عملیات نجات داشته باشند. از دیدگاه استانداردهای بین المللی ایمنی مانند NFPA و EN، افزایش زمان مقاومت سازه در برابر حریق یکی از مهمترین شاخصهای ایمنی است که به طور مستقیم با استفاده از پوشش ضد حریق تحقق مییابد.
پوشش ضد حریق نه تنها در برابر آتش، بلکه در برابر عوامل محیطی مانند رطوبت، خوردگی، مواد شیمیایی و تغییرات دمایی نیز مقاومت ایجاد میکند. این ویژگی موجب افزایش طول عمر مفید سازهها و کاهش هزینههای تعمیر و نگهداری در بلند مدت میشود. در صنایع بزرگ استفاده از پوششهای اپوکسی یا معدنی ضد حریق باعث میشود فلزات دچار زنگ زدگی، پوسته پوسته شدن یا تغییر شکل نشوند. همچنین، این پوششها با ایجاد لایهای محافظ، مانع نفوذ رطوبت و اکسیژن به سطح فلز میشوند که این امر در حفظ پایداری سازه در شرایط سخت اقلیمی بسیار تاثیر گذار است.
یکی دیگر از مزایای برجسته پوشش ضد حریق، قابلیت استفاده در انواع سازهها و محیطها است. این پوششها در مدلهای مختلف مانند منبسط شونده، پایه معدنی، اپوکسی، گچی و سرامیکی تولید میشوند که هرکدام برای نوع خاصی از ساختمان یا صنعت مناسب هستند. به عنوان مثال، پوششهای منبسط شونده برای سازههای فلزی با طراحی مدرن، پوششهای گچی برای فضاهای داخلی، و پوششهای اپوکسی برای محیطهای صنعتی با خطر بالا به کار میروند. علاوه بر این، اجرای آنها میتواند به روش اسپری، قلم مو یا نصب پانل انجام شود و از نظر ظاهری نیز با رنگ آمیزی یا پوشش تزئینی هماهنگ گردد.
اما به منظور این که پوشش ضد حریق در نظر گرفته شده بتواند بهترین و بهینهترین عملکرد را از خودش بر جای بگذارد، در وهله اول نیاز دارید که از یک تیم متخصص بهره بگیرید. در کنار آن، توجه به چند نکته کلیدی میتواند بسیار موثر باشد:
پایه هر اجرای موفق پوشش ضد حریق، آماده سازی دقیق سطح است که شامل پاکسازی روغن، گریس، زنگ زدگی، گرد و غبار و هر گونه رنگ یا پوشش قبلی که مانع چسبندگی میباشد. روشهای رایج شامل سندبلاست یا شیمیایی پاکسازی، شستن با حلالهای مناسب و استفاده از پرایمرهای مخصوص است، چون چسبندگی ضعیف پوشش به سطح باعث کاهش چشمگیر عملکرد حرارتی و طول عمر پوشش میشود. همچنین کنترل زبری سطح برای نوع پوشش انتخابی اهمیت دارد. برای نمونه پوششهای منبسط شونده به سطحی با چسبندگی یکنواخت نیاز دارند تا در هنگام انبساط ترک نخورد یا جدا نشود.
قبل از هر کاری باید نوع پوشش ضد حریق را بر اساس جنس سازه، شرایط محیطی و زمان مقاومت مورد انتظار (مثلا 30، 60، 90 یا 120 دقیقه) تعیین کرد. انتخاب نادرست مانند استفاده از پوشش گچی در محیطهای مرطوب یا پوشش اپوکسی در فضایی با تماس شیمیایی شدید، منجر به شکست عملکردی و هزینههای تعمیر میشود. برای تعیین دقیق، نیاز است به الزامات کدها و استانداردهای محل پروژه مراجعه شده و معیارهای مهندسی آتش سوزی محاسبه شوند. این کار تضمین میکند پوشش نه تنها زیبایی، بلکه عملکرد حفاظتی مورد انتظار را ارائه دهد.
عملکرد حفاظتی پوششها به طور مستقیم وابسته به ضخامت اعمال شده و روش اجرا است. هر پوشش یک ضخامت طراحی شده دارد که بر مبنای آزمایشهای استاندارد تعیین میشود. اجرای کمتر از ضخامت توصیه شده یا اعمال چند لایه اشتباه میتواند زمان مقاومت در برابر آتش را کاهش دهد، در حالی که ضخامت بیش از حد نیز میتواند مشکلاتی چون ترک خوردگی یا جداشدگی ایجاد کند. روشهای اجرا باید متناسب با نوع پوشش و دسترسی سازه انتخاب شوند و اپراتورهای مجرب با ابزار کالیبره شده ضخامت واقعی را با ابزارهایی مثل ضخامت سنجهای الکترو مغناطیسی یا نمونه برداری اندازه گیری کنند. توصیه میشود برای پروژههای حساس از نمونه اجرای آزمایشی استفاده شود تا پارامترهای اجرا قبل از پوشش کل سازه تایید گردد.
دمای محیط، رطوبت نسبی و تهویه محل اجرا نقش حیاتی در چسبندگی، زمان خشک شدن و عملکرد نهایی هر پوشش ضد حریق ایفا میکنند. بسیاری از پوششها نیاز به حداقل دما و حداکثر رطوبت مشخص دارند. اجرای پوشش در دمای پایین یا در هوای مرطوب ممکن است باعث تاخیر در پخت، ایجاد حفرات و ضعف مکانیکی شود. بنابراین قبل از شروع، شرایط آب و هوایی را بررسی، در صورت نیاز از گرم کن، هیت پمپ یا تهویه مناسب استفاده و زمان اعمال لایههای بعدی را مطابق دیتاشیت تولید کننده تنظیم نمایید. پس از اجرا نیز باید مدت زمان لازم برای پخت کامل و آزمایشهای اولیه رعایت شود تا عملکرد نهایی تضمین گردد.
اما برای دست یابی به بهترین عملکرد، پوشش ضد حریق اغلب باید با یک پرایمر یا لایه میانی مناسب ترکیب شود. پرایمر درست باعث افزایش چسبندگی، جلوگیری از خوردگی زیرین و بهبود طول عمر میشود. انتخاب پرایمر باید از منظر شیمیایی با پوشش نهایی سازگار باشد چون برخی رزینها با یکدیگر ناسازگار میشوند و واکنشهای نامطلوب مثل پوسته پوسته شدن را ایجاد میکنند. همچنین در مواردی که سازه در معرض مواد شیمیایی یا نمک قرار دارد، پرایمرهای ضد خوردگی مخصوص باید به کار روند. همیشه دیتاشیتهای فنی هر دو محصول را مقایسه کنید و در صورت لزوم از تأییدیه سازنده پوشش برای ترکیب محصولات مختلف استفاده کنید.

پس از نصب و اجرای کامل، لازم است به صورت دورهای وضعیت پوشش از نظر چسبندگی، ترک خوردگی، تغییر رنگ، پوسته شدن یا آسیبهای مکانیکی بررسی شود، زیرا هر گونه صدمه حتی جزئی میتواند عملکرد حرارتی آن را در هنگام آتش سوزی مختل کند. در محیطهای صنعتی یا مرطوب، بازبینی دورهای برای اطمینان از عدم نفوذ رطوبت، مواد شیمیایی یا روغن به لایه پوشش ضروری است. در صورت مشاهده هرگونه آسیب، باید ترمیم با همان نوع ماده و طبق دستورالعمل سازنده انجام شود تا هماهنگی شیمیایی حفظ گردد.
همچنین، ثبت مستندات نگهداری، تاریخ بازبینیها و نتایج آزمونهای کیفی به مدیریت ایمنی پروژه کمک میکند. رعایت این نکات موجب میشود پوشش ضد حریق در طول سالها عملکرد خود را حفظ کرده و در شرایط اضطراری، بالاترین سطح حفاظت حرارتی را برای سازه فراهم آورد.
کلام پایانی
همانگونه که دیدید در این مقاله به طور کامل به بررسی این سوال پرداختیم که پوشش ضد حریق چیست؟ دانستیم که استفاده از پوشش ضد حریق یک اقدام استراتژیک و ضروری در طراحی و نگهداری ساختمانها و تاسیسات صنعتی محسوب میشود. این پوششها با افزایش مقاومت سازه در برابر حرارت، جلوگیری از گسترش شعله، افزایش ایمنی افراد و کاهش هزینههای نگهداری سطح ایمنی کلی پروژه را به طرز قابل توجهی ارتقا میدهند. ضمن سپاس از همراهی شما عزیزان با ما تا پایان این مقاله، امیدواریم مطالب ارائه شده برای شما مفید بوده باشد.
ما در مجموعه اسپین الکتریک به صورت تخصصی در زمینه تامین و ارائه انواع تجهیزات مقابله با حریق فعالیت میکنیم. لذا شما همراهان محترم میتوانید جهت کسب اطلاعات بیشتر، از طریق پلهای ارتباطی با ما تماس بگیرید.
9.1.1 پنل کنترل برای سرویس تخلیه
سیستمهای تشخیص، راهاندازی، هشدار و کنترل باید مطابق با استانداردNFPA 72 طراحی، نصب، آزمایش و نگهداری شوند.
9.1.1.1 سیستمهایی که فقط از طریق راهاندازی دستی مکانیکی عمل میکنند، در صورتی که مقامات مسئول اجازه دهند، مجاز هستند.
9.1.1.2 یک منبع تأمین قدرت اصلی اختصاصی و یک منبع برق پشتیبان با حداقل 24 ساعت و حداقل 5 دقیقه جریان هشدار باید برای عملیات تشخیص، سیگنالدهی، کنترل و راهاندازی سیستم مورد استفاده قرار گیرد.
9.1.1.3 سیستم اعلام حریق ساختمانهای محافظتشده باید فقط برای کنترل پنل تخلیه سیستم اطفاء حریق گاز تمیز استفاده شود، در صورتی که برای تخلیه با دستگاه خاص سیستم اطفاء حریق گاز تمیز فهرست شده باشد، طبق بندهای 9.4.8 و 9.4.9.
9.1.1.4 اگر پنل کنترل تخلیه سیستم اطفاء حریق گاز تمیز در یک ساختمان محافظتشده که سیستم اعلام حریق جداگانهای دارد، قرار گیرد، باید توسط سیستم اعلام حریق ساختمان برای سیگنالهای هشدار، نظارتی و مشکلدار نظارت شود.
9.1.1.5 اگر واحد کنترل سیستم اعلام حریق تخلیه در یک ساختمان محافظتشده که سیستم اعلام حریق جداگانهای دارد، قرار گیرد، باید برای سیگنالهای هشدار، نظارتی و مشکلدار نظارت شود، اما نباید به عملیات یا خرابی سیستم اعلام حریق ساختمان وابسته باشد یا تحت تأثیر قرار گیرد.
9.1.2 شروع و راهاندازی
تشخیص خودکار و راهاندازی خودکار باید استفاده شوند.
9.1.3 روشهای سیمکشی*
سیمکشی مدارهای شروع و تخلیه باید در کانالهای خاص نصب شوند.
9.1.3.1 به جز موارد مجاز در 9.1.3.2، سیمکشی جریان متناوب (ac) و جریان مستقیم (dc) نباید در یک کانال یا مسیر مشترک ترکیب شوند.
9.1.3.2 ترکیب سیمکشی ac و dc در یک کانال یا مسیر مشترک مجاز است، در صورتی که شیلد شده و به زمین متصل باشد.
9.2 تشخیص خودکار
9.2.1 تشخیص خودکار باید توسط هر روش یا دستگاه فهرستشدهای باشد که قادر به تشخیص و نشان دادن حرارت، شعله، دود، بخارات قابل اشتعال یا شرایط غیرعادی در خطر باشد، مانند مشکلات فرآیند که احتمالاً باعث آتشسوزی شوند.
9.2.2 در جایی که یک سیستم عامل جدید در فضایی که سیستم تشخیص موجود دارد نصب میشود، باید تحلیلی از دستگاههای تشخیص انجام شود تا اطمینان حاصل شود که سیستم تشخیص در شرایط عملیاتی خوبی قرار دارد و به موقعیت آتشسوزی طبق اهداف طراحی سیستم پاسخ خواهد داد.
9.3 راهاندازی دستی
یک وسیله راهاندازی دستی باید برای سیستم فراهم شود، مگر در مواردی که بر اساس 9.3.4 اجازه حذف آن داده شده باشد.
9.3.1 راهاندازی دستی باید باعث عملکرد همزمان شیرهای خودکار کنترلکننده تخلیه گاز و توزیع آن شود.
9.3.2 یک سوئیچ فشار تخلیه که سیگنال هشدار را به پنل تخلیه ارسال میکند، در جایی که از راهاندازی دستی مکانیکی استفاده میشود و امکان عملکرد مکانیکی سیستم وجود دارد، الزامی است.
9.3.3 در جایی که از پنل تخلیه استفاده نمیشود، سوئیچ فشار تخلیه باید عملکردهای الکتریکی مورد نیاز هنگام راهاندازی سیستم را آغاز کند، از جمله اطلاعرسانی.
9.3.4 برای سیستمهای خودکار، وسیله راهاندازی دستی لازم نیست، زمانی که خطر محافظتشده غیرقابل سکونت باشد و خطر در مکانی دورافتاده قرار داشته باشد که پرسنل بهطور معمول در آنجا حضور ندارند.
9.3.5 وسیلههای راهاندازی دستی باید همیشه در دسترس باشند، حتی در زمان وقوع آتشسوزی.
9.3.6 وسیلههای راهاندازی دستی باید برای هدف مورد نظر قابل شناسایی باشند.
9.3.7 عملیات هر وسیله دستی باید باعث عملکرد کامل سیستم بهطور طراحیشده شود.
9.3.8 کنترلهای دستی نباید به نیرویی بیشتر از 40 پوند (178 نیوتن) یا حرکت بیشتر از 14 اینچ (356 میلیمتر) برای راهاندازی نیاز داشته باشند.
9.3.9 حداقل یک وسیله کنترل دستی برای فعالسازی باید در فاصلهای بیشتر از 4 فوت (1.2 متر) از کف قرار گیرد.
9.3.10 تمام وسایل عملیاتی دستی باید با نام خطراتی که از آنها محافظت میکنند شناسایی شوند.
9.4 دستگاههای عملیاتی و تجهیزات کنترل برای تخلیه گاز، کنترل تخلیه و خاموش کردن تجهیزات
9.4.1 عملیات دستگاههای تخلیه گاز یا شیرها، کنترل تخلیهها و تجهیزات خاموش کردن که برای عملکرد موفقیتآمیز سیستم ضروری هستند، باید از طریق وسایل مکانیکی، الکتریکی یا پنوماتیکی فهرستشده انجام شود.
9.4.2 دستگاههای عملیاتی باید برای کاربرد در محیطی که در آن به کار میروند، مناسب باشند.
9.4.3 تجهیزات عملیاتی نباید به راحتی از کار بیافتند یا در معرض عملیات تصادفی قرار گیرند.
9.4.4 دستگاهها معمولاً باید طوری طراحی شوند که به درستی از -20°F تا 130°F (-29°C تا 54°C) عمل کنند یا به گونهای علامتگذاری شوند که محدودیتهای دمایی آنها را نشان دهند.
9.4.5 دستگاههای عملیاتی باید بهگونهای قرار گیرند، نصب شوند یا محافظت شوند که در برابر آسیبهای مکانیکی، شیمیایی یا دیگر آسیبها که میتواند باعث از کار افتادن آنها شود، مقاوم باشند.
9.4.6 در صورتی که فشار گاز از سیستم یا مخازن پیلوت به عنوان وسیلهای برای تخلیه مخازن ذخیرهسازی عامل استفاده شود، نرخ تأمین و تخلیه باید برای تخلیه تمام مخازن باقیمانده طراحی شود.
9.4.7 تمام دستگاهها برای خاموش کردن تجهیزات کمکی باید با عملکرد سیستم به عنوان بخشهای یکپارچه از سیستم عمل کنند.
9.4.8 تجهیزات کنترل باید به طور خاص برای تعداد و نوع دستگاههای فعالکننده مورد استفاده فهرست شده باشند.
9.4.9 تجهیزات کنترل و دستگاههای فعالکننده باید برای سازگاری با یکدیگر فهرست شده باشند.
9.4.10 نظارت بر حذف عملگر الکتریکی
9.4.10.1 حذف عملگر الکتریکی از شیر تخلیه مخزن ذخیرهسازی عامل یا شیر انتخابکنندهای که کنترل میکند، باید باعث ایجاد هشدار صوتی و بصری از نقص سیستم در پنل کنترل تخلیه سیستم شود.
9.4.10.2 بند 9.4.10.1 شامل سیستمهای تحت پوشش فصل 13 این استاندارد نمیشود، به جز سیستمهایی که در بخش 13.6 گنجانده شدهاند.
9.4.11 تجهیزات کنترل باید دستگاههای فعالکننده و سیمکشیهای مرتبط را نظارت کرده و در صورت نیاز باعث راهاندازی آنها شود.
9.4.12 حذف دستگاه فعالکننده مخزن اصلی عامل از شیر تخلیه یا شیر انتخابکننده باید باعث ایجاد سیگنال مشکل یا نظارتی در واحد کنترل تخلیه شود.
9.4.13 در جایی که از تجهیزات کنترل پنوماتیک استفاده میشود، خطوط باید در برابر از دست دادن یکپارچگی محافظت شوند.
9.5 دستگاههای هشدار، وسایل اطلاعرسانی و نشانگرها
9.5.1 دستگاههای اطلاعرسانی یا نشانگرهای پنل کنترل باید برای نشان دادن عملکرد سیستم، خطرات برای پرسنل یا خرابی هر دستگاه تحت نظارت استفاده شوند.
9.5.2 نوع (مانند صوتی، بصری)، تعداد و محل قرارگیری دستگاههای اطلاعرسانی و نشانگرها باید به گونهای باشد که هدف آنها برآورده شود و تمام الزامات را تأمین کند.
9.5.3 دستگاههای اطلاعرسانی باید به گونهای طراحی شوند که طبق الزامات برنامه واکنش اضطراری ساختمان عمل کنند.
9.5.4 هشدار صوتی و بصری قبل از تخلیه باید در داخل منطقه محافظتشده فضاهای قابل سکونت فراهم شود تا هشدار قوی برای تخلیه قریبالوقوع داده شود.
9.5.5 عملکرد دستگاههای اطلاعرسانی باید پس از تخلیه عامل ادامه یابد تا زمانی که اقدام مثبت برای شناسایی هشدار انجام شده و اقدام مناسب انجام شود.
9.6 کلیدهای لغو
کلیدهای لغو برای سیستمهای تخلیه گاز تمیز مجاز هستند.
9.6.1 در صورتی که کلیدهای لغو نصب شوند، باید در داخل منطقه محافظتشده و نزدیک به راه خروج منطقه قرار گیرند.
9.6.2 کلید لغو باید از نوعی باشد که برای لغو نیاز به فشار دستی دائمی داشته باشد.
9.6.3 راهاندازی دستی باید عملکرد لغو را لغو کند.
9.6.4 عملکرد تابع لغو باید باعث ایجاد هشدار صوتی و بصری مشخص از نقص سیستم شود.
9.6.5 کلیدهای لغو باید بهطور واضح برای هدف مورد نظر قابل شناسایی باشند.
9.7 تأخیرهای زمانی
9.7.1 باید یک هشدار پیشتخلیه و تأخیر زمانی کافی برای اجازه به تخلیه پرسنل قبل از تخلیه فراهم شود.
9.7.2 برای نواحی خطرناک که در معرض آتشهای رشد سریع هستند، جایی که فراهم کردن تأخیر زمانی تهدیدی برای جان و مال ایجاد کند، مجاز است که تأخیر زمانی حذف شود.
9.7.3 تأخیرهای زمانی باید تنها برای تخلیه پرسنل یا آمادهسازی منطقه خطر برای تخلیه استفاده شوند.
9.7.4 تأخیرهای زمانی نباید به عنوان روشی برای تأیید عملکرد دستگاه شناسایی قبل از وقوع فعالسازی خودکار استفاده شوند.
9.8 کلید قطعکننده
9.8.1 برای جلوگیری از تخلیه ناخواسته سیستم عامل تمیز الکتریکی، باید یک کلید قطعکننده تحت نظارت فراهم شود.
9.8.2 کلید قطعکننده باید در برابر استفاده غیرمجاز با یکی از روشهای زیر محافظت شود:
9.8.3 زمانی که کلید قطعکننده برای فعالسازی نیاز به کلید دارد، کلید دسترسی نباید زمانی که مدار قطعکننده قطع است، قابل جدا شدن باشد.
9.8.4 غیر فعال کردن توالی آزادسازی سیستم سرکوب از طریق برنامهنویسی نرمافزاری نباید بهعنوان جایگزینی برای استفاده از یک کلید قطعکننده فیزیکی قابل قبول باشد.
9.8.5 کلید قطعکننده باید فهرست شده باشد.
9.9 شیرهای قفلشونده
اگر شیر قفلشونده نصب شده باشد، پنل آزادسازی باید یک سیگنال نظارتی را هنگامی که شیر قفلشونده در وضعیت کاملاً باز نباشد، اعلام کند.
۷.۱ enclosure
۷.۱.۱ در طراحی سیستم اطفاء حریق به روش سیلاب کامل، ویژگیهایenclosure محافظتشده باید مورد توجه قرار گیرد.
۷.۱.۲ مساحت منافذی که قابل بسته شدن نیستند در enclosure محافظتشده باید به حداقل برسد.
۷.۱.۳ مرجع ذیصلاح میتواند برای اطمینان از عملکرد سیستم مطابق با الزامات این استاندارد، از سیستمهای فشردهسازی/افزایش فشار یا آزمایشهای دیگر استفاده کند. (برای اطلاعات بیشتر به پیوست D مراجعه کنید.)
۷.۱.۴ برای جلوگیری از از دست رفتن عامل از طریق منافذ به خطرات یا مناطق کاری مجاور، منافذ باید به طور دائمی مهر و موم شده یا مجهز به بستهکنندههای خودکار باشند.
۷.۱.۵ در صورتی که محدود کردن عامل عملی نباشد، یکی از موارد زیر باید اعمال شود:
(۱) حفاظت باید گسترش یابد تا شامل خطرات یا مناطق کاری متصل مجاور شود.
(۲) عامل اضافی باید از طریق پیکربندی تخلیه گسترشیافته به enclosure محافظتشده وارد شود.
۷.۱.۶ در صورتی که یک سیستم اطفاء حریق به روش سیلاب کامل با عامل پاک برای حفاظت از یک اتاق با کف بلند یا فرورفته در نظر گرفته شده باشد، اتاق و کف بلند یا فرورفته باید به طور همزمان محافظت شوند.
۷.۱.۶.۱ اگر فقط فضای زیر کف بلند قرار است توسط سیستم سیلاب کامل محافظت شود، باید از گاز بیاثر برای محافظت از آن فضا استفاده شود.
۷.۱.۶.۲ هر حجم، اتاق و کف بلند یا فرورفته که باید محافظت شود باید دارای دتکتورها، شبکه لولهکشی و نازلها باشد.
۷.۱.۷ به جز سیستمهای تهویه شناسایی شده در بند ۷.۱.۷.۲، سیستمهای تهویه هوای فشرده، شامل سیستمهای تهویه بازگشتی مستقل، باید به طور خودکار خاموش یا بسته شوند در صورتی که ادامه کار آنها عملکرد سیستم اطفاء حریق را تحت تأثیر منفی قرار دهد یا منجر به گسترش آتش شود.
۷.۱.۷.۱ در صورتی که سیستم تهویه هوای فشرده یا بازگشتی مستقل به طور خودکار خاموش یا بسته نشود، حجم کانالهای سیستم تهویه بازگشتی خود-contained که در زیر ارتفاع سقف فضای محافظتشده نصب شدهاند باید به عنوان بخشی از حجم کل خطر هنگام تعیین مقدار عامل در نظر گرفته شود.
۷.۱.۷.۲ سیستمهای تهویهای که برای تأمین ایمنی ضروری هستند نیازی به خاموش شدن هنگام فعالسازی سیستم اطفاء حریق ندارند.
۷.۱.۷.۳ در صورتی که سیستم تهویه مجاز به ادامه کار طبق بند ۷.۱.۷.۲باشد، باید تخلیه گسترشیافته عامل فراهم شود تا غلظت طراحی برای مدت زمان مورد نیاز حفاظت حفظ شود.
۷.۱.۸ enclosure محافظتشده باید دارای استحکام ساختاری و یکپارچگی لازم برای نگهداری تخلیه عامل باشد.
۷.۱.۸.۱ اگر فشارهای ایجادشده تهدیدی برای استحکام ساختاریenclosure ایجاد کند، باید تهویه فراهم شود تا از فشارهای زیاد جلوگیری شود.
۷.۱.۸.۲ طراحان باید به دستورالعملهای سازنده سیستم در خصوص تهویهenclosure مشورت کنند. (برای منطقه تهویه relief فشار یا مساحت معادل نشت، به بند ۶.۱.۲.۵(۲۸) مراجعه کنید.)
۷.۲ الزامات غلظت طراحی
۷.۲.۱ عمومی
۷.۲.۱.۱ غلظت حداقل اطفاء حریق یا غلظت بیاثر باید برای تعیین غلظت طراحی حداقل برای سوخت خاص استفاده شود.
۷.۲.۱.۲ برای ترکیبهای سوختی، باید از غلظت حداقل اطفاء حریق یا غلظت بیاثر برای سوختی که نیاز به بالاترین غلظت دارد استفاده شود مگر اینکه آزمایشهایی روی ترکیب واقعی انجام شده باشد.
۷.۲.۲ خاموش کردن شعله
۷.۲.۲.۱ خطرات کلاس A
۷.۲.۲.۱.۱ غلظت حداقل اطفاء حریق برای سوختهای کلاس A باید از طریق آزمایش به عنوان بخشی از برنامه فهرستبندی مطابق با بند ۷.۲.۲.۳تعیین شود.
۷.۲.۲.۱.۲ غلظت حداقل طراحی برای یک خطر سطحی کلاس A باید از طریق بزرگترین مورد از موارد زیر تعیین شود:
(۱) غلظت اطفاء حریق، همانطور که در بند ۷.۲.۲.۱.۱ تعیین شده است، ضرب در یک عامل ایمنی ۱.۲ برای سیستمهایی با شناسایی و فعالسازی خودکار (به بند ۹.۱.۲ مراجعه کنید) یا ۱.۳ برای سیستمهایی با فعالسازی دستی فقط (به بند ۹.۱.۱.۱ مراجعه کنید).
(۲) برابر با حداقل غلظت اطفاء حریق برای هپتان همانطور که از بند ۷.۲.۲.۲.۱ (۲) تعیین شده است.
۷.۲.۲.۱.۳ غلظت حداقل طراحی برای آتشهای عمیق باید از طریق آزمایش خاص کاربردی تعیین شود.
۷.۲.۲.۲ خطرات کلاس B
۷.۲.۲.۲.۱ غلظت اطفاء حریق برای سوختهای کلاس B باید از طریق بزرگترین مورد از موارد زیر تعیین شود:
(۱) غلظت کلاس B همانطور که از طریق یک برنامه فهرستبندی مطابق با بند ۷.۲.۲.۳ تعیین شده است.
(۲) غلظت اطفاء حریق برای سوخت خاص، همانطور که از طریق روش فنجان برنر (به پیوست B مراجعه کنید) تعیین شده است.
هشدار: در شرایط خاص، ممکن است خاموش کردن یک جت گاز در حال سوخت خطرناک باشد. به عنوان اولین اقدام، تأمین گاز را قطع کنید.
۷.۲.۲.۲.۲ تجهیزات اندازهگیری که در استفاده از روش فنجان برنر به کار میروند باید کالیبره شده باشند.
۷.۲.۲.۲.۳ غلظت حداقل طراحی برای یک خطر سوخت کلاس B باید غلظت اطفاء حریق، همانطور که در بند ۷.۲.۲.۲.۱ تعیین شده است، ضرب در یک عامل ایمنی ۱.۳ باشد.
۷.۲.۲.۳ برنامه فهرستبندی
به حداقل، برنامه فهرستبندی باید مطابق با UL 2127، سیستمهای اطفاء حریق با گاز بیاثر تمیز، یا UL 2166، سیستمهای اطفاء حریق با گاز هالوکربن تمیز، یا معادل آن باشد.
۷.۲.۲.۴ خطرات کلاس C
۷.۲.۲.۴.۱ غلظت حداقل طراحی برای یک خطر کلاس C باید غلظت حداقل اطفاء حریق کلاس A باشد، همانطور که در بند ۷.۲.۲.۱.۱ تعیین شده است، ضرب در یک عامل ایمنی ۱.۳۵.
۷.۲.۲.۴.۲ غلظت حداقل طراحی برای فضاهایی که حاوی خطرات الکتریکی انرژیدار با ولتاژ بالاتر از ۴۸۰ ولت هستند و در حین و بعد از تخلیه برق دارند، باید از طریق تحلیل خطر و آزمایشات لازم تعیین شود.
۷.۲.۳ بیاثر کردن
۷.۲.۳.۱ غلظت بیاثر باید از طریق آزمایش تعیین شود.
۷.۲.۳.۲ غلظت بیاثر باید در تعیین غلظت طراحی عامل استفاده شود زمانی که شرایطی برای بازگشت مجدد یا انفجار وجود دارد.
۷.۲.۳.۳ غلظت حداقل طراحی برای بیاثر کردن جو یک enclosure که خطر آن یک مایع یا گاز قابل اشتعال است، باید غلظت بیاثر ضرب در یک عامل ایمنی ۱.۱ باشد.
۷.۳ مقدار سیستم سیلاب کامل
۷.۳.۱ مقدار عامل هالوکربنی که برای دستیابی به غلظت طراحی مورد نیاز است، باید از طریق معادله زیر محاسبه شود:
مقادیر پارامترها عبارتند از:
W = مقدار عامل پاک کننده [پوند (کیلوگرم)]
V = حجم خالص خطر، که بهصورت حجم ناخالص منهای حجم ساختارهای ثابت غیر قابل نفوذ به بخار عامل پاک کننده محاسبه میشود [فوتمکعب (مترمکعب)]
C = غلظت طراحی عامل (درصد حجم)
s = حجم ویژه بخار عامل فوقگرم در فشار 1 اتمسفر و دمای حداقل پیشبینی شده [درجه فارنهایت (درجه سلسیوس)] از حجم حفاظتشده [فوتمکعب/پوند (مترمکعب/کیلوگرم)]
7.3.1.1 غلظت عامل هالوکربنی که در محفظه حفاظتشده توسعه خواهد یافت، باید در دمای حداقل و حداکثر طراحی با استفاده از معادله زیر محاسبه شود:
مقادیر پارامترها عبارتند از:
C = غلظت عامل [درصد حجم]
W = مقدار نصبشده عامل [پوند (کیلوگرم)]
s = حجم ویژه گاز عامل در دمای حداقل/حداکثر طراحی خطر [فوتمکعب/پوند (مترمکعب/کیلوگرم)]
V = حجم محفظه ساختهشده [فوتمکعب (مترمکعب)]
7.3.1.2 غلظتهای عامل محاسبهشده بر اساس دادههای ساختهشده و نصبشده و دماهای حداقل و حداکثر طراحی فضای حفاظتشده باید طبق الزامات 6.1.2.7 و 6.2.4 ثبت شوند.
7.3.2* مقدار عامل گاز بیاثر مورد نیاز برای دستیابی به غلظت طراحی باید با استفاده از معادله 7.3.2، 7.3.2.1a یا 7.3.2.1b محاسبه شود:
مقادیر پارامترها عبارتند از:
X = حجم گاز بیاثر اضافهشده در شرایط استاندارد 14.7 psi مطلق، 70°F (1.013 بار مطلق، 21 درجه سلسیوس) به ازای حجم فضای خطر [فوتمکعب/فوتمکعب (مترمکعب/مترمکعب)]
sJ = حجم ویژه گاز بیاثر در 70°F (21 درجه سلسیوس) و 14.7 psi مطلق (1.013 بار مطلق)
s = حجم ویژه گاز بیاثر در 14.7 psi مطلق و دمای حداقل طراحی [درجه فارنهایت (درجه سلسیوس)] از حجم حفاظتشده [فوتمکعب/پوند (مترمکعب/کیلوگرم)]
C = غلظت طراحی گاز بیاثر (درصد حجم)
7.3.2.1* معادله جایگزینی برای محاسبه غلظتهای عامل گاز بیاثرمجاز است، بهشرح زیر:
t = حداقل دمای پیشبینی شده در حجم محافظتشده (در فارنهایت)
جایی که:
t = حداقل دمای پیشبینی شده در حجم محافظتشده (در سلسیوس)
7.3.2.2 مقدار طراحی شده گاز بیاثر در واحدهای جرم باید به صورت زیر محاسبه شود:
جایی که:
W = مقدار گاز بیاثر [پوند (کیلوگرم)]
V = حجم خطر [پای³ (متر³)]
[7.3.2.2a]
[7.3.2.2b]
s = حجم ویژه گاز در دمای خطر [پای³ /پوند (متر³ /کیلوگرم)]
C = غلظت گاز بیاثر [% حجم]
7.3.2.3 غلظت گاز بیاثر تمیز که در محفظه محافظتشده تولید خواهد شد، باید در دمای طراحی حداقل و حداکثر محاسبه شود، با استفاده از یکی از معادلات زیر:
جایی که:
C = غلظت گاز [٪ حجم]
W = مقدار نصبشده گاز [پوند (کیلوگرم)]
s = حجم ویژه گاز در دمای طراحی حداقل/حداکثر خطر [پای³ /پوند (متر³ /کیلوگرم)]
V = حجم محفظه ساختهشده [پای³ (متر³)]
7.3.3* عوامل طراحی. در صورتی که شرایط خاصی بر کارایی اطفاء حریق تأثیر بگذارد، حداقل مقدار گاز باید از طریق استفاده از عوامل طراحی افزایش یابد.
7.3.3.1 * عامل طراحی تی. غیر از موارد شناساییشده در 7.3.3.1.3، هنگامی که یک منبع گاز واحد برای محافظت از چندین خطر استفاده میشود، باید از عامل طراحی جدول 7.3.3.1 استفاده شود.
7.3.3.1.1 برای کاربرد جدول 7.3.3.1، تعداد عامل طراحی تی باید برای هر خطری که سیستم از آن محافظت میکند، با استفاده از راهنماهای زیر تعیین شود:
(1) از نقطهای که سیستم لولهکشی وارد خطر میشود، تعداد تیهای موجود در مسیر جریان که به منبع گاز برمیگردند باید در تعداد عامل طراحی تی برای آن خطر گنجانده شود (تیهای استفادهشده در یک منیفولد را شامل نشوید).
(2) هر تی که در داخل خطر گاز را به خطر دیگری میرساند، باید در تعداد عامل طراحی تی برای آن خطر گنجانده شود.
7.3.3.1.2 خطر با بزرگترین تعداد عامل طراحی تی باید در جدول 7.3.3.1 برای تعیین عامل طراحی استفاده شود.
7.3.3.1.3 برای سیستمهایی که آزمون تخلیه را با موفقیت پشت سر میگذارند، این عامل طراحی اعمال نخواهد شد.
7.3.3.2* عوامل طراحی اضافی. طراح باید عوامل طراحی اضافی را برای هر یک از موارد زیر تعیین و مستند کند:
(1) دهانههای غیرقابل بستن و تأثیر آنها بر توزیع و غلظت (برای جزئیات بیشتر به 7.6.3 مراجعه کنید).
(2) کنترل گازهای اسیدی
(3) بازآتشسوزی از سطوح گرمشده
(4) نوع سوخت، پیکربندیها، سناریوهایی که به طور کامل در غلظت اطفاء حریق، هندسه محفظه و موانع در نظر گرفته نشدهاند و تأثیر آنها بر توزیع.
7.3.3.3* عامل طراحی برای فشار محفظه. مقدار طراحی گاز تمیز باید طبق جدول 7.3.3.3 تنظیم شود تا فشارهای محیطی که بیشتر از 11 درصد (معادل تقریباً 3000 فوت (915 متر) تغییر ارتفاع) از فشارهای استاندارد سطح دریا [29.92 اینچ جیوه در 70°F (760 میلیمتر جیوه در 0°C)] متفاوت است، جبران شود.
7.4* مدت زمان حفاظت.
7.4.1 برای سیستمهای اطفاء حریق شعلهای، حداقل غلظت 85 درصد از حداقل غلظت طراحی باید در بالاترین ارتفاع محتوای محافظتشده در داخل خطر برای مدت زمان 10 دقیقه یا مدت زمانی کافی برای پاسخگویی پرسنل آموزشدیده حفظ شود.
7.4.2 برای سیستمهای بیاثر کننده، حداقل غلظت نباید کمتر از غلظت بیاثر کننده تعیینشده مطابق با 7.2.3.1 باشد و باید در طول فضای محافظتشده برای مدت زمانی کافی برای پاسخگویی پرسنل آموزشدیده حفظ شود.
7.5 سیستم توزیع.
7.5.1 * زمان تخلیه اولیه.
7.5.1.1* برای گازهای هالوکربنی، زمان تخلیه نباید بیشتر از 10 ثانیه باشد یا طبق الزامات مقامات مسئول.
7.5.1.2 برای گازهای بیاثر، زمان تخلیه نباید بیشتر از 60 ثانیه برای خطرات سوخت کلاس B، 120 ثانیه برای خطرات آتشسوزی سطحی کلاسA یا خطرات کلاس C باشد یا طبق الزامات مقامات مسئول. (برای جزئیات بیشتر به A.7.5.1.1 مراجعه کنید.)
7.5.1.3* محاسبات جریان انجام شده طبق بخش 6.2 یا طبق دستورالعملهای سیستمهای پیشمهندسیشده فهرستشده باید برای اثبات انطباق با 7.5.1.1 یا 7.5.1.2 استفاده شود.
7.5.1.4 برای سیستمهای پیشگیری از انفجار، زمان تخلیه گازها باید به گونهای باشد که غلظت حداقل طراحی بیاثر قبل از رسیدن غلظت بخارات قابل اشتعال به محدوده قابل اشتعال بدست آید.
7.5.2* تخلیه طولانی. در صورتی که تخلیه طولانی برای حفظ غلظت طراحی برای مدت زمان مشخص ضروری باشد، مقادیر اضافی گاز باید با نرخ کاهش یافته به کار گرفته شوند.
7.5.2.1 تخلیه اولیه باید در محدودیتهای مشخص شده در 7.5.1.1 تکمیل شود.
7.5.2.2 عملکرد سیستم تخلیه طولانی باید با آزمایش تأیید شود.
7.6 انتخاب و مکانیابی نازلها.
7.6.1 نازلها باید از نوع فهرستشده برای هدف مورد نظر باشند.
7.6.2 نازلها باید در داخل محفظه محافظتشده مطابق با محدودیتهای فهرستشده از نظر فاصله، پوشش کف و همراستایی قرار گیرند.
7.6.3 نوع نازلهای انتخابشده، تعداد آنها و مکانیابی آنها باید به گونهای باشد که غلظت طراحی در تمام قسمتهای محفظه خطر ایجاد شود و به گونهای باشد که تخلیه موجب پاشیدن مایعات قابل اشتعال یا ایجاد ابرهای گرد و غبار نشود که بتوانند آتش را گسترش دهند، انفجار ایجاد کنند یا به طور دیگری بر محتویات یا یکپارچگی محفظه تأثیر منفی بگذارند.
10.1 ایمنی
بایستی در حین نصب، سرویسدهی، نگهداری، آزمایش، حمل و نقل و شارژ مجدد سیستمهای عامل پاک و مخازن عامل، از روشهای ایمن پیروی شود.
10.2 عمومی
10.2.3 آزمایش پذیرش سیستم
10.2.4 آزمایش سیستمهای حفاظت از آتش و ایمنی زندگی یکپارچه
10.3 گزارش آزمایش پذیرش
10.4 بازبینی اجزای مکانیکی
10.4.12 تمامی مخازن ذخیره عامل باید مطابق با مجموعه تأسیسات تایید شده از نقشههای سیستم نصب شوند.
10.4.13 تمامی مخازن و براکتهای نصب باید مطابق با الزامات سازنده بهطور ایمن نصب شوند.
10.4.14 سیستم لولهکشی باید در یک مدار بسته با استفاده از نیتروژن یا گاز خشک فشار آزمایی شود.
10.4.15* آزمایش جریان با استفاده از نیتروژن یا گاز بیاثر باید بر روی شبکه لولهکشی انجام شود تا تأیید شود که جریان بهطور مداوم وجود دارد.
10.5 بازبینی یکپارچگی محفظه
10.6 بازبینی اجزای الکتریکی
10.6.14.6 قسمت قابل استفاده از سوئیچ انصراف نباید کمتر از 42 اینچ (1.07 متر) و بیشتر از 48 اینچ (1.22 متر) از کف تمامشده باشد.
10.6.14.7 ایستگاههای دستی کشیدن همیشه باید سوئیچهای انصراف را لغو کنند.
10.6.15 واحد کنترل آزادسازی باید مطابق با مستندات سیستم نصب شده و بهراحتی قابل دسترس باشد.
10.7 آزمایش عملکردی
10.7.1 آزمایشهای عملکردی مقدماتی
10.7.2 آزمایش عملکرد عملیاتی سیستم
10.7.3 عملیات نظارت از راه دور
10.7.3.2 یک وضعیت خطا باید به هر مدار شروع یا اعلان اعمال شود تا تأیید شود که وضعیت مشکل در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.
10.7.3.3 هر دستگاه تحت نظارت باید اجرا شود تا تأیید شود که وضعیت نظارتی در ایستگاه از راه دور دریافت شده است.
10.7.4 منبع قدرت اصلی پنل کنترل
یک قطع برق اصلی باید مطابق با مشخصات سازنده آغاز شود تا تأیید شود که سیستم بر روی برق پشتیبان کار میکند.
10.7.5 بازگرداندن سیستم به وضعیت عملیاتی
10.8 مستندات مالک
10.9 آموزش
محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر یکی از حیاتیترین مراحل طراحی سیستمهای اطفای حریق اتوماتیک است. دبی پمپ باید به اندازهای باشد که بتواند فشار و حجم آب لازم برای تامین اسپرینکلرهای فعال را در زمان بروز آتش سوزی فراهم کند. در واقع، پمپ اسپرینکلر قلب تپنده سیستم اطفای حریق است و اگر دبی آن به درستی انتخاب نشود، سیستم عملکرد موثری نخواهد داشت. روشهای محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر بسته به نوع کاربری ساختمان، تراکم خطر آتش، نوع اسپرینکلر، سطح پوشش دهی و استاندارد مورد استفاده متفاوت هستند. امروز و در این مقاله قصد داریم به بررسی تمام راهکارهای محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر بپردازیم. با ما همراه باشید.

همانطور که پیشتر هم گفتیم، توجه به محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر میتواند تاثیر قابل توجهی به سطح عملکرد حرفهای آن بگذارد. لذا لازم به توجه است که محاسبه این معیار میبایست توسط یک تیم متخصص صورت بگیرد. در ادامه با ما همراه باشید تا 7 روش محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر را مورد بررسی قرار دهیم:
در این روش، فرض میشود که در زمان وقوع آتش، تعداد مشخصی از اسپرینکلرها به طور همزمان فعال میشوند. برای هر اسپرینکلر، دبی خروجی با فرمول زیر محاسبه میشود:
[
Q = K \times \sqrt{P}
]
که در آن:
برای مثال اگر 6 اسپرینکلر فعال شوند و هر کدام دارای دبی 80 لیتر بر دقیقه باشند، دبی کل برابر با 480 لیتر بر دقیقه خواهد بود. البته باید افت فشار در مسیر لوله کشی و اتصالات نیز به صورت افزایشی در نظر گرفته شود. این روش برای پروژههای متوسط مانند پارکینگها یا ساختمانهای اداری کاربردی است.
اما این روش یکی از استانداردترین و پر کاربردترین روشها در طراحی سیستمهای اسپرینکلر طبق استاندارد NFPA 13 است. فرمول کلی آن عبارت است از:
[
Q = A \times D
]
که در آن:
به عنوان مثال، در یک ساختمان با خطر متوسط (Ordinary Hazard Group 1)، تراکم حدود 4.1 L/min/m² در نظر گرفته میشود. اگر مساحت ناحیه طراحی 200 متر مربع باشد، دبی پمپ برابر است با:
( Q = 200 × 4.1 = 820 , L/min )
در پایان ضریب اطمینان 10 تا 15 درصد به این مقدار افزوده میشود تا پمپ بتواند افت فشار احتمالی را نیز جبران کند.
بیشتر بخوانید: تاثیر هوش مصنوعی در آتش نشانی – بررسی 10 تاثیر کلیدی
در استاندارد NFPA 13، روش طراحی بر اساس انتخاب بدترین ناحیهانجام میشود. این ناحیه معمولا منطقهای است که در صورت آتش سوزی بیشترین احتمال فعال شدن اسپرینکلرها را دارد. مراحل کار به صورت زیر است:
برای مثال، در خطر زیاد (Extra Hazard Group 1)، ممکن است مساحت طراحی 280 متر مربع و تراکم 12 L/min/m² باشد. بنابراین دبی پمپ برابر با ( 280 × 12 = 3360 , L/min ) خواهد بود. این روش از دقیقترین و استانداردترین روشهای طراحی در پروژههای صنعتی، کارخانجات و انبارهای بزرگ است.
اما روش تجربی که بر مبنای کاربری ساختمان مورد استفاده قرار میگیرد، برای طراحیهای مقدماتی یا برآورد سریع دبی پمپ کاربرد دارد. در این روش از دادههای آماری و تجربی در پروژههای مشابه استفاده میشود. برای مثال:
هر چند این روش دقت روشهای مهندسی را ندارد، اما برای تخمین اولیه ظرفیت پمپ و مخزن ذخیره آب مفید است. شایان ذکر است که در مرحله طراحی تفصیلی، این مقادیر باید با محاسبات دقیق هیدرولیکی اصلاح شوند.
در روش هیدرولیکی، دبی پمپ از طریق محاسبه دقیق افت فشار در کل سیستم به دست میآید. تمام مسیر لوله کشی از پمپ تا آخرین اسپرینکلر در نرم افزارهایی مانند HydraCAD، Elite Fire Sprinkler یا AutoSPRINK مدل سازی میشود. افت فشار ناشی از:
همگی در نظر گرفته میشود.
در پایان، منحنی نیاز شبکه با منحنی عملکرد پمپ طبیق داده میشود تا نقطه کاری پمپ مشخص گردد. این روش دقیقترین شیوه ممکن است و در پروژههای حساس مانند بیمارستانها، پالایشگاهها، مراکز داده و فرودگاهها الزامی است.
اما در این روش از جداول استاندارد بین المللی مانند NFPA 13 یا BS EN 12845 استفاده میشود که برای هر طبقه خطر، محدوده مشخصی از دبی و فشار توصیه میگردد:
این روش برای انتخاب سریع پمپ در مراحل اولیه طراحی بسیار مفید است، اما باید با محاسبات دقیق تکمیل شود تا سیستم دچار کمبود فشار یا دبی نشود.
اما در نهای، یکی دیگر از روشهای محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر، روش ترکیبی است. امروزه در پروژههای بزرگ و حساس، معمولا از ترکیب چند روش استفاده میشود. ابتدا ناحیه طراحی و تراکم از استاندارد NFPA تعیین میشود، سپس افت فشار سیستم از طریق تحلیل هیدرولیکی محاسبه میگردد. در پایان نیز دبی نهایی با دادههای تجربی و جداول خطر تطبیق داده میشود تا از عملکرد صحیح سیستم اطمینان حاصل شود. مزیت روش ترکیبی این است که علاوه بر دقت بالا، خطای طراحی را به حداقل رسانده و انتخاب پمپ را بهینه میکند. به طور کلی، در پروژههای حیاتی مانند نیروگاهها، صنایع پتروشیمی و مراکز خرید بزرگ از این روش استفاده میشود.
ممکن است بپرسید که چرا محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر تا این حد اهمیت دارد؟ دبی پمپ در واقع میزان آبی است که باید در زمان وقوع آتش سوزی با فشار مناسب به اسپرینکلرها رسانده شود تا بتوانند شعلهها را در کوتاهترین زمان ممکن مهار کنند. اگر دبی پمپ کمتر از مقدار مورد نیاز باشد، فشار در شبکه کاهش یافته و اسپرینکلرها قادر به پوشش کامل ناحیه حریق نخواهند بود. در نتیجه احتمال گسترش آتش و خسارتهای جانی و مالی افزایش مییابد. از سوی دیگر، انتخاب پمپی با دبی بیش از حد نیز منجر به افزایش غیر ضروری هزینهها، مصرف انرژی و استهلاک سیستم میشود.
به همین دلیل، محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر بر اساس استانداردهایی مانند NFPA 13 و BS EN 12845 نه تنها ضامن عملکرد بهینه سیستم است، بلکه به کاهش هزینههای نگهداری و صرفه جویی در منابع آبی نیز کمک میکند. این محاسبه دقیق، توازن بین فشار، حجم آب و ایمنی را برقرار کرده و اطمینان میدهد که در هر شرایط اضطراری، سیستم اطفای حریق عملکردی سریع، قابل اعتماد و استاندارد داشته باشد.
بیشتر بخوانید: روش های غیر فعال کردن سیستم اعلام حریق – بررسی 8 راهکار کلیدی

کلام پایانی
همانگونه که دیدید در این مقاله به طور کامل به بررسی روشهای محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر پرداختیم. دانستیم که برای محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر باید ترکیبی از دقت مهندسی و آشنایی با استانداردهای بین المللی به کار گرفته شود. روش تراکم آب پاشی و طراحی ناحیهای دقیقترین روشها برای طراحی نهایی هستند، در حالی که روش تجربی یا جدول خطر برای برآورد اولیه مناسباند. ضمن سپاس از همراهی شما عزیزان با ما تا پایان این مقاله، امیدواریم مطالب ارائه شده برای شما مفید بوده باشد.
ما در گروه مجموعه اسپین الکتریک به صورت تخصصی در زمینه تامین و عرضه انواع تجهیزات سیستم اعلام حریق فعالیت میکنیم. شما همراهان محترم میتوانید جهت کسب اطلاعات بیشتر و دریافت مشاوره رایگان، از طریق پلهای ارتباطی با کارشناسان ما تماس بگیرید . از مشاوره پیش از خرید بهره مند شوید.
سوالات متداول
چگونه میتوان دبی پمپ اسپرینکلر را به صورت دقیق محاسبه کرد؟
برای محاسبه دقیق دبی پمپ اسپرینکلر باید ابتدا نوع خطر مشخص شود، سپس بر اساس استاندارد NFPA 13 یا BS EN 12845، مساحت ناحیه طراحی و تراکم آب پاشی تعیین گردد. با ضرب این دو مقدار، دبی مورد نیاز سیستم به دست میآید و در نهایت باید افت فشار لولهها، ارتفاع ساختمان و تعداد اسپرینکلرهای فعال نیز به محاسبه افزوده شود تا پمپ توان کافی برای پوشش تمام نواحی آتش را داشته باشد.
چه عواملی بر میزان دبی مورد نیاز پمپ اسپرینکلر تاثیر میگذارند؟
عواملی مانند نوع کاربری ساختمان، مساحت ناحیه طراحی، فشار کاری اسپرینکلر، ارتفاع ساختمان، قطر لولهها و میزان خطر آتش سوزی به طور مستقیم بر دبی پمپ اثر دارند. به طور کلی، هر چه خطر آتش بیشتر یا ساختمان مرتفعتر باشد، به دبی بالاتری نیاز است. همچنین در سیستمهایی با افت فشار زیاد یا لوله کشی طولانی، باید پمپی با ظرفیت بالاتر انتخاب شود تا آب با فشار مناسب به تمام نقاط شبکه برسد.
چرا رعایت استانداردهای NFPA و EN در محاسبه دبی پمپ اسپرینکلر ضروری است؟
استانداردهای NFPA 13 و BS EN 12845 تمامی جزئیات طراحی، دبی مورد نیاز، فشار کاری و شرایط عملیاتی پمپهای اسپرینکلر را مشخص میکنند. رعایت این استانداردها باعث میشود سیستم اطفای حریق در هر شرایطی عملکردی قابل اعتماد و موثر داشته باشد. در غیر این صورت، احتمال نارسایی در عملکرد اسپرینکلرها، هدر رفتن آب یا حتی خاموش نشدن کامل آتش به شدت افزایش مییابد.
۶.۱ مشخصات، نقشهها و تأییدیهها
۶.۱.۱ مشخصات
۶.۱.۱.۱ مشخصات سیستمهای اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی، باید تحت نظارت فردی تهیه شود که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی اینگونه سیستمها بوده و با مشورت مرجع ذیصلاح انجام گیرد.
۶.۱.۱.۲ مشخصات باید شامل تمام موارد مربوط و لازم برای طراحی صحیح سیستم باشد، از جمله تعیین مرجع ذیصلاح، تفاوتهای مجاز نسبت به استاندارد بهتأیید مرجع ذیصلاح، معیارهای طراحی، توالی عملکرد سیستم، نوع و گستره آزمونهای تأییدی که پس از نصب سیستم باید انجام شود، و الزامات آموزش مالک.
۶.۱.۲ نقشههای اجرایی
۶.۱.۲.۱ نقشههای اجرایی و محاسبات باید پیش از شروع نصب یا بازسازی سیستم برای تأیید به مرجع ذیصلاح ارائه شوند.
۶.۱.۲.۲ نقشههای اجرایی و محاسبات باید فقط توسط افرادی تهیه شوند که دارای تجربه کامل و صلاحیت لازم در طراحی سیستمهای اطفاء حریق با گاز پاک از نوع غرقاب کلی و کاربرد موضعی هستند.
۶.۱.۲.۳ هرگونه انحراف از نقشههای اجرایی نیاز به کسب اجازه از مرجع ذیصلاح دارد.
۶.۱.۲.۴ نقشههای اجرایی باید با مقیاس مشخص رسم شوند.
۶.۱.۲.۵ نقشههای اجرایی باید موارد زیر را که مرتبط با طراحی سیستم هستند نشان دهند:
(۱) نام مالک و ساکن
طراحی سیستم ۲۰۰۱-۱۹
(۲) مکان، شامل آدرس خیابانی
(۳) نقطه قطبنما و نمادهای توضیحی
(۴) مکان و ساختار دیوارها و تقسیمات حفاظتی
(۵) مکان دیوارهای آتشبر
(۶) برش مقطع enclosure، به صورت دیاگرام کامل یا شماتیک، شامل مکان و ساختار مجموعههای کف-سقف ساختمان در بالا و پایین، کفهای با دسترسی بلند، و سقفهای معلق
(۷) نوع عامل مورد استفاده
(۸) غلظت عامل در کمترین و بالاترین دمایی که enclosure محافظت میشود
(۹) شرح اشغالها و خطراتی که محافظت میشوند، مشخص کردن اینکه آیاenclosure معمولاً اشغال شده است یا خیر
(۱۰) برای enclosure محافظت شده با سیستم اطفاء حریق با گاز پاک، تخمین فشار مثبت حداکثر و فشار منفی حداکثر، نسبت به فشار محیطی، که انتظار میرود پس از تخلیه عامل توسعه یابد
(۱۱) شرح مواجهات اطراف enclosure
(۱۲) شرح ظروف ذخیرهسازی عامل مورد استفاده، شامل حجم داخلی، فشار ذخیرهسازی، و ظرفیت اسمی بیان شده بر اساس واحدهای جرم یا حجم عامل در شرایط استاندارد دما و فشار
(۱۳) شرح نازلها، شامل اندازه، پورتهای روزنهای، و مساحت معادل روزنه
(۱۴) شرح لولهها و اتصالات مورد استفاده، شامل مشخصات مواد، درجه، و رتبه فشار
(۱۵) شرح سیم یا کابل مورد استفاده، شامل طبقهبندی، اندازه [آمریکاییAWG]، شیلدینگ، تعداد رشتهها در هادی، ماده هادی، و برنامه کدگذاری رنگ؛ الزامات جداسازی هادیهای مختلف سیستم؛ و روش مورد نیاز برای ایجاد اتصالهای سیم
(۱۶) شرح روش نصب دتکتورها
(۱۷) برنامه تجهیزات یا فهرست مواد برای هر دستگاه یا وسیله نشاندهنده نام دستگاه، سازنده، مدل یا شماره قطعه، تعداد و شرح
(۱۸) نمای نقشهای از منطقه محافظتشده نشاندهنده تقسیماتenclosure (تمام و جزئی ارتفاع)، سیستم توزیع عامل، شامل ظروف ذخیرهسازی عامل، لولهها و نازلها؛ نوع آویز لولهها و نگهدارندههای لولههای سخت؛ سیستمهای شناسایی، هشدار و کنترل، شامل تمام دستگاهها و شماتیک اتصالات سیمی بین آنها؛ مکانهای دستگاههای پایان خط؛ مکان دستگاههای کنترلشده مانند دمپرها و پردهها؛ و مکان علائم آموزشی
(۱۹) نمای ایزومتریک از سیستم توزیع عامل نشاندهنده طول و قطر هر بخش لوله؛ شمارههای مرجع گرهها مربوط به محاسبات جریان؛ اتصالات، شامل کاهندهها، تغییرات، و جهتگیری تکیهگاهها؛ و نازلها، شامل اندازه، پورتهای روزنهای، نرخ جریان، و مساحت معادل روزنه
(۲۰) نقشه مقیاسدار از طرح گرافیکی پنل اعلان در صورتی که از سوی مرجع ذیصلاح درخواست شده باشد
(۲۱) جزئیات هر پیکربندی منحصر به فرد از نگهدارنده لولههای سخت، نشاندهنده روش اتصال به لوله و ساختار ساختمان
(۲۲) جزئیات روش اتصال ظروف، نشاندهنده روش اتصال به ظرف و ساختار ساختمان
(۲۳) شرح کامل گام به گام توالی عملیات سیستم، شامل عملکرد سوئیچهای هشدار و نگهداری، تایمرهای تأخیر، و خاموشی اضطراری برق
(۲۴) دیاگرامهای شماتیک سیمکشی نقطه به نقطه نشاندهنده تمامی اتصالات مدار به پنل کنترل سیستم و پنل گرافیکی اعلان
(۲۵) دیاگرامهای شماتیک سیمکشی نقطه به نقطه نشاندهنده تمامی اتصالات مدار به رلههای خارجی یا اضافی
(۲۶) محاسبات کامل برای تعیین حجم enclosure، مقدار عامل پاک، و اندازه باتریهای پشتیبان؛ روش استفادهشده برای تعیین تعداد و مکان دستگاههای شناسایی صوتی و بصری؛ و تعداد و مکان دتکتورها
(۲۷) جزئیات ویژگیهای خاص
(۲۸) منطقه شیر فشار اطمینان یا مساحت معادل نشت برای enclosure محافظتشده جهت جلوگیری از توسعه اختلاف فشار در مرزهای enclosure که بیش از حد مجاز فشار enclosure مشخصشده در هنگام تخلیه سیستم باشد
۶.۱.۲.۶ جزئیات سیستم باید شامل اطلاعات و محاسبات در مورد مقدار عامل؛ فشار ذخیرهسازی ظرف؛ حجم داخلی ظرف؛ مکان، نوع، و نرخ جریان هر نازل، شامل مساحت معادل روزنه؛ مکان، اندازه و طول معادل لولهها، اتصالات و شیلنگها؛ و مکان و اندازه تأسیسات ذخیرهسازی باشد.
۶.۱.۲.۶.۱ کاهش اندازه لوله و جهتگیری تکیهگاهها باید مشخص شود.
۶.۱.۲.۶.۲ اطلاعات مربوط به مکان و عملکرد دستگاههای شناسایی، دستگاههای عملیاتی، تجهیزات کمکی، و مدارهای الکتریکی، در صورت استفاده، باید ارائه شود.
۶.۱.۲.۶.۳ دستگاهها و وسایل استفادهشده باید شناسایی شوند.
۶.۱.۲.۶.۴ هر ویژگی خاص باید توضیح داده شود.
۶.۱.۲.۶.۵ سیستمهای پیشمهندسی شده نیازی به مشخص کردن حجم داخلی ظرف، نرخهای جریان نازل، طول معادل لولهها، اتصالات و شیلنگها، یا محاسبات جریان ندارند، زمانی که در محدودههای فهرستشده خود استفاده میشوند.
۶.۱.۲.۶.۶ برای سیستمهای پیشمهندسی شده، اطلاعات مورد نیاز توسط دفترچه طراحی سیستم فهرستشده باید برای تأیید سیستم بر اساس محدودیتهای فهرستشده به مرجع ذیصلاح ارائه شود.
۶.۱.۲.۷ یک دفترچه راهنمای “طبق ساخت” و نگهداری که شامل توالی کامل عملیات و مجموعه کاملی از نقشهها و محاسبات باشد باید در سایت نگهداری شود.
۶.۱.۲.۸ محاسبات جریان
۶.۱.۲.۸.۱ محاسبات جریان همراه با نقشههای اجرایی باید برای تأیید به مرجع ذیصلاح ارائه شوند.
۶.۱.۲.۸.۲ نسخه برنامه محاسبات جریان باید در چاپ خروجی محاسبات کامپیوتری مشخص شود.
۶.۱.۲.۸.۳ زمانی که شرایط میدانی نیاز به تغییرات مادی از نقشههای تأیید شده داشته باشد، تغییر باید برای تأیید ارائه شود.
۶.۱.۲.۸.۴ زمانی که تغییرات مادی از نقشههای تأیید شده انجام میشود، نقشههای اصلاحشده “طبق ساخت” باید ارائه شوند.
۶.۱.۳ تأیید نقشهها
۶.۱.۳.۱ نقشهها و محاسبات باید قبل از نصب تأیید شوند.
۶.۱.۳.۲ در صورتی که شرایط میدانی نیاز به هرگونه تغییر اساسی از نقشههای تأیید شده داشته باشد، تغییر باید قبل از اجرایی شدن برای تأیید ارسال شود.
۶.۱.۳.۳ زمانی که چنین تغییرات اساسی از نقشههای تأیید شده انجام میشود، نقشههای اجرایی باید بهروزرسانی شوند تا سیستم نصبشده را بهطور دقیق نشان دهند.
۶.۲ محاسبات جریان سیستم
۶.۲.۱ محاسبات جریان سیستم باید با استفاده از روش محاسباتی فهرستشده یا تأیید شده توسط مرجع ذیصلاح انجام شود.
۶.۲.۱.۱ طراحی سیستم باید در محدوده محدودیتهای فهرستشده سازنده باشد.
۶.۲.۱.۲ طراحیهایی که شامل سیستمهای پیشمهندسی شده هستند، نیازی به ارائه محاسبات جریان مطابق با بند ۶.۱.۲.۸ ندارند، زمانی که در محدودههای فهرستشده خود استفاده شوند.
۶.۲.۲ شیرها و اتصالات باید برای طول معادل بر اساس اندازه لوله یا لولهکشی که با آنها استفاده خواهند شد، ارزیابی شوند.
۶.۲.۲.۱ طول معادل شیر ظرف باید فهرست شده باشد.
۶.۲.۲.۲ طول معادل شیر ظرف باید شامل لوله سیفون، شیر، سر تخلیه و اتصال انعطافپذیر باشد.
۶.۲.۳ طولهای لولهکشی و جهتگیری اتصالات و نازلها باید مطابق با محدودیتهای فهرستشده سازنده باشد.
۶.۲.۴ اگر نصب نهایی از نقشهها و محاسبات تهیهشده متفاوت باشد، نقشهها و محاسبات جدید که نصب “طبق ساخت” را نشان دهند باید تهیه شوند
1 شرح. سیستم کاربرد محلی باید شامل یک منبع ثابت دیاکسید کربن باشد که بهطور دائم به یک سیستم لولهکشی ثابت متصل شده و نازلها بهگونهای چیده شده باشند که مستقیماً به درون آتش تخلیه شوند.
6.1.2 کاربردها. سیستمهای کاربرد محلی باید برای اطفاء حریقهای سطحی در مایعات قابل اشتعال، گازها و جامدات کمعمق استفاده شوند، در شرایطی که خطر محصور نشده باشد یا محفظه با الزامات سیلاب کامل مطابقت نداشته باشد.
6.1.3 الزامات عمومی. سیستمهای کاربرد محلی باید مطابق با الزامات مربوطه در فصلهای قبلی و همچنین الزامات اضافی مشخصشده در این فصل، طراحی، نصب، آزمایش و نگهداری شوند.
6.1.4 الزامات ایمنی.
6.2 مشخصات خطر.
6.2.1 گستره خطر. خطر باید بهگونهای از سایر خطرات یا مواد قابل اشتعال جدا شده باشد که آتش به بیرون از ناحیه محافظتشده گسترش نیابد.
6.2.1.1 کل ناحیه خطر باید تحت حفاظت قرار گیرد.
6.2.1.2 ناحیه خطر باید شامل تمام مناطقی باشد که با مایعات قابل اشتعال یا پوششهای جامد کمعمق پوشیده شدهاند یا ممکن است پوشیده شوند، مانند مناطقی که در معرض نشت، تراوش، چکه کردن، پاشیدن یا میعان هستند.
6.2.1.3 ناحیه خطر همچنین باید شامل تمام مواد یا تجهیزات مرتبط مانند قطعات تازه پوششدادهشده، صفحات تخلیه، هودها، کانالها و غیره باشد که میتوانند باعث گسترش آتش به بیرون یا هدایت آن به داخل ناحیه محافظتشده شوند.
6.2.1.4 مجموعهای از خطرات مرتبط به یکدیگر میتواند با تأیید مرجع صلاحیتدار به گروهها یا بخشهای کوچکتری تقسیم شود.
6.2.1.5 سیستمهای مربوط به چنین خطراتی باید به گونهای طراحی شوند که در صورت نیاز، حفاظت مستقل و فوری برای گروهها یا بخشهای مجاور فراهم کنند.
6.2.2 محل خطر.
6.2.2.1 خطر میتواند در داخل اتاق سرور، بهصورت نیمهپوشیده یا کاملاً در فضای باز قرار داشته باشد.
6.2.2.2 ضروری است که تخلیه دیاکسید کربن به گونهای انجام شود که باد یا جریانهای شدید هوا موجب کاهش اثربخشی حفاظت نشوند.
6.3 الزامات مربوط به دیاکسید کربن.
6.3.1 کلیات. مقدار دیاکسید کربن مورد نیاز برای سیستمهای کاربرد محلی باید بر اساس نرخ کلی تخلیه مورد نیاز برای پوششدهی ناحیه یا حجم محافظتشده و مدت زمانی که باید تخلیه حفظ شود تا اطفاء کامل انجام گیرد، تعیین شود.
6.3.1.1 ذخیرهسازی پرفشار.
6.3.1.1.1 برای سیستمهایی با ذخیرهسازی پرفشار، مقدار محاسبهشده دیاکسید کربن باید ۴۰ درصد افزایش یابد تا ظرفیت نامی سیلندرهای ذخیرهسازی تعیین شود، زیرا تنها بخش مایع در فرآیند تخلیه مؤثر است.
6.3.1.1.2 این افزایش ظرفیت ذخیرهسازی سیلندر برای بخش سیلاب کامل در سیستمهای ترکیبی کاربرد محلی – سیلاب کاملالزامی نیست.
6.3.1.2 مقدار دیاکسید کربن موجود در ذخیره باید به اندازهای افزایش یابد که بخار شدن مایع در حین خنکسازی لولهها را جبران کند.
6.3.2 نرخ تخلیه. نرخ تخلیه نازلها باید با استفاده از روش سطحی طبق بخش 6.4 یا روش حجمی طبق بخش 6.5 تعیین شود.
6.3.2.1 نرخ کلی تخلیه سیستم باید برابر با مجموع نرخهای تخلیه تکتک نازلها یا تجهیزات تخلیه استفادهشده در سیستم باشد.
6.3.2.2 برای سیستمهای کمفشار، اگر بخشی از ناحیه خطر قرار است با سیلاب کامل محافظت شود، نرخ تخلیه آن بخش باید بهگونهای باشد که غلظت مورد نیاز را در مدتزمانی برابر یا کمتر از زمان تخلیه بخش کاربرد محلی تأمین کند.
6.3.2.3 برای سیستمهای پرفشار، اگر بخشی از ناحیه خطر قرار است با سیلاب کامل محافظت شود، نرخ تخلیه برای آن بخش باید با تقسیم مقدار مورد نیاز برای سیلاب کامل بر ضریب 1.4 و مدتزمان تخلیه کاربرد محلی به دقیقه، طبق معادله زیر، محاسبه شود:
جایی که:
Qₜₒₜ = نرخ جریان برای بخش سیلاب کامل [پوند/دقیقه (کیلوگرم/دقیقه)]
Wₜₒₜ = مقدار کل دیاکسید کربن برای بخش سیلاب کامل [پوند (کیلوگرم)]
tₗ = زمان تخلیه مایع برای بخش کاربرد محلی (دقیقه)
6.3.3 مدتزمان تخلیه.
6.3.3.1 حداقل زمان تخلیه مایع از تمام نازلها باید ۳۰ ثانیه باشد.
6.3.3.2 تمام نازلهای کاربرد محلی که یک خطر واحد را محافظت میکنند باید بهصورت همزمان برای مدتی که کمتر از حداقل زمان تخلیه مایع نباشد، مایع را تخلیه کنند.
6.3.3.3 زمان حداقل باید برای جبران شرایط خطری که به دوره خنکسازی طولانیتری برای اطمینان از اطفاء کامل نیاز دارد، افزایش یابد.
6.3.3.4 در صورتی که احتمال دارد فلز یا مواد دیگر به دمایی بالاتر از دمای اشتعال سوخت برسند، زمان مؤثر تخلیه باید افزایش یابد تا مدت زمان کافی برای خنکسازی فراهم شود.
6.3.3.5 اگر سوخت دارای نقطه خوداشتغالی پایینتر از نقطه جوش باشد، مانند موم پارافین و روغنهای پختوپز، زمان مؤثر تخلیه باید افزایش یابد تا امکان خنکسازی سوخت و جلوگیری از آتشگیری مجدد فراهم شود.
6.3.3.5.1 حداقل زمان تخلیه مایع باید ۳ دقیقه باشد.
6.4 روش نرخ بهازای مساحت.
6.4.1 کلیات. روش طراحی سیستم بر اساس مساحت باید در مواردی استفاده شود که خطر آتشسوزی عمدتاً شامل سطوح صاف یا اشیاء کمارتفاع مرتبط با سطوح افقی باشد.
6.4.1.1 طراحی سیستم باید بر اساس دادههای فهرستشده یا مورد تأیید برای نازلهای منفرد باشد.
6.4.1.2 استفاده از این دادهها در مقادیر بالاتر یا پایینتر از حدود تعیینشده مجاز نیست.
6.4.2 نرخ تخلیه نازل. نرخ طراحی تخلیه از طریق نازلهای منفرد باید بر اساس موقعیت یا فاصله پاشش مطابق با تأییدیهها یا فهرستهای مشخص تعیین شود.
6.4.2.1 نرخ تخلیه برای نازلهای نوع سقفی باید صرفاً بر اساس فاصله از سطحی که هر نازل از آن محافظت میکند، تعیین شود.
6.4.2.2 نرخ تخلیه برای نازلهای کنار مخزن باید صرفاً بر اساس پرتاب یا فاصله مورد نیاز برای پوشش سطح مورد محافظت توسط هر نازل تعیین شود.
6.4.3 مساحت بهازای هر نازل. حداکثر مساحتی که توسط هر نازل محافظت میشود باید بر اساس موقعیت یا فاصله پاشش و نرخ طراحی تخلیه، مطابق با تأییدیهها یا فهرستهای مشخص تعیین شود.
6.4.3.1 همان عواملی که برای تعیین نرخ طراحی تخلیه استفاده شدهاند باید برای تعیین حداکثر مساحت محافظتشده توسط هر نازل نیز استفاده شوند.
6.4.3.2 بخش خطر تحت حفاظت نازلهای نوع سقفی منفرد باید بهعنوان یک ناحیه مربعی در نظر گرفته شود.
6.4.3.3 بخش خطر تحت حفاظت نازلهای کنار مخزن یا خطی منفرد باید مطابق با محدودیتهای فاصلهگذاری و تخلیه در تأییدیهها یا فهرستهای مشخص، بهصورت ناحیهای مستطیلی یا مربعی در نظر گرفته شود.
6.4.3.4 هنگامی که غلتکهای پوششدادهشده یا اشکال نامنظم مشابه قرار است محافظت شوند، مساحت خیسشده پیشبینیشده باید برای تعیین پوشش نازل استفاده شود.
6.4.3.5 در مواردی که سطوح پوششدادهشده باید محافظت شوند، مساحت بهازای هر نازل میتواند تا حداکثر ۴۰ درصد بیشتر از مقادیر مشخصشده در تأییدیهها یا فهرستها افزایش یابد.
6.4.3.5.1 سطوح پوششدادهشده به سطوحی اطلاق میشود که برای تخلیه طراحی شدهاند و بهگونهای ساخته و نگهداری میشوند که تجمع مایع در سطحی بیش از ۱۰ درصد از ناحیه محافظتشده رخ ندهد.
6.4.3.5.2 بند 6.4.3.5 در مواردی که باقیمانده مواد بهصورت سنگین تجمع یافته باشد، اعمال نمیشود. (به 6.1.2 مراجعه شود.)
6.4.3.6 در مواردی که نازلهای کاربرد محلی برای محافظت از عرض دهانههایی استفاده میشوند که در بندهای 5.2.1.4 و 5.2.1.5 تعریف شدهاند، مساحت بهازای هر نازل طبق تأییدیه خاص میتواند تا حداکثر ۲۰ درصد افزایش یابد.
6.4.3.7 در مواردی که آتشسوزیهای مایعات قابل اشتعال با لایه عمیق قرار است محافظت شوند، باید حداقل فضای آزاد(freeboard) به اندازه 6 اینچ (152 میلیمتر) در نظر گرفته شود، مگر اینکه در تأییدیه یا فهرست نازل به شکل دیگری ذکر شده باشد.
6.4.4 موقعیت و تعداد نازلها. تعداد کافی از نازلها باید برای پوشش کامل ناحیه خطر بر اساس واحدهای سطحی محافظتشده توسط هر نازل استفاده شود.
6.4.4.1 نازلهای کنار مخزن یا خطی باید مطابق با محدودیتهای فاصلهگذاری و نرخ تخلیه مشخصشده در تأییدیهها یا فهرستهای خاص نصب شوند.
6.4.4.2 نازلهای نوع سقفی باید عمود بر ناحیه خطر نصب شده و در مرکز ناحیه تحت حفاظت آن نازل قرار گیرند.
6.4.4.2.1 نصب نازلهای نوع سقفی با زاویهای بین ۴۵ درجه تا ۹۰ درجه نسبت به سطح ناحیه خطر، مطابق با بند 6.4.4.3 نیز مجاز است.
6.4.4.2.2 ارتفاعی که برای تعیین نرخ جریان مورد نیاز و پوشش سطح استفاده میشود باید فاصله از نقطه هدف روی سطح محافظتشده تا سطح جلویی نازل، در امتداد محور نازل، باشد.
6.4.4.3 نصب نازل با زاویه.
6.4.4.3.1 زمانی که نازلها با زاویه نصب میشوند، باید به نقطهای هدفگیری شوند که از سمت نزدیک ناحیه تحت حفاظت توسط نازل اندازهگیری شده باشد.
6.4.4.3.2 این موقعیت باید با ضرب عامل هدفگیری کسری موجود در جدول 6.4.4.3.2 در عرض ناحیه تحت حفاظت توسط نازل، محاسبه شود.
6.4.4.4 اسپرینکلرها باید بهگونهای نصب شوند که از هرگونه مانعی که ممکن است باعث اختلال در پاشش دیاکسید کربن شود، دور باشند.
6.4.4.5* اسپرینکلرها باید بهگونهای نصب شوند که اتمسفر اطفاء حریق را بر روی مواد پوششدادهشدهای که بالاتر از سطح محافظتشده قرار دارند، ایجاد کنند.
6.4.4.6 تأثیرات احتمالی جریان هوا، باد و جریانهای اجباری باید با محل قرارگیری اسپرینکلرها یا افزودن اسپرینکلرهای اضافی برای محافظت از نواحی بیرونی خطر جبران شود.
6.5 روش بر اساس حجم
6.5.1* کلیات. روش طراحی سامانه بر اساس حجم زمانی استفاده میشود که خطر آتشسوزی شامل اشیای سهبعدی و نامنظمی باشد که بهراحتی قابل تبدیل به سطوح معادل نیستند.
6.5.2 محفظه فرضی. نرخ کل تخلیه سامانه باید بر اساس حجم یک محفظه فرضی که بهطور کامل خطر را در بر میگیرد، تعیین شود.
6.5.2.1 این محفظه فرضی باید بر پایه یک کف بسته واقعی باشد، مگر اینکه تمهیدات خاصی برای شرایط کف در نظر گرفته شده باشد.
6.5.2.2 دیوارهها و سقف محفظه فرضی باید حداقل ۲ فوت (۰٫۶متر) از خطر اصلی فاصله داشته باشند، مگر اینکه دیوارههای واقعی وجود داشته باشند، و این محفظه باید تمام نواحی احتمال نشت، پاشش یا ریختن مواد را پوشش دهد.
6.5.2.3 هیچگونه کاهشی در محاسبه حجم برای اشیای جامد موجود در داخل این فضا نباید اعمال شود.
6.5.2.4 حداقل بُعد ۴ فوت (۱٫۲ متر) باید در محاسبه حجم محفظه فرضی لحاظ شود.
6.5.2.5 اگر خطر در معرض باد یا جریانهای اجباری قرار دارد، حجم فرضی باید به اندازهای افزایش یابد که زیانهای سمت بادگیر جبران شود.
6.5.3 نرخ تخلیه سامانه
6.5.3.1 نرخ کل تخلیه برای سامانه پایه باید معادل ۱ پوند در دقیقه بر فوت مکعب (۱۶ کیلوگرم در دقیقه بر متر مکعب) از حجم فرضی باشد.
6.5.3.2* اگر محفظه فرضی دارای کف بسته بوده و بخشی از آن با دیوارههای دائمی و پیوستهای که حداقل ۲ فوت (۰٫۶ متر) بالاتر از خطر قرار دارند (در شرایطی که دیوارهها بهطور معمول بخشی از خطر نباشند) تعریف شده باشد، نرخ تخلیه میتواند بهصورت متناسب کاهش یابد، به شرطی که این کاهش از ۰٫۲۵پوند در دقیقه بر فوت مکعب (۴ کیلوگرم در دقیقه بر متر مکعب) برای دیوارههای واقعی که محفظه را کاملاً احاطه کردهاند، کمتر نباشد.
6.5.4 محل و تعداد اسپرینکلرها. تعداد کافی از اسپرینکلرها باید بر اساس نرخ تخلیه سامانه و حجم فرضی برای پوشش کامل حجم خطر استفاده شود.
6.5.4.1 اسپرینکلرها باید بهگونهای قرار داده و هدایت شوند که با همکاری بین اسپرینکلرها و اشیای داخل حجم خطر، گاز دیاکسید کربن در داخل فضای خطر باقی بماند.
6.5.4.2 اسپرینکلرها باید بهگونهای نصب شوند که تأثیرات احتمالی جریان هوا، باد یا جریانهای اجباری جبران شود.
6.5.4.3 نرخ طراحی تخلیه از طریق اسپرینکلرهای منفرد باید بر اساس محل نصب یا فاصله پرتاب، مطابق با تأییدیهها یا فهرستهای خاص مربوط به آتشسوزیهای سطحی تعیین شود.
6.6 سیستم توزیع
6.6.1 کلیات. سامانه باید بهگونهای طراحی شود که تخلیه مؤثر دیاکسید کربن را بهسرعت و پیش از آنکه مقادیر زیادی گرما توسط مواد داخل اتاق سرور جذب شود، فراهم کند.
6.6.1.1 منبع دیاکسید کربن باید تا حد ممکن نزدیک به اتاق سرور قرار گیرد، اما در معرض آتش نباشد، و مسیر لولهکشی نیز باید تا حد امکان مستقیم و با حداقل پیچوخم باشد تا دیاکسید کربن بهسرعت به محل آتش برسد.
6.6.1.2 سامانه باید برای عملکرد خودکار طراحی شود، مگر اینکه مقامات ذیصلاح اجازه عملکرد دستی را صادر کرده باشند.
6.6.2* سامانههای لولهکشی. لولهکشی باید طبق بند 4.7.5 طراحی شود تا نرخ مورد نیاز تخلیه را در هر اسپرینکلر تأمین کند.
6.6.3 اسپرینکلرهای تخلیه. اسپرینکلرهای مورد استفاده باید برای نرخ تخلیه، برد مؤثر، و الگوی یا محدوده پوشش تأیید شده یا دارای لیست معتبر باشند.
6.6.3.1 اندازه معادل اوریفیس استفاده شده در هر اسپرینکلر باید مطابق با بند 4.7.5 برای تطابق با نرخ طراحی تخلیه تعیین شود.
6.6.3.2 اسپرینکلرها باید با دقت و طبق نیازهای طراحی سامانه، مطابق با بخشهای 6.4 و 6.5، نصب و جهتدهی شوند.